|
گزارش کامل
همايش «صلح براي صلح»
حجاريان: كشور در شرايط «صلح مسلح» قرار دارد
جلاييپور: كشور «بحران آموزش و تربيت مدني»
دارد
تهران- خبرگزاري كار ايران
همايش «صلح براي
صلح» عصر امروز به مناسبت هفتمين سالروز
ترور «سعيد حجاريان» برگزار شد كه در آن
استادان دانشگاه، پژوهشگران اجتماعي و
فعالان سياسي به سخنراني و ارائه مقاله
پرداختند.
به
گزارش خبرنگار "ايلنا"، در اين همايش «سعيد
حجاريان» مقالهاي با عنوان «صلح مسلح» ارائه
كرد كه متن كامل آن به اين شرح است:
«سال گذشته در همين مكان و حوالي همين زمان
مقالهاي درباره صلح عرضه كردم. آن موقع هنوز
پرونده هستهاي ايران در آژانس بينالمللي
انرژي اتمي در جريان بود اما اكنو ن در آستانه
صدور دومين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل
عليه ايران هستيم و من ناچارم درباره موضوعي
اندك متفاوت از سال گذشته يعني "صلح مسلح "سخن
بگويم؛ به قول معروف سال به سال دريغ از
پارسال.
به لحاظ حقوقي (حقوق بينالملل) رابطه دو
كشور يا دو بلوك از كشورها از حالتهاي زير
خارج نيست:
1- حالات كامله الوداد، كه در اين حالت دو
كشور متحد استراتژيك همديگر محسوب شده و در
زمينههاي مختلف نظامي, اقتصادي و ديپلماتيك
همموضع و متحابهاند. به ياد دارم كه سفير
سابق چين كه به زبان فارسي نيز مسلط بود،
روابط ايران و چين را از نوع كامله الوداد
تلقي ميكرد اما اكنون كه دولت چين در
قطعنامه گذشته عليه ايران در سازمان ملل راي
داده است, آيا ميتوان چين را كشوري متحابه
با ايران دانست يا نه؟
2- حالت همزيستي مسالمتآميز؛ كه در اين حالت
با فرض قبول اختلافات ميان كشورها آنان ميپذيرند
كه به صورت صلح و سلام در كنار يكديگر زندگي
ميكنند چون عوارض منازعه را خطرناكتر از
عوارض مسالمت و مصالحه ميدانند مثلا رابطه
ايران و تاجيكستان, تركمنستان, آذربايجان ...
از اين نوع است. زماني روسها ادعا كردند كه
ما جهانيان در يك قايق به سر ميبريم و سوراخ
كردن اين قايق به نفع هيچكس نيست و تز
همزيستي مسالمتآميز را جايگزين تز جدال
اردوي كار و اردوي سرمايه نمودند.
3- حالت جنگ سرد؛ كه در اين حالت دو كشور با
تبليغات و عمليات رواني از طريق رسانهها
عليه همديگر سخنپراكني كرده و آسيبپذيري
هر يك را به رخ اتباع آن كشور كشيده و از اين
طريق با ايجاد بحران مشروعيت سعي ميكنند كه
رابطه دولت و مردم يا اقليتها را مخدوش
نمايند. اين حالت را ما سالها بين ايران و
عراق در زمان حكومت پهلوي دوم قبل از قطعنامه
1975 شاهد بودهايم، بين شوروي و آمريكا و
ميان مسكو و پكن كه در تواريخ مذكور است.
4- مخاصمه كه در اين حالت مساله از جنگ لفظي
به درآمده و دعاوي ارضي مطرح ميشود و اين
مدعيات به سازمانهاي بينالمللي كشيده ميشود.
همچنين عمليات پنهان اعم از جاسوسي, ضدجاسوسي,
خرابكاري, آدمربايي در داخل دو كشور متخاصم
صورت ميگيرد حتي ممكن است كار به گروگانگيري
اتباع دو كشور بينجامد يا به صدمه زدن به
منافع طرفين در خارج از مرزها منتهي شود. اگر
يادمان باشد چند سال پيش در يك دعواي حقوقي
بعضي از سياسيون ايران مدعي شدند كه روابط
ايران و آمريكا رابطه تخاصم است و كار به آنجا
كشيد كه وزارت خارجه در اين باره اظهار نظر
نمايد چون موضوع به وضعيت پرونده شرايط متبوعه
داخلي مربوط شد.
5- صلح مسلح ARMED PEACE؛ كه وضعيتي است كه در
آن تعادلي ناپايدار ميان دو كشور وجود دارد كه
به آن حالت «نه جنگ نه صلح» ميگويند. اين
وضعيت ممكن است بعد از انجام جنگي صورت گرفته
باشد كه طرفين آتشبس داده باشند و خود را
آماده عمليات بعدي كنند يا آرامشي قبل از
طوفان باشد. در اين باره بيشتر توضيح خواهم
داد.
6- جنگ محدود؛ كه جنگي است كه يا به لحاظ
جغرافيايي منطقه محدودي را در برميگيرد يا
پارتيزاني است يا به لحاظ زماني موقتي است يا
به لحاظ ادوات كه در آن طرفين محدوديتها را
بر خود هموار ميكنند مانند دارفور و جنگ
اخير لبنان.
7- جنگ تمامعيار؛ كه در اين حالت طرفين با
تمام قوا به قصد نابودي طرف مقابل وارد صحنه
شده و از هيچ حربهاي فروگذار نميكنند تا
بالاخره يكي از طرفين از پا درآيد يا قدرتهاي
ديگر مداخله نموده و ترك مخاصمه را الزامي مينمايد
مانند جنگ جهاني.
با اين مقدمه بايد ديد ما اكنون در چه وضعيتي
به سر ميبريم. از نظر بنده پس از آن كه
پرونده هستهاي ما به شوراي امنيت سازمان ملل
متحد رفت و اكنون منتظر صدور قطعنامه دوم آن
نيز هستيم، در عمل يم. اين وضعيت ويژگيهايي
دارد كه بايد به آنها دقت كرد:
الف) در اين وضعيت, ما غنيسازي اورانيوم را
ادامه ميدهيم اما كشور در حالت تعليق است.
به اين معنا كه در كشور نه امكان سرمايهگذاري
وجود دارد، نه وضعيت آينده قابل پيشبيني است،
نه پروژههاي فاينانس و بيع متقابل جواب ميدهند
و نه دورنمايي براي برونرفت از وضعيت بيكاري,
فساد, بيعدالتي و فقر وجود دارد. به اين
شرايط غنيسازي در تعليق ميگويند يعني چرخ
سانتريفوژها ميچرخد اما چرخ اقتصاد از كار
افتاده است. اگر دقت كرده باشيد، كشوري مانند
روسيه كه در گذشته با ما همراهي ميكرد نيز
اخيرا با ادعاهاي واهي پيشبرد پروژه نيروگاه
بوشهر را متوقف ساخته است و منتظر است قطعنامه
بعدي عليه ما صادر شود تا قادر به تصميمگيري
باشد. ژاپنيها هم كه بنا بود در پروژههاي
نفت و گاز ما سرمايهگذاري كنند، عقبنشيني
كردهاند حتي بانكهاي چيني نيز اكنون با ما
همكاري نميكنند. مالزي هم كه ادعا شده است
براي سرمايهگذاري در ايران پا پيش گذاشته
است، در حقيقت يك يا دو تفاهمنامه امضا كرده
است تا ببيند اوضاع به كدام سو ميرود.
ب ) گاهي گفته ميشود كه غنيسازي و
برخورداري از انرژي هستهاي حق مسلم ماست اما
بايد توجه داشت كه در كنار اين حق ما داراي
حقوق ديگري هم هستيم، در حالي كه برخي افراد
انرژي هستهاي را يك حق پايهاي عنوان ميكنند،
من ميخواهم بگويم شايد مهمترين حقي كه در
اين ميان پايمال ميشود، حق توسعه است چرا كه
ما هم حق داريم كشوري توسعهيافته شويم. كشور
ايران با برخورداري از منابع سرشار و
استعدادهاي درخشان هيچ چيز كمتر از بسياري از
كشورهاي توسعهيافته كنوني ندارد اما در اثر
سياستهاي گذشته و بهخصوص وضعيت پا در هواي
كنوني يعني معلق بودن وضعيت كشور, اوضاع بهگونهاي
شده است كه اين حق را از ما سلب كرده است
البته مسوولان هم اين را كه اگر 50 سال ديگر
هم توسعه كشور به تاخير بيفتد اما چرخ غنيسازي
اورانيوم بچرخد به سود است، را كتمان نميكنند
آن هم در جهاني كه هر ثانيهاش ممكن است ما
را فرسنگها از قافله تمدن به عقب بيندازد.
بايد دقت داشت كه توسعه فقط بهبود
استانداردهاي زندگي نيست، فقط بالا رفتن سطح
درآمد ملي نيست، فقط ايجاد شغل و بهبود
تكنولوژي و بهرهوري و گرفتن سهم از بازار
جهاني نيست. توسعه, تعالي و تكامل هم هست، اگر
ما در جا بزنيم، نيز به عقب رفتهايم كه در
اصطلاح به اين «لاغر شدن» ميگويند.
ج) يكي از خطرات «صلح مسلح» آن است كه هر لحظه
امكان دارد كه يكي از طرفين خطايي را مرتكب
گردد و اين خطا مانند بازي دومينو خطاي ديگري
را به دنبال بياورد. وقتي دو نيرو در مقابل
يكديگر به طور مسلحانه صفآرايي كردهاند،
حتي شليك يك گلوله اشتباهي ممكن است به مغلوبه
شدن جنگ منتهي شود. مثلا در مانورهايي كه ما
با آمريكاييها در خليج فارس انجام ميدهيم
هر لحظه امكان دارد كه خطايي صورت گيرد و آن
گاه تبعات آن مشخص نخواهد بود. نكته مهم آن
است كه در منطقه اين آمريكا نيست كه ضربه اصلي
را تحمل ميكند چون خاك اصلي آمريكا فرسنگها
دورتر از منطقه ماست. ضربه اساسي متوجه
زيربناهاي اقتصادي ما خواهد بود كه ما را به
عصر پيش از صنعتي برميگرداند البته آمريكاييها
دقت دارند كه با عمليات ايضايي خود آرام آرام
از ما حساسيتزدايي كنند و به اصطلاح با شيوه
نمدمال كردن به علاوه ديپلماسي فعال مقاصد خود
را پيش ببرند. به هر حال سياست رسمي ما همين
حالت «نه جنگ, نه صلح» است و اين حالت دو
بحران ايجاد مينمايد؛ هر چه به سمت جنگ
برويم، بحران بقاي حاكميت را در پيش داريم و
هر چه به سمت صلح برويم، از آنجا كه تعليق را
مقولهاي حيثيتي كردهايم، دچار بحران
مشروعيت ميشويم البته ميتوان به اين تناقض
با دو نگاه قدمايي و مدرن نگريست. نگاه قدمايي
ميگويد كه «الموت اولي من ركوب العاري و
العار و اولي من دخول ناري» يعني مساله بقا
چندان در مقابل آبرويزي و عدم مشروعيت مهم
نيست و از آن سو عدم مشروعيت در مقابل فرو
رفتن در جهنم مصايب بعدي اهميت چنداني ندارد
لذا با تقدم مشروعيت بر بقا ترجيح ميدهد كه
وارد جنگ مقطعي و حتي تمامعيار شود چرا كه
اگر مشروعيت را از دست بدهد، ممكن است دچار
نائره مصيبتهاي بزرگ شود. شايد راهي كه صدام
برگزيد را بتوان در اين چارچوب تحليل كرد.
نگاه دوم يعني نگاه مدرن معتقد است كه بقا و
حفظ نظام اوجب واجبات است. در اين جا نظام به
مجموعهاي از عناصر سرزمين, مردم, حاكميت و
حكومت اطلاق ميشود لذا ميتوان حتي با مايهگذاري
از آبرو نيز نظام را حفظ كرده و به سمت صلح
پيش رفت و سپس به بازسازي مشروعيت از كفرفته
پرداخت. شايد راهي كه قذافي انتخاب كرد، در
اين مقوله بگنجد. او اكنون تلاش دارد كه با
حركات نمايشي مختلف به بازسازي خود بپردازد و
حتي مجسمه صدام را در پايتخت كشورش به عنوان
قهرمان ملي اعراب برپا كند؛ صدامي كه به كلي
مشي قذافي را قبول نداشت و برخلاف آن عمل كرد.
اما به هر حال بايد دانست كه تاكنون ظاهرا كه
مسوولان ما نگاه اول را پذيرفتهاند، آنها
بايد بدانند كه هر جنگي بالاخره روزي به پايان
خواهد رسيد بنابراين ضروري است كه قبل از آغاز
هر واقعه خطرناكي مانند جنگ، به اين بينديشند
كه چگونه آن را خاتمه خواهند داد. آيا اساسا
خاتمه آن در دست آنان خواهند بود يا نه؟ آنان
كه از هماكنون مانور جنگهاي نامتقارن را
انجام ميدهند در پس ذهن خود پذيرفتهاند كه
در صورت بروز جنگ طرف مقابل با قدرت به مراتب
عظيمتر از قدرت نظامي ما وارد صحنه خواهد شد.
اين عدم تقارن فقط در عرصه نظامي نيست و در
عرصههاي اطلاعاتي و ديپلماسي نيز وجود دارد
و بهتر است كه ما خلاء عدم تقارن در عرصههاي
نرمافزاري را كه سادهتر است، حل كنيم تا
به سختافزارجنگي هم دست بياييم. متاسفانه در
شرايط جنگ ميليتارها دست بالا را در كشورداري
خواهند گرفت و امكان تنفس براي بخشهاي نرمافزاري
را سلب خواهند كرد چه رسد به امكان بروز و
تجلي افكار عمومي از طريق نهادهاي مدني, آزادي
بيان, رسانههاي آزاد و احزاب سياسي.
5) چه بايد كرد؟
همانطور كه در مقدمه گفته شد در شرايط فعلي
مبرمترين وظيفه ما كاستن از حدت مساله است
يعني لااقل اگر بتوانيم خود را از «صلح مسلح»
به حالت «تخاصم» بكشانيم يا بهتر از آن به جنگ
سرد پايين بياييم، بهترين حالت را محقق ساختهايم.
راهكارهايي كه پيشنهاد شدند مانند راهكار
البرادعي كه تعليق در برابر تعليق است يا
راهكاريشنهاد سوئيس يا راهكار پيشنهادي روسيه
و غنيسازي در يك كشور ثالث يا هر راهكار
ديگري كه ممكن است موثر باشد، بايد توسط گروه
مذاكرهكننده به شدت تعقيب شود. اخيرا شنيدهام
آمريكاييها به دنبال راهكار تشكيل سايتهاي
منطقهاي غنيسازي بودهاند. شايد اگر ما
با همسايگان عرب خود در حوزه خليج فارس مذاكره
كنيم، بتوانيم عمليات غنيسازي اورانيوم را
به صورت كنسرسيوم تحت نظر آژانس بينالمللي
انرژي اتمي در يكي از جزاير ايراني خليج فارس
مانند لاوان يا سيري انجام دهيم و فرآوردههاي
آن را به نسبت سهامي كه هر كشور دارد، به آن
تحويل دهيم يا به كشورهاي ثالث بفروشيم، اين
به معني آن است كه از منطقه ما جز نفت و گاز
انرژي هستهاي هم صادر شود.»
حميدرضا جلاييپور:
كشور «بحران آموزش و تربيت مدني» دارد
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي
تاكيد كرد كه جامعه ايران «بحران آموزش و
تربيت مدني» دارد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، حميدرضا جلاييپور
در نشست «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين
سالگرد ترور سعيد حجاريان از سوي شاخه
دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد،
گفت: وقتي اين ترور انجام شد، به دنبال اين
بودم كه چه كسي اين كار را انجام داده است و
خصوصيات تربيتي و شخصيتي وي چيست؟ بعد كه
فهميدم چه كسي بوده، ديدم كه او بعد از انقلاب
متولد شده و رشد و تربيت يافته است. پيرو اين
حادثه رفتارهاي ديگري هم شكل گرفت كه مرا به
فكر فرو برد. مثلا بسياري از گروهها و شخصيتها
و كساني كه صاحبنفوذ هستند، سكوت كردند يا
اين مساله را محكوم نكردند.
وي ادامه داد: اگر كساني را كه سكوت كردند، در
كنار حوادثي از قبيل تخريب 800 خوابگاه و قتلهاي
زنجيرهاي بگذاريم، ميبينيم كه يكي از
سرچشمههاي اين اتفاقات «بحران آموزش و تربيت
مدني» در كشور است.
جلاييپور تصريح كرد: در كشوري كه 70 ميليون
نفر جمعيت دارد و اكثر آنها نيز باسواد هستند،
نكته مهمي كه در آن به نظر ميرسد، «آموزش و
تربيت مدني» است. در كشور ما بحران آموزش و
تربيت مدني وجود دارد. يعني ميليونها آدم در
كشور آگاه شدهاند اما آب را از سرچشمه درست
نميكنند. ما آدمهايي شدهايم كه
انتظاراتمان رشد فزايندهاي دارد اما خودمان،
فرزندانمان و كساني كه در معرض صدا و سيما
هستند، تربيت مدنيشان ضعيف است.
اين جامعهشناس خاطرنشان كرد: در كشورهايي كه
دموكراسي جا افتاده و توانستهاند از مرحله «گذار»
به مرحله «تحكيم دموكراسي» برسند، جامعهشناسان
و روانشناسان آنها دو گرايش خطرناك مبني بر
«استبداد اكثريت» و «جامعه اول من» آنها را
نگران كرده و نسبت به آن هشدار ميدهند.
وي افزود: در «جامعه اول من»، مردم ميگويند
كه من خودم مهم هستم، سياست و امر عمومي به ما
چه. در مقابل گرايش ديگر مبني بر اينكه
دموكراسي ممكن است استبداد اكثريت را بياورد،
دنبال راه حل هستند. آنها در برابر اين دو خطر
روي «تربيت مدني» كار ميكنند تا كودك «تحمل
ديگري» و «احترام به تعهدات» را ياد بگيرد اما
در كشور ما كه به مرحله «تحكيم دموكراسي» وارد
نشدهايم، اين وضع بدتر است.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي
تصريح كرد: كساني كه در غرب نگران اين گرايشات
هستند، به مقامات كشور خود توصيه ميكنند
وقتي با مردم صحبت ميكنيم، حامل ادب باشيم و
نيز به كليساها گفتهاند كه بر روي چه حرفهايي
تاكيد كنند تا مردم چه نوع الگوهايي را در
كشور ياد بگيرند اما در جامعه سياسي ما به
اندازه كافي روي صحبتهايشان توجه ندارند و
محتواي برنامههاي صدا و سيما ارزشهاي مدني
را القاء نميكند. صدا سيما تگر لطف كند كه
همين فوتبال ما را پخش كند اما با محتواي
سريالها اين تربيت مدني القاء نميشود.
انگار ميليونها ماشين را در خيابان ريختهاند
و هيچ قوانيني در مغز رانندگان حك نميشود.
جلاييپور با بيان اينكه بخش مياني جامعه هم
وضع خوبي ندارد، گفت: قسمتي از جامعه ما مدني
است اما بخش ديگر آن مدني نبوده و مدني عمل
نميكند. برخي از كساني كه در مقابل ترور
حجاريان سكوت كردند، در بخش مياني جامعه قرار
دارند كه از پايگاه، قدرت و نفوذ خوبي هم
برخوردارند و حتي امكانات هم دارند.
وي گفت: فردي كه روي احترام به ديگران، محترم
شمردن عزت ديگران، آزادي و برابري تاكيد ميكند،
مدني است.
جلاييپور ادامه داد: پس از ترور آقاي
حجاريان درست است كه چنين تروري ديگر صورت
نگرفت اما ما به شكلهاي ديگر اين ترور را
همچنان ميبينيم. بلايي بر سر كشور آوردند كه
بالاترين شخصيتها و مسوولان آبرويشان و
امنيتشان به خطر افتاد.
وي ادامه داد: بخش پايين جامعه ما كه
خانوادهها و مساجد هستند، وضع درستي ندارند.
در كشور ما آب از سرچشمه آلوده است. بخشهايي
چون آموزش و پرورش و مساجد ما مشكل دارند.
آنها چقدر ارزشهاي مدني را منتقل ميكنند.
تاكيد بر آموزش و پرورش مدني مساله حياتي كشور
است چرا كه ميتواند هزينههاي زيادي را روي
اين مملكت بگذارد.
وي با بيان اينكه نكته مهم ديگر بالا بودن
آمار اعتياد در كشور است، گفت: از 15 ميليون
معتادي كه در دنيا وجود دارد دو الي پنج
ميليون نفر آن در ايران هستند لذا ما بايد به
آموزش و تربيت مدني در بخشهاي بالا، پايين و
مياني جامعه توجه بيشتري داشته باشيم.
صالح نيكبخت:
علتالعلل تثبيت نشدن صلح در جامعه ايران عدم
رعايت قانون است
يك حقوقدان و وكيل دادگستري گفت: علتالعلل
عدم تثبيت صلح در جامعه ايران، عدم رعايت
قانون است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، صالح نيكبخت در
همايش «صلح براي صلح» كه در هفتمين سالروز
ترور سعيد حجاريان در دفتر حزب مشاركت برگزار
شد، اظهار داشت: سعيد حجاريان شهيد زنده و
سمبل عدم رعايت قانون است و سعيد عسگر به دليل
عدم آموزش قانون به وجود آمده است.
وي افزود: در جامعه كنوني ما صلح برقرار
نميشود مگر آنكه آموزش حقوق مدني و آموزش
قانون از ابتدا به بچهها داده شود.
صالح نيكبخت با اشاره به خواص آموزش قانون در
جامعه، تصريح كرد: مادامي كه قانون در جامعه
قداست نداشته باشد و هر كس آن را به راحتي نقد
كند و بهسزاي اعمالش نرسد، صلح در جامعه
محقق نميشود.
اين وكيل دادگستري گفت: علتالعلل عدم تثبيت
صلح در جامعه عدم رعايت قانون است.
وي افزود: عدالت كيفري به دليل نبود قانون
اجرا نميشود و همين امر موجب بروز خشونت در
جامعه خواهد بود.
عيسي سحرخيز:
گويا اقتدارگرايان قرار نيست از برخوردهاي خشن
گذشته خود درس بگيرند
«عيسي سحرخيز» در همايش «صلح براي صلح» از
دستگيريهاي اخير فعالان جنبش مدني زنان
انتقاد كرد و گفت: «گويا اقتدارگرايان قرار
نيست از برخوردهاي خشن گذشته خود با فعالان
جنبش دانشجويي، مطبوعاتي و سياسي، درس
بگيرند.»
به گزارش "ايلنا"، «عيسي سحرخيز» يكي از
سخنرانان همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت
هفتمين سالروز ترور «سعيد حجاريان»
برگزار شد، مقالهاي با عنوان «جنگطلبي روي
ديگر سكه خشونتورزي» ارائه كرد كه متن كامل
آن به شرح زير است:
«باز آخرين روزهاي اسفندماه و روزهاي پاياني
سال فرا رسيد تا به بهانه سالگرد ترور
ناجوانمردانه برادر عزيزمان «سعيد حجاريان»
گردهم آئيم و برنامههاي ضدانساني
اقتدارگرايانه و خشونتطلبان را محكوم سازيم.
آناني كه دريغشان ميآيد ملت ايران در چنين
روزهايي، در آستانه نوروز، سر راحت بر بالين
نهند و شبشان را فارغ بال به روز رسانند و غم
عزيز در بندي را نداشته باشند و نگران آزادي و
امنيت خود و خويشان و دوستانشان نباشند.
در چنين ايامي هر سال، متاسفانه روزي فعالان
سياسي و دانشجويي بايد در بند باشند و روزي
دگر، روزنامهنگاران و اهالي مطبوعات و امروز
فعالان جنبش زنان و كنشگران سازمانهاي
غيردولتي. جا دارد كه يادي كنيم از
دستگيرشدگان اخير جنبش زنان، به ويژه فعالان
آن، خانمها صدر و عباسقليزاده كه گويا
قرار است دختران خردسالشان عيد را در كنار
مادر نباشند و حسرت به دل بمانند، و باز
داستان بازداشت باشد و حبس، و خشونتورزي و
شكنجه سرخ و سفيد.
گويا اقتدارگرايان قرار نيست از برخوردهاي خشن
گذشته خود با فعالان جنبش دانشجويي، مطبوعاتي
و سياسي، درس بگيرند و بياموزند كه پرنده
آزادي را نميتوان در قفس كرد و مغز مرغ عشق
را نميتوان با گلوله سربي پريشان ساخت، چون
اين پرنده ققنوسي است كه هر بار از درون
خاكستر خويش جوانتر و شادابتر سر برون
خواهد آورد و آواز آزادي و مردمسالاري، و صلح
و دوستي سرخواهد داد.
دو سال پيش در چنين روزهايي و در چنين مكاني
اين نكته را متذكر شده بودم كه ما كشوري
نيستيم كه بخواهيم مسائل خود را با جنگ و
خشونت حل كنيم. ملت ايران از راه مردمسالاري و
حقوق بشر، انسان دوستي و آشتي ملي، و تنش
زدايي و صلح، بهتر و راحتتر ميتواند مسائل
خود را در داخل و با جهانيان حل كند. ما نيازي
به دولت پليسي و حزب پادگاني نداريم. ما
نميپذيريم كه در يك انتخابات فرمايشي و
غيرآزاد، نظاميان شخصيپوش و طرفداران جنگ و
خشونت، شكنجه و ترور را بر اين سرزمين حاكم
كنند و در افق حيات ما همواره جنگ و خشونت
جلوهگر باشد.
افسوس و صد دريغ كه دلسردي بخشي از ملت از
سياستورزي و گريزشان از انتخابات، اكنون
آنچه را كه از آن بيم و هراس داشتيم بر سرمان
آورده است؛ و حتي بدتر ملت ايران را در آستانه
تحريم و فقر و جنگ و خشونت قرار داده است. اگر
ديروز عمده نگرانيمان خشونتورزي اقتدار
گرايان عليه آزاديخواهان، روزنامهنگاران،
فعالان دانشجويي، رهبران اتحاديهها،
سنديكاهاي كارگري و كارمندي و سازمانهاي
غيردولتي بود، و بيم از اعمال شكنجه سرخ و
سفيد عليه آنان در بازداشتگاههاي آشكار و
نهان داشتيم، اكنون عنان ملت در اختيار كساني
قرار گرفته است كه هيچ ابايي ندارند كه بگويند
ترمز و فرمان ماشين سياست را كندهاند، و با
چشماني بسته از توهم و مست از باده قدرت، با
سرعت كشور را به سمت سراشيبي سقوط و ورطه جنگ
ميبرند.
همانگونه كه ميدانيد ضربالاجل دوماهه
شوراي امنيت سازمانمللمتحد در مورد
قطعنامه 1737 پايان يافته است و گروه موسوم به
«1+5» يك اين روزها جلساتي را برگزار ميكنند
تا در مورد ميزان و دامنه تحريمهاي جديد
تجاري، تسليحاتي و مسافرتي به مشورت و رايزني
بپردازند. از ديگر سو، جريان جنگطلب آمريكا
با همكاري جنگافروزان اسرائيل در پي ايجاد
اجماعي بينالمللي عليه ايران است تا
برنامههاي نظامي غيرانساني خود را به بهانه
تمرد ايران از اجراي قطعنامه 1737 شوراي
امنيت، پيگيري برنامه نصب و بهرهبرداري از
سانتريفيوژهاي جديد با هدف توليد صنعتي
اورانيوم غني شده و عدم همكاري كامل با آژانس
بينالمللي انرژي اتمي، به مورد اجرا
درآورند.
متاسفانه طنز «ماشين مشتي ممدلي، نه بوق داره
و نه صندلي» كه به هر حال با نوعي عقل و تدبير
هم همراه بود، چون دستكم ترمز و فرمان داشت،
اكنون به يك تراژدي و سياستي ماجراجويانه و
نابخردانه تبديل شده است. اين سياست كه پيش از
اين در امور داخلي و برخورد با اصلاحطلبان و
دگر انديشان بهكار گرفته ميشد و صداي
طراحان و مغز متفكر آن جريان از تريبون
روزنامه كيهان و رسانههاي تندرو شنيده
ميشد، متاسفانه اكنون مبناي سياست خارجي
ايران شده است و خود را در شعار آقاي
احمدينژاد جلوهگر ساخته است كه راندن
ماشين بيفرمان و ترمز را افتخار خود
ميداند و فارغ از خواسته ملت ايران، ميرود
كه زمينهساز اعمال مجازاتهاي نظامي و مالي
و تحريمهاي اقتصادي گستردهتر شوراي امنيت
شود و چشمانداز فقر و جنگ را در برابر مردم
صلح دوست ايران قرار دهد.
در حالي كه حاكميت در شرايط سانسور و
خودسانسوري گسترده ادعا ميكند در ايران همه
طرفدار چنين برنامه جنگافروزانهاي هستند،
ما صلحطلبان كشور بايد با تكيه به باورهاي
انساني و نگران از تشديد تنش و بروز جنگ و
خونريزي، به وظيفه ملي و اسلامي خود عمل
كنيم و صداي صلحخواهانه خويش را هرچه بلندتر
به گوش جهانيان برسانيم. ما بايد پژواك اين
خواسته اصيل ملت باشيم كه بر حقوقي مهمتر و
حياتيتر تاكيد دارد و آن چيزي نيست جز حق
برخورداري از مردمسالاري و حقوق بشر، امنيت و
آزادي و عدالت و توسعه پايدار و اجتناب از فقر
و بدبختي و جنگ و صلح مسلحانه.
ما در چنين روزي بايد بر خلاف خشونتطلبان و
جنگافروزان داخلي و خارجي كه اكنون خود را
در چهره بخشي از حاكميت تندرو ايران و آمريكا
به نمايش گذاردهاند، فرياد صلح خواهي خويش
را با صدايي رسا به گوش همه برسانيم و تا جايي
كه توان داريم مانع افروخته شدن جنگي
خانمانسوز در ايران و منطقه شويم، كه همه به
خوبي ميدانند پيامدي جز جنگ و خونريزي،
وحشت و مرگ و ويراني و نابودي زيرساختهاي
اقتصادي و نظامي كشور و يا تحميل فقر و فلاكت
به ملت ايران نخواهد داشت.
نبايد اجازه دهيم كه روي ديگر سكه خشونتطلبي
داخلي به صورت جنگافروزي منطقه جلوهگر
شود. اگر چه اكنون دستمان از حكومت، حتي
حاكميتي دوگانه، كوتاه است و گويا داريم تاوان
خطاي دو سال پيش مان را ميدهيم، اما در اين
جايگاه نيز نبايد به آتشافروزان اجازه دهيم
تا با اتخاذ سياستهاي نابخردانه و خانمان
برانداز، بار ديگر مرز و بوم كشورمان را صحنه
تاخت و تاز بيگانگان سازند.
هرچه باشد ما فرزندان آن پير خراباتيم كه گفت:
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرفه است، با
دوستان مروت با دشمنان مدارا»
يك استاد دانشگاه:
تنها مردم هستند كه بايد در مورد جنگ و صلح
تصميم بگيرند
يك استاد دانشگاه گفت: جنگ مشروع و عادلانه
فقط و فقط جنگ دفاعي است و اين تنها مردم
هستند كه بايد در مورد جنگ و صلح خود تصميم
بگيرند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محمودي در همايش
«صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالگرد
ترور سعيد حجاريان توسط شاخه دانشجويي جبهه
مشاركت ايران اسلامي برگزار شد، گفت: از
روزگاران كهن تا دوران معاصر دانشمندان علم
سياست درباره دو مفهوم جنگ و صلح، شرايط
برقراري صلح، قانونهاي بازدارنده جنگ و
شرايط دست يازيدن به جنگ، انديشهها و آراي
خود را مطرح كردهاند.
وي افزود: جنگ تهاجمي با هدف تصرف سرزميني،
انتقامجويي و كسب افتخارات ملي و هر هدف
غيردفاعي ديگر به طور مطلق مردود است. در
روابط اجتماعي و بينالمللي عنصر گفتوگو،
همانديشي و تصميمگيري دسته جمعي براي
رسيدن به تفاهم، قاعده زندگي در صلح و آرامش و
احترام متقابل ميان ملتها و دولتها است.
جنگ مشروع و عادلانه فقط و فقط جنگ دفاعي است.
ملتي كه در قلمرو خود مورد تهاجم و تجاوز قرار
ميگيرد، بايد به دفاع از خود برخيزد.
وي با بيان اينكه هيچ كشور و ملتي حق ندارد به
جنگ تهاجمي مبادرت ورزد، خاطرنشان كرد: جنگ
تهاجمي مظهر ويرانگري، بربريت و فاشيسم است و
هيچ مكتب اخلاقي و نظريه سياسي صلحآميز آن
را توصيه نكرده است، هرچند استبدادطلبان و
تماميتخواهان در طول تاريخ كوشيدهاند با
دستاويز قرار دادن دين و ايدئولوژي، جنگهاي
تهاجمي را توجيه كنند.
محمودي با اشاره به اينكه تنها مردم در مورد
جنگ دفاعي تصميم ميگيرند، گفت: جنگ دفاعي
مانند عقد قرارداد ميان دو كشور نيست كه در يك
سال بتوان دهها نمونه آن را انجام داد. جنگ
دفاعي يك استثنا محسوب ميشود. يعني زماني كه
كليه تلاشهاي صلحآميز ديپلماتيك به دلايل
موجه به ناكامي ميانجامد و ميانجيها در
رايزنيهاي خود براي استمرار صلح با شكست
مواجه ميشوند و سازمان ملل متحد عليرغم
استفاده از تمام ظرفيتهاي خود نميتواند
فرجام كار را به نتايج صلحآميز برساند، در
چنين شرايطي جنگ دفاعي اجتنابناپذير خواهد
بود.
وي ادامه داد: اكنون پرسش اينجاست كه چه قدرتي
بايد در مورد جنگ دفاعي يعني داوري در مورد
راههاي باقيمانده مصالحه براي اجتناب از
جنگ يا وارد شدن در وضعيت جنگي تصميم بگيرد.
در پاسخ بايد بگويم همان قدرتي كه در سپردن
نوع كشور به حاكمان تصميم گرفته است تا آنان
با سياستورزي، آزاديخواهي و استقلالطلبي
كشور را در شرايط صلح و آرامش اداره كنند. اين
مردم هستند كه بايد در مورد جنگ و صلح تصميم
بگيرند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه جنگ دفاعي
محدود به موازين اخلاقي است، اظهار داشت: دفاع
مشروع نميتواند به انگيزه مقابله با تهاجم
دشمن، از چارچوبها و محدوديتهاي اخلاقي
رها باشد. در جنگ دفاعي كشتار غيرنظاميان اعم
از زن و مرد، كودك، جوان، سالخورده و معلول
جسمي و ذهني ممنوع است و هيچ دليلي نميتواند
كشتار غيرنظاميان را تحت هر شرايطي توجيه كند.
محمودي ادامه داد: كشتار اسيران جنگي چه افراد
سالم و چه مجروح در خلال جنگ و پس از آن ممنوع
است. اگر فرماندهان به افراد تحت امر خود
فرمان دهند كه به اسيران جنگي شليك كنند، آنها
بايد از كشتن اسيران جنگي خودداري كنند.
وي تاكيد كرد: از آنجا كه شهروندان ميتوانند
به دلايل اخلاقي از اجراي قانون يا فرمان
حكومتي امتناع ورزند، اشخاصي كه خدمت سربازي
را در تقابل با وجدان اخلاقي خود مييابند،
ميتوانند از اين كار امتناع كنند.
محمودي ادامه داد: در جنگ دفاعي دست زدن به
اقداماتي كه موجب سلب اعتماد متقابل ميان
طرفين درگيري در آينده شود، ممنوع است زيرا
جنگ هرچند يك مرحله حساس و ناگزير است اما عمر
آن دير يا زود به سر ميرسد و دو كشور بايد
به روابط صلحآميز دست يابند.
حسن يوسفي اشكوري:
اولويت امروز ما دموكراسي و حقوق بشر است
يك فعال ملي- مذهبي گفت: آنچه امروز براي ما و
در شرايط فعلي اولويت دارد، دموكراسي و حقوق
بشر است و ما بايد براي تحقق آن فرهنگسازي
كنيم كه يكي از زمينههاي فرهنگي ايجاد
دموكراسي، تساهل و مدارا است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، حسن يوسفي اشكوري
در نشست «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين
سالروز ترور سعيد حجاريان توسط شاخه دانشجويي
جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد، گفت:
خوشحالم از اينكه آقاي دكتر حجاريان در ميان
ماست و دليل خوشحالي من اين است كه اواخر سال
79 حادثه تلخ ترور وي پيش آمد. من به سفري
رفتم كه نتيجهاش چهار سال و هفت ماه زندان
بود و من توفيق شركت در چنين مراسمي را
نداشتم. از اينكه بعد از شش سال ميبينم
ايشان زنده هستند هرچند از نعمت سلامت جسماني
كامل برخوردار نيستند اما به لطف خداوند در
قيد حيات بوده، فكر ميكنند، ميانديشند و
اثر ميگذارند، همه اينها جاي خوشحالي دارد.
وي در خصوص ضرورت «مدارا براي دموكراسي» گفت:
امروز مسالهاي كه براي ما و جامعه جهاني
اولويت دارد، ضرورت صلح، دموكراسي و حقوق بشر
است. در سالهاي اخير كه دوران اصلاحات آغاز
شد، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و بسياري از
ارزشهايي كه محصول دنياي مدرن است، براي ما
اولويت داشت.
يوسفي اشكوري ادامه داد: آنچه امروز براي ما و
در شرايط فعلي اولويت دارد، دموكراسي و حقوق
بشر است. ما بايد براي تحقق آن فرهنگسازي
كنيم كه يكي از زمينههاي فرهنگي ايجاد
دموكراسي، تساهل و مدارا است. نظريهپردازان
در مورد تساهل و مدارا كتاب نوشته و
زمينههاي فرهنگي را براي جامعه خود فراهم
كردهاند. در جامعه ما نيز زمينههاي آن
فراهم است.
اين فعال سياسي افزود: اگر به تاريخ ايران و
زرتشت برگرديم، ميبينيم كه در گذشته اين
زمينهها را براي تعميق و ترويج تساهل و
مدارا داشتيم، همانگونه كه زمينههاي
بازتوليد فرهنگ خشونت در ادبيات، فلسفه و آداب
و سنتهاي مذهبي ما ديده ميشود.
يوسفي اشكوري تصريح كرد: اگر رواداري و فرهنگ
تساهل در كشور نباشد، آزادي و دموكراسي تحقق
نمييابد. دموكراسي زماني ايجاد ميشود كه
افراد جامعه حق تعيين حاكميت خود را داشته
باشند و بتوانند نظام سياسي دلخواه خود را
ايجاد كنند و رسانهها و نهادهاي مدني تقويت
شود و قدرت، نقدپذير باشد اما قبل از هر چيز
افراد بايد همديگر را تحمل و موجوديت يكديگر
را به رسميت بشناسند.
وي افزود: با توجه به اينكه تكثر اقوام،
مذاهب، مليتها در جامعه شاهديم اگر اقوام يك
ملت در مرز جغرافيايي معين زندگي ميكنند،
اگر تنوع و تكثر را در همه عرصهها به رسميت
نشناسند و تساهل را به عنوان يك اصل بنيادين
نپذيرند، بقيه تلاشها بيهوده خواهند بود و
منجر به حذف ديگري خواهد شد.
يوسفي اشكوري با اشاره به اينكه يكي از
مشكلاتي كه جامعه ايران از گذشته داشت فرهنگ
حذف است، اظهار داشت: هر كس به بهانه فكر،
ايدئولوژي، مذهب، مسلمان و غيرمسلمان، ايراني
و غيرايراني ميخواهد ديگري را حذف كند،
فرهنگ غيريتسازي منفي كه افراد جامعه را
مقابل هم قرار ميدهد، در فرهنگ ما به شكل
قوي وجود دارد كه مبارزه با آن مشكل است.
وي گفت: اگر ارزشهاي ديني، معنوي و اخلاقي
را ميخواهيم، بايد بدانيم كه بدون
زمينهسازي فرهنگ مدارا و تساهل اين امر به
وجود نميآيد. ما بعد از انقلاب آرزويمان اين
بوده و هست كه موسس فرهنگ ملي و ديني باشيم.
براي رسيدن به رفاه و امنيت كه پيششرط آن
فرهنگسازي است و پيشزمينه آن فرهنگ مدارا
و تحمل است.
اين فعال سياسي گفت: كساني كه به عنوان
روشنفكر در جامعه مطرح هستند و به دموكراسي،
مدارا و رواداري معتقدند و فرهنگ حذف را نفي
ميكنند، بايد در اين زمينه نظريهپردازي
كنند چراكه با موعظه هيچ مشكلي حل نخواهد شد.
يوسفي اشكوري ادامه داد: در دوران اصلاحات از
تساهل و مدارا زياد سخن گفته شد اما تعداد
مقالاتي كه در آن از ديدگاه ديني و غيرديني در
اين زمينه نظريهپردازي شده باشد، به تعداد
انگشتان دست است و من از حجاريان به عنوان
نظريهپردازي كه نوشتههايش اثرگذار است.
ميخواهم كه در اين امر پيشقدم شده و مباني
ديني و اجتماعي را در اين زمينه ارائه دهد.
وي همچنين گفت: به دوستان پيشنهاد ميكنم كه
در سالهاي آينده بهگونهاي برنامهريزي
كنند كه اين نوع جلسات در مراكز استانها و
شهرستانها نيز برگزار شود چرا كه
زمينهسازي براي اين فرهنگ زمان ميبرد و ما
بايد خط مدارا را در جامعه گسترش دهيم.
يك پژوهشگر و استاد دانشگاه:
ادبيات شيعي و اسلامي درباره صلح مشوش است
يك پژوهشگر و استاد دانشگاه با اشاره به
ادبيات مشوش شيعي و اسلامي درباره صلح، گفت:
به دليل مشوش بودن ادبيات صلح است كه هم سياست
تنشزدايي دولت سازندگي قابل پيشبيني است،
هم سياست اعتمادسازي دولت اصلاحات و هم سياست
خارجي دولت نهم.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، سيدصادق حقيقت در
همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين
سالروز ترور سعيد حجاريان در دفتر حزب مشاركت
برگزار شد، اظهار داشت: انديشه سياسي اسلام
نظرات مشخصي درمورد مساله صلح ندارد و هيچ
متفكر شيعي به شيوه فلسفه سياسي به اين موضوع
نپرداخته است.
وي با اشاره به مساله صلح در فقه سياسي اسلام،
تصريح كرد: در اسلام سنتي فقها به جهاد
ابتدايي معتقد هستند، به عنوان مثال مطهري
توحيد را جزو حقوق انسانها ميداند و احياي
توحيد را وظيفه ما انسانها قلمداد ميكند و
جهاد ابتدايي را عنوان ميكند.
حقيقت افزود: آيتالله خويي كه اصلا به ولايت
فقها معتقد نيست، به جهاد ابتدايي معتقد است
بنابراين مشخص است كه صدر و ذيل حرفهاي
ايشان متناقض است.
اين استاد دانشگاه گفت: يك تفاوت اساسي در
زمان ما و دوران صدر اسلام وجود دارد. در زمان
پيامبر(ص) كشورها يا ديني بودنو يا ضد ديني،
به همين دليل يك جنگ تمامعيار بين اينها
برگزار بود اما الان اكثر كشورها سكولار
هستند، نه ضد ديني و به همين سبب جهاد ابتدايي
موضوعيت ندارد.
حقيقت با اشاره به مباحث معرفتشناسانه كانت،
گفت: تسامح و گفتوگو مبتني بر خرد خودبنياد
است. از كانت با عقل محوري ميتوان صلح را
ايجاد كرد. بايد از جزمگرايي رها شد و به
گفتوگو پناه آورد.
محمدرضا خاتمي:
خشونت صاحبان قدرت نه قابل فهم است و نه قابل
توجيه
دبيركل سابق جبهه مشاركت ايران اسلامي اظهار
داشت: هر حادثه زشتي همچون ترور سعيد حجاريان
دستاوردهايي نيز دارد كه مهمترين دستاورد اين
اتفاق، قبح مجازات اعدام است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محمدرضا خاتمي در
همايش «صلح براي صلح» در سالروز ترور سعيد
حجاريان كه در دفتر حزب مشاركت برگزار شد،
اظهار داشت: با اين اتفاق ميتوان اميدوار
بود كه اعدام به طور عام و به طور خاص براي
مجرمان سياسي لغو شود كه اين يك دستاورد بزرگ
براي جريان صلحطلب تلقي ميشود.
وي با اشاره به انواع خشونت گفت: خشونتهاي
قومي و مذهبي قابل فهم است اما قابل توجيه
نيست و ليكن خشونتي وجود دارد كه نه قابل فهم
است و نه قابل توجيه و آن خشونت صاحبان قدرت
است.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت خاطرنشان
كرد: بخشي از اين نوع خشونت با سوءاستفاده از
قانون صورت ميگيرد يعني ظاهر قانوني دارد
اما باطن آن خشونت است. بديهي است ادامه اين
روند سبب هرج و مرج ميشود چون قانون
بياعتبار ميشود اما آنچه بدتر از آن است،
اينكه افرادي كه در قدرت هستند تحمل خود را از
دست بدهند و بدون ظاهر قانوني به خشونت روي
آورند كه ترور حجاريان از اين نوع
خشونتهاست.
دبيركل سابق جبهه مشاركت تاكيد كرد: ما در
ترور سعيد حجاريان خيلي چيزها را از دست داديم
از جمله خود سعيد را كه به عنوان يك نيروي
فعال فكري و جسمي در اختيار داشتيم، هرچند او
به لحاظ فكري هماكنون نيز فعال است اما به
لحاظ جسمي با مشكلاتي روبرو است.
خاتمي افزود: يكي ديگر از مشكلاتي كه بعد از
ترور سعيد به وجود آمد، فشاري بود كه بر روي
اصلاحات وارد شد و بسياري از اميدها را نااميد
كرد.
وي در پايان تصريح كرد: هيچ آرمانشهري را
نميتوان متصور شد كه در آن از خشونت خبري
نباشد، خشونت درد و رنجي است كه با اكراه
همراه است.
آذر منصوري:
مشكلات زنان در دوره دولت نهم شتاب بيشتري
گرفته است
معاون سياسي دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي
گفت: دولت نهم نهتنها چيزي از مشكلات زنان
كم نكرده است بلكه در اين دوره مشكلات زنان
شتاب بيشتري گرفته است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، آذر منصوري در
همايش «صلح براي صلح» كه در سالگرد ترور سعيد
حجاريان در محل جبهه مشاركت برگزار شد، اظهار
داشت: همانطور كه دولت نهم در اكثر مسائل
داخلي و خارجي به جاي حل مساله، صورتمساله
را حذف ميكند و به طور امنيتي برخورد
ميكند، مساله زنان را نيز به راحتي به يك
مساله امنيتي تبديل ميكند.
وي تاكيد كرد: فقر، بيكاري، اعتياد، طلاق و
همه مشكلات اجتماعي كه در جامعه وجود دارد، با
مساله زنان نيز ارتباط دارد و در هم تنيده
است. سهم زنان از اين مشكلات سهم ويژهاي
است. امروز شرايط بهگونهاي است كه ديگر
نميتوان منكر فقر زنانه شد.
اين عضو جبهه مشاركت ايران اسلامي خاطرنشان
كرد: زنان ايران شگفتانگيزترين زنان هستند،
شكنجه ميشوند، كتك ميخورند، بسياري از
مشكلات را تحمل ميكنند اما در اين شرايط باز
ميمانند و به راه خود ادامه ميدهند اما
شايد اين مقاومت روزي بشكند.
منصوري با اشاره به سياستهاي دولت نهم در حل
مشكل زنان، گفت: آنچه در يك سال گذشته صورت
گرفته و در طرحريزيهاي حكومتي آمده است،
نهتنها چيزي از مشكلات زنان كم نكرده بلكه
اين مشكلات شتاب بيشتري گرفته است و بسياري از
حقوق زنان به بهانه تحكيم خانواده ناديده
گرفته ميشود.
وي گفت: ركود اقتصادي بيش از هر چيز زنان را
تحت فشار قرار ميدهد. نبود امنيت نيز
بيشترين آسيب را متوجه زنان ميكند، اين در
حالي است كه در سايه صلح، امنيت و آرامش
ميتوان تبعيضهاي موجود عليه زنان را خاتمه
داد.
خشايار ديهيمي:
ملتي كه حافظه تاريخي خود را از دست بدهد در
معرض انحطاط اخلاقي قرار ميگيرد
خشايار ديهيمي گفت: اگر ملتي حافظه تاريخي خود
را از دست بدهد، در معرض انحطاط اخلاقي قرار
ميگيرد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، خشايار ديهيمي در
نشست «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين
سالگرد ترور سعيد حجاريان از سوي شاخه
دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد،
گفت: اينكه به خاطر مناسبتهاي مختلف كه در
زمان گذشته اتفاق افتاده است، دور هم جمع
شويم، يك عمل اخلاقي است. يعني ما به ياد
ميآوريم و به ياد ميسپاريم و فراموش
نميكنيم.
وي تصريح كرد: سلسله وقايعي كه ما را به وضعيت
فعلي رسانده بهگونهاي است كه بيم جنگ
همهجانبه با جهان غرب را داريم.
ديهيمي خاطرنشان كرد: به ياد ميآورين سياستي
را كه بعد از دوم خرداد آغاز شد و بلا فاصله
جناح و تفكر مقابل همه اقدامات خود را در جهت
تعطيل كردن اين سياست به كار انداخت. از
قتلهاي زنجيرهاي تا كوي دانشگاه تا ترور
سعيد حجاريان، نظارت استصوابي مجلس هفتم،
انتخابات رياستجمهوري نهم و يكدست كردن
حاكميت.
وي ادامه داد: تعطيل كردن سياست در داخل ما را
در عرصه بينالمللي با موقعيت مخاطرهآميزي
مواجه كرده است. وقتي در داخل سياست تعطيل
ميشود، مملكت به ورطه هلاك ميافتد.
عليرضا رجايي:
حجاريان سمبلي از مضمون مبارزاتي ضدديكتاتوري
و حق عدم اطاعت است
يك فعال ملي مذهبي گفت: سعيد حجاريان سمبلي از
مضمون مبارزاتي ضدديكتاتوري و ضداستبدادي و حق
عدم اطاعت است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، عليرضا رجايي در
نشست «صلح براي صلح» كه در هفتمين سالگرد ترور
سعيد حجاريان از سوي شاخه دانشجويي جبهه
مشاركت ايران اسلامي برگزار شد، گفت: موضوع
روشنفكري ديني و مذهبي موضوع پرمناقشهاي است
كه در سالهاي اخير مطرح شده است. روشنفكري
مذهبي پيوسته واجد سمبلهاي سياسي بوده است.
اين سمبلها بعد از كودتاي 28 مرداد محل
مجموعهاي از ايدهها و انديشههاي فكري
است اما جدا از انديشههاي فكري، اين مضمون
داراي يك مضمون مبارزاتي است و افرادي مانند
حنيفنژاد و بديعزادگان صرف نظر از پشتوانه
فكرياي كه دارند، سمبلهاي مبارزاتي
بودهاند.
وي ادامه داد: بعد از پيروزي انقلاب مضمون
مبارزاتي روشنفكري ديني مبهم و گيجكننده بود
اما با تحولات دهه 70 بهخصوص بعد از دوم
خرداد مضمون مبارزاتي انديشه روشنفكري مذهبي و
ديني صرفنظر از اختلاف فكرياي كه وجود
داشت، اعاده شد. نوانديشان مذهبي در مقابل
امكان اعاده ديكتاتوري و تكريم حكومت توتاليتر
ايستادگي كرده و متحول هزينههايي شدند كه
يكي از اين هزينهها ترور سعيد حجاريان بود.
وي گفت: حجاريان سمبلي از مضمون مبارزاتي
ضدديكتاتوري و ضداستبدادي و حق عدم اطاعت است.
غلامعباس توسلي:
كساني كه قتل نفس ميكنند بويي از مذهب
نبردهاند
استاد ممتاز جامعهشناسي دانشگاه تهران در
همايش «صلح براي صلح» گفت: «هر جا كه جامعه
مدني جا ميافتد، خشونت محو ميشود.»
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، «غلامعباس توسلي»
استاد ممتاز جامعهشناسي دانشگاه تهران در
نشست «صلح براي صلح» كه به همت شاخه دانشجويي
جبهه مشاركت ايران اسلامي و براي هفتمين
سالگرد ترور «سعيد حجاريان» برگزار شد، گفت:
«خشونت در جنگ، چه در صف فردي چه در صف
اجتماعي، يك فرهنگ است كه براي تغيير آن
نيازمند يك تربيت خاص هستيم.»
وي گفت: «نقطه مقابل جنگ، جامعه مدني است. هر
جا كه جامعه مدني جا ميافتد، خشونت محو
ميشود.»
وي با بيان اينكه «صلح در برابر فرهنگ خشونت
قرار ميگيرد»، تصريح كرد: «در خشونت تنها
مسأله ايدئولوژي، مذهب و نظاميگري مطرح
نيست. وقتي افراد به خشونت متوسل ميشوند كه
فكر ميكنند كار درست و صحيحي انجام
ميدهند. متاسفانه يكي از خشونتهايي كه در
عصر ما صورت ميگيرد، خشونتهاي مذهبي است.
عدهاي از مسلمانان در عراق به نام دين به
جان هم افتاده و بيگناهان را ميكشند. تمام
كساني كه خشونت را كوركورانه در جوامع رواج
داده و قتل نفس ميكنند، بويي از اصل مذهب
نبردهاند.»
توسلي با بيان اينكه «روش و مشي خشونت
ميتواند به نام مذهب، ايدئولوژي، دولت، فرد
و جامعه باشد»، افزود: «ما با نگاه به تاريخ
ميبينيم كه تا اواسط قرن 19 همه صحبت از
انقلاب ميكنند، اما به محض اينكه احزاب
سياسي شكل ميگيرند و روزنامهها آزاد شده و
نهادهاي مدني به وجود ميآيد، بحثهاي
خشونتآميز انقلابي از بين ميرود. اگر
جامعهاي ميخواهد دچار جنگ و خشونت نشود،
بايد به تقويت اين نهادها بپردازد.»
عضو شوراي مركزي «نهضت آزادي ايران» گفت:
«كساني كه بين حركت مرحوم دكتر مصدق و مسأله
هستهاي مقايسه انجام ميدهند، اگر مطالعه
مختصري بكنند، ميبينند كه مرحوم دكتر مصدق
از طريق روشهاي قانوني بدون اينكه فراتر از
قانون حركت كند و با مدنيت اين حق را دنبال
كرد و شخصا به شوراي امنيت و دادگاه لاهه رفت
تا اين حق را از طريق قانوني احيا كند. هدف هر
چند به ظاهر يكي است، اما روشها با يكديگر
فرق ميكند. مرحوم دكتر مصدق روش
مسالمتآميز، صلحجويانه و قانوني را در پي
گرفت و اين روش با روش خشونتآميز فرق
ميكند.»
وي افزود: «كساني جامعه را به سمت نظاميگري
ميبرند و اقتصاد و آينده كشور را به خطر
مياندازند و با تجمع مسالمتآميز زنان كه
براي پيگيري مطالباتشان بوده و يك حركت مدني
است، برخورد خشن ميكنند، در حالي كه جامعه
مدني و جامعه خشن و ضدصلح در مقابل هم قرار
دارند و يكديگر را نفي ميكنند.»
اين جامعهشناس ممتاز ايراني در پايان گفت:
«حجاريان نه تنها مسأله آشتي و صلح را آموخت،
بلكه يكي از علمداران جدي جامعه مدني در
ايران بود و امروز جايگاه بالايي در صلح و
آشتي دارد.»
مرضيه مرتاضي لنگرودي:
بايد از كساني كه به خاطر اصلاحات هزينه
ميپردازند حمايت كرد
يك فعال مسائل زنان با اشاره به بازداشتهاي
اخير تعدادي از فعالان مسائل زنان، افزود:
شايد هزينه براي شادي صدر و محبوبه
عباسقليزاده مطرح نباشد و اين مسائل را قبول
كرده باشند اما دختر كوچك شش ساله صدر
ميخواهد مادرش در هنگام سال تحويل در كنار
سفره هفتسين باشد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، مرضيه مرتاضي
لنگرودي در همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت
هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان در جبهه
مشاركت برگزار شد، گفت: در 8 مارس سنت بيرون
آمدن در همه جاي دنيا رايج است، مانند سنتي كه
نماز عيد فطر زير آسمان خوانده ميشود.
وي با اشاره به نظر رييس قوه قضاييه در مورد
آزادي زنان دستگيرشده، اظهار داشت: ايشان
گفتهاند موافق آزادي خانمها هستند اما
متاسفانه باز هم صداهايي شنيده ميشود كه
احتمال دارد خانم صدر و عباسقليزاده در حبس
باقي بمانند در حالي كه به لحاظ قانوني
نميتوان همه را به يك اتهام دستگير كرد اما
برخي را آزاد كرد و دو نفر را در زندان نگاه
داشت.
مرتاضي لنگرودي تاكيد كرد: فقط نفت سرمايه ملي
نيست، شادي صدر، محبوبه عباسقليزاده و ساير
فعالان و انديشمندان هم از سرمايههاي ملي
اين كشور محسوب ميشوند.
اين فعال جنبش زنان گفت: آقايان اصلاحطلب
بايد پاسخ دهند كه اگر زناني در اين جبهه
بودند و براي اصلاحطلبي هم هزينه دادند،
چگونه بايد مسائل و مشكلات خود را مطرح كنند؟
چه تريبوني در اختيار آنان قرار دارد؟ يكصد
سال است كه هر بار ميخواهيم صحبت كنيم،
ميگويند شرايط عادي نيست، مملكت در مخاطره
است، خوب كي شرايط عادي ميشود و ما تا كي
نبايد صحبت كنيم؟
مرتاضي لنگرودي تصريح كرد: هزينه پرداختن كار
مقدسي نيست و ما دنبال چهره شدن نيستيم اما
بايد از كساني كه هزينه ميپردازند، حمايت
كنيم.
احمد زيدآبادي:
نبايد انرژي هستهاي و دستيابي به آن را به
شكل يك تابو درآورد
يك فعال ملي مذهبي گفت: نبايد انرژي هستهاي
و دستيابي به آن را به شكل يك تابو درآورد كه
به هيچ عنوان نتوان از آن گذشت، اين مساله به
منافع ملي كشور صدمه ميزند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، احمد زيدآبادي در
همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين
سالگرد ترور سعيد حجاريان در جبهه مشاركت
برگزار شد، اظهار داشت: الان دو راه در مقابل
ايران قرار دارد؛ يا تمام سياستهايش را
تغيير ميدهد و مانند تمام كشورهاي منطقه
ميشود يا فقط از غنيسازي دست برميدارد.
هيچ راه سومي هم وجود ندارد. جامعه جهاني با
اين سياستهاي ايران به هيچ عنوان نميپذيرد
ايران بتواند غنيسازي كند.
اين روزنامهنگار با اشاره به تاثير آمريكا
در منطقه گفت: بعد از دوم خرداد حجاريان با من
تماس گرفت و گفت بيا ببينيم چه خاكي بايد به
سر بريزيم، بس كه دوم خرداد براي همه
غيرمنتظره بود. سعيد گفت، در سياست خارجي چه
پيشنهادي داري تا از اين بنبست بيرون
بياييم، گفتم اگر قرار است آمريكا را ناديده
بگيريم، هيچ پيشنهادي ندارم. خاتمي نيز به
نحوي آمريكاييها را سر كار گذاشت اما ديديم
كه در نهايت همه چيز به آمريكا برگشت.
وي تصريح كرد: اگر انرژي هستهاي حق مسلم من
هست، من از اين حق مثل هزاران حق ديگر
ميگذرم. اين حق را هم دارم كه بگويم
ميگذرم.
زيدآبادي افزود: اگر فضا باز شود، فكر ميكنم
بسياري ديگر نيز بخواهند از اين حق خود
بگذرند، حتي خود آقايان اگر جنگ شروع شود، اين
حق مسلم را واگذار ميكنند و از خير آن
ميگذرند. آنها فكر ميكنند تهديد به جنگ
بلوف است اما اگر محقق شود، نظرشان راجع به حق
مسلم عوض خواهد شد.
عباس عبدي:
با شعار «صلح براي صلح» نميتوان صلح ايجاد
كرد بلكه بايد ساختار بازي را تغيير داد
عباس عبدي گفت: با شعار «صلح براي صلح»
نميتوان صلح ايجاد كرد بلكه بايد ساختار
بازي را تغيير داد.
به گزارش خبرنگار
"ايلنا"، عباس عبدي در همايش «صلح براي صلح»
كه به مناسبت هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان
در جبهه مشاركت برگزار شد، گفت: هر نوع شعار
مسالمتآميز در اين بازي منجر به نابودي
طرفين ميشود، ما فقط بايد شعاري بدهيم كه
متوجه ساختار بازي باشد.
وي با اشاره به اظهارات زيدآبادي ابراز داشت:
اگر ساختار بازي تغيير نكند، آنها در پاسخ به
كساني كه ميگويند من از حق خودم در مورد
انرژي هستهاي ميگذرم، اعلام ميكنند شما
بايد به همان دليل كه از اين حق گذشتيد، از حق
اظهار آن هم ميگذشتيد و آن را مطرح
نميكرديد.
اين فعال سياسي تاكيد كرد: با شعار «صلح براي
صلح» نميتوان صلح را ايجاد كرد بلكه بايد
ساختار بازي را تغيير داد.
وي با اشاره به خاطرهاي مشترك با سعيد
حجاريان، گفت: يك بار با سعيد از طرف مركز
تحقيقات استراتژيك دولت به سوئيس رفته بوديم.
آنجا گنجشكها برخلاف ايران ميآمدند كنار
پاي آدم مينشستند. حجاريان ميگفت در كشوري
كه 800 سال جنگ نباشد، حيوانات آنها هم با آدم
مهربان ميشوند و اهلي ميشوند.
عبدي در پايان با اشاره به تواناييهاي شادي
صدر و محبوبه عباسقليزاده، گفت: خانم صدر با
توجه به سنشان بسيار در نوشتن و نگارش مسائل
حقوقي توانمند هستند.
وي افزود: يك بار با تيمي از روزنامهنگاران
به مصر رفته بوديم. در آنجا ديداري با شيخ
الازهر داشتيم. خانم عباسقليزاده سوالي از
ايشان پرسيدند و ايشان به قدري عصباني شدند كه
قضيه را به نحوي جمع كرديم. آنجا بود كه متوجه
شديم بايد قربان صدقه علماي خودمان برويم كه
عنايت بيشتري به حقوق بانوان دارند.
يك پژوهشگر:
ساختن جامعه دموكرات در گرو تربيت شهروندان
دموكرات است
يك پژوهشگر و استاد دانشگاه گفت: ساختن يك
جامعه دموكرات در گرو تربيت شهروندان دموكرات
است و فرايند توليد و تكثير شهروندان دموكرات،
بيش از هر عاملي در گرو نقد و توسعه مناسبات
خانوادگي است.
به گزارش خبرنگار
"ايلنا"، اكبر كرمي در نشست «صلح براي صلح» كه
به مناسبت ترور سعيد حجاريان توسط شاخه
دانشجويي جبهه مشاركت برگزار شد، گفت:
خانوادههاي ايراني به شدت جمعگرا هستند و
از رشد فرديت، هويت فردي و استقلالخواهي در
اعضاي خود بيمناك هستند.
وي افزود: پاره قابل توجهي از قاعده هرم
اجتماعي ما، به واسطه توسعه ناموزون و نيز
فقدان نهادهايي كه بتوانند كاركردهاي سنتي
خانواده را به دوش بكشد، هنوز و در هزاره سوم،
به صورت خانوادههاي گسترده و سنتي اداره
ميشود. اين الگوي خانوادگي به شدت در
بازتوليد پادانديشه تكليفباوري و پادپديده
«شبان رمگي» دخالت دارد. از طرف ديگر، هستند
خانوادههاي مدرنتر هستهاي ايرانياي كه
هر گاه فشارهاي اجتماعي زياد ميشود، در
فقدان نهادهاي حمايتي مدرن و موثر، به روياي
شيرين گذشته فروميروند، در خاطره
خانوادهاي گسترده گم ميشوند و براي جبران
مافات به جنگ فرديت برميخيزند.
وي افزود: شاخصهاي توسعه در خانوادههاي
ايراني به شدت نگرانكننده است؛ شاخصهايي
چون سرانه توليد و مصرف كالاهاي فرهنگي در سبد
خانوار و سرانه مطالعه در ايران را با كشورهاي
توسعهيافته ديگر و حتي برخي از كشورهاي
همسايه. اگر فرايند توسعه را حركت در راستاي
پاسخ به نيازهاي يك جامعه تعبير كنيم، به صورت
وارونه ميتوانيم تصور كنيم كه
توسعهنايافتگي در واقع به معناي عدم وجود
نيازهايي است كه توسعه را ميطلبد يا
ميجويد.
كرمي ادامه داد: انسانشناسيهاي كمال و
روانشناسيهاي كمال حاكم بر ايرانيان، مثل
همه كشورهاي توسعهنايافته، پيشامدرن و
توسعهنايافته است زيرا نيازهاي عالي در
سرزمين ما سبز نشدهاند؛ نيازهايي چون امنيت،
آزادي، برابري، احترام و معنا.
اين پژوهشگر و استاد دانشگاه تصريح كرد:
خانوادههاي ايراني به واسطه مناسبات قانوني
و اجتماعي نابرابر در پهنه خانواده،
كودكآزاري، نابرابري جنسي، رواج خشونتهاي
پنهان و آشكار، به شدت مخدوش و نگرانكننده
است. نبود حمايتهاي حقوقي، قانوني، اجتماعي
و اقتصادي، براي دفاع از گروههاي
آسيبپذير، اميد به بهبود شرايط موجود را به
كلي از ميان ميبرد.
كرمي افزود: انسانهايي كه ناامني را با رگ و
پوست خود لمس و تجربه كردهاند، انبانهايي
از اضطراب و حقارت هستند و طبيعي است وقتي از
هرم قدرت بالا ميروند، ديگر نميخواهند
پايين بيايند. ناامني در خانوادههاي ايراني
تا حدي آسيبشناسي فرآيند استبداد را در
ايران توضيح ميدهد. بر گذشتن از شام تاريك
استبداد در جوامع توسعهنايافته تا حد بسياري
منوط و موكول به درساختن خانهها و
خانوادههاي امن است.
وي با اشاره به اينكه پرداختن افراطي به
خانواده و خلاصه شدن زندگي در خانواده و
كودكان، يكي از ماسكهاي رايج آنومي و
بيمعنايي در خانواده ايراني است، گفت: اين
مشكل در شكلگيري و دامن زدن به بسياري از
مشكلاتي كه پيشتر اشاره شده است، نقش دارد. از
جمله در نرخ بالاي زاد و ولد، ضديت با
فردگرايي و فرديت، بيتوجهي به فرآيند
استقلالطلبي و استقلاليابي كودكان در
الگوهاي تربيتي، اگزوفوبي و ... اين
بيمعنايي در اين سيما، به بازتوليد و رشد
سرطاني مناسبات و رسم و رسومات سفت و سخت
خانوادگي نيز انجاميده است كه عبور از آنها
گاهي به مراتب دشوارتر است از موانع اجتماعي و
سياسي است.
كرمي ادامه داد: دينخويي و پرداختن افراطي
به مناسك عبادي و مذهبي از ديگر ماسكهاي
رايج و دمدستي بيمعنايي در خانوادههاي
ايراني است. اين مساله به نوبه خود از دلايل
اصلي عدم توفيق ايرانيان در حركت به سمت توسعه
و دموكراسي است و شواهد تاريخي به فراواني
نشان ميدهد كه جبهه استبداد همواره بخش عمده
پيادهنظام خود را از اين گروه برگزيده است.
اين گرايش، آنچنان جدي و نگرانكننده است كه
بعيد نيست بتواند مفاهيم و ارزشهايي چون
آزادي، برابري و دموكراسي را نيز ايدئولوژيزه
كند.
وي اظهار داشت: تجربه حكومت ديني فقهي در
دهههاي گذشته مشكلاتي را به جامعه دينخوي
ايراني تحميل كرده است كه ميرود با موجي از
عرفانگرايي تدافعي لايههاي عمده
اسلامگراهاي جوان را با خود بشويد و ببرد.
بر اساس گزارش خبرنگار "ايلنا"، محسن كديور،
عبدالله رمضانزاده، محمد بستهنگار، رجبعلي
مزروعي و بسياري از فعالان سياسي از ديگر
حاضرين همايش «صلح براي صلح» بودند. برخي از
اعضاي ارشد جبهه مشاركت از جمله دبيركل اين
حزب از غايبين اين همايش بودند كه به دليل
همزماني همايش با جلسهاي كه با سيدمحمد
خاتمي در بنياد باران داشتند، نتوانستند در
اين مراسم شركت كنند.
تعدد سخنرانان از نكات قابل توجه همايش بود به
طوري كه آخرين سخنرانان با وقت محدود كمتر از
پنج دقيقه به ايراد سخن پرداختند اما زنان
شركتكننده خواستار وقت بيشتر براي اظهار
خواستههاي خود داشتند كه برخي از فعالان
جنبش زنان با اشاره به اتفاقات روز جهاني زن
(8 مارس) خواهان آزادي هر چه سريعتر شادي
صدر و محبوبه عباسقليزاده شدند. |