ادوارنیوز:چهارشنبه گذشته نشست جنبش زنان ودموكراسي خواهي به همت سازمان دانش آ؛موختگان ايران اسلامي و كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت در محل اين سازمان برگزار شد.
در اين نشست محبوبه عباسقلي زاده ،فاطمه صادقي ،فريده ماشيني و مرضيه مرتاضي لنگرودي به سخنراني پرداختند .
در ابتدا این نشست بهاره هدایت عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به مشکلات پیش امده برای دانشجویان دردانشگاه امیرکبیر و علامه اشاره نمود دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت صدور احکام سنگین کمیته انضباطی در دانشگاهها برای فعالان دانشجویی و ابراز نگرانی نسبت به وضعیت هشت دانشجوی بازداشتی امیر کبیر گزارشی از فعالیت کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ارائه نمود.
درادامه اين نشست محبوبه عباسقلي زاده با عنوان "چشم انداز ْآينده جنبش زنان به ايراد سخن پرداخت و بااشاره به روند تاريخي جنبش زنان گفت: در دهه اول انقلاب محفل اصلي مطالبات و خواسته هاي زنان به صورت گروهي ومحفلي بود .مطالبات به بيرون درز پيدا نمي كرد وبيشتر در چارچوب اعضا كار مي شد وتمركز بر توانمند سازي افراد بود .
وي افزود :اما در دهه دوم انقلاب و پس از جنگ ما ديديم كه اين محفل ها به سمت روشنفكري سوق پيدا كرد و مجلاتي شبيه مجلات زنان ،فرزانه و... منتشر شد.
اين فعال جنبش زنان خاطر نشان كرد كه در سال هاي اصلاحات جنبش زنان اداره خود را تبيين كرد ودر قالب ngoها و سازمان ها حضور پيدا كرد ولي در سال هاي اخير ماشاهد اين مسئله هستيم كه ساختار هاي سازماني به شبكه هاي بي شكل تبديل شده است ؛ شبكه هايي كه دستور وچارچوب مشخصي ندارند وافراد در آن موثر هستند .
فردوسازمان كنار هم هستند اما دستور كار مشخص نيست .
وي سال هاي 84 و85 را زمان مجدد سازمان دهي جنبش زنان دانست و سپس پرسيد كه نتيجه حضور چنين شبكه هايي چه خواهد بود .
عباسقلي زاده سپس به پرسشش پاسخ داد :ما نمي دانيم كه انتهاي اين جنبش چه خواهد شد اما اگر ارزش رابر قدرتمندي زنان نگذاريم تنها منزلت ايجاد خواهد كرد .
اين فعال جنبش زنان ، جنبش فمينيستي را به سه بخش راديكال ،ميانه رو و محافظه كار تقسيم وتاكيدكرد : جنبش زنان از گرايش هاي ايدئو لوژيك تابعيت نمي كند .
وي تصريح كرد : جنبش زنان به عنوان جنبشي كه حرف مي زند صدا وتاثير دارد خواسته هاي خود را روي تعريفات حقوقي متراكم كرده است در واقع خواسته اش تغيير حقوقي در ساختار از طريق تاثير گذاري در قدرت است و نزديكي ودوري به اين خواسته راديكال بودن ،ميانه رو ويا محافظه كار بودن را تعيين مي كند .
عباسقلي زاده در ادامه به گرو ههاي مختلف زنان اشاره كردو گفت: برخي از اين گروهها كار سلبي مي كنند و برخي كار ايجابي .
وي توضيح داد كه كار سلبي مثل كمپين يك ميليون امضا وكار ايجابي هم هم چون سهميه داشتن زنان در مجلس است .
اين فعال زنان بابيان اين كه در حال حاضر ما مشروعيتمان را از حقوق بشر مي گيريم و نمي توانيمبا آن نسبي وياارزشي برخورد كنيم تصريح كرد : پس در سه زمينه ساختار شبكه اي ،حركت اعتراضي در قالب خواسته هاي كلان و مبتني بر اراده جمعي و فرم شبكه اي چشم انداز جنبش زنان رامي توان متصور شد.
سردبير مجله فرزانههم چنين بر ضرورت تدوين منشور جنبش زنان تاكيد كرد و گفت : ما براي اين كه نهادينه شويم ودر ورطه منزلت خواهي نيفتيم مي توانيم از منشور استفاده كنيم .تدوين منشور براي تهيه چشم انداز آينده ما مفيد است .
در قسمت دوم اين نشست فاطمه صادقي استاد دانشگاه با محوريت "از فمينيسم سياسي تا فمينيسم اجتماعي صحبت كرد .
وي در ابتدابه تعريف فمينيم سياسي پرداخت و گفت: اين نوع فمينيسم بيشتر خواسته هايش حول قوانين است و هدفش ايجاد تغيير در سيستم سياسي و حقوقي كشور است .
صادقي سپس در خصوص فمينيسم اجتماعي اظهار داشت : اين نوع فمينيسم رويكردي است كه هدفش وسعت دادن به زندگي زنان است .
وي تصريح كرد كه در ايران فمينيسم هنوز بيش از حد سياسي است و بايد اجتماعي شودودر واقع فمينيسم در ايران هميه تحت تاثير احزاب بوده است.
اين استاد دانشگاه علت ديگر فمينيسم سياسي در ايران را نوعي برتريو تقدم خويشاوندي فكري وسياسي دانست .
صادقي با طرح اين سوال كه چرا بايد از فمينيسم سياسي به اجتماعي ميل كنيم ادامه داد: با توجه بيش از حد به فمينيسم سياسي ما با بحران هويت فمينيستي روبرو مي شويم .
وي سپس با انتقاد از اين كه نقد گفتار درون ديني در زنان بسيار ضعيف عمل كرده و از نو انديشي ديني عقب است گفت :ما زنان نوانديش نداريم و انگار تكليف ما باآموزه هاي ديني مشخص نيست حال اين كه صرف نظر از اين كه دين چه باشد گفتار درون ديني حوزه اي از زنان است .
اين استاد دانشگاه بار ديگر بر ضرورت رسيدن به فمينيسم اجنماعي تاكيد كرد و گفت : هر روز انگار تونل كنش سياسي كم هواتر مي شود و اين جاست كه من بر ضرورت حركت از فمينيسم سيا سي به سمت اجنماعي سخن مي گويم .
وي ادامه داد: در ايران طيف زيادي از مردم جامعه از سياست سرخورده شده اند و سياست هاو كنش هاي جمعي برايشان جذاب نيست ؛زنان هم به نوعي به اين مسئله دچار بوده اند البته اين امر به كم كاري و اشتباه باز نمي گردد بلكه ناشي از ساختار اجتماعي است .
صادقي هم چنين سرخوردگي از سياست را ناشي از برخي مسايلي دانست كه پس از انقلاب رخ داده است .
او با بيا ن اين مثال كه چرا زنان حاضر نمي شوند در قالب جمعي اعتراضات خود را بيان كنند وترجيح مي دهند در قالب فردي و كم هزينه تر اين كاررا بكنند تاكيد كرد: ما بايد به صورت سياست استراتژيك به فمينيسم اجتماعي نگاه كنيم .
اين استاد دانشگاه با اشاره به اين كه در ايران شكا مقاومت به مدل فردي تبديل شده است خاطر نشان كرد :ما به عنوان كنشگران بايد استراتژي را دراين قالب تعريف كنيم .
صادقي گفت: هنوز ساختار اسطوره اي بر كنش هاي ما تاثير دارد ومنتظر منجي هستينم در حالي كه همه آحاد جامعه به صورت فردي آمادگي مقاومت را دارند.
وي در پايان تصريح كرد: اشكالي از سياست هاي اجتماعي فمينيستي در جنبش زنان وجود دارد وبايد اين اشكال با ساختار سياسي زندگي روزانه پيوند بخورد واز فمينيسم سياسي به سمت اجتماعي حركت كنيم تانتيجه مطلوب را بگيريم .
فريده ماشيني فعال زنان وعضو شاخه زنان حزب مشاركت ديگر سخنران اين مراسم بود كه در ابتدا ،گفته هاي صادقي را تاييد كرد و گفت: بايد به اين نكته توجه شود كه مردم ديگر به كنش هاي جمعي پاسخ نمي دهند و اين از چيزهايي است كه اخحزاب اصلاح طلب به آن توجه دارند .در واقع احزاب اصلاح طلب بعد از رياست جمهوري نهم به رغم نداشتن نماد بيروني در داخل به نقد خود مشغولندو يكي از دلايل شكست اصلاح طلبا ن هم اين بودكه كمتر به بحث مطالبات اجتماعي مردم توجه كردند.
ماشيني با بيان اين كه زناني كه در طيف هاي مختلف زنان فعاليت مي كنند دچار اين پرسش هستند كه آيا مي توان هم در جنبش زنان بود وهم مشاركت سياسي كرد اظهارداشت :من يك اكتيويست در حوزه زنان هستم و به سياست به عنوان ابزار رسيدن به هدفم نگاه مي كنم تا بتوان اهداف جنبش زنان رامحقق كرد .
اين فعال زنان با تاكيد بر اين نكته كه مشاركت سياسي ضرورت دارد گفت: ما حتي اگر در زمينه كنش جمعي فعال باشيم نياز درايم كه در جايگاهي به تعريف قوانين بپردازيم .با افزايش مشاركت سياسي زنان با تاكيد بر حضورشان در عرصه هاي تصميم گيري به پيگيري مطالبات خود مي پردازند .
ماشيني باذكر آمار پايين مشاركت سياسي زنان در دنيا خاطر نشان كرد:افزايش حضور زنان در عرصه سياست جدي است . بايد زنان در عرصه سياست هم حاضر شوند اين كه مي گويند برخي دموكراسي را بر مسئله زنان ترجيح مي دهنددرست نيست بلكه دموكراسي محقق نمي شود مگر با توجه به زنان .
عضو شاخه زنان مشاركت تاكيد كرد: امروزه وقتي مسئله زنان مطرح مي شود حتي مردان هم بر اولويت آن آگاهي دارند .
وي در دفاع از زنان اصلاح طلب گفت : ما نه تنها در امر زنان فروگذاري نكرده ايم بلكه فعاليت هاي خود را بيشتر كرده ايم .
ماشيني با بيان اين كه اگر بحث سهميه بندي زنان براي ورود به مجلس در احزاب قبول و اجرا شود زنان حضوري جدي خواهند داشت متذكر شد: اما اگر بخواهند مردان راه خود را بروند و از زنان استفاده ابزاري كنند زنان به هيچ روي مشاركت نخواهند كرد.
وي در پاسخ صادقي گفت:من فكر نمي كنم كه فمينيسم سياسي و اجتماعي در تضاد هستندذ بلكه واقعيت اين است كه شايد ما نتوانيم مرزهايي كه در ايران پررنگ شده تقويت كنيم . آن چه ما بايد به آن توجه كنيم اين است كه به سياست بايدبه عنوان ابزار نگاه كرد .
وي در پايان تصريح كرد: بابي توجهي به دموكراسي بحث حقوق زنان هم در كشورها ابتر خواهد ماند .
آخرين سخنران مرضيه مرتاضي لنگرودي بود كه گفت : من معتقدم جنبش زنان فمينيست نيست بلكه برخي فمينيستها در جنبش زنان هستند .
مرتاضي سپس افزود: به دموكراسي براي تكان دادن مردم نيازمنديم و بايد قواعد دموكراتيك را تجربه كنيم.
مرتاضي لنگرودي گفت: انسان سنتي پرتابشده از ارزشهاي پايدار جامعهي سنتي و احترام سلسلهمراتبي شناخته شده و كهن به ارزشهاي متغير ناشي از شتاب ماشيني، دچار بحران هويت ميشود و از او يك شخصيت چندگانه و چندپاره ساخته ميشود. اين موضوع در حوزهي زنان شديدتر است. در اين شرايط است كه انسان سنتي سعي دارد براي همرنگشدن با جماعتي كه همه پرتاب شدهاند، ارزشهاي مدرن مثل دموكراسي را به خود آويزان كند ولي چون به خلوت ميرود، رفتار ديگري از او سر ميزند.
وي ادامه داد: در NGO ها و فعالاني كه در اين رابطه هزينه ميپردازند نيز هنوز رابطهي مريد و مرادي بيشتر از روابط دموكراتيك معطوف بر نقادي و ثبات هويتي ديده ميشود.
اين فعال زنان خاطرنشان كرد: وقتي شخصيت تلفيقي از ارزشهاي ناپايدار به وجود ميآيد، نوعي شخصيت ائتلافي شكل ميگيرد كه خود به خود در برابر ارزشهاي پايداري مثل دموكراسي موضعگيري ميكند. شخصيت ائتلافي كه دموكراسي برايش مفهوم نشده نميتواند رابطهي دموكراتيك داشته باشد. جنبش زنان براي آگاهيبخشي و تكان دادن افكار عمومي در خصوص مسائل اجتماعي از جمله مسئلهي زنان، بستگي تمام و كمال به ميزان پذيرش دموكراسي و پايبندي حاكميت و فعالان به اصول و ارزشهاي دموكراسي دارد.
مرتاضي ضمن تاكيد بر اين كه دموكراسي به چهره نياز ندارد بلكه نيازمند نهاد و سهم است، گفت: اگر رفتار دموكراتيك محدود به فعاليتهاي انتخابي نمايندگي و چهره شدن باشد، تنها ميتواند يك رفتار و هويت موقتي بيافريند. قطعا وجدان انسان براي اولين بار در خانواده اجتماعي ميشود و خرد اجتماعي و وجدان جمعي در خانواده آموزش ميبيند. به همين دليل است كه جنبش زنان در ايران نميتواند دموكراسيخواه نباشد. جنبش زنان به اين دليل كه آنها اولين كساني هستند كه به كودكان و نسل آينده آموزش ميدهند و به دليل رابطهي تنگاتنگشان با نسل آينده و با خود در زمان حال و والدينشان به عنوان پرستار در گذشته، بايد دموكراسي را در سه حوزه و جريان تعريف و فهم كنند و بياموزند و بياموزانند. به همين دليل است كه دموكراسي مثل هوا براي جنبش زنان لازم است.
وي اظهار كرد: چه كار ميتوان كرد كه ضمن داشتن هويت باثبات به عنوان هويت انسان دموكراتيك و دموكراسيخواه، با شتاب تحولات و ارزشهاي ناپايدار بتوانيم يك چارچوب دموكراتيك بسازيم؟ از آنجا كه اين نظام ارزشي در جايگاه خانواده شكل ميگيرد، زنها مجبورند در درجهي اول دموكراسي را از خود شروع كنند. براي اينكه دموكراسي در خانواده دروني و وجودي شود، به يك نظام ارزشي، فرهنگي و اخلاقي نياز دارد. از طرفي شتاب تحولات باعث ميشود جامعه نتواند با تاريخ خود پيوند ارگانيك برقرار كند و وقتي فعالان جنبش اجتماعي با زحمت زياد آگاهي را به جامعه منتقل ميكنند تنها باعث ميشود كه آهي از سر حسرت از سينه بيرون آورند اما اين شتاب به تحولات به آنها اجازه نميدهد كه به قدرت نقشآفريني خود در جامعه توجه كنند.
اين فعال زنان در پايان در پاسخ به اين بحث كه چرا شما از فمينيست بودن اباداريد پاسخ داد : من فمينيسم را تفسير زنانه از متن و نگاه زنانه به جهان مي دانم و قايل به فمينيست ايراني و مسلمان نيستم .
در موج اول فمينسم زنان مردان درجه دوم شدند .در ايران هم هنوز نظريه پرداز بومي نداشته ايم كه اين مسئله را تفسير كند.
تهیه و تنظیم: نفیسه زارع کهن