بازگشت به صفحه اول

 

 
 

درگیری مردم با لباس شخصی‌ها در شیراز و حمله به دفتر یك روزنامه

نوروز: نیروهای لباس شخصی و بسیجی دوشنبه‌شب با حمله به دفتر یك روزنامه اصلاح ‌طلب در شیراز ضمن برهم ریختن تجهیزات و امكانات روزنامه، یكی از روزنامه‌نگاران را مجروح كردند.

به گزارش خبرنگار نوروز از شیراز، ماجرا زمانی اتفاق افتاد كه در جریان ادامه طرح موسوم به «امنیت اجتماعی» در خیابان عفیف‌آباد (از مناطق شمال شهر شیراز)، تجمع گسترده‌ای از مردم معترض شكل گرفت كه با ماموران و لباس شخصی‌ها درگیر شدند. در این حال، اعضای تحریریه و همكاران روزنامه «تحلیل روز» كه پنجره دفتر آنها مشرف به محل درگیری‌ها بود، از بالا ماجرا را تماشا می‌كردند.

این گزارش حاكی است نیروهای لباس شخصی پس از مطلع شدن از این مساله و با این گمان كه روزنامه‌نگاران از درگیری‌ها عكس‌برداری كرده‌اند، به دفتر روزنامه «تحلیل روز» هجوم بردند؛ این درحالی بود كه به گفته اعضای تحریریه، در آن زمان عكاسان روزنامه در محل كار خود حاضر نبوده‌اند.

به هرحال و در پی یورش نیروهای لباس شخصی و در حالی كه اغلب پرسنل حاضر در دفتر روزنامه خانم‌ها بودند، چهار نفر از آقایان به نام‌های محمد حسن شلتوك‌كار، هاشم حكمه، فرهاد فروهی و محمد جواد شلتوك‌كار به مقابله با لباس‌ شخصی‌ها می‌پردازند كه در جریان درگیری‌ها محمد حسن شلتوك‌كار از ناحیه گونه مجروح و بلافاصله به بیمارستان منتقل می‌شود و پزشكی قانونی هم گزارش لازم را تهیه می‌كند.

در پی این حادثه، شكایتی تنظیم و توسط اطلاعات نیروی انتظامی نیز مراتب تایید و امضا شد، اما نیروهای بسیج حاضر به امضای صورت جلسه نشدند. این صورت جلسه برای پیگیری‌های بعدی به وزارت كشور ارجاع شده است.

گفتنی است روزنامه «تحلیل روز» از مطبوعات اصلاح‌طلب چاپ شیراز است كه به مدیریت حاجات‌نیا، رییس حزب اسلامی كار استان فارس، منتشر می‌شود.

-------

لطفا ضمن معرفی خودتان درباره دوران دانشجویی و فعالیتهای خود در آن دوران توضیح دهید .

محمد حسن فیروزی  معروف به حسام  فیروزی  متولد 1351  شهرستان فسا و ورودی سال 1372 رشته پزشکی دانشکده پزشکی شیراز .

در طول دوران دانشجویی با انجمن اسلامی دانشکده و دانشگاه همکاری زیادی داشتم . البته اوائل بیشتر همکاری های من بیشتر هنری بود .

اولین فعالیت جدی من در زمینه سیاسی را شاید بتوان اعتصاب غذای سه روزه که با بچه های انجمن پس از دستگیری دکتر رضا عامری نسب ( عضو دفتر تحکیم ) جلوی درب دانشکده پزشکی سه شبانه روز تحصن کردیم . خواستمان هم آزادی دانشجویان بازداشت شده در 18 تیر همان سال بود .

لطفا در باره سابقه فعالیتهای خود در حمایت و مداوای زندانیان سیاسی توضیح دهید.

اولین بار پس از اعتصاب غذای اکبر گنجی (زندانی سیاسی ) با همکاری سازمان دانش آموختگان ( ادوار تحکیم وحدت ) و دفتر تحکیم  فراخوانی برای کمک جامعه پزشکی به اکبر گنجی دادم و از جامعه پزشکی خواستم برای نجات جان او اقدام کنند .همچنین در دوران اعتصاب عذای آقای گنجی و بستری بودن ایشان در بیمارستان میلاد گزارشات پزشکی و وضعیت ایشان را به اطلاع عموم میرساندم.

ضمن توضیح درباره علت بازداشتتان در سال گذشته بفرمایید برای چه مدت و برای چه بازداشت شدید ؟

من سال گذشته پس از درمان آقای احمد باطبی ( دانشجوی زندانی 18 تیر 87 ) در خالی که ایشان دوره درمان خود را نزد من سپری میکرد ناگهان بازداشت شد و چون درمان ایشان نیمه تمام مانده بود ایشان به نشانه اعتراض در زندان دست به اعتصاب غذا زدند. من نیز چون جان ایشان را در خطر دیدم نامه هایی را به مجامع حقوق بشری نوشنم و خواستار آزادی ایشان برای ادامه درمان شدم. پس از آن توسط وزارت اطلاعات دستگیر و به سلول انفرادی منتقل گردیدم . پس از آن نیز گزارشی مبنی بر علت فوت زنده یاد اکبر محمدی ( دانشجوی زندانی کوی دانشگاه که در زندان اوین کشته شد ) منتشر نمودم و دوباره به زندان منتقل شدم .

 در سال گذشته سه بار و مجموعا 30 روز را در بازداشت گذراندم.

در طول بازداشتتان به چه کارهایی مشغول بودید ؟

به جز  دوران انفرادی ، در دورانی که در بند عمومی بودم مشغول مداوای بیماران و بر طرف کردن مشکلات پزشکی آنها بودم .

چندین بار به بهداری اوین رفتم و آنجا با پزشکان آنجا به بحث و گفتگو پیرامون مشکلات زندانیان پرداختم و این که پزشکی فارغ از مقام ، جایگاه ، عقیده و اتهامات وارده به بیمار فقط وظیفه مداوای بیمار را بر عهده دارد و ما نباید جرم و محکومیت بیماران را در درمان آنها دخیل کنیم .چون متاسفانه عده ای این مسائل را با هم در آمیخته بودند .

پس از آزادی نیز به حکم وظیفه گزارشی از آنچه در اوین به لحاظ بهداشتی و پزشکی می گذشت را تهیه نمودم و به مسئولین مربوطه و ریس قوه قضاییه ارائه دادم .

اتهام شما چیست و در حال حاظر روند پرونده شما به چه صورت است ودر چه وضعیتی قرار دارد ؟

اتهام من پناه دادن زندانی متواری ( احمد باطبی که جهت درمان در کلینیک من بستری بود ) می باشد و همچنین اقدام علیه امنیت ملی و تشویش ازهان عمومی به دلیل نوشتن نامه هایی که ذکر کردم .

دادگاه بدوی مرا به تحمل یک سال حبس محکوم نمود و پس از تجدید نظر خواهی هفته گذشته دادگاه تجدید نظر محکومیت مرا تایید نمود .

در این پرونده چه کسی وکالت پرونده شما را به عهده داشت ؟

آقای خلیل بهرامیان وکیل پرونده دانشجویان کوی دانشگاه وکالت این پرونده را بر عهده داشتند .

در حال حاظر مشغول چه فعالیتهایی هستید ؟

من در زمینه تربیت کودک مطالعات زیادی انجام داده ام و هم اکنون نیز در این زمینه یعنی آموزش پدری و مادری  و مشکلات جنسی ( سکسولوژی ) با مراکز مشاوره و روانشناسی همکاری می نمایم . و نیز به مداوای زندانیان سیاسی در خارج از زندان مشغولم . اخیرا نیز گزارشاتی در مورد وضعیت وخیم جسمانی دو زندانی فعال کارگری ( آفایان محمود صالحی و منصور اسالو ) تهیه کرده ام و به رییس قوه قضاییه ارایه نموده ام .

آقای دکتر کسانی که علاقه مند به فعالیتهای شما هستند از چه طریقی می توانند در زمینه هایی که گفتید ( تربیت کودک و سکسولوژی ) با تحقیقات شما آشنا شوند ؟

من معمولا مطالبم را در وبلاگی که دارم منتشر می کنم . علاقه مندان می توانند به آدرس اینترنتی www.hesamfiroozi.com مراجعه نمایند .

 همچنین دو جلد کتاب در این زمینه به نامهای : " پدر ، مادر ، جنسیت من چیست " و" کلید های رفتار با کودک " نوشته ام که متاسفانه  مجوز چاپ از وزارت ارشاد نگرفته اند .

در حال حاظر چه اقداماتی برای جاوگیری از اجرای حکم شما صورت گرفته ؟

اقدام خاصی صورت نگرفته فقط دوستانی لطف کرده اند و کمپین حمایتی(www.sosfiroozi.wordpress.com ) تشکیل داده اند و همچنین در حال جمع آوری امضا در قالب طوماری جهت ارئه به رییس قوه قضاییه برای  جلوگیری از اجرای حکم زندان .

-------

ملاقات با 5 زندانی سیاسی شهر زنجان در زندان اوین

http://haqqimiz.blogfa.com/post-656.aspx

بر اساس خبر رسیده به وبلاگ حق خانواده زندانیان سیاسی آذربایجان "سعید متین پور"،"جلیل غنی لو"،"علیرضا متین پور"،"بهروز صفری"و "لیلا حیدری"روز دوشنبه دهم دی ماه 1386 در زندان اوین با آنها ملاقات کردند.

بر اساس اظهارات این خانواده ها به غیر از خانم لیلا حیدری، دیگر زندانیان پس از ماهها به بند عمومی زندان اوین منتقل شده اند.

همچنین به گفته خانواده این زندانیان، طی مدت بازداشت آنها به طور مداوم تحت شکنجه های جسمی و روحی شدید قرار گرفته اند بطوریکه در اثر این شکنجه ها آنها بارها بیهوش شده و به بیمارستان منتقل شده اند.

سعید متین پور که از 4 خرداد در بازداشت به سر می برد به مدت 45 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زنجان در مکانی تاریک و غیر بهداشتی به طور مداوم شکنجه شده است.وی در مجموع 205 روز در سلول انفرادی نگهداری است. سعید به همسرش گفته است که از شهریورماه برای او قرار وثیقه صادر شده است ولی ماموران به وی اجازه نداده اند این مطلب را به خانواده اش اعلام نماید.

همچنین بهروز صفری نیز که از اواسط خرداد در بازداشت به سر می برد در بازداشتگاه ادراه اطلاعات و بند 209 اوین تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته است. مامواران چندین بار وی و همسرش لیلا حیدری را در حضور هم شکنجه کرده اند.

لازم به ذکر است که در دو هفته گذشته آقایان عبدالله عباسی ، ایلقار مرندلی ، صالح کامرانی ، میر قاسم سیدین زاده و محمد نصرتی با تودیع وثیقه های سنگین از زندان آزاد شده اند.

-------

گنجشكك اشي مشي هنوز هم بر لب بوم حاكم

پروانه وحیدمنش
همه داستان اعدام هاي سال هاي اول انقلاب را بارها و بارها شنيده ايم . همه شنيده ايم كه در آن روزها بسياري از فرزندان مسئولين نظام هم چوبه دار را بوسيدند يا به زندانهاي طولاني مدت گرفتار شدند. همه قصه نوه آيت الله خميني ، شوهر خواهر رهبري فعلي ، پسر آيت الله مشكيني و... را بارها و بارها شنيده ايم. از آن سو همه داستان پسر واعظ طبسي ، محسن رضايي و... را نيز در سالهاي اخير شنيده ايم.

پذيرفتن اينكه آرمان هاي انقلاب حس پدرانه را سركوب مي كند تا فرزند را بالاي دار ببيند قابل قبول نيست چون اگر بر پايه خود دين اسلام و سيره نبوي قرار به شاهد آوردن باشد ابوجهل و ابوسفيان و ... در جريان فتح مكه بخشيده شدند و پيامبر براي نجات جان دخترش زينب كه همسريكي از كفار مكه بود و در دست مسلمانان اسير حاضر شد ازيك پيروزي حتمي بگذرد. پس نمي توان آرمان را پيراهن عثمان كرد كه وا ملتا ما به دليل ايمان راسخ مان به اسلام و انقلاب و آرمان هايش حتي فرزند داديم. آنچه در اين ميان محل استناد و توجه است همان حفظ قدرت و شهوت به قدرت خواهي است كه البته اصلا قرار نيست ذم آن گفته شود.آنچه مساله قدرت طلبي را در جامعه اي مثل ايران ودر مقايسه با كشور هايي كه مبتني بر دموكراسي اداره مي شوند بغرنج و مساله ساز مي كند عشيره اي اداره شدن اين سرزمين و الله بختكي رفتار كردن در آن است . اينجا هنوز كدخدا دارد و داروغه و جلاد و امين الكتاب و خواجه حرم سرا . اينجا هنوز با تهديد و ارعاب خانواده هاي زندانياني كه نزديك به يك ماه است از فرزندان خود خبر ندارند ساكت مي كنند و آدم ربايي جزو مرام و مسلك حاكم باشي است . در امريكا و بريتانياي كبير و فلان وبهمان كشور مترقي نيز شهوت قدرت در ذات انسان هايش وجود دارد اما طريقه برآوردن اين شهوت آدم ربايي ، تهديد مادر يك زنداني و يا نگه داشتن جواني در سياه چال ها و بي خبر گذاشتن پدر ومادرش از حال وي نيست. ابزار ها و اهداف رفع تشنگي زايد الوصف نوع بشر در ممالك راقيه در خصوص امر قدرت مصلحت عمومي جامعه، ترقي و بهبود وضعيت اقتصادي -اجتماعي كشور و مبارزه براي اصلاح امور است

الان 24 روز از زمان اولين دستگيري هاي فعالين چپ مي گذرد، هرچند اراده اي در چپ وجود دارد كه مايل است زمان اين بازداشت ها طولاني تر شود و بدش نمي آيد شهيدي از ميان اين بازداشت شدگان تقديم باورهاي لنينستي گردد تا جريان چپ هويت مستقل خود را بازيابد اما نگراني ديگر جريان ها، اعم از چپ و غير چپ از روند ادامه اين پروژه، لطمه ديدن كساني است كه اينك حتي پس از 24 روز تماسي با خانه نداشته اند.اين در حالي است كه نماينده مجلس تلاش مي كند با ارعاب مادران و پدران اين جوانان تمام كانال هاي اطلاعت رساني در خصوص آنها را مسدود كرده و فضا را رعب انگيز جلوه دهد
ادامه بازداشت ها در سلول هاي انفرادي براي گرفتن اقرار از زندانيان است، اقراري كه با زور و ارعاب و شكنجه و بي خوابي دادن حاصل شود به اندازه قدرت اقرار گيرندگان پوشالي است

گنجشكك اشي مشي هنوز هم بر لب بوم حاكم باشي مي نشيند
و قصه اش هنوز قرنهاست زمزمه مادران و كودكان و مردمي است كه از ظلم قصاب باشي به جان آمده اند
گنجشكك اشي مشي ما نمي گوييم لب بوم مان نشين، آقاي محمدي نماينده مجلس مي گويد لب بوم ما نشين

-------

بی خبری از وضعیت عفت قواعدی، مادر هانی خواندار

کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر

گويا: با گذشت ۱۰ روز از بازداشت " عفت قواعدی" مادر هانی خواندار هنوز هيچ گونه اطلاعی از مکان نگهداری وی در دست نيست. دختر وی با اعلام اين خبر می افزايد: "از روز شنبه که مادرم بازداشت شده است، بارها به دادگاه انقلاب مراجعه کردم اما آقای نمازی «قاضی پرونده» ، نه تنها جوابی در مورد شرايط مادرم نمی دهد، بلکه من را تهديد کرد که اگردر اين مورد اطلاع رسانی کنم، بازداشت خواهم شد."

عفت قواعدی روز شنبه ۱ دی ماه، در پی مراجعه به دادگاه انقلاب جهت ديدار با فرزندش، به دلايلی نامعلوم بازداشت و روانه زندان شد.

وی با وجود گذشت ۱۰ روز، تماسی را با منزل برقرار نکرده است، با اين حال مسئولان دادگاه انقلاب به خانواده او اعلام کرده اند که مادرشان در سلول انفرادی نگهداری می شود.

دادگاه انقلاب همچنين اتهام مادر هانی خواندار را مصاحبه با رسانه های خارج از کشور اعلام کرده است. اما دختر وی می گويد: " اگر چنين اتهامی به مادرم زده اند، برای چه پس از بازداشت، او را با دستبند به خانه آورده و منزلمان را تفتيش کردند.؟"

گفتنی است پس از بازداشت عفت قواعدی در دادگاه انقلاب، ماموران، وی را با دستبند به خانه آورده و منزل او را مورد تفتيش قرار دادند.

هانی خواندار از بازداشت شدگان طرح موسوم به ارتقای امنيت اجتماعی، هم اکنون بيش از ۹ ماه است که در زندان نگهداری می شود. وی از حدود ۶ ماه پيش هيچ گونه تماس تلفنی را با منزل برقرار نکرده است و دادگاه انقلاب از دادن ملاقات به مادرش خودداری می کند.

چند روز پيش از بازداشت "عفت قواعدی"، وی در گفتگويی با رسانه ها، نسبت به شرايط نگهداری فرزندش و بی خبری طولانی مدت از وی ابراز نگرانی کرده بود.

لازم به ذکر است، هانی خواندار در ليست منتشره از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه