|
روز معلم و ادامه اعتصابات
دکتر پرویز داورپناه
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
ناصر خسرو
سالهاست که معلمان و دیگر اقشار یدی و فکری
زحمتکش و شریف میهن ما با دشواریهای مادی و معنوی و مشکلات معیشتی به سختی دست
و پنجه نرم می کنند و صورت خود را با سیلی سرخ نگاه می دارند و هیچ معلمی نیست
که شرمنده ی خانواده اش نباشد.
از اولین اعتراض وسیع معلمان ایران که برای
مطالبات صنفی به خیابانهای تهران آمدند ، بیش از چهل و شش سال می گذرد.
روز دوازده اردیبهشت ماه 1340 ، بدنبال یک
سلسله مبارزات دامنه دار فرهنگیان زحمتکش و شریف ، چهار هزار معلم در تهران که
از ناچیز بودن حقوق خود ناراضی بودند در محل وزارت فرهنگ اجتماع کردند و از
آنجا بسوی خیابان شاه آباد به حرکت در آمدند و در میدان بهارستان اجتماع کردند.
پلیس برای اینکه تظاهرکنندگان را متفرق کند ،
اتومبیلهای آبپاش را بکار انداخت. معلمان مردانه پایداری می کردند و متفرق نمی
شدند. در برابر فریاد حق طلبانه آنان ، چاره ای برای رژیم دیکتاتوری جز اسلحه
کشی نمانده بود.
تیراندازی بسوی مربیان فرزندان آب و خاک وطن
شروع شد.
دکتر ابوالحسن خانعلی دبیر بیست و نه ساله
دبیرستان جامی تهران که آماج تیر سرگرد ناصرشهرستانی رئیس کلانتری دو
بهارستان قرار گرفته بود به خاک و خون درغلطید و چند ساعت بعد در بیمارستان جان
سپرد و موجب خشم مردم شد و ایران را تکان داد.
موج خشم و نفرت همچنان بالا می گرفت ، روز
سیزده اردیبهشت ماه ، بیش از ده هزار معلم و دانشجو جنازه خانعلی را بر دوش
حمل و تشییع کردند و در خیابانهای تهران به تظاهرات آرام پرداختند. سندیکاهای
کارگری ، دانشجویان و گروههای صنفی حمایت و پشیبانی خود را از معلمان اعلام
داشتند.
آن روز" روز عزای ملی" اعلام گردید. عزای ملی
برمرگ خدمتگزار فرهنگ، آنهم در کشوری که بیش از سه چهارم مردم آن از نعمت
خواندن و نوشتن محروم بودند.
در مجلس یادبود خانعلی اظهار شد : " مگر معلمان
کشور از زمامداران خود چه می خواهند. آنها می گویند حقوق ما کم است و ما قادر
نیستیم با این حقوق ناچیز و این گرانی ، مخارج خود و خانواده مان را تاًمین
کنیم و با خیال راحت به تعلیم و تربیت فرزندان شما بپردازیم. در این مملکت که
عمله و کارگر روزی پانزده تومان حقوق می گیرند و باز قادر نیستند به زندگی خود
ادامه دهند ، به معلم کمتر از حقوق یک عمله می دهند و توقع دارند که فرزندان ما
را تربیت کنند."
روز هجده اردیبهشت ماه 1340 در تظاهرات وسیعی
، معلمان با صدور قطعنامه ای روز دوازده اردیبهشت را روز معلم اعلام کردند و
مقرر شد که همه ساله در این روز مدارس در سراسر کشور تعطیل شود.
پس از آن در ایران چندین دبستان و دبیرستان به
اسم دکتر ابوالحسن خانعلی نامگذاری شد.
چهل و شش سال بعد از پیروزی مبارزات صنفی
آموزگاران و معلمان ایران وضعـیت زندگی اکثریت معلمان نه تنها بهبود نیافته
بلکه با افزایش سهمگین هزینه زندگی روز به روز بد تر نیز شده است. امروز بیش
از هـفـتصد هزارنفر از معلمان شریف کشور در زیر خط فـقـر زندگی می کنند.
معلمان روز دوازدهم اردیبهشت ماه 1386 روز
معلم ، بنا به قرار قبلی در اعتصاب و تجمع سراسری مقابل ادارات آموزش و پرورش
کشور در تهران و دیگر شهرهای ایران اجتماع کردند و با شعار " نه چپیم ، نه
راستیم ، فقط معلم هستیم " و " معیشت و منزلت حق مسلم ما " و " خواسته
انسانی ، انتظار انسانی » بر صنفی و مدنی بودن این حرکت تاکید کرده خواستار
آزادی همکاران بازداشت شده خود شدند.
اکنون در تهران و شهرستانها تعداد زیادی از
معلمان در زندان بسر می برند.
معلمان تاکید می کنند که اینگونه
اقدامات خللی در اراده ایشان برای پیگیری خواسته هایشان ایجاد نخواهد کرد.
روز بیست و هفتم فروردین علی اکبر باغبانی دبیر
کل کانون صنفی معلمان ، در کلاس درس در حال برگذاری امتحان از دانش آموزان در
مدرسه راهنمایی " رشد " واقع در منطقه هفت تهران دستگیر می شود. چنین امری در
مدارس و در مقابل چشمان اشک آلود و وحشت زده دانش آموزان بی سابقه و ضربه ای به
منزلت معلمان است.
علاوه بر هفت نفر از اعضای هیات مدیره کانون
صنفی معلمان آقیایان حمید پوروثوق ، سید محمود باقری ، محمد تقی فلاحی ، علی
اصغر منتجبی ، محمد رضا رضایی ، علیرضا اکبری نبی و علی اکبر باغبانی که در
زندان اوین زندانی هستند ، در روز معلم یک صد نفر دیگر از معلمان بازداشت شده
اند.
آخر چرا ؟ گناه معلمان چیست ؟ حبس و آزار
معلمان برای چیست ؟ مگر معلمان چه می خواهند ؟
خواست اصلی معلمان اجرای لایحه مدیریت خدمات
کشوری می باشد که پیش از این به تصویب مجلس رسیده است.
معلمان خواستار عزل وزیر آموزش و پرورش ،
آزادی معلمان در بند در تمام استانهای ایران و عذرخواهی دولت از ضرب و شتم و
هتک حرمت معلمان در جریان حوادث بیست وسوّم اسفند سال گذشته می باشد.
معلمان اصرار دارند که دولت جمهوری اسلامی به
وعده های سال گذشته خود عمل کند. بنا به گفته نمایندگان معلمان ، سال گذشته در
تصویب بودجه مقرر شده بود که حداقل حقوق معلمان ماهانه ششصد هزار تومان باشد
در صورتی که هنوز هم معلمان در حد نیمی از حقوق
مصوب ، یعنی ماهانه حدود سیصد و ده هزار تومان حقوق می گیرند.
معلمی در اسلامشهر می گوید : رئیس آموزش و
پرورش این شهر تحصن ما را صنفی نمی داند و با زبان تهدید می گوید تحصن شما
سیاسی است و چه بسا دست بیگانگان در کار باشد. ما می پرسیم ؛ کدام دست بیگانه ؟
بیگانه کسی است که دغدغه های وطنی نداشته باشد ، نه معلمی که در حین تدریس می
سوزد اما به فکر ساختن است.
سازمان معلمان با تاکید بر اینکه مطالبلت مطرح
شده در اعتراضات معلمان جنبه سیاسی نداشته و صرفا" معطوف به امور صنفی و معیشتی
است برخورد های صورت گرفته با فرهنگیان ، فعالان تشکل ها و امنیتی کردن فضای
صنفی ـ مدنی را محکوم کرده و تداوم برخورد ها در روزهای اخیر را نشان تداوم
اشتباهات گذشته مسوولان می داند.
انگیزه کلی کانون صنفی معلمان تنها بحث حقوق و
مزایای معلمان نیست ، بلکه وضع عمومی آموزش و پرورش در خصوص دانش آموزان و
معلمان و همچنین محتوای آموزشی است.
فریا د عدالتخواهی معلمان گرچه در ایران به گوش
مسوولین امر نمی رسد و با دستگیری غیر قانونی معلمان روبرو شده است ، ولی مجامع
بین المللی از جمله فدراسیون جهانی اتحادیه های معلمین ، کنوانسیون بین المللی
حقوق مدنی و سیاسی و سازمان دیده بان حقوق بشر برای چندمین باراعتراض نامه های
شدیداللحنی را خطاب به مسوولین ناشنوای جمهوری اسلامی صادر کرده اند.
معلمان خواستار همسو کردن افق نگاه ها و اهتمام
برای تحقق مطالبات و آزدی سریع فرهنگیان بازداشت شده هستند.
الان اکثر معلمان و فرهنگیان در حالت نگرانی
بسر می برند که از طرف ماموران انتظامی و امنیتی احضار شوند و مشکلاتی برایشان
پیش بیاید.
معلمان حق شان را می خواهند و در صورتی که
اعتراضات علنی نداشته باشند ، اعتراضات خاموش آنها به مراتب گرفتاری بیشتری به
وجود می آورد و پایه های آموزش و پرورش را مثل موریانه می جود و نابود می کند.
این در حالی است که قرار است آموزش و پرورش محور توسعه باشد.
در اطلاعیه کانون معلمان به مناسبت اول ماه مه
آمده است :
« جامعهء معلمان ایران به عنوان بخشی از جامعهء
کارگران میهنمان برای احقاق حقوق خود نیز در نبردند.... حکومت اسلامی به عنوان
واپسین پرچمدار ارتجاع بشریت ، بیش از یک ربع قرن تصویر زورمداران زمین را به
وساطت طلبیده است تا چند صباحی دیگر اربابان خود را مورد تطمیع و از پس مانده
های آن حیات ننگین خود را تداوم بخشیده ، رذالت خود را تحت عنوان رسالت توجیه
می نماید. »
اگر معلمان بازداشت شده آزاد نشوند ، معلمان
روز شنبه پانزده اردیبهشت در مقابل دادگاه انقلاب تجمع خواهند کرد و اگر باز هم
پاسخ نگیرنداز روز یکشنبه شانزدهم اردیبهشت هر روزه در مقابل ساختمان آموزش و
پرورش جمع خواهند شد. تا بحال یکصد نفر از معلمان دستگیر شده اند.
در صورت عـدم تحقق مطالبات صنفی فرهنگیان دال
بر رفع تبعیض در بین کارکنان دولت و عدم اجرای نظام هماهنگ حقوق کارکنان دولت
به صورت کامل و جامع ، در روز سه شنبه هجده اردیبهشت ماه از ساعت سیزده تا
هفده معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع گسترده ی
کشوری خواهند کرد.
معلمان به درستی سکوت را شکسته اند و با این
همه ایذاء و آزار و بگیر و ببند دارند کاری می کنند کارستان ، و هماهنگ و
یکدست میگویند ، بالا تر از سیاهی رنگی نیست.
شاعر معاصر حمید مصدق می گوید :
من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی همه بر می
خیزند. . . من اگر بنشینم ، تو اگر بنشینی ، چه کسی برخیزد. . . ؟
ما وظیفه داریم از خواست فرهنگیان شریف کشور در
رسیدن به حقوق صنفی اشان پشتیبانی کنیم.
جوانمردی نیست که ما در این روزهای سخت و سیاه
معلمان را تنها گذاریم.
ندایی از درون امید می دهد : گر چه شب تاریک
است دل قوی دار سحر نزدیک است.
|