بازگشت به صفحه اول

 

 
 

تجمع دانشجویان دانشگاه همدان برای سومین روز متوالی

خبرنامه امیرکبیر: در حالیکه دانشجویان دانشگاههای کرمان، مازندران، شیراز، آزاد تبریز و نجف آباد طی روزهای اخیر تجمعاتی اعتراضی در آستانه ۱۶ آذر برگزار کرده اند، دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان برای سومین روز متوالی دست به حرکت اعتراضی زدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا، دربحث آزادی با موضوع “جنبش دانشجویی و نقد دولت” دیکتاتوری مسئولان دولتی را به نقد کشیدند و در آستانه ۱۶ آذر، روز دانشجو را گرامی داشتند. در این تجمع که با حضور حدود هزار نفر از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در مقابل درب های پلمپ شده انجمن اسلامی منتخب دانشجویان همدان برگزار شد، دانشجویان به بیان دیدگاههایشان پرداخته و با شعارهایی چون “مرگ بر دیکتاتور”، “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد”، “دانشگاه بیدار است”، “دانشگاه آخرین سنگر است” و “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد”، “آقای رئیس جمهور ما ترمز جنبش دانشجویی را کنده ایم” و… اعتراض خود را به وضعیت موجود اعلام داشتند.

این مراسم با سرود ملی “ای ایران” آغاز شد و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان به عنوان اولین نفر به بیان نظرات خود پرداخت. وی گفت: “۱۶ آذر امسال را در حالی برگزار می کنیم که هنوز عده ای دانشجو در زندان بسر می برند، آذران اهورایی این روزهای ما عزت ابراهیم نژاد، اکبر محمدی، احمدباطبی، احمد قصابان، احسان منصوری، مجید توکلی، نیکو نسبتی و علی عزیزی و یاران دبستانی و هم دانشگاهیان ۳ ستاره ما علیرضا خوشبخت، یحیی صفی آریان، مرتضی حسین زاده، سیامک کریمی ، زهرا توحیدی ، زهرا جانی پور و… هستند”

وی در ادامه افزود: “۱۶ آذر یادآور رشادت های جوانان دانشجو و صادق این ملت است که در مقابل حاکمیت ظلم و جور فریاد زدند استقلال طلبی ایران و ایرانی را. ولی امروز در دانشگاه بوعلی سینا شاهد نوعی دیکتاتوری و ضعف مدیریت هستیم. آقای رئیس، پرفسور خزایی باید بداند که اینجا دانشگاه بوعلی سینا است و دانشجویان به ایشان اجازه نخواهند داد که با این تفکرات تمامیت خواهانه دانشگاه را عرصه تاخت و تازتان کنید.

وی در ادامه خاطر نشان کرد از اصلی ترین دلایل فضای موجود پا به عقب گذاشتن جنبش دانشجویی در سالهای اخیر بوده است و افزود: “انجمن های کردی و ترکی کجایند؟ کانون موسیقی دانشگاه چه شد؟ ما خیلی کوتاه آمده ایم و اگر نایستیم فردا با ادامه خکومت نظامی فعلی بین دختران و پسران نیز دیوار می کشند و تجمع بیش از ۳ نفر را نیز ممنوع اعلام می کنند.”

مهدی مسافر دیگر دانشجویی بود، که به بیان نظر خود پرداخت. وی حرکت ۱۶ آذر ۱۳۳۲ را خود جوش ترین اقدام جنبش دانشجویی علیه نظام پلیسی شاه دانست و افزود: “۱۶ آذر نمایه و تجلی گر هویت، مردانگی و غیرت مردانی است که جان بر سر راه حق نهاده و از خود گذشتند.”

وی در ادامه با تاکید بر اینکه باطل رفتنی است، افزود: “ما نیز به نوبه خود این روز بزرگ را گرامی می داریم و خدمات بزرگ این عزیزان را ارج می نهیم و حرکات خودجوش و منطقی دانشجویان برای احیای عدل و حق را به فال نیک می گیریم.”

در ادامه این مراسم ، محمد دهقان به نمایندگی از تحریریه نشریه دانشجویی “فریاد سکوت” بیانیه این نشریه در گرامیداشت روز دانشجو را قرائت کرد.

در این بیانیه آمده است: ” امروز آنان که داعیه دار حق و عدالت بودند، طوری بر مسند قدرت تکیه زده اند که گویا فراموش کرده اند هیچ قدرتی ماندنی نیست، تاریخ همانند چرخ بزرگی می چرخد و زورگویان در برابر آن سنگریزه هایی هستند که به هر حال زیر آن له می شوند، هر چند شاید بتوانند، فقط کمی در آن تاخیر بیاندازند.

ای مدعیان دینداری، مگر در آموزه های دینمان نیاموخته اید که قدرت با کفر باقی می ماند! ولی با ظلم هرگز.

و در ادامه این بیانیه امده است: “با روی کا آمدن دولت نهم، شاهد فضایی خفقان زده، در سطح جامعه و فشار شدید مهرورزان عدالت گستر بر دگراندیشان هستیم. توقیف پی در پی نشریات مستقل، در بند شدن فعالان سیاسی از یک سو و خود سانسوری سایتهای خبری و خبرگزاری های از ترس فشارهای دولتی از سوی دیگر، باعث شده است شاهد جامعه ای تک صدایی باشیم. دولتی که هیچ اندیشه ای مخالف را نمی پذیرد و گویا حتی اصولا با اندیشه مخالف است. دانشجویانی که با سیاه بازی و تراژدی غم انگیزی، ظالمانه در بند شده اند، نماد این اقتدار طلبی آقایان است.

شمایی که ادعا می کردید نماینده ی به حق عموم مردم هستید و تمام سعیتان بهتر شدن وضع معیشتی مردم است، امروز علی رغم روند افزایشی در آمد های نفتی، می بینیم صندوق ذخیره ارزی که زمانی قرار بود پشتوانه پول مملکت باشد روز به روز خالی تر می شود و با تورم سنگین اجناس ضروری روبرو هستیم که باز هم شما و مداحانتان انکار می کنید. کسانی که روزی ادعا می کردند آنچه درباره شان گفته می شود دروغ است و تخریب شخصیتی بوده و می خواهند بیایند و به مسائل بزرگ مملکتی بپردازند، آنها که می گفتند اعتقاد دارند مشکل جامعه ی ما مشکل موی بچه های ما نیست، امروز به واسطه ی عواملشان، در تمام شهرهای بزرگ به توهین و بی احترامی به جوانان می پردازند، ماجرای خودکشی!!! پزشک جوان را هیچیک از ما، از یاد نخواهیم برد.”

در ادامه با اشاره به اینکه مصداق دیگر این برخوردها را از سال گذشته در دانشگاه خودمان طی برخوردهای نامناسب نیروهای انتظامات با دانشجویان می بینیم، افزود: “ریاست دانشگاه به تقلید از مقامات بالاتر، هیچ اندیشه ی مخالفی را تحمل نمی کنند و تمام امکانات دانشگاه را برای عده ای معلوم الحال بسیج فراهم می کنند، آنان که نشریه بی محتوای خود را با کمکهای مالی حتی در فضای سبز دانشگاه نیز پخش می کنند. ریاستی که استقلال فکری ندارد و تحت امر مغلطه گران عرصه ی سیاست قرار گرفته است.”

در پایان این بیانیه خطاب به دانشجویان آمده است: “دانشجویان آگاه، اینک زمان آن است که به پاس خون هایی که در راه آزادی اندیشه لگد مال شده اند، به یاد دانشجویان دربند، به خاطر استقلال و آزادی که زمانی حتی شعار پدرانمان بود و به آن نرسیدیم بار دیگر دست در دست هم نهیم و دوباره سکوت را به فریاد واداریم.”

در ادامه این مراسم محمد صیادی دیگر دانشجوی دانشگاه بوعلی سینا به بیان نظرات خود پرداخت و گفت: “امروز سایه شوم اقتدارگزایی و تمامیت خواهی تمام نهادهای مدنی را در بر گرفته، تجمعات کارگران و معلمان در زیر چکمه ها و ضربات باتوم به خون بدرقه می شوند و NGOها به هیئت های مذهبی بدل می شوند. جنبش زنان در زندان ادامه می یابد و کلاس های پلی تکنیک در تاریکخانه ۲۰۹ برگزار می شود.”

وی در ادامه با تاکید بر اینکه دانشگاه را مدیحه سرایان و چکمه پوشان تصاحب کرده اند، می افزاید: “براستی مهرورزی چه چهره مخوفی دارد که مدیران نالایقش بویژه در سیستم آموزش عالی به جز تک صدایی مدیحه سرایان، شنوایی ندارند و یک شبه تمام دست آوردهای مدنی را بویژه در جامعه آکادمیک را به باد می دهند و در چنین فضاییست که دانشجوی منتقد دستگیر، بازجویی و زندانی می شود.”

وی در ادامه با تاکید بر اینکه دانشگاه آخرین سنگر آزادیست، می افزاید: “رسالت دانشجو نقد قدرت است. گفتن “نه”. نه به ظلم، به تبعیض به استبداد و کلمه جاودان مقدس که آذر ۳۲ را رقم می زند، تیر خونین ۷۸ را ترسیم می کند و اکنون در سلول های انفرادی پذیرش دانشجو می کند و ستاره، ستاره از آسمان به زمین میکشد. یاران دبستانی، همایش گرم ما اکنون لرزه بر اندام تاریکی و اهریمن بچه گان است.

دانشجویی دیگر به نقد شرکت رئیس جمهور در شورای همکاری کشورهای حوزه خلیج عربی پرداخت، که دانشجویان در حمایت از اعتراض این دانشجو سرود ای ایران را سر دادند.

دانشجویی دیگر با یاد آوری کودتای ۲۸ مرداد ، کودتای ۳ تیر ۸۴ را تکرار تاریخ دانست که این سخنان نیز با فریاد های “مرگ بر دیکتاتور” دانشجویان مورد استقبال قرار گرفت.

buali-۱۴azar۱۱.JPG

buali-۱۴azar۲۱.JPG

buali-۱۴azar۳.JPG

buali-۱۴azar۴.JPG

buali-۱۴azar۵.JPG

buali-۱۴azar۶.JPG

buali-۱۴azar۷.JPG

buali-۱۴azar۸.JPG

buali-۱۴azar۹.JPG

---------

جنبش دانشجويي نحيف اما ايستاده

عبدالله مومني
ادوار نيوز: «براي درک موجود زنده بايد دانست مرده هاي او کيستند و آرزوهايش چگونه پايان يافته اند. آيا به آرامي ناپديد شده اند يا اينکه کشته شده اند.» براي فهم و درک جنبش دانشجويي در ايران و يافتن جوهره اصلي آن از ابتداي پيدايش تا به امروز نيز شايد بهتر آن باشد که به آرمان ها و هزينه هايي که براي رسيدن به آنها پرداخته نظر کنيم چرا که براي يافتن برون رفتي از شرايط کنوني بايد بتوانيم در گام اول مخرج مشترکي ميان نسل هاي متفاوت اين جنبش بيابيم.

عنصري که در زمانه غلبه گفتمان چپ، هژموني گفتمان شريعتي، برگزيدن مشي چريکي توسط اعضاي جنبش دانشجويي در ايران و خارج از کشور، استيلاي گفتمان اصلاح طلبي و دموکراسي خواهي و... بتوان از آن نشاني يافت، عاملي که باعث شده است ميان ما و کشتگان 16 آذر هويتي يگانه ايجاد شود. پيدا کردن اين عنصر براي آن است که اگر با معيارها و خواست هاي امروز به گذشته نظر کنيم چه بسا با انبوهي از خطاها و کاستي ها مواجه شويم. به طور مثال اگر در تاريخ جنبش دانشجويي پيش از انقلاب به دنبال خواست دموکراسي بگرديم به احتمالي قريب به يقين چيزي نخواهيم يافت زيرا دموکراسي در آن دوره براي دانشجويان متاعي بي خريدار بوده است و در آن زمان که آنها کتاب هاي تئوريسين هايشان را بر زمين گذاشتند و اسلحه به دست گرفتند نمي توانستند حتي لحظه يي به دموکراسي بينديشند. اگر در پي تلاشي براي گسترش عرصه عمومي و ايجاد فضايي براي بحث هاي جدي و به دور از سوگيري هاي سياسي و ديالوگ به معناي اخص کلمه باشيم (که دو طرف به دنبال فهم يکديگر و رسيدن به توافق باشند نه در پي بر جاي نشاندن مخاطب خود) شايد از ابتداي تاريخ جنبش دانشجويي تا همين امروز چيزي نيابيم. اما به طور قطع عنصري يگانه ميان اين مسير پر فراز و نشيب و سرشار از گسست و پيوست وجود دارد. مي توان ميان دانشجوياني که چريک شدند، آنها که با پهلوي در افتادند، در قلب سرمايه داري غرب کنفدراسيوني براي استقرار ديکتاتوري پرولتاريا بر پا کردند و آنها که براي رسيدن به دموکراسي از تحصيل محروم مي شوند، مخرج مشترکي پيدا کرد.

آن نقطه يي که اين طيف هاي متفاوت در آن با هم تلاقي مي کنند شهامت اعتراض و پرداخت هزينه براي ايده هايي است که البته شجاعت حاملانش گواه حقانيت آنها نيست. به طور مثال دهه هاي 40 و 50 چپگرايي در دانشگاه بر حريفان خود پيروز شد. دانشجويان براي ملاقات با تئوريسين هاي چپ راهي به درون زندان مي جستند، خود را از داشتن يک زندگي آرام و عادي محروم مي کردند و با علم به اينکه عمر مفيد يک چريک چهار سال است قدم در راه مبارزه مي گذاشتند ولي امروز اگر به گذشته نظر کنند مي بينند درست در همان زمان گوشت دم توپ تئوري هاي پوسيده يي بودند که توليد کنندگان آنها در داد و ستدي سياسي ماندن را به نفي همه چيز ترجيح دادند و جالب اينکه اين تاخت زدن نابخردانه نيز موجب بقايشان نشد.

يا مثلاً چه کسي مي داند آنها که براي يک نوشته شريعتي ماه ها به زندان مي رفتند امروز در دعواي ميان مخالفان و موافقان او چه احساسي بر آنها عارض مي شود؟

نزديک تر بياييم، دانشجوياني که پيام آوران و منتشران اصلاح طلبي شدند وقتي حکم هاي قضايي و انضباطي به دستشان داده شد چه کسي در اطرافشان مانده بود، جز اين بود که تمامي شور و هيجان آنها براي تغيير اوضاع، مغلوب يک ريش تراش شد؟

نتيجه اينکه در هر دوره يي مي توان آرماني و دانشجوياني مومن به آن آرمان مشاهده کرد. فارغ از چيستي اين آرمان ها، کيستي حاملان آنها و ميزان جسارت و شهامتي که براي تحقق آنها دارند مهم است. اکنون با سپري شدن تاريخي که غفلت از آن بر هيچ کس قابل بخشش نيست بايد با شفاف کردن اين عنصر ذاتي و هدايت آن در مسيري آگاهانه احتمال تکرار خطاهاي پيشين را به حداقل رسانيد. هرچند خطا کردن براي هر کنشگر اجتماعي ناگزير است چرا که آنها که قدم در راهي مي گذارند احتمال بيراهه رفتن و به مقصد رسيدن برايشان يکي مي شود و تنها بي عملان خرده گيرند که سکون شان مي تواند آنها را از هر خطايي مبرا کند.

اما تکرار خطاهايي از يک جنس و ارتکاب اشتباهاتي که گذشته جنبش دانشجويي بارها آن را متذکر شده قابل قبول نيست. با رجعتي به تاريخ درمي يابيم که در درجه اول در ساختار سياسي ايران مفهوم جنبش براي جريانات دانشجويي مورد پرسش است.

جريانات دانشجويي فعلي به عنوان بقاياي تصفيه شده جنبشي به مراتب بزرگتر داراي توانايي هاي مشخص و البته محدودي هستند که هر گونه بزرگنمايي و خيال پردازي در مورد اين توانايي ها ضربه يي جبران ناپذير بر اين ماترک وارد خواهد کرد. گذاشتن باري بيش از توان اين ظرفيت بر دوش جريانات دانشجويي مي تواند موجب از بين رفتن حاملان آن شود. با نگاهي به وضعيت فعلي اين جريانات نيز مي توان صحت اين ادعا و نتيجه ايفاي رسالت احزاب و رسانه هاي مستقل توسط آنها در چند سال اخير را به عينه مشاهده کرد که وضعيت امروز چيزي جز نتيجه توقعات ديروز نمي تواند باشد.

بنابر اين جريانات دانشجويي بايد با درک ميزان واقعي پتانسيل ها و ظرفيت هاي خود در فضاي فعلي، جايگاهي معين، درخور و حقيقي به خود اختصاص دهند. امروز هر گونه برخورد وهم آلود مي تواند بهايي گزاف در پي داشته باشد زيرا اگر در ماهيت خود دچار توهم باشيم اهدافي مبهم و غير قابل دسترس نيز براي خود در نظر خواهيم گرفت که دستيابي به آنها محال و يأس و دلزدگي نتيجه يي محتوم خواهد بود.اکنون اين جريانات که به لحاظ تشکيلاتي با بحراني تحميلي دست به گريبانند و با دلزگي و يأسي که دانشگاه ها را فرا گرفته در خوشبينانه ترين حالت مي توانند هزار نفر را در تجمعات خود گرد هم آورند اگر بخواهند وظيفه سنگين گذار به دموکراسي را بر عهده گيرند و در چنين قامتي ظاهر شوند آيا به خطا نرفته اند؟ آيا گذار به دموکراسي، تحول در ساختار سياسي و تلاش براي تغيير مفاد قانون اساسي در زمانه يي که به روشنفکران زاويه نشيني و به فعالان سياسي انفعال تحميل شده وظيفه دانشجويان است؟ آن هنگام که هر گونه اعتراض صنفي و سياسي موجب سلب حقوق مسلم و اوليه دانشجويان مي شود و شمشير داموکلس اخراج و تعليق بر بالاي سر فعالان دانشجويي خودنمايي مي کند دانشجو مي تواند در جبهه هاي ديگر درگير شود و حق احزاب را مطالبه کند؟

در چنين شرايطي بديهي است که اگر اين جريانات را (که بهتر است براي جنبش خواندن آنها دچار تسامح نشويم) جانشين احزاب و رسانه ها و... بدانيم جز از بين بردن پتانسيل هاي آنها کاري نکرده ايم. و از همه مهمتر اگر دانشجويان بتوانند تمامي آن کاري را که بنا بر ماهيت دانشجو بودن شان مي توانند انجام دهند به سرانجام برسانند قطعاً گشايشي در برخي از گره هاي فرو بسته دوران ما حاصل خواهد شد. دانشجويان با متمرکز کردن تمامي هم خود براي حصول آزادي هاي آکادميک، ايجاد و گسترش عرصه عمومي و خلق فضايي جهت گفت وگو ميان جريانات فکري متفاوت بيش از آنچه در سراب آرزوهاي بزرگ مي توانند بيابند، خواهند يافت.

دانشجويان با روگرداني از قدرت (در وجه سياسي آن چرا که بازتوليد قدرت و حضور آن در شبکه هاي زيرين اجتماعي غيرقابل اغماض است) و سوگيري به سمت عرصه عمومي مي توانند نقشي زيربنايي در گذار دشوار دموکراسي ايفا کنند. آنها زماني که قادر شوند از کيان دانشگاه در مقابل دست اندازي هاي قدرت حفاظت کنند خواهند توانست براي احقاق حقوق ديگران گامي بردارند اما مقدمه همه اينها تقويت داشته هاي امروزشان است.

اگر آنچه را که احزاب خود بايد انجام دهند و به هر دليلي ناتوانند به خودشان محول شود شايد بهتر بتوانند برايش راه حلي بجويند. تغيير در مناسبات قدرت اگر ضروري است آنها که مي خواهند به قدرت برسند برايش چاره يي خواهند جست. جنبش دانشجويي تنها با تکيه بر خصايل دانشجويي ماندني است. در شرايط کنوني نيز اين پيکر نحيف تنها با تقويت اين خصايل است که مي تواند در تند بادهاي سياسي ايستادگي کند و پايداري ورزد. دانشجويان بايد با سرمايه گذاري روي شهامت و جسارت شان براي به چالش کشيدن اوضاع موجود سرمايه گذاري کنند. اين ويژگي چه بسا با بالا رفتن سن شان کمرنگ شود اما تا زماني که بدين اندازه است بايد در مسير صحيح ساماندهي شود آنگاه ديگر نه يأس بر کسي غلبه مي کند و نه کسي به دانشجويان به چشم سربازاني آماده به خدمت خواهد نگريست.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه