بازگشت به صفحه اول

 

 
 

ادامه اعتراض به زندان روزبه صف شکن

تهديد خانواده دانشجويان زنداني

سولماز شريف

روز: ابتکار خانواده روزبه صف کن، دانشجوي زنداني، خشم لباس شخصي ها را برانگيخت. دکتر ايرج صف شکن و ‏همسرش دکتر تاج الملوک نوروزيان به دنبال دستگيري فرزندشان و بي پاسخ ماندن مراجعات آنها به مراجع ‏قانوني، در داروخانه محل کار خود، به اعتراضي تازه دست زدند.

اين خانواده شيرازي عکسهاي پسرشان را همراه با اسامي ساير دانشجويان زنداني بر در و ديوار داروخانه خود ‏نصب کردند. آنان همچنين با نصب هشدارنامه اي خواستار آزادي فرزند زنداني خود شدند. در اين هشدار نامه ‏آمده بود: "اخطار مي کنيم. روزبه صف شکن، شاعر، نويسنده، دانشجوي کارشناسي ارشد علوم سياسي دانشگاه ‏تهران دستگير شده در مراسم 16 آذر [روز دانشجو] سال 86 را بدون قيد و شرط آزاد کنيد. دکتر ايرج صف ‏شکن- دکتر تاج الملوک نوروزيان"‏

اما اين اعتراض هم به لباس شخصي ها خوش نيامد و آنها با حمله به داروخانه مزبور، پلاکاردها را جمع کردند. ‏ايرج صف شکن در توضيح اين اتفاق به راديو فرانسه گفته است: "شب قبل از ورود اين نيروها، دو ماشين پليس ‏در پياده رو محل داروخانه ايستاده بودند و از مشتريهايي که از داروخانه خارج مي شدند سوال و جواب مي ‏پرسيدند و حتي اگر بسته اي يا چيزي در دستشان بود، بازرسي مي کردند. فرداي آن شب در حاليکه من سر کارم ‏نبودم، نيروهاي لباس شخصي وارد داروخانه مي شوند و بدون نشان دادن هيچ کارتي ـ تنها يکي از آنها ادعا مي ‏کند که مسئول اطلاعات نيروهاي انتظامي است ـ شروع به جمع آوري پلاکاردها، عکسهاي روزبه صف شکن، ‏اسامي ساير بازداشت شدگان و نامه اخطار من و همسرم در خصوص اين دستگيري کردند. آنها همچنين از اين ‏دستگيري اظهار بي خبري کردند". ‏

روزبه صف شکن از زمان دستگيري تاکنون تنها دوبار با خانواده اش تماس گرفته که "بار اول حامل پيامي" ‏براي خانواده "مبني بر اختيار سکوت بود و بار دوم جهت احوال پرسي با مادرش". به گفته پدر اين دانشجو:" از ‏آن به بعد هيچ خبري از وي نداريم و هيات وکلاي 10 براي دانشجويان که شامل وکلايي سرشناس و خوشنام مثل ‏آقاي ناصر زرافشان هستند، موفق به ارتباط با بچه ها نشده اند. تنها چيزي که مي دانيم اين است که در بند 209 ‏زندان اوين هستند". ‏

به گفته دکتر صف شکن "در کشوري که حکومت خود را در برابر شهروندان مسئول نمي داند و پاسخگوي رفتار ‏و کردار خود نيست، طبيعي است که شهروندان در مواقعي که دچار مخاطره مي شوند، از خودشان دفاع کنند". ‏اما چون "گوش شنوايي براي دفاعيه نيست، شهروندان مجبورند از هر امکاني که در اختيار دارند استفاده کنند. ما ‏هم از امکاناتي که داشتيم يعني داروخانه مان براي انعکاس صداي خود استفاده کرديم".‏

پدر روزبه به خاطر استفاده از همين امکانات به وزارت اطلاعات احضار شده، اما تصميم دارد به آنجا نرود، ‏زيرا: "اينان همان کساني هستند که هنگام دستگيري دانشجويان اعلام کردند اينها دانشجو نيستند و در زمان ‏دستگيري تيرو کمان به دست گرفته بودند."‏

دکتر صف شکن، که شاعر نيز هست در تشبيه فضاي حاکم بر ايران مي گويد: "وضعيت به گونه اي است که ‏وقتي فرزندان ما از خانه بيرون مي روند خطر را در نزديکي خود احساس مي کنيم."‏

با اين وجود او از نظريات فرزندش و ديگر دانشجويان دفاع مي کند و مي گويد: "به نظر من دانشجويان سنجيده ‏عمل کردند. من هم مي گويم دانشگاه پادگان نيست. من هم مي گويم آزادي برابري. حاکميت حداقل بايد بخشي از ‏رفتار خود را تغيير دهد و بايد به خاطر رفتار خود پاسخگوي شهروندان باشد".‏

احضار دکتر صف شکن به وزارت اطلاعات پس از سخنراني او در تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه شيراز ‏رخ داد که طي آن او يکايک دانشجويان را "روزبه خويش" خواند و بازداشت گسترده آنان را محکوم کرد. وي ‏سپس در واکنش به احضار خود به وزارت اطلاعات گفت: "من به وزارت اطلاعات نمي روم و چنانچه آن ها به ‏سراغ من بيايند، اين مسئله دستگيري من تلقي مي شود. من نيز مخالفت و اعتراض خود به اين دستگيري را با ‏اعتصاب غذا و اعتصاب دارو نشان خواهم داد." ‏

اين در حاليست که وي چندي پيش عمل جراحي قلب باز داشته، و مصرف منظّم داروها برايش ضروري است و ‏اعتصاب وي ممکن است خطرات جدي براي سلامتيش به دنبال داشته باشد.‏

دکتر تاج الملوک نوروزيان [مادر روزبه صف شکن] نيز در گفت و گو با رسانه ها برابري از بي خبري از ‏فرزندش گفته و از سکوت رسانه ها در اين خصوص گلايه کرده است. ‏

وي با اشاره به ادامه تهديد ها گفته است: "ما در مقابل اين تهديد ها و اتهامات کليشه اي به دانشجويان کوتاه ‏نخواهيم آمد و همچنان به افشاگري خواهيم پرداخت".‏

اسامي 41 دانشجويي که نام آنها در داروخانه دکتر صف شکن به روي ديوار نصب شده بود، عبارت است از:‏

مهدي گرايلو - کارشناسي ارشد ژئوفيزيک دانشگاه تهران، نادر احسني - فارغ التحصيل دانشکده منابع طبيعي ‏دانشگاه مازندران، انوشه آزادبر - علوم اجتماعي دانشگاه تهران، ايلناز جمشيدي - ارتباطات دانشگاه آزاد تهران ‏مرکز، بهروز کريمي زاده - اخراجي دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، سعيد حبيبي - دبير معذول تشکيلات دفتر ‏تحکيم وحدت، علي سالم - پلي تکنيک، علي کلايي - دانشگاه آزاد، امير مهرزاد و محسن غمين - دانشگاه پلي ‏تکنيک، يونس ميرحسيني - فني باهنر شيرازميلاد عمراني - شهيد رجايي، عابد توانچه - دانشجوي اخراجي ‏دانشگاه پلي تکنيک، صدرا پيرحياتي - دانشگاه شاهد، روزبه صف شکن - کارشناسي ارشد علوم سياسي دانشگاه ‏تهران، سعيد آقام علي - دانشگاه هنر يزد، روزبهان اميري - دانشکده علوم دانشگاه تهران، نسيم سلطان بيگي - ‏دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه، مهسا محبي، مهدي اللهياري - کارشناسي ارشد مهندسي شيمي دانشگاه ‏شريف، کيوان اميري الياسي - کارشناسي ارشد دانشگاه شريف، هادي سالاري - دانشگاه رجايي، امير آقايي - ‏دانشگاه رجايي، فرشيد فرهادي آهنگران - دانشگاه رجايي، سروش هاشم پور - چمران اهواز، حامد محمدي - ‏اقتصاد دانشگاه مازندران، آرش پاکزاد - علوم اجتماعي دانشگاه مازندران، ميلاد معيني - مردم شناسي دانشگاه ‏مازندران، بهرنگ زندي - مردم شناسي دانشگاه مازندرانحسن معارفي - دانشگاه مازندران، پيمان پيران - زنداني ‏سياسي سال ۷۸، مجيد اشرف نژاد - عمران شهيد رجايي، شوان مريخي - دانشگاه مازندران، سارا خادمي - علوم ‏اجتماعي دانشگاه مازندران، نيما نحوي - مهندسي مکانيک دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل، محمدصالح ايومن - ‌ ‏فوق ليسانس علوم سياسي، سهراب ‌کريمي - ‌ فوق ليسانس علوم سياسي، فرشاد دوستي پور - ‌ مهندسي مکانيک‎
جواد عليزاده‌ - ‌فوق ليسانس حقوق، پارسا کرمانجيان - معماري دانشگاه آزاد کرمانشاه، و عليرضا حيدري - ‏دانشگاه آزاد کرمانشاه، ‏

--------

خانواده های دانشجویان یاری خواستند
استمداد از دبیرکل سازمان ملل و کمیساریای عالی حقوق بشر

• ما از جامعه ای این بیانیه را صادر می کنیم که انسان از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی خویش که همانا فکر کردن، نوشتن، سخن گفتن است محروم می باشد... اینک ما از دبیر کل سازمان ملل آقای بان کی مون، کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور، سازمان عفو بین الملل و تمامی سازمانهای حقوق بشری جهان و نهادها و جمعیتهای انسان دوست برای رهائی فرزندانمان استمداد می طلبیم ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
محترما به عرض می رسانیم،
ما از جامعه ای این بیانیه را صادر می کنیم که انسان از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی خویش که همانا فکر کردن، نوشتن، سخن گفتن است محروم می باشد و هر کس سخن از حق و عدالت اجتماعی به میان آورد توسط ایادی رژیم ربوده می شود و با انکها و بر چسب های ناچسب و انتشار آن توسط روزنامه های معلوم الحال دولتی بدنام می گردد.
ساعت ۰۹:۰۰ صبح یکشنبه ۱۱ آذرماه ۱٣٨۶ برابر با ۲ دسامبر ۲۰۰۷ استارت دستگیری خودسرانه دانشجویان آزادیخواه زده شد بدون اینکه پرونده ای تشکیل شده باشد یا نیروهای امنیتی از هویت دستگیر شدگان اطلاعی داشته باشند دانشجویان آزادیخواه این سرزمین را از خیابان یا یورش به خانه هایشان و دانشگاهها دستگیر کرده خانه ها تفتیش و آنان را به نقطه‍ی نامعلومی منتقل کردند و نام هیچ یک از آنان در مراجع قضائی ثبت نگردید.
اما با پیگیریهای مستمر خانوادهایشان در روز ۱۷ آذر ماه برابر با ٨ دسامبر نام آنان در دادگاه انقلاب ثبت گردید. ولی هنوز به خانوادهایشان اعلام نمی کردند که در کجا نگهداری میشوند و در تاریخ ۲۴ آذر ماه اعلام کردند که در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری میشوند.
آزادیخواهان جهان!
امروز فرزندان غیور این سرزمین به جرم برپا داشتن یادواره‍ی ۱۶ آذر، روز دانشجو دستگیر شده و در بند رژیم جمهوری اسلامی ایران می باشند. علیرغم اینکه حتی در قوانین داخلی ایران تصریح شده فرد بازداشت شده حق برخورداری از وکیل و دفاع دارد و تمام مسئولین از ملاقات آنان با وکلای خود و حتی خانوادهایشان امتناع می ورزند.
اینک ما از دبیر کل سازمان ملل آقای بان کی مون، کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور، سازمان عفو بین الملل و تمامی سازمانهای حقوق بشری جهان و نهادها و جمعیتهای انسان دوست برای رهائی فرزندانمان استمداد می طلبیم.
خانوادهای دانشجویان در بند
۱٣ دی ۱٣٨۶

خانواده احسنی، خانواده کریمی زاده، خانواده گرایلو، خانواده جمشیدی، خانواده آزادبر، خانواده پیران، خانواده اشرف نژاد، خانواده امیری الیاسی، خانواده سلطان بیگی، خانواده سالم، خانواده غمین، خانواده صف شکن، خانواده امیری، خانواده پیرحیاتی، خانواده آقام علی، خانواده کلائی، خانواده سالاری، خانواده فرهادی آهنگران، خانواده آقایی، خانواده عمرانی، خانواده دوستی پور، خانواده کریمی، خانواده علی زاده، خانواده صالح ایومن، خانواده الهیاری، خانواده شجاعی، خانواده آقاخانی

منبع: فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران

--------

کمپین برای آزادی سعید حبیبی و دانشجویان چپ‌گرا

گفتگو با پروانه وحید منش

- اگر کسی به حقوق بشر و آزادی اعتقاد دارد، نباید تمایزی بین چپ، راست یا اصلاح طلب و غیره بگذارد
- قصد داریم با ارسال نامه ای به سازمان ملل، آنان را از وضعیت دانشجویان با خبر کنیم
 

یازدهم آذرماه و در آستانه روز دانشجو جمعی حدود سیصد نفراز دانشجویان و فعالان جنبش دانشجویی چپ گرای دانشگاه‌های تهران در حالی روز دانشجو را پاس داشتند که بسیاری از دوستان همفکر آنان در دانشگاه‌های مازندران و سایر شهرها، بازداشت و یا به وزارت اطلاعات احضار شده بودند.
دانشجویان چپ گرای ایرانی که درمقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران تجمع کرده بودند، شعارهای مختلفی را درباره لزوم شکل گیری تشکل‌های مستقل مدنی، آزادی دانشجویان زندانی و زندانیان سیاسی، وآزادی بیان و..... سردادند. آنان با در دست گرفتن پلاکاردهای سرخ رنگی با شعارهایی مبنی بر "نه به جنگ!" و یا "دانشگاه پادگان نیست "، روز دانشجو و یاد و خاطره 3 آذر اهورایی را گرامی داشتند.
دانشجویان شعار آزادی، عدالت و برابری سر دادند، با برخورد نیروهای حراست و برخی نیروهای امنیتی مواجه و برخی از آنان بازداشت شده و راهی زندان شدند. بی خبری از وضعیت خانواده‌ها و مهم‌تر از همه بی خبری از وضعیت سعید حبیبی که هنوز دستگیری و زندانی بودن وی از سوی مقامات تایید نشده است، سطح نگرانی‌ها را افزایش داده و همشاگردی‌های ایشان را به سوی راه اندازی کمپین
برای آزادی بازداشت شدگان ترغیب کرده‌است. آنچه درپی می آید متن گفت و گو با پروانه "وحید منش" یکی از دست اندکاران کمپین و کسانی که نگران گم شدن سعید حبیبی در شهر هستند. شاید این کمپین راهی باشد تا همشاگردی‌ها به کلاس‌های درس باز گردند...
م. ب

شما به همراه دوستان خود اقدام به راه اندازی کمپین برای حمایت و پیگیری اخبار دانشجویانی که به مناسبت روز دانشجو دستگیر شده‌اند، کرده‌اید. ضرورت تشکیل چنین کمپینی چیست؟ آیا سطح اطلاع رسانی درباره این دانشجویان چپ‌گرا را، کافی نمی دانید؟
- همان‌گونه که می دانید، تعداد بسیاری از دانشجویان چپ گرا در روزهای قبل از 16 آذر بازداشت شده‌اند، اما متاسفانه حمایت‌های کافی از این دانشجویان نشد و رسانه‌ها نیز اخبار مربوط به آنان را منتشر نکردند و توجه چندانی به این دانشجویان نشد. باید بگویم که افراد دستگیر شده، از سرشاخه‌های جریان دانشجویان چپ محسوب می‌شوند و اطلاع رسانی درباره آنان بسیار ضعیف است. البته باید تاکید کرد که اعضای دفتر تحکیم وحدت و برخی از گروه های دانشجویی دیگر به ما برای حمایت از دوستان خود کمک کردند. اما اکثریت جامعه و به ویژه رسانه‌ها آن‌طور که باید، اخبار مربوط به این افراد را پوشش ندادند. دلیل اصلی تشکیل کمپین حمایت از دانشجویان چپ گرای بازداشت شده را می توان این گونه عنوان کرد که هیچ خبری از آنان نیست و خانواده‌های این دانشجویان هنوز نتوانسته‌اند در این مدت فرزندان خود را ملاقات کنند و ما قصد داریم با فشار بر حاکمیت، در گام نخست زمینه ملاقات خانواده‌ها با دانشجویان را فراهم کنیم.

با توجه به این که برخی از گروه‌های دانشجویی تا کنون حمایت خود را از این دانشجویان چپ‌گرا اعلام کرده‌اند و هم‌چنین برخی از وبلاگ نویسان این موضوع را در دستور کار خود قرار داده‌اند. برنامه شما برای کمپین چیست؟
- ما اول از هر چیزی می‌خواهیم راجع به دوستان‌مان اطلاع رسانی کنیم. چرا که با وجود گذشت یک ماه از بازداشت آنان، اطلاع رسانی ضعیف بوده‌است وهنوز طیف وسیعی از جامعه و حتی قشر دانشجو هم، از بازداشت آنان خبر ندارند. ما می خواهیم حمایت افکار عمومی را جلب کنیم و این موضوع می‌تواند فشاری بر حاکمیت محسوب شود. از سوی دیگر از سازمان‌های بین‌المللی و همچنین فعالین حقوق بشر کمک بگیریم تا حداقل، فشار بر دانشجویان در زندان کاهش پیدا کند، اما برنامه‌هایی نظیر میتینگ و تجمع را دنبال نمی‌کنیم و عمدتا از راه‌های مسالمت آمیز قصد اطلاع رسانی داریم. از سوی دیگر یکی از اهداف ما جریان سازی برای جلب حمایت اقشار مختلف مردم از دانشجویان زندانی‌است. بازداشت‌ها باید پررنگ تر جلوه داده شود تا بتوانیم گروه‌ها، فعالین سیاسی و فعالین حقوق بشری را نسبت به این موضوع حساس کنیم.

شما سعید حبیبی را به عنوان نماد کمپین معرفی کرده‌اید در صورتی که افراد دیگری هم از دانشجویان چپ‌گرا در روز دانشجو دستگیر شده‌اند. چه مساله ویژه‌ای درباره سعید حبیبی وجود دارد که شما نام وی را برای این کمپین انتخاب کرده‌اید؟
- دلایل مختلفی در این باره وجود دارد. سعید را می توان سرشاخه جریان دانشجویی چپ دانست و به همین دلیل فکر می کنیم که فشارها بر وی بیش از سایرین باشد. از سوی دیگر چندی پیش شایعه‌ای مبنی بر خودکشی سعید در زندان، در رسانه‌ها منتشر شد که نگرانی ما را دوچندان کرد. هفته پیش بود که وکیل آقای باقی از طرف ایشان خبر داد که یک دانشجوی 30 الی 35 ساله در زندان خودکشی کرده و سعید تنها کسی از دانشجویان است که بین 30 الی 35 سال سن دارد. به همین دلیل شایعاتی حول اسم سعید حبیبی شکل گرفت. در آن زمان ما منتظر تلفن سعید بودیم تا این شایعه تکذیب شود اما وی تلفن نزد و این امرنگرانی ما را دو چندان کرده‌است. چرا که سایر دانشجویان توانسته‌اند با خانواده‌های خویش تماس بگیرند اما از سعید هیچ خبری نیست و هنوز هم این شایعه‌ها و نگرانی‌ها به قوت خود باقی است. همچنین هنگامی که پدر سعید حبیبی به دادگاه و زندان مراجعه کرده بود به وی گفتند که شخصی به نام سعید را نمی شناسند در حالی که منزل سعید در روزی که وی بازداشت شد، توسط نیروهای وزارت اطلاعات مورد تفتیش قرار گرفت اما اکنون می گویند که شخصی با نام سعید را نمی شناسند. سعید با وجود این که فارغ التحصیل شده بود و در مقطع کارشناسی ارشد هم از دانشگاه اخراج شده بود، فعالیت‌های بسیار گسترده‌ای داشت و در گزارشی که از سوی وزارت اطلاعات منتشر شد، آمده بود: "برخی افراد خود را وارد دانشجویان کرده بودند"، و تمامی این موارد باعث شد تا نگرانی‌ها در مورد وضعیت او بیشتر باشد چرا که از نظر سنی و موقعیت با سایرین فرق می کند.

ما شاهد آن بوده‌ایم که خبر بازداشت و دستگیری بسیاری از فعالین سیاسی و دانشجویی که اندیشه‌های چپ نداشتند، در اکثر رسانه‌های داخلی منتشر می‌شود و همچنین فعالین حقوق بشری در ایران و خارج از ایران و یا سازمان‌های بین‌المللی نیز همواره حمایت خود را از زندانیان اعلام می‌کنند، اما در خصوص دانشجویان چپ گرا چنین چیزی را مشاهده نکردیم یا حداقل در سطح بسیار کمی شاهد پیگیری اخبار آنان از سوی رسانه‌های داخلی و یا فعالین حقوق بشر ایرانی بودیم. آیا به نظر شما هم، این وجه تمایز وجود دارد؟
- این تمایز قطعا وجود دارد. اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که در هفته‌های اول بازداشت آنان، هیچ یک از روزنامه‌ها چیزی ننوشتند و پس از آن هم به صورت بسیار محدود یک یا دو خبر را راجع به آنان منتشر ساختند. جریاناتی مانند حزب مشارکت و سایر اصلاح طلبان نیز اصلا تمایلی برای حمایت از دانشجویان و جریانات چپ‌گرا نشان ندادند و آنان هم نتوانستند دانشجویان را به عنوان یک شهروند که دارای بسیاری از حقوق است، بپذیرند. در صورتی که اگر کسی به حقوق بشر و آزادی اعتقاد دارد، نباید تمایزی بین چپ، راست یا اصلاح طلب و غیره بگذارد و همه را باید زندانی سیاسی قلمداد کند. به نظر من درحق این بچه‌ها اجحاف بزرگی صورت گرفته‌است.

گام بعدی شما برای پیگیری وضعیت این دانشجویان چیست؟ آیا تا کنون از سازمان‌های بین‌المللی کمک خواسته‌اید؟
- بسیاری از سازمان‌هایی که گرایش چپ دارند حمایت خود را از دوستان ما اعلام کرده‌اند اما سازمان‌های بین‌المللی هنوز واکنشی نشان نداده‌اند. ما قصد داریم با ارسال نامه‌ای به سازمان ملل، آنان را از وضعیت دانشجویان با خبر کنیم.

برخی از جریانات دانشجویی با وجود اختلاف دیدگاه و اختلاف نظر عمیق با دانشجویان چپ‌گرا، با انتشار بیانیه‌ها و یا با انجام سخنرانی و یا حتی مصاحبه، از چپ‌ها حمایت کرده‌اند. نظر شما به عنوان یکی از افرادی که کمپین را تشکیل داده‌اید، چیست؟
- دفتر تحکیم وحدت تا کنون بسیار خوب عمل و به ما کمک کرده‌است. اعضای دفتر تحکیم وحدت در این ماجرا تمام اختلاف عقیدتی خود را با ما کنار گذاشت و از سعید حبیبی که زمانی از اعضای پیشین این تشکل بود، با وجود اختلافات عمیق حمایت کرد.
اگر همه کمک کنند و از امکانات خود برای اطلاع رسانی استفاده کنیم به نتیجه خواهیم رسید. به نظرم این کمپین لازم است و باید جو عمومی را برای دانشجویان به گونه‌ای ایجاد کنیم که صحبت آنان در میان همه فعالین و گروه‌های سیاسی و حقوق بشر خواه، باشد تا حداقل فشار بر بچه‌ها کاهش پیدا کند و خانواده‌ها هم بتوانند فرزندان خود را ملاقات کنند.

این گفت-و-گو روز پنج‌شنبه 13 دی‌ماه در تهران انجام شد

منبع:شهرگان-مسعود باستانی

--------

در ادامه موج احضارها: احضار 5 دانشجوی دانشگاه تهران به کمیته انضباطی

ادوارنیوز: در ادامه موج احضار های دانشجویی 5 دانشجوی دانشگاه تهران به کمیته های انضباطی احضار شده اند.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز: احسان دولت شاه،سحر رضا زاده،آرش پهلوان، علی هاشمی و کیوان امام وردی 5 دانشجویی هستند که به کمیته انضباطی احضار گردیده اند

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه