بازگشت به صفحه اول

 از صدای آلمان

 
 

ایران از اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند

هانس گرت پوترینگ، رئیس پارلمان اروپا از ایران خواست از اجرای احکام اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند. هم‌اکنون چندین نفر در ایران محکوم به اعدام‌اند که هنگام ارتکاب جرم، کودک بوده‌اند.

رئیس پارلمان اروپا می‌گوید، اعدام این دو نفر نقض حقوق بشر و نقض دیگر کنوانسیون‌های بین‌المللی است. در این گزارش نامی از این دو نفر برده نشده است. بنا به آمار سازمان‌های مدافع حقوق بشر، از سال ۲۰۰۴ بدین‌سو، ۱۷ نفر در ایران اعدام شده‌اند که زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال بوده‌اند. سازمان عفو بين‌الملل می‌گوید، ایران اين امتياز وحشتناک را به خود اختصاص داده که از سال ۱۹۹۰ تا کنون بيش ‏از هر کشور ديگری کودکان بزهکار را اعدام کرده است ‏. ‏

ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی (اعلامیه حقوق بشر) و ميثاق حقوق کودک، اجرای مجازات مرگ در مورد کودکان بزهکار را صريحا منع کرده است. ايران هر دوی این معاهده‌های بین‌المللی را امضا کرده و موظف است که مفاد آن‌ها را ‏رعايت کند. دولت ایران اما با محکوم کردن کودکان بزهکار به مرگ هر دوی این میثاق‌ها را نقض می‌کند.

در حال حاضر خودداری از کاربست مجازات مرگ در مورد کودکان بزهکار، چنان در سطح جهان وسیع شده که به ‏قاعده‌ای متداول در حقوق بين‌الملل درآمده و برای هر کشوری لازم‌‌الاجرا شده است. در ایران اما هنوز چنین نیست. براساس گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل، در سه سال گذشته به‌غیر از ایران، فقط در سه کشور چین، سودان و پاکستان اعدام کودکان بزهکار صورت گرفته است. با این‌همه، شمار اعدام‌ها در ایران بیش از مجموع آنها در این سه کشور بوده است.

بنا به آمار سازمان عفو بین‌الملل که در ماه مه سال ۲۰۰۷ انتشار یافت،
- در سال ۲۰۰۴، چين يک کودک بزهکار را اعدام کرد،‏ ‏ ايران سه تا
- در سال ۲۰۰۵، سودان دو کودک بزهکار را اعدام کرد، ايران هشت تا
- در سال ۲۰۰۶، پاکستان يک کودک بزهکار را اعدام کرد،‏‏ ايران چهار تا
- در سال ۲۰۰۷، ايران تنها کشوری است که تا ماه مه (زمان تهیه گزارش از سوی عفو بین‌الملل)، اعدام يک کودک ‏بزهکار در آن ثبت شده است.

تعریف ناسازگار ایران از سن کودک

 دولت ایران اعدام کودکان و نوجوانان را رد می‌کند. ماده ۴۹ قانون مجازات ایران می‌گويد:‌ «اطفال در صورت ارتکاب ‏جرم مبری از مسؤليت کيفری هستند.» اما تعریفی که این قوانین برای "طفل" و فرد بالغ ارائه می‌دهد با قوانین بین‌المللی سازگار نیست.

در قوانین ایران "طفل" کسی تعريف شده که "به سن بلوغ شرعی نرسيده باشد" و سن بلوغ شرعی در ايران برای دختران ۹ و ‏برای پسران ۱۵ سال است. این امر به معنای آن است که دختران بالای ۹ سال و پسران بالای ۱۵ سال بالغ‌اند و می‌توانند به مجازات مرگ محکوم شوند. در حالی که در میثاق‌های بین‌المللی، طفل یا کودک کسی تعریف شده که زیر ۱۸ سال باشد.

ماده ۳۷ ميثاق حقوق کودک می‌گوید‌، «نه حکم اعدام و نه حبس ابد، نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شده‌اند».‏ ماده ۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز می‌گوید:‌ «مجازات مرگ نبايد برای ‏جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شده‌اند.» ‏

براساس آمارهای غيررسمی، هم‌اکنون در ایران حدود هفتاد نفر از محكومين به اعدام را افرادی تشکیل می‌دهند كه در زمان ارتكاب جرم، سن‌شان زير ۱۸ سال بوده است. بسیاری از فعالین حقوق بشر و وکلای دادگستری در ایران و نیز نهادها و سازمان‌های بین‌المللی ازجمله یونیسف، عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر و نیز اتحادیه اروپا خواهان حذف مجازات اعدام برای اطفال زیر ۱۸ سال در قوانین جزایی ایران هستند.

---------------

درخواست دانشجويان برای معرفی عاملان مرگ دكتر زهرا

خبرنامه امیرکبیر: مراسم یادبود دکتر زهرا بنی‌یعقوب، پزشکی که به طور داوطلبانه در همدان خدمت می‌کرد و در بازداشتگاه ستاد امر به معروف همدان به طرز مشکوکی از دنیا رفته بود، ظهر دیروز در دانشکدهء داروسازی دانشگاه تهران برگزار شد.

دکتر زهرا بنی یعقوب یک ماه و نیم پیش به همراه نامزدش در پارکی در همدان توسط نیروهای ستاد امر به معروف و نهی از منکر بازداشت شد. پس از ۴۸ ساعت بازداشت وقتی خانواده‌اش به این شهر مراجعه کردند ماموران خبر از خودکشی دکتر زهرا در بازداشتگاه دادند. مرگی که به عقیدهء خانوادهء زهرا مشکوک بوده و با توجه به شواهد موجود فرضیهء خودکشی او را منتفی می‌کند.

حدود ۲۰۰ نفز از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشکدهء داروسازی، صندلی‌های قرمز رنگ سالن رازی را پر کرده‌اند و منتظرند تا خانوادهء دکتر زهرا به جمع آن‌ها اضافه شود. دم در ورودی سالن رازی یکی از دانشجوها مشغول چسباندن توماری به دیوار است. این تومار که در برگیرندهء خواستهء دانشجویان برای معرفی عاملان مرگ دکتر زهراست، خطاب به قوهء قضاییه نوشته شده: «به این وسیله مراتب اعتراض خود را نسبت به آنچه بر دکتر زهرا رفته است، اعلام داشته و خواهان تشکیل هیات نظارت و بازرسی برای معرفی عاملان این حادثه تاثربرانگیز هستیم.» این نامه را بیش‌تر از سه هزار دانشجو امضا کرده‌اند.

پیش از شروع مراسم، موزیک متن محزون فیلم «بوی پیراهن یوسف» ساخته مجید انتظامی در سالن پخش می‌شود. رحیم بنی‌یعقوب با چشم‌هایی نمناک همراه با همسرش از راه می‌رسند و به ردیف اول راهنمایی می‌شوند. می‌نشینند و به عکس بزرگ ویدیویی زهرا که در پس زمینهء صحنه قرار دارد، خیره می‌شوند.

کف صحنه حدود ۴۰ عدد شمع روشن قرار دارد که به نظر با ترتیب خاصی چیده نشده‌اند. در گوشهء سمت چپ هم شش عدد صندلی در دو ردیف چیده شده است. صندلی وسط ردیف اول به طور نمادین به زهرا تعلق دارد و همه جای آن پر از شمع‌های روشن است.

چند نفر از دانشجویان، هر یک چند جمله ادبی را برای حاضران می‌خوانند. یکی از آن‌ها این چنین می‌گوید: «چقدر خسته‌ام من امروز، تمام درس‌هایم را خوانده‌ام، چند سالی می‌شود به صبحی می‌آیم تا به عصری، آخر فردا که از راه می‌رسد من پزشک این دیارم، مردمانی بباید که من درمان کنم، اما نمی‌دانم که روح رنجورم را به چه درمان کنم، فردای من چه خواهد شد آیا…»

رحیم برای سخنرانی به روی سن می‌رود. ابتدای حرف‌هایش عذرخواهی می‌کند که با صدایی مملو از بغض سخن می‌گوید و بعد این چنین آغاز می‌کند: «باور نمی‌کند دل من مرگ خویش را/ آخر چگونه این همه رویای نو نهال/ نگشوده گل، ننشسته در بهار/ می‌پژمرد به جان من و خاک می‌شود.»

رحیم گریه‌کنان ادامه می‌دهد: «زهرا جان! چند روزی که از پرکشیدنت گذشته بود، برای پیدا کردن مدرکی که نشان دهد تو پزشک بوده ای و به طور داوطلبانه برای خدمت به نقاط محروم رفته‌ای به سراغ وسایل تو می‌روم. در ابتدای جزوه‌هایت دایما به این جمله بر می‌خورم: «الهی یاد تو میان دل و زبان است و مهر تو میان سر و جان» و دلم دوباره آتش می‌گیرد. ای کاش می‌دانستی که گریه‌های زنان روستایی وقتی که برای آوردن یادگاری‌هایت به روستای «سیس» رفته بودم با من چه کرده است.»

برادر دکتر زهرا به حرف‌هایش خاتمه می‌دهد: «سوال‌های زیادی دارم که از تو بپرسم. سوال‌هایی که تا لحظه مرگ در سینه ام می‌ماند.»

مراسم تمام می‌شود. رحیم که از سالن خارج می‌شود دور و برش را دانشجوها پر می‌کنند. یکی از همکلاسی‌های دکتر زهرا خطاب به رحیم می‌گوید: «قرار بود چند نفر از بچه‌هایی که با زهرا دوست بودند، سخنرانی کنند; اما چه می‌توان کرد. برای ما محدودیت ایجاد کرده‌اند.»

روز دوشنبه قرار بود مراسمی نیز برای گرامیداشت زهرا در دانشکدهء علوم پزشکی دانشگاه تهران برگزار شود که به گفتهء رحیم بنی‌یعقوب این مراسم لغو شد.

یکی دیگر از دانشجویان که خود را عضو سازمان نظام پزشکی معرفی می‌کند دربارهء فعالیت‌های خود برای پیگیری موضوع دکتر زهرا به رحیم می‌گوید: «با دکتر صدر، رییس سازمان نظام پزشکی صحبت کردیم و ایشان هم نامه‌ای را خطاب به رییس قوهء قضاییه نوشتند و ارسال کردند. تا حد توان پیگیری‌هایمان را ادامه خواهیم داد.» یک دانشجوی دیگر به رحیم می‌گوید: «اجازه دهید مساله روال قانونی خود را طی کند. من از شما خواهش می‌کنم که مساله را سیاسی نکنید و کار را به ما دانشجویان واگذار کنید. هر چند که دانشجویان مارک دار هم نباید در این مساله دخالت کنند.»

رحیم آخرین خبرهای مربوط به پروندهء خواهرش را برای دوستان او بیان می‌کند: «پس از گذشت یک ماه و نیم از مرگ زهرا و شکایت ما، برای متهمان پرونده به دلیل دستکاری در پرونده و زمان بازداشت ونه به دلیل مرگ خواهرم در بازداشتگاه، قرار وثیقه شان صادر شده است. حکم بازداشت زهرا ۲۴ ساعت بوده اما او را ۴۸ ساعت در بازداشتگاه نگه داشتند.اکنون تاریخ بازداشت را در پرونده یک روز به جلو آورده‌اند تا زمان بازداشت را همان ۲۴ ساعت جلوه دهند.»

او ادامه می‌دهد: «برای متهمان پروندهء مرگ خواهرم وثیقه‌های یک یا دو میلیون تومانی تعیین شده است . این متهمان حتی یک روز هم در بازداشت نبوده‌اند. فقط برای رئیس بازداشتگاه وثیقه ۲۰ میلیونی تعیین شده است ولی او همچنان در سمتش باقی است و بازداشتگاه تحت ریاست او اداره می‌شود.»

---------------

دیدار فعالان کارگری، سیاسی و فرهنگی با خانواده منصور اسالو

ادوارنیوز: مادر، همسر و فرزندان "منصور اسالو" رییس هیأت مدیره سندیکای شرکت واحد روز جمعه نهم آذرماه 1386 میزبان جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی و کارگری بودند.
دراین دیدار که به دعوت "کمیته تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خودسرانه سیاسی و عقیدتی" و در ادامه برنامه دیدارها با خانواده بازداشت شدگان انجام شد، ابتدا یکی از سروده های منصور اسالو توسط خواهرش برای حاضران قرائت و سپس گزارشی از فعالیت های منصور اسالو و دوست دیرینش "ابراهیم مددی" ارائه شد.
برادر منصور اسالو ارائه این گزارش را با چگونگی دستگیری برادرش ادامه داد.ضرب وشتم منصور اسالو هنگام دستگیری موضوعی بود که به آن اشاره شد. مشکلات جسمی اسالو محور بعدی این سخنان بود. "بینایی چشم چپش را از دست داد که با جراحی های متعدد، کمی بهتر شده است."
او در ادامه از تلاش هایی گفت که برای درمان منصور اسالو انجام شده و ابراز امیدواری کرد تا مسئولان اجازه ادامه درمان را در خارج از زندان بدهند.
پس از ارائه این گزارش، همسر ابراهیم مددی نائب رییس سندیکای شرکت واحد نیز آخرین وضعیت همسرش را تشریح کرد.
ابراهیم مددی در نوزدهم مردادماه سال جاری هنگامی که برای دلجویی از خانواده منصور اسالو به منزل آنان مراجعه کرده بود به همراه تعدادی از دوستانش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او که در دادگاه بدوی به دو سال زندان محکوم شده است هم اکنون در زندان قزل حصار به سر می برد.
براین اساس همسر مددی گفت که "در حال پیگیری این موضوع هستند تا او را از زندان قزل حصار به زندان اوین بازگردانند."
او همچنین با توجه به اینکه پرونده در مرحله تعیین شعبه برای تجدید نظر قرا دارد، از تلاش ها برای فک قرار بازداشت خبر داد.
پس از آنکه خانوده های این دو عضو سندیکای شرکت واحد آخرین گزارش ها را از وضعیت زندانیان خود ارائه دادند، کورش زعیم به نمایندگی از"جبهه ملی ایران" مطالبی را بیان کرد. او که سخنان خود را با خواندن بند 4 ماده 23 بیانیه جهانی حقوق بشر و اصل بیست و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی آغاز کرده بود، پرسید: "اگر ما در این جهان زندگی نمی کنیم و شهروند این کشور نیستیم، پس در کجا زندگی میکنیم که در قانون هایش هیچکدام از موارد بالا رعایت نمی شوند؟ که در آنجا تشکیل یا عضویت در انجمن های صنفی یا اتحادیه ها جرم است؟ که در آنجا مطالبه دستمزد بیشتر یا درخواست شرایط بهتر کار و زندگی جرم است؟ که مطالبه حقوق عقب افتاده توسط کارگران جرم است؟"
زعیم گفت: "چرا کارگران ما نباید مانند همه کشور های در حال رشد یا پیشرفته، در رفاه زندگی کنند، اتحادیه تشکیل دهند و صدای مطالباتشان را به گوش کارفرمایان و دولت برسانند. مذاکره کردن یا حتی اعتصاب کردن برای شرایط بهتر، چه چیزی را به خطر می اندازد؟ بجز اینکه در دراز مدت ایجاد تعادل در روابط کارگر و کارفرما کند و رضایتمندی و بهره وری را افزایش دهد؟"
او ادامه داد: "ما چرا نباید بتوانیم درک کنیم اعتراض منطقی و مسالمت آمیز کارگر به سود اقتصاد کشور است، به پیشرفت کمک می کند، زیرا در شرائط مناسب و رضایتمندی، کارایی افزایش می یابد، تولید افزایش می یابد، ضایعات کاهش پیدا می کند، سود بنگاه اقتصادی افزایش می یابد، مالیات دولت افزایش می یابد، و کارگران نیز در نتیجه آن هم می توانند سطح زندگی خود را ارتقا دهند. در این دایره سازنده و مثبت همه برنده هستند."
زعیم گفت: "رضایتمندی کارگران و آموزگاران از مهمترین هدف هایی است که حکومتگران باید برای ثبات و آرامش در پیش گیرند."
فریبرز رییس دانا اقتصاد دان نیز در این دیدار به تلاش افراد و گروه ها برای آزادی و سرافرازی خلق ایران اشاره کرد اما در ادامه نکته مهمی را در خصوص چگونگی فعالیت های منصور اسالو بیان کرد. "کاری که فقط تلاش برای رهایی طبقه کارگر نبود بلکه او و همراهانش در مقابل امپریالیست ایستادند. آنان دست نیاز به سمت هیج جا به جزء هموطنان و کارگران صادق ایران و جهان دراز نکردند. به دلیل ارتباط بین المللی و اتحادیه های جهانی، ارزش های میهنی را زیر پا نگذاشتند."
بنابرین او به نکته مهمی اشاره کرد. "به همین دلیل است که نتوانسته و نمی توانند کارگران این آب و خاک را به مداخله گران خارجی بچسبانند."
پس از این سخنان بود که حسین رفیعی از فعالان ملی – مذهبی از شکل گیری یک مقاومت مدنی و معقول در ایران سخن گفت. او گفت که "باید در این دوی ماراتن سعی کنیم عقلانیت را جابیاندازیم تا درخواست برای حقوق عادی باعث زندانی شدن افراد نشود. باید بپذیرند که اگر کسی را می خواهند به زندان بیاندازند دیگر بر سرش نکوبند."
او در ادامه از دوره انتقال که باید گذرانده شود، سخن گفت و این دوره را مرحله ای برگشت ناپذیر دانست. بنابراین پایان این راه را از آنجا که خانواده ها و فعالان کارگری، عقلانی و مدنی عمل می کنند، روشن ارزیابی کرد.
عمادی نیز به نمایندگی از "نهضت آزادی ایران" در سخنان کوتاهی گفت: " نیروهایی در داخل و خارج علاقه مند هستند تا جریانات موجود را به سمت رادیکالزم و در نتیجه شرایط برگشت ناپذیر سوق دهند."
او گفت که امیدوار است تا مسئولان در سیاست هایشان بازنگری کنند.
امیر دلیرثانی نیز به نمایندگی از "جنبش مسلمانان مبارز" با ابراز امیدواری برای آزادی همه فعالان کارگری که در زندان هستند، گفت: با تشکیل نهادهای اجتماعی زمینه برای تشکیل جامعه مدنی فراهم می شود. حرکت هایی این چنین توسط چنین فعالانی راه گشای جامعه ایران برای حرکت به سمت آزادی و عدالت است.
قره باغی از زندانیان قبل از انقلاب نیز با بیان اینکه "شناخت زیادی از مسایل سندیکا ها ندارم"، از پروژه ناتمامی گفت که در قبل از انقلاب شروع شده است. پروژه ای که تا کنون موفق نشده است.
او گفت: "ما فکر نمی کردیم بعد از سی سال صحبت از ضرب و شتم به این صورت که مطرح شد، باشد".
او ابراز امیدواری کرد تا نحوه برخورد با جنبش های مردمی و خواسته های واقعی مردم از این حالت عقب مانده خارج شود.
پس از قره باغی نوبت به مهدی محمودیان به نمایندگی از "انجمن دفاع از حقوق زندانیان" رسید تا اونیز با اشاره به زندان افتادن فعالان سیاسی، فرهنگی و کارگری که در خدمت جامعه هستند از تغییر مفاهیم در نظام سیاسی ایران سخن بگوید.
سخنان مادر منصور اسالو یایان بخش این دیدار بود. او با تأکید بر سخنان فرزندش همه را به آرامش دعوت و توجه آنان را به انتخابات جلب کرد.

---------------

مادر علی عزیزی:درخواست کمک دارم که ازوضعیت علی باخبر شوم

علی عزیزی، دانشجوی دانشگاه امیرکبیر و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که روز سه شنبه ۱۳ آبان با هجوم نیروهای امنیتی در منزل پدری خود دستگیر شده، کماکان در بند ۲۰۹ زندان اوین و در سلول انفرادی بسر می برد و اخباری مبنی بر ضرب و شتم وی در زندان و دادگاه انقلاب منتشر شده است.

عزیزی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر(پلی تکنیک) تهران پیش از این نیز بارها توسط مأموران امنیتی جهت بازداشت مورد تعقیب و گریز قرار گرفته بود که در آخرین مورد آنها نیروهای امنیتی به اشتباه اقدام به بازداشت برادر وی کرده بودند.

مادر وی ضمن اظهار بی اطلاعی در مورد وی این وضعیت را نگران کننده توصیف می کند. ایران قاسمی می-گوید: وی به فاصله ده روز دو بار با تلفن از زندان اوین با منزل تماس گرفته که آخرین مرتبه آن ۲۳ آبان بوده است. و پس از آن دو هفته هیچ گونه تماسی نداشته و از وضعیت وی در زندان بی خبریم.

علی عزیزی در آخرین تماس خود از درد کمر اظهار ناراحتی کرده و از آنان خواسته بود تا برای وی لباس گرم و شال ببرند. مادر عزیزی می گوید: پیش از دستگیری گاهی از درد پهلو رنج می برد که امکان داشت مربوط به ناراحتی کلیوی باشد. اما در تماس تلفنی گفت کمرش درد می کند. یک شال کمر داشت که هر وقت درد داشت می بست. آن را با شلوار گرمکن و لباس بافتنی به زندان بردیم. قبول نکردند و تحویل نگرفتند. تنها دو تکه لباس زیر را گرفتند. گفتم که کمرش درد می کند، باز هم قبول نکردند.

ایران قاسمی می گوید: کمک می خواهم که بچه ام را ببینم. که بتوانیم لباس گرم به او برسانیم. هیچ اطلاعی از وضعیت سلامتی او نداریم. درخواست کمک دارم که از وضعش باخبر شوم. می خواهم بدانم بچه ام چه کار کرده است. تنها چیزی که می دانم اینست که حرف زده، انتقادهایی کرده، اما اینکه چرا دستگیر شده هنوز معلوم نیست.

در مورد وضعیت پرونده و وکیلش می پرسم. مادرش می گوید: وکیلش آقای مولایی است. وضعیت پرونده و نوع اتهامش مشخص نیست. قاضی پرونده آقای راسخ است، قاضی شعبه اول امنیت دادگاه انقلاب تهران. به ما چیزی نمی گویند. آقای مولایی هم اظهار بی اطلاعی می کند، می گوید الان نمی توانم چیزی در اختیارتان بگذارم. به این زودی ها نمی توانم در پرونده دخالت کنم. ایشان یک بار به خواسته من جهت پیگیری رفتند ولی گفتند چیزی نمی توانم بگویم.

علی عزیزی دانشجوی مهندسی معدن پلی تکنیک پیش از این دو بار به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده بود. بار اول در پی اعتراضات دانشجویی خردادماه ۸۵ به اتهام رهبری اعتراضات و تخریب اموال دانشگاه که با حکم این کمیته به مدت یک ترم (ترم اول سال تحصیلی ۸۶-۸۵) از تحصیل معلق شد و در احضار مجدد در اسفند ۸۵ به دو ترم تعلیق و محرومیت از تحصیل محکوم شد. حکمی که به دلیل تمام شدن واحدهای درسی وی اجرا نشد اما از دهم اردیبهشت ۸۶، همزمان با انتشار نشریات جعلی وی به بهانه فارغ التحصیلی از سوی حراست به دانشگاه ممنوع الورود شد.

با آقای مولایی تماس می گیرم. می گوید که هنوز حتی موفق نشده وکالتنامه اش را ثبت کند و اضافه می کند: ده روزی طول خواهد کشید تا بتوانم رسیدگی کنم. تا زمانی که وکالت نامه پذیرفته نشده حتی نمی توانم بگویم وکیلش هستم.

از وضعیت پرونده می پرسم، می گوید: «هدف من کمک به موکلم است و ترجیح می دهم تا زمانی که رسماً وکیل پرونده نشدم صحبتی در این مورد نکنم. به نفع او نیست. ممکن است موانعی را ایجاد کند که نتوانم به او کمک کنم.»

منبع:رادیوزمانه

---------------

نامه سرگشاده خانواده علی نیکونسبتی خطاب به رییس دادگستری استان تهران

ادوارنیوز: خانواده علی نیکونسبتی عضو بازداشت شده شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در نامه سرگشاده ای به علیرضا آوایی رییس دادگستری استان تهران خواستار رسیدگی به وضعیت فرزندشان شدند:
ریاست محترم دادگستری استان تهران

احتراما به عرض می رسانیم علی نیکونسبتی دانشجوی کارشناسی ارشد و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که یک تشکل دانشجویی رسمی و قانونی است، بدون ارتکاب به جرم در روز 17 آبان 86 توسط نیروهای امنیتی در منزل مسکونی ما درحالی بازداشت گردید که نیروهای مذکور رفتاری کاملا غیرانسانی،غیراخلاقی و غیراسلامی داشتند. مگرنه اینکه در صورت وقوع جرم(که در مورد فرزند ما اینگونه نبوده است)نباید حتی مجرم و خانواده وی مورد توهین و یا ضرب و شتم قرار گیرند؟ اما مامورین گفتند ما می توانیم همه را بزنیم،بسوزانیم یا باهم ببریم آیا چنین رفتارهای ناشایست و نابجایی زیبنده حکومت اسلامی است؟
از زمان دستگیری فرزندمان تاکنون چندین باربه دادگاه مراجعه و تقاضای رسیدگی و ملاقات حضوری کردیم ولی نتیجه ای حاصل نگردید. سوال ما این است که چرا بی جهت و بدون دلیل دانشجویان منتقد را که همان امر به معروف و نهی از منکر کنندگان اصل 8 قانون اساسی هستند را بازداشت می کنند. از آنجا که طبق قانون حقوق شهروندی ملاقات با افراد بازداشت شده و رعایت کلیه موازین شرعی و اخلاقی و انسانی حق زندانی و خانواده آنهاست از جنابعالی تقاضا داریم ضمن رسیدگی به موضوع ، اجازه ملاقات حضوری جهت اطلاع از وضعیت روحی و جسمی فرزندمان داده شود تا نگرانی اعضای خانواده مرتفع گردد.

---------------

نامه سرگشاده به آقای بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد

آقای بان کی مون

احترما به اطلاع میرسانیم که آقای حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر مجددا از سوی دستگاه انتظامی جمهوری اسلامی دستگیر شده است. بازداشت ایشان و سایر فعالین حقوق مدنی و سیاسی در ایران زنگ خطری در زمینه افزایش نقض روز افزون حقوق شهروندی و مدنی فعالین سیاسی در ایران است.

آقای حشمت الله طبرزدی، روزنامه نگار و فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی با نوشتن مقاله ای تحت عنوان "علی شکنجه گاه نداشت" در سال ۱۳۷۶ (ده سال پیش) دستگیر و ابتدا به ۱۴ سال زندان محکوم شد. اما با اعتراض وکیل مدافع ایشان، علی اکبر بهمنش، پرونده ایشان به دادگاه تجدید نظر ارجاع گردید. در دادگاه تجدید نظر از سوی شعبه هفتم دیوان عالی کشور جمهوری اسلامی حکم صادره از سوی دادگاه اولیه به ۹ سال زندان محکوم شد. ۵ سال از حکم زندان ایشان به "جرم" تشکیل جبهه دمکراتیک ایران، میباشد

 حشمت الله طبرزدی بیش از ۶ سال از مدت محکومت خود را در زندان های مختلف جمهوری اسلامی بسر برده است. در این مدت او بيش از ۲ سال را در سلول انفرادی در بازداشگاههای مختلف و از جمله بازداشتگاه توحید، ۲۰۹ وزارت اطلاعات، ۵۹ سپاه پاسداران، بند ۲ سپاه و بازداشتگاه ویژه حفاظت اطلاعات ارتش زندانی بوده است.

بنا به گفته وکیل آقای طبرزدی، ایشان پس از ۶ سال زندانی کشیدن و در زمانی که در مرخصی از زندان بسر میبرد، مجددا دستگیرو روانه زندان شده است. و وکلای ایشان هیچ اطلاعی از چگونگی و شرایط کنونی ایشان ندارند.

ما از شما و تمامی سازمانهای مدافع حقوق مدنی و شهروندی میخواهیم برای پایان دادن به احضارها و دستگیری و ربودن افراد از سوی دستگاه انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی سریعا اقدام کنید. در حال حاضر دهها فعال دانشجویی ، سیاسی ، زنان ، کارگری و نویسنده و روزنامه نگار در زندانهای اوین، گوهردشت، قزلحصار و دیزل آباد و زندان های شهرستان ها زندانی هستند. تنها گناهی که این انسانها مرتکب شده اند این است که خواهان آزادی های سیاسی بوده اند و برای حقوق پایه ای شهروندی فعالیت کرده اند. اما در کشوری که داشتن دوست پسر و دختر جرم، آرایش زنا جرم است، حجاب اجباری است، خواندن و نوشتن مطلب در حقوق انسانها هم جرم است.

ما از شما می خواهیم برای آزادی آقای حشمت الله طبرزدی و سایر زندانیان سیاسی که جانشان در خطر است، فورا اقدام کنید. ما نمی خواهیم سرنوشت  اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی که  جانشان را در زندانهای جمهوری اسلامی از دست دادند، تکرار شود. ما نمی خواهیم مرگ ناگوار دکتر زهرا بنی یعقوب تکرار شود. ما از شما تقاضا می کنیم هئیتی را برای آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی به ایران بفرستید. ما از شما میخواهیم تا برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی، رژیم جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهید. رژیم اسلامی فقط تحت یک فشار همه جانبه سیاسی وادار به عقب نشینی خواهد شد.
 
آقای بان کی مون
این نامه از طرف کسانی نوشته میشود که خود نیز هر لحظه امکان دستگیری شان از طرف نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی وجود دارد.

رونوشت به  :  سازمان عفو بین الملل ، دیدبان حقوق بشر و کلیه سازمانها و نهادی های مدافع حقوق بشر

لطفا طومار آزادی برای حشمت الله طبرزدی را امضا کنید

کمپین آزادی برای مهندس حشمت الله طبرزدی

هم میهنان عزیز با معرفی کمپین آزادی برای حشمت الله طبرزدی گامی برای آزادی وی برداریم

----------

فعالان حقوق بشر در ایران: بنا بر گزارشات رسیده آقای حسین اصغری که به اتهام جاسوسی در اندرزگاه 7 سالن 1 زندان اوین نگهداری می شود دست به اعتصاب غذا زده است .

آقای حسین اصغری که پیش از این بیش از 3 ماه در سلول های انفرادی بند 209 نگهداری میشد هم اکنون 15 ماه است که در زندان اوین نگهداری می شود وی به اتهام جاسوسی به 8 سال زندان محکوم شده است و دادگاه انقلاب برای او قرار وثیقه سنگین 300 میلیون تومانی صادر کرده است .

آقای اصغری در اعتراض به عدم رسیدگی عادلانه به پرونده و طولانی شدن نتیجه دادگاه تجدید نظر و صدور قرار وثیقه سنگین از امروز دست به اعتصاب غذا زده است و مسئولین زندان وی را تهدید کردند که در صورت ادامه اعتصاب غذا وی را به سلول های انفرادی بند 240 منتقل خواهد کرد .

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به سلامت جسمی این زندانی در روز های آتی ابراز نگرانی می کند و خواهان رعایت حقوق زندانیان از سوی دادگاه انقلاب و مسئولین زندان می باشد .

 

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه