بازگشت به صفحه اول

 از بی بی سی

 
 

گزارشگران بدون مرز خواستار آزادی سهیل آصفی

گزارشگران بدون مرز بارها رفتار حکومت ایران در برخورد با اصحاب مطبوعات را محکوم کرده است

سازمان "گزارشگران بدون مرز" طی بیانیه ای در روز سه شنبه خواستار آزادی سهیل آصفی روزنامه نگار ایرانی شد که به گفته این سازمان سه روز پیش بازداشت شده است.

این سازمان مدافع حقوق خبرنگاران و روزنامه نگاران که در فرانسه مستقر است همچنین توقیف روزنامه شرق را محکوم کرده است.

گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود نوشت آقای آصفی پس از دریافت احضاریه، در روز چهارم اوت در دادگاهی در تهران حاضر و همانجا دستگیر شد.

به گفته این سازمان نه خانواده و نه وکیلان آقای آصفی نمی دانند که اتهامات او چیست یا کجا نگاهداری می شود.

براساس این بیانیه مقام های دادستانی تهران روز 31 ژوئیه منزل سهیل آصفی را جستجو کردند و اسناد شخصی و دیسک سخت کامپیوتر او را با خود بردند.

گزارشگران بدون مرز نوشت: "این وضعیت غیرقابل قبول است. او سومین روزنامه نگاری است که در ظرف یک هفته دستگیر می شود."

"دستگیری او شمار روزنامه نگاران و ناراضیان اینترنتی تحت بازداشت در ایران، که بزرگترین زندان برای اصحاب مطبوعات در خاورمیانه است، را به 11 نفر می رساند."

این سازمان نوشت که جمهوری اسلامی باید از تعقیب دائمی روزنامه نگاران و طرح اتهامات "ساختگی" علیه آنها دست بردارد.

هرچند دولت ایران هنوز به این اتهامات واکنش نشان نداده اما معمولا چنین انتقاداتی را رد می کند.

به گفته گزارشگران بدون مرز بازداشت آصفی چند روز بعد از دستگیری مسعود باستانی و فرشاد قربانپور روزنامه نگارانی که برای وبسایت "روزآنلاین" و سایر روزنامه های اصلاح طلب کار می کردند صورت می گیرد.

آقای باستانی که روز 31 ژوئیه بازداشت شده بود ساعاتی بعد آزاد شد اما فرشاد قربانپور به دستور سعید مرتضوی، دادستان تهران، به بند 209 زندان اوین منتقل شد. هیچ یک رسما متهم نشده اند.

گزارشگران بدون مرز همچنین آنچه را ادامه مصونیت مسببان "قتل بیش از یک سال قبل ایفر سرجی روزنامه نگار ترک کردتبار" دانست محکوم کرد.

براساس بیانیه این گروه خانم سرجی در فاصله 20 تا 23 ژوئیه 2006 توسط مرزبانان ایرانی در کلرس در آذربایجان کشته شد اما جسد او تحویل خانواده اش نشد.

این بیانیه به علاوه تعلیق انتشار روزنامه شرق را محکوم کرده است.

"شرق" اوایل این هفته به علت چاپ گفتگویی با یکی از نویسندگان ایرانی خارج از کشور به دستور هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد.

این سومین باری است که روزنامه شرق توقیف می شود.

----------

از ادوار نيوز

نامه دادخواهي همسر عبدالله مومني

فاطمه آدینه وند همسر عبدالله مومنی در نامه ای خطاب به مهدی کروبی و نمایندگان مجلس خواستار رسیدگی به وضعیت همسرش شد و از نگرانی های خود سخن گفت .

به گزارش ادوار نیوز متن کامل نامه همسر عبدالله مومنی به این شرح است:

 

يك ماه از بازداشت همسرم، عبدالله مومني گذشت. يك ماه است كه دو پسرم- حميدرضا و اميررضا- پدر خود را نديده و تعطيلات تابستاني خود را بدون پدر مي گذرانند. در اين مدت هيچ كدام از مراجع رسمي قضايي، پاسخي قانع كننده درباره اتهام و وضعيت نگهداري همسرم نداده اند. اين درحالي است كه صداي عبدالله مومني در آخرين تماس تلفني به وضوح مي لرزيد و تماس تلفني كوتاه مدت هفته قبل او نه تنها آرامش را به من و دو پسرم نبخشيد كه نگراني هاي ما را نسبت به وضعيت جسمي و شرايط نگهداري او افزايش داده است. نگراني هاي من و فرزندانم وقتي تشديد شد كه 20 روز قبل، آن هنگام كه ماموران دادستاني، همسرم را با خود براي تفتيش منزل آورند، هنگام تعويض لباس، آثار كبودي ناشي از ضرب و شتم بر روي بدن او وجود داشت، صحنه اي كه ديدن آن، حميد و امير را كاملا منقلب كرد و من را نيز نگران.

حميدرضا، پسر 13 ساله من و عبدالله، بعد از تفتيش منزل توسط ماموران، يك سئوال را مكررا از من مي پرسيد. او مي پرسيد:« مامان، پدر من كه يك معلم ساده است و ابزاري جز قلم و كاغذ ندارد، پس چرا اكنون با او و ما اين چنين برخورد مي كنند؟» در برابر پرسش اين پسر نوجوان، هيچ پاسخي نداشتم كه بدهم. به ياد همسر شهيدم – برادر عبدالله مومني- افتادم و جان او كه هزينه زندگي بهتر من و فرزندانم در اين كشور شد. به ياد فداكاري عبدالله مومني افتادم وقتي كه پس از شهادت برادر بزرگتر خود در جبهه جنگ، سرپرستي من و دختر كوچكم را برعهده گرفت و سقف زندگي ما شد. به ياد ايثارگري هاي اعضاي خانواده مومني در جنگ و انقلاب افتادم. حرمت خانه ما را اما ماموران دادستاني، دو هفته اي پيشتر شكستند، وقتي كه در بازرسي هاي خود، تمام گوشه و كنار خانه را زيرورو كردند و به وسايل يادگار آن شهيد هم رحم نكردند. دردناك تر اما اين است كه در بازجويي ها، عبدالله را به علت عدم خروج از كشور تحت فشار گذاشته اند و خواهان خروج او از ايران شده اند! آن هم خروج از كشوري كه خانواده ما براي دفاع از خاك آن، خون داده است.

عبدالله مومني، يك معلم جامعه شناسي ساده دبيرستاني در تهران است و دراين سالها نيز با حقوق معلمي او زندگي ساده اما باصفايي را مي گذرانديم. اكنون اما يك ماه است كه در غياب همسرم، صفا از خانه ما رخت بربسته و در نگاه معصوم دو پسر نوجوانم تنها اضطراب و نگراني موج مي زند. نمي دانم گناه اين دو نوجوان چيست كه بايد روزهاي تابستان را تنها به ياد پدر بگذرانند و هر لحظه نسبت به سلامت جسماني او نگراني بر نگراني بيفزايند؟

در روزهايي كه رييس دولت بر دست معلم دوران نوجواني خود بوسه مي زند، فرزندان من متعجب اند كه چرا بر دستان پدر معلمشان دستبند مي زنند و بر پاهاي او كبودي ضربات شلاق خودنمايي مي كند؟

متن انشاي تابستاني حميدرضا و اميررضاي من و عبدالله، بسيار تلخ خواهد بود و من اكنون در اوج نگراني و دلتنگي براي همسرم، وظيفه اي سنگين و مضاعف نيز برعهده دارم. وظيفه اي بسيار دشوار و سخت. بايد اكنون در روشنايي روز اشك هاي خود را پنهان كنم تا مبادا صورت دو نوجوان خود را خيس از اشك ببينم.

من اكنون يك پرسش دارم. مي خواهم بدانم كه همسرم به كدامين جرم و گناه در سلول انفرادي زندان اوين منزل گزيده و فشارهاي روحي و جسمي را تحمل مي كند؟ چرا هيچ كدام از مراجع رسمي به ما پاسخ روشن نمي دهند؟ آيا در اين كشور هيچ كس دغدغه پاسداشت قانون اساسي را ندارد كه اينچنين آسان، قانون نقض مي شود و آه از نهاد كسي هم بلند نمي شود؟ آيا فعاليت در يك حزب رسمي و قانوني ( سازمان ادوار تحكيم) جرم است؟ آيا نگهداري همسر من در سلول انفرادي بدون بيان مشخص اتهام و اثبات آن، امري خلاف قانون نيست؟ آيا سخن گفتن از عدالت تنها ژستي سياسي براي شانه كشيدن در مقابل رقيب است و نصيب شهروندان بي عدالتي است و بي قانوني؟

نمي دانم تا چه هنگام بايد در مقابل اين نقض قانون ها سكوت كرد و سئوالات بي شمار ايجاد شده در ذهن نسل آينده را بدون پاسخ گذاشت؟

من اين روزها بسيار نگرانم. نگران از سلامت جسمي همسرم و نگران از سلامت روحي فرزندانم، حميد و امير. نمي دانم نامه دادخواهي را اكنون بايد به كدامين مرجع ببرم تا رنگ روزهاي تابستاني دو پسر نوجوانم نيز تغيير كند و پدر را دركنار خويش ببينند و من نيز سايه همسر را بالاي سر داشته باشم.

----------

اطلاعیه

برای نجات جان مرتضی اصلاحچی، سهیل آصفی و دیگر زندانیان سیاسی، مبارزه  جمعی لازم است!

  مرتضی اصلاحچی درحین  بازاداشت روز 18 تیر توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب وشتم قرار گرفته وهم اکنون مورد بازجویی و شکنجه قرار دارد گزارشهای که از همقطاران مرتضی منتشر شده است، حکایت از وضعیت وخیم وی در بند209 زندان اوین دارد. سهیل آصفی هم از فعالین دانشجویی بازداشت واز وضعیت وی خبر دقیقی دردست نیست.

  تجربه تلخ زندانهای جمهوری اسلامی برای کسانی که زندان کشیده اند وآنهایی که ناظر اخبارجنایات دستگاههای مخوف امنیتی دولت اسلامی درحق انسانهای مبارز بوده اند کافی است که هراس داشته باشند و ازخود بپرسند قربانی خشونت وتوطئه بعدی کیست؟ دستگاه سرکوب وشکنجه کدامیک از ازندانیان را  نابود می کند؟ احتمال دست زدن به هرجنایتی ازآدمکشهان جمهوری اسلامی ساخته است. مرتضی اصلاحچی یا سهیل یا هرآزادیخواه دیگری درچنگال درندگان ودرمعرض خطرهستند. دشمن مردم آزادیخواه هار و بیرحم است،  نباید فرصت داد که به راحتی مبارزین را درکام مرگ فرو ببرند.

  معمولا نیروهای اطلاعاتی- امنیتی رژیم اسلامی با ضرب وشتم، توهین و تحقیر با زندانیان برخورد می کنند. آنها به هر شیوه غیرانسانی  برای درهم شکستن روحیه زندانیان متوسل می شوند. بازجویی  واعتراف گرفتن، شکنجه وروانکاوی زندانیان امری است شنیع که دستگاه قضایی و امنیتی رژیم اسلامی درحق زندانیان بطورسیتماتیک  اعمال میدارد.

  برای آزادی مرتضی اصلاحچی، سهیل آصفی ودیگرزندانیان سیاسی تلاش ومبارزه جمعی درهمه ابعاد اجتماعی لازم است. ما همه نهادهای بین المللی و مدافع حقوق بشر احزاب و رسانه های جمعی، نهادهای مدنی  ومردم را به اعتراض  درجهت آزادی این زندانیان فرا می خوانیم .

  تشکیل کمیته نجات برای دفاع از این زندانیان یک اقدام مهم واساسی است. درهمین رابطه  انجمن از هم اکنون برای تهیه طومار حمایتی، سازماندهی اعتراضات، نامه نگاری با سازمان عفوبین الملل و دیگرنهادها برای تحت فشار قرار دادن رژیم اسلامی درجهت آزادی مرتضی اصلاحچی و سهیل آصفی فعالیت می نماید و همه مدافعان آزادی وانسانیت را به همراهی وهمکاری فرا میخواند.

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران

14 مرداد ماه 1386

------------

وضعیت روزنامه نگار کرد مشخص نیست

در ادامه برخورد با روزنامه نگاران كرد بنا به گفته خانواده ي آكو كردنسب  علیرغم  بیش از گذشت 18 روز از بازداشت نامبرده، هنوز هيچگونه اطلاعاتي در مورد علت بازداشت وی در دست نيست. همچنين در پي مراجعه مكرر خانواده كردنسب به دادگاه تاكنون هيچ جوابي مبني بر علت و مدت بازداشت نامبرده كسب نكرده اند و تاكنون نتوانسته اند با وي ملافات كنند. لازم به ذكر است آكو كرد نسب مسئول بخش خبري هفته نامه كرفتو مي باشد که در سنندج منتشر می شود.

------------

اطلاعیه

 سایت انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر درایران فیلتر شد!

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران نهادی است که درسال 1380 توسط تعدادی از فعالین مدنی ابتدا تحت نام انجمن دفاع از زندانیان سیاسی تشکیل شد، فعالیتهای این نهاد ابتدا در دفاع زندانیان سیاسی بود که به مراتب وبراساس تصمیم مجمع عمومی اعضا برای گسترش حوزه فعالیت ها اسم جدید انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر برای این نهاد انتخاب شد.

فعالیت این نهاد اطلاع رسانی از وضعیت زندانیان وحقوق بشر، تلاش برای نجات جان زندانیان ازاعدام وشکنجه و افشاگری درمورد هرگونه نقض حقوق بشر است .

در ادامه سیاست فیلترینگ جمهوری اسلامی ایران وبلاگ انجمن  توسط دستگاه سانسور وحفقان فیلتر شده است و امکان دسترسی به وبلاگ مذکور در داخل ایران وجود ندارد، اقدام به فیلتر کردن وبلاگ انجمن دفاع اززندانیان سیاسی و حقوق بشرتوسط دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی اقدامی غیر انسانی و در راستای سرکوب آزادی بیان، عقیده و فعالیتهای مطبوعاتی واجتماعی میباشد .ما شدیدا این اقدام پلیس سیاسی وامنیتی جمهوری اسلامی را محکوم می کنیم . ومردم را فرا می خوانیم  برای افشاگری گسترده تر علیه نقض حقوق بشر ودفاع از جان انسانهای دربند به انجمن بپیوندند.

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر

16/5/1386

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه