نامه 550 فعال حقوق زنان به نمایندگان زن مجلس در اعتراض به لایحه خانواده:
تصمیمی اتخاذ کنیم که شرمنده فرزندان مان نشویم
کانون زنان ایرانی: جمعی از فعالان حقوق زنان در نامه ای خطاب به نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی اعتراض خود را نسبت به لایحه ای که با عنوان حمایت از خانواده از سوی دولت به مجلس ارسال شده است،اعلام کرده اند .این مدافعان حقوق برابر نوشته اند که نگران عواقب وخیم تصویب قوانینی هستند که بر زندگی میلیون ها زن ایرانی تاثیرات ناخوشایندی می گذارد.به اعتقاد آنها سرنخ بازی نا بخردانه ای که می کوشد این قوانین ناعادلانه را برضد زنان تصویب کند ، در تحلیل نهایی به دست عده قلیلی از مردان صاحب ثروت های بیکران قرار دارد که با تکیه بر قدرت عظیم مالی شان، مصمم اند که بدون کمترین دغدغه، به ازدواج های مکرر در مکرر، بپردازند به همین دلیل هم تمام سعی شان، جلوگیری از همدلی گروه های مختلف زنان است که هریک با سلیقه و نگاه دلسوزانه و مستقل خویش، خواهان بهبود شرایط زنانی هستند که بر اثر قوانین نابخردانه در خانواده های بی ثبات خود هر روز مورد خشونت قرار می گیرند.
متن کامل این بیانیه و فهرست امضا کنندگان به این شرح است:
نامه سرگشاده جمعی از فعالان زن
به نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی
زنان محترم نماینده در مجلس شورای اسلامی
مدتی است که دولت نهم، «لایحه حمایت از خانواده» را به مجلس شورای اسلامی تقدیم کرده است. بسیاری از زنانی که دغدغه حل مشکلات زنان را دارند نسبت به اغلب مفاد این لایحه معترض هستند. تمامی کسانی که دلسوزانه در مورد تبعات منفی این لایحه صحبت کرده و قلم زده اند، نگران عواقب وخیم تصویب قوانینی هستند که بر زندگی میلیون ها زن ایرانی تاثیرات ناخوشایندی می گذارد. همه آنان مانند شما برای سرنوشت ایران و نیمی از جمعیت آن یعنی زنان نگرانند و می خواهند مشکلات انبوه خانواده ها و زنانی که در وضعیت بی ثبات گرفتار شده اند تاحد امکان کاهش یابد و اگر به این لایحه حساسیت بیشتری دارند به واسطه آن است که متاسفانه بحث در مورد این لایحه از چارچوب حقوقی بیرون رفته و به بازی های جناحی و سیاسی تقلیل یافته است بدون آن که شرایط میلیون ها خانواده که از تاثیر مخرب تصویب آن، رنج خواهند برد در نظر گرفته شود.
در شرایط کنونی با توجه به فشارهای مختلفی که وجود دارد نیاز به همدلی بیشتر داریم ، اما متاسفانه عده قلیلی که همه مسائل اجتماعی و فرهنگی را امنیتی و مشکوک و تقابلی می بینند ، گویی دائم درحال ایجاد جنگ و دعوا و تفرقه هستند و یک مسئله قابل حل یعنی اصلاح لایحه خانواده را که می تواند در محیطی آرام و همدلانه به راحتی صورت گیرد ، به یک درگیری نابخردانه و «صف بندی» های غیرواقعی تبدیل کرده اند و متاسفانه سعی می کنند نه فقط کسانی را که دلسوزانه و مسئولانه نسبت به این لایحه اظهارنظر کرده و معترض هستند، با تحمیل فشارهای مختلف و غیرقانونی (از جمله احضار به دادگاه، پرونده سازی، بازداشت و تعیین وثیقه های سنگین، اتهامات واهی و حتا ورود غیرقانونی به خانه ها و مداخله در زندگی خصوصی زنان) به سمت تقابل با نهادهای قانونگذاری و قضایی که قرار است این قوانین را تصویب کنند بکشانند، بلکه درصددند با دامن زدن به جو امنیتی و ایجاد تضاد میان طیف های مختلف فکری زنان کشور، بررسی دقیق و منطقی لایحه را به مسئله «برد و باخت» سیاسی و درگیری میان زنان «خودی» و «غیرخودی» تقلیل دهند.
از این رو سعی می کنند با بازداشت و نسبت دادن اتهامات واهی به دختران جوانی که عمدتا پس از انقلاب به دنیا آمده و رشد کرده اند ، کینه را در میان نسل جوان جنبش زنان، نسبت به شماهایی که مسئولیتی مشخص دارید ایجاد کنند تا به این وسیله، با ایجاد تفرقه و بدگمانی بین زنانی که لااقل در ایجاد وضعیت بهتر زنان در نهاد خانواده، منافعی مشترک دارند، به منافع شخصی خود برسند. این درحالی است که شما هم اگر در خلوت تنهایی به وجدان خود رجوع کنید می بینید که نه فقط این دختران و زنان جوانی که بازداشت می شوند، به این لایحه معترض اند، بلکه دختران خود شما نیز در زندگی شخصی خود هرگز قبول نمی کنند که شوهران شان هوو بر سرشان بیاورند.. مخالفت با تعدد زوجات به زندگی شخصی همه ما زنان ایرانی گره خورده است.
هم شما و هم ما امضاء کنندگان این نامه سرگشاده، می دانیم که مشکلات بسیاری در نظام حقوقی کشور در زمینه حقوق و جایگاه زنان، وجود دارد که زندگی بسیاری از آنان را با بن بست ها و مشکلات جدی و خانمانسوز مواجه کرده است، چه اگر چنین نبود اساسا قوه قضائیه درصدد تنظیم لایحه برای تخفیف این مشکلات برنمی آمد. اما لایحه ای که قوه قضائیه ارائه کرده بود با تحمیل عجولانه چند ماده، به ضد خود یعنی به ضد خانواده تبدیل شد.
بنابراین به نظر می رسد قوه قضائیه که در دادگاه ها به طور ملموس و مستقیم درگیر پرونده های بسیار است و نیز شما نمایندگان زن مجلس که لااقل در طول نمایندگی خود موکلان و مراجعان دردمند بسیاری داشته اید که قوانین موجود برایشان مشکل آفریده اند، و بالاخره ما فعالان زن که سالهاست هر امکان کوچک مالی، جانی و قلمی خود را برای رفع مشکلات زنان کشورمان به خدمت گرفته ایم ،همگی می خواهیم قانون فعلی خانواده با توجه به انبوه مشکلات موجود زنان ، اصلاح شود، اما در این میان به یکباره عده قلیلی از مردان سیاست، موضوعی به این روشنی و سادگی را به یک مسئله جنجالی سیاسی و امنیتی تبدیل کرده اند. در واقع آن را به دستاویز تقابل و «برد و باخت» گروه خود و نیز علیه فعالان زن، مبدل ساخته اند، به جای آن که صادقانه به دنبال اتحاد و همدلی برای رفع مشکلات خواهران هموطن خود باشند.
مسئولان می توانند دلسوزی های پراکنده و نامنسجم مدافعان حقوق برابر را در جهتی مثبت برای سربلندی کشور تبدیل کنند و با یاری رساندن به احقاق حقوق نیمی از جمعیت کشور (زنان) و تامین کرامت و عزت و شان شهروندی آنان شادابی و امید و اطمینان را به خانواده های ایرانی بازگردانند.
به نظر می رسد سرنخ این بازی نابخردانه ، در تحلیل نهایی به دست عده قلیلی از مردان صاحب ثروت های بیکران قرار دارد که با تکیه بر قدرت عظیم مالی شان، مصمم اند که بدون کمترین دغدغه، به ازدواج های مکرر در مکرر، بپردازند به همین دلیل هم تمام سعی شان، جلوگیری از همدلی گروه های مختلف زنان است که هریک با سلیقه و نگاه دلسوزانه و مستقل خویش، خواهان بهبود شرایط زنانی هستند که بر اثر قوانین نابخردانه در خانواده های بی ثبات خود هر روز مورد خشونت قرار می گیرند.
تاریخ و وجدان حق جویانه به ما می گوید وارد درگیری هایی که ربطی به جامعه زنان ندارد نشویم و به فکر میلیون ها زن و دختری باشیم که بعدها از تصمیم ها و مصوبات ما رنج خواهند دید. از این رو پیشنهاد می کنیم که شما از قدرت نمایندگی تان بهره بگیرید و در کنار یکدیگر و به همراه ارائه دهندگان اولیه این لایحه (یعنی کمیسیون زنان قوه قضائیه) و نیز نمایندگانی از زنان پیشین مجلس، جلسات هفتگی بحث و گفتگو در حضور افکار عمومی زنان (در یکی از شبکه های صدا و سیما) برگزار کنیم و به طرح مشکلاتی که برخی از مفاد این لایحه به وجود می آورد بپردازیم و به این طریق به قوانینی که واقعا به نفع ثبات میلیون ها خانواده ایرانی است دست یابیم.
هر کدام از ما و شما، نماینده بخشی از زنان کشورمان هستیم. شما نماینده مجلس، و زنان قوه قضائیه نماینده بخشی دیگر و ما نیز، نماینده بخشی دیگر از زنان این سرزمین هستیم. ایران متعلق به همه ماست و همه ما فارغ از دغدغه های فکری خود، می توانیم به رسالت اصلی خود که همانا بهبود و ارتقاء زندگی زنان است بیندیشیم و تصمیمی اتخاذ کنیم که در آینده شرمنده فرزندان مان نباشیم.
اگر صدا و سیما که مدعی یک «رسانه ملی» است قرار نیست در انحصار عده ای باشد، اکنون ما گروه هایی از زنان مملکت درباره لایحه ای که به زندگی تک تک ما زنان ارتباط پیدا می کند، می خواهیم گفتگو کنیم لذا از مسئولان صدا و سیما می خواهیم تا در شرایطی که موضوع زنان به این مرحله از حساسیت رسیده است عرصه ای را آماده کنند تا نمایندگانی از ما امضاء کنندگان این نامه به همراه نمایندگان زن مجلس و نمایندگانی از زنان و مسئولان کمیسیون زنان قوه قضائیه در محیطی آرام در این رسانه با مردم و افکار عمومی صحبت کنند.
با امید به پاسخگویی هرچه سریعتر شما.
رونوشت :
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
قوه قضاییه
امضاء کنندگان:
آتوسا جعفری
اسیه امینی
آذر اسدی
آذر جزایری
آرتا داوری
ارتمیس حبیبی آزاد
آرزو ترکتاز
آرزو علی مدد
آرزوحسینی
آزاده خسروشاهی
آزاده عصاران
آزاده فرامرزی ها
احترام قاسمی
افتخار قاسمی
افرا شکرلو
افسانه سعادتی
اقدس حجازی
اقدس مرعشی
اکرم آقا بالایی
اکرم خیرخواه
الحان طایفی نصرآبادی
الناز انصاری
الناز کامران شاهی
الناز ناطقی
الناز هاشم زاده
المیرا علی حسینی
الهام ارمان
الهام عبادتی
الهام قیطانچی
الهام نشاط
الهه کولایی
امیلی امرایی
آنا ونزن
آناهیتا ابراهیمی
آوا واحدی
آیدا حسینی
آیدا سعادت
آیدا مختاری
باران محمدی
بدرالسادات مفیدی
بنفشه حجازی
بنفشه رمضانی
بنفشه همتی
بهاران معینی
بهارک کشاورز
بهاره شهمیر نوری
بهاره مرادی
بهاره ميرزا حسین
بهاره ناهیدیان
بهجت داداشی
بهجت عبد خدایی
بهناز مهرانی
بیتا بهرام وند
پرتو نوری علا
پرستو الهياري
پرستو پوری
پروانه ناطقی
پروين ذبيحی
پری خان دیزجی
پری عابدی
پریا رضایی
پریسا احمدیان
پریسا انصاری
پریسا کاکائی
پریسا مرعشی
پوراندخت پرتوی
تارا سپهري فر
تارا نجد احمدی
ترانه بنی یعقوب
جلوه جواهری
جمیله داوودی
چیستا مراتی
حدیثه رضا قلی زاده
حمیده نظامی
حوریا سامی
خاتون مهیمنی
خجسته دشتستانی
خدیجه بوشهری زاده
خدیجه مقدم
خدیجه میدانی
خورشید عابدین
دلبر توکلی
راجیه افسر طلا
راحله بکتاش
راحله حسینی
راحله عسگری زاده
راشل آرامیان
راضیه علیزاده
راضیه مرادی
راما هاشمی اولی
رامش حق پرست
ربابه میر شکاری
رزا قراچورلو
رعنا طایفی
روحی افسر
رقیه غلامی
رقیه موسی زاده
روژین سینایی
روشنک قریشی
روفيا عباسی
رويا صالحي
رویا احمدی
رویا برومند
رویا پاکزاد
رویا سخایی
رویا صحرایی
رویا محمدی
ریحانه حقیقی
زارا امجدیان
زانيار احمدي
زری احمدی
زری سالاری
زهرا جعفری
زهرا صادقی
زهره امینی
زهره ارزنی
زهره تنکابنی
زهره ربیعی
زهره مجد زاده
زهره موحدی
زیبا بختیاری
زینب بایزیدی
زینب پیغمبرزداه
زینب رسولی
زینب محوی
ژاله سالاری
ژاله قنبری
ژاله قنبری
ژانت آفاری
ژیلا بنی یعقوب
ژیلا سید آبادی
ساچلی افلاکی
سارا احمدی
سارا دلجو
سارا مرادی
ساقی لقایی
سارا لقمانی
سايه اردلان
سحر افاضلی
سحر بیانی
سحر مفاخم
سعیده اسلامی
سعیده بابایی
سعیده شادابی
سعیده یوسف زاده
سکینه جعفری
سکینه حسامی
سلماز مقدم
سما بابایی
سمانه میدانی
سمیرا کلهر
سمیرا گل محمدی
سمین احتسابیان
سمیه اکبری
سمیه حاضری
سمیه رشیدی
سمیه محمدی
سمیه مدرس
سهیلا ثنایی
سهیلا قاسمی
سهیلا ثنایی زیبا کاتوزی
سودابه رحمدل
سودابه سیرجانی
سوسن طهماسبی
سولماز خوان
سولماز شریف
سونیا غفاری
سیما خانبخش
سیما سیاح افشار
سیما میدانی
سیمین دها
سیمین شمس فتاح
سیمین مرعشی
سیمین نظری
شبنم کاظمی
شبنم نظری
شقایق خانزادی
شمیم قربانی
شهرزاد محسنی
شهره دباغیان
شهره موحدی
شهلا فرجاد
شهلا لاهیجی
شهناز غلامی
شهين محمدی
شهین شکری
شهین وفایی
شیدا رهنما
شیده عظیم زاده
شیرانا بهروزی
شیرین اردلان
شیرین سعیدی
شیرین شلیله
شیرین فرزین مهر
شیرین قربانی
شیرین محوی
شیرین موسوی
شیرین مومنی
شیرین ناجی
شیما خضرای
شیوا بدیهی
صادقه شیردل
صديقه بحرائي
صدیقه دبستانی
صدیقه کشاورز
صدیقه مقدم
صغری حجازی
صفيه غره باقي
طاهره رحيمي
طلعت تقی نیا
طنین زارعی
طیبه داودی
عاطفه کیخسروی
عارفه فکور
عاطفه قوامی
عزت گوشه گیر
عسل پیرزاده
عسل میرزایی
عطیه وحیدمنش
غزال کیهان فر
غزال شولی زاده
غزاله عسگری زاده
غزل دادور
فاطمه پور زارع
فاطمه پیغمبرزاده
فاطمه جعفری
فاطمه حسین پور کهنمویی
فاطمه دلبری
فاطمه علي اصغر
فاطمه فرهی بزرگ
فاطمه مسجدي
فاطمه مقدم
فاطمه مهدوی
فاطمه فرهنگخواه
فاطمه نجاتی
فایزه خسروی
فخری نامی
فرخنده جبارزادگان
فرخنده طبرسخن
فردوس تولایی
فرزانه آیینی
فرزانه طاهری
فرشته بهروزی نیک
فرناز اردبیلی
فرناز سیفی
فرنازعارفیان
فرنوش اشتری
فرنوش تهرانی
فروغ مرادی نیا
فروه اميني
فریال علمی
فریبا شیرازی
فریبا قربانی
فردوس تولایی
فریبا کاتوزی
فریبا کمال آبادی
فریبا نبی نژاد
فریبا نهری
فریده حسینی
فریده رستمی
فریده غائب
فریده فرهی
فریده فنایی
فهیمه وفایی
فوزيه خضري
فیروزه معینی
کتایون صالحی
کژال شیخ محمدی
کیانا خسروی زاد
گلی نصیری
گوهر بیات
گیتی پرویزی
گیتی خیرخواه
لادن مسعودی
لادن هاتف
لاله رشیدی
لاله هاتف
لقا دهدشتی
لقا ملاح
ليلا شكوه فر
لی لی فرهادپور
لیدا محسنی
لیدا نهری
لیلا ارشد
لیلا انصاری
لیلا صحت
لیلا ظهوری مهریزی
لیلا کرمی
لیلا محلوجی
لیلا محمودی
لیلا موری
لیلا نظری
مارال فرخي
ماریا سعادتی
ماندانا علیمردانی
مانی ممبینی
ماهرخ فرزین مهر
محبوبه ایمانی
محبوبه حسین زاده
محبوبه کرمی
محبوبه موسوی
مرجان عباسی
مرسده هاشمی
مرضیه بخشی زاد
مرضیه لطفی زاده
مریم ایزی
مریم بهرامی
مریم تراب پور
مریم پور شریف
مریم حسین خواه
مریم خیرخواه
پریسا عالی نژاد
مریم رستمی
مریم قنبری
مریم کبیری
مریم کسایی
مریم مالک
مریم مرادی
مریم مصلحی
مریم موسی پور
مریم میدانی
مریم میرزا
مریم نکودست
مریم یاسمین
مریم یوسفی
مزگان صادقی
مژگان ثروتی
مژگان عسگری
مژگان نوری
مستانه جواهری
معصو مه ضیا
معصومه علیزاده
معصومه لقماني
ملوک عزیززاده
ملیحه رزازان
منصوره شجاعی
منصوره فتوره چی
منظر ویسی
منیزه حاجی دینی
مهتاب غیاثی
مهرانگیز کردوانی
مهرزاد غنی پور
مهسا جزيني
مهسا خانی پور
مهستی وطن خواه
مهناز افشار
مهناز بدیهیان
مهناز کوکبی
مهنوش آزاد
مهوش صادق عابدی
مهین آذر پناه
مهین جعفری
مونا خندان
مونا محمدزاده
مونیکا دالبی
مينو کيامان
میترا آزادفر
میترا پژمان
میرا قربانی فر
مینا جعفری
مینا رضایی
مینا عبدالصمدی
مینا مطوری
نادیا صمدی
نازلي فرخي
نازنين فرزان جو
نازنین آزادی
نازنین برقعی
نازنین کاظمی
ناهيد خيرابي
ناهیدکشاورز
ناهيد ميرحاج
ناهید توسلی
ناهید جعفری
نجمه آجربندیان
نجمه خاکباز
نرگس جودکی
نرگس سرداری
نرگس طیبات
نرگس عظیمی
نرگس نیک ضمیر
نسرین سعادتی
نسرین فرهومند
نازلي فرخي
نازی عظیما
نسرین محمدی
نسرین ناطقی
نسرین ندایی
نسیم خسروی
نفيسه زارع كهن
نفیسه آزاد
نفیسه سیادتی
نگین احتسابیان
نگین جهانگیری
نوریه فهمی
نوشابه امیری
نوشين سيد حسيني نوين
نوشین احمدی خراسانی
نوشین ذبیهی
نوشین کشاورزنیا
نیر صمدی
نیره هاشم زاده
نیره هاشمی
نیلوفر فروتن
نیلوفر گلکار
نیلوفر مزدایی
نیلوفر مهدیان
نیوشا ثلاثی
هانيه رسولي
هانیه اقدم
هانیه امیری
هانیه حشمتی
هانیه حمزه امیری
هانیه سلیمی
هانیه عشاقی
هانیه نشاط
هستی خرمی
هما خدا دوست
هما راد
همدم رستگار
وجیهه مقدم
وحیده مولوی
وحیده هاشمی
ویدا احمدی
ویدا قنبرپور
ياسمن دادفر
یاسمن تورنگ
یاسمن دادور
یاسمن قریشی
امضاهای حامیان
احمد بروغنی
آرارات راطوسیان
ارژنگ شکرلو
آرش حسن نیا
آرش صادقی
ارش کریمیان
آریا حامدی
اسماعيل ازادي
افشین امیرشاهی
اقبال مهاجرانی
اکبر مهدی
اکبر حسن زاده
امير خسرو دليرثانی
احسان نوروزی
امید کوهی
امید معماریان
امیر امیرقلی
امیر یعقوبعلی
ایمان پاک نهاد
ایمان ممبینی
باربد گلشیری
بهزاد لاهورپور
بهمن احمدی امویی
بیژن پیرزاده
بیژن مرعشی
پزمان رحیمی
پیام احتسابیان
پیام توکلی فر
پیمان محتشمی
تورج صابری وند
داریوش قلی زاده
جادی میرمیرانی
جواد لگزیان
جواد جوادی
حامد حامدی
حسین خسروی
حسین قاضیان
حميد آذرم منش
حمید امینی
حمید پیمانی
حمید سرداری
حمید فرزین مهر
رامین کریمیان
روح الله رمضانی
سالار اشعری
سامان صفرزایی
سعید اعزازی
سعید عبدی
سعید نعیمی
سهراب مهدوی
سیامک الیاسی
شهاب الدین شیخی
شهراد شهوند
شهراد شهوند
شهرام آقامیر
شهرام تهرانی
شیرکو جهانی
صادق کار
عباس مخبر
عبدالرضا تاجیک
عبدالله مومنی
عزيزالله ملکي
علی اکرمی
علی تورنگ
علی حاجی آقا
علی دهقان
علی زیرک
علی صباغی
علی طایفی
علی فتوتی
علی قائدی
علی کلایی
علی نقوی
علی نیکویی
علی هنری
علی واعظی پور
علی واقفی
علیرضا بهداد
علیرضا شبانی
عماد بهاور
غفور محمدی
فخرالدین حیدریان
فرزام عید زاده
فرهادداوودی
فرهنگ حامدی
فريد مصلحيان
کاظم شکری
کاظم متولی
كامران طاهباز
كاوه كرمانشاهی
کاوه مظفری
کیومرث حکیم
کیومرث صابعغی
م خلیل
ماشالله عباس زاده
مانی حکیم
مجید عبدی حق
مجید مالکی
محسن شمشیری
محمد پور حسن
محمد جواد اکبرین
محمد حکیم افضل
محمد حیدری
محمد صفوی
محمد مصطفایی
محمد علی مختاری
محمد عید زاده
محمد فرزانه
محمد مهدي رحيمي
محمد هاتف
محمدرضا عطايی
محمود طبرسی
مسعود کریم زاد
مسعود وفایی
مهدی افشار نیک
مهدی حيدری
مهدی قاضی زاده اقدم
مهدی نیک نژاد
مهرداد حمزه
نیما فانحی
هادی خسروی
هیرو زبیری
وهاب قاسمی
یاشار بیژن زاده
---------
"آي آدمها که برساحل نشسته شاد و خندانيد"...قانون برای مردان نوشته شده
مريم مالک
تقديم به مريم حسين خواه و جلوه جواهري و همه دربندان تبعيض
تغییر
برای برابری: زنان همچنان با اين زشت ترين نماد تبعيض و نابرابري در حقوق و در زندگي روزمره خود در سرتاسر جهان روبهرو هستند. خشونت عليه زنان هر گونه عمل خشن مبتني بر جنسيت است كه موجب آزار يا صدمه جسمي، جنسي يا رواني گردد.
خشونت عليه زنان به چند شكل ديده ميشود:
1- خشونت فيزيكي، جسمي و جنسي كه در خانواده رخ ميدهد. مانند زدن و سوءاستفاده جنسي
2- خشونتي كه توسط دولتها رخ ميدهد: مانند وضع قوانيني كه موجب خشم ميشود مثل اجبار به عقيم كردن- اجبار به سقط و...
3- خشونتي كه در اجتماع رخ ميدهد: مانند آزار و اذيت جنسي- مزاحمتهايي در محيط كار و...
4- خشونت فرهنگي؛گاهي آداب و رسوم فرهنگي نوعي از خشونت را به زن اعمال ميكند. اين فرهنگ شامل آداب و رسوم خاصي است كه در برخي مناطق وجود دارد. مانند محدوديتي كه براي زنان بيوه وجود دارد.
عواقب غيركشنده خشونت عبارتند از: عوارض رواني: اضطراب، افسردگي، ترس، كاهش اعتماد به نفس، مشكلات جنسي، وسواس، اختلال خوردن، اختلال خواب، سرزنش خود و اختلال در ايجاد ارتباط، افسردگي در 2 ماه اول پس از خشونت رايج است و اضطراب در يك سال اول.
عوارض فيزيكي: شكستگي، آسيب به اندامهاي داخلي، بيماريهاي التهابي، عفونت، آسم و سردرد.خودكشي- ديگر كشي و ايدز از عواقب كشنده خشونت به شمار ميآيد. خشونت عليه زنان علاوه بر ايجاد مشكلات فردي مشكلات اجتماعي بسياري به همراه دارد.
این روزها اگر سری به دادگاه های خانواده بزنید به راحتی می توانید مصادیق بسیاری از انواع این خشونت ها را مشاهده کنید.می توانید پای درد دل زنانی بنشینید که خسته از قانون تبعيض آميز و تکرار این خشونتهای هر روزه به ریسمان سست عدالتی چنگ می زنند که پوسیده است و هرگز نجاتشان نخواهد داد.زنانی که تجربه خشونت نیمی از روزمرگیشان شده. من بارها این زنان را دیده ام ، با چهره هایی غمناک ، تکیده و خسته از تلخی باری که به دوش می کشند. و باورتان نمی شود اگر بگویم که وقتی از در ورودی دادگاه وارد شده ام مردانی را دیده ام که زنان خود را در راهروهای این به اصطلاح عدالتخانه کتک می زنند و مأموران جلوی آنها را نمی گیرند و زنانی را دیده ام که تنها برای آن که صدایشان را بالا برده اند توسط همین ماموران حتی از حضور در راهروهای عدالتخانه نیز محروم شده اند تا بلکه الگوی سایرین نشوند.زنانی که عمرشان در این دادگاه ها بی هدف گذشته و از هر کدامشان بپرسید می گویند: « قانون برای مردان نوشته شده»
اینان تنی چند از این هزاران زن اند ،
تازه وارد دادگاه شده بودم که صدای جیغش توجه من را به خود جلب کرد ، فریاد می زد: برو، برو . . . و بعد از آن بیهوش بر روی زمین افتاد. یکی دونفر ازخانمها او را بلند کردند و کمی که بهوش آمد و دوباره شروع به جیغ زدن کرد، مآموردادگاه برایش ماشین خبر کرده بود تا او را به بیمارستان برساند اما زن نمی رفت و مرتب جیغ می کشید ، نتوانستم بی تفاوت بگذرم جلو رفتم و زن را آرام کردم و شانه هایش را کمی ماساژ دادم وسعی کردم آرامش کنم ، اما ناگهان مأمور با عصبانیت جلو آمد و سر زن فریاد کشید که یا ساکت شو و یا از دادگاه بیرون می اندازمت. اما زن حالش همچنان بد بود و فریاد می زد ، گفتم چرا اینقدر بی تابی میکنی باید آرامش خودت را حفظ کنی و بعد او با صدای بلند شروع به گریستن کرد و گفت: دیگه خسته شدم چقدر برم و بیام، هر دفعه قاضی من رو نصیحت میکنه، به من میگه برو زندگی کن، خسته شدم. آخه شوهرم یه عیب نداره که من باهاش زندگی کنم. هوس باز هست، کتک میزنه، شراب میخوره، خرجی نمیده. امروز هم که راضیش کردم بیاد توافقی همه چی تمام بشه دوستش رو با خودش آورده و تمام مدارک من رو با خودش برده تا من رو منصرف کنه. و قاضی هم که مرتب میگه خانم شوهرت که تو رو دوست داره برو زندگی کن. ناراحتی قلبی پیدا کردم دیگه طاقت ندارم. دو تا بچه هام رو درازای بخشیدن مهریه میخوام فقط همین .
گفتم: تو که تا اینجا طاقت آوردی یه کم دیگه صبر کن درست میشه. مشغول صحبت بودیم که شوهرش با یک فرم جدید برگشت.
زن مستاصل نگاهش کرد و گفت : به همین راحتی اجازه دادی دوستت تمام مدارکمون رو ببره؟
مرد بی تفاوت سری تکان داد و زیر لب زمزمه کرد: خوب خودش رفت من چکار کنم من که نمیخوام تو رو طلاق بدم تو مجبورم کردی، حالا چیزی نشده خوب دوباره فرم پر میکنم.
و زن خوب می دانست که اگر قرار بود فرمی دوباره پر شود اصلا گم نمیشد.زن شانه ای بالا انداخت و تلو تلو خوران به سمت درب خروجی رفت.
از او که جدا شدم روی اولین سکو نشستم و خواستم کمی استراحت کنم اما زن جوانی جلویم نشسته بود و اشک می ریخت نمی توانستم بی تفاوت باشم پرسیدم :چرا گریه می کنید؟ صورت معصوم و زیبایی داشت و حدودا 25 ساله یا حتی کمتر به نظر می رسید. گفت منتظرام تا شوهرم بیاید و طلاق توافقی بگیرم. و بعد همان طور که اشک می ریخت شروع کرد به روایت سر گذشتش ، سر گذشتی آشنا که شاید بارها شنیده بودم .صدایش می لرزید و اشک تمام صورت کوچک و لاغرش را پوشانده بود .
16 سال بیشتر نداشتم که پدرم شوهرم داد. اولین فرزند خانواده بودم حتی پدرم تا سوم راهنمایی اجازه درس خواندن به من نداد و می گفت همین قدر بسه، باید ازدواج کنی. مخالفت کردم اما مگر به حرف من گوش می داد ، حالا 9 سال از زندگی من گذشته و دیگر نمی توانم با شوهرم زندگی کنم، خسته شدم، اوایل همیشه وقتی به سر کار می رفت در خانه را قفل می کرد و تلفن را قطع. یک بار نشد که خرجی دستم بدهد می گفت مرد هر چه خانه آورد همان کافی است لزومی ندارد به زن پولی بدهد. فقط سالی یکبار برایم لباس می خرید. اوایل دوستش داشتم اما بعد از دیدن رفتارهایش علاقه ام را از دست دادم. تا اینکه دو سال پیش به زور از خانه پایم را بیرون گذاشتم و به دنبال کار گشتم و کار خوبی پیدا کردم و حالا کارمند هستم اما او مخالف است و هر روز به من بد و بیراه می گوید. بالاخره بد از کلی جنگیدن با خانواده ام آنها را راضی کردم که طلاقم را بگیرم وآنها همه چیز را به عهده خودم گذاشتند.
گفتم :حالا پدرت چه می گوید؟ آیا بقیه خواهر و برادرانت هم در سنین پایین ازدواج کردند؟
نه، چون پدرم چند سال پیش فوت کرده و دیگر کسی نیست که زور بگوید. خواهر و برادرانم در حال تحصیلات دانشگاهی هستند.
بچه هم داری؟
ما بچه دار نمی شویم یعنی مشکل از شوهرم هست.
با تعجب گفتم : می دانی اگر این موضوع را مطرح می کردی راحت می توانستید جدا شوید؟
بله اما با وجود همین موضوع، دادگاه کلی مرا معطل کرد، به دادگاه آمدم وهمین موضوع را مطرح کردم ،
درخواست طلاق دادم ، گفتند اگر مهریه ات را می خواهی باید اینقدرپول واریز کنی تا دادگاه مهرت را بگیرد، من هم که پولی نداشتم و 8 ماه می رفتم و می آمدم و می گفتم من هیچ پولی ندارم. دیدم که فقط عمرم دارد تلف می شود برگشتم پیش شوهرم و او را راضی به طلاق توافقی کردم و قرار است او هر سه ماه یک سکه به من بدهد. اما می بینی که نیامده.
بینمان تنها سکوت بود ،او که مستاصل در اتنظار آمدن مردی بود که جوانی و تواناییش را از او ربوده بود و اکنون نیز تاب توانمند شدنش را نداشت و من هم حقیقتا درمانده بودم که چه بگویم در جواب زنی که پس از سال ها رفت و آمد درهای عدالت به سویش بسته است و حالا انتظار توافق با مردی را دارد که حتی با وجود او نیزمخالف است .
به رو به رو خیره شدم اما انگار چیزی نمی دیدم حرفهای هر دو زن در ذهنم دور می زد ،به خودم که آمدم دیدم گویا مدتیست خیره شده ام به دو زنی که در این فضا ظاهری متفاوت دارند ،پیرزنی که همراه عروسش بر روی نیمکت نشسته است ،و از شهرستان آمده تا طلاق دخترش را بگیرد. پیرزن لباس محلی پوشیده و فارسی را به سختی صحبت می کند.
نزدیکتر رفتم و باب صحبت به سادگی باز شد ، البته چندان عجیب نبود زیرا طبع ساده روستاییش که با همه صمیمی خون گرم بود شامل حال من نیز شد ،می گفت :
*ما در محلمان مدرسه نداریم و رسم داریم دخترانمان را در سنین پایین شوهر بدهیم. همه فرزندانم خوشبخت شدند ولی این آخری بدبخت شد. شوهرش لاته، زندان رفته، معتاد و چاقو کش هم هست.12 سالش بود که شوهرش دادیم به یک مرد 30 ساله ، البته فامیلمان بود و خیلی راجع بهش تحقیق نکردیم . از روز اول هم مدام به دخترم می گفت طلاقت را از من بگیر وگرنه بد می بینی.
برای چی این را می گفت؟
* چون خودش هم به اجبار پدرش ازدواج کرده بود آخه در منطقه ما مردها هر چه بگویند همان است و ما نباید روی حرف آنها حرف بزنیم تازه این مردها هستند که خرج ما را می دهند و بهتر از ما می توانند تصمیم بگیرند. من خودم 12 سالگی شوهر کردم و آن موقع حتی بلد نبودم غذا درست کنم حتی شوهرم را هم ندیده بودم و پدرم اون رو برام انتخاب کرد ولی زندگی بدی نداشتیم اما این دخترم اینطور شد.
گفتم به نظرتان اگر خودش برای خودش تصمیم می گرفت بهتر نبود یا شاید بهتر نبود اگر امکان تحصیل برایش مهیا می شد ؟
طوری نگاهم کرد که فهمیدم سئوال بی دلیلی پرسیدم و گفت :معلومه که بهتر بود اما روستای ما که مدرسه نداره منم که نمی تونستم اجازش رو بگیرم که بره یه جای دیگه درس بخونه ، به هر حال چاره ای نبود .
بعد پلک هاش رو بست و زیر لب گفت : کی واسه دفاع از ما زنا کاری می کنه؟
و من ناخودآگاه به یاد تک تک زنانی افتادم که برای دفاع ازحقوق تمامی زنان و برای تغییر این قوانین تبعیض آمیز گام برداشته اند اما اکنون شکل دیگری از همین قوانین ناعادلانه آنان را نیز تحت فشارهای جدی قرار داده است.مثل اینکه این دور جدیدی ار خشونت علیه زنان است.
به یاد دلارام علی می افتم که به خاطر شرکت در یک تجمع مسالمت آمیز برای تغییرهمين قوانین در حالیکه حتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و از ناحیه دست نیز دچار شکستگی شده بود به 2 سال و 6 ماه حبس محکوم شد.به ياد مريم حسين خواه و جلوه جواهری می افتم که اين روزها را در بند عمومي زندان اوين در حالي سبري مي کنند که حتي لحظه اي از نگاشتن درد و رنج زنان و خشونتهايي که با توجيه قانوني بر آنان اعمال مي شود دست نکشيده اند و حتي اين تلاش ارزنده را تا بشت ميله هاي زندان اوين نيز برده اند چرا که درست به همين دليل است که اکنون محکوم به تحمل حبس و بند شده اند.
و به یاد هانا ها و روناک ها ، تمام فعالین حقوق زنانی که در تهران و شهرستان ها ، این روزهایشان پر از اخبار بد بازداشت و دستگیری است.اما لحظه ای از تلاش دست نمی کشند.
کاش این ها را به آن پیرزن هم گفته بودم.......
منابع:
1. http://www.hoqouq.com/law/article117.html سايت حقوقي حقوق
2. http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=12459 همشهری آنلاین
3. قطعنامه217 A (III)
4. رجوع کنيد به قطعنامه 2200 A (XXI)، پيوست
5. قطعنامه 34/180 ، پيوست
6. قطعنامه 39/46، پيوست
7. گزارش کنفرانس جهاني براي بررسي و ارزيابي دستاوردهاي دهه سازمان ملل براي زنان: برابري، پيشرفت و صلح، نايروبي، 15-26 ژوئيه 1985 (انتشارات سازمان ملل، شماره فروش E.85.IV.10)، فصل I، بخش .A
8. اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 3، ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ماده 6.
9. ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ماده 26.
10. اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 3، و ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ماده 9.
11. ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، ماده 12.
12. اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 23، و ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مواد 6 و 7.
13. اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 5، ميثاق بين المللي مدني و سياسي، ماده 7، و کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده.