بازگشت به صفحه اول

از ادوار نيوز

 
 

پلی تکنیک ، قلب تپنده آزادی خواهی

البرز زاهدی
نمی دانم چه حسی دارم . گزمگان بی شرف استبداد ، اینک بیش از پیش خود را به عنوان تبلور قساوت ، بیداد و بی شرمی به جهانیان عرضه می کنند تا نشان دهند حاکمیتی که داعیه ارزش های والای انسانی و دینی را با خود حمل می کند برای سرکوب مخالفینش تا چه اندازه بی اخلاق و بی رحم می شود و امروز در نزد ما ، عملگان مزدور و بی همه چیزش تا چه اندازه ، وقیح جلوه می کنند . آن چه روی می دهد انحطاط اخلاقی داعیه داران فضیلت و اخلق انسانی است . از تجاوز به خواهران ما در کرمانشاه، از جعل لوگوی نشریات دانشجویان مستقل و آزادی خواه و توهین به مقدسات ملت ایران ، از ضرب و شتم برادران ما در لرستان ، از توهین به اساتید بزرگ ما و صدور حکم اعدام برای آنها ، تنها یک چیز را می توان فهمید و آن اینکه عده ای فرعون وار ، در تقلای خفه کردن بانگ ما در نطفه ، به سر می برند . درد آور است که اخلاق برای رسیدن به اهداف سیاسی باید آنقدر بی مایه و ناچیز شود ، که مرده شورها هم برای این مرده زاری کنند .
اما ما هیچ کدام با تمام خشمی که در خویشتن پرورانده ایم ، شجاعت آن را نداشته ایم تا در صفوفی منظم این مه وقاحت و بی شرمی را بر سیمای کریح مزدوران خوار استبداد ، قی کنیم . ما ساکت نشسته ایم به خواندن اخبار بسنده می کنیم . اوج شجاعت ما پناه بردن به قلم است و ابراز تاسف کردن از خوابی که برایمان دیده اند . این ما ، تنها شامل یک دسته نمی شود و آن دسته ، همکلاسیهای شجاع دل ما هستند در دانشگاه پلی تکنیک ، تبلور آزادی خواهی جنبش دانشجویی .
از همان روزی که عده ای در صدد تعبیر کردن کابوس شوم انقلاب ضد فرهنگی مجدد را در دستور کار قرار دادند و از طریق به بازی گرفتن مقدساتی که خود بیش از همه داعیه حراست از آن را دارند ، دور تازه این بازی شوم آغاز شد و اگر همت بلند و انسجام و شجاعت مثال زدنی دختران و پسران پلی تکنیکی نبود ، معلوم نبود که آیا امروز ، ما اینگونه بودیم که اکنون هستیم یا خیر؟! امروز اگر چه تا این لحظه ، بیش از چنج تن از دلاوران آزادی خواه پلی تکنیکی روانه بیدادگاه های استالینیستی حاکمیت پلیسی گشته اند اما آنچه در امیرکبیر می گذرد ، نه رقص بنیادگرایان بی شرم و بی اخلاق تاریخ مصرف گذشته در صحن دانشگاه است که حضور انجمنی مستقل ، دانشجویی و آزادی خواه است که با آرای بیش از هزار و پانصد دانشجو تشکیل شده است . آنچه در این وانفسای جهنمی ، جنبش دانشجویی باید از پلی تکنیک بیاموزد ، چنین است :
1 ) انسجام و انحاد ، تنها از طریق حذف درگیری های پوچ بی حاصل ، دوری نمودن از ایدئولوژیهای دست و پا گیر و مصرف گذشته است . پر رنگ کردن دعواهای عقیدتی و خط کشی کردنهای مکرر وزاید ، نتیجه ای جز ایجاد پراکندگی ، و ضعف بیشتر جنبش دانشجویی آن هم در دوران رکود این جنبش نخواهد داشت . باید بر هویت دانشجویی و هویت تاریخی دانشجو که همانا ستیز با استبداد است ، تکیه نمود . تنها بر سر یک چیز می باید متحد شویم و آن ، دموکراسی خواهی و حاکمیت آزادی است .
در امیر کبیر ، نه خبری از بیرقهای سرخ رنگ است و نه خبری از عافیت طلبی های شبه روشنفکری اصلاح طلبانه . دانشجویان دست در دست هم و سرود خوانان به پیش می تازند و تنها دستی که پس می زنند ، دست کثیف بنیاد گراییست . بی شک مهمترین چیز ، برای هر انسان که در حوزه عمومی دست به عملی می زند ، جهان بینی و هویتی مشخص است . هویتی که هر کنشگر ، معنای کنشهایش را از آن می گیرد . اما در وضعیتی که اژدهای بنیاد گرایی دهانش را گشو ده است و قصد بلعیدن تمامی آنچه نمی خواهد را دارد ، نباید همچون این آزدها ، دیگر اندیشان را بلعید و آنان را از عرصه حذف کرد . بلکه باید به فکر تعاملی سازنده با آنان بود .
2 ) در این لحظه است که استبداد ، با سپاه سیاه رنگش ، شمشیر به دست به ما نزدیک می شود و در همین لحظه باید لباس رزم پوشید . اولین چیزی که باید نابود شود ، ترس است و بز دلی . عافیت طلبی است و خوش نشینی ، که ما را نجنگیده طعمه شمشیرهای آخته استبداد می کند . . باید فهمید که ترس ، بی عملی می زاید و بی عملی تنها اسباب مرگ زودرس فریادهای ما را فراهم می آورد . یک بار برای همیشه ، باید ایستاد ، فریاد زد ، و مشتها را گره کرد . یک بار برای همیشه ، باید با ایمانی راسخ به فردایی بهتر ، پیه زخم شمشیر خونین سپاه تیره استبداد و ارتجاع را به تن مالید .
3 ) برای هر حرکت تاثیر گذار سیاسی در دانشگاه ، ما نیازمند حضور پر رنگ همه معتقدین به آزادی و متنفرین از استبداد هستیم . آنچه واضح است ، تعداد چشم گیر این دانشجویان در تمامی دانشگاه های کشور است . اما آنچه باعث امتناع شکل گیری چنین اتحادی میان دانشجویان می شود ، نبود کار تشکیلاتی و سازمان یافته است . برای ایجاد تشکیلات و سازماندهی تمامی نیروها ، نیازمند حفظ و تقویت تشکلهای موجود هستیم . باید با چنگ و دندان از دفاتر انجمنهای اسلامی دفاع کرد و کار کردن بدون بودجه و رسمیت قانونی از طرف دانشگاه را آموخت . باید سعی کرد مشروعیت انجمنهای اسلامی را به عنوان تنها نهادهای موجود در دانشگاه که هویتی دانشجویی دارند ، دانشجویی کرد و دانشجویان را در اداره این نهادها بیش از قبل بازی داد .
4 ) در آخر ، می توان چه درسی از پلی تکنیکیهای دلاور گرفت جر پایداری و پشتکار . پایداری در هدف ، مهمترین عامل برای نزدیک شدن به آن است . باید مور وار ، از دیوارهای بتنی و سخت عبور کرد تا به سر کنزل مقصود رسید . باید یاد گرفت که اگر سلاح استبداد ، سرکوب است و زندان و شکنجه ، سلاح ما حقانیت ماست . ما پیروز می شویم ، چرا که زمان بزرگترین یاور حقیقت است . میدان خالی کردن ، منفعل شدن و پا پس کشیدن ، همین چیزی است که برادران ارتجاع ، می طلبند . سالهاست ، زندان رفتن فضیلت بزرگ مردمان این دیار بوده است . باید هزینه دادن را یاد گرفت و به دیگران هم آموخت .

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه