بازگشت به صفحه اول

از ميدان زنان

 
 

منشور زنان، فرصت‌ها و چالش‌های پيش روی

محبوبه عباسقلي‌زاده

هميشه مخالفت كردن و نه گفتن آسان‌تر از ارائة راه‌حل جايگزين است، نه به نابرابري، نه به تبعيض، نه به بي‌عدالتي، نه به سنت‌هاي متحجرانه، نه به قدرت مردانه و... گويا جنبش فمينيسم، وقتي در مرحلة اعتراض است، از همين «نه» گفتن‌ها تغذيه مي‌کند و از «نه» هويت مي‌گيرد.

اما تکوين هويت فمينيستي جنبش وقتي صورت مي‌‌گيرد که از شکل اعتراضي و سلبي‌اش عبور كند و در فرآيند تغيير شرايطي که طالب آن است مداخلة مؤثر و فعال داشته باشد. تلاش کند که بگويد چه مي‌خواهد و به چه چيزهايي آري مي‌گويد، و آرمان‌شهرش کجاست و نسبتش را با خانه و خيابان و جامعه و بازار و مدرسه و دولت و قانون چگونه تعريف مي‌کند. وقتي كه بتواند آرزوهاي زناني را که مدافع حقوق خود هستند تبيين کند، نظام‌هاي فلسفي، جامعه‌شناختي، سياسي و اقتصادي مردانه را به چالش بکشد و ضمن كشف پله به پلة دنياي زنانه، آن را جامه‌اي مردم‌فهم و عقلاني بپوشاند.

تدوين منشور زنان مي‌تواند يکي از اساسي‌ترين اقدامات براي هويت‌يابي جنبش فمينيستي باشد. چون در منشور مي‌توان گفت كه آن تغييري که به دنبالش هستيم چگونه است و بر چه اصولي استوار است؛ و خط به خط اين اصول را نه زنان بالانشين که زنان پير و جوان و خُرد و کلان روستايي و عشايري و شهرستاني و فقير و متوسط و غني مي‌نويسند.

در فرآيند تدوين منشور زنان ـ هويت‌يابي فمينيستي جنبش ـ تکثر و تنوع گروه‌هاي مختلف فعال در آن رخ مي‌نماياند و زنان اقشار مختلف به فرصت خودآگاهي جنسيتي دست مي‌يابند. از همين روي، فرآيند تدوين منشور مهم‌تر از خود منشور است و مشروعيت آن نيز به ميزان مشارکت گروه‌ها و اقشار مختلف زنان بستگي پيدا مي‌کند. اتفاقاً همين مسئله اجراي طرح تدوين منشور زنان را به کاري بسيار دشوار تبديل مي‌كند، آن هم در کشوري چون ايران با محدوديت‌هاي بسيار.

اما تدوين منشور زنان عملي است.1 کشورهايي بوده‌اند با شرايط دشوارتر و سختگيري‌هاي بيشتر كه زنانشان اکنون به خود مي‌بالند که در همان شرايط سخت، منشور خود را نوشته‌اند. کشورهايي با شرايط سياسي و رژيم‌هاي حکومتي مختلف ـ چپ و راست، اسلامي و مسيحي و
هندو ـ مثل افريقاي جنوبي، کامبوج، افغانستان، پاکستان، نپال، نيجريه، تيمور شرقي، سريلانکا، سنگاپور، استراليا، انگليس و مصر.2

فرصت‌هاي برآمده از طرح منشور

جنبش زنان ايران، در اين برهه از فعاليت خود، راهبرد اعتراضات حقوقي را پيشة خود ساخته است اما «تغييرات» مورد مطالبه‌اش بسي فراتر از آن را نشانه گرفته و مقصدش ايجاد نهادهاي جانشين در برابر نهادهاي مقتدر مردانه در عرصة خصوصي و عمومي است. به همين دليل نمي‌توان جنبش زنان را در ايران صرفاً يک جنبش حقوقي ناميد. تکاپوي چند سال اخير زنان درگير در جنبش، چالش‌ها و انقباض‌ها و انبساط‌هاي حادث‌شده در گسترة همبستگي، و فشارهاي موجود باعث شده است که جنبش زنان ايران به صورت نوعي جنبش مدرن كه در سطح دروني، هويت‌خواه و در سطح بيروني، خواستار تغيير ساختارهاي مسلط مردانه است ظهور کند. هويت‌خواهي و تغيير، به‌عنوان دو ويژگي داخلي و خارجي جنبش، با يكديگر نسبتي هم‌افزا و مستقيم دارند. يعني در هر مرحله‌اي كه جنبش زنان، كنشي خارجي و مبتني بر تغيير وضع موجود دارد، همان كنش موجب تغيير دروني در «ما» فمينيستي نيز مي‌شود.

فرآيند تدوين منشور زنان اين فرصت را به جنبش فمينيستي ايران مي‌دهد که گفتمان‌هاي متعدد و متنوع خود را بر پاية درک متنوع زنان از مفاهيم برابري و عدالت و صلح گرفته تا حق بدن و آزادي اعتقاد و گرايش و رفتار و... بنا کند. با آنكه سند منشور زنان به منزلـة کارپايه‌اي است که خطوط اصلي قانون، سياست و رويه‌هاي جنسيتي را مشخص مي‌کند، عجله‌اي در نوشتن آن نيست. بايد تا جايي که لازم است با همقطاران بحث کرد، به‌سراغ زنان شهر و روستا رفت تا خواسته‌هاي همة زنان نوشته شود، و براي همه‌پرسي به چهار گوشة کشور سفر کرد. منشور مشقي است که در آن بايد پاك‌کن بر مداد چيره شود تا باور كنند كه درس‌ها خودآگاهانه نوشته شده است. عجله‌اي در كار نيست. نوشتن منشور كه تمام شد، وقت به صدا درآمدن زنگ تنفس است.

بزرگ شدن، استخوان ترکاندن، كشف خودِ زنانه در مسير تکوين خواسته‌ها، و اجازة روياپروري بزرگ‌ترين فرصت‌هايي است که تدوين «منشوري از آنِ خود»پيش روي هويت‌يابي فمينسيتي جنبش نهاده است.

اکنون كه شايد زمان نوشتن منشور، مشق نانوشتة مادرانمان، فرا رسيده، منشور زنان به‌دست نمي‌آيد مگر آنکه تفاوت‌هايمان را به رسميت بشناسيم، به حريم يکديگر احترام بگذاريم، خود را فمينيست‌تر از ديگري ندانيم، آنجايي را که ايستاده‌ايم مرکز زمين تصور نکنيم و سبک فکر، زندگي و مبارزة خود را به ديگري تحميل نکنيم. در اين صورت است كه نوشتن منشور مي‌تواند براي جنبش زنان ايران فرصت تاريخي بزرگي باشد، و نه‌تنها فرصتي براي زنان، که فرصتي براي رشد جامعة مدني و ارتقاي محيط سياسي چرا که فرآيند و پروسة منشورنويسي تمرين دموکراسي است و تأکيد دوباره بر لزوم پيدايش دموکراسي از درون و اينکه بدون رهايي زنان و بدون تلاش براي ايجاد صدايي مستقل و از درون، دموکراسي پايداري نخواهيم داشت.

جنبش زنان، مسئلة مشروعيت و نمايندگي

از بعد ديگري هم مي‌شود به تدوين منشور به‌عنوان يک فرصت نگاه کرد. جلب مشارکت زنان اقشار مختلف و ابراز آرزوها و روياهايشان، ارائة تصويرشان از شرايط مطلوب و فاصلة آن با شرايط موجود، بيان آنچه مادران امروز حق دخترانشان مي‌دانند اما خود از آن محروم بوده‌اند، و همة مسائلي كه فاصلة بين جنبش و مردم را کوتاه مي‌كند و با حمايت مردمي از آنها، مشروعيت جنبش فمينيستي بيشتر مي‌شود.

مسئلة نمايندگي جنبش زنان و اينكه چه كسي اين حق را به جنبش داده كه مطالبات زنان را نمايندگي كند، بحثي چالش‌برانگيز بود كه در اولين جلسة تدوين منشور مطرح شد.3

به‌نظر مي‌رسد نوع كنش‌هاي فعالان جنبش در چند سال اخير اين موضوع را حل كرده باشد زيرا مشاركت مدني باعث شده است فعالان از پشت ميزهايشان بلند شوند و به ميان مردم بروند. بنابراين، بحث نمايندگي كه موضوعي متعلق به جريان روشنفكري نخبه‌گرا بود، با انتقال حاملان جنبش از بدنة روشنفكري به بدنة اجتماعي حل شده است.

در تدوين منشور، فعالان جنبش زنان نمايندگي زنان اقشار مختلف را به عهده ندارند، بلکه تنها تسهيل‌گراني هوشمندند که از روش‌هاي مختلف براي ورود به جامعه و بسترسازي براي جلب مشارکت زنان استفاده و صداي زنان مختلف را به همديگر نزديک‌تر مي‌کنند.

اگر فعالان جنبش زنان نقش تسهيل‌گري و نه نمايندگي را به‌درستي ايفا كنند، نگاه‌هاي فمينيستي جنبش واقع‌گرايانه‌تر و پروسة تغيير زميني‌تر مي‌شود.

چاره‌جويي براي موانع احتمالي پيش‌رو

اجراي طرح منشور کار ساده‌اي نيست چون بنا نيست خروجي آن به يک «نه» بزرگ و ملي تبديل شود، چون فقط به دنبال حذف اين قانون يا آن سياست نيست، چون بسياري از فعالانِ جنبش هم نمي‌دانند که «آري»هايشان کدام است، چون گفتمان فمينيستي اکثر گروه‌هاي فعال در جنبش با يكديگر تناقض دارد، چون فضاي گفت و شنود سالم و مستقيم نادر است، چون به محض نزديک شدن گروه‌ها، برادران بزرگ‌تر تخم تخريب و نفاق مي‌پراکنند، چون توده‌گرايي فمينيستي هرگونه سازماندهي را محدود کردن جنبش زنان در قالب سازمان‌هاي غيردولتي (ngoism) محسوب مي‌کند، چون سازمان‌هاي غيردولتي دست‌پروردة سازمان‌هاي دولتي عادت کرده‌اند آرمان‌ها را به پروژه تبديل کنند، چون هيچ‌وقت فعالان فرصت مجري بودن نداشته‌اند و...

پيشبرد طرح تدوين منشور زنان به سه موضوع اساسي بستگي دارد: چگونگي همکاري و مشارکت گروه‌هاي مختلف جنبش زنان، نحوة ورود فعالان به جامعه، و تئوريزه کردن موازي مسائل و تبديل آن به گفتمان فمينيستي. اين سه، همچون سه سطح يک منشور هندسي، مي‌توانند يکديگر را تقويت يا تضعيف کنند و بدون وجود هريک، منشور از ماهيت واقعي‌اش خارج مي‌شود.

اولين فراخوان فعالان جنبش، مرکب از 28 تن در سطوح، گروه‌ها و نسل‌هاي مختلف، 4 نشان داد که گروه‌هاي متنوع جنبش به همکاري و همفکري براي تدوين منشور علاقه‌مند هستند. مباحث مطرح‌شده در جلسات منشور نشان مي‌دهد که فعالان جنبش نسبت به يکي دو سال گذشته آبديده‌تر شده و تساهل و تسامح بيشتري يافته‌اند.

اما درعين‌حال بحث‌هايي همچون رقابتي قلمداد کردن کمپين يک ميليون امضا و طرح منشور زنان و حمايت غيرفعالانة گروه‌ها از يگديگر مي‌تواند از موانع گسترش همبستگي داخلي در جنبش زنان براي تدوين منشور باشد. کمپين يک ميليون امضا و طرح منشور دو اقدام مکمل يکديگرند. اولي مي‌گويد چه نمي‌خواهيم و دومي مي‌گويد چه مي‌خواهيم؛ و اين دو در فرآيند اجرايي نيز مي‌توانند با يکديگر هم‌افزايي داشته باشند.

مهم‌ترين ويژگي منشور و عامل پويايي طرح، تبديل خروجي‌هاي يک مرحله به ورودي‌هاي مرحلة بعد و به اصطلاح رشد حلزون‌وار در شبكة سازماني طرح است. ويژگي ديگر منشور ظرفيت وسيع طرح در پذيرش تخصص‌ها و کارشناسي‌هاي مختلف است، به نحوي که قدرت جذب حقوقدان، هنرمند، جامعه‌شناس، مردم‌شناس، روزنامه‌نگار، محقق، مترجم، آموزشگر، دانشجو، محصل و... را دارد و براي هريک رسالت و کاري را تعريف مي‌کند. اين ظرفيت به‌منزلـة قدرت جذب نيروهاي جديد در تدوين منشور و انتقال اين نيروها به بدنة جنبش زنان و ايجاد چالش‌هاي جديد در جريان هويت‌سازي گروه‌هاي مختلف جنبش است.

 ايجاد بحث‌ها و گفتمان‌هاي فمينيستي دربارة موضوعاتي که درحال‌حاضر تابو محسوب مي‌شود، شکستن مرزهاي قبلي، تغيير سطح گفت‌وگوهاي دروني جنبش و حتي طرح گفت‌وگوهاي فراگير اجتماعي از ديگر ويژگي‌هاي اين طرح است.

پيدايش گفتمان‌هاي متفاوت در حوزة خصوصي، بازار، فضاي عمومي و ده‌ها موضوع ديگر، که به‌رغم شيوع آن در جهان زنان، در ايران ناديده گرفته مي‌شود يا بحث آن مسکوت مي‌ماند، و موضع‌گيري گروه‌ها، اقشار يا حتي نسل‌هاي مختلف دربارة آن، مي‌تواند دنياي تازه‌تري را به روي زنان جامعه بگشايد و موجب افزايش خودآگاهي جنسيتي در آنان شود.

منشور زنان حتي با حفظ يکي دو ويژگي از ويژگي‌هاي فوق هم مي‌تواند به مشروعيتي نسبي براي اجراي طرح دست پيدا کند. اما اگر نتواند آن‌طور که لازم است نقش تسهيل‌گري را درست و كامل ايفا کند و در مرحلة ورود به ميان مردم از فنون و روش‌هاي درست بهره گيرد، شکستي جدي خواهد خورد.

براي ورود به ميان مردم، تعداد آن‌قدر مهم نيست که دسته‌بندي گروه‌ها و اقشار مختلف مهم است. طرح منشور، در مرحلة ورود به ميان مردم، يک اقدام توده‌وار نيست، بلکه به‌منزلة يک طرح پژوهشي و مشارکتي ملي است که بايد توان تيپ‌بندي گروه‌ها و اقشار مختلف را داشته باشد و بتواند به آنها دسترسي پيدا کند.

کدام منشور، کدام دولت

مسئلة ديگر اين است كه منشور براي چه كساني نوشته مي‌شود؟ آيا منشور زنان سندي است که نهايتاً به دولت يا قانونگذاران تقديم خواهد شد؟

شکي نيست که منشور سندي مبنايي و حاوي اصول اوليه‌اي است که قوانين، سياست‌ها و رويه‌هاي جنسيتي بر پاية آن تدوين مي‌شود، اما منشوري که برآمده از زنان جامعه باشد لزوماً حاوي موادي است بس فراخ‌تر از اصول قانون اساسي فعلي. اين منشور مبنايي خواهد شد براي درخواست تغيير وضع موجود و فشار براي تبديل آن به وضع مطلوب. در نتيجه، اگر مشي سه قوه حفظ و تقويت سياست‌هاي موجود جنسيتي باشد منشور زنان، به‌منزلة يک سند جايگزين، مبناي مناقشه و چانه‌زني با قدرت خواهد بود.

درست است که منشور منعطف و قابل بازنگري است اما نه آن‌قدر که نتواند به‌عنوان يک سند مترقي پاسخگوي نيازهاي دورة مدرن باشد. بنابراين، سطح مطالبات مطرح‌شده در منشور بايد به اندازه‌اي باشد که بتواند ضمن هويت‌بخشي فمينيستي، روح برابري و رفع تبعيض را در خود حفظ کند. آنچه گفته شد تحليل طرح منشور زنان يا به تعبيري «منشوري از آنِ خود» و بررسي وجوه مثبت و چالش‌هاي آن بود. قطعاً هيچ‌يک از ما نمي‌دانيم چه پيش خواهد آمد، اما زمينه‌هاي اين پيشامد با ارادة جمعي هريك از ما رقم مي‌خورد، اگر که بخواهيم.?

پي‌نوشت‌ها
1) در تاريخ آزاديخواهي زنان، اولين منشور را «المپ دوگوز» از مبارزان انقلاب فرانسه نوشت که همان نيز باعث اعدام او شد. براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به «نگاهي به فرآيند تاريخي منشور زنان و تجارب ساير کشورها»، دکتر هما هودفر، سايت ميدان زنان به نشاني:
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=128&cid=45
2) طرح پيشينة تاريخي و مفاد منشورهاي ساير کشورها اولين اقدام گروهي بخشي از فعالان جنبش زنان بود که به‌عنوان پيش‌زمينه‌هاي طرح «منشوري از آنِ خود» در سايت ميدان زنان به نشاني: www.meydaan.org انتشار يافت.
3) «گزارش جلسة فعالان جنبش زنان براي بررسي ايدة منشور»، گيسو فغفوري، ميدان زنان:http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=129&cid=45
4) فراخوان براي تدوين منشور زنان در ده‌ها رسانة اينترنتي زنان منتشر شده است.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه