|
رییس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی اعلام کرد: صدور حکم اعدام 31 نفر از اراذل و اوباش
آفتاب - رییس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی اعلام کرد: تاكنون برای 31 نفر از اراذل و اوباش كشور به جز تهران، حكم اعدام صادر شده است.
وی گزارش داد: بررسیهای انجام شده از 4 هزار و 800 اراذل و اوباشی كه از ابتدای طرح جمعآوری تا كنون دستگیر شدهاند نشان داد 5 درصد این افراد، 14 تا 17 سال و 53 درصد، در گروه سنی 17 تا 23 سال قرار دارند.
به گزارش آفتاب سردار احمد روزبهانی در نشست صبح امروز، با اعلام این كه حكم اعدام صادر شده از سوی مرجع قضایی برای این متهمان هنوز نهایی نشده و باید مراحل قضایی خود را طی كند، تاكید كرد: 30 درصد این متهمان نیز محكوم به حبس طولانی مدت شدهاند.
وی با اشاره به آمار 5 درصدی اراذل و اوباش 14 تا 17 ساله اعلام كرد: بسیار دوست داشتیم اسامی این اراذل و اوباش كم سن را از لیست بیرون آوریم، اما جرایم ارتكابی از سوی این متهمان درست همانند یك اوباش حرفهای بود. بر این اساس نتوانستیم از این آمار 5 درصد بگذریم.
بنا براعلام رییس پلیس امنیت اخلاقی ناجا درصد زیادی از این متهمان پس از تحمل حبس آزاد شده و به جامعه بازگشتند، بنابراین اگر این افراد اعمال مجرمانه خود را ترك كنند، به طور طبیعی، اسامی آنها از پرونده اراذل و اوباش پاك میشود. اما اگر بخواهند به جرایم خود ادامه دهند، درصورت وقوع نزاع و یا هر خلافی در منطقهشان، پلیس اول به سراغ آنها میرود.
وی با اعلام آمار 4 هزار و 800 نفری از اراذل و اوباش دستگیر شده در سطح كشور، خاطرنشان كرد: نمیتوان گفت كه به طور مثال همه این متهمان، تجاوز به عنف و قتل را در پروندههایشان دارند، اما میتوان این گونه اعلام كرد كه در پرونده این متهمان، قتل و تجاوز به عنف هم دیده شد و به طور قطع تمامی آنها در محلههای خود اقدام به قداره كشی، بندآوردن راهها و ایجاد رعب و وحشت در سطح محلههای خود كردهاند.
پیشتر رییس پلیس امنیت اخلاقی تهران بزرگ در نشست خبری خود، به دستگیری تمامی اراذل و اوباش شهر تهران به جز هفت متهم اشاره كرده بود.
رییس پلیس امنیت اخلاقی ناجا در پاسخ به این پرسش كه آیا با دستگیری این هفت متهم، دیگر اراذل و اوباشی در سطح شهر تهران دیده نمیشود؟ توضیح داد : تعداد متهمان اعلام شده از سوی پلیس تهران مربوط به اراذل و اوباش پروندهدار و باسابقه است و این طور نیست كه اگر این تعداد دستگیر شوند، تهران به مدینه فاضله تبدیل میشود!
سردار روزبهانی با بیان این كه كیفر خواست برای اراذل و اوباش تهران كه از اول اردیبهشت ماه با آغاز طرح دستگیر شدند، هنوز صادر نشده است، تاكید كرد: تمامی متهمان با قرار وثیقه در بازداشت هستند و تاكنون هیچ یك از این متهمان در تهران اعدام نشدهاند.
------------
همرزمانم، هان باشمایم (به یاد یارانِ دربند ؛کسرا
و ابوالفضل)
پاینده ایران
همرزمانم،
هان باشمایم !

گر
نخواهی حق، آسان توان زیست
باشد که حقیقت بماند حتی اگر زندگی
نابود شود
زنده آن هایند که پیکار می کنند که
می جنگند و در زندگانی خویش به پیروزی نمی
اندیشند
خبرهای چند روز پیش حکایت از آن
دارد که دو تن از هوادران پان ایرانیست خوزستان به
دست ماموران اطلاعات وامنیت کشور بازداشت شدند. خبر
کوتاه بود ابولفضل عابدینی نصر و کسری الاسوند
ساعت 12 روز ۲۲/8/86 توسط عناصر امنیتی در نزدیکی
محل دفتر روزنامه بهارسبز دستگیر شدند. هنوز از
دلیل این بازداشت اطلاع چندانی در دست نیست ولی
همین اندازه می توان گفت: که ابولفضل عابدینی به
دلیل انعکاس و پوشش خبری مطالبات و تجمعات اعتراض
آمیز کارگران هفت تپه بازداشت شد و سرور کسری
الاسوند نیز به دلیل جویا شدن دلیل بازداشت
عابدینی به ستاد خبری اطلاعات مراجعه می کند و به
هنگام معرفی خود، ایشان نیز دستگیر می شوند.
درتمام این مدت به این موضوع می اندیشیدم که این
دو اکنون در چه شرایطی هستند و حال به عنوان یک هم
اندیش چگونه می توان برای آن ها چیزی نوشته و سخنی
گفت وقلمی زد و از آن جا که اصولا جوانان وطن دوست
در میان انبوهی از دشمنان زندگی می کنیم کوشیدم
مطالبی را جهت روشن شدن این موضوع و رویداد بیان
کنم.
1- همانطور که در بالا آورده شد
ادعای ماموران اطلاعات و امنیت برای بازداشت این
جوانان پر شور میهن پرست این بوده که قرار بوده
کارگران هفت تپه دگر بار برای مطالبات خود
تظاهراتی را بر پا دارند ولی معلوم نکردند که هنوز
واقعه ای اتفاق نیفتاده که کسانی را به این بهانه
بازداشت کرد؛ چگونه شما به خود حق می دهید که
کسانی را با این منطق به زندان بیندازید.اگر چه
اعتصاب و مطالبه ی حق جزو حقوق اساسی کارگران است
و شما حق ندارید آن ها را از حقشان بازدارید و به
این بهانه به سرکوب هر آزاده و حق طلبی بپردازید.
به راستی مطالبات به حق کارگران هفت تپه چه رقمی
را در قبال میلیاردها تومانی که در
فلسطین،لبنان،عراق و کشورهای آمریکای لاتین پرداخت
می کنید، تشکیل می دهد.
2-اگر همانطوری که درخبرها آماده
بود علت بازداشت این دو هم رزم، پوشش خبری تجمعات
کارگران هفت تپه باشد می بایست از عناصر امنیتی
حاکمیت فرقه ای پرسید راستی وظیفه یک روزنامه نگار
و ژورنالیست متعهد در قبال این دادخواست ها و طلب
حق کردن ها چیست؟ آن ها حتما بلافاصله جواب می
دهند(البته حاکمیت مدت هاست که به هیچ پرسشی، پاسخ
نمی دهد ولی بر فرض محال) آقا ایشان با بنگاه های
سخن پراکنی بیگانه مصاحبه کردند و آن ها نیز این
موضوع را هدف قرار داده و مثل همیشه علیه امنیت
کشور و نظام توطیه می کنند اما به عنوان یک انسان
آزاده و در اینجا به عنوان یک فردایرانی وطن پرست
از آن ها می پرسم مگر شما فضایی و هوایی را برای
نفس کشیدن باقی گذاشته اید، مگر رسانه ایی،
روزنامه ای ویا رادیو تلویزیونی، آزاد در طول
حکومت شما وجود داشته که اخبار مردم و ملت زجر
کشیده ی ایران را بدون هرگونه سانسور پوشش بدهد،
البته وقتی که هیچ فضای نفس کشیدنی برای میهن
پرستان باقی نگذارده اید، عابدینی و دیگرانی همچون
او مجبور می شوند که در فضای غبار آلودی چون
رادیوهایی که البته از نظر نگارنده چندان هم به
فکر ملت ایران و منافع ملی ما نمی باشند، به ناچار
و تنها از روی وظیفه ژورنالیستی خود خبر این گونه
دادخواهی ها را به گوش ملت ایران و یا وجدان های
بیدار بشری برساند. بی گمان عملکرد نابخردانه
آقایان درعرصه ی خبر و اطلاع رسانی باعث شده است
که خبرنگار متعهدی چون عابدینی مجبور شود با این
رسانه ها که البته حق بزرگی بر گردن پدید آورندگان
روز واقعه دارند(رادیو بی بی سی را که در روزهای
پر شور انقلاب حتما به یاد دارید که چگونه همچون
دایه ی مهربانتر از مادر وکاتولیک تر از پاپ، داد
انقلابیون را خیلی پررنگ تر و پر شور تر از آن چه
بود به گوش جهانیان می رساند) به مصاحبه،گفتگو و
پوشش خبری آن اعتراضات به حق که از سوی کارگران
تهیدست نیشکر هفت تپه و درمانده از همه جا، که
چندین ماه نانی نداشتند که بر سفره خانواده ی خویش
نهند بپردازد. راستی وظیفه و تعهد یک خبرنگار و
ژورنالیست به غیر از بیان مطالبات مردم و رساندن
پیام آن ها به هیات حاکمه چه چیز دیگری می تواند
باشد. خوب می دانم که در این استان تعداد بسیار
زیادی هستند که در امر مطبوعات و خبرنگاری به
فعالیت مشغولند ولی آن ها را چنان وابسته به
سازمان های دولتی و تبدیل به مزدوران قلم به دست
و بی مسوولیت و بی تعهد در قبال مصالح ملی کرده
اید که جرات بیان کردن این خواست های به حق و
قانونی تعدادی کارگر زحمت کش و سخت کوش میهنمان را
نداشتند.
3- موضوع دیگری که ذهن ها را به
خود مشغول کرده این است که اگرعابدینی به جرم این
گونه فعالیت های مطبوعاتی و خبرنگاری دستگیر شده
است آیا نباید همان گونه که در قانون اساسی آمده
است در دادگاه مطبوعات و با حضور هیات منصفه عادل
محاکمه شوند. حتی اگر جرم ایشان سیاسی باشد؛ قانون
اساسی در بند 168 خود در این مورد تصریح کرده است
که دادگاه باید با حضور هیات منصفه برگزار شود نه
در دادگاه های انقلاب. البته تاریخ 28 ساله ی
حاکمیت فرقه ای به خوبی و روشنی ثابت کرده است که
هیچ گاه حاضر نخواهد شد که جرم سیاسی را تعریف کند
یعنی این که ممکن است خود نگارنده پس از نوشتن این
مطلب به جرم اقدام علیه ی امنیت کشور بازداشت شوم
چرا که هیچ تعریفی درباره جرم سیاسی در این کشور
با این همه نهاد های متعدد قانون گذار و موازی با
یکدیگرنشده است ؛ مگر این که عنوان جرم سیاسی باید
در این کشور همچون شمشیر دوموکلس عمل کند و هرگاه
خواست بر فرق هر که حاکمیت از او دل خوشی نداشت
فرود آید این همه نوعی ازحکومت کردن است.
***
عابدینی به راحتی می توانست همچون
تعدادی از همکاران (البته هستند خبرنگاران متعددی
همچون ایشان که همچنان شرافتمندانه درحال ایفای
مسوولیت خویشند) که مشغول ثنا گویی و مداحی برای
ممدوحان خود هستند چشم از این فریاد ها و مظالمی
که برعده ای از هموطنان خود و کارگران بی دفاع می
رود فرو بندد و یا سکوت پیشه نماید و پیشه خود را
نان دانی کند برای تامین آینده و زندگی فردی خویش،
ولی او چنین نکرد چون که دارای سرشت و اندیشه ی
ناسیونالیستی بود البته نگارنده تنها روی سخنش با
روش و منش ایشان نیست، چرا که تا آن جا که تاریخ
ایران را خوانده ام و مبارزات وطن پرستان و دوستان
پان ایرانیست را به یاد دارم آنان نیز همیشه و همه
جا از حقوق به یغما رفته این ملت ستم کشیده چه
توسط هیات حاکمه ی فاسد و چه از سوی استعمارگران
خون آشام و چه از سوی زورمندان داخلی دفاع کرده
اند و همچنان به عنوان مبارزین راستین و آگاه به
نیاز های ملی جامعه ی بزرگ ایرانی در این مسیر به
کوشش و مجاهدت خویش ادامه می دهند. چنین است که
سال ها پیش در کتاب مقدس بنیاد حزب پان ایرانیست
چنین فرازی آورده شد: درک حقیقت،گفتن حقیقت و
پیروی از حقیقت هر کس آنگاه که با حقیقت زندگی که
به نظر پان ایرانیست ها چیزی به جز احقاق حقوق از
دست رفته این ملت ستم کشیده ایران در درازنای
تاریخ نیست، آشنا شود، آن گاه معنای مبارزه و
زندگی کردن را درمی یابد تا آن جا که می دانم
همیشه شعار و فرمان تاریخ چنین بود: باشد که حقیقت
بماند حتی اگر زندگی نابود شود چرا که زندگیِ بدون
حقیقت چیزی به جزبندگی وبردگی نیست.
مبارزه ما ادامه خواهد داشت چرا که
جز جدایی ناپذیر زندگی ماست. ما در هر شرایطی پان
ایرانیست هستیم چه در زندان چه در میدان. هیچ فرقی
ندارد، چرا که بودن را و چگونه زیستن را فرا گرفته
ایم. امروز عابدینی ها و کسری الاسوند ها به زندان
می افتند، فردا دیگری از ما. ولی آن که چشم به
مبارزه دارد ناامید نمی شود، به راه خویش که به آن
ایمان دارد ادامه می دهد چرا که: زنده آن هایند که
پیکار می کنند که می جنگند و در زندگانی خویش به
پیروزی نمی اندیشند. آن ها چشم به افق ها دور
دارند آرمان خواه این گونه می اندیشد و می زیید.
او وسعت نظر دارد همچون کوهی است که به دشت می
نگرد و از شکوه و از عظمت و بزرگی خود لذت می برد
و چه چیزی بالاتر از چنین زندگانی، چه معنای
والاتر ی برای چنین روح های بزرگی می توان تعریف
کرد.
عشق ما روان است در دفاع همه جانبه
از فرد فرد این ملت ستم کشیده، عشق ما نامیرا است
همیشگی و پا برجا است . چه دشمنی و کار بیهوده ی
است در افتادن با چنین جان های شیفته و شعله های
فروزانی که عشق به سرزمین نیاخاکی و ملت خویش
وباور های خاک و خون را فریاد می زنند.پس باشیم و
ببینیم سپیده دمان تاریخ را.
پاینده ایران
فنا در آرمان
شاهین
فراز دوست 26/8/86
پان ایرانیست های دربند
منوچهر یزدی
با صداي افسرده اي ، خبر بازداشت
دو تن از بهترين جوانان ميهن پرست خوزستاني را
شنيدم ، در اين صداي غم آلود راز ها نهفته بود ،
فرياد خاموشي را ميمانست كه من طنين آن را از قلب
خوزستان سرزمين آزادگان و ميهن پرستان ميشنيدم .
... من صداي شكستن ديوار عدالت را از ميان دو لب
فرو بسته آن جوان دريافتم كه ميگفت : سرور يزدي
، عابديني و الاسوند را گرفتند و با خود بردند
.....!!
و امروز پنج روز از اين خبر
ميگذرد و آنان همچنان در بندند...
براستي به كدامين جرم اين دو
پان ايرانيست را از خانه و كاشانه شان جدا كرده
اند ؟ مگر نميدانند كه پان ايرانستها نه مانند
ياران غارشان همچون ملي – مذهبي ها سازش كارند و
در پي فرصت ! و نه همجون اصلاح طلبان حكومتي يك
دل در قدرت و يكدل در آن سوي مرزها ! و نه
همانند مافياي اقتصادي در پي غارت بيت المال هستند
...؟
اين دو جوان فرياد حق طلبانه
كارگران تحت ستم مافياي اقتصادي كشور را در
خوزستان منعكس كردند تا شايد مدعيان مهرورزي و
مبلغان عدالت اسلامي ، فرياد اعتراض ربوده شدن
سفره كارگران را بشنوند . آيا اين خبر رساني در
كشوري كه رئيس جمهور ش آنجا را آزاد ترين كشور ها
معرفي ميكند جرم است آن هم يك جرم امنيتي...؟
مصاحبه سرور عابديني از راديو
فردا پخش شده است . گفتگويي پيرامون وضعيت رقت بار
كارگران خوزستاني....... آيا اين ميتواند جرم
سياسي تلقي شود ؟ اين راديو كه شما ميدانيد و
ما هم كمي ميدانيم از بيگانگان نيست !! مگر نه
آن كه راديو فردا بنام راديو خاتمي معروف بود؟
مگر نه آنست كه انقلابيون ديروزي و
هم آغوشان جمهوري اسلامي به بركت مساعدت هاي
پنهاني از ايران خارج شدند و امروز از صداي آمريكا
ي بسيار عزيز ...! ! به قلب اپوزيسيون نظام اسلامي
در خارج از كشور تاخته اند و آب به آسياب دشمنان
وحدت ملت ايران ميريزند ..؟
پان ايرانيست ها اين پنجره ها را
كه رو به ايران گشوده شده خيلي هم از اغيار و
دشمنان حاكميت فرقه اي نميداند اين پنجره ها
اگر براي ملت ايران غريبه اند اما براي جمهوري
اسلامي كه آشنا هستند شايد گناه ابوالفضل اين
باشد كه در تاريكي گام برداشته ولي شما آقايان
حافظ امنيت كشور ، جرا دچار توهم شده ايد؟
اين را مسئولان استان خوزستان
بدانند كه جوانان ما در مكتبي آموزش ديده اند كه
جز به سر افرازي و اقتدار ملت ايران نمي انديشند
و جز در راه پاسداري از منافع و مصالح ملت ايران
گام بر نمي دارند .
پان ايرانيستها آموخته اند و بكرات
به اثبات رسانيده اند كه مفتون هيچ جريان بيگانه
نبوده و نيستند و نخواهند بود ، بنا بر اين دچار
توهم نشويد و جوانان مارا كه در نبرد با عناصر
بيگانه و تجزيه طلب و سر سپردگان قدرت هاي جهنمي
هستند به مسلخ نبريد و ميدان را براي خائنان و
خواب رفتگان خلوت نكنيد ، بازداشت هر يك پان
ايرانيست ، جفاي غير قابل گذشت به ميهن پرستان و
عنايت و لطف مطلق به دشمنان سوگند خورده ايران و
تجزيه طلبان پنهان و آشكار و پاداشي است به
كمونيستها، فراماسونها و همه دولتها و جرياناتي
كه ايران خار چشمشان است .
شماها با انديشه هايي كه در سر
داريد نتوانستيد و نميتوانيد ، آغوش باز و گسترده
اي براي وحدت ايران زمين داشته باشيد اين آيين
پان ايرانيسم و سربازان اين نهضت هستند كه قلب
شان فقط براي ايران ميطپد . با بهانه هاي بي ارزش
جوانان ما را به بند نكشيد گر چه يقين داريم يك
پان ايرانيست حتي در سياهچال هم به رنگ سياه ميهن
اش ميانديشد كه ميتواند مبارزان و ميهن پرستان را
در آغو شش جاي دهد ...
ابوالفضل و كسراي ما را آزاد كنيد
و بر پايكوبي تجزيه طلبان خاتمه دهيد و گرنه عرض
خود ميبريد و زحمت ما ميداريد. صبر ما هم اندازه
اي دارد .
------------
از راديو فردا
۲۴۰ نوجوان در زندان اراذل و اوباش نيروی انتظامی
بیژن یگانه
احمد روزبهانی، فرمانده امنیت اخلاقی نیروی انتظامی از دستگیری 240 نوجوان 14 تا 17 ساله تحت اتهام«اراذل و اوباش» خبر داد.
احمد روزبهانی، سه شنبه 29 آبان، در کنفرانس مطبوعاتی به خبرنگاران گفت:«4800 نفر تحت اتهام «اراذل و اوباش» در طی اجرای طرح امنیت اجتماعی از سوی نیروی انتظامی در سطح کشور دستگیر شده اند.»
احمد روزبهانی همچنین آماری از گروه سنی بازداشت شدگان ارایه کرد و گفت: «بررسی های انجام شده از 4 هزار و 800 اراذل و اوباشي كه از ابتدای طرح جمع آوری تا كنون دستگير شده اند، نشان داد 5 درصد (240 نفر) اين افراد 14 تا 17 سال و 53 درصد (2544 نفر) در گروه سنی 17 تا 23 سال قرار دارند.»
وی در خصوص علت بازداشت 240 نوجوان 14 تا 17 ساله تحت اتهام «اراذل و اوباش» گفت «بسيار دوست داشتيم اسامی اين اراذل و اوباش كم سن را از ليست بيرون آوريم، اما جرايم ارتكابي از سوی اين متهمان درست همانند يک اوباش حرف های بود. بر اين اساس نتوانستيم از اين آمار 5 درصد بگذريم «.
وی هشدار داد که اگر اين افراد اعمال مجرمانه خود را ترک كنند، به طور طبيعی، اسامی آنها از پرونده اراذل و اوباش پاک می شود. اما اگر بخواهند به جرايم خود ادامه دهند، درصورت وقوع نزاع و يا هر خلافی در منطقه شان، پليس اول به سراغ آنها می رود.
احمد روز بهانی:«بررسی های انجام شده از 4 هزار و 800 اراذل و اوباشي كه از ابتدای طرح جمع آوری تا كنون دستگير شده اند نشان داد 5 درصد (240 نفر) اين افراد 14 تا 17 سال و 53 درصد (2544 نفر) در گروه سنی 17 تا 23 سال قرار دارند.»
این مقام نیروی انتظامی که پیش از این اعلام کرده بود به غیر 7 نفر سایر افرادی که در «فهرست اراذل و اوباش» نیروی انتظامی قرار دارند، بازداشت شده اند، در پاسخ به خبرنگاران که از وی پرسیدند« آيا با دستگيری اين هفت متهم، ديگر اراذل و اوباشي در سطح شهر تهران ديدهنمی شود؟»، ادعا کرد«تعداد متهمان اعلام شده از سوی پليس تهران مربوط به اراذل و اوباش پرونده دار و باسابقه است و اين طور نيست كه اگر اين تعداد دستگير شوند، تهران به مدينه فاضله تبديل می شود.»
فرمانده «امنیت اخلاقی» نیروی انتظامی همچنین خبر داد«كيفر خواست براي اراذل و اوباش تهران كه از اول ارديبهشت ماه با آغاز طرح دستگير شدند، هنوز صادر نشده است»، و افزود«تمامی متهمان با قرار وثيقه در بازداشت هستند و تاكنون هيچ يک از اين متهمان در تهران اعدام نشده اند.»
اعدام ادامه دارد
فرمانده «امنیت اخلاقی» نیروی انتظامی امروز به خبرنگاران گفت که از 4800 متهم بازداشت شده طی طرح امنیت اجتماعی تاکنون 31 نفر به اعدام محکوم شده اند.
آقای روزبهانی در عین حال گفت که این 31 محکوم به اعدام شامل کسانی که در تهران تحت عنوان اراذل و اوباش بازداشت شدند، نمی شود.
به گزارش خبرگزاری های«ایسنا» و «فارس» احمد روزبهانی در عین حال گفته است که«حكم اعدام صادر شده از سوی مرجع قضايی برای اين متهمان هنوز نهايی نشده و بايد مراحل قضايی خود را طي كند.
وی در خصوص کسانی که تحت اتهام «اراذل و اوباش» در تهران بازداشت شده اند نیز گفت «كيفر خواست برای اراذل و اوباش تهران كه از اول ارديبهشت ماه با آغاز طرح دستگير شدند، هنوز صادر نشده است.
روزبهانی از تداوم بازداشت این افراد خبر داد و گفت: «تمامی متهمان با قرار وثيقه در بازداشت هستند و تاكنون هيچ يک از اين متهمان در تهران اعدام نشده اند.»
این درحالی است که قبل از این تلویزیون دولتی ایران از اعدام در اواخر تیرماه 86 با پخش تصاویری از اعدام 16 نفر تحت عنوان«اراذل و اوباش» خبر داده بود .
سعید مرتضوی دادستان تهران نیز در آخرین روز تیرماه از اعدام 16 نفر تحت عنوان« اراذل و اوباش» خبر داده و گفته بود«چهار تن از این افراد 24 تیر و 12 نفر آنها صبح یکشنبه ۳۱ تیر 86 به دار آویخته شدند».دادستان عمومی و انقلاب تهران همان روز به خبرنگاران گفت که برای 17 تن دیگر از متهمانی که در جریان طرح امنیت اخلاقی نیروی انتظامی بازداشت شده اند درخواست حکم اعدام کرده است .
همزمان روز سه شنبه 29 آبان 86 دادگستري خراسان جنوبی از اعدام 5 نفر در ساعات بامدادی در بیرجند خبر داد.
در سال 2006 بنابر آمارهای رسمی در ایران دستکم 166 نفر اعدام شده اند و این تعداد در سال 2007 و به دنبال اجرای طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی با افزایش چشمگیری مواجه شد.
خبرگزاری فارس در این خصوص به نقل از «رابط خبری دادگستري خراسان جنوبی» گزارش داد که«پس از تشريفات قانونی و به موجب رأی دادگاه انقلاب بيرجند و تأئيد رأی از سوی ریيس ديوان عالي كشور و دادستان كل كشور، حكم صادره برای اين 5 نفر كه در امر خريد، حمل، تهيه و توزيع مرفين، ترياک ، هروئين و كريستال فعاليت داشتند، اجرا شده است.»
چندین نهاد بین المللی حقوق بشر طی ماه های اخیر به روند پرشتاب اعدام در ایران اعتراض کرده و اعلام کرده اند که ایران رکورد اعدام در سال 2007 را شکسته است.
شمار اعدام ها در ایران که بنابر اعلام سازمان عفو بین الملل در سال 2005 94 نفر بود،طی دو سال با روند روبه رشدی موجه شده است.
در سال 2006 بنابر آمارهای رسمی در ایران دستکم 166 نفر اعدام شده اند و این تعداد در سال 2007 و به دنبال اجرای طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی با افزایش چشمگیری مواجه شد تاجایی که تنها 11 ماه گذشته به 265 نفر رسیده که حاکی از رشدی بیش از 300 در صدی است.
«بلوتوث ضد امنیت اخلاقی»
فرمانده امنيت اخلاقی نیروی انتظامی سازمان های متولی در امور فرهنگی کشور را نیز به کم کاری متهم کرد و گفت: «رشد ناگهانی ناهنجاری منجر شد تا نيروی انتظامی به طور جدی وارد عمل شود.»
وی تاکید کرد«پليس هرگز صبر نمی كند كه كار آگاه سازی از سوی سازمان ها انجام و سپس وارد عمل شود؛ چرا كه در اين صورت ناهنجاری ها ريشه ای تر می شود.»
وی در عین حال ادعا کرد «گزارش های داده شده از ناهنجاری ها،بسيار تكاندهنده بوده و قابل تحمل نبود. »
احمد روزبهانی در کنفرانس مطبوعاتی خود ادعا کرد که«فيلم ها و تصاوير مستهجن از طريق بلوتوث تلفن های همراه منتشر می شود» و گفت«موضوع برخورد نيروی انتظامي با این افراد جدای از متهمانی هستند كه دست به ساخت و توليد اين فيلم ها می زنند.»
------------
روز
مادر ياسر گلي: مگر تروريست گرفته ايد

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com
بيش از 42 روز از بازداشت ياسر گلي، فعال دانشجويي ساکن سنندج مي گذردو در طول اين مدت، خانواده و وکيل مدافع اين دانشجوي ستاره دار، نه فقط يکبار هم اجازه ملاقات با وي را نيافته اند، بلکه در دو هفته اخير ورود خانواده ياسرگلي هم به دادگاه انقلاب ممنوع شده است. مادر ياسرگلي، در گفت و گو با روز از اين روزهاي بي خبري گفته است.
تا حال سه بار با مادر ياسر گلي مصاحبه کرده ام. دفعه نخست از چگونگي بازداشت پسرش گفت، بار دوم از بازداشت همسرش و اکنون از ممنوع الورود شدنشان به دادگاه:
42 روز است پسرم را بازداشت کرده اند، نه اجازه ملاقات به ما داده اند و نه اجازه اينکه او با ما تماس بگيرد. دو هفته پيش، همسرم را هم به جرم پي گيري وضعيت پسرش در دادگاه گرفتند. پس از شش روز، همسرم را با وثيقه آزاد کردند اما چند روز پس از آزادي او، دادستان ورود همه اعضاي خانواده ما را به دادگاه انقلاب ممنوع اعلام کرد.
دليل ممنوع الورود شدن شان به دادگاه را مي پرسم؟
به غير از دو هفته اخير و روزهاي جمعه، تقريبا هر روز به دادگاه رفته ام و هر بار هم خطاب به مسئولان دادگاه نامه اي نوشته و به آنها داده ام؛ اما يا نامه را به گوشه اي پرت کرده اند يا جلوي چشمانم پاره اش کرده اند. تا اينکه دو هفته قبل عصباني شدند و به همه کارکنان دادگاه و حتي نگهبانان بيرون دادگاه هم دستور دادند مانع از حضور همه اعضاي خانواده ياسر گلي، يعني من و پدر و برادرانش به دادگاه شوند و همين طور هم شد.
پس براي خبرگيري از وضع پسرتان چکار مي کنيد؟
چند بار به ستاد خبري رفتيم و من از ماموران امنيتي درخواست کردم تا فقط براي 30 ثانيه هم که شده اجازه دهند پسر بيمارم را ملاقات کنم؛ اما آنها نه تنها قبول نکردند بلکه هنگامي که درخواستم را کتبا هم تحويلشان دادم، گفتند: اگر 100 نامه هم بنويسيد تا زماني که خودمان تشخيص ندهيم، از ملاقات خبري نيست.
به گفته ي مادر ياسر گلي، به صالح نيکبخت وکيل مدافع اين فعال دانشجويي هم با اينکه دو بار به دادگاه انقلاب مراجعه کرده، اجازه مطالعه پرونده يا ملاقات با موکلش را نداده اند.
آن چيزي که بر نگراني اين خانواده مي افزايد، بيماري قلبي ياسر گلي است و تحت فشار بودن وي در زندان: "مي ترسم بلايي سر پسرم آمده باشد، قلب او در حالت عادي هم اذيتش مي کرد چه برسد به اينکه در سلول انفرادي باشد. آخر اين چه برخوردي است که با يک دانشجو و خانواده اش مي کنند؟طوري رفتار مي کنند که انگار يک تروريست خطرناک را گرفته اند."
وقتي مادر اين زنداني جمله آخرش را گفت ياد مصاحبه پارسال ياسر گلي با روز افتادم؛ مصاحبه اي که ياسر گلي در آن از فعاليتهاي انتقادي دانشجويان گفته بود. جملاتي که بيانگر نگرانيش از وضع دانشگاهها بود. او گفته بود: "ميتوان فضاي حاكم بر دانشگاههاي كشور را بسيار سنگين ارزيابي كرد. اين در حالي است كه دانشجويان منتقدان راديكال دولت نهم هستند و حاضر به مصالحه نيستند. اما قطعا طرف مقابل نيز هزينهها را بالا برده تا به محض هرگونه اظهار وجود و انتقاد از سياستهاي رايج از جانب دانشجويان، واكنش لازم را انجام بدهد. با اين وجود دانشجويان از هر موقعيتي براي ابراز نارضايتي خود، كه در حقيقت آينهاي از نارضايتيعمومي از سياستهاي دولت نهم و محدود كردن حقوق مدني شهروندان است، استفاده ميكنند. بسته به ميزان هزينهها هم قطعا بطور سينوسي واكنش دانشجويان متغير است. آن هم به اين علت که ما با يك جنبش همگن و متشكل وسازمان يافته همراه نيستيم، بلكه ساختار اين جنبش به صورتي مسطح و شبكه اي است".
حالا اين هزينه به او و خانواده وي نيز تحميل شده است؛ اما اين هزينه براي او و اطرافيانش تا چه اندازه بالا برده شده است؟
------------
اعتصاب غذای
گسترده در زندان ارومیه
بنابر گزارشات رسیده از زندان ارومیه، حدود 30 تن از زندانیان سیاسی در این زندان از امشب دست به اعتصاب غذا زده اند.
این زندانیان یک ماه پیش به بهانه تعمیر سالن 14 زندان ارومیه به بند 12 این زندان که محل نگهداری مجرمین مواد مخدری است انتقال یافته بودند، اما به گفته ی آنان با وجود اتمام یافتن تعمیرات ، مسئولین زندان از انتقال آنها به بند 14 که بند زندانیان سیاسی می باشد، جلوگیری کرده اند.
گفتنی است، این افراد پیش از شروع اعتصاب خود در نامه ای به ریاست زندان، خواهان انتقال خود به بند 14، شده بودند که با بی توجهی مسئولین مواجه شدند به همین سبب ،از ساعتی قبل اعتصاب خود را با بازپس فرستادن دیگ های شام، آغاز کرده اند.
اخبار رسیده حاکی است، مسئولین زندان بلافاصله پس از عدم دریافت غذا از سوی زندانیان سیاسی، وارد گفتگو با آنان شده اند.
لازم به ذکر است، هم اکنون بیش از 40 زندانی سیاسی در این زندان نگهداری می شوند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
|