بازگشت به صفحه اول

از ميدان زنان

 
 

مسابقه اس ام اس و کاريکاتور درباره باز کردن درهای آزادی به روی زنان

طرح يک پيشنهاد: نسيم عبدي دزفولي

آگاهي دختران نوجوان ايراني و نسل فرداي زنان ايران از جايگاه شهروندي-اجتماعيشان چيست؟ آيا هيچگاه در سنين نوجواني (سن بلوغ فکري) با اين سئوال که به عنوان يک شهروند زن چه حقوقي در جامعه خود دارند برخورد کرده اند؟ تجربه تبعيض جنسيتي در اين سنين را چگونه براي خود تجزيه و تحليل ميکنند؟ چه دريافتي از اين تبعيضها در فضاهاي عمومي (جامعه) و خصوصي (خانواده ) دارند؟ و نهايتاً آيا هيچگاه به گونه اي سازماندهي شده براي جذب و درگير کردن اين گروه سني دختران در رسيدن به خودآگاهي در زمينه حقوق شهروندي و رفع تبعيض تلاشي صورت گرفته است؟

در نخستين واکنش به سئوالات بالا بايد پرسيد که چگونه شور و شوق سنين نوجواني و انرژي خاص اين سنين را ميتوان به سوي مسائل خشک اما جدياي چون مسائل زنان –که شايد چندان با سليقه و خواسته هاي اين سن خاص همخواني نداشته باشد—سوق داد؟ آيا هيچ اشتراک فضايي ميان مسائل زنان و علائق خاص نوجوانان وجود دارد که با آن بتوان اين گروه سني را به فضاي شناخت و آگاهي از حقوق و مسئوليتهاي اجتماعيشان وارد نمود؟ در پاسخي خلاق به اين سئوال بايد گفت که "عبور از دروازه هاي آزادي" يکي از ابتکاراتيست که مي توان در رسيدن به اهداف فوق به کار گرفت!

تحقيقات روانشناسي انجام شده بر گروه سني نوجوان حاکي از آن است که ورزش، موسيقي و هنر از مهمترين لذتها، جذابيتها و زمينه هايي هستند که اين گروه سني را به خود جلب مي کند. تفريحاتي چون نواختن موسيقي يا گوش کردن به موسيقي مورد علاقه، خلق اثر هنري، شرکت در مسابقات و فعاليتهاي ورزشي و يا تماشاي مسابقات ورزشي از جمله تفريحات سالمي هستند که به خوبي در جهت مديريت هيجانات و شوق و شور اين سن موثراند. اين درحاليست که دختران نوجوان ايراني با محروم شدن از ورود به ورزشگاهها در جايگاه تماشاگر، از بخش بزرگي از اين تفريح سالم محروم ميمانند. اين محروميت نهايتاً در سالهاي اخير بخشي از جامعه را به صدا درآورد و گروهي از دختران اين تبعيض اجتماعي در فضاهاي عمومي را زير سئوال بردند. گروهي که در بسيار از خبرها و سايتهاي اينترنتي به نام گروه "روسري سفيدها" شهرت پيدا کردند، بنيانگزار اين جنبش اجتماعي بودند. فعاليتهاي اين جنبش تا جايي رسيد که عکس العملها و پاسخهاي مثبت و منفي گوناگوني را از مسئولين کشوري به دنبال داشت. اما از آنجا که حقوق نابرابر زنان براي حضور در فضاهاي عمومي جامعه، تنها يکي از هزاران دغدغه هاي بيشمار جنبشهاي امروز زنان ايران است، بسياري با ارزيابي ظاهري مسأله ورود به ورزشگاهها و مقايسه آن با ديگر مسائل اجتماعي-حقوقي زنان ايران، اهميت آن را در رده اي بسيار پائين تر از ديگر مسائل قرار مي دهند و صرف وقت و انرژي بر اين موضوع را غيرضروري بشمار مي آورند. گذشته از اهميت شايان برابري حقوق زنان در فضاهاي عمومي و نقش آن برفرايند اجتماعي شدن و تحکيم شخصيت زنان و دختران در جامعه و همچنين نقش سازندهي زنان در بهبود و پيشرفتهاي اجتماعيکشورمان، مطالعه حاضر براين باور است که جايگاه مسأله ورود دختران به ورزشگاهها نه تنها به دليل حياتي بودن محتوايي مسأله، بلکه به دليل اهميت استراتژيک اين موضوع و نقش آن در جذب نوجوانان در رسيدن به خودآگاهي و شناخت از حقوقشان حائز اهميتي بسيار بالاست.

اين مطالعه، تحقيقي مشارکتي-اکتيويستيستي است که برمبناي مدل ادوکسي ميلر و ونکلاسن (1 ) براي بررسي و سازماندهي سلسله فعاليتهايي گوناگون براي دختران نوجوان جهت دستيابي به حق ورود به ورزشگاهها در ايران طراحي شده است. اين فعاليتها مطابق با شرايط اجتماعي-سياسي ايران و با درنظر گرفتن نقش هرم قدرت و بخشهاي مختلف آن در سياستگزاري (از دستگاههاي دولتي تا حوزههاي علميه) طراحي شدهاند. پروژه در بخشها و فازهاي گوناگوني از جمله جلب نظر نوجوانان به موضوع، طرح صورت مسأله، درک مشکلات و موانع موجود بر سر راه حل مسئله، شرکت در کارگاههاي آموزشي جهت تقويت مهارتهاي گفتگو و استدلال براي چانه زني موفق، انجام بحث و گفتگوهاي حرفهاي و آگاهانه با مسئولين امر، و غيره به اجرا درخواهد آمد.

در فاز نخست اين مطالعه، طرحي جهت جلب نظر نوجوانان براي پرداختن به موضوع برابري حقوق زنان در ورود به استاديومها ارائه مي-شود. در اين طرح با در نظر گرفتن ذوق و سليقه خاص اين گروه سني درانجام کارهاي هنري و طبع خارق العاده طنزپردازي که در ميان اين نسل گسترشي چشم گير داشته، مسابقه اي در زمينه طراحي کاريکاتور و ساختن لطفيه هاي اس.ام.اسي –پديده اي که به شدت در ميان نسل جوان ايراني رايج شده—برگزار خواهد شد. اين مسابقه که به مناسبت روز جهاني زن از روز 8 مارس تا 8 آوريل 2007 ادامه خواهد يافت، با همکاري گروههاي ابداعگر کمپين حق ورود به ورزشگاهها (مشهور به کمپين روسري سفيدها)، و با ياري گروهي از هنرمندان ميهنمان، در جايگاه داوران مسابقه، برگزار خواهد شد. برگزاري چنين مسابقه اي ضمن کمک به يافتن مخاطبين اين طرح ادوکيسي براي ورود به مراحل بعدي طرح، حرکتي فراگير در جهت طرح صورت مسأله و پخش آن در ميان نسل نوجوان و جوان خواهد بود.

در فاز بعدي اين پروژه، ضمن تماس با شرکت کنندگان مسابقه و اعلام نتايج مسابقه، مراحل بعدي طرح از جمله تشکيل گروههاي مطالعه بر روي نابرابريهاي جنسيتي در فضاهاي عمومي ، کارگاه هاي آموزشي فراگيري بحث و استدلال، و غيره براي نوجوانان تشکيل خواهد شد.


1. A New Weave of Power, People & Politics: The Action Guide for Advocacy and Citizen Participation, an advocacy toolkit by Lisa
VeneKlasen and Valerie Miller (2002).

نویسنده:  نسيم عبدي دزفولي، دانشجوي دکتراي علوم اجتماعيدانشگاه مريلند

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه