بازگشت به صفحه اول

 

 
 

بیانیه 17: گزارشی از تجمع خانواده ها و همرزمان دانشجویان در بند در مقابل زندان اوین

کمیته تلاش: بنا بر گزارش نماینده کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند، امشب، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶ (شب یلدا) ۳۰ نفر از خانواده های دانشجویان در بند و تعدادی از همرزمان ایشان،  مراسم شب یلدا را در نزدیکی دانشجویان در بند، در مقابل زندان اوین برپا داشتند.

طبق این گزارش حدود ساعت ۱۸:۰۰  خانواده های دانشجویان زندانی و تعدادی از همرزمان ایشان، طبق قرار قبلی در مقابل درب اصلی زندان اوین گرد آمده و سفره ای از میوه و آجیل شیرین به رسم شب های یلدا چیده و در کنار هم و در نزدیکی دانشجویان در بند این مراسم را اجرا کردند.  شمع های روشن در دست این عزیزان بیانگر نور امید مردم ایران به دنیایی بدون سرکوب و بند و زندان برای روشنفکران و دگر اندیشان و همچنین آرزوی آزادی برای کلیه زندانیان سیاسی و تمامی دانشجویان در بند بود.

این مراسم تقریباً بدون درگیری و دخالت مأموران زندان به مدت یکساعت و نیم برگزار شد.  گو اینکه از همان دقایق آغازین تجمع مأموران حراست زندان اوین به میان تجمع کنندگان رفته و ایشان را ترغیب به ترک محل می کردند، اما خانواده های دانشجویان در بند مصمم به اجرای مسالمت آمیز مراسم شب یلدا  با ثباتی قابل تقدیر و متانتی قابل احترام تا ساعت ۱۹:۳۰ دقیقه در محل مانده و پس از پایان مراسم، جمعاً محل را ترک کردند.

گزارشات دقیق و احیاناً تصویری این مراسم متعاقباً از طرف "کمیته تلاش..." و وبلاگ ها و سایت های همرزمان این عزیزان ارسال خواهد گشت.

-------

خانواده دانشجویان بازداشت شده در جمع فعالان سیاسی و فرهنگی: نگران فرزندانمان هستیم

جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی و دانشجویی روز جمعه سی‌ام آذرماه ۱۳۸۶ با حضور در منزل "ایلناز جمشیدی" یکی از دانشجویان بازداشت شده در جریان برگزاری مراسم ۱۶ آذر سال جاری، گردهم آمدند تا ضمن دلجویی از این خانواده و دیگرخانوده‌های دانشجویان بازداشت شده، از آخرین وضعیت آنان اطلاع یابند. خانواده دانشجویان بازداشت شده که در این نشست حاضر بودند، از اینکه اطلاع دقیقی از وضعیت فرزندانشان ندارند، ابراز نگرانی کردند.

ايران امروز: جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی و دانشجویی روز جمعه سی‌ام آذرماه ۱۳۸۶ با حضور در منزل "ایلناز جمشیدی" یکی از دانشجویان بازداشت شده در جریان برگزاری مراسم ۱۶ آذر سال جاری، گردهم آمدند تا ضمن دلجویی از این خانواده و دیگرخانوده‌های دانشجویان بازداشت شده، از آخرین وضعیت آنان اطلاع یابند.

در جریان دو تجمع دانشجویی به تاریخ های سیزدهم و هجدهم آذرماه در دانشگاه تهران و همچنین تجمعات دیگری که در دانشگاه شیراز به مناسبت روز دانشجو برگزار شد، قریب به چهل (۴۰) تن از فعالان دانشجویی از جمله دانشجویان چپ و کرد در تهران و شیراز بازداشت شدند.

«سعید حبیبی ، بهروز کریمی زاده، انوشه آزادبر، ایلناز جمشیدی، مهدی گرایلو، نادراحسنی، کیوان امیری الیاسی، نسیم سلطان بیگی ، روزبهان امیری، روزبه صف شکن، یاسر پیرحیاتی، اوختای حسینی، امیر مهرزاد، علی کلایی ، بهزاد باقری، علی سالم ، محسن غمين، ‏آرش پاکزاد، بهرنگ فضلی ، حامد محمدی، حسن معارفی ، ميلاد معينی، سعيد خليلی، ياسر پيرحياتی ، ميلاد عمرانی، هادی سالاری، علی صادقی ، فرشيدفرهادی آهنگران، ‏مهسا محبی، مهدی الهیاری، يونس مير حسينی ، فرشاد دوستی پور، سهراب کریمی ، جواد علیزاده و محمد صالح ایون، عابد توانچه، پیمان پیران، سعید آقام علی، امیر آقایی، و سارا خادمی از جمله بازداشت شدگان هستند.

در این دیدار که به دعوت "کمیته تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خودسرانه سیاسی و عقیدتی" انجام شد، خانواده دانشجویان بازداشت شده که در این نشست حاضر بودند با ابراز نگرانی از اینکه اطلاع دقیقی از وضعیت فرزندانشان ندارند، بر رعایت حقوق اساسی کلیه بازداشت شدگان بر اساس قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر تأکید کردند.

چگونگی بازداشت دانشجویان و اقدامات انجام شده توسط خانواده ها در این خصوص، موضوع دیگری بود که به آن پرداخته شد. بر این اساس مرضیه مرتاضی لنگرودی فعال حقوق بشر و عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان پس از شنیدن این سخنان بر انجام هر کمکی که بتواند به آزادی دانشجویان بازداشت شده بیانجامد، تأکید کرد.

"لزوم انسجام خانواده ها در جهت تلاش برای آزادی بازداشت شدگان" نکته ای بود که علیرضا جباری از اعضای کانون نویسندگان ایران بر آن تأکید کرد.

عبدالرضا تاجیک روزنامه نگار و کیوان صمیمی مدیر مسئول نشریه توقیف شده نامه نیز در این دیدار با اشاره به شرایط سختی که خانواده ها می گذرانند بر استفاده از تجربیات گذشته تأکید کردند.

بر این اساس سعید مدنی از فعالان ملی – مذهبی و فعال اجتماعی گفت: "تجربیات گذشته نشان داده است که پیگیری خانواده ها و انعکاس وضعیت بازداشت شدگان نقشی اساسی در کوتاه کردن دوره بازداشت دارد. هرچند این تأثیرگذاری کم و تدریجی باشد اما اثر گذار است."
تقی رحمانی از فعالان ملی – مذهبی نیز که به دعوت "کمیته تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خودسرانه سیاسی و عقیدتی" پاسخ مثبت داده بود در سخنان کوتاهی بر همراهی پدر و مادرهای فعالان سیاسی با تلاش های فرزندانشان تأکید کرد، چرا که "به هر میزان پدر و مادرها با تلاش های سیاسی فرزندانشان همراه شوند از خشونت ها کم خواهد شد."

عماد بهاور نیز که به نمایندگی از نهضت آزادی ایران در این جمع حاضر شده بود، اتحاد نیروهای داخلی را برای استیفای حقوق بازداشت شدگان مهم ارزیابی کرد و گفت: "بر سر مسائل حقوق بشر هیچ مرزبندی به رسمیت شناخته نمی شود. وقتی بحث بر سر حقوق بشر است باید از همه دفاع کرد."

لزوم پذیرش این اصل که "هویت های مختلف در دانشگاه وجود دارد" موضوعی بود که مهدی امین زاده عضو ادوار تحکیم وحدت در سخنان خود به آن اشاره کرد. او گفت: امروزهر جریان فکری در دانشگاه با هویت اصلی خود فعالیت می کند.

علی اکبر موسوی خوئینی دبیر کل ادوار تحکیم وحدت و نماینده مجلس ششم نیز که برای دیدار با خانواده های دانشجویان بازداشت شده در این نشست حاضر شده بود، گفت: مدتی است همه به این نتیجه رسیده اند که جدای از اختلافات عقیدتی و مرامی، در ارتباط با دفاع از حقوق انسان هایی که در این آب و خاک هستند و دل در گرو آزادی و توسعه دارند، با هم باشند.

همچنین در این دیدار چند تن از دانشجویان که خود را "دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" می نامند، دیدگاه های خود را در خصوص حرکت های دانشجویی مطرح کردند.

کمیته تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خودسرانه سیاسی و عقیدتی، در اطلاعیه شماره 9 خود، با ابراز تاسف از نقض آزادی تجمعات به ویژه در محیط های دانشگاهی، بازداشت دانشجویان را گسترده و کم سابقه توصیف کرده و با ابراز نگرانی در مورد ایراد برخی از اتهامات پیش از آغاز روند دادرسی قضایی، آنرا برخلاف قوانین جاری رزیابی کرده بود.

------

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی:دانشگاه ها پادگان شده اند

 پیمان پاک مهر-روزنامه نگار در تبریز

www.tabriznews.com

pakmehr88@hotmail.com

Tel:0098914417400

Date:1386-9-30

 تبریز نیوز: سرویس سیاسی:"انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی" با صدور اطلاعیه به تحلیل آخرین وضعیت جنبش دانشجویی در دانشگاه های ایران ، پرداخته و نسبت به تحرکات آنارشیستی و هدایت شده چند تن که مراسم سخنرانی "محسن آرمین" در دانشگاه تبریز را بر هم زدند بیانیه ای صادر کرد.

در این بیانیه ، رفتارهایی تخریبی در قبال نیروهای دموکراسی و حقوق بشر خواه را که در راستای اهداف انحصار طلبان انجام می گیرد محکوم کرده و از آنانی که چون تریبونی بدست می گیرند " ایران را نفرین می کنند " و نعره های " زنده باد مرگ " شان گوش آسمان کر کرده و هوچی گری و هرج و مرج طلبی را سرلوحه اهدافشان قرار داده اند ، ابراز انزجار شده است.

متن کامل این بیانیه در زیر آمده است.

روزهای سختی بر دانشگاه های کشور می گذرد، فشارها و احضارها و کمیته های انظباطی و دادگاه ها، تعطیلی نشریات و تشکل های مستقل دانشجویی،دانشگاه را پادگانی ساخته اند و همه را به اطاعت فرا می خوانند. 16 آذر را قلب ماهیت می کنند و کارناوال های جشن و شادی به راه می اندازند و اگر صدایی هست صدای دوستان انحصارطلب است که از مفاسد اقتصادی دیگر دوستان حاکمیتیشان به ستوه آمده اند !!!

اما 16 آذر ، 16 آذر است ، عید خونین جنبش دانشجویی ایران ، روزی که اگر نمی توان باطلی را سرنگون ساخت لکن عزم بر رسوایی باطلی را نشان داد و در این بین تفاوتی نیست که دولت اصلاح طلب باشد و یا دولت مهرورز ، عدالت پروری کند. این چنین بود که فراکسیون روشنفکری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی چون این سکوت و رخوت را می بیند مصمم تر از همیشه بر برگزاری 16 آذر اصرار می ورزد. هیات نظارت مهرورزانه و در جهت تنویر افکار عمومی و عدم القای یک سویه تفکر و اندیشه !!! مناظره می خواهد. دوستان انحصارطلب را توانی برای پاسخ به سوال دانشجویان نیست و از آمدن به صحن دانشگاه و قرار گرفتن در برابر دانشجویان استنکاف می ورزند و اینچنین است که در 18 آذر دانشگاه مستأصلانه درب تالار وحدت را می بندد و دانشجویان ، این صاحبان اصلی دانشگاه را به تالار راه نمی دهد.

عزم جدیست ، برنامه با حضور " محسن آرمین " با حضور خیل دانشجویان برگزار می شود. " یار دبستانی " بر لب ها زمزمه می شود و دست ها دوباره همدیگر را مهربانانه می فشارند و مشت ها کاخ استبداد را نشانه رفته اند. همه با هم آمده اند تا نشان دهند بودنشان ، عزمشان و ایمانشان را و عجبا از قومی که تاب این عظمت و باهم بودن را ندارند. گروهی به اصطلاح "هویت طلب " که آگاهانه یا ناآگاهانه در سبیلی به پیش می روند که خواست قلبی انحصار خواهان است و عجبا که تا دیروز گروه های فشار وظیفه بهم زدن برنامه های مستقل و منتقد را بر عهده داشتند و امروز این دوستان به اصطلاح هویت طلب این وظیفه را به گردن گرفته اند.

اگر ناآگاهانه و از جهل چنین می کنند وای برایشان که بی اجر و مزد ، کارگر و عمال استبداد گشته اند و چون آگاهانه و با غرض و به امید زرهای حاکمان باشد وای که چه آسان وجدانشان را به کاهی نسیه فروخته اند که دیگر ما را با آنان کاری نیست.

قومی که رشادت ها و جانفشانی های فرزندان بزرگ آذربایجان در راه آزادی و آبادی ایران را نکوهش می کنند و خون های فرزندان این دیار را در راه دفاع از وطن بزرگمان به سخره می گیرند. آنان که چون تریبونی بدست می گیرند " ایران را نفرین می کنند " و نعره های " زنده باد مرگ " شان گوش آسمان ها کر می کند و زندگی آرام و آزاد را منفور می انگارند. آنان که آزادی خواهان در سایر نقاط ایران را متهم به سازش کاری می کنند و تلاش های آنان را شماتت می نمایند. آنان که به هنگام ضرورت در پیشگاه اربابان قدرت سر به تعظیم فرو می برند و چون حاکمان آنان را به کام نمی رسانند قطار انتخابات نمایشی را در انجمن اسلامی دانشجویان به راه می اندازند ، هر چند که می دانند نابودی انجمن را به ارمغان خواهند آورد که قطار را ترمزی نیست و این چنین تحصنی بر پا می کنند و سر را به دیوار می کوبند و ادعای هزینه می کنند !!! آنان که هوچی گری و هرج و مرج طلبی را سرلوحه اهدافشان قرار داده اند . آنان آنچنان بر طبل شکاف میان نیروهای تحول خواه می کوبند که 16 آذر ، نماد جنبش دانشجویی ایران ، نماد بیش از نیم قرن مبارزه صادقانه فرزندان دیار در راه آزادی و نفی استبداد را نفی می کنند و روزهای مجعول دیگر را روز دانشجو می پندارند.

در پایان ضمن تشکر از دانشجویان فهیم و آگاه دانشگاه های  تبریز اعلام می کنیم که این جریان منحرف تعلقی به مردم غیور و نجیب آذربایجان ندارد و تاکید داریم که رسیدن به حقوق مسلم همه ایرانیان از جمله مردم آذربایجان چون تدریس زبان بومی و ... خواست همه نیروهای تحول خواه است و راه رسیدن به این آرمان ها تلاش برای نهادینه کردن دموکراسی و حقوق بشر در ایران می باشد و چنین رفتارهای تخریبی در قبال نیروهای دموکراسی و حقوق بشر خواه نتیجه ای جز خشنودی اربابان سلطه و ایجاد تفرقه میان مجموعه نیروهای تحول خواه در پی نخواهد داشت.

"انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی"

-----

عریضه یک دانشجوی خوابگاهی


ننه جان سلام !
امیدوارم که هیچ گونه ناراحتی نداشته باشید و سلامت باشید . این نامه را بدهید پسر حاج کریم قصاب که او هم به دانشگاه رفته است بخواند .من هم خوبم ، مادر جان باید بگویک که دانشگاه جای خوبی است ، هر طرفش چیزهای عجیب و غریب زیادی است که آدم را شاد می کند ، ننه من در یک خانه آپارتمانی زندگی می کنم که به آن می گویند خوابگاه ، البته به مال ما می گویند کوی پسران یک جایی است که یک عالمه آدمیزاد از ولایتهایشان آمده اند و هر روز به دانشگاه می روند من در خانه ام که خیلی کوچک است و حمام و دست به آب حتی آفتابه ندارد ، با هفت تا آدمیزاد دیگر زندگی می کنیم ، فکر می کنم آن های دیگر دو سال است که از گوشفندانشان به دور هستند ، چون از خروس خوان تا بوق سگ ، حیران می دوند و بعد می خوابند . آنها عاشق سیب زمینی و تخم مرغ هستند و تقریبا هر صبح و شب فقط همین ها را می خورند .یکی از بچه های خوابگاهمان اطلاعیه ای را روی دیوار زده است که در آن مرقوم شده است ، (( دانشجو حیا کن تخم مرغ رو رها کن )) ، اما کسی انگار آن را ندیده و به نظر من باید به هر دانشجویی یکی از آنها را می داد .
ننه جان هوای اینجا خیلی بد است همیشه دود دارد ، انگار دیگی را روی آتش کود گوسفندانمان گذاشته اند ، در حالیکه آنها هیچ وقت غذایی به جز سیب زمینی و تخم مرغ ندارند .
ننه جان هر چند هیچ دست پختی به خوشمزگی غذاهای شما نخواهد بود ولی این جا غذا هم ارزان است و هم فراوان و من سخت متعجبم که چرا آدمیزادهای دیگر غذا نمی خورند و می روند سیب زمینی و تخم مرغ می خورند .
تازه موقعی هم شده است که غذای خوابگاه باعث انبساط خاطر ما شده است ، جانم برایتان بگوید که یک روزی در خورش قرمه سبزی دیدم که موجودی دست و پا می زند و سعی دارد شناکنان خود را به ساحل بشقاب بکشد .
بیچاره دست و پایش سوخته بود و توان حرکت نداشت ، از بچه های اتاق پرسیدم که ، ما هذا !؟ خندیدند و گفتند ملخ دریایی است و بعد همه بسیار خندیدیم و من خدا را شکر کردم که بالاخره کسی با من خوش و بش کرد ، هر چند که بعد ها فهمیدم که سوسک بوده است .

ننه جان اینجا دلم برای دمپاییهای نوم بسیار تنگ می شود ، چرا که هر وقت که آنها را پشت در می گذارم بعد از برگشتن غیب شده اند و به جای آنها یک جفت دمپایی کهنه باقی مانده است .
دیگر عرضی ندارم از طرف من بزی را ببوسید و بگویید که در آخر ترم همه جزوه هایم را می آورم تا بخورد و لذت ببرد .
 
برگرفته از وبلاگ واقعیت های زندگی

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه