بازگشت به صفحه اول

از ادوار نيوز

 
 

سال غم‌انگيز دانشگاه

شنبه، 26 اسفند 1385

فرید مدرسی
وزارت علوم غم‌انگيزين وزارتخانه دولت نهم است. وزارتخانه‌يي كه منتقدان دولت كمتر به آن مي‌نگرند و صاحبان كنوني اين وزارتخانه به راحتي به اجرايي كردن سياست‌هاي مطلوب خود در اين «خانه» مي‌پردازند. خانه‌يي كه دانشجو و استاد صاحبان آن هستند، اما مديران كم‌لطفي در حق اين دو را دوست مي‌دارند، چرا كه نگاهشان به خارج از ديوارهاي دانشگاه است.
روزي كه وزير علوم خود را صاحبخانه ناميد و در داخل مجلس شوراي اسلامي به دنبال رايزني براي به دست آوردن راي اعتماد بود، گفت كه بايد فرصت‌هاي مطالعاتي اساتيد را در خارج از كشور به شهر قم منتقل كرد. اين نسخه پيشنهادي وزير علومي كه در مرد شماره يك رياضي ناميدنش، هزار علامت سوال ايجاد شد، معنايي در ذهن‌ها متبادر كرد. گويي نهاد دانشگاه مورد هجمه واقع شده است و نگاه، نگاهي اصلاحي بنابر دستور‌العمل‌هاي سياسي دولت نهم نيست؛ بلكه فراتر از اين مساله گام‌هايي برداشته خواهد شد.
اين گام‌ها به روشني شكل گرفت و طي مسير كرد. دو مانع عمده در مقابل مديران وزارت علوم و دانشگاه قرار داشت و آن استاد و دانشجو بود. براي مقابله با اين دو مانع در جهت دگرگون كردن نهاد دانشگاه و خالي كردن آن از عنصر وجودي‌اش بايد «استقلال» اساتيد و دانشجويان مورد هجمه قرار مي‌گرفت.
در اين زمان مديران وزارت علوم در جهت اجرايي كردن پروژه «نقض استقلال» دانشگاه يا به عبارتي استاد و دانشجو وارد عمل شدند و يك به يك برنامه‌هاي خود را به نمايش گذاشتند.
***
در آخرين ماه‌هاي دولت اصلاح‌طلب محمد خاتمي هيات‌هاي علمي دانشگاه‌ها پس از مدت‌ها به جايي رسيدند كه مي‌توانستند رئيس دانشگاه و دانشكده را خود انتخاب كنند و «استقلال روساي دانشگاه» تا حدي در حال شكل‌گيري بود. اما دولت نهم از آغاز با اين مساله مخالفت كرد و اعلام شد كه اگر روساي دانشگاه انتخابي باشند، ما پاسخگوي رفتار آنان نخواهيم بود. لذا با بيان اين مساله انتصابي شدن روساي دانشگاه‌ها در دستور كار قرار گرفت و استقلال هيات‌هاي علمي مورد اجحاف قرار گرفت. از سوي ديگر در كنار اين برنامه «بازنشسته كردن اساتيد مبرز» به عنوان ديگر برنامه‌ وزارت علوم دولت نهم در ميان اخبار رسانه‌ها مطرح شد.
خالي كردن اساتيد مطرح و صاحبنام جايگاه هيات‌هاي علمي را تضعيف مي‌كرد و قدرت مانور آنان را در دانشگاه كاهش مي‌داد. اين برنامه هم در جهت تضعيف استقلال اساتيد دانشگاه تعبير مي‌شود. همچنين در برنامه‌يي تكميل‌كننده‌ برخي اساتيد ديگر را كه همراه با سياست‌هاي وزارت علوم و دولت نهم نبودند، با بهانه‌هاي «شبه‌قانوني» و گاهي «مشكلات اخلاقي» از دايره هيات‌هاي علمي و اساتيد دانشگاه حذف كردند.
در كنار پروژه ترسيم شده براي نقض استقلال اساتيد دانشگاه تشكيل جبهه‌هاي جديد در ميان اساتيد با تمسك به تئوري «خودي و غيرخودي» در دستور كار مديران دانشگاه قرار گرفت. اگر در گذشته مراد از «خودي و غيرخودي» همراهان با نظام و مخالفان نظام بود، اين بار تفسير ديگري شكل گرفته است؛ همراهان با رئيس دانشگاه و مخالفان او. از آن رو كه اكثر روساي منصوب در دانشگاه‌ها مورد اقبال هيات‌هاي علمي نيستند، نوعي مرزبندي‌ جدي ميان اساتيد و روساي دانشگاه‌ها شكل گرفت كه باعث تضعيف استقلال اساتيد شد. تمامي اين رفتارها، جايگاه هيات‌هاي علمي را تنزل داده و استقلال اساتيد را مورد هجمه قرار داده است.
***
دانشجو ركني ديگري از دانشگاه‌ها است كه اگر در اين بخش تغييراتي صورت گيرد، مطمئناً نهاد دانشگاه را دگرگون خواهد كرد. عنصر وجودي دانشجو استقلال از نهاد قدرت است و اگر اين مساله مورد توجه قرار نگيرد، ديگر با دانشگاه روبه‌رو نخواهيم بود، بلكه موسسه‌يي ايدئولوژيك را در برابر خود خواهيم داشت. با اين تفاسير مديران وزارت علوم و دانشگاه‌ها با آغاز مديريت خود كه در گذشته اين تجربه را نداشتند، به اين مساله پرداختند تا پايه‌هاي سياست‌ها و تفكرات خويش را با نقض استقلال دانشجو مستحكم كنند. اين پروژه بر پايه چندين برنامه شكل گرفت. ابتدا با شعار علمي شدن دانشگاه‌ها تشكل‌هاي سياسي دانشجويي ناهماهنگ با وزارت علوم با نقد، تضعيف، تعليق و در نهايت انحلال روبه‌رو شدند. در اين مسير «انجمن‌‌هاي اسلامي دانشجويان» به عنوان بدنه «دفتر تحكيم وحدت» اولين قرباني اين پروژه شدند. چند انجمن اسلامي در حال حاضر منحل و حتي دفاترشان تخريب شده است و همچنين به جاي برخي از اين انجمن‌ها تشكلي هم‌نام، با هيات موسس جديد از اعضاي تشكل‌هاي دانشجويي هماهنگ با دولت تاسيس كردند. مابقي انجمن‌هاي اسلامي نيز با حكم تعليق هيات‌هاي نظارت بر تشكل‌هاي دانشجويي روبه‌رو شدند.
فقط تشكل‌هاي منتقد دولت نبودند كه مدنظر مديران قرار گرفتند؛ بلكه براي فعالان اين تشكل هم برنامه‌هايي طراحي شد. فعالان دانشجويي عضو انجمن اسلامي به كميته انضباطي احضار شدند، با احكام اين كميته روبه‌رو شدند و اخراج، تعليق و درج در پرونده مورد نظر قرار گرفت تا آنان سكوت را مدنظر قرار دهند و «استقلال» دانشجويان نقض شود.
همچنين در جهت جلوگيري از ارتقاي علمي دانشجوياني كه خواهان استقلال از نهادهاي قدرت هستند، مبحث «ستاره‌دارها» طراحي شد تا شايد ديگر دانشجويان مستقل مدرك كارشناسي ارشد و دكترا را تصاحب نكنند.
اين پروژه و حذف دانشجويان و تشكل‌هاي مستقل كه گوشه چشمي به مديران‌ نشان نمي‌دهند و با آنان مرزبندي دارند، فقط در عرصه «سياست» ترسيم نشد. بلكه فعالان صنفي و علمي دانشگاه‌ها هم مورد غصب واقع شدند، چرا كه آنان نيز خواهان «استقلال» بودند. در اين ميان ديگر نه تنها شاهد برگزاري مراسم‌هاي شوراهاي صنفي نبوديم و انجمن‌هاي علمي هم محدود شدند، بلكه فعالان شوراهاي صنفي و انجمن‌هاي علمي با احكام رنگارنگي از كميته انضباطي روبه‌رو شدند و دست آنان از «استقلال» از مديران كوتاه شده است.
از سوي ديگر، نشريات دانشجويي كه صداي استقلال دانشگاه و دانشجويان را به گوش مي‌رساندند، با احكام كميته‌هاي انضباطي و هيات نظارت بر نشريات دانشجويي روبه‌رو شدند. رسانه‌هاي دانشجويي‌يي كه سعي مي‌كردند نگاه انتقادي خود را در عرصه‌هاي صنفي، آموزشي و سياسي به تصوير بكشند، فضاي ترسيم شده از سوي مديران دانشگاه را تيره و تار ديدند و ديگر توان عرض اندام در دانشگاه‌ها را ندارند.
كمتر برنامه، مراسم و نشستي در داخل دانشگاه برگزار مي‌شود كه «استقلال» از مديران دانشگاه را داشته باشد. اين نقض استقلال توانسته است فضاي رخوت، نااميدي، يأس و برخي ناهنجاري‌هاي حاد را در دانشگاه بازتوليد كند. شكل‌گيري اين ناهنجاري‌ها هم خود عاملي در جهت نقض استقلال دانشجو شده است.
***
اجراي اين برنامه‌ها از سوي مديران وزارت علوم و مديران دانشگاه شايد چند صباحي سكوت را به نمايش بگذارد اما در نهايت آتشفشاني در پي سركوب فوران مي‌كند كه ديگر هيچ دلبستگي‌يي به تجربه‌هاي گذشته نخواهد داشت و رويش جديدي را در فضاي دانشگاه به نمايش مي‌گذارد. نوعي اتحاد براي حفظ «استقلال نهاد دانشگاه» ترسيم مي‌شود كه دانشجويان سياسي، صنفي و حتي علمي در يك صف قرار مي‌گيرند تا شايد تخريب نهاد دانشگاه شكل نگيرد. البته در صف اين دانشجويان مطمئناً اساتيد دانشگاه هم حضور دارند. زيرا اجحافي كه امروز در حق اساتيد اين مرز و بوم شكل گرفته اگر از دانشجويان بيشتر نباشد، كمتر نيست.
در اين ميان ديگر غم‌انگيزترين وزارتخانه، وزارت علوم نخواهد بود، بلكه موتور محركه پيشرفت و سرافرازي ايران زمين «نهاد دانشگاه» خواهد بود.
دفتر تحكيم وحدت با وجود تمامي تنگناها تلاش خود را به اين مساله اختصاص داده است تا اين اتحاد را شكل دهد و گامي در جهت مقابله با تخريب نهاد دانشگاه بردارد. دفتر تحكيم با وجود نداشتن دفتر مركزي و مكاني براي برگزاري نشست از هر ابزاري تاكنون سودجسته است تا اتحاد بزرگ را در دانشگاه‌ها به وجود آورد و اميد دارد كه اين ره نه به تركستان بلكه به سوي آباداني سرزميني است كه خون‌هاي بسياري در راه آن جاري شده است.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه