|
|
|||
|
نسيم مهرورزي استانداري
كردستان اجلال قوامي* داستان مطبوعات و كار روزنامهنگاري در كردستان حكايتي بس جالب دارد. از فراز و نشيبهايش و اينكه در اين وانفساي مطبوعاتكشان، هنوز اندك رمقي در كالبد نيمه جان روزنامهنگاري اين ديار مانده و با وجود بيمهريهاي بسيار با صلابت به راه خود ادامه ميدهد. هر چند اصحاب قلم و روزنامهنويسان ما محكوم به نگفتن از خود هستند؛ اما نگارنده به خود قبولاندم كه تا كي؟! از خود و رنجهايمان و آلامهايي كه هر روز تازه و تازهتر ميشوند بايد گفت. اگر نگوييم، كه بدتر ميشود. بگذار بگوييم و بگوييم تا آنها هم بشنوند و بخندند و... همگان نيك ميدانيم كه رشد روزنامه نگاري در كردستان با توجه به شرايط خاص آن در فضاي سنگين كنوني روياست؛ اما نبايد از اين نكته نيز غافل شد كه با وجود مشكلات فراروي نبايد شرافت حرفهاي را به اندك چراغ سبز قدرتمداران فروخت و رسالت اطلاعرساني حرفهاي را فداي منافع ناچيز و آني شخصي نمود. اقدامات عجيب و غريب متوليان استانداري كردستان در برخورد با روزنامهنگاران كردستان حديث مفصلي است كه در اين مقال كوتاه نميگنجد؛ اما راقم اين سطور اشارتي به اقدام اخير روابط عمومي استانداري كردستان افكنده و پرسشهايي را با استاندار كردستان در ميان گذشته؛ به اميد اينكه اين سنت سيئه در كردستان رخت بربندد! مسوول روابط عمومي استانداري كردستان به رسم ديرين و عادت مالوف و از سر تفقد و بنده نوازي و مهرورزي دولت براي پاسداشت از خبرنگاراني كه ارادت و رسالت مطبوعاتي خويش را در جهت انعكاس خدمات بيشمار و صادقانه كارگزاران دولت در كردستان!! به اثبات رسانيده بودند با اندك مبلغي در جهت رفع نيازهايشان اهدا نمود. اين اقدام استانداري كردستان كه زبان قاصر از گفتن آن و قلمها ناتوان از نگاشتن آن است، بيشك تاريخ را شرمنده خود خواهد كرد!! از همان آغازين روزهاي صدارت دولت نهم و كارگزارانشان در كردستان تعريف جديدي از كار روزنامهنگاري و خبرنگاري و نيز ساير حوزهها ارايه شده؛ گويي آمدهاند تا طرحي نو دراندازند و سقف اين ديار سراپا تقصير را بشكافند. اقدامات عجولانه و شتابزده وپوپوليستي استانداري كردستان در طول يكسال و اندي اين نكته را به خوبي نمايان ساخت كه تنها چيزي كه اربابان صدارت با آن بيگانهاند عقلانيت است و بس! نه تنها با عقل بيگانهاند بلكه آن را موجودي بس خطرناك ميپندارند. اقدام اخير استانداري كردستان كه خوشبختانه آخرين اقدام آن نيز نخواهد بود، برپايه غلبه نگرش خودي و غير خودي بر سيستم دولت نهم و بالطبع استانداري كردستان ميباشد. پايه و اساس منطقي مسوول محترم روابط عمومي استانداري كردستان در توزيع مبلغ (پانزده ميليون ريال) كه بنابه تعريف و سليقه شخصي خود براي برخي از خبرنگاراني كه به تساهل بايد آنها را خبرنگار ناميد چيست؟. مسوول محترم روابط عمومي استانداري كردستان اگر زحمت كشيده و در روز چند سطري روزنامه مطالعه فرمايند بر ايشان آشكار خواهد شد كه روزنامه چه تعريفي دارد؟ و روزنامه نگار يعني چه؟ و... به راستي مسوول روابط عمومي استانداري آيا اطلاع دارند كه حتي برخي از روزنامههاي سراسري در استان تيراژشان كمتر از 100 نسخه است؟ در حاليكه خبرنگاران آن نشريه بنا به اينكه نشريه خودي است مورد الطاف كريمانه قرار ميگيرد و خبرنگاران نشريات سراسري و منطقهاي داغ و درفش، تهديد و ارعاب كادوي استانداري براي آنهاست. استاندار محترم! روزنامهنگاران كردستان امنيت را در همه ابعاد آن ميخواهند ! نه اينكه از يك طرف ده بيست هزار تومان به عنوان پاسداشت خبرنويسان استانداري ميدهيد، و از طرف ديگر روزنامهنگاران و خبرنگاران منتقد را به ضديت با نظام و عوامل دشمن بودن متهم نماييد و همواره شمشير داموكلوس سر آنان خودنمايي ميكند براستي آيا تا بحال در خلوت خود انديشه كردهايد چرا كردستان با داشتن سه هفته نامه كه يكي از آنها بلندگوي خود شماست و دوتاي ديگر نيز بنابه فشارهاي موجود از انتشار باز ماندهاند، روزنامهنگارانش در كابوس زندان و بيكاري باشند! اما در جايي مثل مشهد 23 روزنامه و هفته نامه منتشر ميشود! چرا بايد چنين باشد؟ آيا به نظر جنابعالي در حاليكه روزنامه نگاران كردستان از داشتن يك انجمن صنفي براي پيگيري مطالبات خود با صدها مانع روبرو هستند اهدا نمودن ده، بيست هزار تومان به خبرنويسان بارگاه شما چه پيامي ميتواند داشته باشد؟ البته بايد فرق گذاشت بين خبرنگاري و روزنامه نگاري به معناي تعريف درست و علمي آن با كسانيكه هر از چند صباحي و از سر تفنن به خبر نويسي ناشيانه مشغول ميشوند! متاسفانه فضا به گونه اي است كه فعاليت و كار حرفهاي روزنامهنگاري براي منتقدان سلب و براي كسانيكه منافع خود را در لمپنيزه كردن فضا ميبينند مهياست! جناب آقاي نجار! در طول يكسال و اندي كه جنابعالي سكان مديريت كردستان را به دست گرفتهايد تا كنون چه اقدام عملي در راستاي برطرف كردن موانع و مشكلات روزنامهنگاران در استان برداشتهايد؟ جز اينكه با تمام توان مانعي بر سر راه مطبوعات و روزنامهنگاران منتقد خود بودهايد؟ بايكوت نمودن نشريات مستقل و نهي كردن ادارات و ارگانهاي مربوطه از دادن رپرتاژ و آگهي به اين روزنامهها گوياي اين واقعيت است. به هر حال آنچه كه پيداست هر روز شاهد وزش نسيم مهرورزي استانداري كردستان هستيم و هر بار نيز اين نسيم مهرورزي ملوكانه دست نوازشش را براي خوديها با ده هزار تومان و براي غير خوديها با خط و نشان كشيدن تكان ميدهد. در ميخانه ببستند خدايا مپسند كه در خانه تزوير و ريا بگشايند * عضو شوراي سردبيري هفتهنامه كردي – فارسي ديدگاه |
||||
|