تجمع 8 مارس در میدان بهارستان با خشونت پلیس پایان یافت ضرب وشتم گسترده شرکت کنندگان توسط گارد ضد شورش
پنجشنبه، 17 اسفند 1385
ادوارنیوز: تجمع گروهی از فعالان سیاسی، دانشجویی و زنان به مناسبت 8 مارس در میدان بهارستان با حمله پلیس به خشونت کشیده شد. به گزارش شاهدان عینی در پی فراخوان برای تجمع اعتراضی در برابر مجلس شورای اسلامی در ساعت 2 بعد از ظهر امروز پلیس ضد شورش و نیروهای امنیتی با برقراری تدابیر شدید امنیتی( که از صبح امروز و به دنبال تجمع معلمان آغاز شده بود) اقدام به ضرب و شتم و پراکنده سازی جمعیت 300 نفره ای که در ضلع شمالی میدان بهارستان و در برابر ایستگاه مترو تجمع کرده بودند کرد.
نیروهای گارد ویژه ناجا با خشونت چندین نفر از فعالان سیاسی و دانشجویی حاضر در تجمع از جمله عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ، مرضیه مرتاضی و فاطمه گوارایی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. نیروهای امنیتی یکی از خبرنگاران حاضر در تجمع را نیز مورد ضرب و شتم قرار دادند.
نیروهای امنیتی و انتظامی چندین مرتبه با هجوم به جمعیت اقدام به هدایت حاضران بسمت میدان بهارستان کردند با این وجود فعالان زن موفق شدند بیانیه خود به این مناسبت را توسط خانم شهلا انتصاری قرائت کنند. تعداد زیادی از زنان پلیس نیز در میدان بهارستان حضور داشتند.
در پایان نیروهای انتظامی برای دقایقی شهلا انتصاری و دو نفر دیگر از فعالان زنان را بازداشت و سپس آزاد کردند.
در این تجمع همچنین بابک احمدی و خشایار دیهیمی حضور داشتند
برخی اخبار از بازداشت 6 زن و 1 مرد در لحظات پایانی تجمع حکایت می کند. همچنین خبرگزاری فارس از ظهر امروز خبر داد که مجلس شورای اسلامی بعد از ظهر امروز جلسه علنی ندارد!
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد
--------------------
متن بیانیه قرائت شده در تجمع میدان بهارستان
پنجشنبه، 17 اسفند 1385
ادوارنیوز: متن بیانیه قرائت شده در تجمع امروز میدان بهارستان به شرح زیر است:
فعالان جنبش زنان سالهاست كه با چشم انداز همبستگي زنان ايران و جهان و طرح مطالبات مدني ، خواهان برگزاري روز جهاني زن بوده اند . متاسفانه به رغم تلاش هاي مستمر گروههاي مختلف زنان در مسير احقاق حقوق انساني و شهروندي ، همواره با محدوديت ها و موانع بي شماري روبرو بوده ايم.
امسال نيز بر آن شديم تا با طرح مطالبات زنان، در تجمعي مسالمت آميز( طبق ماده 27 قانون اساسي) در مقابل نهادي كه به باور ما بايد برآمده از آراي ملت باشد، با تاكيد بر خواسته هاي دمكراتيك و برحق خود روز جهاني زن را گرامي بداريم .
اينك اعلام مي كنيم كه به علت برخورد خشونت آميز نيروهاي انتظامي با فعالان جنبش زنان در 13 اسفند كه منجر به بازداشت 33 نفر از آنان - از جمله گروه هماهنگ كننده- شد و با ادامه بازداشت سه نفر از فعالان جنبش زنان در زندان اوين، كه دو تن از ايشان عضو گروه هماهنگ كننده هستند، و همچنين به علت آزادي تعدادي از گروه هماهنگ كننده مراسم در اولين ساعات روز 17 اسفند، امكان مديريت و سازماندهي مراسم روز جهاني زن از گروه هماهنگ كننده سلب شده است .
در همين راستا با تبريك مجدد روز جهاني زن كه امسال به نام "همبستگي براي آزادي ، برابري ، عدالت جنسيتي" نام گذاري شده است ، دست كليه حمايت كنندگان را مي فشاريم و تقاضا داريم به منظور جلوگيري از بروز هرگونه خشونت و يا سو استفاده ، با اخلاق مدني و صلح جويانه، گروه هماهنگ كننده را در مقابل مجلس، ياري كنيد .
گروه هماهنگ كننده : شهلا انتصاري ، فاطمه گوارايي ،مرضيه مرتاضي لنگرودي ، رضوان مقدم
-----------------------
پیام تبریک رهبران بازداشت شده جنبش زنان از اوین به مناسبت 8 مارس
ادوارنیوز: به گفته افرادی که امروز به قید کفالت آزاد شدند پیامِ تبریکی از سوی فعالینِ دربند به مناسبت 8مارس اعلام می گردد:
پيام فعالين جنبش زنان از زندان اوين
جنبش زنان ايران، همواره با اتخاذ روش هاي مسالمت آميز، در پي دستيابي به مطالبات و خواسته هاي خود بوده است. ما، جمعي از فعالينِ اين جنبش، با پرهيز از خشونت، دشواري ها و هزينه هاي اين راه را به اميدِ جهاني ديگر، بر خود هموار مي کنيم، چرا که ما به آينده چشم دوخته ايم. بدين وسيله، ضمن اعلامِ پايبندي به مطالبات بر حق جنبش زنان، 8 مارس سال 85 را از درون زندان، به تمامي زنان تبريک مي گوييم.
گرامي باد 8 مارس، زنده باد جنبش زنان
----------------
تمامی فعالان زن بازداشتی بجز شادی صدر، ژیلا بنی یعقوب و محبوبه عباسقلی زاده آزاد شدند
ادوارنیوز: تمامی فعالان زن بازداشت شده در تجمع برابر دادگاه انقلاب بجز خانمها شادی صدر، ژیلا بنی یعقوب و محبوبه عباسقلی زاده ، حوالی ساعت دو بامداد 8 مارس ، روز جهانی زن، از زندان اوین ازاد شدند.
به گزارش خبرنگار ادوار نیوز تمامی افراد آزاد شده به قید کفالت از زندان آزاد شده اند اما ماموران امنیتی هیچ سخنی در خصوص آزادی سه فعال باقیمانده مطرح نکرده اند. همچنین خانمها شهلا انتصاری ، مرضیه مرتاضی و فاطمه گوارایی هنوز از درب زندان اوین خارج نشده اند اما مراحل نهایی آزادی را طی می کنند.
خبرنگار ادوارنیوز در ساعت 2 بامداد پنج شنبه 8 مارس موفق شد با خانم نسرین افضلی عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت لحظاتی بعد از آزادی گفتگو کند نسرین افضلی که روز آخر بازداشت را به دلیل اعتصاب غذا در بند عمومی گذرانده است با روحیه فوق العاده بالا به سوالات کوتاه ما پاسخهای کوتاهی داد:
ادوارنیوز: سلام خانم افضلی تبریک! چه تعداد از دوستان شما همراهتان ازاد شده اند؟
افضلی: تمام بچه ها بجز شادی، محبوبه و ژیلا بنی یعقوب آزاد شدند البته خانمها انتصاری و مرتاضی و گوارایی هنوز بیرون نیامده اند.
فکر می کنید چرا 3 نفر از فعالان را هنوز آزاد نکرده اند؟ فکر می کنم چون این دوستان مسئولیت نوشتن بیانیه دعوت به تجمع در برابر دادگاه رو کاما بعهده گرفتند همینطور برای کنترل روز 8 مارس
خانم افضلی بند عمومی چطور بود؟ بسیار عالی! یک تجربه فوق العاده عالی برای ما بود
برای فردا چه برنامه ای دارید؟ هنوز کاملا مشخص نیست باید فردا صبح با دوستان جلسه بگذاریم و تصمیم گیری کنیم
با این روحیه فوق العاده احتمالا فردا هم ما اخباری در خصوص شما خواهیم داشت!
البته! اینجا(اوین) هم می گفتند که فردا که برگشتید دیگه مسائل رو دوباره تکرار نمی کنیم! همچنین جواد منتظری همسر آسیه امینی از فعالان زن بازداشت شده که بامداد امروز آزاد شد در گفتگو با خبرنگار ادوارنیوز اسامی آزاد شدگان را به شرح ذیل اعلام کرد: آسیه امینی، نسرین افضلی،پروین اردلان، نوشین احمدی، زارا امجدیان، جلوه جواهری،محبوبه حسین زاده،مهناز محمدی، رضوان مقدم، مریم حسین خواه ،خديجه مقدم، طلعت تقی نیا فخري شادفر، مريم شادفر، همچنین خانمها انتصاری،گوارایی و مرتاضی تا دقایقی دیگر آزاد می شوند.
---------------------------
از ايران امروز
پيام آیرین خان و شیرین عبادی در روز جهانی زن
روز جهانی زن:
آیرین خان و شیرین عبادی خواهان پایان دادن به تبعیض علیه زنان در ایران هستند
در نود و هشتمین جشن سالانه روز جهانی زن، ما از حكومت ایران میخواهیم كه قوانین تبعیضآمیز علیه زنان را به فوریت لغو كند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر كه حقوق انسانی را برای شخصیت و رشد هر انسانی مسئلهای اساسی میشناسد تبعیض بر مبنای جنسیت را تقبیح كرده است.
در عین حال در ایران، زنان از نظر قانونی با تبعیضاتی سنگین و گسترده روبرو هستند كه زنان را از موارد حساس و تعیینكننده مشاركت سیاسی محروم كرده است و با آنان چنان رفتار میشود كه گویی شهروند درجه دو هستند. زنان ایران سزاوار آنند كه در نظام قانونی كشور از وضعیت برابر با مردان برخوردار باشند. زمان برای تحقق این امر بسیار دیر شده است.
فعالان حقوق زنان در ایران «كارزار یك میلیون امضا» را به منظور جمعآوری حمایت وسیع از خواسته خود برای تساوی در برابر قانون به راه انداختهاند. هنگام آن رسیده است كه حكومت ایران به این صداها توجه كند و به تبعیض قانونی علیه زنان خاتمه دهد.
به عنوان دریافت كنندگان جایزه صلح نوبل، ما میدانیم كه بین صلح، عدالت و احترام به حقوق بشر رابطه مستقیمی وجود دارد. تا هنگامی كه زنان، درهر نقطهی جهان، از حقوق خود محروم بمانند عدالت یا صلح نمیتواند برقرار شود. بنا برا ین، پذیرش حقوق زنان نقشی اساسی در ایجاد جوامع قوی، پایدار و با ثبات ایفا میكند و تأمین حق برابری زنان با مردان در همه جوانب زندگی یك گام كلیدی در تحقق جهانشمولی حقوق بشر بشمار میرود.
شیرین عبادی، دریافت كننده جایزه صلح نوبل ٢٠٠٣
آیرین خان، دبیر كل عفو بینالملل كه جایزه صلح نوبل ١٩٧٧ را دریافت كرد
----------------------------
بيانيه سازمان ملل به مناسبت روز جهانی زن
بيانيه سازمان ملل متحد به مناسبت روزجهانی زن ٢٠٠٧
"خشونت عليه زنان همواره بايد از نظر توجه مردم به آن از اولويت برخوردار بوده و منابع لازم در همهی سطوح به آن تخصيص داده شود تا بتوان با جديت و عينيت تمام با آن مبارزه كرد."
تحقيقات عمقی دبيركل در رابطه با خشونت عليه زنان (٢٠٠٦)
علی رغم اين كه نشانههای خشونت عليه زنان در بافتهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاريخی مختلف، متفاوت است، حقيقت وجود خشونت عليه زنان و دختران همواره در سراسر جهان امری تخريب كننده محسوب میشود. تحقيقات انجام شده، اطلاعات و شواهدی كه از زنان و دختران در سراسر دنيا به دست آمده است، شواهدی تلخ را در دست میدهد. خشونت عليه زنان، نقض آشكار حقوق بشر و يكی از موانع اصلی بر سر راه دستيابی به برابری جنسيتی، توسعه و صلح است.
نقضی اين چنين قابل قبول نيست، چه مرتكبين آن دولت و يا عاملان آن يا اعضای خانواده يا غريبه ها باشند، و اين كه چنين عملی در منظر عموم يا در حوزه ی خصوصی، در زمان صلح يا درگيری صورت پذيرد.
چارچوب های سياسی و حقوقی بين المللی، منطقهای و ملی ايجاد شده كه گونه های مختلف خشونت در حوزه های عمومی و همچنين حوزه های خصوصی را پوشش می دهند. با اين حال، پيشرفت در رشد و توسعه ی چنين هنجارهای حقوقی، استانداردها و سياست ها با پيشرفتی متناسب در ميزان اجرای آنها همراه نبوده است. سطح اجرايی آن در همه جای دنيا همواره ناكافی و نامتناسب بوده است.
دولت ها وظيفه دارند تا از زنان و دختران عليه خشونت حمايت نموده و مرتكبين آن را پاسخگو ساخته و برای قربانيان عدالت و غرامت را فراهم سازند. عدم موفقيت در تأمين اين وظايف امری غير قابل قبول است. هنگامی كه دولت قادر نباشد مرتكبين به چنين اعمالی را پاسخگو سازد و هنگامی كه جامعه آشكارا يا به طور ضمنی از چنين نقض و خشونتی چشم پوشی كند، معافيت از مجازات نه تنها مشوق سوء استفاده ی بيشتر بوده بلكه اين پيام را به همراه دارد كه خشونت مردان عليه زنان امری پذيرفته شده و طبيعی است. نتيجه ی آن نيز محروم كردن هر كدام از قربانيان/نجات يافتگان از عدالت و همچنين تقويت و ترويج نابرابری جنسيتی است.
رفع خشونت عليه زنان همواره يكی از جدی ترين و فوری ترين چالش های عصر حاضر است. هر كسی در زمان رويارويی با چنين خشونتی وظيفه دارد اقدامی انجام دهد. هر كدام از ما وظيفه داريم تا از محيط های سياسی و اجتماعی حمايت و آنها را پايدار سازيم كه در آن خشونت عليه زنان و دختران جايی ندارند؛ جايی كه دوستان، اعضای خانواده، همسايگاه، مردان و زنان، برای بازداری مرتكبين چنين اعمالی مداخله نموده و آن را بدون مجازات باقی نمی گذارند.
يك پانل بحث و گفتگو در اين رابطه موضوع بيانگر مشاهدات رسمی سازمان ملل مدت از روز جهانی زن در ٨ مارس ٢٠٠٧ خواهد بود. اين پانل به بررسی عملكردهای مطلوب و نمونه هايی از راه حل های ویژه برای ريشه كنی و رفع خشونت و پايان دادن به معافيت مرتكبين آن از سطوح جهانی و محلی خواهد پرداخت. بحث و گفتگوی پانل نشانگر جنبه های مختلف اين مسئله از چشم انداز نمايندگان مجلس، مقامات اجرايی قانونی، جامعه ی مدنی و رسانه ها خواهدا بود.
--------------------------
از روز
سکوت ما
عيسي سحرخيز
حزب پادگاني حاکم بر کشور طي يک سال گذشته حملات چند سويه اي را عليه حق حاکميت ملت و آزادي هاي مصرح در قانون اساسي ايران و همچنين اعلاميه جهاني حقوق بشر که جمهوري اسلامي متعهد به اجراي کامل آن است شکل داده است.
در اين مسير جنبش زنان ايران به ويژه طي يک سال اخير مورد تهاجم و تاخت و تاز گسترده اي قرار گرفته و فعالان جنبش زنان هر روز به بهانه اي تازه حقوقشان نقض و خودشان دستگير، بازداشت و يا ممنوع الخروج مي شوند.
در تازه ترين اقدام که با هدف تشديد فضاي رعب و وحشت در کشور و از هم پاشاندن تشکل هاي فعالان حقوق بشر و حقوق زنان سازمان يافته است، نيروهاي اطلاعاتي- امنيتي روز يکشنبه سيزدهم اسفند ماه 85 با برخوردي خشن، برنامه ريزي شده و سازمان يافته حدود 40 نفر از زنان دانشگاهي، حقوقدان، وکيل، روزنامه نگار و ديگر فعالان جنبش زنان را که در اعتراض به برخوردهاي غيرقانوني با همکارانشان و دادگاهي کردن آنها و همچنين "تداوم سياست هاي سرکوب گرانه عليه مطالبات بر حق زنان ايران" و "تبعات منفي امنيتي نمودن فضاي مسالمت آميز فعاليت هاي مدني جنبش زنان" در برابر دادگاه انقلاب تجمع مسالمت آميزي را شکل داده بودند، دستگير و در نهايت به بند 209 زندان اوين منتقل کرده و با گذشت 24 ساعت از بازداشت، هنوز آنان را آزاد نساخته اند و به نظر مي رسد که بنا ندارند چهره هاي شاخص آنان را تا روز جمعي يعني سپري شدن زمان برگزاري مراسم روز جهاني زن رها سازند.
روح و مفاد قانون اساسي ايران، اعلاميه جهاني حقوق بشر و به ويژه مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل با عنوان "اعلاميه حقوق ومسئوليت هاي افراد، گروه ها وارگان هاي دست اندرکار ارتقاء وحمايت از حقوق بشر جهاني وآزادي هاي اساسي" که ايران متعهد به اجراي کامل آن است به فعالان جنبش زنان حق برگزاري چنين تجمع مسالمت آميزي را داده و برخورد کنندگان با آنان را مجرم و مستحق مجازات مي شناسد."
در اصل نهم قانون اساسي ايران تصريح شده است: "درجمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک ناپذيرند و حفظ انها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران کمترين خدشه اي وارد کند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور آزاديهاي مشروع را، هرچند با وضع قوانين و مقررات، سلب کند."
در اصل بيست و هفتم قانون اساسي نيز آمده است: "تشکيل اجتماعات و راهپيمائيها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مباني اسلام نباشد، آزاد است." اين اصل از جمله معدود اصول قانون اساسي ايران است که در نحوه اجراي آن بحثي از "قانون" ويا تصويب "قانون تفصيلي" نيامده است. به معناي ديگر، اصل 29 ادامه طبيعي اصل 9 قانون اساسي است که اذعان دارد هيچ مقامي حق ندارد حتي با وضع قوانين و مقررات "آزادي مشروع تشکيل اجتماعات و راهپيمائيهاي غيرمسلحانه و مسالمت جويانه" را از آحاد ملت ايران سلب کند.
تجمع کنندگان در برابر دادگاه انقلاب متعهد به اعلاميه خود، ديروز نه تنها دست به کوچکترين اقدام غيرمسالمت جويانه اي نزدند، بلکه حتي آگاهانه از دادن شعار هم خودداري کردند تا نشان دهند که در آستانه 8 مارس، روزجهاني زن، کماکان چيزي به جز اجراي قانون و تاکيد بر حقوق قانوني خويش نمي خواهند.
"راهپيمايي و تجمع مسالمت آميز" حقي است که در بند يک ماده 20 اعلاميه جهاني حقوق بشرنيز بر آن تاکيد شده است: "هرشخصي حق دارد از آزادي تشکيل اجتماعات، مجامع و انجمنهاي مسالمت آميز بهره مند گردد."
در شرايطي که نقض حقوق اساسي ملت در حاکميت کنوني در حال نهادينه شدن است و فعالان حقوق بشر تحت فشارهاي فزاينده قرار دارند، آنان بايد با استناد به قوانين داخلي و بين المللي و از جمله مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل با عنوان "اعلاميه حقوق ومسئوليت افراد، گروه ها وارگان هاي جامعه جهت ترويج و حمايت حقوق بشر و آزادي هاي اساسي شناسايي شده جهاني" به پاسداري هرچه بيشتر از حقوق خود و همفکران و همراهان خود از جمله ساکنان جديد اوين بپردازند.
اين مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل دست مدافعان حقوق بشر و آزادي هاي سياسي را بازگذارده و درمقابل، دست دولت ها و حکام نقض کننده قانون را براي برخورد با آنان بسته است.
ماده 3 اين اعلاميه تعريف مشخصي ازکنشگران و مدافعان حقوق بشر، حق و حقوق و دامنه فعاليت هاي آنان دارد: "هركسي به طور فردي و در همكاري با ديگران، حق ترويج و كوشش براي حمايت و درك حقوق بشر و آزاديهاي اساسي در سطوح ملي و بين المللي را دارد"... "مدافعان حقوق بشر، عبارتند از افراد، گروهها و ارگانهايي از جامعه كه حقوق بشر وآزاديهاي اساسي شناخته شده بين المللي را در سطح جهاني ترويج وحمايت مي كنند. مدافعان حقوق بشر درصدد ترويج وحمايت حقوق مدني وسياسي، ترويج، توسعه وتحقق حقوق اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي مي باشند . مدافعان حقوق بشر، همچنين حقوق اعضاي گروههايي همانند جوامع بومي را ارتقاء داده وحمايت مي نمايند. تعريف ياد شده شامل افراد يا گروههايي كه مرتكب خشونت مي شوند يا در ترويج چنين اعمالي مي کوشند، نخواهد بود."
در ماده ٥ اعلاميه جزئيات بيشتر نحوه فعاليت اين شخصيت هاي حقيقي و حقوقي تبيين شده است:
به منظور ارتقا وحمايت حقوق بشر و آزاديهاي اساسي، هر كسي به طور فردي يا با همكاري با ديگران در سطوح ملي و بين المللي حق انجام فعاليتهاي زير را دارد:
الف ) تشکيل جلسات و يا گردهم آيي هاي صلح آميز؛
ب ) تشكيل، پيوستن وشركت در سازمانها، انجمنها يا گروههاي غيردولتي؛
ج ) ارتباط با سازمانهاي غير دولتي يا بين المللي.
در مقابل، در ماده ٤ و ماده 12 اين اعلاميه، نه تنها دست دولت هاي ناقض حقوق بشر براي تفسير ويژه از قوانين داخلي و بين المللي در جهت خدشه وارد شدن به اهداف و اصول منشور ملل متحد و اعلاميه جهاني حقوق بشر بسته شده است، بلکه آنها را مجبور مي کند که خود زمينه ساز فعاليت آزاد کنشگران حقوق بشر و حقوق اساسي ملت ها باشند:
ماده 4
هيچ چيز در اعلاميه حاضر نمي تواند به صورتي تفسيرشود که موجب خدشه يا تناقض با اهداف و اصول منشور ملل متحد يا موجب محدوديت يا خدشه به مقررات اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر و ديگر اسناد بين المللي و تعهدات قابل اجرا در اين زمينه گردد.
ماده ١٢
١- هركسي به طور فردي يا در همكاري با ديگران، حق شركت در اقدامات فعال صلح آميز عليه نقض حقوق بشر و آزاديهاي اساسي را دارد.
دولتها بايستي اقدامات لازم را جهت اطمينان خاطر از حمايت شدن کليه افراد - به طور فردي يا در همكاري با ديگران - درمقابل هر گونه نقض، تهديد، مقابله به مثل، تبعيض منفي قانوني يا عملي، فشار يا هر اقدام خودسرانه ديگر را به عمل آورند، تا افراد، در اجراي مشروع حقوقي كه در اعلاميه حاضر به آنها اشاره شده، با موارد فوق مواجه نشوند.
علاوه بر اين در ماده 9 اعلاميه تصريح شده است کساني که حقوق و آزادي هاي اساسي آنان نقض مي شود از اين حق مسلم برخوردار هستند که در محاکم قضايي داخلي و بين المللي مجرمان را به پاي ميز محاکمه بکشانند.
ماده ٩
١- در اعمال و اجراي حقوق بشروآزاديهاي اساسي - از جمله ارتقاء وحمايت از حقوقي كه در اعلاميه حاضر به آن اشاره شده - هر كسي به طور فردي يا با همكاري با ديگران، استحقاق تمتع از ترميم و جبران خسارت موثر وهمچنين حمايت شدن در هنگام مواجهه با موارد نقض اين حقوق را دارد.
٢- به همين منظور، افرادي كه حقوق وآزاديهاي آنان نقض شده، به طور شخصي يا ازطريق نماينده مجاز قانوني، حق شكايت دارند و آن شكايت بايد سريعا در پيشگاه يك دادگاه مستقل، بي طرف وصالح در رسيدگي علني يا مرجع ديگري كه قانون تاسيس کرده، رسيدگي شده واز چنين مرجعي حکمي را اخذ کند. در مواردي كه حقوق يا آزاديهاي افراد نقض شده، لازم است امکان جبران خسارت از جمله پرداخت غرامت فراهم گرديده و تصميم يا راي احتمالي بدون هيچ تاخير ناروائي اجرا شود.
٣- به همين منظور، هر كسي به طور فردي يا با مشاركت باديگران حق انجام فعاليتهاي زير را دارد:
الف) طرح شكايت عليه پليس ومامورين و اعضاي دولت درخصوص نقض حقوق بشر وآزاديهاي اساسي با تسليم دادخواست يا ابزارهاي مناسب ديگر نزد مقامات قضائي، اجرائي، تقنيني يا هر مقام صالح ديگري كه به وسيله سيستم قانوني كشور تمهيد شده باشند. در صورت شکايت، مقامات مذکور بايد حکم خود را درارتباط با شكايت اعلام شده بدون تاخير ناروا صادر نمايند...
اين مجموعه از قوانين داخلي و مصوبات و اعلاميه هاي جهاني، نه تنها کنشگران و مدافعان حقوق بشر را متعهد مي سازد که در شرايط دستگيري گسترده فعالان حقوق زنان ساکت ننشسته و با تمسک به هر وسيله قانوني مسالمت آميزدرصدد آزادي هرچه سريعتر آنان از زندان اوين برآيند، بلکه اين وظيفه اسلامي- انساني و قانوني را در برابر آناني قرار مي دهد که در مسند رياست يا عضويت دولت، نمايندگي ملت و يا عضوي از اعضاي کميسيون ها و کميته هاي درگير با مسائل حقوق اساسي و حقوق بشر در جهت استخلاص خواهران و يا دختران حق طلب خويش تلاش کنند.
آناني که از حق بودن "انرژي هسته اي" دم مي زنند، بايد بگويند که آيا حقوق و آزادي هاي قانوني مصرح در قانون اساسي حق ملت ايران نيست و اهميت مادي و معنوي بالاتري از آن ندارد؟ آيا زنان و دختران ايراني براي گرفتن اين حق مسلم خود بايد شب ها و روزهايشان را دور از فرزندان خردسال و والدين سالخورده خويش در بازداشتگاه ها و زندان هاي تحت حفاظت ماموران اطلاعاتي و امنيتي بگذرانند؟
--------------------------
بزرگداشت هشت مارس!
فرح کريمي
پنجشنبه 17 اسفند 1385 [2007.03.08]
اخباري که در مورد نحوه برخورد با مدافعان حقوق زن در ايران انتشار مي يابد، تواماً احساس خشم و شرم را در شنونده بر مي انگيزد.
اجازه دهيد يک بار آنچه اخيراً در ايران اتفاق افتاد را مرور کنيم: جمعي از زنان ايراني - که تماماً از فعالان فرهنگي و شهروندان قانونمند هستند و در جامعه خود از جايگاه بالا و احترام برخوردارند- خواستار تغيير قوانين تبعيض آميز هستند. براي اين کار خود هم، مسالمت آميزترين شيوه ممکن، يعني جمع آوري امضا از هموطنان خود با درخواست تجديد نظر در قوانين موجود را در پيش گرفته اند؛ تا شايد اين امضاها، نهايتاً مسوولان رسمي کشور را در دستگاه قانون گذاري، متقاعد کند تا تغييراتي در قوانين اعمال کنند. قوانيني که باعث مي شوند تا نيمي از مردم ايران، در زندگي اجتماعي روزمره خود، فشار کمتري را تحمل کنند. خواسته هاي اين زنان اساساً خواسته هايي است در حد اين که زنان و مردان ايراني هنگامي که ازدواج مي کنند، کار مي کنند، براي زندگي خود و کودکانشان تصميم مي گيرند، ... يا شکايت به نزد قاضي مي برند، همچون دو "انسان مساوي" در نظر گرفته شوند.
چنين زناني به خاطر پي گيري خواسته هايشان مورد فشار، توهين و تهمت قرار مي گيرند، و حتي به خاطر پي گيري خواسته اي "قانوني"، آن هم از "قانوني ترين شيوه ممکن"، همچون خلاف کاران به دادگاه احضار مي شوند. عجيب آن که، در آستانه 8 مارس، روز جهاني زن، وقتي که تعدادي از زنان همفکرشان، براي نشان دادن همدردي با احضار شدگان، به مقابل "خانه عدالت" مي روند، آنان نيز دستجمعي بازداشت مي شوند (33 نفر در يک روز).
آيا واقعاً بروز چنين اتفاقي، در براي کساني که در کشوري با سابقه درخشان فرهنگي و تمدني چون ايران متولد شده اند، جز احساس خبر شرم و خشم مي تواند به همراه داشته باشد؟ آيا از اين هم مسالمت آميزتر و قانوني تر، مي توان خواسته اي را از مسوولان يک کشور درخواست کرد؛ و آيا اساساً خواسته اي از اين هم "غيرسياسي تر" و "بي خطر" تر براي امنيت و ثبات يک حکومت، متصور است؟
در دنياي متمدن، دستگيري 33 نفر در يک روز، تنها در مواقعي چون آشوب هاي خشونت بار گروه هاي تبهکار قابل تصور است. اما آيا شايسته ايران است که در آن، چنين تعداد عظيمي از دستگيري ها، در مورد مادران و دختراني صورت گيرد که جرم آنها، تقاضاي تصميم گيري مجدد نهادهاي قانوني راجع به تعدادي از قوانين، براي ايجاد اندکي مساوات ميان شهروندان است؟
اين دستگيري ها، چنان نامشروع و ناموجه است که تنها آزادي سريع و بي قيد شرط تمامي فعالان زن زنداني مي تواند اندکي از بار شرمساري حاصل از آن بکاهد. شرمساري اي که البته، پيش و بيش از همه، متوجه عاملان انجام چنين برخوردهايي با مشروع ترين، قانوني ترين و مسالممت آميزترين خواسته هاي شهروندان ايراني است.
مهم تر آنکه، اين رفتار شرم آور، بايد براي هميشه متوقف شود! تداوم چنين رفتاري، با افرادي که در پي حقوق اوليه نيمي از شهروندان کشور خود هستند، شايسته زن ايراني نيست.
--------------------------
فريبرز رئيس دانا: شهرام جزايري مي رود، زنان سرکوب مي شوند
سهيل آصفي
Soheil.asefi@gmail.com
"برخورد اخير با جنبش زنان، حرکت اين جنبش بسوي مردم را تسهيل کرد." دکتر فريبرز رئيس دانا، اقتصاددان و عضو کانون نويسندگان ايران، با ذکر جمله فوق، در 8 مارس، روز جهاني زن، در گفتگو با "روز" از فراز و فرودها، نيازها و ضرورت هاي ارتقاي جنبش و چشم انداز آن سخن مي گويد. متن گفت و گو را مي خوانيم.
در آستانه 8 مارس روز جهاني زن، خبرهاي ناگواري از برخورد با فعالين جنبش زنان ايران منتشر شده است. ابتدا اگر موافقيد به تعامل دولت ها در طول بيش از نيم قرن گذشته با روزهاي مهم جهاني مانند روز جهاني زن يا اول ماه مه، روز جهاني کارگر بپردازيم.
من متاسفم که در ايران، سالهاي سال است، از نظام گذشته بگيريد تا جمهوري اسلامي، عناد و کينه ورزي عجيب و عميقي بين دولتمردان نسبت به روزهاي جهاني وجود دارد. حاصل جمع همه اينها در تمام دولت ها از زمان رضا شاه به اين سو نشان مي دهد که همه آنها وجه مشترکي دارند و آن اينکه اين روزها موجب مي شود گروههاي اجتماعي به انديشه هاي مستقل تر و آزادانه تر دست پيدا کنند. احساس کنند که در جهان تنها نيستند. اتکا به نفس شان بالا برود و بر قدرت مردمي استوار شوند. از دام ها و حيله ها و سلطه هاي پدرسالارانه، تبليغات دروغين، ايدئولوژي سازي ها و وجدان هاي کاذب آفريني رها شوند و نيرو بگيرند. با روز جهاني کارگر به بدترين شکل برخورد مي شود. روز جهاني دفاع از محيط زيست همين طور است. 8 مارس، روز جهاني زن که يکي از مهم ترين روزهاي جهان است هم همين طور. يادمان باشد که در ميان روزهاي جهاني، روز جهاني زن و روز جهاني کارگر مهم ترين ها هستند. بقيه روزها، مانند کريسمس يا عيد نوروز باستاني، از روزهاي سنتي به شمار مي آيند. روزهاي جهاني که با اراده مردم برگزيده شده اند اهميت خاصي دارند و همين برگزيده شدن و اراده مند بودن است که خشم دولت ها را بر مي انگيزد. اين برخوردها در ايران هميشه بوده است.
جريان اصلاح طلب به عرصه هاي بازتر براي جنبش هاي اجتماعي مانند جنبش کارگري، دانشجويي و زنان در دوران زمام داري خود اشاره مي کند. تا چه حد با اين ديدگاه موافقيد؟
در دوره اصلاحات حکومتي هم ما نديديم که "دولت اصلاحات" اجازه اي بدهد، حمايتي بکند، سينه خود را جلو دهد و بگويد من ايستاده ام تا مردم بتوانند اين روزهاي مهم جهاني را جشن بگيرند. در چهار سال گذشته، زماني که علائم فرتوتي اصلاح طلبان ظاهر شد، وقتي جريانات جديد که مي خواستند به کرسي قدرت تکيه کنند و تماميت خواهي را متحقق کنند فعاليت جديد خود را شروع کردند، از آن زمان برخوردها خيلي تندتر شد.
سپس، در سال 1385، دو برخوردبسيار زننده با زنان ايران انجام شد که اگر از زاويه ديدهاي مختلف به قضيه نگاه کنيم، تامل برانگيز و رنج آور است. اگر با زاويه ديد انساني نگاه کنيم، به اين سوال مي رسيم که چرا بايد واقعا با زنان ما ـ برخي از نمايندگان زنان ما، چون خودشان هم معتقدند نماينده برخي از اقشار زنان و انديشه ها هستند ـ که تنها به شيوه صلح آميز مطالباتشان را مطرح کردند، آنگونه برخورد شود؟ ضرب و شتم شديد، پرونده سازي، دادگاهي کردن و بازجويي هاي طولاني. آنها را به دادگاه انقلاب کشانده اند. اصلا من نمي دانم چرا بعد از نزديک به سي سال، بايد هنوز دادگاه انقلاب وجود داشته باشد و چهل پنجاه زن معترض را که پيشنهاد قانوني دارند، به آنجا بکشانند؟ روز 14 اسفند هم تعدادي از خانم ها رفتند که ببينند سرنوشت دوستانشان که به دادگاه احضار شده اند چه مي شود، و اين برخوردها صورت گرفت. شماري از اين خانم ها دوستان و همکاران من بودند، شماري شاگردان من. آنها به طور صلح آميز دم درب دادگاه ايستاده اند، دوباره به آنها حمله مي شود، دوباره پرونده سازي، دوباره بازجويي، دوباره بي خبري خانواده ها... اين مسائل به لحاظ انساني براي من که در اين سرزمين زندگي مي کنم و به وفاداري به ارزش هاي غني، به زحمت و تلاش، به توانمندي، به روحيه شاد و سازنده اين زنانمان آگاهم، رنج آور است. بخش بزرگي از جامعه ما که اين اخبار را شنيده اند فقط افسوس خورده اند.
کدام اقدام عليه امنيت ملي؟
مدتي است که تريبون هاي رسمي و غير رسمي، از "وابستگي" جنبش زنان گفته اند و اينکه اين عده صرفا با اغراض سياسي خاصي در پي اقداماتي مانند "انقلاب هاي مخملي" و... هستند. جدا از موضع گيري هاي مشهور اين جريانات، تعميم اين مسئله را به کليت اقداماتي که در راستاي مطالبات جنبش هاي اجتماعي ايران صورت مي گيرد چگونه مي بينيد؟
به هر حال پديده "وابستگي" به خارج، "تحريک پذيري" از خارج و مداخله خارجي به هر شکلي محکوم است. اما از آن طرف حرکت هاي زيرکانه و موذيانه دستگاههاي وابسته به صهيونيسم هست. دستگاههاي وابسته به امپرياليسم امريکا که دولت ها را به اشتباهات پي در پي مي کشانند تا زمينه هايي را براي تبليغات خود فراهم بياورند. من نمي دانم يکي از تريبون هاي اينها روزنامه کيهان چه مي گويد و از کي دارد دفاع مي کند و چي را دارد محکوم مي کند. اما برخوردي چنين با زنان حتما و حتما بيشتر به زيان جمهوري اسلامي است. من اگر به جاي مسئولان رده بالاتر از کيهان بودم، به خود عملکرد کيهان بيشتر از همه مظنون مي شدم. براي اينکه حتي در همان رژيم هايي که گرفتار انقلاب مخملين شدند، بعدها معلوم شد برخي ها موذيانه مسائل را دامن مي زدند و زمينه را براي سست کردن ارکان حکومتي فراهم کردند. هيچ ايراني روشني نمي خواهد مداخله خارجي، جنگ افروزي و ناامني در کشورش باشد. اما هيچ ايراني آزاد انديشي نيست که مسئول روزنامه کيهان را از من وطن دوست تر بداند. از من با شعورتر بداند. مي توانيد از مخاطبان بپرسيد. او فقط بلد است فحاشي کند. من از کجا بدانم که او وابسته نيست؟ ما از کجا بدانيم که عملکرد خود او بيشتر موجب سرنگوني نمي شود؟ آنچه که زنان ما مي خواهند، دستيابي به حقوق و خواسته هايي است.
اين جريان ها عنوان مي کنند که برخي از مطالبات زنان، با شريعت اسلام همخواني ندارد، در نتيجه طرح و پيگيري اين مطالبات محلي ندارد و کار "استکبار" و "ضد انقلاب" است...
زنان ما مي خواهند که قانون مجازات "سنگسار" لغو شود. حالا ممکن است اين جريان بگويد خب خواسته شما خلاف اسلام است. اما اين به روزنامه کيهان نيامده است! او که ملاباشي معرکه نيست. او فقط بلد است فحاشي کند. در جوابش اين خانم ها هم مي توانند بگويند، مجازات سنگسار را مي خواهيد ادامه بدهيد؟ مي خواهيد بگوييد اسلامي است؟ پس آن را علني کنيد! مجازات سنگسار بنا بر قاعده اش بايد جلوي چشم همگان صورت بگيرد و امروز نقش اين چشم را "صدا و سيما" بازي مي کند. به قول يکي از نويسندگان، مجازات سنگسار را بياوريد در ميدان آزادي و تمام مراسم را از تلويزيون پخش کنيد تا همه ببينند و درس عبرت بگيرند! پس همين که شما پنهاني اين کار را انجام مي دهيد، نشان دهنده اين است که عده اي در درون شما به اين کار اعتقاد ندارند.
ايجاد فضاي ياس و ناميدي و آنچه جريان هايي سعي دارند به عنوان "شکست" در مورد يک جنبش اجتماعي جا بيندازند، چه عواقبي مي تواند در جامعه اي با ويژگي هاي جامعه امروز ما داشته باشد؟
ايجاد فضاي ياس و نااميدي باعث مي شود که بيماري هاي اجتماعي، انحراف هاي اجتماعي، نارسايي هاي اجتماعي که مرتب در حال قرباني گرفتن است، بيشتر شوند. در تحقيقات دانشگاهي که ما انجام داديم پي برديم بيش از 90 درصد پديده "زنان خياباني" ريشه در فقر دارد. آمار اعتياد بالا رفته است. حتي در خانواده هايي که تمکن مالي دارند، گرايش به سوي انواع محرک ها، روانگردان ها و مواد مخدر بالا رفته است. خب، وقتي که جايگزيني اجتماعي وجود ندارد که زنان جامعه، کارگران جامعه، جوانان جامعه بتوانند در محيطي آزاد و دلخواه خود حرف بزنند، انتقاد کنند و وقتي مي دانند براي يک تجمع محدود در برابر دادگاهي که معلوم نيست به چه جهت مردم را مي برد، اينگونه سرکوبگرانه برخورد مي شود، نتيجه آن، تحريک و شورش کور از يک سو و شورش بي صدا از سوي ديگر مانند پناه بردن به مواد مخدر و قرص هاي روانگردان است.
بارها "اقدام عليه امنيت ملي" به عنوان جرم از سوي نهادهاي مسئول، مطرح شده است.
آن جرياني که اين مساله را مطرح مي کند و به آن دامن مي زند، دشمن امنيت ملي است. آنها براي امنيت ملي کشور ما مشکل ايجاد مي کنند. اينگونه برخوردها با مطالبات مردمي، تنها بستر مداخلات بيگانگان را در کشور ما فراهم مي کند. شماري از اين خانم هايي که فعال هستند، سابقه فعاليت هايشان خيلي بيشتر از قاضي هايي است که امروز آنها را محاکمه مي کنند. سابقه فعاليت هاي آنها در مبارزات ضد امپرياليستي و عدالتخواهانه. شما نگاه کنيد وقتي انبوهي از جوانان فقط به امريکا و حتي به دبي مي انديشند، شهرام جزايري شده است يک قطب، اما شماري از جوانان ما مي روند آنجا که از حقوق ملي و اجتماعي دفاع کنند و آماج حمله قرار مي گيرند. من به خودم مي گويم واقعا به "تنگ چشمي آن ترک لشکري نازم، که حمله بر من درويش يک قبا آورد. " شهرام جزايري، تمسخرآميز تمام نيروها را پشت سر مي گذارد و مي رود، اما دختران و زنان بي پناهي که در نهايت شيوه هاي مسالمت آميز آمده اند خواسته هاي خود را مطرح کنند، آنطور با برخورد تند اين نيرو و آن نيرو مواجه مي شوند. اين چه قدرت نمايي است؟
--------------------- از صدای آلمان
ارعاب فعالان زن در آستانه روز جهانى زن
در پى دستگيرى ۳۳ تن از فعالان زن در روز يكشنبه ۱۳ اسفند، مقابل دادگاه انقلاب، باخبر شديم كه ۷ تن ديگر از زنان فعال كه جزو دستگيرشدگان نبودند، تلفنى به وزارت اطلاعات فرا خوانده شدهاند. همچنين در پى اعتصاب غذاى بازداشتشدگان، حال سه تن از آنان رو به وخامت گذاشته ولى مسئولين زندان اوين از آوردن پزشك براى آنها خوددارى كردهاند. همچنين سه نفر از زندانيان از بند ۲۰۹ به بند عمومى كه محل نگهدارى زندانيان عادى است منتقل شدهاند. گفتگويى با نسرين ستوده، وكيل تعدادى از بازداشتشدگان.
مصاحبهگر: میترا شجاعی
دویچهوله: خانم ستوده، مطلع شدیم که طی ۴۸ ساعته گذشته از طرف ادارهی پیگیری اطلاعات استان تهران با تعدادی از فعالان جنبش زنان تماس گرفتهشده و از آنها خواستهاند که برای پاسخگویی به برخی سوالات به ادارهی اطلاعات بروند. در این زمینه اگر ممکن است توضیح بفرمایید.
ستوده: متاسفانه با ۷ تن از فعالان جنبش زنان تماس گرفته شده و از آنها خواسته شده در ادارات مختلفی حضور پیدا بکنند. این کار به لحاظ قانونی موجه نیست، به دلیل اینکه هر احضاری چه بعنوان متهم یا مطلع یا شاهد باید به موجب ابلاغ کتبی به عمل بیاید و ما امیدواریم که بیش از پیش شاهد اجرای قانون باشیم.
دویچهوله: اسامی این ۷ نفر را ممکن است بفرمایید.
ستوده: خانمها منصوره شجاعی، رضوان مقدم، فرناز سیفی، پریسا کاکایی، بیتا طاهباز، خدیجه مقدم و هما مداح.
دویچهوله: دقیقا از اینها چه چيزى خواستهاند؟
ستوده: طبق تماسهایی که اینها با من داشتند، اظهار کردهاند که با آنها تماس گرفته شده و ابتدا در بعضی از این مکالمات گفته شده که از کلانتری محل با اینها تماس گرفته شده، مجددا گفته شده که از اداره اطلاعات هستند و از اینها دعوت شده برای یک گفتوگوی دوستانه به ادارهی مربوطه بروند. اما طبیعیست که هر احضاری باید به موجب ابلاغ کتبی به عمل بیاید.
دویچهوله: اين خانمها چه برخوردی داشتند، چه واکنشی نشان دادند؟
ستوده: تا این لحظه که من با شما صحبت میکنم هیچیک از دوستان به ادارههایی که از آنها خواسته شده مراجعه نداشتند و ضمنا درخواست کردهاند که هر خواستهای برای احضار وجود دارد، به آنها ابلاغ کتبی بشود.
دویچهوله: خانم ستوده در مورد فعالان زن که الان در بند ۲۰۹ زندان اوین هستند خبر رسیده که حال سه نفر از آنها وخیم است، پروین اردلان، فاطمه گوارایی و مهناز محمدی و تقاضا شده که پزشک برای آنها بیاید، ولی گویا مسئولین زندان با این درخواست موافقت نکردند. شما بعنوان وکیل عدهای از بازداشتشدگان زن چه اقدامی در این زمینه انجام دادهاید؟
ستوده: من به دلیل وکالتی که از خانم پروین اردلان داشتم، امروز به دادگاه انقلاب مراجعه کردم، زیرا همواره در مراجعاتی که خانوادهی زندانیان به زندان اوین داشتند، آنها را راهنمایی میکردند به بخش امنیتی دادگاه انقلاب. طبیعیست که امروز من به بخش امنیتی دادگاه انقلاب مراجعه کردم، اما در قسمت ورودی دادگاه، ضمن تماس با بخش امنیتی، به من پاسخ دادند که چون خانم پروین اردلان اسمش در بین کسانی که خانواده باید مراجعه بکند (براى گذاشتن سند و آزادى) نیست، اصلا هیچ مراجعهای را نسبت به ایشان نمیپذیرند و وکلا را هم نمیپذیرند. بنابراین من علیرغم مراجعهی امروزم اصلا نتوانستم به دادگاه مربوطه وارد بشوم.
دویچهوله: آیا این سه نفر تماسی با خانوادههایشان یا با شما داشتهاند؟
ستوده: بخشی از زندانیان از داخل زندان با من تماسهایی را داشتند. آنها اول بر نامساعد بودن حال خانمها اردلان، گوارایی و مهناز محمدی تاکید کردند و دوم اینکه امروز صبح سه نفر از زندانیان به بخش عمومی که ازشرایط بسیار نامطلوبی برخوردار است منتقل شدهاند. اين در حالى است كه در همهجای دنیا زندانیان سیاسی و فرهنگی در شرایط خاصی نگهداری میشوند.
دویچهوله: این سه نفر چه کسانی هستند؟
ستوده: خانم مریم حسینخواه، زارا امجدیان، نسرین افضلی. این سه نفر به بند عمومی منتقل شدهاند و از شرایط آن بند ناراضیاند.
دویچهوله: علت انتقال این سه نفر به بند عمومی چه بوده؟
ستوده: علتش اعلام نشده. آنها خودشان هم علتش را نمیدانستند و میدانید که از دیروز، از سه شنبه ظهر، خانمهای زندانی وارد اعتصاب غذا شدهاند و ما امیدواریم که به خواستههای برحق آنها توجه کافی بشود. ضمن اینکه زندانیانی که از داخل زندان با من تماس داشتند اعلام کردند که با توجه به اینکه کلیه خواستهایشان جنبهی قانونی دارد، همچنان روی تمام آن خواستهها تاکید دارند.
دویچهوله: وخامت حال این سه نفر بخاطر اعتصاب غذا بوده یا مشکل دیگری داشتند؟
ستوده: وخامت حال آنها قبل از اعتصاب غذا شروع شده بود. در واقع اعتصاب غذا در اعتراض به بازداشت غیرقانونی این زنان، به شرایط نامساعد زندان و همچنین عدم آزادی بويژه افراد جوانتر این بازداشتشدگان بود که امیدواریم این روند آزادی زندانیان ادامه پیدا بکند. امروز به خانواده خانم محبوبه حسینزاده اطلاع داده شده که کسی را به عنوان كفيل معرفی بکنند و ایشان آزاد بشوند.
دویچهوله: خانم ستوده در خبرها آمدهبود که این سهنفری که به بند عمومی منتقل شدهاند، مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. آیا درست است؟
ستوده: در تماسی که خانم حسینخواه با من داشت چیزی راجع به ضرب و شتم به من اظهار نکردند. ولی در مورد اینکه شرایطشان بسیار نامطلوب است، این را تایید کردند.
دویچهوله: بند عمومی یعنی در کنار مجرمان عادی در حقیقت اینها را گذاشتهاند. درست است؟
ستوده: بله. بله. زنانی که ممکن است هر نوع کار خلافی از هر طبقهای را انجام داده باشند.
دویچهوله: آیا برای بازداشتشدگان وکیلی تعیین شده یا خودشان تقاضای وکیل کردهاند یا خیر؟
ستوده: برخی از بازداشتشدگان پیش از رفتن به زندان، چون برایشان قابل پیشبینی بود، اقدام به امضای وکالتنامه با وکیل مورد نظر خودشان کردند. اما متاسفانه همچنانکه من نمونهی آن را در مراجعه امروزم به دادگاه انقلاب اشاره کردم، وکلا در این مرحله به راحتی از طرف دادگاه انقلاب رد میشوند، وکالتنامهی آنها پذیرفته نمیشود و در واقع اقدامی از طرف آنها قابل تصور نیست.
دویچهوله: اطلاع دارید که آیا به بازداشتشدگان تفهمیم اتهام شده یا خیر؟
ستوده: ما هیچکدام از اینها را اطلاع نداریم، به این دلیل ساده که از حضور وکیل در تمام مراحل بازجویی جلوگیری بهعمل آمده.
دویچهوله: بعنوان آخرین سوال میخواهم بدانم شما بعنوان وکیل، چشمانداز این بازداشت را چه میبینید؟ فکر میکنید در آستانهی روز جهانی زن آیا ممکن است این فعالین جنبش زنان از زندان آزاد بشوند یا خیر؟
ستوده: ما امیدواریم که بازداشت این زنان در روزهای مقارن با روز جهانی زن فقط ناشی از یک سوء تفاهم و اشتباه بوده باشد. به همین دلیل امید فراوان داریم که در یک روز مانده به روز جهانی زنان که امروز در آن روز هستیم تا پایان امروز، کلیهی زنان آزاد بشوند تا بتوانند در روز جهانی زن آزادانه در کشور خودشان زندگی بکنند.
----------------------
هشتم ماه مارس روز جهانى زنان
هر ساله در روز هشتم ماه مارس ميليون ها زن و مرد در كشورهاى مختلف روز جهانى زن را گرامى مى دارند. عليرغم نزديك به صد سال مبارزه پيگير براى برقرارى حقوق مساوى براى زنان در زمينههاى مختلف سياسى، اجتماعى، اقتصادى، خانوادگى و غيره هنوز تبعيض عليه آنان در همه اين عرصهها و در تقريبا تمامى كشورهاى جهان به اجرا درمى آيد.
تاريخ روز جهانى زن هم زمان تاريخ مبارزه سياسى و اجتماعى عليه تبعيض است. اين روز روز همبستگى براى مبارزه در راه برابرى حقوق و شرايط بهتر كارى و زندگى زنان است. انتخاب تاريخ روز هشتم ماه مارس به عنوان روز جهانى زن به خاطره مبارزه زنان كارگر نساجى در سال ۱۸۵۷ در شهر نيويورك امريكا برمى گردد.
شرايط كارى سخت و غير انسانى و دستمزد كم كارگران زن كه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم همراه با مردان در كشورهاى صنعتى وارد بازار كار شده بودند، آنان را وادار به اعتراض و مبارزه صنفى به شكلهاى سازمان يافته و يا غير متمركز عليه اين بى عدالتى مى كرد.
در اين روز كارگران نساجى زن در يك كارخانه بزرگ پوشاك براى اعتراض عليه شرايط بسيار سخت كارى و وضعيت اقتصاديشان دست به اعتصاب زدند. خاطره اين اعتصاب براى كارگران نساجى باقى ماند. نارضايتى عمومى ازاين شرايط براى زنان كارگر ادامه داشت .
درهشتم مارس سال ۱۹۰۸ ، بعد از گذشت بيش از پنجاه سال كارگران زن كارخانه نساجى كتان در شهر نيويورك با خاطره اعتصاب در اين روز، به دليل تبعيض و محروميت و فشار زياد كار در مقابل حقوق بسيار كم اعتصاب خود را شروع كردند. صاحب اين كارخانه به همراه نگهبانان براى جلوگيرى از همبستگى كارگران ديگر بخش ها با اين اعتصاب و سرايت آن به بخش هاى ديگر اين زنان را در محل كار خود در كارخانه محبوس كرد. به دلايل ناشناخته اى آتش در كارخانه درگرفت و فقط تعداد كمى از كارگران زن محبوس توانستند خود را نجات دهند. ۱۲۹ كارگر زن در آتش سوختند. روز هشتم ماه مارس بر پايه سنتى مبارزه كارگران زن عليه شرايط سخت كاريشان در خاطره ها ماند. در سال هاى بعد در كشورهاى مختلف اروپايى و امريكا مبارزه زنان به شكل تظاهرات و اعتصاب كارى عليه فشار، تبعيض و استثمار كارى و همينطور براى داشتن برابرى حقوق در اجتماع و عليه جنگ ادامه پيدا كرد.
از جمله يكى از مهمترين مدافعان حقوق زنان در كشور آلمان خانم كلارا زتكين (۱۸۵۷_۱۹۳۳) خواستهاى مبارزان زن در آلمان را مبنى بر هشت ساعت كار در روز براى زنان همينطور حق داشتن تعطيلات و مرخصى زايمان و برابرى حقوق در مقابل قانون مطرح كرد.
در اروپا دومين كنفرانس سوسياليستى بين المللى زنان كه در آن صد شركت كننده از هفده كشور جهان شركت داشتند، به پيشنهاد كلارا زتكين در ۲۷ آگوست سال ۱۹۱۰ در كپنهاك روز هشتم ماه مارس به عنوان روز زن و براى دفاع از حقوق آنان در مقابل تبعيضات مختلف و چند جانبه برگزيده شد.
اولين روز جهانى زن در ماه مارس ۱۹۱۱ در دانمارك، آلمان، اتريش، سويس و امريكا برگزار شد. ميليون ها زن در برگزارى اين روز شركت كردند. خواست هاى اساسى زنان عبارت بودند از قوانين حمايت كننده كار براى زنان، حق راى و شركت در انتخابات، عليه جنگ هاى امپرياليستى، برابرى مزد با مردان در مقابل كار مساوى، هشت ساعت كار در روز، حمايت از مادر و كودك، تعيين حداقل مزد.
به دليل بحرا ن عمومى اقتصادى جهان در سال هاى سى و در همين ارتباط خطر فاشيسم مسائل مبارزاتى زنان در حاشيه قرار گرفت.
در فاصله دو جنگ جهانى علاوه بر موضوعات قبلى حق قانونى سقط جنين و حمايت از مادران نيز از اهميت خاصى برخوردار شد. اين مبارزه به يك حركت بزرگ تبديل شد به دليل بحران اقتصادى كه در آن زمان تمام اروپا را در بر گرفته بود، سالانه حدود يك ميليون زن وادار به سقط جنين مى شدند. به دنبال آثار منفى اين سقط جنين هاى غير قانونى در سال ۱۹۳۱ تنها در آلمان حدود ۴۴۰۰۰ زن به مرگ رسيدند.
از طرف ديگر مسئله برابرى مزد در مقابل كار برابر، كوتاه كردن ساعات كار، پايين آوردن قيمت اجناس وغيره نيزاز خواست هاى زنان بودند. خواست هايى كه براى امروز ما هم غريبه نيستند. با روى كار آمدن حكومت ديكتاتورى فاشيستى در كشور آلمان و ممنوع كردن هرگونه تشكل مخالف امكان برگزارى اين روز غير ممكن گرديد.
با وجود اينكه در اين سال ها مبارزان حقوق زنان تاكيد زيادى روى وضعيت اقتصادى زنان و فشارها و تبعيض در محيط كار بر آنان داشتند و كمتر به بافت مردانه و پيچيده جامعه پرداخت مى شد، ولى زنان مبارز از كشورهاى مختلف خواست هاى خود براى رفع تبعيض در خانواده و كار تربيتى زنان را نيز مطرح كرده بودند.
بعد از جنگ جهانى دوم در كشورهاى اروپاى شرقى جشن روز زنان در سال ۱۹۴۶ دوباره برگزار شد. در اين كشورها روز زن به عنوان جشن رسمى و از طريق دولتى نيز به دليل نشان دادن تمايلات حكومت به بهبود وضع زنان گرامى داشته مى شد.
در كشورهاى اروپاى غربى در ابتدا بعد از جنگ هيچ برنامه اى در ارتباط با روز زنان برگزار نمى شد. بعدها اين روزبه عنوان روز مبارزه براى خواست هاى عمومى زنان و روز خانواده و جشن عمومى زنان تبديل شد.
در سال هاى هشتاد بود كه در اين كشورها روز هشتم مارس باز هم اهميت و معنى خاصى پيدا كرد. دوباره موضوعاتى مانند برابرى حقوق زنان در تمام عرصه هاى زندگى، حق سقط جنين، رفع تبعيض در زندگى خانوادگى و حمايت از مادران در دوران حاملگى و بعد اززايمان مورد توجه قرار گرفتند. يكى از نقاط اوج اين اعتراضات در سال ۱۹۹۴ روز اعتصاب زنان بود كه بيش از يك ميليون زن در سراسر آلمان عليه تبعيض و نابرابرى در حقوق زنان در آن شركت كردند.
امروزه بزرگداشت اين روز در تقريبا تمامى كشورها به عنوان روز اعتراض عمومى به اجحاف و فشار بر روى زنان و هم چنين تجليل از كسانى كه اين مبارزه را شروع كردند و براى دگرگونى و بهبود وضع زنان تلاش ورزيدند، برگزار مى شود.
در طى دو قرن گذشته پيشرفت ها براى به رسميت شناختن و قبول حقوق اوليه و انسانى زنان اندك نبوده. در اكثر كشورهاى جهان حق راى زنان و شركت آنان در فعاليت هاى سياسى و اجتماعى به رسميت شناخته شده است. با وجود اين راه طولانى براى انجام واقعى اين خواست ها در پيش است. زنان هنوز در موارد زيادى در خانواده، در اجتماع و يا در محيط كارمورد خشونت قرار مى گيرند. قوانين زن ستيز در بسيارى از كشورها عمل مى كنند. براى نيروى كار زنان در مقابل كار مساوى با مردان هنوز حتى در كشورهاى صنعتى كمتر پرداخت مى شود، درآمد نسبى زنان در همه كشورها بسيار پايين تر از مردان است.
آنان از امكانات آموزشى و بهداشتى به مراتب كمترى برخوردارند. سه چهارم بيسوادان درسطح جهان را زنان تشكيل مى دهند. اكثر آوارگان و پناهنگان جنگى زنانند. تازه در دو ماه پيش بود كه در كشور تركيه كشتن زنان تحت نام قتل ناموسى به عنوان جرم قتل شناخته شد. تعيين پوشش معين براى زنان، اجبار به حجاب و يا بى حجابى، قاچاق و خريد و فروش زنان، سوءاستفاده جنسى از آنان و غيره و غيره از نمونه اجحافات آشكار عليه حقوق زنان هستند كه امروزه بطور عادى و در همه جا اجرا مى شوند.
از تاريخ برگزارى اولين روز زن ۹۵ سال مى گذرد. اما هنوز هم دلايل زيادى وجود دارد كه به عنوان زن و يا مدافع حقوق زنان در اين روز از خواست هاى اوليه آنان در سراسر جهان به پشتيبانى برخيزيم.
|