بازگشت به صفحه اول

از تحکیم نیوز

 
 

مغضوبين درگاه

فرید مدرسی

برگه احضاريه به كميته انضباطي ناگهان رنگ از رخسار دانشجو مي‌برد و آينده تحصيل او را در هاله‌يي  از ابهام قرار مي‌دهد. او دانشجويي است كه همچون چندين دانشجوي ديگر به نظر نمي‌رسد، انتقاد، اعتراض و گلايه از مسوولان دانشگاه و مديران بيرون از دانشگاه جزء لاينفك زندگي او شده است. او شنيده بود كه دانشجو بايد سياسي باشد، انتقاد كند و همچون جوانان ديگر نباشد، اما گويي تمامي شنيده‌هاي او دروغي بزرگ بيش نبوده است. اما نه، همچنان وزير يا به عبارتي «رئيس بزرگ» دانشگاه‌ها در ميان سخنان خود از «فعاليت سياسي» دانشجويان مي‌گويد و هر از چند روزي وزير علوم خطاب به دانشجويان فرياد مي‌زند: «شما بايد سياسي باشيد، البته نه حزبي». خطاب «رئيس بزرگ» به دانشجوياني است كه در اطراف او حلقه زده‌اند، حلقه‌يي  كوچك كه با كارت دعوت در كنار او قرار گرفته‌اند. دانشجوياني كه سيمايشان با ديگر دانشجويان تفاوتي دارد و رفتارهاي «رئيس بزرگ» و «رئيس بزرگ‌تر» يعني رئيس‌جمهور را مي‌پسندند و حتي در انتخابات قبلي از آنان حمايت كردند و آنان را بر كرسي وزارت و صدارت قرار دادند.

مگر دانشجو در كلام «رئيس‌بزرگ» نبايد غيرحزبي باشد؟ پس چرا آن دانشجويان حلقه زده در اطراف وزير علوم در محافل حزبي رفت و آمد مي‌كنند و در آستانه هر انتخاباتي ستادهاي احزاب و گروه‌هاي سياسي را مديريت مي‌كنند و نام تشكل خود را در كنار ساير احزاب قرار مي‌دهند؟ مگر حزبي بودن از سوي وزير علوم ناشايست نيست، پس چگونه وزير و دوستانش در ميهماني احزاب همفكر شركت مي‌كنند و حتي گزارشي از فعاليت‌هاي وزارت علوم را در اختيار آنان قرار مي‌دهند؟

گويي گفتار و رفتار با يكديگر متفاوت است و وزير از يك واژه و الگو دفاع مي‌كند و رفتار خود را به گونه‌يي  ديگر به تصوير مي‌كشد.

به هرحال تمامي اين سخنان روساي بزرگ‌تر، بزرگ و كوچك پيامدي ديگر داشته است. پيامدي كه در حكم‌ها و احضارهاي كميته‌هاي انضباطي نهفته است و فضاي دانشگاه‌ها را سيمايي دگرگون با روزهاي قبل از رياست آنان ترسيم كرده است. فضايي كه باعث شده است در سال گذشته از «محمود احمدي‌نژاد» رئيس‌جمهور، «مصطفي پورمحمدي» وزير كشور، «محمدمهدي زاهدي» وزير علوم، «محمدرضا باهنر» نايب‌رئيس مجلس و ديگر مديران به گونه‌يي  خاص در دانشگاه‌ها پذيرايي شود و فضايي تند و اعتراض‌آلود محيط علمي را دربرگيرد. چرا كه دانشجويان سياسي هنوز انتقاد و اعتراض از سبك مطلوب مديران را دوست مي‌دارند و حاضر نيستند، در برابر رفتارها و گفتارهاي متناقض سر در بغل قرار دهند و مهر سكوت را بر لبان خود بزنند.

اين انتقاد و اعتراض در ميان دانشجويان سياسي عضو خانه‌يي  به نام «انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان» طرفداران جدي داشته است. آنان حتي زماني كه «رئيس‌جمهور پيشين» را با دستان خود بر كرسي رياست نشاندند، پس از چند سالي رفتارهاي او را نپسنديدند و در برابر رفتارهاي او و همفكرانش اعتراض كردند. اعتراض آنان آنگونه بود كه همان دانشجويان انجمني كه تا ديروز در راه حمايت از «محمد خاتمي» و شعارهاي اصلاح‌طلبانه او هيچ چيز را دريغ نكرده بودند، در جبهه مقابل «همفكران رئيس‌جمهور وقت» قرار گرفتند. اگر تا ديروز جبهه مقابل اصلاح‌طلبان به زبان طرد آنان مسلح بود، از آغاز اعتراض و انتقاد به دولت اصلاحات اين شيوه برخورد با انجمن‌ها مورد پسند همفكران محمد خاتمي قرار گرفت.

از آن روزي كه دولت ديروز جاي خود را به دولت امروز داد، همان شيوه انجمن‌ها ادامه يافت. اما دولتمردان جديد آتش‌شان تندتر از ديروزي‌ها بود و از همان روزهاي اول روساي دانشگاه‌ها و مديران وزارت علوم تمامي رفتارهايشان به برخورد با اين خانه‌هاي كوچك در دانشگاه‌ها متمركز شد. تخريب دفاتر انجمن‌ اسلامي دانشگاه‌هاي «پلي‌تكنيك»، «لرستان»، «شهيد رجايي»، انحلال انجمن‌هاي اسلامي «همدان و علوم پزشكي»، «پلي‌تكنيك»، «صنعتي اصفهان»، «بيرجند»، «اروميه»، «لرستان»، «اصفهان و علوم پزشكي» و «سبزوار» و غيرقانوني اعلام كردن انجمن‌ اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي تا به حال توسط دستان مديران وزارت علوم و روساي منصوب اين وزارتخانه انجام شده است. همچنين فعاليت‌هاي برخي از انجمن‌هاي اسلامي همچون «علوم پزشكي شهركرد»، «رازي كرمانشاه»، «سيستان»، «مازندران» و«شهيد رجايي» را نپسنديدند و آن را «معلق» كردند.

در ساير انجمن‌هاي اسلامي برخي موانع همچون عدم انطباق اساسنامه و مرام‌نامه با آيين‌نامه مورد پسند مديران دانشگاه‌ها در برابر اعضاي اين انجمن‌ها قرار گرفته است و اجازه برگزاري انتخابات داده نمي‌شود. اگر هم داده شود، بايد صلاحيت تك‌تك كانديداهاي شوراي مركزي اين انجمن‌ها به تاييد مديران دانشگاه‌ها برسد كه خداي ناكرده افراد ناهماهنگ با آنان در ساختار اين انجمن قرار نگيرند.

از سوي ديگر در برابر برخورد با انجمن‌هاي اسلامي، انجمن‌هاي اسلامي منتخب مديران نيز شكل گرفته است. انجمن‌هايي كه اعضاي برخي تشكل‌هاي هوادار سياست‌هاي دولت در آن خانه كرده‌اند. اين مساله در برخي دانشگاه‌ها همچون دانشگاه پلي‌تكنيك، اروميه و لرستان اجرايي شده است.

اين برخوردها تنها ميوه وزارت علوم دولت نهم در مواجهه با «انجمن‌هاي اسلامي» نبوده است، بلكه حتي پس از فارغ‌التحصيلي اعضاي سابق اين تشكل در دانشگاه‌ها و قبول در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا با مولود جديدي به نام «ستاره‌دارها» روبه‌رو شدند. البته مولودي كه متولد شده است و اكنون نزديك به 20 نفر از اين عنوان بهره مي‌برند و ده‌ها نفر با تعهد از اين عنوان گذر كرده‌اند، همچنان از سوي «رئيس‌بزرگ» تكذيب مي‌شود و حتي او اعتراض «ستاره‌دارها» را در كنار دفترش نديد و بار ديگر آن را «دروغ رسانه‌ها» تفسير كرد.

اين بي‌خانمان‌ها كه دفتر ندارند و ستاره‌دار شده‌اند، هنوز در آمد و رفت به اتاقي در دانشگاه‌ها به نام «كميته‌ انضباطي» هستند. كميته انضباطي دانشگاه‌ها شايد فعال‌ترين اتاق در اين دو سال اخير به حساب مي‌آيد كه فقط انجمن‌ها را به ميهماني‌هاي خود دعوت نمي‌كند، بلكه اعضاي شوراهاي صنفي، كانون‌هاي علمي و حتي دانشجوياني كه بر سر غذا يا اتاق كوچك و نامناسب خود معترض‌اند هم به اين اتاق كوچك مي‌روند تا به سوالات صاحبان اين اتاق پاسخ گويند. اما داستان حضور انجمني‌ها در كميته‌هاي انضباطي داستاني بلندتر و غم‌انگيزتر است. هر بار در طول اين دو سال به سايت‌هاي خبري رسمي همچون «ايسنا» و «ايلنا» مراجعه مي‌شود، كمتر روزي را مي‌توان سراغ گرفت كه خبري از احضار يك فعال انجمني در آن ديده نشود. اين مساله در حالي است كه بسيار دانشجوياني، براي حل اين معضل و عدم محكوميت و ادامه تحصيل از اعلام خبر احضار و حتي محكوميت خود پرهيز مي‌كنند. با اين حال داستان همچنان بلند و غم‌انگيز است.

مروري به احضار و محكوميت دانشجويان دانشگاهي كه رئيس‌جمهور در آن حضور يافت و اعتراض شديد دانشجويان را نظاره‌گر شد، فصلي كوچك از اين داستان است. «مهدي مشايخي،  متين مشكين، توحيد علي‌ اشرفي، حامد ابراهيمي، علي كميجاني، نسيبه حاجيلري، علي عزيزي، احسان منصوري، عباس حكيم‌زاده، عليرضا قره‌گوزلو، سهيل ضيايي، علي صابري، سميه ميرآشه، آرمين سلماسي، بابك زمانيان، بيژن پوريوسفي، صديقه بيگدلي، فرهاد نوري، نويد دلبري، علي كارگر، محسن سهرابي، نريمان مصطفوي و مصطفي غفوري» در 11 شهريور 85 زماني كه دفتر انجمن اسلامي تخريب شده بود و تلاش‌ها براي شكل‌دهي انجمن جديد و انحلال انجمن منتخب دانشجويان، متمركز شده بود، به كميته انضباطي احضار شدند تا «گربه دم حجله كشته شود». سه تن از دانشجويان ممنوع‌الورود و متين مشكين و محسن سهرابي اخراج شدند، عباس حكيم‌زاده و مجيد توكلي هم در زمره محرومان از تحصيل قرار گرفتند. البته همچنان در طول سال هم احضار دانشجويان در دستور قرارگرفته بود. دانشجوياني همچون «محمد سلمان‌پور، ابراهيم رحماني و سامان خسروي» در زمره احضارشوندگان حين تحصيل به حساب آمدند. همچنين در كنار احضار دانشجويان در دانشگاه پلي‌تكنيك، احضار والدين و تحت فشار قرار دادن اولياي دانشجويان هم يك راهكار جديد بود كه از سوي مديران اين دانشگاه ابداع شده بود.

در دانشگاه تهران هم بازي در اين وادي قرار گرفت. دانشگاهي كه مادر دانشگاه‌هاي ايران به حساب مي‌آيد، «رئيس بزرگ»، «رئيس» اين دانشگاه را منصوب مي‌كند و از همان ابتداي «معارفه» عميد زنجاني مورد پسند دانشجويان قرار نمي‌گيرد. چرا كه آنان به اينگونه رفتار مديران وزارت علوم انتقاد داشتند.  در اين دانشگاه در طول اين يك سال نزديك به 60 دانشجو به كميته انضباطي دعوت شدند. دانشجوياني هم حكم خود را از كميته انضباطي دريافت كردند، دانشجوياني همچون «زينب پيغمبرزاده و حسين جاوداني» به دو ترم محروميت از تحصيل، «فريد هاشمي، جولان فرهادي و محمدپويا هيبت‌اللهي» به يك ترم محروميت از تحصيل و «وحيد عابديني» به تذكر كتبي و درج در پرونده.

در دانشگاه اصفهان نيز در كنار احضار دانشجويان به كميته انضباطي، احكام برخي از آنان همچون «عليرضا داوودي» به دو ترم محروميت از تحصيل و «محمد‌امين مهدوش، امين قعله‌يي  و احمد ميرزايي» به يك ترم محروميت از تحصيل رخ‌نمايي كرد. در دانشگاه علامه در كنار احضار دانشجويان انجمني همچون «ميثم قهوه‌چيان»، فعالان شوراهاي صنفي و دانشجويان معترض به وضعيت خوابگاه هم وجود داشتند كه تنها در دانشكده علوم اجتماعي اين دانشگاه 7 نفر با حكم يك ترم محروميت از تحصيل تا اخراج دانشجوي دختري از خوابگاه روبه‌رو شدند كه نصيب دبير انجمن اسلامي علامه «مرتضي اصلاح‌چي» نيز يك ترم محروميت از تحصيل شد. در دانشگاه تربيت معلم تهران نيز «فاروق معروفي» عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه به مدت يك ترم از تحصيل محروم شد.

در دانشگاه همدان 5 نفر احضار شدند و در علوم پزشكي همدان هم 11 نفر با يك ترم و دو ترم محروميت از تحصيل روبه‌رو شدند. و هنوز «محمد جواد دردكشان، سيامك نادعلي و آرش خاندل» سه انجمن دانشگاه لرستان با وجود نقض حكم از سوي ديوان عدالت اداري در گذران دو ترم محروميت از تحصيل خود هستند كه حتي با توجه به دو ترم محروميت با شگرد مسوولان دانشگاه و عدم اجازه ورود آنان به دانشگاه، ترم صدور حكم هم به آن اضافه شد و به سه ترم محروميت افزايش يافت.

در دانشگاه كردستان «آسو صالح» يك ترم از تحصيل محروم شد و در دانشگاه فردوسي مشهد «حسين نجفي» با حكمي همچون دانشجوي كردستاني مواجه كه در كنار اين حكم از خوابگاه هم اخراج شد. «سيد‌حسين ميركريمي» نيز در دانشگاه سهند تبريز از سوي كميته انضباطي اين دانشگاه به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شد و در دانشگاه بزرگ «تبريز و علوم پزشكي» هم 20 نفر به كميته انضباطي احضار شدند كه در پي اين احضارها «حامد محقق» به توبيخ كتبي و درج در پرونده، محروميت از تسهيلات رفاهي و يك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شد و دانشجوي ديگري هم يك ترم از تحصيل محروم شد. دانشجويان انجمني سبزوار هم در اين مسير قرار گرفتند. «مهسا فوقاني، احمد نورحسيني، شيوا دستگير، مريم مهرآذر، سعيد قربانيان، حسن سهيلي‌فر، كاظم حسين‌زاده و اصغر محمودزاده» به كميته انضباطي به دليل اعتراض به قتل يك دانشجو احضار شدند.

سه عضو ارشد انجمن اسلامي علوم پزشكي شيراز به نام‌هاي «محمد‌مهدي احمدي، نادر ديناري و روح‌الله زالي‌مقدم» نيز در پي اعتراض‌هاي صنفي به اين اتاق ساخته شده در دانشگاه تحت عنوان «كميته انضباطي» دعوت شدند. در دانشگاه اروميه با وجود انحلال انجمن اسلامي، فعالان اين انجمن با احضار و محكوميت‌هايي همچون تذكر كتبي و درج در پرونده تا اخراج از دانشگاه روبه‌رو شدند و سجاد نيكنام‌ دبير انجمن‌ اسلامي اين دانشگاه تا به حال 4 بار به كميته انضباطي احضار شده است.

در علوم پزشكي شهركرد 18 دانشجوي انجمني به كميته انضباطي احضار شدند و در دانشگاه شهركرد «مجتبي كريمي، رسول فتاحي و محمد تقديري» هم همين‌طور. همچنين 4 دانشجوي اين دانشگاه با حكم تذكر كتبي و درج در پرونده مواجه شدند. در دانشگاه اهواز دو عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه با محكوميت كميته انضباطي روبه‌رو شدند كه 3 فعال دانشجويي ديگر نيز در زمره آن دو قرار گرفتند.

از سوي ديگر اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه مازندران همچون «صادق خوشحال، بيژن صباغ، ضيا نبوي، سعيد يعقوبي‌نژاد و گيتا آذري» به ميهماني اعضاي كميته انضباطي دعوت شدند كه در پي اين دعوت‌ها، يك فعال دانشجويي به يك ترم محروميت از تحصيل و 14 نفر به توبيخ كتبي و درج در پرونده محكوم شدند.

اين گوشه‌يي  از برخورد كميته انضباطي دانشگاه‌ها با فعالان انجمن‌هاي اسلامي بود چرا كه آنان همچنان به «انتقاد و اعتراض» معتقدند و اگر آينده تحصيلي‌شان هم با مشكل روبه‌رو شود، حاضر نيستند كه «محبوب درگاه» باشند. آنان «مغضوبين درگاه» مديران فعلي وزارت علوم و دانشگاه‌هاي سراسر كشور هستند؛ از تبريز تا بيرجند، از مازندران تا اهواز و حتي تهران و پلي‌تكنيك كه در بطن پايتخت قرار دارند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه