بازگشت به صفحه اول

 

 
 

خاستگاه برابر نه، خواسته هاي برابر!asiehamini.jpg

آسيه اميني

‏جايگاه جنبش زنان در کشور ما کجاست؟ آيا اين جنبش برخاسته از يک طبقه اليت است و خواسته هايش نيز در همان ‏سطوح نخبه گرايي و با زبان نخبه گرايانه تعريف و تبليغ مي شود؟‏

آيا اگر خواستگاه يک جنبش اجتماعي، ريشه در قشر روشنفکر يا نخبه يا حتا قشر فرهنگي و فرهيخته داشته باشد، بايد آن ‏را از تعلق داشتن به عامه مردم مبري دانست؟‏

به زبان واضح تر، آيا مردم عادي حرف و خواسته هاي مطرح شده از زبان جنبش زنان در ايران را درک مي کنند؟ آيا با ‏آن هم صدايند؟ آيا با آن ارتباط برقرار مي کنند؟ ايا از آن حمايت مي کنند؟... ‏

اين حرفها و سوالها را در چند سال اخير از دوست و غريبه، از فاميل و همکار و حتا از رهگذري که بر حسب اتفاق ‏همکلام شده ايم، بسيار و بسيار شنيده ام.‏

قصد ورق زدن تاريخ و نقل تاريخچه جنبش زنان را ندارم که خاستگاهش کجاست و در چه برحه هايي از زمان از چه طبقه ‏اي حمايت و از چه گروه ها و نهادهايي سرکوب مي شده. بلکه آنچه نقل مي کنم شرح تجربه هاي امروز ماست. گرچه بر ‏کساني که دفتر جنبش زنان را از ديروز تا امروز ورق زده و دنبال کرده اند، تلاش پي گير زنان فرهيخته اي که مبارزه با ‏تبعيض عليه زنان را از با نخستين چراغهاي روشنگرانه يعني تاسيس مدرسه و کتابخانه بنا نهادند، امري پوشيده نيست. ‏

جهل، اولين و آخرين پرده اي است که مي تواند زنان را در پستو نگاه دارد. چه آنان که با مدرسه سازي براي دختران، ‏پيشگام پس زدن اين پرده شدند و چه آناني که تا امروز، با توزيع اطلاع رساني، با توزيع انديشه و آگاهي، سعي در تغيير ‏شرايط زنان دارند، همگي در کار مبارزه با جهلند. در اين گذار تنگ و صعب، که حتا بسياري از زنان تحصيل کرده ما نيز ‏از تدبير غير منصفانه اي که برايشان انديشيده شده نا آگاهند يا درصورت آگاهي نيز، به خودآگاهي جمعي که به ايشان توان ‏تغيير سرنوشتشان را بدهد دست نيافته اند، چگونه مي شود به روشني پاسخ داد که آيا جنبش زنان، امروز محدود به قشر ‏روشنفکر و عده اي از زنان نخبه گراست، يا متعلق به گستره اي از زناني که در اين گستره، از هر طيف و قشري در آن ‏يافت شود؟ اما در همين رهگذر اين پاسخ روشن و واضح را مي شود با قاطعيت گفت که بحث ما در خاستگاه نيست، بلکه ‏در خواسته هاست! و خواسته هاي جنبش زنان، خواسته هاي عمومي است. زيرا منافع جنبش زنان، حدو مرزش را منافع ‏عمومي زنان و به دنبال ان منافع عمومي جامعه تعيين مي کند. ‏

تجربه اي که در اين راستا مي خواهم عنوان کنم و از آن به اين نتيجه برسم که اتفاقا امروز بيش از هر زماني، اين جنبش ‏اجتماعي نگاهش را معطوف به بدنه جامعه کرده است، مربوط است به چند روز پيش و مراسم "آش پزان" به نيت آزادي ‏جلوه جواهري و مريم حسين خواه. مراسمي که در شکلي کاملا آييني و با باورهاي مذهبي مادري برگزار شد که دو ‏فرزندش را در جنگ از دست داده و فرزند ديگرش اين روزها به خاطر عمومي کردن "حق برابر خواهي" در زندان اوين ‏روزگار مي سپارد.‏

ظاهر قضيه يک مراسم صرفا سنتي و کم و بيش مذهبي است. حتا در گفته هاي خانم گوهر بيات هم که دقيق شويم همين ‏رنگ و بو حس مي شود؛ او مي گويد: "به قاضي گفتم جرم دخترم چيست ؟ او جامعه شناسي خوانده و طبيعي است که درد ‏جامعه اش را بشناسد و براي ترميمش فکري کند. جرم او چيست ؟ جز اين که از حقوق يک عده زن بيگناه دفاع کرده؟" و ‏سپس مقامهاي مسوولي را که در اين روزها ديده و با آنها دراين باره صحبت کرده نام مي برد و مي گويد: "همه شان به من ‏نگاه کردند و لبخند زدند و هيچ نگفتند! و من هم که از راه هاي حقوقي و قانوني نا اميد شده ام، به راه دلم رفتم. گفتم آش ‏نذري مي پزم و دعا مي کنم که دخترم آزاد شود..." ‏

اما همين خانم بيات، که توسل به ائمه را راهگشاي بن بستي مي داند که دخترش درآن اسير شده، در کنار همان ديگ آش ‏نذري، شروع مي کند به سخنراني درباره زناني که داشتن حقوق برابر را حق انساني خود مي دانند. او وقتي از حقوق زنان ‏صحبت مي کند بهتر از هر روشنفکر و نويسنده اي حرف مي زند. زيرا "خواسته"هاي جنبش زنان، درواقع تجربه زناني ‏چون اوست و طبيعي است که وي اين خواسته ها را خواسته خودش و دخترش مي داند. چرا امروز که او هم آگاه است و هم ‏به خودآگاهي توان جمعي رسيده، آن را پنهان کند ؟ ‏

اما نکته اي که در اين رهگذر نبايد فراموش شود، قرار گرفتن دو نوع انديشه مذهبي و سکولار در کنار يکديگر و همصدا ‏شدن در حقوق بابر خواهي است؛ اتفاقي که پيش از اين کمتر شاهد آن بوده ايم مگر اين که خواسته اي سياسي، به اين ‏ائتلاف شکل و سو مي داد. ‏

ممکن است عده اي اين همصدا شدن را تنزل خواسته ها يا تغيير در روش و منش زناني بدانند که تاکنون تنها با شيوه هاي ‏مکتوب يا غير مکتوب فرهنگي و رسانه اي، سعي در گشايش راهي در دل مردم عادي داشته اند. زناني که عمدتا هم با ‏نگاهي سکولار، به فعاليت در حوزه زنان وارد شده اند. ‏

ولي به نظر من، اين همصدا شدن زنان مذهبي و سکولار و حتا زناني با باور ها و اعتقادات ديگر، نه تنها فراز و فرود ‏انديشه يا روش و منش معني نمي شود، بلکه نشانگر اين است که آنها راه همزباني با هم را فرا گرفته اند. حقوق زنان نه ‏متعلق به يک قشر فکري و صنفي است و نه متعلق به يک گروه سياسي يا اجتماعي. اگر چه هر کسي راه و روش و حوزه ‏فعاليتش را به تناسب باورهايي که دارد، انتخاب مي کند، اما هدف يکي است. زبان فعاليت فرق مي کند. شدت و حدت ها ‏فرق مي کند. راه و روشها متقاوت است، اما مقصد يکي است.‏

واقعيت اين است که جامعه ايراني و به تبع آن زنان جامعه ايراني، جامعه اي سنت گرا هستند. آيين ها و باورهاي سنتي در ‏انها ريشه در اعتقادات بومي و ملي و نيز باورهاي مذهبي دارد. به اين که بها دادن به اين باورها و سنتها چقدر درست يا ‏نادرست است کاري ندارم. بلکه حرف من اين است که اگر از همين زبان آييني استفاده شود تا درک مشترکي از مسائل ‏زنان به دست آيد، بايد از آن استقبال کرد. اين نه به معناي فراموش کردن اعتقادات سکولار عده اي از فعالان زن است و نه ‏به معناي بي باور شدن افراد مذهبي معتقد به حقوق برابر زنان. بلکه تنها به معناي نزديک شدن صداي اين گروه ها در ‏همخواني يک نياز مشترک است. ‏

اگر مقاله ها و سخنراني هاي ما راه به دل زنان عادي جامعه مان که ممکن است چون ما نينديشند، نبرده باشد، چرا به زبان ‏خودشان با آنها سخن نگوييم؟ ما اصل حرفمان را تغيير نمي دهيم! دروغ نمي گوييم بلکه فقط از ميزباني آنها براي شنيدن ‏سخن ما و از مهمان کردنشان به حوزه انديشه خودمان استقابل مي کنيم. آيا دوري جستن از آيينهاي سنتي و مذهبي و يکسره ‏همه آنها را به چوب نفي و اکراه راندن، نتيجه اي از دست دادن بخش عمده اي از پتانسيل اجتماعي در جنبش زنان دارد؟ ‏

و از سويي، در شرايطي که تريبوني براي سخن گفتن با عموم مردم نيست. وقتي سايتها پشت هم فيلتر مي شوند، وقتي ‏حوزه هاي عمومي در تصرف عده اي خاص، با تفکري خاص، که سنخيتي نيز با حقوق برابر ندارد، باقي مي ماند، وقتي ‏زبان رسانه اي ما بريده مي شود، وقتي فضاهاي خصوصي و شخصي نيز در تصرف اضطراب و هراس عمومي تنگ مي ‏شود، چرا از دل مردم و با زبان ايشان حرف زده نشود؟ چرا مراسم "آش پزان" يکي از تريبون هايي نشود که راههاي ‏ديگرشان براي سخن روز بروز بسته تر و بسته تر مي شود؟ آيا قرار گرفتن دفترچه حقوق برابر در کنار ماسه آش، فريب ‏کساني است که بهانه يکي، به ديگري توجه مي کنند؟! ‏

‎‎به نظر من هرگز!‏‎ ‎

زيرا آيا مي شود يک نسخه را براي درمان هميشه يک درد استفاده کرد؟ اگر زبان رسانه الکن شد، آيا بايد دست روي دست ‏گذاشت؟ آيا پيوستن به مادراني که مي توانند در کنار آيينهايشان به حرفهاي تو گوش دهند و آن را دهان به دهان انتقال دهند، ‏دور از ژست روشنفکري است؟ در اين صورت بايد ديد که روشنفکر کيست و به دنبال چيست؟ وگرنه نشستن پشت ميز و ‏نوشتن براي مردمي که بيشتر آنها هر گز زبان تو را نمي فهمند، کار آسان تري است و همه ما نيز آن را تجربه کرده ايم. ‏
واقعيت اين است که برخي حرفها گفتنشان آسان و روشنفکرانه است. اما برخي کارها هزينه بر تر است. و يکي از هزينه ‏هاي آن نيز همين حاشيه هايي است که همواره گريبان روشنفکري ما را گرفته است و باعث شده تا دوربماند از احترام ‏مردمي که زبانشان زباني ساده است و گويش غليظ روشنفکري – هرچند که لازم و اغنا کننده است براي بسياري از ما- اما ‏بر سفره ايشان مهمان دلنشيني نيست.‏

اين همه را گفتم تنها بدين سبب که يادآور شوم براي اين که جنبش زنان در دل مردمي سنتي و مذهبي راه باز کند، گاه لازم ‏است تا زبان گفتارش را تغيير دهد؛ مثل آن روز که "برابري در قانون "چاشني آش نذري شد تا بر سفره هاي مردم ‏هشداري شود.‏

----------
«فريده ماشينی» رييس كميسيون زنان مشاركت در كنفرانس خبری تاكيد كرد: توافق همه جريان‌های فعال زنان برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز

نوروز: کنفرانس مطبوعاتی «فخرالسادات محتشمی پور» رییس شاخه زنان و«فریده ماشینی» رییس کميسیون زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی، به منظور ارائه گزارشی از اهداف، برنامه‌ها و اقدامات این حزب در زمینه مسائل زنان روز دوشنبه در محل دفتر مركزی اين حزب برگزار شد.

به گزارش خبرنگار نوروز، در ابتدای این نشست «فریده ماشینی» رییس كمیسیون زنان جبهه مشاركت در مورد اهداف شكل‌گیری این كمیسیون گفت: این كمیسیون با هدف حساس‌سازی جبهه مشاركت نسبت به جنسیت و داشتن كنش‌ها و واكنش‌های مناسب در زمینه مسایل زنان تشكیل شد.

وی افزود: از جمله اقدامات این کميسیون برگزاری نشست‌های علمی و تخصصی در حوزه زنان است كه مهمترین آن برگزاری نشست‌هایی در خصوص سهمیه‌بندی جنسیتی زنان در دانشگاه‌ها، افزایش مشاركت سیاسی زنان، لایحه حمایت از خانواده است و كمیسیون سعی كرده كه در كلیه موارد به صورت فعال و به موقع با صدور بیانیه‌ها، واكنش نشان دهد. هم چنین برگزاری جلسات هم‌اندیشی و مباحث آموزشی و نیز همكاری و برگزاری نشست‌های هم‌اندیشی زنان از جمله فعالیت‌های كمیسیون زنان جبهه مشاركت در این حوزه است.

ماشینی تصویب سهمیه 30 درصدی برای زنان در حزب، افزایش تعداد زنان در اركان مختلف حزب از جمله در سمت رؤسای مناطق استان‌ها وپیگیری سهمیه 30 درصدی زنان در انتخابات را از جمله دستاوردهای کميسیون زنان جبهه مشارکت دانست.

بر اساس این گزارش در ادامه، فخرالسادات محتشمی‌پور رییس شاخه زنان جبهه مشاركت با بیان اینکه «افزایش مشاركت سیاسی زنان هدف اصلی شكل‌گیری شاخه زنان است»، در تشریح سایراهداف این شاخه گفت: برنامه‌ریزی مناسب جهت جذب زنان و سازمان‌دهی و افزایش مشاركت آنان در اركان و فعالیت‌های جبهه مشاركت، آموزش و توانمندسازی زنان در رده‌های مختلف عضویت، برقراری ارتباط با گروه‌های مختلف زنان و پیشنهاد به هیات اجرایی در جهت ایجاد و تقویت عدالت جنسیتی در حزب و پیگیری تحقق آن از جمله اهداف شاخه زنان است.

محتشمی‌پور تصریح کرد: زنان اكنون در اركان مختلف حزب فعال هستند از جمله معاون سیاسی دبیركل و سه نفر از روسای مناطق از 28 منطقه‌‌ای كه جبهه مشاركت در استان‌ها حوزه دارد، زن هستند. سه نفر از روسای كمیته‌ها و شاخه‌های هیات‌های اجرایی و یكی از معاونین هیات اجرایی نیز زن هستند و ما سعی كردیم كه جریان‌سازی جنسیتی را در جبهه مشاركت داشته باشیم.

محتشمی‌پور در مورد تركیب شاخه زنان جبهه مشارکت، گفت: این شاخه زیرنظر هیات اجرایی و توسط شورایی مركب از 7 الی 11 نفر اداره می‌شود و دارای گروه‌هایی همچون گروه مطالعات و برنامه‌ریزی كه مجموعه فعالیت شاخه زنان را پردازش و تنظیم می‌كند و در بخش مطالعات با محور اصلی زن و توسعه گزارشی از پژوهش‌های انجام شده مانند مشاركت سیاسی و اقتصادی زنان و نیز اشتغال آنان را ارزیابی می‌كند و نیز گروه آموزش، گروه ارتباطات كه ارتباط با احزاب، NGOها و اقشار نهادهای اجتماعی را بر عهده دارد، گروه اطلاع رسانی كه ارتباط با رسانه‌ها را بر عهده دارد و نیز گروه مناطق كه با شاخه‌های زنان در مناطق مختلف كشور ارتباط برقرار كرده و این شاخه‌ها متناسب با شرایط بومی شهر خود می‌توانند فعالیت‌های خود را داشته باشند.

وی ادامه داد: در بخش آموزش كه برای ما بسیار اهمیت دارد، ما به آموزش تشكیلاتی و نیز آموزش‌هایی برای توانمندسازی زنان با تاكید بر مشاركت سیاسی آنان پرداختیم و نیز در بخش ارتباطات سعی كردیم یكی از نقدهایی را كه همواره به جبهه مشاركت و نیز سایر احزاب در خصوص ارتباط با سایر گروه‌های اجتماعی وتوده‌ها مطرح است را برطرف كنیم كه با تشكیل شاخه‌هایی مربوط به اقشار مختلف و تشكیل گروه ارتباطات درصدد رفع این نقایص بربیاییم. ما با همه گروه‌های زنان حرف داریم، اما با توجه به این‌كه تا پایان سال جبهه مشاركت برنامه‌های خود را متناسب با فضای انتخابات پیش می‌برد، سعی می‌كنیم رویكردمان برای حضور اصلاح‌طلبان در عرصه سیاست انتخاباتی باشد.

محتشمی‌پور برنامه‌های در دست اقدام شاخه زنان را برگزاری جشنواره وبلاگ نویسی زن و مشاركت عنوان كرد و گفت: این جشنواره با محوریت زنان و مشاركت فرهنگی ، اجتماعی، زنان و موانع حضور در جامعه مجازی، زنان توانمند، زنان تاثیرگذار، زنان و مشاركت سیاسی ، اقتصادی، چرا به زنان رای می‌دهیم؟، زنان مشاركت مدار، زنان فرد محور، زنان و مدیریت، زن و صلح برگزار می‌شود كه علاقمندان برای شركت دراین جشنواره باید به نشانی وبلاگ shayestegi.persianblog.com مراجعه كنند.

رییس شاخه زنان جبهه مشاركت برگزاری نشست خانواده برابر را از برنامه‌های دیگر این شاخه عنوان كرد و گفت: این همایش كه با حضور اسلام شناسان، روانشناسان و جامعه شناسان 15 دی ماه به مناسبت روز خانواده برگزار می‌شود، پیش درآمدی برای سمینار خانواده برابر كه در سال آینده برگزار خواهد شد، است.

وی با بیان اینکه «فعالیت‌های شاخه زنان در حال حاضر با توجه به نزدیکی زمان انتخابات معطوف به بحث انتخابات شده است و اعمال سهمیه‌بندی 30 در صدی را در انتخابات هم پیگیری می‌کنیم»، گفت:نماینده مشارکت در ستاد ائتلاف سهمیه 30 درصدی را دنبال می‌کند .آن چیزی که برای ما مهم است این است که حضور در عرصه های اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را وظیفه و تکلیف خود می‌دانیم، آن‌چه در عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تكلیف ماست این است كه زمینه مشاركت زنان را فراهم كنیم و از زنان و مردانی كه می‌توانند در این زمینه حمایت كنند، استقبال می‌كنیم.

محتشمی‌پوردر ادامه در پاسخ به پرسشی مبنی بر این‌كه « سهمیه 30 درصدی برای زنان تا چه حد در لیست انتخاباتی ائتلاف اصلاح طلبان اعمال می شود؟»، گفت: تلاش ما بر این است كه سایر احزاب را به اهمیت حقوق زنان، افزایش كمی آنان در پارلمان و در نهایت ورود زنان و مردان توانمند به مجلس آگاه كنیم تا بتوانند از حقوق زنان دفاع كنند. ما تجربه خوبی در مجلس ششم داشتیم. بنابراین ضرورت حضور زنانی كه حساسیت مسایل زنان را در جامعه درك كنند برای ما محرز است و در تلاش هستیم كه سهمیه 30 درصدی را محقق كنیم آنچه مساله ماست شناسایی و ترغیب زنان به شركت و ثبت نام در انتخابات است.

وی افزود:البته تاکنون هیچ‌گونه بحث جدی در این مورد در ستاد مطرح نشده و این بحث موکول به ثبت نام نامزدها در انتخابات شده است.

فریده ماشینی نیز در پاسخ به پرسشی در مورد فعالیت‌های کمپین یک میلیون امضا برای تغیير قوانین تبعیض‌آمیز و فعالیت كمیسیون زنان در رابطه با این قوانین، گفت: یكی از دغدغه‌های كمیسیون زنان همین است و فعالیت زیادی در این زمینه انجام داده. ما در گفت‌وگوها و نشست‌های مختلف بر این خواست مشترك یعنی تغییر قوانین تبعیض‌آمیز تاكید داشتیم. نشست‌های تخصصی را برای بررسی ابعاد مختلف این مساله تشکیل داده‌ایم. همچنین در بحث نواندیشی دینی نسبت به حقوق زنان فعالیت می‌كنیم؛ چرا كه یكی از شروط تغییر در قوانین تبعیض‌آمیز بررسی فقهی و حقوقی قوانین زنان است. یکی از جلسات دفتر سیاسی جبهه مشارکت به بررسی این موضوع اختصاص یافته است و تاکید شده که نمایندگانی که از طرف ما می خواهند وارد مجلس شوند باید برنامه‌هایی را برای تغیر این قوانین داشته باشند .

وی در مورد مهمترین موانع پیش رو برای تغيیر قوانین تبعیض‌آمیز، گفت: مشکلات زیادی وجود دارد که قابل توجه است، پس از تلاش‌های زیاد در زمینه تغییر قوانین تبعیض‌آمیز با لایحه تحكیم خانواده مواجه می‌شویم كه در جهت تبعیض‌آمیزتر كردن حقوق زنان است و نیز سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها، تاكنون دایما این مساله درباره زنان فعال ایرانی مطرح بوده كه نمی‌دانستند چه می‌خواهند اما امروز این مشكل وجود ندارد و توانسته‌اند به توافق برسند مبنی بر این‌كه چه می‌خواهند وهمه زنان در مورد اهمیت تغيیر قوانین به توافق رسیده اند.

ماشینی همچنین در پاسخ به پرسش دیگر در مورد چگونگی تغيیر این قوانین با توجه به اینکه منشا بسیاری از آنها شریعت است، گفت: بسیاری از قوانین امروز منشا شریعت ندارد و به صورت سلیقه‌ای تصویب می‌شود. در آنهایی كه منشا فقهی داشته ما با توجه به اینكه به اجتهاد پویا و احكام ثانویه پایبند هستیم. معتقدیم می‌‌توان تغيیراتی داد، همچنانکه شاهد تغییراتی در قانون بوده‌ایم. مثلا زمانی كه دیه بین زن و مرد مطرح می‌شود مبنای فقهی دارد اما دیه مسلمان و غیر مسلمان تغییر می‌كند در حالی كه آن هم مبانی شرعی دارد و یا بحثی كه در باره تبرج مطرح شد كه بسیاری از علما به آن اعتراض كردند. بنابراین، به نظر من در بیشتر موارد بحث‌ها سیاسی است نه فقهی و امكان تغییر در بسیاری از قوانین وجود دارد، همین كه برخی مباحث مانند ارث بردن زن در مجلس مطرح می‌شود، یعنی غیرقابل تغییر نیست.

محتشمی‌پور در پاسخ به سؤالی مبنی تفكیك میان زنان اصلاح‌طلب و اصولگرا گفت: ما چنین تفكیكی نداریم. ممكن است درعقاید سیاسی بین زنان اصلاح‌طلب و محافظه‌كار مرزبندی وجود داشته باشد، اما ما در اصول ـ چه اصول اعتقادی و چه مشكلات زنان ـ با هم مشترك هستیم. ما در جایی مشكل با هم پیدا می‌كنیم كه یا دیگران دخالت می‌كنند و یا عقاید سیاسی مطرح می‌شود.

وی افزود: ما هیچ‌گاه یك سره سنت را نفی نكردیم. كما اینكه هیچ گاه مدرنیزم را صدرصد قبول نكردیم؛ بنابراین در جایگاهی قرار داریم كه بهترین‌ها را از گذشته و شرایط موجود می‌گیریم و آن را پردازش می‌كنیم.
ما توسعه درون‌زا را توصیه كردیم و مرزبندی ما تنها با كسانی است كه سنت را به عنوان یك حربه قرار می‌دهند و آن را با دین مخلوط كرده و دست آویز قرار می‌دهند. اگر زنانی هم با این روش حركت كنند با آنها مرزبندی داریم.

محتشمی‌پور گفت: در حال حاضردو گروه از زنان وجود دارند گروهی که نسبت به حقوق خود آگاهی دارند و گروهی که هنوز به این آگاهی نرسیده اند، وظیفه زنان آگاه این است كه قشر دیگر زنانی را كه اگاهی كمتری دارند، آگاه كنند. در عین حال معتقدیم حق گرفتنی است؛ بنابراین وظیفه داریم كه جایگاه زن را در جامعه ایران به زنان بشناسانیم.

وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر «برنامه شاخه زنان جبهه مشاركت برای ارتباط با اقشار مختلف زنان در آستانه انتخابات»، گفت: در یكی دو ماه پایانی مجلس هفتم می‌بینیم كه عده‌ای تنها از خواب بیدار شده‌اند و چون در آستانه انتخابات هستیم می‌خواهند با زنانی كه نسبت به لایحه خانواده معتقد بوده‌اند، گفت‌وگو كنند كه البته دیر است. یكی از سختی‌های شاخه زنان این است كه در آستانه انتخابات شروع به كار كرد اما به طور كلی برای ارتباط با اقشار مختلف زنان برنامه‌های دراز مدتی دارد؛ از جمله با تشكیل واحدهای تخصصی زنان در گروه ارتباطات و نیز از طریق شاخه فرهنگیان، جوانان، دانشجویان و اصناف و ایثارگران نیز سعی می‌كند با این اقشار زنان ارتباط داشته باشد. هم‌چنین درباره گروه زنان خانه‌دار چون با تشكل و سازمان‌دهی كمتری مواجه هستیم، كارمان كمی مشكل است. اما برنامه‌ریزی داریم، البته منظور از زنان خانه‌دار با توجه به اینكه مرزبندی مشخصی وجود ندارد، منظورمان بار ارزشی این موضوع نیست؛ چراكه حتی زنان تحصیل كرده‌ای هم هستند كه شاغل نیستند، بنابراین می‌توانیم در فضای مجازی با آن‌ها ارتباط برقرار كنیم و مهم این است كه ما این ضرورت را رد كردیم.

بر اساس این گزارش در پایان این نشست، فریده ماشینی گفت: شاید عده‌ای فكر كنند بحث مشاركت سیاسی زنان برای كسب قدرت است اما ما در درجه اول به این موضوع به عنوان حقی نگاه می‌كنیم كه زنان نیز باید از آن بهره‌مند شوند و نكته بعدی این است كه بتوانیم در عرصه سیاسی موضوع زنان را به عنوان موضوع اولویت‌دار مطرح كنیم، در انتخابات مجلس نیز دغدغه ما این است كه كسانی وارد مجلس شوند كه بتوانند به گونه‌ای عمل كنند كه گروه‌های مختلف اجتماعی از جمله زنان از آن منتفع شوند.

وی افزود: هدف نهایی ما این نیست كه تنها چند زن به عنوان نماینده وارد مجلس شوند بلكه هدف ما این است كه نمایندگان مسایل زنان را مورد توجه قرار دهند و مشاركت سیاسی زنان و آگاهی بخشی به آنان را در صدر اولویت های‌مان قرار دهند.

 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه