بازگشت به صفحه اول

از ايلنا

 
 

گزارش کامل همايش «صلح براي صلح»
حجاريان: كشور در شرايط «صلح مسلح» قرار دارد
جلايي‌‏پور: كشور «بحران آموزش و تربيت مدني» دارد

تهران- خبرگزاري كار ايران
همايش «صلح براي صلح» عصر امروز به مناسبت هفتمين سالروز ترور «سعيد حجاريان» برگزار شد كه در آن استادان دانشگاه، پژوهشگران اجتماعي و فعالان سياسي به سخنراني و ارائه مقاله پرداختند.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در اين همايش «سعيد حجاريان» مقاله‌‏اي با عنوان «صلح مسلح» ارائه كرد كه متن كامل آن به اين شرح است:
«سال گذشته در همين مكان و حوالي همين زمان مقاله‌‏اي درباره صلح عرضه كردم. آن موقع هنوز پرونده هسته‌‏اي ايران در آژانس بين‌‏المللي انرژي اتمي در جريان بود اما اكنو ن در آستانه صدور دومين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران هستيم و من ناچارم درباره موضوعي اندك متفاوت از سال گذشته يعني "صلح مسلح "سخن بگويم؛ به قول معروف سال به سال دريغ از پارسال.
به لحاظ حقوقي (حقوق بين‌‏الملل) رابطه دو كشور يا دو بلوك از كشورها از حالت‌‏هاي زير خارج نيست:
1- حالات كامله‌‏ الوداد، كه در اين حالت دو كشور متحد استراتژيك همديگر محسوب شده و در زمينه‌‏هاي مختلف نظامي, اقتصادي و ديپلماتيك هم‌‏موضع و متحابه‌‏اند. به ياد دارم كه سفير سابق چين كه به زبان فارسي نيز مسلط بود، روابط ايران و چين را از نوع كامله الوداد تلقي مي‌‏كرد اما اكنون كه دولت چين در قطعنامه گذشته عليه ايران در سازمان ملل راي داده است, آيا مي‌‏توان چين را كشوري متحابه با ايران دانست يا نه؟
2- حالت همزيستي مسالمت‌‏آميز؛ كه در اين حالت با فرض قبول اختلافات ميان كشورها آنان مي‌‏پذيرند كه به صورت صلح و سلام در كنار يكديگر زندگي مي‌‏كنند چون عوارض منازعه را خطرناك‌‏تر از عوارض مسالمت و مصالحه مي‌‏دانند مثلا رابطه ايران و تاجيكستان, تركمنستان, آذربايجان ... از اين نوع است. زماني روس‌‏ها ادعا كردند كه ما جهانيان در يك قايق به سر مي‌‏بريم و سوراخ كردن اين قايق به نفع هيچ‌‏كس نيست و تز همزيستي مسالمت‌‏آميز را جايگزين تز جدال اردوي كار و اردوي سرمايه نمودند.
3- حالت جنگ سرد؛ كه در اين حالت دو كشور با تبليغات و عمليات رواني از طريق رسانه‌‏ها عليه همديگر سخن‌‏پراكني كرده و آسيب‌‏پذيري هر يك را به رخ اتباع آن كشور كشيده و از اين طريق با ايجاد بحران مشروعيت سعي مي‌‏كنند كه رابطه دولت و مردم يا اقليت‌‏ها را مخدوش نمايند. اين حالت را ما سال‌‏ها بين ايران و عراق در زمان حكومت پهلوي دوم قبل از قطعنامه 1975 شاهد بوده‌‏ايم، بين شوروي و آمريكا و ميان مسكو و پكن كه در تواريخ مذكور است.
4- مخاصمه كه در اين حالت مساله از جنگ لفظي به درآمده و دعاوي ارضي مطرح مي‌‏شود و اين مدعيات به سازمان‌‏هاي بين‌‏المللي كشيده مي‌‏شود. همچنين عمليات پنهان اعم از جاسوسي, ضدجاسوسي, خرابكاري, آدم‌‏ربايي در داخل دو كشور متخاصم صورت مي‌‏گيرد حتي ممكن است كار به گروگانگيري اتباع دو كشور بينجامد يا به صدمه زدن به منافع طرفين در خارج از مرزها منتهي شود. اگر يادمان باشد چند سال پيش در يك دعواي حقوقي بعضي از سياسيون ايران مدعي شدند كه روابط ايران و آمريكا رابطه تخاصم است و كار به آنجا كشيد كه وزارت خارجه در اين باره اظهار نظر نمايد چون موضوع به وضعيت پرونده شرايط متبوعه داخلي مربوط شد.
5- صلح مسلح ARMED PEACE؛ كه وضعيتي است كه در آن تعادلي ناپايدار ميان دو كشور وجود دارد كه به آن حالت «نه جنگ نه صلح» مي‌‏گويند. اين وضعيت ممكن است بعد از انجام جنگي صورت گرفته باشد كه طرفين آتش‌‏بس داده باشند و خود را آماده عمليات بعدي كنند يا آرامشي قبل از طوفان باشد. در اين باره بيشتر توضيح خواهم داد.
6- جنگ محدود؛ كه جنگي است كه يا به لحاظ جغرافيايي منطقه محدودي را در برمي‌‏گيرد يا پارتيزاني است يا به لحاظ زماني موقتي است يا به لحاظ ادوات كه در آن طرفين محدوديت‌‏ها را بر خود هموار مي‌‏كنند مانند دارفور و جنگ اخير لبنان.
7- جنگ تمام‌‏عيار؛ كه در اين حالت طرفين با تمام قوا به قصد نابودي طرف مقابل وارد صحنه شده و از هيچ حربه‌‏اي فروگذار نمي‌‏كنند تا بالاخره يكي از طرفين از پا درآيد يا قدرت‌‏هاي ديگر مداخله نموده و ترك مخاصمه را الزامي مي‌‏نمايد مانند جنگ جهاني.
با اين مقدمه بايد ديد ما اكنون در چه وضعيتي به سر مي‌‏بريم. از نظر بنده پس از آن كه پرونده هسته‌‏اي ما به شوراي امنيت سازمان ملل متحد رفت و اكنون منتظر صدور قطعنامه دوم آن نيز هستيم، در عمل يم. اين وضعيت ويژگي‌‏هايي دارد كه بايد به آنها دقت كرد:
الف) در اين وضعيت, ما غني‌‏سازي اورانيوم را ادامه مي‌‏دهيم اما كشور در حالت تعليق است. به اين معنا كه در كشور نه امكان سرمايه‌‏گذاري وجود دارد، نه وضعيت آينده قابل پيش‌‏بيني است، نه پروژه‌‏هاي فاينانس و بيع متقابل جواب مي‌‏دهند و نه دورنمايي براي برون‌‏رفت از وضعيت بيكاري, فساد, بي‌‏عدالتي و فقر وجود دارد. به اين شرايط غني‌‏سازي در تعليق مي‌‏گويند يعني چرخ سانتريفوژها مي‌‏چرخد اما چرخ اقتصاد از كار افتاده است. اگر دقت كرده باشيد، كشوري مانند روسيه كه در گذشته با ما همراهي مي‌‏كرد نيز اخيرا با ادعاهاي واهي پيشبرد پروژه نيروگاه بوشهر را متوقف ساخته است و منتظر است قطعنامه بعدي عليه ما صادر شود تا قادر به تصميم‌‏گيري باشد. ژاپني‌‏ها هم كه بنا بود در پروژه‌‏هاي نفت و گاز ما سرمايه‌‏گذاري كنند، عقب‌‏نشيني كرده‌‏اند حتي بانك‌‏هاي چيني نيز اكنون با ما همكاري نمي‌‏كنند. مالزي هم كه ادعا شده است براي سرمايه‌‏گذاري در ايران پا پيش گذاشته است، در حقيقت يك يا دو تفاهم‌‏نامه امضا كرده است تا ببيند اوضاع به كدام سو مي‌‏رود.
ب ) گاهي گفته مي‌‏شود كه غني‌‏سازي و برخورداري از انرژي هسته‌‏اي حق مسلم ماست اما بايد توجه داشت كه در كنار اين حق ما داراي حقوق ديگري هم هستيم، در حالي كه برخي افراد انرژي هسته‌‏اي را يك حق پايه‌‏اي عنوان مي‌‏كنند، من مي‌‏خواهم بگويم شايد مهمترين حقي كه در اين ميان پايمال مي‌‏شود، حق توسعه است چرا كه ما هم حق داريم كشوري توسعه‌‏يافته شويم. كشور ايران با برخورداري از منابع سرشار و استعدادهاي درخشان هيچ چيز كمتر از بسياري از كشورهاي توسعه‌‏يافته كنوني ندارد اما در اثر سياست‌‏هاي گذشته و به‌‏خصوص وضعيت پا در هواي كنوني يعني معلق بودن وضعيت كشور, اوضاع به‌‏گونه‌‏اي شده است كه اين حق را از ما سلب كرده است البته مسوولان هم اين را كه اگر 50 سال ديگر هم توسعه كشور به تاخير بيفتد اما چرخ غني‌‏سازي اورانيوم بچرخد به سود است، را كتمان نمي‌‏كنند آن هم در جهاني كه هر ثانيه‌‏اش ممكن است ما را فرسنگ‌‏ها از قافله تمدن به عقب بيندازد. بايد دقت داشت كه توسعه فقط بهبود استانداردهاي زندگي نيست، فقط بالا رفتن سطح درآمد ملي نيست، فقط ايجاد شغل و بهبود تكنولوژي و بهره‌‏وري و گرفتن سهم از بازار جهاني نيست. توسعه, تعالي و تكامل هم هست، اگر ما در جا بزنيم، نيز به عقب رفته‌‏ايم كه در اصطلاح به اين «لاغر شدن» مي‌‏گويند.
ج) يكي از خطرات «صلح مسلح» آن است كه هر لحظه امكان دارد كه يكي از طرفين خطايي را مرتكب گردد و اين خطا مانند بازي دومينو خطاي ديگري را به دنبال بياورد. وقتي دو نيرو در مقابل يكديگر به طور مسلحانه صف‌‏آرايي كرده‌‏اند، حتي شليك يك گلوله اشتباهي ممكن است به مغلوبه شدن جنگ منتهي شود. مثلا در مانورهايي كه ما با آمريكايي‌‏ها در خليج فارس انجام مي‌‏دهيم هر لحظه امكان دارد كه خطايي صورت گيرد و آن گاه تبعات آن مشخص نخواهد بود. نكته مهم آن است كه در منطقه اين آمريكا نيست كه ضربه اصلي را تحمل مي‌‏كند چون خاك اصلي آمريكا فرسنگ‌‏ها دورتر از منطقه ماست. ضربه اساسي متوجه زيربناهاي اقتصادي ما خواهد بود كه ما را به عصر پيش از صنعتي برمي‌‏گرداند البته آمريكايي‌‏ها دقت دارند كه با عمليات ايضايي خود آرام آرام از ما حساسيت‌‏زدايي كنند و به اصطلاح با شيوه نمدمال كردن به علاوه ديپلماسي فعال مقاصد خود را پيش ببرند. به هر حال سياست رسمي ما همين حالت «نه جنگ, نه صلح» است و اين حالت دو بحران ايجاد مي‌‏نمايد؛ هر چه به سمت جنگ برويم، بحران بقاي حاكميت را در پيش داريم و هر چه به سمت صلح برويم، از آنجا كه تعليق را مقوله‌‏اي حيثيتي كرده‌‏ايم، دچار بحران مشروعيت مي‌‏شويم البته مي‌‏توان به اين تناقض با دو نگاه قدمايي و مدرن نگريست. نگاه قدمايي مي‌‏گويد كه «الموت اولي من ركوب العاري و العار و اولي من دخول ناري» يعني مساله بقا چندان در مقابل آبرويزي و عدم مشروعيت مهم نيست و از آن سو عدم مشروعيت در مقابل فرو رفتن در جهنم مصايب بعدي اهميت چنداني ندارد لذا با تقدم مشروعيت بر بقا ترجيح مي‌‏دهد كه وارد جنگ مقطعي و حتي تمام‌‏عيار شود چرا كه اگر مشروعيت را از دست بدهد، ممكن است دچار نائره مصيبت‌‏هاي بزرگ شود. شايد راهي كه صدام برگزيد را بتوان در اين چارچوب تحليل كرد.
نگاه دوم يعني نگاه مدرن معتقد است كه بقا و حفظ نظام اوجب واجبات است. در اين جا نظام به مجموعه‌‏اي از عناصر سرزمين, مردم, حاكميت و حكومت اطلاق مي‌‏شود لذا مي‌‏توان حتي با مايه‌‏گذاري از آبرو نيز نظام را حفظ كرده و به سمت صلح پيش رفت و سپس به بازسازي مشروعيت از كف‌‏رفته پرداخت. شايد راهي كه قذافي انتخاب كرد، در اين مقوله بگنجد. او اكنون تلاش دارد كه با حركات نمايشي مختلف به بازسازي خود بپردازد و حتي مجسمه صدام را در پايتخت كشورش به عنوان قهرمان ملي اعراب برپا كند؛ صدامي كه به كلي مشي قذافي را قبول نداشت و برخلاف آن عمل كرد.
اما به هر حال بايد دانست كه تاكنون ظاهرا كه مسوولان ما نگاه اول را پذيرفته‌‏اند، آنها بايد بدانند كه هر جنگي بالاخره روزي به پايان خواهد رسيد بنابراين ضروري است كه قبل از آغاز هر واقعه خطرناكي مانند جنگ، به اين بينديشند كه چگونه آن را خاتمه خواهند داد. آيا اساسا خاتمه آن در دست آنان خواهند بود يا نه؟ آنان كه از هم‌‏اكنون مانور جنگ‌‏هاي نامتقارن را انجام مي‌‏دهند در پس ذهن خود پذيرفته‌‏اند كه در صورت بروز جنگ طرف مقابل با قدرت به مراتب عظيم‌‏تر از قدرت نظامي ما وارد صحنه خواهد شد. اين عدم تقارن فقط در عرصه نظامي نيست و در عرصه‌‏هاي اطلاعاتي و ديپلماسي نيز وجود دارد و بهتر است كه ما خلاء عدم تقارن در عرصه‌‏هاي نرم‌‏افزاري را كه ساده‌‏تر است، حل كنيم تا به سخت‌‏افزارجنگي هم دست بياييم. متاسفانه در شرايط جنگ ميليتارها دست بالا را در كشورداري خواهند گرفت و امكان تنفس براي بخش‌‏هاي نرم‌‏افزاري را سلب خواهند كرد چه رسد به امكان بروز و تجلي افكار عمومي از طريق نهادهاي مدني, آزادي بيان, رسانه‌‏هاي آزاد و احزاب سياسي.
5) چه بايد كرد؟
همانطور كه در مقدمه گفته شد در شرايط فعلي مبرم‌‏ترين وظيفه ما كاستن از حدت مساله است يعني لااقل اگر بتوانيم خود را از «صلح مسلح» به حالت «تخاصم» بكشانيم يا بهتر از آن به جنگ سرد پايين بياييم، بهترين حالت را محقق ساخته‌‏ايم. راهكارهايي كه پيشنهاد شدند مانند راهكار البرادعي كه تعليق در برابر تعليق است يا راهكاريشنهاد سوئيس يا راهكار پيشنهادي روسيه و غني‌‏سازي در يك كشور ثالث يا هر راهكار ديگري كه ممكن است موثر باشد، بايد توسط گروه مذاكره‌‏كننده به شدت تعقيب شود. اخيرا شنيده‌‏ام آمريكايي‌‏ها به دنبال راهكار تشكيل سايت‌‏هاي منطقه‌‏اي غني‌‏سازي بوده‌‏اند. شايد اگر ما با همسايگان عرب خود در حوزه خليج فارس مذاكره كنيم، بتوانيم عمليات غني‌‏سازي اورانيوم را به صورت كنسرسيوم تحت نظر آژانس بين‌‏المللي انرژي اتمي در يكي از جزاير ايراني خليج فارس مانند لاوان يا سيري انجام دهيم و فرآورده‌‏هاي آن را به نسبت سهامي كه هر كشور دارد، به آن تحويل دهيم يا به كشورهاي ثالث بفروشيم، اين به معني آن است كه از منطقه ما جز نفت و گاز انرژي هسته‌‏اي هم صادر شود.»
حميدرضا جلايي‌‏پور:
كشور «بحران آموزش و تربيت مدني» دارد

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي تاكيد كرد كه جامعه ايران «بحران آموزش و تربيت مدني» دارد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، حميدرضا جلايي‌‏پور در نشست «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان از سوي شاخه دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد، گفت: وقتي اين ترور انجام شد، به دنبال اين بودم كه چه كسي اين كار را انجام داده است و خصوصيات تربيتي و شخصيتي وي چيست؟ بعد كه فهميدم چه كسي بوده، ديدم كه او بعد از انقلاب متولد شده و رشد و تربيت يافته است. پيرو اين حادثه رفتارهاي ديگري هم شكل گرفت كه مرا به فكر فرو برد. مثلا بسياري از گروه‌‏ها و شخصيت‌‏ها و كساني كه صاحب‌‏نفوذ هستند، سكوت كردند يا اين مساله را محكوم نكردند.
وي ادامه داد: اگر كساني را كه سكوت كردند، در كنار حوادثي از قبيل تخريب 800 خوابگاه و قتل‌‏هاي زنجيره‌‏اي بگذاريم، مي‌‏بينيم كه يكي از سرچشمه‌‏هاي اين اتفاقات «بحران آموزش و تربيت مدني» در كشور است.
جلايي‌‏پور تصريح كرد: در كشوري كه 70 ميليون نفر جمعيت دارد و اكثر آنها نيز باسواد هستند، نكته مهمي كه در آن به نظر مي‌‏رسد، «آموزش و تربيت مدني» است. در كشور ما بحران آموزش و تربيت مدني وجود دارد. يعني ميليون‌‏ها آدم در كشور آگاه شده‌‏اند اما آب را از سرچشمه درست نمي‌‏كنند. ما آدم‌‏هايي شده‌‏ايم كه انتظاراتمان رشد فزاينده‌‏اي دارد اما خودمان، فرزندانمان و كساني كه در معرض صدا و سيما هستند، تربيت مدني‌‏شان ضعيف است.
اين جامعه‌‏شناس خاطرنشان كرد: در كشورهايي كه دموكراسي جا افتاده و توانسته‌‏اند از مرحله «گذار» به مرحله «تحكيم دموكراسي» برسند، جامعه‌‏شناسان و روان‌‏شناسان آنها دو گرايش خطرناك مبني بر «استبداد اكثريت» و «جامعه اول من» آنها را نگران كرده و نسبت به آن هشدار مي‌‏دهند.
وي افزود: در «جامعه اول من»، مردم مي‌‏گويند كه من خودم مهم هستم، سياست و امر عمومي به ما چه. در مقابل گرايش ديگر مبني بر اينكه دموكراسي ممكن است استبداد اكثريت را بياورد، دنبال راه حل هستند. آنها در برابر اين دو خطر روي «تربيت مدني» كار مي‌‏كنند تا كودك «تحمل ديگري» و «احترام به تعهدات» را ياد بگيرد اما در كشور ما كه به مرحله «تحكيم دموكراسي» وارد نشده‌‏ايم، اين وضع بدتر است.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي تصريح كرد: كساني كه در غرب نگران اين گرايشات هستند، به مقامات كشور خود توصيه مي‌‏كنند وقتي با مردم صحبت مي‌‏كنيم، حامل ادب باشيم و نيز به كليساها گفته‌‏اند كه بر روي چه حرف‌‏هايي تاكيد كنند تا مردم چه نوع الگوهايي را در كشور ياد بگيرند اما در جامعه سياسي ما به اندازه كافي روي صحبت‌‏هايشان توجه ندارند و محتواي برنامه‌‏هاي صدا و سيما ارزش‌‏هاي مدني را القاء نمي‌‏كند. صدا سيما تگر لطف كند كه همين فوتبال ما را پخش كند اما با محتواي سريال‌‏ها اين تربيت مدني القاء‌‏ نمي‌‏شود. انگار ميليون‌‏ها ماشين را در خيابان ريخته‌‏اند و هيچ قوانيني در مغز رانندگان حك نمي‌‏شود.
جلايي‌‏پور با بيان اينكه بخش مياني جامعه هم وضع خوبي ندارد، گفت: قسمتي از جامعه ما مدني است اما بخش ديگر آن مدني نبوده و مدني عمل نمي‌‏كند. برخي از كساني كه در مقابل ترور حجاريان سكوت كردند، در بخش مياني جامعه قرار دارند كه از پايگاه، قدرت و نفوذ خوبي هم برخوردارند و حتي امكانات هم دارند.
وي گفت: فردي كه روي احترام به ديگران، محترم شمردن عزت ديگران، آزادي و برابري تاكيد مي‌‏كند، مدني است.
جلايي‌‏پور ادامه داد: پس از ترور آقاي حجاريان درست است كه چنين تروري ديگر صورت نگرفت اما ما به شكل‌‏هاي ديگر اين ترور را همچنان مي‌‏بينيم. بلايي بر سر كشور آوردند كه بالاترين شخصيت‌‏ها و مسوولان آبرويشان و امنيتشان به خطر افتاد.
وي ادامه داد: بخش پايين جامعه ما كه خانواده‌‏ها و مساجد هستند، وضع درستي ندارند. در كشور ما آب از سرچشمه آلوده است. بخش‌‏هايي چون آموزش و پرورش و مساجد ما مشكل دارند. آنها چقدر ارزش‌‏هاي مدني را منتقل مي‌‏كنند. تاكيد بر آموزش و پرورش مدني مساله حياتي كشور است چرا كه مي‌‏تواند هزينه‌‏هاي زيادي را روي اين مملكت بگذارد.
وي با بيان اينكه نكته مهم ديگر بالا بودن آمار اعتياد در كشور است، گفت: از 15 ميليون معتادي كه در دنيا وجود دارد دو الي پنج ميليون نفر آن در ايران هستند لذا ما بايد به آموزش و تربيت مدني در بخش‌‏هاي بالا، پايين و مياني جامعه توجه بيشتري داشته باشيم.
صالح نيك‌‏بخت:
علت‌‏العلل تثبيت نشدن صلح در جامعه ايران عدم رعايت قانون است

يك حقوق‌‏دان و وكيل دادگستري گفت: علت‌‏العلل عدم تثبيت صلح در جامعه ايران، عدم رعايت قانون است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، صالح نيك‌‏بخت در همايش «صلح براي صلح» كه در هفتمين سالروز ترور سعيد حجاريان در دفتر حزب مشاركت برگزار ‌‏شد، اظهار داشت: سعيد حجاريان شهيد زنده و سمبل عدم رعايت قانون است و سعيد عسگر به دليل عدم آموزش قانون به وجود آمده است.
وي افزود: در جامعه كنوني ما صلح برقرار نمي‌‏شود مگر آنكه آموزش حقوق مدني و آموزش قانون از ابتدا به بچه‌‏ها داده شود.
صالح نيكبخت با اشاره به خواص آموزش قانون در جامعه، تصريح كرد: مادامي كه قانون در جامعه قداست نداشته باشد و هر كس آن را به راحتي نقد كند و به‌‏سزاي اعمالش نرسد، صلح در جامعه محقق نمي‌‏شود.
اين وكيل دادگستري گفت: علت‌‏العلل عدم تثبيت صلح در جامعه عدم رعايت قانون است.
وي افزود: عدالت كيفري به دليل نبود قانون اجرا نمي‌‏شود و همين امر موجب بروز خشونت در جامعه خواهد بود.
عيسي سحرخيز:
گويا اقتدارگرايان قرار نيست از برخوردهاي خشن گذشته خود درس بگيرند

«عيسي سحرخيز» در همايش «صلح براي صلح» از دستگيري‌‏هاي اخير فعالان جنبش مدني زنان انتقاد كرد و گفت: «گويا اقتدارگرايان قرار نيست از برخوردهاي خشن گذشته خود با فعالان جنبش دانشجويي، مطبوعاتي و سياسي، درس بگيرند.»
به گزارش "ايلنا"، «عيسي سحرخيز» يكي از سخنرانان همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالروز ترور «سعيد حجاريان»
برگزار شد، مقاله‌‏اي با عنوان «جنگ‌‏طلبي روي ديگر سكه خشونت‌‏ورزي» ارائه كرد كه متن كامل آن به شرح زير است:
«باز آخرين روزهاي اسفندماه و روزهاي پاياني سال فرا رسيد تا به بهانه سالگرد ترور ناجوانمردانه برادر عزيزمان «سعيد حجاريان» گردهم آئيم و برنامه‌‏هاي ضدانساني اقتدارگرايانه و خشونت‌‏طلبان را محكوم سازيم. آناني كه دريغشان مي‌‏آيد ملت ايران در چنين روزهايي، در آستانه نوروز، سر راحت بر بالين نهند و شبشان را فارغ بال به روز رسانند و غم عزيز در بندي را نداشته باشند و نگران آزادي و امنيت خود و خويشان و دوستانشان نباشند.
در چنين ايامي هر سال، متاسفانه روزي فعالان سياسي و دانشجويي بايد در بند باشند و روزي دگر، روزنامه‌‏نگاران و اهالي مطبوعات و امروز فعالان جنبش زنان و كنش‌‏گران سازمان‌‏هاي غيردولتي. جا دارد كه يادي كنيم از دستگيرشدگان اخير جنبش زنان، به ويژه فعالان آن، خانم‌‏ها صدر و عباسقلي‌‏زاده كه گويا قرار است دختران خردسالشان عيد را در كنار مادر نباشند و حسرت به دل بمانند، و باز داستان بازداشت باشد و حبس، و خشونت‌‏ورزي و شكنجه سرخ و سفيد.
گويا اقتدارگرايان قرار نيست از برخوردهاي خشن گذشته خود با فعالان جنبش دانشجويي، مطبوعاتي و سياسي، درس بگيرند و بياموزند كه پرنده آزادي را نمي‌‏توان در قفس كرد و مغز مرغ عشق را نمي‌‏توان با گلوله سربي پريشان ساخت، چون اين پرنده ققنوسي است كه هر بار از درون خاكستر خويش جوان‌‏تر و شاداب‌‏تر سر برون خواهد آورد و آواز آزادي و مردمسالاري، و صلح و دوستي سرخواهد داد.
دو سال پيش در چنين روزهايي و در چنين مكاني اين نكته را متذكر شده بودم كه ما كشوري نيستيم كه بخواهيم مسائل خود را با جنگ و خشونت حل كنيم. ملت ايران از راه مردمسالاري و حقوق بشر، انسان دوستي و آشتي ملي، و تنش زدايي و صلح، بهتر و راحت‌‏تر مي‌‏تواند مسائل خود را در داخل و با جهانيان حل كند. ما نيازي به دولت پليسي و حزب پادگاني نداريم. ما نمي‌‏پذيريم كه در يك انتخابات فرمايشي و غيرآزاد، نظاميان شخصي‌‏پوش و طرفداران جنگ و خشونت، شكنجه و ترور را بر اين سرزمين حاكم كنند و در افق حيات ما همواره جنگ و خشونت جلوه‌‏گر باشد.
افسوس و صد دريغ كه دلسردي بخشي از ملت از سياست‌‏ورزي و گريزشان از انتخابات، اكنون آنچه را كه از آن بيم و هراس داشتيم بر سرمان آورده است؛ و حتي بدتر ملت ايران را در آستانه تحريم و فقر و جنگ و خشونت قرار داده است. اگر ديروز عمده نگراني‌‏مان خشونت‌‏ورزي اقتدار گرايان عليه آزاديخواهان، روزنامه‌‏نگاران، فعالان دانشجويي، رهبران اتحاديه‌‏ها، سنديكاهاي كارگري و كارمندي و سازمان‌‏هاي غيردولتي بود، و بيم از اعمال شكنجه سرخ و سفيد عليه آنان در بازداشتگاه‌‏هاي آشكار و نهان داشتيم، اكنون عنان ملت در اختيار كساني قرار گرفته است كه هيچ ابايي ندارند كه بگويند ترمز و فرمان ماشين سياست را كنده‌‏اند، و با چشماني بسته از توهم و مست از باده قدرت، با سرعت كشور را به سمت سراشيبي سقوط و ورطه جنگ مي‌‏برند.
همان‌‏گونه كه مي‌‏دانيد ضرب‌‏الاجل دوماهه شوراي امنيت سازمان‌‏ملل‌‏متحد در مورد قطعنامه 1737 پايان يافته است و گروه موسوم به «1+5» يك اين روزها جلساتي را برگزار مي‌‏كنند تا در مورد ميزان و دامنه تحريم‌‏هاي جديد تجاري، تسليحاتي و مسافرتي به مشورت و رايزني بپردازند. از ديگر سو، جريان جنگ‌‏طلب آمريكا با همكاري جنگ‌‏افروزان اسرائيل در پي ايجاد اجماعي بين‌‏المللي عليه ايران است تا برنامه‌‏هاي نظامي غيرانساني خود را به بهانه تمرد ايران از اجراي قطعنامه 1737 شوراي امنيت، پيگيري برنامه نصب و بهره‌‏برداري از سانتريفيوژهاي جديد با هدف توليد صنعتي اورانيوم غني شده و عدم همكاري كامل با آژانس بين‌‏المللي انرژي اتمي، به مورد اجرا درآورند.
متاسفانه طنز «ماشين مشتي ممدلي، نه بوق داره و نه صندلي» كه به هر حال با نوعي عقل و تدبير هم همراه بود، چون دست‌‏كم ترمز و فرمان داشت، اكنون به يك تراژدي و سياستي ماجراجويانه و نابخردانه تبديل شده است. اين سياست كه پيش از اين در امور داخلي و برخورد با اصلاح‌‏طلبان و دگر انديشان به‌‏كار گرفته مي‌‏شد و صداي طراحان و مغز متفكر آن جريان از تريبون روزنامه كيهان و رسانه‌‏هاي تندرو شنيده مي‌‏شد، متاسفانه اكنون مبناي سياست خارجي ايران شده است و خود را در شعار آقاي احمدي‌‏نژاد جلوه‌‏گر ساخته است كه راندن ماشين بي‌‏فرمان و ترمز را افتخار خود مي‌‏داند و فارغ از خواسته ملت ايران، مي‌‏رود كه زمينه‌‏ساز اعمال مجازات‌‏هاي نظامي و مالي و تحريم‌‏هاي اقتصادي گسترده‌‏تر شوراي امنيت شود و چشم‌‏انداز فقر و جنگ را در برابر مردم صلح دوست ايران قرار دهد.
در حالي كه حاكميت در شرايط سانسور و خودسانسوري گسترده ادعا مي‌‏كند در ايران همه طرفدار چنين برنامه جنگ‌‏افروزانه‌‏اي هستند، ما صلح‌‏طلبان كشور بايد با تكيه به باورهاي انساني و نگران از تشديد تنش و بروز جنگ و خون‌‏ريزي، به وظيفه ملي و اسلامي خود عمل كنيم و صداي صلح‌‏خواهانه خويش را هرچه بلندتر به گوش جهانيان برسانيم. ما بايد پژواك اين خواسته اصيل ملت باشيم كه بر حقوقي مهمتر و حياتي‌‏تر تاكيد دارد و آن چيزي نيست جز حق برخورداري از مردمسالاري و حقوق بشر، امنيت و آزادي و عدالت و توسعه پايدار و اجتناب از فقر و بدبختي و جنگ و صلح مسلحانه.
ما در چنين روزي بايد بر خلاف خشونت‌‏طلبان و جنگ‌‏افروزان داخلي و خارجي كه اكنون خود را در چهره بخشي از حاكميت تندرو ايران و آمريكا به نمايش گذارده‌‏اند، فرياد صلح خواهي خويش را با صدايي رسا به گوش همه برسانيم و تا جايي كه توان داريم مانع افروخته شدن جنگي خانمانسوز در ايران و منطقه شويم، كه همه به خوبي مي‌‏دانند پيامدي جز جنگ و خون‌‏ريزي، وحشت و مرگ و ويراني و نابودي زيرساخت‌‏هاي اقتصادي و نظامي كشور و يا تحميل فقر و فلاكت به ملت ايران نخواهد داشت.
نبايد اجازه دهيم كه روي ديگر سكه خشونت‌‏طلبي داخلي به صورت جنگ‌‏افروزي منطقه جلوه‌‏گر شود. اگر چه اكنون دستمان از حكومت، حتي حاكميتي دوگانه، كوتاه است و گويا داريم تاوان خطاي دو سال پيش مان را مي‌‏دهيم، اما در اين جايگاه نيز نبايد به آتش‌‏افروزان اجازه دهيم تا با اتخاذ سياست‌‏هاي نابخردانه و خانمان برانداز، بار ديگر مرز و بوم كشورمان را صحنه تاخت و تاز بيگانگان سازند.
هرچه باشد ما فرزندان آن پير خراباتيم كه گفت: آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرفه است، با دوستان مروت با دشمنان مدارا»
يك استاد دانشگاه:
تنها مردم هستند كه بايد در مورد جنگ و صلح تصميم بگيرند

يك استاد دانشگاه گفت: جنگ مشروع و عادلانه فقط و فقط جنگ دفاعي است و اين تنها مردم هستند كه بايد در مورد جنگ و صلح خود تصميم بگيرند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محمودي در همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان توسط شاخه دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد، گفت: از روزگاران كهن تا دوران معاصر دانشمندان علم سياست درباره دو مفهوم جنگ و صلح، شرايط برقراري صلح، قانون‌‏هاي بازدارنده جنگ و شرايط دست يازيدن به جنگ، انديشه‌‏ها و آراي خود را مطرح كرده‌‏اند.
وي افزود: جنگ تهاجمي با هدف تصرف سرزميني، انتقام‌‏جويي و كسب افتخارات ملي و هر هدف غيردفاعي ديگر به طور مطلق مردود است. در روابط اجتماعي و بين‌‏المللي عنصر گفت‌‏وگو، هم‌‏انديشي و تصميم‌‏گيري دسته جمعي براي رسيدن به تفاهم، قاعده زندگي در صلح و آرامش و احترام متقابل ميان ملت‌‏ها و دولت‌‏ها است. جنگ مشروع و عادلانه فقط و فقط جنگ دفاعي است. ملتي كه در قلمرو خود مورد تهاجم و تجاوز قرار مي‌‏گيرد، بايد به دفاع از خود برخيزد.
وي با بيان اينكه هيچ كشور و ملتي حق ندارد به جنگ تهاجمي مبادرت ورزد، خاطرنشان كرد: جنگ تهاجمي مظهر ويرانگري، بربريت و فاشيسم است و هيچ مكتب اخلاقي و نظريه سياسي صلح‌‏آميز آن را توصيه نكرده است، هرچند استبدادطلبان و تماميت‌‏خواهان در طول تاريخ كوشيده‌‏اند با دستاويز قرار دادن دين و ايدئولوژي، جنگ‌‏هاي تهاجمي را توجيه كنند.
محمودي با اشاره به اينكه تنها مردم در مورد جنگ دفاعي تصميم مي‌‏گيرند، گفت: جنگ دفاعي مانند عقد قرارداد ميان دو كشور نيست كه در يك سال بتوان ده‌‏ها نمونه آن را انجام داد. جنگ دفاعي يك استثنا محسوب مي‌‏شود. يعني زماني كه كليه تلاش‌‏هاي صلح‌‏آميز ديپلماتيك به دلايل موجه به ناكامي مي‌‏انجامد و ميانجي‌‏ها در رايزني‌‏هاي خود براي استمرار صلح با شكست مواجه مي‌‏شوند و سازمان ملل متحد علي‌‏رغم استفاده از تمام ظرفيت‌‏هاي خود نمي‌‏تواند فرجام كار را به نتايج صلح‌‏آميز برساند، در چنين شرايطي جنگ دفاعي اجتناب‌‏ناپذير خواهد بود.
وي ادامه داد: اكنون پرسش اينجاست كه چه قدرتي بايد در مورد جنگ دفاعي يعني داوري در مورد راه‌‏هاي باقي‌‏مانده مصالحه براي اجتناب از جنگ يا وارد شدن در وضعيت جنگي تصميم بگيرد. در پاسخ بايد بگويم همان قدرتي كه در سپردن نوع كشور به حاكمان تصميم گرفته است تا آنان با سياست‌‏ورزي، آزادي‌‏خواهي و استقلال‌‏طلبي كشور را در شرايط صلح و آرامش اداره كنند. اين مردم هستند كه بايد در مورد جنگ و صلح تصميم بگيرند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه جنگ دفاعي محدود به موازين اخلاقي است، اظهار داشت: دفاع مشروع نمي‌‏تواند به انگيزه مقابله با تهاجم دشمن، از چارچوب‌‏ها و محدوديت‌‏هاي اخلاقي رها باشد. در جنگ دفاعي كشتار غيرنظاميان اعم از زن و مرد، كودك، جوان، سال‌‏خورده و معلول جسمي و ذهني ممنوع است و هيچ دليلي نمي‌‏تواند كشتار غيرنظاميان را تحت هر شرايطي توجيه كند.
محمودي ادامه داد: كشتار اسيران جنگي چه افراد سالم و چه مجروح در خلال جنگ و پس از آن ممنوع است. اگر فرماندهان به افراد تحت امر خود فرمان دهند كه به اسيران جنگي شليك كنند، آنها بايد از كشتن اسيران جنگي خودداري كنند.
وي تاكيد كرد: از آنجا كه شهروندان مي‌‏توانند به دلايل اخلاقي از اجراي قانون يا فرمان حكومتي امتناع ورزند، اشخاصي كه خدمت سربازي را در تقابل با وجدان اخلاقي خود مي‌‏يابند، مي‌‏توانند از اين كار امتناع كنند.
محمودي ادامه داد: در جنگ دفاعي دست زدن به اقداماتي كه موجب سلب اعتماد متقابل ميان طرفين درگيري در آينده شود، ممنوع است زيرا جنگ هرچند يك مرحله حساس و ناگزير است اما عمر آن دير يا زود به سر مي‌‏رسد و دو كشور بايد به روابط صلح‌‏آميز دست يابند.
حسن يوسفي اشكوري:
اولويت امروز ما دموكراسي و حقوق بشر است

يك فعال ملي- مذهبي گفت: آنچه امروز براي ما و در شرايط فعلي اولويت دارد، دموكراسي و حقوق بشر است و ما بايد براي تحقق آن فرهنگ‌‏سازي كنيم كه يكي از زمينه‌‏هاي فرهنگي ايجاد دموكراسي، تساهل و مدارا است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، حسن يوسفي اشكوري در نشست «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالروز ترور سعيد حجاريان توسط شاخه دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد، گفت: خوشحالم از اينكه آقاي دكتر حجاريان در ميان ماست و دليل خوشحالي من اين است كه اواخر سال 79 حادثه تلخ ترور وي پيش آمد. من به سفري رفتم كه نتيجه‌‏اش چهار سال و هفت ماه زندان بود و من توفيق شركت در چنين مراسمي را نداشتم. از اينكه بعد از شش سال مي‌‏بينم ايشان زنده هستند هرچند از نعمت سلامت جسماني كامل برخوردار نيستند اما به لطف خداوند در قيد حيات بوده، فكر مي‌‏كنند، مي‌‏انديشند و اثر مي‌‏گذارند، همه اينها جاي خوشحالي دارد.
وي در خصوص ضرورت «مدارا براي دموكراسي» گفت: امروز مساله‌‏اي كه براي ما و جامعه جهاني اولويت دارد، ضرورت صلح، دموكراسي و حقوق بشر است. در سال‌‏هاي اخير كه دوران اصلاحات آغاز شد، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و بسياري از ارزش‌‏هايي كه محصول دنياي مدرن است، براي ما اولويت داشت.
يوسفي اشكوري ادامه داد: آنچه امروز براي ما و در شرايط فعلي اولويت دارد، دموكراسي و حقوق بشر است. ما بايد براي تحقق آن فرهنگ‌‏سازي كنيم كه يكي از زمينه‌‏هاي فرهنگي ايجاد دموكراسي، تساهل و مدارا است. نظريه‌‏پردازان در مورد تساهل و مدارا كتاب نوشته و زمينه‌‏هاي فرهنگي را براي جامعه خود فراهم كرده‌‏اند. در جامعه ما نيز زمينه‌‏هاي آن فراهم است.
اين فعال سياسي افزود: اگر به تاريخ ايران و زرتشت برگرديم، مي‌‏بينيم كه در گذشته اين زمينه‌‏ها را براي تعميق و ترويج تساهل و مدارا داشتيم، همان‌‏گونه كه زمينه‌‏هاي بازتوليد فرهنگ خشونت در ادبيات، فلسفه و آداب و سنت‌‏هاي مذهبي ما ديده مي‌‏شود.
يوسفي اشكوري تصريح كرد: اگر رواداري و فرهنگ تساهل در كشور نباشد، آزادي و دموكراسي تحقق نمي‌‏يابد. دموكراسي زماني ايجاد مي‌‏شود كه افراد جامعه حق تعيين حاكميت خود را داشته باشند و بتوانند نظام سياسي دلخواه خود را ايجاد كنند و رسانه‌‏ها و نهادهاي مدني تقويت شود و قدرت، نقدپذير باشد اما قبل از هر چيز افراد بايد همديگر را تحمل و موجوديت يكديگر را به رسميت بشناسند.
وي افزود: با توجه به اينكه تكثر اقوام، مذاهب، مليت‌‏ها در جامعه شاهديم اگر اقوام يك ملت در مرز جغرافيايي معين زندگي مي‌‏كنند، اگر تنوع و تكثر را در همه عرصه‌‏ها به رسميت نشناسند و تساهل را به عنوان يك اصل بنيادين نپذيرند، بقيه تلاش‌‏ها بيهوده خواهند بود و منجر به حذف ديگري خواهد شد.
يوسفي اشكوري با اشاره به اينكه يكي از مشكلاتي كه جامعه ايران از گذشته داشت فرهنگ حذف است، اظهار داشت: هر كس به بهانه فكر، ايدئولوژي، مذهب، مسلمان و غيرمسلمان، ايراني و غيرايراني مي‌‏خواهد ديگري را حذف كند، فرهنگ غيريت‌‏سازي منفي كه افراد جامعه را مقابل هم قرار مي‌‏دهد، در فرهنگ ما به شكل قوي وجود دارد كه مبارزه با آن مشكل است.
وي گفت: اگر ارزش‌‏هاي ديني، معنوي و اخلاقي را مي‌‏خواهيم، بايد بدانيم كه بدون زمينه‌‏سازي فرهنگ مدارا و تساهل اين امر به وجود نمي‌‏آيد. ما بعد از انقلاب آرزويمان اين بوده و هست كه موسس فرهنگ ملي و ديني باشيم. براي رسيدن به رفاه و امنيت كه پيش‌‏شرط آن فرهنگ‌‏سازي است و پيش‌‏زمينه آن فرهنگ مدارا و تحمل است.
اين فعال سياسي گفت: كساني كه به عنوان روشنفكر در جامعه مطرح هستند و به دموكراسي، مدارا و رواداري معتقدند و فرهنگ حذف را نفي مي‌‏كنند، بايد در اين زمينه نظريه‌‏پردازي كنند چراكه با موعظه هيچ مشكلي حل نخواهد شد.
يوسفي اشكوري ادامه داد: در دوران اصلاحات از تساهل و مدارا زياد سخن گفته شد اما تعداد مقالاتي كه در آن از ديدگاه ديني و غيرديني در اين زمينه نظريه‌‏پردازي شده باشد، به تعداد انگشتان دست است و من از حجاريان به عنوان نظريه‌‏پردازي كه نوشته‌‏هايش اثرگذار است. مي‌‏خواهم كه در اين امر پيشقدم شده و مباني ديني و اجتماعي را در اين زمينه ارائه دهد.
وي همچنين گفت: به دوستان پيشنهاد مي‌‏كنم كه در سال‌‏هاي آينده به‌‏گونه‌‏اي برنامه‌‏ريزي كنند كه اين نوع جلسات در مراكز استان‌‏ها و شهرستان‌‏ها نيز برگزار شود چرا كه زمينه‌‏سازي براي اين فرهنگ زمان مي‌‏برد و ما بايد خط مدارا را در جامعه گسترش دهيم.
يك پژوهشگر و استاد دانشگاه:
ادبيات شيعي و اسلامي درباره صلح مشوش است


يك پژوهشگر و استاد دانشگاه با اشاره به ادبيات مشوش شيعي و اسلامي درباره صلح، گفت: به دليل مشوش بودن ادبيات صلح است كه هم سياست تنش‌‏زدايي دولت سازندگي قابل پيش‌‏بيني است، هم سياست اعتمادسازي دولت اصلاحات و هم سياست خارجي دولت نهم.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، سيدصادق حقيقت در همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالروز ترور سعيد حجاريان در دفتر حزب مشاركت برگزار شد، اظهار داشت: انديشه سياسي اسلام نظرات مشخصي درمورد مساله صلح ندارد و هيچ متفكر شيعي به شيوه فلسفه سياسي به اين موضوع نپرداخته است.
وي با اشاره به مساله صلح در فقه سياسي اسلام، تصريح كرد: در اسلام سنتي فقها به جهاد ابتدايي معتقد هستند، به عنوان مثال مطهري توحيد را جزو حقوق انسان‌‏ها مي‌‏داند و احياي توحيد را وظيفه ما انسان‌‏ها قلمداد مي‌‏كند و جهاد ابتدايي را عنوان مي‌‏كند.
حقيقت افزود: آيت‌‏الله خويي كه اصلا به ولايت فقها معتقد نيست، به جهاد ابتدايي معتقد است بنابراين مشخص است كه صدر و ذيل حرف‌‏هاي ايشان متناقض است.
اين استاد دانشگاه گفت: يك تفاوت اساسي در زمان ما و دوران صدر اسلام وجود دارد. در زمان پيامبر(ص) كشورها يا ديني بودنو يا ضد ديني، به همين دليل يك جنگ تمام‌‏عيار بين اينها برگزار بود اما الان اكثر كشورها سكولار هستند، نه ضد ديني و به همين سبب جهاد ابتدايي موضوعيت ندارد.
حقيقت با اشاره به مباحث معرفت‌‏شناسانه كانت، گفت: تسامح و گفت‌‏وگو مبتني بر خرد خودبنياد است. از كانت با عقل محوري مي‌‏توان صلح را ايجاد كرد. بايد از جزم‌‏گرايي رها شد و به گفت‌‏وگو پناه آورد.
محمدرضا خاتمي:
خشونت صاحبان قدرت نه قابل فهم است و نه قابل توجيه

دبيركل سابق جبهه مشاركت ايران اسلامي اظهار داشت: هر حادثه زشتي همچون ترور سعيد حجاريان دستاوردهايي نيز دارد كه مهمترين دستاورد اين اتفاق، قبح مجازات اعدام است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محمدرضا خاتمي در همايش «صلح براي صلح» در سالروز ترور سعيد حجاريان كه در دفتر حزب مشاركت برگزار شد، اظهار داشت: با اين اتفاق مي‌‏توان اميدوار بود كه اعدام به طور عام و به طور خاص براي مجرمان سياسي لغو شود كه اين يك دستاورد بزرگ براي جريان صلح‌‏طلب تلقي مي‌‏شود.
وي با اشاره به انواع خشونت گفت: خشونت‌‏هاي قومي و مذهبي قابل فهم است اما قابل توجيه نيست و ليكن خشونتي وجود دارد كه نه قابل فهم است و نه قابل توجيه و آن خشونت صاحبان قدرت است.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت خاطرنشان كرد: بخشي از اين نوع خشونت با سوءاستفاده از قانون صورت مي‌‏گيرد يعني ظاهر قانوني دارد اما باطن آن خشونت است. بديهي است ادامه اين روند سبب هرج و مرج مي‌‏شود چون قانون بي‌‏اعتبار مي‌‏شود اما آنچه بدتر از آن است، اينكه افرادي كه در قدرت هستند تحمل خود را از دست بدهند و بدون ظاهر قانوني به خشونت روي آورند كه ترور حجاريان از اين نوع خشونت‌‏هاست.
دبيركل سابق جبهه مشاركت تاكيد كرد: ما در ترور سعيد حجاريان خيلي چيزها را از دست داديم از جمله خود سعيد را كه به عنوان يك نيروي فعال فكري و جسمي در اختيار داشتيم، هرچند او به لحاظ فكري هم‌‏اكنون نيز فعال است اما به لحاظ جسمي با مشكلاتي روبرو است.
خاتمي افزود: يكي ديگر از مشكلاتي كه بعد از ترور سعيد به وجود آمد، فشاري بود كه بر روي اصلاحات وارد شد و بسياري از اميدها را نااميد كرد.
وي در پايان تصريح كرد: هيچ آرمان‌‏شهري را نمي‌‏توان متصور شد كه در آن از خشونت خبري نباشد، خشونت درد و رنجي است كه با اكراه همراه است.
آذر منصوري:
مشكلات زنان در دوره دولت نهم شتاب بيشتري گرفته است

معاون سياسي دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: دولت نهم نه‌‏تنها چيزي از مشكلات زنان كم نكرده است بلكه در اين دوره مشكلات زنان شتاب بيشتري گرفته است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، آذر منصوري در همايش «صلح براي صلح» كه در سالگرد ترور سعيد حجاريان در محل جبهه مشاركت برگزار شد، اظهار داشت: همان‌‏طور كه دولت نهم در اكثر مسائل داخلي و خارجي به جاي حل مساله، صورت‌‏مساله را حذف مي‌‏كند و به طور امنيتي برخورد مي‌‏كند، مساله زنان را نيز به راحتي به يك مساله امنيتي تبديل مي‌‏كند.
وي تاكيد كرد: فقر، بيكاري، اعتياد، طلاق و همه مشكلات اجتماعي كه در جامعه وجود دارد، با مساله زنان نيز ارتباط دارد و در هم تنيده است. سهم زنان از اين مشكلات سهم ويژه‌‏اي است. امروز شرايط به‌‏گونه‌‏اي است كه ديگر نمي‌‏توان منكر فقر زنانه شد.
اين عضو جبهه مشاركت ايران اسلامي خاطرنشان كرد: زنان ايران شگفت‌‏انگيزترين زنان هستند، شكنجه مي‌‏شوند، كتك مي‌‏خورند، بسياري از مشكلات را تحمل مي‌‏كنند اما در اين شرايط باز مي‌‏مانند و به راه خود ادامه مي‌‏دهند اما شايد اين مقاومت روزي بشكند.
منصوري با اشاره به سياست‌‏هاي دولت نهم در حل مشكل زنان، گفت: آنچه در يك سال گذشته صورت گرفته و در طرح‌‏ريزي‌‏هاي حكومتي آمده است، نه‌‏تنها چيزي از مشكلات زنان كم نكرده بلكه اين مشكلات شتاب بيشتري گرفته است و بسياري از حقوق زنان به بهانه تحكيم خانواده ناديده گرفته مي‌‏شود.
وي گفت: ركود اقتصادي بيش از هر چيز زنان را تحت فشار قرار مي‌‏دهد. نبود امنيت نيز بيشترين آسيب را متوجه زنان مي‌‏كند، اين در حالي است كه در سايه صلح، امنيت و آرامش مي‌‏توان تبعيض‌‏هاي موجود عليه زنان را خاتمه داد.
خشايار ديهيمي:
ملتي كه حافظه تاريخي خود را از دست بدهد در معرض انحطاط اخلاقي قرار مي‌‏گيرد

خشايار ديهيمي گفت: اگر ملتي حافظه تاريخي خود را از دست بدهد، در معرض انحطاط اخلاقي قرار مي‌‏گيرد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، خشايار ديهيمي در نشست «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان از سوي شاخه دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد، گفت: اينكه به خاطر مناسبت‌‏هاي مختلف كه در زمان گذشته اتفاق افتاده است، دور هم جمع شويم، يك عمل اخلاقي است. يعني ما به ياد مي‌‏آوريم و به ياد مي‌‏سپاريم و فراموش نمي‌‏كنيم.
وي تصريح كرد: سلسله وقايعي كه ما را به وضعيت فعلي رسانده به‌‏گونه‌‏اي است كه بيم جنگ همه‌‏جانبه با جهان غرب را داريم.
ديهيمي خاطرنشان كرد: به ياد مي‌‏آورين سياستي را كه بعد از دوم خرداد آغاز شد و بلا فاصله جناح و تفكر مقابل همه اقدامات خود را در جهت تعطيل كردن اين سياست به كار انداخت. از قتل‌‏هاي زنجيره‌‏اي تا كوي دانشگاه تا ترور سعيد حجاريان، نظارت استصوابي مجلس هفتم، انتخابات رياست‌‏جمهوري نهم و يكدست كردن حاكميت.
وي ادامه داد: تعطيل كردن سياست در داخل ما را در عرصه بين‌‏المللي با موقعيت مخاطره‌‏آميزي مواجه كرده است. وقتي در داخل سياست تعطيل مي‌‏شود، مملكت به ورطه هلاك مي‌‏افتد.
عليرضا رجايي:
حجاريان سمبلي از مضمون مبارزاتي ضدديكتاتوري و حق عدم اطاعت است


يك فعال ملي مذهبي گفت: سعيد حجاريان سمبلي از مضمون مبارزاتي ضدديكتاتوري و ضداستبدادي و حق عدم اطاعت است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، عليرضا رجايي در نشست «صلح براي صلح» كه در هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان از سوي شاخه دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد، گفت: موضوع روشنفكري ديني و مذهبي موضوع پرمناقشه‌‏اي است كه در سال‌‏هاي اخير مطرح شده است. روشنفكري مذهبي پيوسته واجد سمبل‌‏هاي سياسي بوده است. اين سمبل‌‏ها بعد از كودتاي 28 مرداد محل مجموعه‌‏اي از ايده‌‏ها و انديشه‌‏هاي فكري است اما جدا از انديشه‌‏هاي فكري، اين مضمون داراي يك مضمون مبارزاتي است و افرادي مانند حنيف‌‏نژاد و بديع‌‏زادگان صرف نظر از پشتوانه فكري‌‏اي كه دارند، سمبل‌‏هاي مبارزاتي بوده‌‏اند.
وي ادامه داد: بعد از پيروزي انقلاب مضمون مبارزاتي روشنفكري ديني مبهم و گيج‌‏كننده بود اما با تحولات دهه 70 به‌‏خصوص بعد از دوم خرداد مضمون مبارزاتي انديشه روشنفكري مذهبي و ديني صرف‌‏نظر از اختلاف فكري‌‏اي كه وجود داشت، اعاده شد. نوانديشان مذهبي در مقابل امكان اعاده ديكتاتوري و تكريم حكومت توتاليتر ايستادگي كرده و متحول هزينه‌‏هايي شدند كه يكي از اين هزينه‌‏ها ترور سعيد حجاريان بود.
وي گفت: حجاريان سمبلي از مضمون مبارزاتي ضدديكتاتوري و ضداستبدادي و حق عدم اطاعت است.
غلامعباس توسلي:
كساني كه قتل نفس مي‌‏كنند بويي از مذهب نبرده‌‏اند

استاد ممتاز جامعه‌‏شناسي دانشگاه تهران در همايش «صلح براي صلح» گفت: «هر جا كه جامعه مدني جا مي‌‏افتد، خشونت محو مي‌‏شود.»
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، «غلامعباس توسلي» استاد ممتاز جامعه‌‏شناسي دانشگاه تهران در نشست «صلح براي صلح» كه به همت شاخه دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي و براي هفتمين سالگرد ترور «سعيد حجاريان» برگزار شد، گفت: «خشونت در جنگ، چه در صف فردي چه در صف اجتماعي، يك فرهنگ است كه براي تغيير آن نيازمند يك تربيت خاص هستيم.»
وي گفت: «نقطه مقابل جنگ، جامعه مدني است. هر جا كه جامعه مدني جا مي‌‏افتد، خشونت محو مي‌‏شود.»
وي با بيان اينكه «صلح در برابر فرهنگ خشونت قرار مي‌‏گيرد»، تصريح كرد: «در خشونت تنها مسأله ايدئولوژي، مذهب و نظامي‌‏گري مطرح نيست. وقتي افراد به خشونت متوسل مي‌‏شوند كه فكر مي‌‏كنند كار درست و صحيحي انجام مي‌‏دهند. متاسفانه يكي از خشونت‌‏هايي كه در عصر ما صورت مي‌‏گيرد، خشونت‌‏هاي مذهبي است. عده‌‏اي از مسلمانان در عراق به نام دين به جان هم افتاده و بي‌‏گناهان را مي‌‏كشند. تمام كساني كه خشونت را كوركورانه در جوامع رواج داده و قتل نفس مي‌‏كنند، بويي از اصل مذهب نبرده‌‏اند.»
توسلي با بيان اينكه «روش و مشي خشونت مي‌‏تواند به نام مذهب، ايدئولوژي، دولت، فرد و جامعه باشد»، افزود: «ما با نگاه به تاريخ مي‌‏بينيم كه تا اواسط قرن 19 همه صحبت از انقلاب مي‌‏كنند، اما به محض اينكه احزاب سياسي شكل مي‌‏گيرند و روزنامه‌‏ها آزاد شده و نهادهاي مدني به وجود مي‌‏آيد، بحث‌‏هاي خشونت‌‏آميز انقلابي از بين مي‌‏رود. اگر جامعه‌‏اي مي‌‏خواهد دچار جنگ و خشونت نشود، بايد به تقويت اين نهادها بپردازد.»
عضو شوراي مركزي «نهضت آزادي ايران» گفت: «كساني كه بين حركت مرحوم دكتر مصدق و مسأله هسته‌‏اي مقايسه انجام مي‌‏دهند، اگر مطالعه مختصري بكنند، مي‌‏بينند كه مرحوم دكتر مصدق از طريق روش‌‏هاي قانوني بدون اينكه فراتر از قانون حركت كند و با مدنيت اين حق را دنبال كرد و شخصا به شوراي امنيت و دادگاه لاهه رفت تا اين حق را از طريق قانوني احيا كند. هدف هر چند به ظاهر يكي است، اما روش‌‏ها با يكديگر فرق مي‌‏كند. مرحوم دكتر مصدق روش مسالمت‌‏آميز، صلح‌‏جويانه و قانوني را در پي گرفت و اين روش با روش خشونت‌‏آميز فرق مي‌‏كند.»
وي افزود: «كساني جامعه را به سمت نظامي‌‏گري مي‌‏برند و اقتصاد و آينده كشور را به خطر مي‌‏اندازند و با تجمع مسالمت‌‏آميز زنان كه براي پيگيري مطالباتشان بوده و يك حركت مدني است، برخورد خشن مي‌‏كنند، در حالي كه جامعه مدني و جامعه خشن و ضدصلح در مقابل هم قرار دارند و يكديگر را نفي مي‌‏كنند.»
اين جامعه‌‏شناس ممتاز ايراني در پايان گفت: «حجاريان نه تنها مسأله آشتي و صلح را آموخت، بلكه يكي از علم‌‏داران جدي جامعه مدني در ايران بود و امروز جايگاه بالايي در صلح و آشتي دارد.»
مرضيه مرتاضي لنگرودي:
بايد از كساني كه به خاطر اصلاحات هزينه مي‌‏پردازند حمايت كرد

يك فعال مسائل زنان با اشاره به بازداشت‌‏هاي اخير تعدادي از فعالان مسائل زنان، افزود: شايد هزينه براي شادي صدر و محبوبه عباسقلي‌‏زاده مطرح نباشد و اين مسائل را قبول كرده باشند اما دختر كوچك شش ساله صدر مي‌‏خواهد مادرش در هنگام سال تحويل در كنار سفره هفت‌‏سين باشد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، مرضيه مرتاضي لنگرودي در همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان در جبهه مشاركت برگزار شد، گفت: در 8 مارس سنت بيرون آمدن در همه جاي دنيا رايج است، مانند سنتي كه نماز عيد فطر زير آسمان خوانده مي‌‏شود.
وي با اشاره به نظر رييس قوه قضاييه در مورد آزادي زنان دستگيرشده، اظهار داشت: ايشان گفته‌‏اند موافق آزادي خانم‌‏ها هستند اما متاسفانه باز هم صداهايي شنيده مي‌‏شود كه احتمال دارد خانم صدر و عباسقلي‌‏زاده در حبس باقي بمانند در حالي كه به لحاظ قانوني نمي‌‏توان همه را به يك اتهام دستگير كرد اما برخي را آزاد كرد و دو نفر را در زندان نگاه داشت.
مرتاضي لنگرودي تاكيد كرد: فقط نفت سرمايه ملي نيست، شادي صدر، محبوبه عباسقلي‌‏زاده و ساير فعالان و انديشمندان هم از سرمايه‌‏هاي ملي اين كشور محسوب مي‌‏شوند.
اين فعال جنبش زنان گفت: آقايان اصلاح‌‏طلب بايد پاسخ دهند كه اگر زناني در اين جبهه بودند و براي اصلاح‌‏طلبي هم هزينه دادند، چگونه بايد مسائل و مشكلات خود را مطرح كنند؟ چه تريبوني در اختيار آنان قرار دارد؟ يك‌‏صد سال است كه هر بار مي‌‏خواهيم صحبت كنيم، مي‌‏گويند شرايط عادي نيست، مملكت در مخاطره است، خوب كي شرايط عادي مي‌‏شود و ما تا كي نبايد صحبت كنيم؟
مرتاضي لنگرودي تصريح كرد: هزينه پرداختن كار مقدسي نيست و ما دنبال چهره شدن نيستيم اما بايد از كساني كه هزينه مي‌‏پردازند، حمايت كنيم.
احمد زيدآبادي:
نبايد انرژي هسته‌‏اي و دستيابي به آن را به شكل يك تابو درآورد


يك فعال ملي مذهبي گفت: نبايد انرژي هسته‌‏اي و دستيابي به آن را به شكل يك تابو درآورد كه به هيچ عنوان نتوان از آن گذشت، اين مساله به منافع ملي كشور صدمه مي‌‏زند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، احمد زيدآبادي در همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان در جبهه مشاركت برگزار شد، اظهار داشت: الان دو راه در مقابل ايران قرار دارد؛ يا تمام سياست‌‏هايش را تغيير مي‌‏دهد و مانند تمام كشورهاي منطقه مي‌‏شود يا فقط از غني‌‏سازي دست برمي‌‏دارد. هيچ راه سومي هم وجود ندارد. جامعه جهاني با اين سياست‌‏هاي ايران به هيچ عنوان نمي‌‏پذيرد ايران بتواند غني‌‏سازي كند.
اين روزنامه‌‏نگار با اشاره به تاثير آمريكا در منطقه گفت: بعد از دوم خرداد حجاريان با من تماس گرفت و گفت بيا ببينيم چه خاكي بايد به سر بريزيم، بس كه دوم خرداد براي همه غيرمنتظره بود. سعيد گفت، در سياست خارجي چه پيشنهادي داري تا از اين بن‌‏بست بيرون بياييم، گفتم اگر قرار است آمريكا را ناديده بگيريم، هيچ پيشنهادي ندارم. خاتمي نيز به نحوي آمريكايي‌‏ها را سر كار گذاشت اما ديديم كه در نهايت همه چيز به آمريكا برگشت.
وي تصريح كرد: اگر انرژي هسته‌‏اي حق مسلم من هست، من از اين حق مثل هزاران حق ديگر مي‌‏گذرم. اين حق را هم دارم كه بگويم مي‌‏گذرم.
زيدآبادي افزود: اگر فضا باز شود، فكر مي‌‏كنم بسياري ديگر نيز بخواهند از اين حق خود بگذرند، حتي خود آقايان اگر جنگ شروع شود، اين حق مسلم را واگذار مي‌‏كنند و از خير آن مي‌‏گذرند. آنها فكر مي‌‏كنند تهديد به جنگ بلوف است اما اگر محقق شود، نظرشان راجع به حق مسلم عوض خواهد شد.
عباس عبدي:
با شعار «صلح براي صلح» نمي‌‏توان صلح ايجاد كرد بلكه بايد ساختار بازي را تغيير داد


عباس عبدي گفت: با شعار «صلح براي صلح» نمي‌‏توان صلح ايجاد كرد بلكه بايد ساختار بازي را تغيير داد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، عباس عبدي در همايش «صلح براي صلح» كه به مناسبت هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان در جبهه مشاركت برگزار شد، گفت: هر نوع شعار مسالمت‌‏آميز در اين بازي منجر به نابودي طرفين مي‌‏شود، ما فقط بايد شعاري بدهيم كه متوجه ساختار بازي باشد.
وي با اشاره به اظهارات زيدآبادي ابراز داشت: اگر ساختار بازي تغيير نكند، آنها در پاسخ به كساني كه مي‌‏گويند من از حق خودم در مورد انرژي هسته‌‏اي مي‌‏گذرم، اعلام مي‌‏كنند شما بايد به همان دليل كه از اين حق گذشتيد، از حق اظهار آن هم مي‌‏گذشتيد و آن را مطرح نمي‌‏كرديد.
اين فعال سياسي تاكيد كرد: با شعار «صلح براي صلح» نمي‌‏توان صلح را ايجاد كرد بلكه بايد ساختار بازي را تغيير داد.
وي با اشاره به خاطره‌‏اي مشترك با سعيد حجاريان، گفت: يك بار با سعيد از طرف مركز تحقيقات استراتژيك دولت به سوئيس رفته بوديم. آنجا گنجشك‌‏ها برخلاف ايران مي‌‏آمدند كنار پاي آدم مي‌‏نشستند. حجاريان مي‌‏گفت در كشوري كه 800 سال جنگ نباشد، حيوانات آنها هم با آدم مهربان مي‌‏شوند و اهلي مي‌‏شوند.
عبدي در پايان با اشاره به توانايي‌‏هاي شادي صدر و محبوبه عباسقلي‌‏زاده، گفت: خانم صدر با توجه به سنشان بسيار در نوشتن و نگارش مسائل حقوقي توانمند هستند.
وي افزود: يك بار با تيمي از روزنامه‌‏نگاران به مصر رفته بوديم. در آنجا ديداري با شيخ ‌‏الازهر داشتيم. خانم عباسقلي‌‏زاده سوالي از ايشان پرسيدند و ايشان به قدري عصباني شدند كه قضيه را به نحوي جمع كرديم. آنجا بود كه متوجه شديم بايد قربان صدقه علماي خودمان برويم كه عنايت بيشتري به حقوق بانوان دارند.
يك پژوهشگر:
ساختن جامعه دموكرات در گرو تربيت شهروندان دموكرات است


يك پژوهشگر و استاد دانشگاه گفت: ساختن يك جامعه دموكرات در گرو تربيت شهروندان دموكرات است و فرايند توليد و تكثير شهروندان دموكرات، بيش از هر عاملي در گرو نقد و توسعه مناسبات خانوادگي است.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، اكبر كرمي در نشست «صلح براي صلح» كه به مناسبت ترور سعيد حجاريان توسط شاخه دانشجويي جبهه مشاركت برگزار شد، گفت: خانواده‌‏هاي ايراني به شدت جمع‌‏گرا هستند و از رشد فرديت، هويت فردي و استقلال‌‏خواهي در اعضاي خود بيمناك هستند.
وي افزود: پاره قابل توجهي از قاعده هرم اجتماعي ما، به واسطه توسعه ناموزون و نيز فقدان نهادهايي كه بتوانند كاركردهاي سنتي خانواده را به دوش بكشد، هنوز و در هزاره سوم، به صورت خانواده‌‏هاي گسترده و سنتي اداره مي‌‏شود. اين الگوي خانوادگي به شدت در بازتوليد پادانديشه تكليف‌‏باوري و پادپديده «شبان رمگي» دخالت دارد. از طرف ديگر، هستند خانواده‌‏هاي مدرن‌‏تر هسته‌‏اي ايراني‌‏اي كه هر گاه فشارهاي اجتماعي زياد مي‌‏شود، در فقدان نهادهاي حمايتي مدرن و موثر، به روياي شيرين گذشته فرومي‌‏روند، در خاطره خانواده‌‏اي گسترده گم مي‌‏شوند و براي جبران مافات به جنگ فرديت برمي‌‏خيزند.
وي افزود: شاخص‌‏هاي توسعه در خانواده‌‏هاي ايراني به شدت نگران‌‏كننده است؛ شاخص‌‏هايي چون سرانه توليد و مصرف كالاهاي فرهنگي در سبد خانوار و سرانه مطالعه در ايران را با كشورهاي توسعه‌‏يافته ديگر و حتي برخي از كشورهاي همسايه. اگر فرايند توسعه را حركت در راستاي پاسخ به نيازهاي يك جامعه تعبير كنيم، به صورت وارونه مي‌‏توانيم تصور كنيم كه توسعه‌‏نايافتگي در واقع به معناي عدم وجود نيازهايي است كه توسعه را مي‌‏طلبد يا مي‌‏جويد.
كرمي ادامه داد: انسان‌‏شناسي‌‏هاي كمال و روانشناسي‌‏هاي كمال حاكم بر ايرانيان، مثل همه كشورهاي توسعه‌‏نايافته، پيشامدرن و توسعه‌‏نايافته است زيرا نيازهاي عالي در سرزمين ما سبز نشده‌‏اند؛ نيازهايي چون امنيت، آزادي، برابري، احترام و معنا.
اين پژوهشگر و استاد دانشگاه تصريح كرد: خانواده‌‏هاي ايراني به واسطه مناسبات قانوني و اجتماعي نابرابر در پهنه خانواده، كودك‌‏آزاري، نابرابري جنسي، رواج خشونت‌‏هاي پنهان و آشكار، به شدت مخدوش و نگران‌‏كننده است. نبود حمايت‌‏هاي حقوقي، قانوني، اجتماعي و اقتصادي، براي دفاع از گروه‌‏هاي آسيب‌‏پذير، اميد به بهبود شرايط موجود را به كلي از ميان مي‌‏برد.
كرمي افزود: انسان‌‏هايي كه ناامني را با رگ و پوست خود لمس و تجربه كرده‌‏اند، انبان‌‏هايي از اضطراب و حقارت هستند و طبيعي است وقتي از هرم قدرت بالا مي‌‏روند، ديگر نمي‌‏خواهند پايين بيايند. ناامني در خانواده‌‏هاي ايراني تا حدي آسيب‌‏شناسي فرآيند استبداد را در ايران توضيح مي‌‏دهد. بر گذشتن از شام تاريك استبداد در جوامع توسعه‌‏نايافته تا حد بسياري منوط و موكول به درساختن خانه‌‏ها و خانواده‌‏هاي امن است.
وي با اشاره به اينكه پرداختن افراطي به خانواده و خلاصه شدن زندگي در خانواده و كودكان، يكي از ماسك‌‏هاي رايج آنومي و بي‌‏معنايي در خانواده ايراني است،‌‏ گفت: اين مشكل در شكل‌‏گيري و دامن زدن به بسياري از مشكلاتي كه پيشتر اشاره شده است، نقش دارد. از جمله در نرخ بالاي زاد و ولد، ضديت با فردگرايي و فرديت، بي‌‏توجهي به فرآيند استقلال‌‏طلبي و استقلال‌‏يابي كودكان در الگوهاي تربيتي، اگزوفوبي و ... اين بي‌‏معنايي در اين سيما، به بازتوليد و رشد سرطاني مناسبات و رسم و رسومات سفت و سخت خانوادگي نيز انجاميده است كه عبور از آنها گاهي به مراتب دشوارتر است از موانع اجتماعي و سياسي است.
كرمي ادامه داد: دين‌‏خويي و پرداختن افراطي به مناسك عبادي و مذهبي از ديگر ماسك‌‏هاي رايج و دم‌‏دستي بي‌‏معنايي در خانواده‌‏هاي ايراني است. اين مساله به نوبه خود از دلايل اصلي عدم توفيق ايرانيان در حركت به سمت توسعه و دموكراسي است و شواهد تاريخي به فراواني نشان مي‌‏دهد كه جبهه استبداد همواره بخش عمده پياده‌‏نظام خود را از اين گروه برگزيده است. اين گرايش، آنچنان جدي و نگران‌‏كننده است كه بعيد نيست بتواند مفاهيم و ارزش‌‏هايي چون آزادي، برابري و دموكراسي را نيز ايدئولوژيزه كند.
وي اظهار داشت: تجربه حكومت ديني فقهي در دهه‌‏هاي گذشته مشكلاتي را به جامعه دين‌‏خوي ايراني تحميل كرده است كه مي‌‏رود با موجي از عرفان‌‏گرايي تدافعي لايه‌‏هاي عمده اسلام‌‏گراهاي جوان را با خود بشويد و ببرد.
بر اساس گزارش خبرنگار "ايلنا"، محسن كديور،‌‏ عبدالله رمضان‌‏زاده، محمد بسته‌‏نگار، رجبعلي مزروعي و بسياري از فعالان سياسي از ديگر حاضرين همايش «صلح براي صلح» بودند. برخي از اعضاي ارشد جبهه مشاركت از جمله دبيركل اين حزب از غايبين اين همايش بودند كه به دليل همزماني همايش با جلسه‌‏اي كه با سيدمحمد خاتمي در بنياد باران داشتند، نتوانستند در اين مراسم شركت كنند.
تعدد سخنرانان از نكات قابل توجه همايش بود به طوري كه آخرين سخنرانان با وقت محدود كمتر از پنج دقيقه به ايراد سخن پرداختند اما زنان شركت‌‏كننده خواستار وقت بيشتر براي اظهار خواسته‌‏هاي خود داشتند كه برخي از فعالان جنبش زنان با اشاره به اتفاقات روز جهاني زن (8 مارس) خواهان آزادي هر چه سريع‌‏تر شادي صدر و محبوبه عباسقلي‌‏زاده شدند.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه