بازگشت به صفحه اول

 

 
 

دربارهء لايحهء حمايت از خانواده گفت‌وگو مي‌كنيم

آمنه شیرافکن

روزنامه سرمایه: نمايندگان زن حاضر در مجلس هفتم اعلام آمادگي كردند كه دربارهء لايحهء حمايت از خانواده با جمعي از فعالان حقوق زن در ايران ديدار و گفت‌وگو كنند.

بيش از 500 نفر فعال حوزهء زنان در ايران چندي پيش در نامه‌اي به نمايندگان زن مجلس ضمن انتقاد از مواد لايحهء حمايت از خانواده، خواستار گفت‌وگو و مناظره با آن‌ها شدند.

لايحهء حمايت از خانواده چندماهي است كه از سوي هيات‌دولت و قوهء قضاييه به كميسيون قضايي مجلس فرستاده شده است.

موادي از اين لايحه از جمله بند 23 آن و امكان اجازهء ازدواج مجدد مرد بدون اجازه از همسر اول مورد انتقاد خيلي از كارشناسان و حقوقدانان قرار گرفته است. اگرچه به گفتهء برخي نمايندگان، تصويب اين لايحه به عمر مجلس هشتم نخواهد رسيد اما چند ماهي است كه فعالان حوزهء زنان در طيف‌هاي مختلف برآنند تا افكار عمومي را نسبت به آنچه با تصويب اين لايحه اتفاق خواهد افتاد، آگاه كنند.

نمايندگان نسبت به تبعات تصويب لايحه آگاه باشند

الهه كولايي نامه را امضا كرده است. نام او در ميان نام بيش از 500 فعال حقوق زنان در ايران به چشم مي‌خورد. كولايي كه تجربهء نمايندگي مجلس در دور گذشته را در پروندهء خود دارد حاضر است رودررو با نمايندگان فعلي مجلس گفت‌وگو كند.

او هدف خودش را دربارهء امضا كردن نامه خطاب به نمايندگان زن مجلس چنين عنوان مي‌كند:«كارهاي مختلفي از جمله برگزاري نشست‌ها، ترتيب دادن مناظره‌ها و مصاحبه‌ها صورت گرفته است اما مناظرهء رودررو با نمايندگان زن پيشنهاد خوبي بود كه با هدف حساس‌تر شدن آن‌ها نسبت به موضوع تصويب احتمالي لايحه صورت گرفت.»

كولايي معتقد است:«با وجود همهء مسايل سياسي بايد اين فرض، مبنا قرار گيرد كه خواست تمام گروه‌هاي سياسي، تغيير جامعه به سمت مثبت است و از نمايندگان كنوني زن حاضر در مجلس نيز اين انتظار مي‌رود كه نسبت به پيامدهاي تصويب چنين لايحه‌اي آگاه باشند.»

نامهء 500تن از فعالان حوزهء زنان هنوز به بهارستان نرسيده است

فاطمه آجرلو، نمايندهء مجلس نامه را نديده است. موضوع را كه توضيح مي‌دهم دربارهء لايحهء حمايت از خانواده مي‌گويد:«اگرچه نقدهايي به لايحهء حمايت از خانواده مطرح است اما در لايحه مي‌توان نقاط قوت هم ديد. اشكالي كه در مادهء 23 اين لايحه است در حال حاضر مشكل‌ساز شده كه مي‌توان با الحاق تبصره‌اي مشكل را حل كرد اما نبايد در زمينهء حذف ماده اقدام شود چرا كه ازدواج مجدد در جامعهء ما يك واقعيت است.»

كولايي در همين زمينه نظري مخالف با آجرلو دارد. زيرا به اعتقاد او برخي سخنراني‌ها و موضع‌گيري‌ها در حوزهء قوانين و مسايل زنان، تبعات منفي به دنبال دارد، چه رسد به اين‌كه بخواهيم براي همين موارد بياني و اظهاري، قانون و چارچوب مدون لحاظ كنيم.

آجرلو با بيان اين‌كه انتقاد زيادي به لايحه ندارد اما از شنيدن اين‌كه گروهي از فعالان زن قصد دارند با نمايندگان زن در مجلس هشتم گفت‌وگو و مناظره كنند، استقبال مي‌كند و دفتر ميدان بهارستان و دفترش در كرج را براي برگزاري نشست و گفت‌وگو پيشنهاد مي‌دهد.

فعالان زن در نامهء خود خطاب به نمايندگان مجلس تاكيد كرده‌اند: «تاريخ و وجدان حق‌جويانه به ما مي‌گويد وارد درگيري‌هايي كه ربطي به جامعهء زنان ندارد، نشويم و به فكر ميليون‌ها زن و دختري باشيم كه بعدها از تصميم‌ها و مصوبات ما رنج خواهند ديد.»

گروه‌هاي كارشناسي بر تصويب لايحه اعمال نظر كنند

نقدهايي كه تاكنون نسبت به لايحهء حمايت از خانواده مطرح شده است بر تزلزل خانواده به دنبال تصويب چنين لايحه‌اي تاكيد دارد.

كولايي در همين زمينه مي‌گويد: «اين لايحه علاوه بر سست كردن كانون خانواده ديدگاه‌هاي بنيانگذار انقلاب دربارهء حقوق و كرامت زن را مخدوش مي‌كند.»

گفت‌وگو و مناظره خواست بيش از 500 زني است كه نامه‌اي خطاب به مجلس هفتم نوشته‌اند.

زهره ارزني، وكيل دادگستري معتقد است:«بايد گروه‌هاي كارشناسي متشكل از حقوقدانان، روانشناسان، جامعه‌شناسان و مددكاران اجتماعي در تصويب چنين لايحه‌اي اعمال نظر كنند.»

او به موارد مختلفي از مشكلات حقوقي زنان در ايران اشاره مي‌كند: «سن ازدواج دختران در حال حاضر در كشور 13 سال است اما آمار ازدواج در ايران نشان مي‌دهد كه در حال حاضر ميانگين سن ازدواج براي دختران 24 سال است. از سوي ديگر در لايحهء حمايت از خانواده به موضوع حق طلاق زن و ديگر موارد حمايتي توجهي نشده است.»

اگرچه ارزني با خيلي از بندها و مواد مندرج در لايحهء حمايت از خانواده مخالف است اما عشرت شايق ديگر نمايندهء زن حاضر در مجلس هفتم كليات لايحه را مثبت مي‌خواند: «اشكال لايحه همان مادهء 23 است كه ما هم قبول داريم و براي رفع مشكل كنوني هم قرار شده كه علاوه بر گنجاندن رضايت همسر اول و در مرحلهء بعدي راي دادگاه، حق طلاق را نيز در اين شرايط براي زن در نظر بگيرند.»

فعالان زن همچنين در نامهء خود عنوان كرده‌اند: «هم شما و هم ما امضاكنندگان اين نامه مي‌دانيم كه مشكلات بسياري در نظام حقوقي كشور در زمينهء حقوق و جايگاه زنان وجود دارد كه زندگي بسياري از آنان را با بن‌بست‌ها و مشكلات جدي مواجه كرده است. چه اگر نبود چنين مشكلاتي، قوه‌ءقضاييه درصدد تنظيم لايحه براي تخفيف اين مشكلات برنمي‌آمد. اما لايحه‌اي كه قوهء‌قضاييه ارايه كرده، با تحميل عجولانهء چند ماده، به ضد خود، يعني به ضدخانواده تبديل شد.»

مناظره نه، گفت‌وگو مي‌كنيم

شايق هم نامهء فعالان زن براي گفت‌وگو با نمايندگان زن مجلس هفتم را دريافت نكرده است. با اين همه مي‌گويد: «با لفظ مناظره مخالفم. چرا كه خانم‌هايي كه مي‌خواهند براي گفت‌وگو بيايند مثل ما به لايحه انتقاد دارند. مناظره زماني صورت مي‌گيرد كه دو طرف بخواهند موارد اختلاف را بررسي كنند. اما ما با آن‌ها اختلافي نداريم و گفت‌وگو قطعا هم به ما و هم به فعالان زن كمك خواهد كرد و از آن استقبال مي‌كنيم.»

لايحهء حمايت از خانواده اين روزها در كميسيون قضايي مجلس در حال بررسي است.

فاطمه آليا، نمايندهء مجلس هم از درخواست فعالان زن حمايت مي‌كند: «پيشنهاد مي‌كنم كه ابتدا فعالان زنان خواستشان را به شكل مكتوب برايمان بفرستند و بعد هم كه ما آن را بررسي كرديم روي موارد موردنظر آن‌ها به شكل شفاهي گفت‌وگو كنيم.»

اغلب نمايندگان زن مجلس اگرچه غالبا نامه درخواست گفت‌وگو را دريافت نكرده‌اند اما مشتاق‌اند كه نامه را ببينند و شمارهء نمابر دفترشان را مي‌دهند.

--------

عاشق روزهایی هستم که از سرویس جا می مانم

مریم زندی

تغییر برای برابری: اتومبیل پرایدی سر چهارراه شلوغ جلوی پایم ترمز می کند. مسافران منتظر هجوم می آورند. من از سمت راست ماشین در را باز می کنم سوار شوم . اما از سمت چپ سه مرد کیف به دست سوار می شوند. خنده ام می گیرد . این سومین ماشینی است که نگه می دارد و آقایان سریع تر از خانم ها به داخل آن هجوم می برند!

امروز از سرویس جا مانده ام و من عاشق روزهایی هستم که جا می مانم. چرا ؟ چون برای بحث کردن و امضا جمع کردن داخل ماشین و مینی بوس فرصت خوبی است. بالاخره سوار تاکسی زرد رنگی می شوم. به دور و برم نگاه می کنم، یک زن چادری جوان و سفید رو و یک آقای جوان کت و شلواری و خوش پوش کنارم نشسته اند. تردید نمی کنم حتی اگر مخالفت کنند ارزش دارد حداقل بحثی باز می شود و تا به مقصد برسم گفتگو می کنیم . دفترچه ها را در می آورم و به زن کناری ام به آرامی می گویم : این دفترچه مربوط به شماست می خواهید این را مطالعه کنید ؟ با لبخند گرمی که به نگاهم می زند می گوید چرا که نه مرسی . و شروع به خواندن می کند به مرد جوان هم می گویم این دفترچه درباره قوانین مربوط به زنان است می خواهید مطالعه کنید؟ او هم لبخند می زندو دفترچه را می گیرد . خیالم راحت می شود.

چنددقیقه می گذرد. زن جوان با سرعت درحال ورق زدن دفترچه است. می پرسم:

- چطور است، مفادآن؟ به نظر شما نباید این قوانین تغییر کنند؟ با کمروئی و صدایی آرام پاسخ می دهد:«چرا که نه. من خودم مسئله طلاق را به چشم دیده ام. اما اما کو تا این قوانین تغییر کند.

- حتما تغییر می کند.

- تا اون روزها خیلی فاصله است.

- کشورهای همسایه هم همین مشکل را دارند . مصر، عربستان، مراکش،..ولی زنان مراکشی با همین امضا ها توانستند بعضی قوانین مربوط به خانواده را البته با کمک مطبوعات و حتی دولت تغییر دهند. می خندد

- بله.آنها مطبوعات و روزنامه هایشان هم کمک شان کردند اما ما چه ؟ چه کسی از ما حمایت می کند؟

امیدوارانه می گویم:«با همت و فعالیت خودمان و همه برابر خواهان. به کمک امضاهای تک تک آدم ها. اگر راضی به تغییر قوانین هستید این برگه را امضا می کنید؟ برگه را می گیرد و امضا می کند: شما واقعا امید دارید ؟

مرد جوان کناری ام می گوید همین چندماه پیش سران تان را گرفتند. چرا؟

فهمیدم از کمپین شنیده است .خوشحال شدم:

چه خوب که کمپین را می شناسید. البته ما رهبر نداریم بلکه عده ای از خانم ها و حقوق دان ها هستند که شروع کردند و حالا تعدادشان خیلی زیاد تر شده است.

به این ترتیب شروع کردم به گفتن سرگذشت کمپین، از روز 22 خرداد در میدان هفت تیر ، بعد راه افتادن کمپین در 5 شهریور و ...تا رسیدم به ماجرای بازداشت مریم حسن خواه و جلوه جواهری و این که چطور برای تغییر یک قانون فرزندان ما حاضر به پرداخت هزینه می شوند...

زن جوان و مرد جوان سکوت کرده بودندو همچنان گوش می دادند. حالا نوبت راننده تاکسی بود:ببین خانم من حرف های شما را شنیدم اشکل قوانین در اجراست نه در خود قانون. گفتم قوانین فعلی را می گوییم. همین قوانین ارث و دیه و طلاق و حضانت و .... برای روزگار امروز باید تغییر کند و شروع به توضیح دادن کردم . راننده تاکسی با دقت گوش می داد و گفت ببین من یک سوالی دارم اگر مرد و زن هر دو صلاحیت داشته باشند موقع جدایی آن وقت بچه به کی می رسه ؟ گفتم صلاحیت باز هم صلاحیت هر چه به نفع کودک بود صلاحیت اخلاقی ، لیاقت و قوه مسئولیت. خندید و گفت : بنازم پس منظورتان فقط زن نیست گفتم نه اصلا نه . گفت آهان پس مسئله برابری است نه اینکه همه قوانین فقط به نفع شما تغییر کند. گفتم بله بدون تبعیض .

با اینکه من به مقصد رسیده بودم راننده تاکسی چند دقیقه ای ایستاد تا خودش و مرد جوان کناری ام و مرد خاموش کنار راننده که فقط گوش می داد برگه را امضا کردند و به هر کدام دفترچه ای دادم و گفتم بدهید اعضای خانواده تان بخوانند.

من عاشق روزهایی هستم که از سرویس جا می مانم. با گفتگو برای لحظاتی مردم از دغدغه زندگی روزمره بیرون می آیند به دورتر و فرداهای بهتر فکر می کنند بحث می کنند. راستی چرا تا به این حد تغییر قوانین برای ما دور از دسترس است. با اینکه اینقدر نزدیک به زندگی ماست جرا تا به این حد دست نیافتنی؟. چرا مردها فکر می کنند تغییر قوانین یعنی همه چیز به نفع زن تغییر کند ؟.

-------

تقدیم به جلوه و مریم و محبوبه

براي آنانكه شبيه بقيه نيستند

الهه موسوی

تغییر برای برابری:ساعت ۱۱ و نيم است و تحريريه كه معمولا در اين ساعت خلوت٬ نيمه شلوغ . محبوبه دارد خبرها را مي فرستد حروفچيني و من كه در ظاهر سرم به خواندن متني گرم است به او فكر مي كنم . تنها ۱ ساعت ديگر او بايد برود . برود به دادگاه و محاكمه شود . محاكمه شود تا بگويد كه چرا گفته است براي زنان؟ از زنانی که شايد خود نیز ندانن که تا چه اندازه گرفتار ظلمند.

حالا ساعت ۱۲ است و محبوبه مي رود كه صفحه را ببندد. حميد ابراهيم زاده مي گويد من مي بندم و محبوبه ٬ انگار كه هيچ اتفاقي نيفتاده ٬ انگار امروز هم مثل همه روزهاي ديگر است و انگار نه انگار كه مي خواهد برود دادگاه٬ خودش مي رود براي بستن صفحه.

من اما خم شده بر روي متني كه مثلا مي خوانمش به او فكر مي كنم و به مريم حسين خواه كه چندي پيش روانه زندان شد و جلوه جواهري كه به مريم پيوست . زندان! چقدر واژه ي غريبي است اين روزها اين واژه و مگر نه اينكه زندان جاي دزدان و سارقان و جانيان است و نه اهل قلم و انديشه ؟

ذهنم دچار تضاد عجيبي است. بيچاره ما كه نام خود را مسلمان و پيرو علي گذاشته ايم.

مي گويند روزي علي (ع) در حال نماز خواندن در مسجد بود و گروهي با او نماز مي خواندند. دسته اي نيز بر گردش نشسته بودند . يكي از راه رسيد و شروع كرد به رجزخواني و سوال پرسيدن تا او را خراب كند. علي نمازش را تمام و او را دعوت به گفت و گو كرد . او سوالاتش را تكرار كرد و علي با آرامش و احترام به تك تك آنها پاسخ داد تا آنجا كه آن فرد عصباني شد و خطاب به علي فرياد زد : " خدا تو را بكشد اي علي كه اينقدر باسوادي." "( توجه كنيد ٬ در اينجا علي اميرالمومنين ٬ يعني رهبر جهان اسلام بوده است ) جماعت بي فرهنگ عرب جاهلي آن روز ٬ خواستند بريزند و مرد را بزنند ٬ علي مانع شد و گفت : " جواب سخن ٬ سخن است نه شمشير ٬ حرفي گفته ٬ اگر خواستيد با حرف جوابش را بدهيد نه با خشونت و ..."

اما فكر آن سه نفر راحتم نمي گذارد . مريم ٬ جلوه ٬ محبوبه . راستي چرا؟ آيا طلب كردن حقوق انساني يا صنفي ٬ آن هم نه با شمشير و زور كه با زبان حقوقي و از راه نوشتن ٬ جرم است و اگر جرم است در كدام متن حقوقي ثبت شده ؟ و آيا نبايد هيچ تناسبي ميان جرم و مجازات وجود داشته باشد؟! اصلي كه به عنوان يك ضابطه در تمام نظام هاي حقوقي دنيا و حتي اديان مطرح بوده و هست .

تاسف مي خورم و آرزو مي كنم كاش آنها مثل بقيه بودند . كاش مريم مثل همه هم نسلانش الان در سالن هاي شو لباس به دنبال آخرين مدل پالتو بود و محبوبه براي اسكي به شهرك زرماد سوييس مي رفت و جلوه مانند بسياري از تازه عروس هاي امروز وطني ٬ دست در دست همسرش براي گذراندن ماه عسل در سواحل استراليا قدم مي زد تا مجبور نباشند قشنگترين روزهاي زندگي مشتركش را در زندان ٬ بند عمومی زنان و در كنار زنانی مجرم بگذراند كه همه ٬قرباني سيستم نامتعادل اقتصادي ٬ سياسي ٬ اجتماعي و فرهنگي خانواده و كشورشان هستند .

راستي چه مي شد اگر آنها به جاي نوشتن از آنچه ايده آلشان است و دلسوزي براي ديگران ٬ تنها به خود فكر مي كردند و مثل بسياری از آدم هاي دور و برمان كه هيچ چيز جز خودشان ٬ منفعت ماديشان و خودخواهي هاي زودگذرشان برايشان اهميت ندارد، غم ديگران را نمي خوردند ؟؟؟

همان وقت محبوبه كه از صفحه بندي آمده صدايم مي زند ومي پرسد : براي گزارشتون چه عكسي بگذارم ؟ و من همان لحظه از آرزويي كه كرده ام صرف نظر مي كنم . چقدر خوشحالم كه آنها شبيه بقيه نيستند

--------

ثريا شيباني، انسان شناس:قوانين مربوط به زنان در ایران با واقعيت جامعه همخوان نيست

تغییر برای برابری: سحر افاضلی:‹كمپين يك ميليون امضا مبارزه صلح آميز جنبش زنان در ايران است و نبايد اين حركت ها به خاطر برخوردهاي قهري متوقف شود›

اين را "ثريا شيباني تريمين" مردم شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه اكسفورد مي گويد.او مي گويد من خارج از ايران زندگي مي كنم وبرايم راحت است كه درباره جنبش زنان ايران صحبت كنم اما همه زناني را كه به زندان رفته اند و امنيت اشان به خطر افتاده را تحسين مي كنم.

او درباره قوانين ايران در حوزه زنان و مقايسه آن با قوانين اروپا مي گويد:‹در كشورهاي اروپايي نيز زنها مجيور بودند سال ها براي به دست اوردن حقوق اشان بجنگند قوانيني كه 40 سال پيش زنان از آن محروم بوده اند اما الان تقريباً در موقعيت هاي اجتماعي و اقتصادي برابرند هر چند خود زنان اروپايي اين اعتقاد را ندارند.’

شيباني تاكيد مي كند:‹قوانين ايران نا عادلانه است هرچند كه اگر همين قوانين درست اجرا شود، زنان از اين موقعيت فرودست خارج مي شوند اما در عالم واقعيت زنان نمي توانند از امتياز هاي قانوني برخوردار باشند .چرا كه عرف چنين چيزي را نمي پذيرد به همين دليل زنان همواره به دنبال راه هايي هستند تا در برابر اين قوانين كه با واقعيت جامعه همخوان نيست از خود دفاع كنند.›

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه