بازگشت به صفحه اول

از خبرنامه اميرکبير

 
 

مسوول روابط عمومي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير بازداشت شد

بابك زمانيان، مسوول روابط عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير بازداشت شد.

علي صابري، دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير با اعلام اين خبر به خبرنگار “ايلنا”، گفت: چند روز پيش بابك زمانيان هنگام عبور از مقابل دادسراي نزديك خوابگاهشان متوجه تجمع تعدادي مال‌‏باخته شده است كه هنگام پرس و جو از آنها درباره علت تجمعشان بازداشت شده است.

وي افزود: زمانيان چند روزي در بازداشت بود و امروز پس از مراجعه به دادسرا پيش از اينكه قاضي پرونده خود را ببيند، به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شده است.

صابري اتهام زمانيان را اقدام عليه امنيت ملي ذكر كرد و گفت: شايد دليل بازداشت زمانيان مصاحبه‌‏ها و فعاليت‌‏هاي سياسي وي بوده است.

دبير انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير همچنين از ممانعت از ورود احسان منصوري، دبير سياسي انجمن اسلامي, هادي باقري، دبير سابق كانون كتاب دانشگاه و علي عزيزي، عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي به دانشگاه خبر داد.

-----------------

نجوای آزادی از پشت میله های زندان

شهریار کریمی

او می ایستاد و مردانه از عقیده خود دفاع می کرد ؛ هیچ چیز او را از هدف خود دور نمی کرد . هنوز میتوانیم به یاد بیآوریم فریاد های او را که تمامی بدنهای مرده را به لرزه می انداخت و جان می داد . بابک زمانیان بدون هیچ هراسی همواره در اولین صفوف مبارزه می ایستاد و برای آزادی تلاش می کرد . آزادی که به برای خود بلکه برای برای تمامی ملت ایران می خوایت و آن بد سیرتانم چه خوب می دانند که برای محروم کردن آدمیان از حق آدمیت خویش چگونه ریشه را نابود کنند . زیاد از آن روزها نمی گذرد که بابک بدون هیچ گونه واهمه ای یک تنه به جنگ می رفت و لباس رزم می پوشید . او برای جان دادن به این حرکت که از دل آزادی خواهی و فطرت پاکش ریشه کرفته بود از اصلی ترین اهداف خود گذشت ؛ خانواده را محترم شمرد ولی عقیده را محکم تر در آغوش گرفت و به پیشواز حوادث رفت . علم را به عنوان عامل پیشرفت می شناخت ولی علم زیر بار ذلت را بی ارزش میشمرد و برای ارزشمند کردن آن از هیچ تلاشی دریغ نکرد.
 
بابک برای هدیه کردن این تحفه الهی به تمامی آدمیان از دانشجو بودنش مایه گذاشت و دانشگاه را به عنوان یک مکان مقدس محلی دانست برای ارج نهادن به این حق که از طرف خدا به تمامی جهانیان عرضه شده است.

ساده بود ولی مستحکم و استوار؛ هیچگاه وطنش را فراموش نکرد و در لحظاتی که نام ایران را می شنید اهدافش پر رنگ تر از همیشه خود نمایی می کرد.

از آغاز دوران دانشجویی او خود را نه تنها یک طالب علم که برای رسیدن به اهداف عالی اش بدون شک لازم بود می پنداشت بلکه همواره علمی را که زیر سلطه دیوسیرتان برای رسیدن به اهداف آنها استفاده می شد نکوهش می کرد. اینگونه بود که در کنار تحصیل علم مطلوباتش را هیچگاه فراموش نکرد و دید وسیع خود را از دست نداد. و همین شد که عده ای او را مورد سرزنش قرار دادند و از نسبت دادن هیچگونه تهمتی نسبت به او دریغ نورزیدند.

روزهای پایانی سال ۸۵ لحظات سختی برای بابک بود ؛ او که با تمام وجود به استقبال بهار می رفت نامه ای را دریافت کرد که نشان می داد آنانی که خود را صاحب همه چیز همه کس می دانند هیچ علاقه ای به علمی که در اختیار و قبضه خودشان نباشد ندارند. آری او ممنوع الورود شده بود و سال جدید را اینگونه آغاز کرد.

روز هایی را روبروی درب دانشگاه نظاره گر ورود دانشجویانی بود که گویا هیچ علاقه ای به آزادی این  هدیه الهی خداوند ندارند و او را بی دین می خوانند…

و اما امروز بعد از مدتها تلاش و هزاران بی مهری او در بند سارقان آزادی است و هیچ امیدی به غیر از اهدا کننده تحفه آزادی ندارد.

بابک زمانیان در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد و آزادی را که برای دیگران می خواست از پشت میله های سرد زندان نجوا می کند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه