بازگشت به صفحه اول

 

 
 

چند خبر از حکم های اعدام

تاييد يک حکم اعدام

آسمان دیلی نیوز: با تاييد قضات شعبه 40 ديوان عالى كشور، حكم قصاص مرد متهم به قتل پسر عمه‌اش با ضربات چاقو اجرا مي‌شود.

به گزارش خبرنگار حقوقى ايسنا، طبق كيفرخواست صادره در اين پرونده ,ع, 31 ساله داراى سابقه‌ى كيفرى متهم به قتل ,ر, به وسيله‌ى وارد كردن ضربات چاقو در مهرماه سال گذشته در شهرستان قرچك است.

نماينده‌ى دادستان در جلسه دادگاه گفته بود كه با توجه به شكايت اولياى دم مقتول و تقاضاى قصاص از سوى آنها و اقرار صريح مقرون به واقع متهم، بازسازى صحنه، وقوع جنايت كه با اقارير متهم به قتل سازگار است، شهادت شهود و نظريه‌ى پزشكى قانونى در مورد علت تامه مرگ، گزارش مراجع انتظامى و ساير قراين موجود در پرونده، بزهكارى متهم به قتل محرز است و مستند به ماده‌ى 206 قانون مجازات اسلامى تقاضاى صدور حكم قانونى كرده بود.

پدر مقتول نيز در جلسه دادگاه در تشريح شب حادثه، گفته بود: متهم به قتل شب حادثه به منزل ما آمد، شام خورد و پسرم سه هزار و 500 تومان و يك پاكت سيگار به وى داد و ساعت 10 شب از منزل ما به منزل پسرم رفت و پسرم با خاطرجمعى وى را به منزل راه داده بود اما آخر شب قصد غارت خانه‌ى پسرم را داشت.

اولياى دم تقاضاى قصاص متهم را به دادگاه ارايه كرده بودند.

قاضى عزيزمحمدى در جلسه دادگاه خطاب به متهم، گفته بود كه متهم داراى 11 فقره سابقه‌ى كيفرى است و طبق كيفرخواست صادره متهم به قتل عمدى نيز است.

اما متهم به قتل، ارتكاب قتل عمدى را پذيرفت و در تشريح شب حادثه، گفته بود: آن شب قرص‌هايى كه از ناصر خسرو خريده بودم مصرف كردم و هيچ نيازى به دزديدن پول نداشته و نمي‌خواهم با اين صحبت‌ها خودم را تبرئه كنم و اگر قصد دزدى داشتم به منزل فاميلم نمي‌رفتم.

متهم به قتل در جلسه دادگاه در بيان آخرين دفاع گفته بود: قصاصم كنيد، راحت شوم اما مي‌گويم من براى سرقت به آنجا نرفته بودم.

قضات شعبه 71 دادگاه كيفرى استان تهران(عزيزمحمدي،رحيمي،عبداللهي،سالارى و باقرى) پس از اخذ آخرين دفاع و اعلام ختم رسيدگى ، وارد شور شده و به اتفاق آرا ارتكاب قتل توسط متهم به قتل اين پرونده را محرز دانسته و او را به قصاص محكوم كردند كه اين حكم توسط قضات شعبه 40 ديوان عالى كشور تاييد و پرونده به دادسراى امور جنايى تهران جهت اجراى حكم ارجاع شد.

صدور يک حکم اعدام ديگر

با صدور حكم قصاص يك متهم به رفيق‌كشى و تأييد آن از سوى ديوان عالى كشور، پرونده‌ى اين جوان به واحد اجراى احكام دادسراى جنايى تهران ارجاع شد تا در آينده‌اى نزديك اين شخص به دار مجازات آويخته شود.

به گزارش خبرنگار حقوقى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، روز 6 بهمن ماه سال 82 فردى با مراجعه به كلانترى 11 شهريار مدعى شد پدرش روز اول بهمن به منزل يكى از دوستان خود به نام عليرضا رفته و هنوز بازنگشته است.

با آغاز تحقيقات قضايى و پليسي، عليرضا در منزل خود بازداشت و مشخص شد كرامت‌الله 55 ساله را با ضربات قندشكن از پاى درآورده است.

اين متهم 35 ساله در اظهارات اوليه خود، انگيزه‌اش از ارتكاب جنايت را تجاوز كرامت‌الله به همسرش عنوان كرد و گفت:‌روز جنايت، كرامت‌الله از من خواست كه برايش ترياك تهيه كنم. من نيز پس از خروج از منزل و تهيه‌ى ترياك، وقتى به خانه بازگشتم با مشاهده‌ى تجاوز مقتول به همسرم، كنترل خود را از دست داده و او را با وارد آوردن ضربات قندشكن به سرش كشتم.

در بررسي‌هاى بعدى و تناقض‌گويي‌هاى متهم و همسرش، مشخص شد اظهارات اوليه‌ى او كذب بوده و انگيزه‌ى متهم از قتل كرامت‌الله، اختلافات مالى آن‌ها بوده است.

بر اساس ادله‌ى موجود نهايتا قضات شعبه‌ى 71 دادگاه كيفرى استان تهران روز 25 آذرماه سال گذشته رأى به قصاص متهم داده و شعبه‌ى 40 ديوان عالى كشور نيز حكم را تأييد كرد.

به گزارش ايسنا، صبح امروز پرونده‌ى عليرضا جهت اجراى حكم به قاضى عصمت‌الله جابرى داديار اجراى احكام دادسراى امور جنايى تهران سپرده شد تا در صورت عدم برقرارى صلح و سازش، متهم به قتل به زودى قصاص شود.

صدورحکم اعدام برای يک کارگر متهم به قتل

در پى به قتل رسيدن جوانى ‌٣٨ ساله توسط كارگرش، پرونده‌ى متهم پس از تاييد حكم قصاص وى از سوى ديوان عالى كشور به واحد اجراى احكام دادسراى امور جنايى تهران ارجاع شد.

به گزارش خبرنگار حقوقى ايسنا، ساعت ‌٣٠/١١ صبح روز ‌١٦ فروردين ماه سال گذشته شخصى به نام على اكبر ‌٢٦ ساله با مراجعه به به كلانترى ‌١٦ شهرك انديشه اظهار داشت كه صاحبكار خود را با ضربات چاقو از پاى درآورده است.

با آغاز تحقيقات قضايي، وى در مقابل قضات شعبه ‌٧١ دادگاه كيفرى استان تهران گفت: ‌مدتى قبل صاحبكارم به نام سيامك مرا از كارگاه اخراج كرده بود و هر چه تلاش مي‌كردم او را ببينم و با او صحبت كنم، نمي‌توانستم. به همين دليل يك روز كه او را داخل محوطه كارگاه تنها يافتم، از فرط عصبانيت نزد وى رفته و او را با ضربات كارد از پاى درآوردم و سپس خود را تسليم پليس كردم.

با صدور راى قصاص متهم، در روز ‌٢٢ خرداد ماه سال جاري، شعبه ‌٣٣ ديوان عالى كشور نيز راى صادره را تاييد كرد كه اين پرونده صبح امروز جهت اجراى حكم قصاص به قاضى عصمت الله جابرى داديار اجراى احكام دادسراى امور جنايى تهران سپرده شد.

تدوین : آسمان دیلی نیوز

http://propellerhead-news.blogfa.com

-----------

عماد باقی :راهی جز اعتصاب غذا ندارم/ رفتار توهین آمیز با خانواده باقی در جریان ملاقات با وی در اوین

ادوار نيوز: خانواده «عمادالدین باقی»، رییس دربند انجمن دفاع از حقوق زندانیان، روز دوشنبه بعد از گذشت 45 روز موفق به ملاقات وی شدند. باقی در این ملاقات كه نحوه انجام آن، اعتراض خانواده‌اش را به دنبال داشت، اعلام كرده كه تاكنون پنج نامه به رییس قوه قضاییه، رییس دادگستری استان تهران، وزیر اطلاعات، رییس مجلس و قاضی پرونده نوشته است و ضمن توضیح سیر پرونده و نقض حقوق خود به روش بازداشت و نگهداری اعتراض كرده است. او در نامه‌هایش اعلام كرده كه به دنبال جنجال و هیاهو نیست، اما اگر این بی‌قانونی‌ها و شكنجه‌های روحی و روانی كه در موردش اعمال می‌شود ادامه یابد، برای او راهی جز اعتصاب غذا باقی نمی‌ماند. خبرنگار نوروز در گفت‌وگویی با خانم «فاطمه كمالی احمدسرایی» همسر باقی، از این ملاقات و آخرین وضعیت این زندانی سیاسی جویا شده است.

- خانم كمالی! ملاقات شما با آقای باقی در چه شرایطی انجام شد؟
وكیل آقای باقی بسیار زحمت كشید و تقاضای ملاقات حضوری داد و دختران من بعد از 45 روز توانستند پدرشان را در آغوش بگیرند اما بغض‌هایشان را از تكیده شدن پدرشان در گلو شكستند.آقای باقی به شدت لاغر شده بود، او با دو مأمور وارد سالن ملاقات شد. ما گمان می‌كردیم كه او را تا سالن همراهی می‌كنند و كنار می‌ایستند، اما با كمال تعجب به همه خانواده گفتند كه دور میز بنشینید و بعد یكی از آنها بالای سر آقای باقی ایستاد و دیگری بالای سر خانواده.

آقای باقی از این رقتار شدیدا دلخور شده بود وگفت:«ما مثل تمامی زندگیمان شفاف هستیم و این رفتار شما توهین‌آمیز است». اما با تقاضای خانواده، آقای باقی حضور آنها را نادیده گرفت. اما با اینكه این دو مامور یكسره بالای سر ما بودند، متاسفانه هنگام خروج از سالن ملاقات، من و دخترانم را به سمت اتاقی هدایت كردند تا بازدید بدنی كنند.

این كار بسیار مورد تعجب و سؤال ما بود؛ زیرا اگر قبل از رفتن به ملاقات بازدید بدنی می‌كردند، شاید كمی قابل توجیه بود مثلا اینكه آنها با نگاه منفی و توهم توطئه‌ای كه نسبت به ما دارند، بخواهند جلوی خبررسانی مكتوب به آقای باقی را بگیرند اما گشتن به هنگام خروج چه منطقی به جز این می‌تواند داشته باشد كه مبادا ما مكتوبی از باقی به بیرون زندان منتقل كنیم، آن هم در شرایطی كه باقی كاغذ و قلم در اختیار ندارد؟

وضع طوری بود كه دختر كوچكم به من گفت: «مادر! با این ملاقات من بیشتر نگران شدم. ببین چه فشارو شكنجه روانی به بابا تحمیل می‌كنند كه با آن همه مراقبت هراس دارند از این كه بابا به ما گزارش مكتوبی از وضعیت خود را بدهد».

ما درباره این بازرسی از مسؤولان زندان توضیح خواستیم اما خانمی كه ما را به سمت اتاق راهنمایی كرده بود، با تحكم از ما خواست به صف شویم رفتار تند او با مادر باقی برای به صف شدن موجب رنجش دخترانم شد و بعد از آنكه كیف دخترم را گشت و بازرسی بدنی كرد، دستكش به دست كرد و از او خواست كه لباس زیرش را هم در بیاورد. دخترم كه باور نمی‌كرد، با تعجب به من نگاه كرد و به آن مامور گفت:«تو گفتی چه كار كنم؟» و وقتی مامور با جسارت و خشونت تكرار كرد، دخترم ناگاه به هم ریخت و شروع به گریه و اعتراض كرد. او به‌شدت اعتراض می‌كرد و می‌گفت:«من اجازه این كار شنیع را به شما نمی‌دهم. مگر شما قاچاقچی را ملاقات داده‌اید؟ شما از چه می‌ترسید كه حتی چند سانتیمتر كاغذ را از پدرم دریغ كرده‌اید؟ مدام با لای سر ما چشم به دهان ما دوخته بودید و دست و پای ما را می‌پاییدید. ما با حضور دو مأمور مرد چه طور می‌توانستیم چیزی را آن هم این چنین، جاسازی كنیم؟ من هرگز به شما اجازه نمی‌دهم به من این همه توهین كنید. چرا در شأن افراد با آنها رفتار نمی‌كنید؟ آیا اینكه بنا را بر آزار روحی پدر من گذاشته‌اید، كافی نیست؟».

گریه و بغض دخترم به گونه‌ای بود كه خواهرانش و همه را متأثر كرد. فضا به گونه‌ای بود كه من به‌سختی توانستم آرامشم را حفظ كنم؛ به‌خصوص اینكه برادر باقی به تازگی دچار سكته مغزی شده و عصبیت و هیجان برایشان خوب نیست. ایشان چون نگران حال آقای باقی بودند به سختی به ملاقات آمده بودند تا شاید با دیدن برادر خود، آرامش بگیرند اما متاسفانه دیدن باقی و منقلب شدن برادرزاده‌هایش وضعیت او را به گونه‌ای دگرگون كرد ه بود كه من فكر می‌كنم خدا او را برای ما نگه داشت.

من بسیار متأسفم از این همه ظلمی كه در یك ملاقات 20 دقیقه‌ای به بچه‌ها و خانواده او روا داشتند. من نمی‌فهمم چرا اینقدر حرمت‌شكنی می‌كنند؟ كاش یكی بود و به این سوال پاسخ می‌داد. با توجه به اینكه باقی قلم و كاغذ ندارد و حتی چند سانتیمتر كاغذ را برای نوشتن شماره‌های آیات قرآنی كه تلاوت می‌كند، از او دریغ كرده‌اند، چگونه می‌تواند به ما چیزی بدهد؟ این بازرسی چه به وسیله وزارت اطلاعات و چه به وسیله زندان صورت گرفته باشد، چه معنایی جز اذیت روانی خانواده می‌تواند داشته باشد.

- وضعیت روحی و جسمی آقای باقی چگونه بود؟
وضعیت روحی باقی خیلی عالی بود. فكر می‌كردیم وقتی ایشان را می‌بینیم، با توجه به اینكه 45 روز در سلول بسته بوده است باید به ایشان روحیه دهیم اما جالب بود كه بعد از ملاقات با تمام مسائل ناخوشایندی كه بود، روحیه گرفتیم اما این منجر به نادیده گرفتن اجحافی كه در حق ایشان می‌شود، نیست. ایشان 45 روز است كه در سلول بسته هستند. باقی آنقدر از اخبار دور بود كه تازه دیروز یك روزنامه قدیمی به دست آورده بود و از درگذشت مرحوم قیصرامین‌پور باخبر شده بود. بسیار متاثر بود و می‌گفت كه كاش زودتر می‌فهمید و می‌توانست برای خانواده‌اش پیام تسلیت بفرستد. از قیصر در روزهای قبل از زندانی شدنش یاد می‌كرد و اینكه بنا بود شعری در مورد «حق حیات» بگوید. به آقای باقی گفته‌اند كه از فردا روزنامه در اختیارش قرار می‌دهند، اما ما نمی‌دانیم چه روزنامه‌ای خواهند داد.

مساله مهم دیگری كه در ملاقات مطرح شد، این بود كه ایشان گفت درخواست قلم و كاغذ كرده است تا به مسئولان نامه بنویسد. اول گفته‌اند خودكار ممنوع است. اما بعد از اعتراض باقی به غیرقانونی بودن این رفتار، تنها برای نوشتن نامه قلم و كاغذ داده‌اند و بعد از نوشتن، از باقی گرفته‌اند. باقی پنج نامه به برخی از مسئولان نوشته است كه عبارتند از رییس قوه قضاییه، رییس دادگستری استان تهران، وزیر اطلاعات، رییس مجلس و قاضی پرونده. در این نامه‌ها با توضیح سیر پرونده و نقض حقوق خود به روش بازداشت و نگهداری اعتراض و اعلام كرده است كه به دنبال جنجال و هیاهو نیست؛ اما اگر این بی قانونی‌ها و شكنجه‌های روحی و روانی كه در موردش اعمال می‌شود ادامه یابد، برای او راهی جز اعتصاب غذا باقی نمی‌ماند.

- آیا در این ملاقات توانستید كتاب یا وسیله‌ای به آقای باقی بدهید؟
خیر از دادن لباسها و مقداری خوراكی كه برده بودیم، خودداری كردند و دو سه كتابی كه برای ایشان برده بودیم را تحویل نگرفتند. البته اگر به فرض تمام امكانات را هم در اختیار ایشان قرار دهند، باز هم سلول ایشان از حالت سلول بسته خارج نمی‌شود. ما نمی‌دانیم این همه اصرار برای بلاتكلیف نگه داشتن باقی در چنین وضعیتی بعد از اتمام بازجویی‌ها برای چیست؟

-----------

از راديو فردا

رضا ولی زاده، روزنامه نگار بازداشت شد

در گزارش ها آمده که چند مامور لباس شخصی آقای ولی زاده را در محل کارش بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده اند.

رضا ولی زاده، روزنامه نگار و مدیر سایت اینترنتی «بازنگار» عصر روز سه شنبه از سوی ماموران لباس شخصی در تهران بازداشت شد.

اتهام اين روزنامه نگار اعلام نشده اما نزديکان وی گفته اند که آقای ولی زاده به اتهام انتشار خبر «خريد سگ های آموزش ديده برای حفاظت از رییس جمهوری اسلامی» بازداشت شده است.

چندين وبلاگ در تهران ضمن انتشار خبر بازداشت اين روزنامه نگار خبر داده اند که ماموران پس از تماس تلفنی با رضا ولی زاده، و به بهانه ارائه برگه احضاريه ای از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران به محل کار وی مراجعه کرده اند.

در اين گزارش ها آمده که چند مامور لباس شخصی وی را در محل کارش بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده اند.

مقام های قضایی و امنيتی جمهوی اسلامی تاکنون از تائيد رسمی خبر بازداشت اين روزنامه نگار و وبلاگ نويس خودداری کرده و اتهام منجر به بازداشت وی را اعلام نکرده اند.

آقای ولی زاده که در کنار روزنامه نگاری از مجريان «راديو گفت و گو» وابسته به راديو تلویزيون دولتی ايران نيز هست، قبل از بازداشت طی تماسی با انجمن صنفی روزنامه نگاران موضوع تماس ماموران دادستانی را به اطلاع انجمن رسانده بود.

« سگ های ۶۰۰ ميليون تومانی»

مقام های قضایی و امنيتی جمهوی اسلامی تاکنون از تائيد رسمی خبر بازداشت اين روزنامه نگار و وبلاگ نويس خودداری کرده و اتهام منجر به بازداشت وی را اعلام نکرده اند.

با اين حال نزديکان اين روزنامه نگار ۳۲ ساله و زاده سنندج، که مديريت سايت اينترنتی «بازنگار» را نيز بر عهده دارد، گفته اند که وی به اتهام انتشار خبر «خريد سگ های ۶۰۰ ميليون تومانی برای حفاظت از محمود احمدی نژاد» بازداشت شده است.

رضا ولی زاده ۱۲ روز قبل برای اولين بار خبر خريد چهار قلاده سگ بمب ياب برای حفاظت از رییس جمهوری ایران به قيمت ۶۰۰ ميليون تومان را در وبلاگ شخصی خود  منتشر کرد.

خبری که بازتاب های داخلی و بين المللی وسيعی را به دنبال داشت. روزنامه گاردين، چاپ لندن يکی از رسانه هايی است که به دنبال انتشار خبر سگ های ۶۰۰ ميليون تومانی برای حفاظت از رییس جمهوری بنيادگرای ايران گزارشی در همن خصوص را منتشر کرد.

آقای ولی زاده خبر داده بود که «چهار سگ در تيم حفاظتی محمود احمدی نژاد به منظور تشخيص بمب و مواد منفجره به کار گرفته شده اند که هر يک به قيمت ۱۵۰ ميليون تومان از کشور آلمان خريداری شده اند.»

وی همچنين نوشته بود که «اين سگ ها که از باهوش ترين و اصيل ترين نژاد سگ های آلمانی به شمار می آيند، پيش از بازديد رییس جمهوری از نمايشگاه ها، و  يا اماکنی که به منظور سخنرانی يا بازديد در آن ها حضور می يابد، مستقر می شوند، منطقه مورد بازديد را کاملا کنترل می کنند و پس از اعلام وضعيت سفيد، رییس جمهوری در محل حاضر می شود.»

وی در وبلاگ خود ضمن انتقاد نسبت به استفاده از سگ های محافظ در جريان بازديد روز ۲۳ آبان آقای احمدی نژاد از نمايشگاه مطبوعات در تهران، از حضور رییس جمهوری اسلامی با چندين ساعت تاخير خبر داده و  نوشته بود: «آن چه باعث شد بازديد ايشان(احمدی نژاد) از نمايشگاه کوتاه و مختصر شود خبر احتمال انفجار در سايت هسته ای پارچين واقع در شرق تهران بود؛ که البته خبر آن در رسانه های داخلی بازتابی نيافت.»

تایید خبر خرید سگ های گران قیمت

دو روز پس از انتشار خبر«سگ های ۶۰۰ ميليون تومانی»در وبلاگ آقای ولی زاده، خبرگزاری فارس نيز به نقل از يک مقام مسئول در يگان حفاظت از مسئولان کشور خبر استفاده از سگ های گران قيمت برای محافظت از رییس جمهوری اسلامی را تایید کرد.

اين مقام مسئول گفت: «استفاده از سگ های آموزش ديده برای انجام بخشی از ماموريت حفاظتی در خصوص کشف مواد منفجره و پاکسازی محيط در اماکن بزرگ چيز جديد و منحصر به ماموريت حفاظتی برای فرد خاصی نيست.»

اما وی، قيمت ۱۵۰ ميليون تومان برای هر يک از اين سگ ها را تائيد نکرد و گفت:«برخی خبرسازی های اخير در رابطه با استفاده از اين سگ ها يک عمليات روانی است که با هدف تضعيف نيروهای حفاظتی کشور انجام شده است.»

با دستگيری رضا ولی زاده تعداد روزنامه نگاران بازداشت شده در ايران به ۱۲ تن رسيده است؛ عمادالدين باقی، محمد صديق کبودوند، ابوالفضل عابدينی نصر، سعيد متين پور، مريم حسين خواه، اجلال قوامی، محمدعلی حيدری، قاسم سيدين زاده، آکو کردنسب، ياسر گلی و عدنان حسن پور(محکوم به اعدام) روزنامه نگارانی هستند که در بازداشت به سر می برند.

-----------

از روز

گزارش فرانس پرس از: تشديد سرکوب فعالان سياسي و دانشجويان

‏‏براساس اطلاعيه اي که روز دوشنبه توسط فرانس پرس از سوي کانون مدافعان حقوق بشر دريافت شده، دولت رييس جمهور ‏احمدي نژاد ميزان سرکوب و فشار عليه دانشجويان، استادان و اعضاي اتحاديه ها را در ماه هاي اخير افزايش داده است.‏

کانون مدافعان حقوق بشر، به رياست شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل، در اين اطلاعيه با ابراز تأسف نوشته: "دولت به رغم ‏شعارهاي پوپوليستي خود، باز هم در حال تنگ تر کردن فضاي فعاليت هاي سياسي، سنديکايي و دانشجويي است." ‏

اين در حالي است که آقاي احمدي نژاد در انتخابات سال 2005، "دادخواهي" را يکي از اهداف اصلي خود ذکر کرده بود، ولي به ‏گفته اين کانون، "جنبش دانشجويي در تابستان امسال يکي از سخت ترين دوران هاي خود را سپري کرده است".‏

در اين اطلاعيه همچنين آمده: "جدا از دستگيري هاي دانشجويي، اساتيد محترم دانشگاه ها نيز به دليل دگرانديشي از کار برکنار و ‏صدها دانشجو به دليل انجام اقدامات سياسي و ايدئولوژيک از شرکت در کلاس درس محروم شده اند."‏

در حدود 80 مدير مدرسه به همراه معاونان خود در شهرهاي تهران، همدان، کرمانشاه و اسلامشهر از کار برکنار شده اند. دليل ‏اين برکناري، پيوستن معلمان اين مدارس به جنبش هايي است که حق و حقوق خود را مطالبه مي کردند.‏

به گفته کانون مدافعان حقوق بشر، "سرکوب و فشار عليه فعالان سياسي در تابستان امسال شدت يافت و بر تعداد زندانيان نيز ‏افزوده شد"؛ به عنوان مثال، 20 نفر در استان هاي کردستان و کرمانشاه دستگير شدند. بسياري نيز به دليل "روابط فرضي" با ‏احزاب مخالف کرد به زندان محکوم شده اند. ‏

کانون خانم عبادي که خود يکي از وکلاي کارآمد است، همچنين خاطرنشان کرده که وضعيت اقليت هاي مذهبي بهايي بسيار وخيم ‏شده و اين درحالي است که دولتمردان جمهوري اسلامي اين اقليت مذهبي را مرتد مي دانند. ‏

به گفته اين کانون، بهاييان حتي نمي توانند در شغل هايي مانند راننده تاکسي و عکاس کار کنند و همچنين نمي توانند هيچ گونه ‏فعاليتي در زمينه صنعت هتلداري، رستوران داري و چاپ و انتشارات داشته باشند.‏

منبع: فرانس پرس، 27 نوامبر 2007‏

مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es

---------

صدور حکم انضباطی برای دبیر انجمن منتخب دانشگاه بوعلی در پی حوادث مربوط به فوت دکتر زهرا بنی یعقوب در همدان

ادوار نيوز: دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان همدان ، در طي حكم كميته انضباطي به اتهام توهين به شعائر مذهبي يا ملي محكوم شد.

به گزارش خبرنامه بوعلي سينا ، به موجب اين حكم كه مورد اتهامي آن توهين به شعائر اسلامي يا ملي مي باشد ايشان با تخفيف به تذكر كتبي و درج در پرونده محكوم شدند.
دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا همدان به توبيخ كتبي و درج در پرونده محكوم مي شوند ، تا دانشجويان بدانند از قانون گفتن و سوال كردن از دولت برابر است با توهين به دين و ملت!
قابل ذكر است امين نظري چندي پيش به همراه ۴ عضو ديگر اين تشكل پس از صدور بيانيه اي سوالي مبني بر اينكه (چرا زهرا مرد؟) برگزاري مراسمي به مناسبت هفتمين روز مرگ مشكوك زهرا .بني يعقوب پزشكي كه به صورتي مشكوك در ساختمان امر به معروف سپاه همدان مرد، به كميته انضباطي دانشگاه احضار شدند .

----------

دیوان عدالت اداری حکم به ادامه تحصیل حامد حسندوست دانشجوی محروم از تحصیل داد

ادوارنیوز: دیوان عدالت اداری حکم به ادامه تحصیل حامد حسندوست دانشجوی محروم از تحصیل داد.
حامد حسندوست از جمله 17 دانشجویی است که بنابر حکم هسته گزینش استاد و دانشجو سال گذشته و علیرغم قبولی در دوره کارشناسی ارشد از ادامه تحصیل محروم شدند. این 17 نفر تلاشهای فراوانی را در جهت بازگشت به تحصیل کردند اما نهایتا دیوان عدالت با استناد به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی آنها را فاقد صلاحیت شناخت.

این درحالی است که دیوان عدالت 1 سال بعد از شکایت حامد حسندوست بدلیل اینکه وی اکثر واحدهای درسی خود را گذرانده است و تشخیص صلاحیت بعد از ورود به دوره کارشناسی ارشد فاقد وجاهت است، حکم به بازگشت به تحصیل حسندوست داده است.

به گزارش ادوار نیوز دانشگاه تربیت معلم هنوز این حکم را نپذیرفته است

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه