صبح روز شنبه، تهران شاهد تجمع آرام گروهی از دانشجويان و علاقه مندان به تاريخ و ميراث فرهنگی، در اعتراض به آبگيری سد سيوند بود.
پس از اعلام رسمی آغاز آبگيری سد سيوند توسط محمود احمدی نژاد و در جريان سفر رياست جمهوری و اعضای دولت جمهوری اسلامی به استان فارس، اعتراض های پراکنده گروه های مختلف مردم، تشکل های دانشجويی و نهادهای مدنی بيشتر از سابق شده است.
از ساعت ۱۰ صبح روز شنبه نيز، گروه های مختلف دانشجويان و مردم، مقابل سازمان ميراث فرهنگی در خيابان آزادی تهران، گرد هم آمدند.
تعداد تجمع کنندگان در ساعت ابتدای برنامه حدود ۱۵۰ نفر بود که به تدريج بر نفرات حاضر افزوده شد و به بيش از ۵۰۰ نفر رسيد.
تجمع کنندگان خشمگين پلاکاردهايی با شعارهايی به نفع حفظ آثار فرهنگی و باستانی و در اعتراض به «بی توجهی دولت و سازمان ميراث فرهنگی» به خواسته هايشان در دست داشتند.
بر روی پلاکاردها اين جملات به چشم می خورد: «۳۰۰ =۳۰وند»، «اسکندر آسوده بخواب- محمود بيدار است»، «اسکندر به آتش کشيد- اين ها به زير آب می برند»، «کاری را که اسکندر تمام نکرد، اين ها کردند»، «ديگر نيازی به ۳۰۰ نيست»، «قسمت دوم ۳۰۰ با بازيگران ايرانی» و...
شرکت کنندگان در اين تجمع شعارهای تندی نيز عليه مسئولان سازمان ميراث فرهنگی و دولت سر دادند. از جمله: «رياست پاسخگو حق مسلم ماست» و «ميراث فرهنگی- خجالت خجالت».
حاضرين در اين برنامه با شعار «مشايی- استعفا استعفا» خواستار برکناری «اسفنديار رحيم مشايی» شدند و با جملاتی چون «مشايی- اسکندر، پيوندتان مبارک» رييس پرحاشيه سازمان ميراث فرهنگی را هدف اعتراض خود قرار دادند.
شرکت کنندگان در اين ميتينگ اعتراضی همچنين با سر دادن شعارهايی خطاب به مردم و رهگذران خيابان شلوغ آزادی، خواستار پيوستن آن ها به تجمع شدند. معترضين شعار می دادند: «ای ملت باغيرت - حمايت حمايت».
در لحظاتی نيز سرودهای «ای ايران» و «يار دبستانی» توسط حضار همخوانی شد که برگزارکنندگان اصلی ميتينگ از مردم خواستند سرود دوم را نخوانند؛ چرا که اعتقاد داشتند اين تجمع برنامه ای سياسی نيست و نبايد به حرکت های سياسی تعبير شود.
همچنين تراکت هايی برای آگاهی مردم درباره تجمع، موقعيت سد سيوند و شرايط منطقه «پاسارگاد» بين رهگذران و خودروهای عبوری توضيع شد. در دقايق پايانی نيز ضمن نامه ای اعتراض آميز به دولت، به نفع توقف آبگيری سد سيوند از شرکت کنندگان امضا جمع آوری شد.
در تمام نزديک به دو ساعت تجمع و ناآرامی خيابان آزادی، کارکنان سازمان ميراث فرهنگی و نيروهای انتظامی فراخوانده شده به محل، تنها نظاره گر بوده و با تجمع کنندگان برخوردی نداشتند.
اين در حالی بود که برای ساعتی مسير خودروها در خيابان وسيع منتهی به دو ميدان بزرگ انقلاب و آزادی کاملاً بسته و عبور و مرور مختل شد.
طبق برنامه، ساعت ۱۱و۳۰ تجمع به پايان رسيد و برگزارکنندگان از مردم خواستند با قطع شعارهايشان، محل تجمع را ترک کنند. ولی تا ساعتی بعد ترافيک مقابل سازمان ميراث فرهنگی همچنان کند و سنگين بود و گروه های مختلف به صورت پراکنده در اطراف سازمان ديده می شدند.
اغلب حاضرين در اين گردهمايی خيابانی معتقد بودند نتيجه اين تجمع از قبل مشخص بوده و دولت مصمم به آبگيری سد سيوند است. در مقابل، بودند کسانی که خوشبين تر به قضيه نظر داشته و اميدوارند دولت جمهوری اسلامی خواست مردم را اجابت و با جلوگيری از فعاليت سد مورد نظر، مانع از تخريب احتمالی منطقه تاريخی پاسارگاد شود.
---------------
از روز
آبگيري سد سيوند، دهن کجي به فرهيختگان
احمد زيدآبادي
اگر هاليود فيلم 300 را نساخته بود، آيا امکان داشت که در سيماي جمهوري اسلامي، از فضائل ايرانيان در عهد باستان و شايستگي هاي خشايارشاه هخامنشي سخني رود؟
آنچه ما تاکنون از افراد متعصب مذهبي در باره ايران باستان شنيده ايم، البته چيزي جز وصف بي رحمي ها و خونخواري هاي شاهان باستان نبوده است، اما اينک به يمن نمايش فيلم 300 چيزهاي بسيار متفاوتي در اين باره از زبان برخي از متعصبان مي شنويم.
من البته داستان هايي که برخي از ملي گرايان افراطي در باره عظمت ايران باستان و اخلاق و رفتار معصومانه شاهان آن عهد مي گويند، باور ندارم، اما بر اين عقيده ام که ايران باستان با همه خوب و بدش بخشي از هويت تاريخي ما ايرانيان است که ناديده گرفتن و کوچک شمردن آن همانقدر بي وجه است که ملکوک کردن دامن ايران پس از اسلام و يا گزافه گويي در باره آن.
با صدور احکام فوق نمي خواهم وارد دعواهاي بي سرانجام باستان گرايان و مخالفان آنها شوم، زيرا نه حوصله چنين دعواهايي را دارم و نه صلاحيت ورود به آنها را.
در واقع خواستم يادآورم شوم، حال که مسئولان ايراني، هر چند که از بغض معاويه (رد فيلم 300) گوشه چشمي به ايران باستان و پادشاهان آن نشان مي دهند، بهتر نبود براي آبگيري سد سيوند قدري بيشتر تامل کنند؟
واقعيت اين است که من براي داوري در باره تاثير آبگيري سد سيوند بر ميراث تاريخي ايرانيان بخصوص مقبره کورش کبير در پاسارگاد و يا اهميت باستان شناسي تنگه بلاغيف صاحب صلاحيت نيستم و دقيقا به همين علت، تا کنون درخواست بسياري از دوستان را براي نوشتن مطلبي در اين باره رد کرده ام.
به گمان من، ورود به مسائلي خارج از حيطه تخصص فرد، مي تواند به اظهار نظرهاي نسنجيده و پا در هوا منجر شود و بيش از آنکه به هدف مورد نظر ياري رساند، دستاويز مخالفان براي لوث کردن اصل ماجرا شود.
به هر حال هر فرد معمولي مي داند که در دنياي امروز بين طرفداران توسعه از يک سو و حاميان محيط زيست و حافظان آثار باستاني از سوي ديگر، در باره ساخت و اجراي پروژه هاي عمراني اختلاف وجود دارد، اختلافي که نمي توان پيش از بررسي دقيق موضوع، در باره آن داوري منصفانه اي کرد.
پروژه هاي عمراني براي بهبود شرايط زندگي آدميان گاهي غير قابل صرف نظرند و خواه ناخواه عوارض زيست محيطي هم دارند. حفظ محيط زيست و آثار تاريخي نيز ضرورتي غير قابل انکار است که به بهانه اجراي هر پروژه اي نمي توان به حريم آنها تجاوز کرد.
در مورد سد سيوند اما فرهيختگان و باستان شناسان ايراني؛ تا آنجا که من مي دانم، اجماع نظر دارند و بر اين باورند که آبگيري اين سد نه فقط ميراث نهفته در تنگه بلاغي را براي هميشه در دل آب مدفون مي کند، بلکه در دراز مدت مقبره کورش را هم به خطر مي اندازد.
در مقابل اين اجماع و نيز اعتراض هايي که فعالان زيست محيطي و ميراث فرهنگي تا کنون براي پيشگيري از آبگيري سد سيوند انچام داده اند، واکنش دولت چه بوده است؟
حداقل واکنشي که دولت مي توانست نشان دهد اين بود که با ترتيب دادن مناظره هاي تلويزيوني بين کارشناساني چون دکتر پرويز ورجاوند و متخصصان وزارت نيرو، نظر مخالفان و موافقان آبگيري سد را در معرض افکار عمومي قرار دهد و آنگاه بر مبناي قضاوت عمومي در باره سد سيوند تصميم گيري کند.
دولت آقاي احمدي نژاد اما چنن نکرد که جاي خود، بلکه در اقدامي واکنشي که نمي توان جز دهن کجي به فرهيختگان اين کشور نامي بر آن نهاد، رئيس جمهور در جريان سفر خود به استان فارس اعلام کرد که شخصا در مراسم افتتاح و آبگيري سد سيوند حضور خواهد يافت!
رئيس جمهوري که رفتار خود را بر لجاجت با اهل فرهنگ و مدافعان محيط زيست و آثار باستاني استوار سازد و حاضر باشد براي افزودن بر شمار به اصطلاح طرح هاي افتتاحي خود در سفري استاني، يکي از حوزه هاي مهم ميراث باستاني را به خطر اندازد، معلوم است که ادعاي دفاعش از ايران تا چه اندازه قرين واقعيت است.
جالب است که آقايان توهين به خشايارشاه را در يک دنياي مجازي، حمله حساب شده بيگانگان به هويت ايراني مي نامند، اما خود از تخريب ميراث عيني همان شاهان در عمل ابايي ندارند.