موج دستگيري اهالي بندرترکمن
به دنبال واکنش خشونت آميز به قتل ماهيگير محلي
ميترا نيکزادبه دنبال اعتراض جمعي اهالي بندرترکمن به مرگ صياد 18 ساله ترکمن و حمله آنان به فرمانداري وپاسگاه حراست درياي روستاي "چاپاقلي" موج جديد دستگيري شهروندان بندر ترکمن آغاز شد.
به گزارش خبرنگار روز، به دنبال برخورد يک قايق موتوري غول پيکر متعلق به "حراست دريا" با قايق موتوري کوچک صيادان محلي و کشته شدن حسام الدين خديور در ساعات پاياني شب جمعه گذشته، جوانان ماهيگير و اهالي روستاهاي چاپاقلي، خواجه نفس و شهرستان ترکمن درروز يکشنبه با حدود 30 خودرو نيسان و 60 موتور سيکلت به پاسگاه حراست نيروي انتظامي در غرب روستاي چاپاقلي حمله برده و در اعتراض به کشته شدن حسام الدين، ساختمان آن را به آتش کشيدند. اين جمعيت معترض پس از آن به ساختمان فرمانداري بندرترکمن رفته و لوازم اداري و تجهيزات رايانه اي و اغلب شيشه هاي آن را شکستند.
براساس اين گزارش، پس از آن يگان ويژه نيروي انتظامي وسپاه پاسداران، از مرکز استان گلستان، وارد بندرترکمن شده و شهر به حالت حکومت نظامي درآمد. به دنبال حکومت نظامي درشهر، خطوط ارتباطي تلفن هاي همراه براي 24 ساعت مختل شد و همه رفت وآمدها تحت کنترل نيروي انتظامي و ايست بازرسي بسيج قرار گرفت. اين گزارش مي افزايد : اما ماجرا به اين موارد ختم نشده و صبح روز بعد دستگيري عده اي از اهالي منطقه آغاز شد. يک شاهدان عيني مي گويد که ماموران نيروي انتظامي و شيلات بندرترکمن، به گونه اي به برخي منازل حمله مي کردند که گويي زمان را براي تصفيه حساب با برخي ماهيگيران بهتر از اين زمان نمي دانستند.
اين گزارش تاکيد دارد که نيروي انتظامي و گارد ويژه سپاه پاسداران، زمان حمله را گرگ وميش هوا در صبح روز سه شنبه تعيين کرده بودند به نحوي که در سکوت اين ساعات، شکستن درب منازل و صداي شيون ناشي از وحشت کودکان کاملا به گوش مي رسيد. شاهدان عيني مي گويند: نيروهاي نظامي مردم را با لباس خواب به همراه مشت ولگد راهي کاميون ها مي کردند و هنگامي که از سوي افراد دستگير شده مورد پرسش قرار مي گرفتند بر شدت خشونت خود مي افزودند.
درهمين رابطه يک تشکيلات موسوم به "سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا" اطلاعيه اي صادر کرد. در بخشي از اين اطلاعيه آمده است: اکنون سالهاست که جوانان تهيدست و بيکار روستاهاي سواحل درياي خزر مورد غضب حراستي ها قرار گرفته و جان عزيز خود را از دست داده اند. صيد ماهي بدون پروانه خلاف قانون است ولي کشتن نوجوانان نيز خلاف قانون، خلاف حقوق بشر و خلاف هر گونه قوانين انساني و اسلامي ميباشد.
بيانيه افزوده: بر اساس ماده 10 قانون شکار و صيد مصوبه 1346 ( اصلاحيه 1353 و 1375 ) کسانيکه مرتکب شکار و صيد در فصول و ساعات ممنوعه و وسايل و طرق ممنوعه شوند به حبس تاديبي از 11 روز تا يک ماه و يا جزاي نقدي محکوم ميشوند. ماده 11 همان قانون نيز شکار و صيد بدون پروانه را حبس تاديبي از 11 روز تا 2 ماه و جزاي نقدي محکوم مي کند. با وجود اينکه قوانين مربوط به صيد و شکار بسيار روشن است اما ماًموران حراست بدون توجه به اين قوانين نوجوانان زيادي را تا امروز در ترکمن صحرا به قتل رسانده اند.دربخش ديگري از اين اطلاعيه آمده است: سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا سالهاست در خصوص قتل بي گناه صيادان ترکمن به مراجع بين المللي گزارش داده و به مقامات و مسئولين جمهوري اسلامي نيز هشدار داده است که هر چه زودتر به موجوديت گروههاي فراقانوني پايان داده شود.
سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا خاطرنشان کرده: در اطلاعيه اي در آذرماه سال 1383 تحت عنوان "صيادان ترکمن را صيد نکنيد!" ما صراحتا اين امر را از دولت و مسئولين محلي طلب نموديم، ولي تابحال در اين مورد هيچگونه اقدامي نشده و حراستي ها همچنان به صيد صيادان ترکمن ادامه داده اند. اکنون کاسه صبر مردم پر شده و دست به اقداماتي زده اند تا بدينوسيله گوش شنوائي به مطالبات قانوني خود بيابند. مردم بندرترکمن و اهالي روستاهاي نوار ساحلي خزر خواستار رسيدگي فوري و جدي به قتل [افراد توسط] ماًموران حراست شده اند. آنها از مقامات محلي مي خواهند با عاملان قتل حسام الدين خديور برابر با قانون عمل شود.
اطلاعيه "سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا" در خاتمه از تمامي مدافعين دفاع از حقوق بشر ايراني و نهادهاي حقوق بشر جهاني درخواست کرده است که اقدامات نيروي انتطامي "حراست دريا" را در ترکمن صحرا محکوم کنند و به چشم پوشي مسوولان در مقابل قانون شکنان اعتراض نمايند.
-------
بیانیه 17 انجمن اسلامی دانشگاه های کشور در حمایت
از دکتر حسام فیروزی
عادت کرده بودیم دوستانمان را به گناه ناکرده در
بند ببینیم، عادت کرده بودیم در هر پرونده ای
انگشت اتهام را بسوی خویش ببینیم، عادت کرده بودیم
به آسمان های پرستاره مان که روز به روز پرنورتر
می شد، حتی عادت کرده بودیم به زندان اوین، بند
209، ... . اما ندیده بودیم کسی را به جرم ادای
وظیفه راهی زندان کنند. آنهم یک پزشک را به جرم
حفظ جان بیمارش. صحبت از دکتر حسام فیروزی است.
کسی که به جرم نظارت و پیگیری وضعیت سلامتی
زندانیان سیاسی و ارائه وضعیتشان از سوی دستگاه
قضایی کشور به یکسال زندان محکوم شده است، آنهم به
اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی.
آیا کسی که در دانشگاه همین کشور درس خوانده و طبق
قوانین همین کشور سوگند خورده و ملزم به رعایت آن
است را باید به خاطر عمل به قانون روانه زندان
کرد؟ آیا پزشکی که نگران و پیگیر وضعیت بیمارانش
است را باید متهم و دادگاهی کرد؟ طبق کدام اصل و
قانون؟ مگر او جز آن کرده که به او آموخته اید، از
او خواسته اید و به آن سوگند خورده است؟ در کدام
قانون آمده که اعلام وضعیت بیماران در مطبوعات و
رسانه ها تبلیغ علیه نظام است؟!!
ما انجمن های اسلامی امضاء کننده این بیانیه
خواهان جلوگیری از اجرای این حکم و اینگونه
برخوردهای غیر قانونی توسط قوه قضائیه بوده و از
قوه قضائیه می خواهیم از ادامه این روند ناصواب
پیشگیری نماید.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم
پزشكي ،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي
شيراز ،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه فني باهنر
شيراز،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد
و علوم پزشكي ،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه
صنعتي نوشيرواني بابل ،انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه صنعتي شاهرود ،انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه بيرجند، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه
كاشان ،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و
بلوچستان ،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم
پزشكي كرمانشاه ،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه
هرمزگان ،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه ايلام
،انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اراك ،انجمن
اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز ،انجمن
اسلامي دانشجويان دانشگاه كشاورزي ساري ،انجمن
اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه بو علي سينا همدان
و جمعي از فعالين دانشجويي دانشگاه زنجان
کمیپن حمایت از دکتر حسام فیروزی :
http://sosfiroozi.wordpress.com
تماس با ما :
Sos.firoozi@gmail.com
--------
براي سعيد حبيبي:
سياست آميخته به شرافت!
شاهین زینعلی
روزهايي است كه
"سعيد حبيبي" را از ما جدا كرده اند. بالاخره
آرمان خواهي اش كار دستش داد و اكنون در كنج سلولش
در بند 325 اطلاعات سپاه در اوين با بازجويان خويش
دست و پنجه نرم مي كند.برخي اخباري كه از آنسوي
ديوارهاي آهنين زندان اوين به گوش مي رسد ،متاسفانه
حاكي از شكنجه هاي جسمي و رواني است كه بر او و
دانشجويان دربند مي رود . خبرهاي ديگري نيز نشان
از آزادي دانشجويان چپ در روزهاي آينده دارد . اما
ظاهراً چهار نفر از آنها بايد بايد همچنان در
سلولهاي تنگ و تاريك خويش آن هم در بندي كه به
مراتب شرايطي بدتر از ديگر بندهاي اوين دارد ؛
بمانند ؟
سعيد حبيبي يكي
از آن چهار نفر است . اما براستي از او چه مي
خواهند ؟ آيا بايد باور كنيم كه جرم او همان است
كه اعلام كرده اند ؟ آيا براستي او را به اتهام "تلاش
براي برپايي تجمع غير قانوني" آن هم در آزاد ترين
كشور دنيا(!) بازداشت كرده اند ؟
چنين نيست ! و
من به شما مي گوبم كه چرا او در بند است . او را
زنداني كرده اند به جرم اين كه آرمان خواه است .
او را زنداني كرده اند به جرم اين كه خوشبختي را
براي همه مي خواهد . و او را زنداني كرده اند به
جرم اينكه با شجاعتي وصف ناشدني از ايمانش به
برابري ، ايمانش به انسانيت ، و ايمانش به دفاع از
حقوق بنيادين تمامي انسانها پاسداري مي كند . او
را زنداني كرده اند تنها و تنها به به جرم اينكه
شرافتش را به "ثمن بخس" نمي فروشد . اينها جرم هاي
كم اهميتي نيستند ؛ در اين زمانه پر از سردي ، پر
از دروغ ، و زمانه اي كه بي تفاوتي به سرنوشت
ديگران مشخصه غالب آن است .
"سعيد" براي من
و بسياري ديگر ، نمادي است از سياست آميخته به
شرافت .اكنون كه در بند است وقتي به منش
بزرگوارانه اش مي انديشم حس مي كنم هر آنچه اختلاف
نظر با او داشتم و دارم چون برف در مقابل خورشيد
مظلوميت همراه با صلابتش آب مي شود. ديگر چه اهميت
دارد كه مانند او بيانديشم يا نه ؟ مهم اين است كه
او با صدايي بي صدا از كنج سلولش ما را نهيب مي
زند كه:
"من بودم
و شدم،
نه زان گونه که غنچه اي
گلي…
يا ريشه اي
که جوانه اي…
يا يکي دانه
که جنگلي
راست… بدان گونه
که عامي مردي
شهيدي؛
تا آسمان بر او نماز برد. "*
*شعر از شاملو
کمپین آزادی برای سعید
حبیبی و دانشجویان در بند
--------
بنا بر گزارشات رسیده شب دوشنبه 11
دی 86 در زندان گوهردشت سلول 28 بند 5 اندرزگاه
2 آقای فرهاد وکیلی که یکی از زندانیان امنیتی
کرد می باشد دچار سکته قلبی شد وی به همراه فرزاد
کمانگر و علی حیدریان در انتظار برگزاری دادگاه
بعد از 7 ماه بلاتکلیف یبودند که به دلیل نامعلوم
در روز 10 دی برگزار نشد.
آقای فرزاد
کمانگر نیز طی هفته گذشته به بند 209 زندان اوین
منتقل شده بود و به دلیل انتشار رنجنامه خود مورد
تهدید و تطمیع قرار گرفت .
لازم به ذکر
است در پی سکته قلبی این زندانی سایر زندانیان وی
را به بهداری انتقال دادند اما متاسفانه به دلیل
نبودن دکتر اورژانس تا صبح در زندان نگهداری شد و
تا کنون نیز با وجود توصیه های پزشک به بیمارستان
منتقل نشده است .
|