بازگشت به صفحه اول

 

 
 

خشونت عليه زنان؛ نمونه ها و آمارها

همزمان با روز جهانی مبارزه با خشونت عليه زنان، صندوق زنان سازمان ملل متحد، يونيفم، UNIFEM (UN Women's Fund) گزارشی منتشر کرده است. آنچه در پی می آيد مروری است بر اين گزارش:

خشونت عليه زنان و دختران مشکلی عظيم و همه گير است. دست کم يک زن از سه زن در سراسر جهان مورد ضرب و جرح، سوء استفاده جنسی يا به گونه ای در طول زندگی خود مورد آزار و ايزای جسمی قرار گرفته است. 

در اکثر اين موارد، آزارها از سوی يکی از بستگان يا نزديکان خود زن انجام شده است. مسئله خشونت عليه زن احتمالا يکی از فراگيرترين موارد نقض حقوق بشر در دنيای امروز است که زندگی ها را ويران و سدی برای رشد و پيشرفت جوامع ايجاد می کند.

آمار و ارقام به دست آمده از خشونت عليه زنان، تصوير وهم انگيزی را از پيامدهای اجتماعی و سلامتی ترسيم می کند.

  • بر اساس تحقيقاتی که در سراسر جهان انجام شده است، نيمی از زنانی که به قتل رسيده اند، به دست همسران يا شريکان پيشين زندگی خود کشته شده اند.

خشونت يکی از دلايل عمده مرگ و از کار افتادگی جسمی برای زنان، ميان سنين پانزده تا چهل و چهارسال است. در يک بررسی تحقيقاتی که در سال ۱۹۹۴، بر اساس اطلاعات بانک جهانی انجام شد، از ميان ده عامل برگزيده شده ای که زندگی زنان در اين رده سنی را تهديد می کند، ميزان مرگ به دليل تجاوز جنسی و خشونت، بالاتر از ميزان مرگ بر اثر سرطان، تصادفات اتومبيل، جنگ و يا ابتلاء به بيماری مالاريا بوده است.

علاوه بر اين، چندين مطالعه تحقيقاتی ديگر ارتباط رو به رشد ميان خشونت، و ابتلاء به ويروس اچ آی وی و بيماری ايدز را آشکار کرده است.

خشونت عليه زن موجب تضعيف افراد، خانواده ها و جوامع و مانع رشد و توسعه اقتصادی کشورها می شود.

خشونت خانگی و توسط همسر يا شريک زندگی

خشونت خانگی، توسط همسر يا شريک زندگی شامل حملات جسمی و جنسی عليه زنان در منزل، توسط يکی از افراد خانواده يا شريک زندگی او می شود.

زنان در روابط خصوصی و نزديک خود با يک مرد بيش از هرموقعيت ديگری در خطر مواجهه با خشونت قرار می گيرند. آنها در هيچ کجای دنيا از چنين نوع خشونتی در امان نيستند.

از ميان ده کشوری که در سال ۲۰۰۵ مورد مطالعه و بررسی سازمان جهانی بهداشت و سلامتی قرار گرفتند، بيش از پنجاه درصد زنان در بنگلادش، اتيوپی، پرو و تانزانيا در خانه و توسط همسران خود مورد خشونت جسمی و جنسی قرار گرفته اند.

بالاترين اين ارقام ازکشور اتيوپی بود که در آنجا اين رقم هفتاد و يک درصد گزارش شد. تنها در ژاپن با کمتر از بيست درصد، پايين ترين رقم سوء استفاده و آزار جسمی زنان گزارش شد.

يک گزارش قديمی تر از سوی سازمان جهانی بهداشت و سلامتی، ميزان زنانی را که در بريتانيا مورد خشونت خانگی قرار می گيرند سی درصد و در آمريکا بيست و دو درصد گزارش داده بود.

  • زنان در روابط خصوصی و نزديک خود با يک مرد بيش از هرموقعيت ديگری در خطر مواجهه با خشونت قرار می گيرند. آنها در هيچ کجای دنيا از چنين نوع خشونتی در امان نيستند.

بر اساس تحقيقاتی که در سراسر جهان انجام شده است، نيمی از زنانی که به قتل رسيده اند، به دست همسران يا شريکان پيشين زندگی خود کشته شده اند.

زنان اکثرأ به دست مردهايی که از پيش می شناسند، از جمله به وسيله اسلحه، آتش سوزی و يا زير ضرب و جرح جسمی جان می دهند.

بر اساس يک گزارش سازمان يونيفم که در فاصله سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ ميلادی تهيه شد، از ميان يک هزار ۳۲۷ مورد خشونت عليه زنان در افغانستان، سی و شش تن به قتل رسيده بودند. در شانزده مورد ( ۶/۴۴درصد)، آنها به دست همسران خود کشته شده بودند.

کمبود خدمات موجود، تعصب ناموسی و ترس، از عوامل اصلی عدم دريافت کمک برای اين زنان است. اين امر توسط تحقيقاتی که سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۵ ميلادی، بر اساس اطلاعات به دست آمده از سوی ۲۴ هزار زن در ده کشور تهيه شده بود، به تاييد رسيد.

بر اساس اين بررسی،  بين ۵۵ تا ۹۵  درصد زنانی که مورد سوء استفاده جنسی و جسمی همسران خود قرار گرفته بودند، هرگز برای دريافت کمک به سازمان های کمکی، پناهگاه های ويژه زنان و يا پليس مراجعه نکرده بودند.

خشونت جنسی

با وجود آنکه زنان عمدتا در خطر خشونت از سوی همسران يا ديگر افراد خانواده شان قرار دارند، اما خشونت جنسی از سوی مردان ديگر نيز امری نسبتا عادی است.

  • برآوردهای انجام شده حاکی از آن است که از هر پنج زن، يک نفر در طول زندگی خود هدف تجاوز جنسی قرار می گيرد.

 بر اساس بررسی مديرکل مطالعات امور ويژه که در سال ۲۰۰۶ انجام شد، «خشونت جنسی از سوی فردی به جز همسر» به افرادی نظير بستگان فاميلی، دوستان، آشنايان، همسايگان، همکاران يا افراد غريبه منسوب می شود.

بر آورد ميزان خشونت های جنسی  توسط اين گونه افراد عموما امر مشکلی است، زيرا در بسياری از جوامع خشونت جنسی برای زنان و خانواده هايشان امری بسيار ناپسند و شرم آور محسوب می شود. 

با اين حال، برآوردهای انجام شده حاکی از آن است که از هر پنج زن، يک نفر در طول زندگی خود هدف تجاوز جنسی قرار می گيرد.

سنت های زيان آور

 سنت های زيان آور و مصدوم کننده، انواع خشونت هايی را تشکيل می دهند که در برخی جوامع به طور سنتی عليه زنان انجام می شود.

سابقه تاريخی اين اعمال به قدری ديرينه است که به عنوان بخشی از فرهنگ آن جوامع پذيرفته شده است. اين اعمال شامل ختنه زنان، قتل های جهيزيه ای و ناموسی و يا ازدواج های پيش از موعد می شود. اين اعمال سالانه منجر به مرگ و يا  از کارافتادگی جسمی و روحی ميليون ها زن در سراسر جهان می شود.

قتل های جهيزيه ای

قتل های جهيزيه ای از اعمال بسيار غير انسانی است که  توسط همسر و يا حتی دادگاه عليه زن يا خانواده اش به خاطر آنکه آنها قادر به پرداخت جهيزيه نبوده اند، صورت می گيرد.

در برخی فرهنگ ها اين جهيزيه به صورت پول پرداخت می شود و ميزان آن ممکن است از درآمد ساليانه خانواده دختر نيز فراتر رود.

اين گونه قتل ها بويژه در کشورهای آسيای جنوبی مرسوم است. بر اساس آمار جنايت درهند، ۶ هزار و ۸۲۲ زن در سال ۲۰۰۲ در نتيجه چنين خشونت هايی کشته شده اند.

در بنگلادش موارد بسياری از حملات اسيدی مشاهده شده است که اکثرأ موجب کوری، از شکل افتادگی  يا مرگ قربانيان شده است.

در سال ۲۰۰۲، ۳۱۵ زن و دختر جوان قربانی حملات اسيدی شدند. درسال ۲۰۰۵ اين ميزان به ۲۶۷ نفر کاهش پيدا کرد.

قتل های ناموسی

در بسياری از کشورها، زنانی که يا مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، يا پيش از ازدواج با فردی رابطه جنسی برقرار کرده اند و يا به ارتکاب خيانت جنسی متهم شده اند، توسط خانواده های خود به قتل می رسند.
خانواده ها که اين گونه رفتارها را بی عفتی تلقی می کنند، با قتل زنان و فرزندانشان به عبارتی دامان لکه دار شده خانواده خود را پاک می کنند.

  • در بسياری از کشورها، زنانی که يا مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، يا پيش از ازدواج با فردی رابطه جنسی برقرار کرده اند و يا به ارتکاب خيانت جنسی متهم شده اند، توسط خانواده های خود به قتل می رسند.

بر اساس آمار موسسه جمعيت شناسی سازمان ملل متحد، شمار گسترده قتل های ناموسی در جهان سالانه به پنج هزار نفر می رسد.

بر اساس گزارش ويژه سال ۲۰۰۲ سازمان ملل، بيشترين تعداد قتل های ناموسی در کشورهای پاکستان، ترکيه، اردن، سوريه، مصر، لبنان، ايران، يمن، مراکش و ديگر کشورهای خليج مديترانه صورت می گيرند.

اين اقدام ميان جمعيت مهاجرين در کشورهايی نظير آلمان، فرانسه و برتيانيا نيز مشاهده می شود. البته اين نوع خشونت تنها در کشورهای اسلامی رخ نمی دهد، بلکه در برزيل نيز مواردی بوده است که قتل يک زن توسط همسرش به اتهام ارتکاب خيانت قابل قبول واقع شده است.

بر اساس يک گزارش دولتی در سال های ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۳ ميلادی، ۴ هزار زن و مرد پاکستانی به علت ارتکاب خيانت جنسی يا به عبارتی زنا کشته شده اند، اما تعداد زنان مقتول بيش از دو برابر تعداد مردها بوده است.

در مطالعه ای که پيرامون قتل زنان در اسکندريه مصر صورت گرفت، ۴۷ درصد زنان پس از آنکه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند، به دست بستگان نزديک خود کشته شدند. در اردن و لبنان، ۷۰ تا ۷۵ درصد مرتکب شدگان اين قتل ها را برادران اين زن ها تشکيل می دهند.

ازدواج های زودرس

انجام ازدواج های پيش از موعد قانونی يا زودرس در سراسر جهان، بويژه در کشورهای آفريقايی و آسيای جنوبی امری رايج به شمار می آيد.

اين اقدام نوعی سوء استفاده جنسی محسوب می شود، زيرا در اکثر اين موارد دختران به زور وادار به ازدواج می شوند و همين مسئله به نوبه خود سلامت جسمی ـ روانی آنها را به مخاطره می اندازد.

ازدواج های زودرس همچنين خطر ابتلاء به ويروس اچ آی وی و بيماری ايدز را افزايش می دهد و فرصت ورود به مدرسه و تحصيل از دختران را می گيرد.

  •  ازدواج های پيش از موعد قانونی يا زودرس، نوعی سوء استفاده جنسی محسوب می شود، زيرا در اکثر اين موارد دختران به زور وادار به ازدواج می شوند و همين مسئله به نوبه خود سلامت جسمی ـ روانی آنها را به مخاطره می اندازد.

پدر و مادرها اکثرا با اين ادعا که آينده روشن تری را برای فرزندان خود انتخاب کرده اند، اين گونه ازدواج ها را توجيه می کنند. آنها از ازدواج فرزندان خود برای بهبود وضعيت اقتصادی يا موقعيت اجتماعی خود استفاده می کنند.

گاه وجود نا امنی، اختلافات خانوادگی و بحران های اجتماعی نيز موجب سرگرفتن اين گونه ازدواج های زودرس می شود.

براساس گزارش ويژه سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۶، حدود ۵۷ درصد دختران در افغانستان، پيش از سن شانزده سالگی ازدواج می کنند. گفته می شود دلايل اقتصادی نقش قابل توجهی را در اين وصلت ها ايفاء می کند.

قاچاق زنان و دخترها

قاچاق زنان شامل ربودن، انتقال و اسارت زنان با توسل به تهديد، ظلم و زور برای استفاده کاری، بندگی و بردگی از آنها می شود.

افراد در بخش های گوناگون اجتماعی به صورت غير رسمی برای کار اجباری در منازل، مزارع، کارخانه ها، فحشا و يا گدايی در خيابان ها به کار واداشته می شوند.

اچ آی وی، ايدز و خشونت

عدم توانايی زنان برای مشورت يا تصميم گيری در داشتن يک رابطه امن و سالم جنسی ارتباطی نزديک با شيوع ويروس اچ آی وی و بيماری ايدز دارد.

جنايات عليه زنان در درگيری های مسلحانه و شرايط جنگی

امروزه تعداد قربانيان غير نظامی در درگيری های مسلحانه  به مراتب بيشتر از تعداد سربازان و نظاميان است. حدود ۷۰ درصد تلفات در جنگ ها و زد و خوردهای اخير مسلحانه را زنان و کودکان تشکيل می دهند.

در اين گونه شرايط، از جسم زنان به عنوان بخشی از ميدان جنگ، در تاکتيک های نظامی استفاده می شود. زنان در جنگ مورد تجاوز جنسی قرار می گيرند، ربوده می شوند، تحقير می شوند و حتی گاه به زور باردار می شوند.

  • حدود ۷۰ درصد تلفات در جنگ ها و زد و خوردهای اخير مسلحانه را زنان و کودکان تشکيل می دهند.

اساسنامه دادگاه بين المللی جنايی در رم، که در سال ۱۹۹۸ به تصويب رسيد، نخستين قراردادی است که اين طيف وسيع خشونت جنسی و تبعيض جنسی را به عنوان يکی از بزرگ ترين موارد نقض حقوق بشر تشخيص داده است.

امروزه تقريبا نيمی از تمامی افرادی که در دادگاه بين المللی جنايی و ديگر دادگاه های بين المللی، نظير دادگاه هايی که برای مجرمين جنگی يوگوسلاوی سابق، روآندا، و دادگاه ويژه سيرالئون برگزار شده است، مظنونين به انجام حملات و تجاوزهای جنسی، يا به عنوان مرتکبين مستقيم و يا به عنوان افرادی که دستور انجام چنين جرائمی را داده اند، متهم شده اند.

خشونت عليه زنان در تمامی جنگ ها و دوران پس از آن، از جمله در افغانستان، بوروندی، چاد، کولومبيا، ساحل عاج، جمهوری دموکراتيک کنگو، ليبريا، پرو، روآندا، سيرالئون، چچن در روسيه، دارفور در سودان، يوگاندای شمالی و يوگوسلاوی سابق گزارش شده است.
 
خشونت عليه زنان به عنوان نقض حقوق بشر

در سال ۲۰۰۶ ميلادی تحقيقات مديرکل مطالعات امور ويژه تصديق کرد که خشونت عليه زنان، چه در منزل ، چه در محيط کار و يا مکان های ديگر از موارد فاحش نقض حقوق بشراست که بايد ريشه کن شود.

---------

بزرگداشت روزجهانی نفی خشونت علیه زنان در تهران

روز ۴ آذر ۱۳۸۶ به دعوت کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران، روز جهانی نفی خشونت علیه زنان در تهران برگزار شد و زنان و مردان برابری طلب، با صدور قطعنامه ای خواهان به رسمیت شناخته شدن حقوق زن و رفع تبعیض در مورد آنان شدند ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
روز ۴ آذر ۱٣٨۶ (۲۵ نوامبر) طبق اطلاعیه قبلی، کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران، روز جهانی نفی خشونت علیه زنان را برگزار کرد.
همایش در ساعت ٣۰/٣ دقیقه بعدازظهر با استقبال خوب و جمعیتی بالغ بر ۶۰ نفر در سالن حضور داشتند شروع شد. نمایش عکس های از تصاویر خشونت آمیزی که بر زنان صورت گرفته بود هر بیننده ای را متاثر می کرد و همچنین تراکت های با شعارهای: دنیای عاری از جنگ و خشونت خواست همگان است/ خشونت علیه زنان محکوم است/ دنیای عاری از جنگ و خشونت را به نیروی انسان خواهیم ساخت/ زنان و کودکان، قربانی جنگ و خشونت هستند/ زنان نیمی از اجتماع هستند، ما خواهان حقوق برابر هستیم/ خشونت علیه زن خشونت علیه بشریت و همچنین پلاکاردهایی که ۲۵ نوامبر روز نفی خشونت علیه زنان را گرامی می داریم مطالبات به حق زنان را بیان می کرد.

پس از اعلام برنامه ها توسط مجری، ابتدا خانم شراره رضایی دبیر کانون سخنرانی کردند، سپس خانم ثریا محمدی از اعضاء هیئت مدیره سخنرانی کرده و در آخر برنامه خانم دکتر رزا قراچورلو وکیل پایه یک دادگستری سخنانی را در مسائل حقوقی ایراد کردند. در فواصل سخنرانی ها توسط مجری برنامه کنوانسیون منع خشونت علیه زنان قرائت شد و در آخر نیز بیانیه ای که توسط کانون در جهت خواست و مطالبات و اهداف کانون بود خوانده شد که جمعیت با کف زدن های ممتد، خواسته و مطالبات حقوق انسانی را تایید کردند.
همایش در ساعت ٣۰/۵ دقیقه به پایان رسید که بسیاری از مدعووین از برگزاری این همایش و محتوای سخنرانی ها احساس رضایت و خرسندی می کردند در ضمن فرم های پرسشنامه ای در میان مهمانان توزیع شد که سوالاتی از جمله :
۱_ شایع ترین نوع خشونت علیه زنان چیست؟
۲- بیشترین شکل اعمال خشونت چگونه است؟
٣- علت کمرنگ بودن نقش زنان در امور اجتماعی و مسائل مربوط به خودشان چیست؟
که دیدگاه ها و نظرات مهمانان به شکل آماری مورد بررسی قرار خواهد داد.

قطعنامه ی پایانی کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان به مناسبت روز جهانی نفی خشونت علیه زنان

ما زنان و مردان برابری طلب خواست و مطالبات خود را به شرخ زیر اعلام می داریم و برای نیل به این اهداف تلاش کرده و برای تحقق آنها مبارزه می کنیم.
۱-      خواهان تغییر همه ی قوانین و مقررات تبعیض آمیز و رفع خشونت بر زنان در کلیه ی شئونات اجتماعی و اقتصادی هستیم.
۲-      خواهان تامین اقتصادی و اجتماعی زنان و تضمین امنیت همه جانبه زنان می باشیم.
٣-      خواهان الحاق ایران به کنوانسیون نفی خشونت و تبعیض بر زنان و همه میثاقهای بین المللی حقوق بشر هستیم.
۴-      خواهان برچیدن بساط و ابزارهای خشونت علیه زنان هستیم.
۵-      خواهان آزادی تشکل، تجمع، آزادی بیان و اندیشه و به رسمیت شناختن همه نوع تشکل های مستقل اجتماعی هستیم.
۶-      خواهان به رسمیت شناختن تساوی حقوق برابر در ازای کار برابر برای زنان و مردان هستیم.
۷-      خشونت و تبعیض را شدیدا محکوم می کنیم.
٨-      از مبارزات حق طلبانه و آزادی خواهانه کارگران، دانشجویان و معلمان حمایت می کنیم.
۹-      هر گونه جنگ و آشوب ملی، منطقه ای و بین المللی را منافی حقوق انسانها دانسته و محکوم می کنیم و خواهان زندگی آرام و شاد برای همگان هستیم.

متن سخنرانی خانم شراره رضایی دبیر کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان

معرفی کانون:
کانون دفاع از حقوق زنان وکودکان تهران یک سازمان غیردولتی (NGO) و یک نهاد اجتماعی است که متشکل از نیروهای دواطلب مردمی و بر پایه ی مطالبات حقوق تضیع شده زنان وکودکان بنا شده است و در جهت ارتقاء سطح آگاهی و توانمند سازی زنان وکودکان تلاش می کند.
همانطور که قرن ها پیش خرد جهانی نسبت به تبعیض نژادی واکنش نشان داد و با آن مبارزه کرد، خشونت بر زنان هم به همان اندازه ی تبعیض نژادی (رنگین پوستان) زشت و منفور است و سکوت در قبال این تبیض و نابرابری از طرف هیچ کس و هیچ منبعی قابل بخشش نیست.
در دنیای امروز بهره کشی از زنان تنها جنسی و جسمی نیست بلکه بهره کشی عمیق تر و دردناک تری هم وجود دارد که نظام سرمایه داری و مردسالاری آنرا تشدید می کند که با جایگزین کردن نقش آفرینی و تفکیک و تبعیض جنسیت در وظایف به جای برابری انسان ها و حفظ حقون آنان، روح و ذهن زنان را به یغما برده و از آنان فرمانبردارانی مطیع و مطمئن و بردگان خانگی برای هر نوع بازار سرمایه داری و مردسالاری از آن و بهره کشی می کند.
بنابراین کانون در عرصه های پیشگیری و تغییر قوانین نابرابر گام برمی دارد تا برای ساختن دنیای شاد و بدون تبعیض جنسی تلاش کنیم و این امر مهم امکان پذیر نیست مگر با پیوستن به نیروهایی علاقه مند و تشکیل سازمان های اجتماعی و مردمی حول یک محور مشخص کانون و برای از بین بردن محو خشونت علیه زنان و رسیدن به تمامی مطالباتمان نیاز به پشتوانه ی وجدان های بیدار همه ی زنان و مردان و کمک های شما عزیزان داریم.

۲۵ نوامبر روز جهانی محو خشونت علیه زنان
خشونت بر زنان چیز غریب و ناآشنایی نیست، همه ما در زندگی آنرا حس کردیم از کودکی تا به امروز و هر لظحه یک بحران جهانی است که هیچ کشوری چه نظام سرمایه داری و چه نظام سنتی مردسالار، از آن در امان نیستند.
خشونت علیه زنان به هر عمل خشونت آمیزی مبتنی بر جنسیت که سبب آسیب رساند، تهدید، سلب اختیار و آزادی از سوی فرد مهاجم، برای پیشبرد مقاصد خویش صورت می گیرد و از بارزترین جلوه های قدرت نمایی مردسالاری و نقض آشکار حقوق بشر است که منجر به پایمال شدن حقوق فردی و ارزش های انسانی می شود و قوانین و جوامع سنتی هم با سکوت و بی توجهی، به تکرار آن یاری میرساند.
خشونت لحظه به لحظه زندگی زنان را تهدید می کند از خانه تا خیابان و جامعه توسط هرکس از شوهر و پدر ، تا مغازه دار سر کوچه، همه و همه او را زیر نظر دارند، برای او تعیین تکلیف می کنند. چطور راه برد، چطور بخندد، چطور لباس بپوشد و کجا برود و کجا نرود، تا آنجا که زن حتی بر جسم خودش هم اختیار ندارد و تمام وجود زن بدلیل جنسیتش تحت کنترل و نفوذ مردانی که خود را تام الاختیار جنس زن می دانند.
خشونت خانگی که بیشترین آمار خشونت بر زنان را به خود اختصاص داده تا محیط کار و خیابان و معابر و تبعیض حقوقی به شکل های مختلف بر او تحمیل می شود.
بین ۱۶ تا ۵۰% از زنان دنیا قربانی تهاجم همسران خود هستند و مورد خشونت های جسمی: ضرب و شتم، پارگی های داخلی روده و...، انواع شکستگی دنده ها وبینی و ...
خشونت های روانی: به شکل فحاشی، تحقیر زن، داد و فریاد، جدا کردن زن از کودکش، چشم چرانی، تعدد زوجات و محرومیت های مالی و ..
خشونت های جنسی: که بسیاری از زنان را به شکل تجاوز جنسی از سوی همسر که برای رسیدن به برخی از خواسته های خود که زن به انجام آن تمایل ندارد تحت فشار جنسی و روانی قرار می گیرد.
خشونت در محیط کار که زنان شاغل و کارگر و مستخدمه های خانگی از سوی کارفرمایان و یا همکاران مرد خود مورد سوء استفاده های جنسی و خصوصا لمسی یا کلامی قرار میگرند، همچنین برابر با مرد کار می کنند ولی از نصف حقوق یک مرد برخوردار هستند.
با نگاهی به آمار صندوق جمعیت سازمان ملل متحد تخمین زده اند که هرساله ۵۰۰۰ زن در سراسر جهان توسط خانواده های خود به دلایل ناموسی به قتل می رسند. از هر ۵ زن یک زن در زندگی خود مورد تجاوز و یا در معرض تهدید به تجاوز قرار گرفته است.
در افکار مردسالار و سنتی، زن ناموس و مایملک مرد شناخته می شود واگر زنی در دفاع از جسم خود مرتکب جنایتی شود محاکمه می شود درحالیکه اگر مرد زنش را به عنوان دفاع و حفظ شرف و ناموس پرستی به قتل برساند قانون شوهر رامحق می داند.
در نظامی که روابط نابرابر بین زن و مرد وجود دارد موقعیت ضعیفی که زن در جامعه مردسالار دارد مردان آگاهانه و تحت یک برنامه ی سازمان یافته خشونت را انجام می دهند و بنام ناموس پرستی به جرم یک رابطه عاطفی انسانی و گاهی یک شک واهی دختران خود را سر می برند.
در مناطق محروم مثل گنبد و قوچان به علت فقر اقتصادی دختران در سن ۹ سالگی به عقد اجباری مردان مسن و چندهمسری در می آیند و گاهی به بهای بسیار ناچیز از طرف خانواده فروخته می شوند.
در مناطق قبیله ای و قومی مثل سیستان وبلوچستان، دختران بنام (خون بس) بعنوان یک شی و وسیله ای برای ایجاد صلح و آشتی بین دو قوم و قبیله ای که دشمنی دیرینه دارند به عقد سران قبایل در می آیند که بازتولید این خشونت های که بر زنان می رود: فرار از خانه، افزایش روسپیگری و تن فروشی، قاچاق زنان، خودسوزی و خودکشی است.
در جامعه پدرسالار که مرد مظهر استبداد و دیکتاتور در خانه است به عنوان نان آور و رئیس خانواده نسبت به زن از قدرت بیشتری برخوردار است و این نابرابری قدرت باعث ایجاد خشونت در خانواده و جامعه می شود.
عوامل بسیاری در بروز خشونت دخیل است فقر، تبعیض، محرومیت های اقتصادی، فرهنگ و سنت، فشار های اجتماعی، نداشتن قدرت و اختیار، دیدن تصویرهای خشن و سرکوبگرانه وعدم پشتوانه های قانونی و حمایتی کافی از زن و نگاه ضعیف و تبعیض آمیز به جنس زن باعث تداوم خشونت شده است.
استفاده از خشونت و سوء استفاده های جنسی در دنیای متمدن امروز به عنوان ابزار تداوم و تقویت فرمانبرداری و بهره کشی در حال گسترش است و امروزه نادیده گرفتن زنان که نیمی از جمعیت جامعه ما هستند، غیر متمدنانه و بدوراز معیارهای پیشرو برابری انسانی است.
اما در جوامع سنتی، تمام این گناهان به گردن فرهنگ است و قبول فرهنگ های عقب مانده مجوزی شده برای ادامه اعمال خشونت ، برای حذف خشونت تا به کی باید به انتظار تغییر فرهنگ باشیم در حالیکه سلامت روانی و جسمی نیمی از جمعیت جامعه هرلحظه تهدید می شود و در خطر است . با اینکه قرن هاست زنان در این راه تلاش می کنند راه به جایی نبرده اند، چرا؟! این یک وعده و تصور واهی است که ما می تونیم فرهنگ زنان و مردان را بالا ببریم! فرهنگی که خود برگرفته از پشتیبانی قوانین و فضای حاکم مردسالار برجامعه است چطور می تونیم آنرا تغییر بدهیم! فرهنگی که از بالا توسط رسانه های گروهی، روزنامه ها، مطبوعات، نوشته هایی بر در و دیوار، رسانه ها و قوانین موجود زن ستیز که هر لحظه زن را به عنوان جنس دوم، انسانی مادی، وابسته ،ضعیف و بدون اختیار به جسم خویش نمایش می دهد و عناوین ناموس پرستی، غیرت و تعصب مردانه و کنترل زنان را در جامعه تشدید می کند آیا می توان انتظار داشت که فرهنگ تغییر کند؟ تا کی و چند قرن دیگر باید شاهد قربانی شدن انسان های بی گناه باشیم تا این فرهنگ تغییر کند! قوانین و فرهنگی که این رفتارها را توجیه و یا بازتولید می کند ارتجاعی و ناعادلانه است.
مطالعات نشان داده که افزایش درآمد و استقلال مالی زنان، خشونت علیه آنان را کاهش داده است، پس ما نیاز به فرصت ها و قوانین برابر و حذف فاصله های طبقاتی را داریم وقتی فرصت های شغلی، کسب مهارت ها، برخورداری از موقعیت های اجتماعی و تکنولوژی، استفاده از امکانات و موقعی های مشابه بدون تبعیض جنسی، نژاد، قومیت و قوانین برابر که حق تمامی انسان هاست جایگزین قوانین زن ستیز شود، وقتی زنی که چشمش کبود بود به دلیل بی اعتمادی به قانون، ترس از تهدید شوهر و حفظ آبرو مجبور نباشد بگوید بچه ام دمپایی را پرت کرده و به چشمم خورده، وقتی زن کارگر بدون ترس از اخراج شدن و گرسنه شدن کودکش مجبور نباشد در شرایط ناامن محیط کار و با حداقل حقوق کار کنه ، وقتی زنی اعتماد کند که یک مقام و مرجع قانونی مدافع حقوقش است، وقتی ثروت های جامعه به شکل عادلانه توزیع شود و پدری مجبور نباشد زیر فشار فقر زندگی دخترش رو نفروشه ، وقتی مردی بداند در صورت بروز خشونت و همسرآزاری به هرشکلش تاوان سنگینی را باید بپردازد و مجازات خواهد شد، وقتی نظامی، به زن، به عنوان یک وسیله سودجویی و بهره کشی نگاه نکند، آنوقت فرهنگ زن ستیز محو خواهد شد.
مادامی که ما به قوانین نابرابر "نه " نگوییم نمی توانیم بهبودی ایجاد کنیم، باید قوانین برابر بدون تبعیض و تفکیک جنسی را جایگزین قوانین مردسالاری و سنن ارتجاعی کرد تا بتوان خشونت بر زن را ریشه کن کرد .
همسر آزاری، تحقیر، توهین و همسرکشی، قاچاق زنان و سوء استفاده و بهره کشی، اینها جنایتی ست که به انسان های یک جامعه آسیب می رساند و باید سنت های مردسالاری را نکوهش کرد و با قوانین زن ستیزی که زن و مرد را در مقابل هم قرار می دهد و دشمن جان هم کرده، مقابله کرد.
زن و مرد باید در کنار هم به این فاجعه انسانی، پایان دهند و بدانیم که خشونت بر زنان فقط مسئله ی زنان نیست بلکه کل جامعه بشریت، زن و مرد، هردو را به نابودی و منجلاب می کشاند.
ما باور داریم، اگر هرکس درهر جایگاه اجتماعی که قرار دارد مردان و زنان کارگر، روانشناس، جامعه شناس، پزشک، پرستار، حقوق دانان و تمامی فعالین و نهادهای مردمی (ان جی او) ها در کنار هم به این شرایط نابرابر معترض باشیم و خواهان تصویب کامل قوانین برابر بدون تبعیض جنسی باشیم می تونیم به این عمل غیر انسانی و خشونت علیه زنان پایان دهیم.
کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان
چهارم آذر ۱٣٨۶
 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه