بازگشت به صفحه اول

 از روز

 
 

محمد صديق کبودوند: فشار براي انحلال سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

samanrasoulpour.jpgسامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

محمد صديق کبودوند رييس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، که از روز 10 تير ماه در بازداشت بسر مي برد، براي اولين بار با خانواده اش ملاقات کرد. وي در اين ملاقات خبر داد در طول مدت بازداشت در بند 209 زندان اوين ،تحت فشارهاي روحي و رواني قرار گرفته تا سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را منحل کند.بنا به گفته خانواده اين فعال حقوق بشر،کبودوند در اعتراض به اين فشارها 8 روز را در اعتصاب غذا بسر برده که موجب حادتر شدن بيماري ريوي وي شده است.kabodvandb.jpg
کبودوند اتهاماتي را که عليه اش طرح شده "اقدام عليه امنيت ملي، از طريق راه اندازي سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان"، "تبليغ عليه نظام از راه انتشار خبر و گزارش"، "عناد با قانون اساسي جمهوري اسلامي از راه صدور اطلاعيه ها، نامه ها و گفتگوهاي متعدد با رسانه ها" و "حمايت از زندانيان گروههاي مخالف نظام" برشمرده است.

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، تشکلي مدني است که در فروردين 1384 در مناطق کردنشين ايران تاسيس شد و همانطور که در اساسنامه آن آمده، تشکلي"غير سياسي"، "غير آيين گرا" و "کاملا مستقل" براي بهبود وضعيت حقوق و آزاديهاي شهروندان کرد در ايران راه اندازي شده است. اين سازمان در طول 3 سال فعاليتش صدها گزارش و بيانيه مطبوعاتي پيرامون وضعيت حقوق بشر صادر کرده است.

يکي از اعضاي فعال سازمان حقوق بشر کردستان در اين ارتباط به روز مي گويد: "اساسا هدفي که ما دنبال مي کنيم،يعني دفاع از حقوق بشر، چيزي نيست که براي آن بخواهيم از کسي اجازه بگيريم.ما در چهارچوب اعلاميه جهاني حقوق بشر به فعاليت مي پردازيم.فعاليتهاي سازمان ما کاملا علني، مسالمت آميز و غير سياسي است.ما انتظار داريم حاکميت ما را به عنوان يک اپوزيسيون به حساب نياورد.سازمان حقوق بشر کردستان تنها تشکل مدني در کردستان است که در سالهاي گذشته توانسته در ميان مردم و فعالان و نيز نهادهاي بين المللي مدافع حقوق بشر کسب اعتبار کند.بنابر اين ما به کارمان ادامه مي دهيم و تحت فشار قرار دادن فعالان حقوق بشر و سازمانمان را امري غير قابل توجيه ميدانيم".

اما محمد صديق کبودوند تنها کسي نبود که در يک ماه گذشته در کردستان بازداشت شد.اجلال قوامي روزنامه نگار سنندجي و عضو شوراي عالي سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان هم که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به 5/3 حبس تعزيري محکوم شد، هم اکنون در زندان سنندج در شرايطي حبس مي کشد که دچار عفونت چشم شده است. افزون بر اين، نگهداري وي در بند قاتلين خطرناک ،خانواده اين روزنامه نگار مدافع حقوق بشر را بسيار نگران کرده است.

از سوي ديگر "لقمان مهري" فعال کارگري و عضو فعال سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان اخيرا به 5 سال زندان محکوم شده است.اتهام وي نيز "اقدام عليه امنيت ملي"عنوان شده است و حکم وي در روزهاي آينده به اجرا در مي آيد.
روزنامه نگار ديگري که در هفته هاي گذشته در سنندج بازداشت شد "آکو کردنسب" مسئول بخش خبري هفته نامه کرفتو است. با وجود اينکه بيش از 20 روز از دستگيري وي مي گذرد، هنوز خانواده اش اجازه ملاقات با وي را نيافته اند. علت بازداشت اين روزنامه نگار زنداني هنوز مشخص نشده است، اما به گفته همکارانش در هفته نامه کرفتو، احتمالا چاپ گزارشي پيرامون عملکرد مسئولان در منطقه دليل بازداشت وي است .

در يک ماه گذشته دستگيريها در کردستان به شکل چشم گيري افزايش يافته است. سازمان گزارشگران بدون مرز اعلام کرده که به علت زنداني شدن بيش از 6 روزنامه نگار کرد در ماههاي اخير مطبوعات و روزنامه نگاران در کردستان وضعيت سخت تري دارند.

------------

از ادوار نيوز

بیانیه جمعی از فعالان سیاسی - اجتماعی استان قزوین در ارتباط با بازداشت دانشجویان و پلمپ دفتر ادوار تحکیم

جمعی از فعالین سیاسی - اجتماعی استان قزوین در ارتباط با رویدادهای اخیر کشور بیانیه ای صادر کرده اند.

به گزارش ادوارنیوز متن کامل بیانیه به این شرح است:

شکل گیری انقلاب در ایران در بهمن سالهای نه چندان دور در سایه وعده‌های فراوان مدعیان اولیه و واضعان نخستین این خیزش بارقه‌هایی از امید و آرزو را در میان اقشار و طبقات مختلف جامعه ایران آن روز ایجاد نمود، تأکید رهبران اولیه و بانیان ایدئولوژیک و چهره‌های شاخص آن مبنی بر آزادی نه تنها ملت ایران بلکه توده‌های دربند جهان چشم‌های بسیاری را به سوی این انقلاب و اهداف و منش آن معطوف نمود. دیری نپائید که در داخل کشور میزگردها و میتینگ‌های اثباتی و مناظره‌ای از طیف‌های گوناگونی همچون طیف حزب توده تا طیف حزب جمهوری اسلامی و دیگر مدعیان حاضر آن زمان این بارقه‌ها را پر رنگ‌تر و جذاب‌تر نمود تا پاسخی باشد برای کسانی که این گونه حرکت‌ها را حرکتهای سطحی و صوری می‌پنداشتند. خلقی سراسر و مملو از رضایت خاطر از تحول و تغییرات شکل داده، آینده‌ای روشن را برای خود در اذهان می‌پروراندند. هنوز شیرینی آن چنانی از این گونه تصورات نمی‌گذشت که سیلی تلخ و زجرآور جنگی ویران کننده سایه سیاهش را بر سر این ملت و تاریخ زخم خورده ایشان افکند. سالها امیدها و آرزوها در پس ابر سیاه دودهای ناشی از جنگ پنهان ماند و کمتر غریوی اجازه و یا خواست برآمدن داشت و همواره در هزار توی توجیه و دلیل تراشی، خواست‌ها یکی پس از دیگری نادیده انگاشته شد. سالها گذشت تا هبوی بد ذات جنگ چهره کریه خود را از سیمای جامعه ایران زدود و رخ در نقاب خاک درکشید و اینک ملتی که سالها از عمر و حیات و حقوق حقة خویش را واخورده نموده بود، مصمم‌تر و پرامیدتر به امید قدرشناسی و سپاسدانی آنانی که خود را خدمتگزار ملت می‌دانستند نه حاکم مردم، روزهای خوش را به یکدیگر وعده می‌دادند.

اما این بار چرخ گردون روزگار، توده‌ی ایرانی را در مسیر احیاء و سازندگی قرار داد، و باز هم توجیهات نه چندان قابل قبول و پذیرش مبنی بر تأخیر در تحقق مطالبات و حقوق در ابعاد گوناگون و اینبار ملتی خسته از دردهای روزگاران به امید روزهای سبز زندگی و سفره‌های پررنگ و مملو از نانی که ذره ذره آن حق طبیعی ایشان است؛ باز هم چشم به روزگاران آینده سپردند. ماشین به اصطلاح سازندگی با تمام دود و سر و صدایش جای جای این مرز پرگهر را درنوردید اما از آنچه دیروز وعده داده می‌شد خبری نبود که هیچ، بلکه مصداق مثل پارسی زبانان که هر سال دریغ از پارسال؛ آینده بر خلاف آنچه کوشیده می‌شد روشن و درخشان ترسیم شود، در مخیلة مردمی که ارابة انقلاب به قدرت بازوان ایشان به پیش رانده می‌شد، آنگونه نبود که می‌نمودند. فریادها، تذکرات و اعتراضات و نصایح خیرخواهانه راه به جایی نبرد و زمانی توده‌ها دریافتند البته آنچه به جایی نرسد فریاد است و نرود میخ آهنین در سنگ، به زبانی زیبا، هنرمندانه و منطبق با روزگاران ما در حماسه‌ای برخواسته از بطن توده‌ها در دوم خرداد مذکری شایسته بر حاکمان خود شدند و در واقع خواستار اصلاح رویه‌ها و نوع نگرش‌ها شدند.

آنچه از پدیده دوم خرداد می‌بایست درک شود اینست که ملت به هیچ جریان یا قومی چک سفید تعهد و التزام حلقه به گوشی نمی‌دهد و مادامی که خواسته‌ها و مطالباتش را بر زمین مانده ببیند، برای کسب حقوق خویش تلاش خواهد نمود. نباید فراموش نمود که نه آستانه تحمل پذیری ایرانیان بی انتها و نه حافظه تاریخی این قوم آنقدر ضعیف و ناتوان است که گذشته‌ها فراموش گردد.

و اکنون که منش «سخت گرفتن بر جامعه مدنی» تحت لوای جلوگیری از آن چه که در دولت نهم «براندازی نرم» و «انقلاب مخملین» خوانده می‌شود، یک پروژه سازمان یافته است که هر روز ابعاد تازه‌تر می‌یابد و بخش‌های بیشتری در جامعه را درگیر می‌نماید.

احضار و بازداشت زنان فعال در حوزه اجتماع به بهانه تجمع 22 خرداد و اقدام علیه امنیت ملی، بازداشت معلمان معترض، بازداشت فعالان کارگری و ... نشان از عزم جدی دولت برای سرکوب جامعه مدنی و جنبش‌های اجتماعی دارد. در تداوم این پروژه دولت نهم که وعده داده بود تا نشاط را به دانشگاه بازگرداند و رایحة مهرورزی‌اش همگان را خشنود و شاداب سازد، سفره فقر را از جامعه برچیده و رنگ و بوی نان سفره‌ها را تغییر دهد و نان نفتی را بیشتر بر سر سفره‌ها بیاورد، با کمال تأسف شاهدیم در سالروز 18 تیر ماه، فاجعه‌ای که سوز دردش تن و جان هر انسان عادل آگاهی را آزرد، به بهانه‌ای واهی دانشجویان را بازداشت و دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت را پلمپ نموده است و براساس اخبار انتشار یافته دانشجویان بازداشت شده را تحت فشار قرارداده تا حلقه‌های سریال نمایشی اعترافات خود را تکمیل نماید.

به زعم ادعاهای آنانی که که رفتن و‌ آمدن سالگشت‌ها و سالروزهای حوادث تلخی همچون 18 تیرماه را بدون احساس و توجه از سوی مردم می‌پندارند، باید گفت : که این ملت بارها نشان داده است که می‌کوشد تا مشکلات و مصائبش را از مجاری منطق و گفتگو که به شهادت تاریخ از خصایص این قوم است حل و فصل نماید و به سختی تن به گشودن گره به دندان می‌دهد.

تلاش برای وابسته نشان دادن جریانهای معترض و جنبش‌های اجتماعی و سیاسی در بین ملتی با این ویژگیها حکایت تلخی است که پیش از این نیز نمونه‌هایی از آن به نمایش در آمده بود.

تلاش اقتدارگرایان و دشمنان دموکراسی بر این است که دموکراسی خواهان و نهادهای دموکراسی خواه را از پای درآورند و در خیال خویش با آرامش تمام پروژه یکسان سازی را پیش ببرند. اما بر تمام مدعیان اصلاح طلبی و دموکراسی خواه است که نگذارند این برنامه به انتها برسد.

ما جمعی از نمایندگان سازمانها و احزاب سیاسی و فعالان عرصه اجتماعی و مدنی «سخت گرفتن» بر جنبش‌های اجتماعی و فعالان عرصه عمومی خصوصاً‌ در مورد وقایع اخیر در 18 تیر که با بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و پلمپ سازمان ادوار تحکیم(بر خلاف همه موازین و رویه‌های قضایی و قانونی که اکنون تبدیل به دستاویزی برای خدشه دار کردن سیمای ایرانیان در جهان شده است) همراه بود را محکوم نموده و خواستار آزادی دانشجویان دربند هستیم.

همچنین از دولت مدعی مهرورزی می‌خواهیم تا بیش از این هزینه فعالیت سیاسی را افزایش نداده و به ستیز با نهادهای مدنی برنخیزد و هر چه سریعتر دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت را رفع پلمپ نماید.  

علی آملی/ روزنامه نگار

فرید آمالی/ فعال اجتماعی

مریم اکبری / روزنامه نگار، فعال زنان

منوچهر اکبری /فعال کارگری

علی احمدی/ روزنامه نگار وفعال اجتماعی

محمد هادی آهن جان / فعال سیاسی

پریسا ادیب زاده / روزنامه نگار، فعال زنان

پویان اصغری/ فعال اجتماعی

علی اسکندری / فعال اجتماعی

حسین بهشتی / فعال کارگری

مهدی بهتویی/ فعال اجتماعی

هدیه ثقفی / فعال زنان

حسن ریسیان / عضو شورای منطقه قزوین حزب مشارکت

مریم رضایی/ فعال کارگری

جواد چیتگر/ فعال اجتماعی

علیرضا چوب فروش/ فعال اجتماعی

مرتضی حداد/ روزنامه نگار

علی اصغر جمالی/ عضو شورای مرکزی حزب اراده ملت قزوین

علیرضا خانبان زاده / فعاال اجتماعی

محمد صادق درویش/ فعال سیاسی

کیانوش دلزنده / روزنامه نگار، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بین المللی

سعید درویشوند / فعال کارگری

عرفان دادخواه / روزنامه نگار

رحیم سرکار/ دبیر ائتلاف روزنامه نگاران اصلاح طلب استان قزوین

آیدا سعادت / فعال زنان

مهدی سعادت وند / فعال اجتماعی

پیام شجاعی / فعال اجتماعی

احسان شیر خورشیدی/ فعال اجتماعی، نویسنده

عیسی صفری / روزنامه نگار، فعال سیاسی

رضا طاهرخانی / فعال اجتماعی

بهروز طاهری / عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت

حسین طاهری / روزنامه نگار، فعال سیاسی

رضا علیزاده / عضو شورای مرکزی ائتلاف روزنامه نگاران اصلاح طلب

احمد علی پور/ فعال سیاسی

زهرا غزنویان / روزنامه نگار

محمد غزنویان/ فعال اجتماعی، روزنامه نگار

یوسف کرمی / عضو شورای منطقه قزوین حزب مشارکت

کامبیز کریمی / فعال سیاسی

علی قاسمی/ عضو شورای منطقه قزوین حزب مشارکت

مهدیه قافله باشی / روزنامه نگار، فعال زنان

حمید مافی / روزنامه نگار و عضو سازمان دانش آموختگان

میثم محمدی / فعال اجتماعی

هانیه محمدی/ روزنامه نگار

نادر محمدی/ روزنامه نگار،فعال اجتماعی

آزاده مشعوف / روزنامه نگار

عادل محمد حسینی / عضو شاخه جوانان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی قزوین

حامد نوروزیان / فعال اجتماعی

فرزین نوروزی/ فعال اجتماعی

عباس نوروزی/ فعال اجتماعی

ذبیح اله ناصری/ عضو انجمن اسلامی معلمان

نصور نقی پور / روزنامه نگار ،فعال اجتماعی

زهرا نادر پور / روزنامه نگار، فعال دانشجویی

الهام یزدی ها/ روزنامه نگار ، فعال اجتماعی

مهدی یادگاری/ عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت

کیوان رشوند/فعال دانشجویی وروزنامه نگار

حسین آذربایجانی/روزنامه نگار

------------

وضعیت کیوان انصاری، ابوالفضل جهاندار و سعید درخشندی در زندان

فعالان حقوق بشر در ایران

بنا بر گزارشات رسیده آقای مهندس سعید درخشندی از فعالین دانشجویی که از سال گذشته تا کنون در زندان بسر می برد دچار بیماری های مختلف در طول بازداشت شده است ، وی بر اثر شکنجه های روحی و جسمی در طول بازداشت در بند 209 می بایست در خارج از زندان و در بیمارستان تحت معالجه پزشکی قرار گیرد ، خانواده وی از وضعیت سلامتی فرزندشان در نگرانی بسر می برند .

لازم به ذکر است که محمد علی دادخواه و داداشی وکلای سعید درخشندی از اسفند ماه سال گذشته تا کنون تقاضای فرجام خواهی برای ایشان را داشته اند که تا کنون به نتیجه ای نرسیده است . خانواده سعید درخشندی از مسئولین قضایی خواسته اند وضعیت بلاتکلیف فرزندشان را مشخص نمایند.

لازم به یاد آوریست که دکتر کیوان انصاری و ابوالفضل جهاندار نیز به همراه سعید درخشندی در وضعیت مشابه ای قرار دارند و نگهداری در شرایط بلاتکلیف حربه ای جهت اعمال فشار بر این زندانیان می باشد. آقای جهاندار نیز اعلام کرده است که از 30 دی ماه تا کنون دادگاهی برای ایشان تشکیل نشده و در دادگاه 30 دی ماه بدون حضور وکیل و در شرایط کاملا ناعادلانه محاکمه شده اند.

بنا بر اطلاعات رسیده برخی از زندانیانی که اخیرا از بند 209 به بند 350 منتقل شده اند تهدید شده اند که دوباره به بند 209 انتقال داده خواهند شد و پرونده جدیدی برای ایشان به جریان خواهد افتاد.

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به وضعیت آقایان سعید درخشندی ، ابوالفضل جهاندار و کیوان انصاری اعلام نگرانی می کند و خواهان پایان دادن به اعمال فشار های روانی بر این زندانیان می باشد.

----------------

فعالان حقوق بشر در ایران

بنا بر گزارشات رسیده از بند مخوف 209 آقای فرزاد کمانگر زندانی سیاسی که از روز سه شنبه 9/5/86 دست به اعتصاب غذا زده بود به سلول انفرادی منتقل شده است.

آقای فرزاد کمانگر زندانی سیاسی در اعتراض به وضعیت نگهداری غیر انسانی در بازداشتگاه 209 دست به اعتصاب غذا زده بود اخیرا بر ای اعمال فشار بیشتر بر این زندانی به سلول انفرادی منتقل شده است . خانواده وی و همبندان ایشان نسبت به وضعیت این زندانی شدیدا اعلام نگرانی می کنند.

لازم به یادآوریست است نامبرده به عنوان متهم ردیف سوم پرونده در یازدهمین ماه بازداشت خود در بند 209 بدون اجازه تماس تلفنی یا ملاقات به سر می برد و از داشتن وکیل نیز محروم می باشد این در حالی است که دو متهم دیگر پرونده از چندی قبل به زندان منتقل شده اند.

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به سلامت جسمی آقای فرزاد کمانگر شدیدا اعلام نگرانی می کند و از سازمان های حقوق بشری می خواهد که اعمال فشار رژیم جمهوری اسلامی بر زندانیان سیاسی را محکوم نماید.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه