بازگشت به صفحه اول

 

 
 

بازداشت طبرزدي و پرسش از اپوزيسيون خاموش

محمد مسعود سلامتي 

هر بار كه حكايت ديگرباربازداشت مهندس طبرزدي ره توشه كاروان خبر مي گردد اين تلنگر استفهام برانگيز نوازشگر اذهان است كه اگر هموندان و همراهان جبهه دمكراتيك ايران ويا جبهه متحد دانشجويي از مبارزات طبرزدي و اهداف اين مبارزه حمايت مي كنندهيچ پديده بديع و غيرقابل پيش بيني رخ نداده است وامري است قابل انتظار اما پرسش آنجاست كه افراد و جرياناتي كه همبستگي و هماهنگي در اهداف مشترك را پي مي جويند يا دست كم سرلوحه شعارهاي خود  قرار مي دهند آنگاه كه دراين مسير كم سو يا بي فروغ ظاهر مي شوند آيا برخلاف باورها و معيارهاي خود گام بر نمي دارند؟

اگر برآيند بخشي از آسيب شناسي اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران بدرستي نا ظر بر اين امر باشد كه فاقد رهبري (خواه فردي يا جمعي) است. تدبير اين كاستي درگرو آن نيست كه افراد يا جريان ها و احزاب با توصيه و توصيف ذهني ويا خواهش و دست به دامن شدن درصدد رهبر سازي باشند . در واقع اين مهم پروسه اي است كه تنها در جريان عمل به هويت يابي عيني نايل خواهد شد. ازديگر سو لحاظ اين مولفه نيز طبيعي است كه احزاب ، گروهها و جريانات سياسي آنجابه مرزبندي و بازشناسي از يكديگر نايل گردند كه قادرباشند ازمشي ، باورها واهداف خاص خود پيروي كنند اما بطور قطع نيروها و جريان هايي كه در امر مبارزه تنها خود را مي بينند و در فرصت هاي مغتنم از كنشگري مناسب و تاثير گذار در مقاطعي كه نيازبه واكنش و تعامل مثبت است بازمي مانند به طور طبيعي در جايگاهي كه شايسته وسعت نظراست قرارنخواهند گرفت.

 اينكه حاكميت مترصد آن باشد از هر روندي كه غايت آن به پيدايي آلترناتيو ياري رساند ممانعت بعمل آورد امري شگفت آور نيست ضمن آنكه تشخيص اينگونه رويكردها هم دشوارنيست اما اينكه اپوزيسيون نسبت به درس ها ي پياپي سال هاي برباد رفته بي اعتنا گردد و با تنيدن در تارتنگ نظري باز هم داعيه دار پويش درمسير گره گشايي گره سياسي ايران باشد عجيب است.

بي ترديد موارد نقض حقوق انسان ها در كشور ما ن به مرتبه اي از شيوع و وفور رسيده كه حتي شمارش آن در عرصه هاي مختلف براي هر آنكه خواهان وقوف به مرزهاي اين پهنه مرارت انگيز باشد خالي از اشكال و دشواري نخواهد بود اما آيا در انبوه اين عرصه هاي پرتعب نقاط روشن و قابل اتكا يافت نمي شود كه اجماع نيروهاي سياسي اپوزيسيون را موجب شود. آيا نقطه اي وجود ندارد  كه با حربه توانمند همبستگي بتوان بر آن بنيادي را ساز كرد و گام ها بعدي را برآن استوار ساخت .

شايد بازداشت طبرزدي را بتوان يكي ازآن نقاط برشمرد . حمايت از آزادي طبرزدي آن هم در برهه اي كه شتاب زدگي رژيم در اين مرحله از بازداشت وي موجب  شد تا ظواهر امر نيز مراعات نشده و به رغم مستندات موجود در زندان اوين كه حاكي از آن است دوره حبس و محكوميت وي به پايان رسيده در شيوه اي كه مقررات ناقص حاكم بر كشور نيز نافي آن است و مبين حركتي غيرقانوني است بدون طرح اتهام جديد و محكوميت تازه و بي هيچ توضيح مراجع رسمي حكومت اورا به زندان بازگردانده اند.آيا اين همان حركت اشتباه نيست كه بايد بخوبي ازآن بهره جست.

به نظر مي رسد  اين فرصت مغتنمي است براي تمهيد كارزاري گسترده. گرچه در داخل و خارج همواره روزنه هايي فرا راه جويندگان اين عرصه ها قابل يافتن است و البته انتظار از آن بخش اپوزيسيون كه آزادي عمل بيشتري دارند نيز افزونتر است. آيا درايتي در ما هست تا اين تهديد را به فرصت بدل سازيم.

محمد مسعود سلامتي

http://rozane1.blogspot.com

---------

دفاع از حقوق بشر هم استراتژی و هم تاکتیک

عبدالله مومني
ادوار نيوز: فرصت سخن گفتن در جمع افرادی* بدین کیفیت که با دغدغه ی حقوق بشر گرد هم آمده اند فرصتی مغتنم و غیر قابل چشم پوشی است.از این رو می کوشم با در میان گذاشتن برخی دغدغه هایم پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران، توجه جمع حاضر را به برخی نکات در این زمینه جلب کنم. خصوصا که این گرد هم آیی به جهت بزرگداشت و برای دفاع از حقوق یکی از پر تلاش ترین، صادق ترین، و شریف ترین فعالین حقوق بشر در ایران برگزار شده است. عمادالدین باقی نامی آشنا و قابل احترام برای همه ی فعالین مدنی – سیاسی و مدافعان حقوق بشر است، چه زمانی که در جامه ی روزنامه نگاری دموکراسی خواه و در بطن جنبش اصلاحات به نیت و با خواست انجام اصلاحات بنیادین، در نهادهای اصلی قدرت، قلم می زد و چه پس از آن که در هیبت فعال حقوق بشر، کمر به دفاع از حقوق زندانیان بست.

شاید هم اکنون که امواج سهمگین نقض حقوق بشر، ساحل امن همه ی گرایشات سیاسی و اقشار اجتماعی را هدف گرفته است، توجه به برخی ویژگیهای کاری عمادالدین باقی خالی از لطف نباشد. امروز دانشجویان، معلمان، کارگران، زنان و حتی روحانیان به تاوان مطالبه ی حقوق خویش یا دفاع از حقوق دیگران به زندان می روند، از تحصیل محروم می شوند و یا از کار بیکار می گردند. موج وسیع برخورد با فعالین دانشجویی که طی هفته های اخیر ، منجر به بازداشت چندین دانشجو شده است نه تنها موجب نگرانی جوامع حقوق بشری در سطح ملی و بین المللی است که نشانه ای آشکار از ناشکیبایی روز افزون حاکمیت در برخورد با نیروهای هوادار دموکراسی و حقوق بشر است. به نظر می رسد جناح حاکم برای خاموش کردن هر صدایی که به نقض حقوق بشردر ایران اعتراض می کند عزم خویش را جزم کرده است، در چنین شرایطی توجه ویژه به مسئله ی حقوق بشر به وظیفه ای جدی برای تمامی فعالین سیاسی و مدنی تبدیل می شود از این روست که نباید فعالین حقوق بشر را در کارزار سختی که با ناقضین حقوق بشر دارند تنها و بی پناه رها کرد.

عمادالدین باقی نمونه ای مثال زدنی از فعالین حقوق بشر در ایرن است.او برای دفاع از حقوق انسانها ، جز معیارهای جقوق بشر به هیچ مرزبندی و محدودیتی قائل نبود. حقوق بشر همانگونه که در ماده ی 2 اعلامیه ی جهانی مندرج است، حقوق تمام ابنای بشر، بدون هر گونه تبعیضی است. متاسفانه بعضا مشاهده می شود که برخی نیروها در دفاع از حقوق قربانیان نقض حقوق بشر به دلایل ایدئولوژیک و سیاسی اهمال می کنند. عمادالدین باقی اما در دفاع از حقوق بشر هیچ ملاحظه ی سیاسی و ایدئولوژیکی را دخیل نمی کرد. دفاع او از حقوق زندانیان سیاسی که از پشتوانه ی حزبی برخوردار نبودند، خود بهترین دلیل این ادعاست. به عنوان نمونه می توان به اقدامات عملی عمادالدین باقی در دفاع از حقوق شهروندی آقای سعید متین پور اشاره کرد که اکنون بیش از 6 ماه در وضعیتی مبهم و با اتهاماتی نامشخص، بدون بهره مندی از حداقل استانداردهای مربوط به حقوق متهم در بند 209 اوین زندانی است به گونه ای که طی این مدت علاوه بر نگهداری در سلول انفرادی حتی از حق ملاقات با همسر خویش نیز محروم بوده.

از دیگر ویژگیهای بارز عمادالدین باقی، توجهش به حقوق بشر به عنوان یک کل تجزیه ناپذیر است. یکی از معضلاتی که گریبان برخی فعالین حقوق بشر در ایران را گرفته است، معضل یکجانبه نگری یا تقلیل گرایی در مو.اجهه با حقوق بشر است. به این معنا که برای برخی حقوق بشر تنها در «حقوق سیاسی» و یا به عبارت بهتر در «حقوق فعالین سیاسی» خلاصه می شود. حال آنکه حقوق سیاسی نظیر حق تشکل، حق تجمع و حق تعیین سرنوشت از طریق انتخابات آزاد و منصفانه با تمام اهمیتی که دارد ، تنها بخشی از حقوق بشر است. حقوق بشر مفهومی گسترده است که سه نسل از حقوق را در بر می گیرد. حقوق بشر نه فقط حقوق سیاسی که مجموعه ای از حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی نیز هست. امروزه حتی حق بر محیط زیست و حق بر توسعه نیز به عنوان نسل سوم حقوق بشر مورد شناسایی جامعه ی بین الملل قرار گرفته است که این به معنای توسعه ی روز افزون مفهوم و محتوای حقوق بشر است. امروزه اگر کارگران خواهان دستمزد عادلانه و رعایت موازین حقوق کار هستند، اگر اقشار مختلف مردم خواهان تامین حداقل معاش و زندگی آبرومندانه و در شان حیثیت ذاتی انسانها هستند، و اگر تعداد زیادی از مردم در مناطق محروم کشور خواهان دسترسی به آب سالم و امکانات بهداشتی و درمانی هستند، همه ی این مطالبات بر اساس کنوانسیونهای بین المللی که دولت جمهوری اسلامی هم به اجرای بسیاری از آنها متعهد می باشد بخشی از حقوق بشر محسوب می شوند. دفاع از حقوق بشر در دفاع از حقوق فعالین و متهمین و زندانیان سیاسی خلاصه نمی شود، امروزه بسیاری از مردم عادی نیز با مسئله ی نقض حقوق بشر گاه حتی در جلوه های بسیارخشن آن دست به گریبانند. دخالتهای مکرر حکومت در حریم خصوصی افراد به بهانه های مختلف و نقض مکرر آزادیهای اجتماعی و تلاش برای تحمیل یک نوع خاص از سبک زندگی به آحاد مختلف جامعه، تنها نمونه ای از نقض فاحش حقوق بشر است که مردم عادی، خصوصا زنان و جوانان با آن مواجه هستند. مرگ سئوال بر انگیز زهرا بنی عامری پزشک جوان در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان و اتفاقات مشابه را باید ثمره ی اینگونه دخالتهای نهادهای حکومتی در زندگی خصوصی مردم دانست. این در حالیست که تعرض به حریم خصوصی افراد نه تنها کارویژه ی حکومت نیست بلکه کاملا به عکس ،حفاظت از این حریم از وظایف اولیه ی همه ی حکومتها به شمار می آید.
می توان گفت عمادالدین باقی با تاسیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و با دفاع از حقوق متهمان و زندانیان غیر سیاسی که با اتهامات عادی، در گمنامی و بی پناهی مطلق و بعضا بدون بهره مندی از حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه روانه ی زندان شده اند و نیز با مخالفت شجاعانه اش با مجازات اعدام، در این زمینه هم کارنامه ی مثبتی از خود به جا گذاشته است.

همچنین بدون اینکه بخواهم نفیا ً یا اثباتا ً در مورد بحثهای تئوریک جاری پیرامون رابطه ی اسلام و حقوق بشر اظهار نظری بکنم، باید به این نکته ی مهم در کارنامه ی عمادالدین باقی اشاره کنم که باقی بدون در گیر شدن در جدلهای بی حاصل لفظی و با فعالیتهایش نشان داد و عملا ثابت کرد که می توان مسلمان بود و در عین حال به حقوق بشر اعتقاد داشت و خالصانه در راه احقاق آن کوشید، زیرا که حقوق بشر حقوق همه ی انسانها فارغ از هر دین،مذهب و اعتقاد است.

سعی در گسترش این قبیل ویژگیها، در کنار تلاش مجدانه ی فعالین حقوق بشر و فعالین سیاسی تحولخواه برای زنده نگاه داشتن گفتمان دموکراسی و حقوق بشر نیازی مبرم در شرایط کنونی است. نباید اجازه داد خواستهای حقوق بشری قربانی منافع زود گذر این یا آن گروه شود. حقوق بشر بزرگترین و شریف ترین دستاورد تمدن بشری است که باید در هر حال آن را پاسداشت، به دفاع از آن پرداخت و در راه تحقق و گسترش آن کوشید.

حال که در میان جریانهای سیاسی بحث تندروی و کندروی و دعوای «اعتدال» گرم است. و در حالی که از سوی هیچ یک از طرفین این دعوا، هیچ شاقول و معیاری برای سنجش ادعا ها ارائه نمی شود، می توان «حقوق بشر» به مفهوم کامل کلمه را معیار و مبنایی اساسی برای تعیین حدود تندروی و کندروی قرار داد. به این معنا که از این به بعد میزان اعتقاد افراد به حقوق بشر، میزان پایبندی شان به این حقوق و میزان تلاشی که عملا برای احقاق این حقوق می کنند ، به عنوان معیار قضاوت مطرح شود، به عبارت دقیقتر، یعنی هر کس حقوق بشر را آنگونه که شایسته است پاس دارد و در راه تحققش بکوشد معتدل است و هر کس که به این حقوق بی توجهی کند از دایره ی اعتدال خارج است. فراموش نکنیم که اعتدال از ماده ی عدل است و عدالت بدون حقوق بشر رویایی بی تعبیر خواهد بود به همین دلیل است که کارنامه ی سیاسی افراد را باید با معیار حقوق بشر سنجید.

حقوق بشر با توجه به گستره ی خود می تواند محملی باشد جهت نزدیکی تمامی نیروهای دموکراسی خواه و بستری باشد برای همبستگی جنبشهای مختلف اجتماعی که به جرئت می توان گفت مطالبات اصلی همه ی آنها ذیل عنوان حقوق بشر قابل صورتبندی است. از این رو اگر بخواهم این بحث را در یک جمله جمع بندی کنم باید بگویم: دفاع از حقوق بشر هم استراتژی و هم تاکتیک.

در پایان یادی می کنم از زندانیان سیاسی و عقیدتی، خصوصا ً، آقایان دکتر رزاقی استاد دانشگاه و مدير موسسه كنشگران داوطلب ، طبرزدی، منصور اسانلو ، ابراهیم مددی، درخشندی و جهاندار.
ضمن اینکه در این فرصت کوتاه با ابراز نگرانی مجدد نسبت به سرنوشت سه دانشجوی زندانی امیر کبیر آقايان منصوری،قصابان و توکلی که به ناحق و با صدور احکام سنگین در زندان به سر می برند و با هشدار نسبت به وضعیت نامشخص فعالین دانشجویی بازداشت شده طی هفته های اخیر آقایان نیکونسبتی،عزیزی و سایر دانشجویان بازداشت شده در تهران و شهرستانها، از حضار محترم و همه ی فعالین حقوق بشر می خواهم که با حساسیت و جدیت، پیگیر آزادی این افراد و همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی باشند.

همچنین، بار دیگر برخود لازم میدانم از تلاشهای مجدانه ی عمادالدین باقی در دفاع از حقوق بشر قدر دانی کنم. عمادالدین باقی در دفاع از حقوق هیچ یک از ما تا آنجا که توانست و در توان داشت اهمال نکرد، اکنون دفاع جانانه از حقوق او وظیفه ی تک تک ماست.

* متن سخنراني در انجمن صنفي روزنامه نگاران بمناسبت گردهمایی۵۴ تن از شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی و دانشگاهی در اعتراض به بازداشت عماد باقی

----------

فعالان حقوق بشر در ایران: بنا بر گزارشات رسیده شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب از آزادی کیوان رفیعی فعال حقوق بشری در ایران جلوگیری کرده است .

علیرغم ابلاغ حکم 15 ماه حبس به اتهام اقدام علیه امنیت از طریق تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی که در تاریخ دوشنبه 21/8/86 در شعبه 13 دادگاه انقلاب و عدم جاری شدن حبس تعلیقی یک ساله به صلاح دید دادگاه انقلاب ، شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب آزادی کیوان رفیعی را منوط به صلاح دید وزارت اطلاعات عنوان کرده است .

کیوان رفیعی که بیش از 17 ماه در بازداشت غیر قانونی وزارت اطلاعات قرار دارد و می بایست در تاریخ 22/8/86 از زندان آزاد میشد.

لازم به ذکر است که حکم یک سال تعلیقی ایشان که به همراه بهروز جاوید تهرانی بازداشت شده بود طبق صلاح دید دادگاه اجرا نمی شود و نگهداری وی در زندان غیر قانونی است .

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز تاسف و اعتراض شدید به روند غیر قانونی پرونده این فعال حقوق بشری و نگهداری وی در زندان در حالی که نامبرده زندانی تلقی نمی گردد خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران می باشیم .

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه