بازگشت به صفحه اول

از سايت تغيير برای برابری

 
 

تبعيض به اين واضحي، توضيح نمي خواد

محبوبه حسین زاده

پنج شنبه 9 فروردین 1386

آخرين روزهاي زمستان است و برف شديدي مي باره. ترافيك شهر غيرقابل تحمل شده ولي در اين هواي خيلي سرد، نشستن در يك تاكسي گرم با شيشه هاي غبارگرفته، حس خيلي خوبي بهمون ميده مخصوصا در مسير برگشتن از يك كارگاه آموزشي.

تلفن همراهم زنگ مي زنه و باز هم همون صداي جوون و نگران.وقتي مكالمه تموم ميشه، براي سوسن تعريف مي كنم كه براي گرفتن شماره ثبت سند خونه به مشكل برخورديم و به همين دليل هم هنوز زن نتونسته حكم توقيف اموال همسرش رو بگيره.

راننده كه مردي حدودا سي و هفت ساله است، ميگه ببخشيد خانوم كه دخالت مي كنم ولي شما مي تونيد از طريق وزارت دارايي، شملره ثبت هر ملكي رو به دست بياريد. مونا كه صندلي جلوي تاكسي نشسته، مي پرسه : راستي كار طلاقش به كجا كشيد؟

ميگم هنوز هيچي. راننده مي پرسه:" خانوم چرا ميخوان طلاق بگيرن "؟ با ناراحتي ميگم: مردي كه جلوي تحصيل و كارش رو مي گرفت، مردي كه حتي اجازه نمي داد با خانواده اش رفت و آمد داشته باشه و حالا آقا دست بزن هم پيدا كرده ، پس چرا زن بايد به اين زندگي مثلا مشترك ادامه بده، اين زن در زندگي اش امنيت رواني نداشت و حالا چون دليل محكمه پسند!!!! نداريم، بايد اول مهريه اش رو به اجرا بگذاريم تا همسرش تحت فشار قرار بگيره و با بذل مهريه از جانب زن، حاضر به طلاق توافقي بشه"

مرد ميگه:"خانوم، چرا بايد مهريه اش رو ببخشه. اين حق زنه. هم بايد از اين مرد طلاق بگيره و هم مهريه اش رو بگيره." و ادامه ميده: " برادرم، قاضي دادگاه .....است و مي تونه بهتون كمك كنه".ميگم متاسفانه دادگاهش تهران نيست و ازش مي پرسيم كه برادرتون در پرونده هاي مربوط به شكايت هاي خانوادگي، چطور حكم صادر مي كنه.

ميگه:"بيشتر به نفع زنان راي ميده. چون همیشه ميگه زنها در اين كشور به اندازه كافي از لحاظ حقوقي در تبعيض هستند" و بعد برامون تعريف مي كنه كه دوست خودش رو معرفي كرده به برادرش تا در دادگاه ازش حمايت كنه ولي برادرش ، حكم رو به نفع همسر دوستش صادر كرده."

سوسن هم ميگه:" واقعا انصاف نيست اين همه تبعيض نسبت به زنان. چرا نبايد يك زن هم بتونه طلاق بگيره در حالي كه اگه الان شوهرش مي خواست مي تونست بدون دليل هم اين زن رو طلاق بده؟ چرا بايد سن مسئوليت كيفري يك دختر نه سال باشه؟ مگه يك دختر نه ساله مي تونه از خودش در دادگاه دفاع كنه؟ مخصوصا اين كه در اين سنين بيشتر از اين كه اين دختران مجرم باشند و مرتكب جرمي شده باشند، قرباني تجاوز، خشونت و....هستند و اصلا چرا بايد يك زن، نصف يك مرد محسوب بشه"؟!

حالا ديگه داريم مي رسيم در خونه. مونا بلافاصله يكي از برگه هاي امضاي كمپين رو از كيفش درمياره و به سمت مرد راننده مي گيره و سوسن از طرح جمع آوري يك ميليون امضا ميگه .

سوسن داره راجع به قوانين تبعيض آميز با مرد صحبت می کنه كه مرد ميگه: اين تبعيض ها اين قدر ناعادلانه است كه احتياج به توضيح بيشتري نداره. فقط یک خودکار برای امضا به من بدید. مرد و مي نويسه همه موارد و امضا مي كنه.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه