بازگشت به صفحه اول

 

 
 

شعله ای درقلب یخ زده تهران

محمد مسعود سلامتی

نزدیک است تا بهارمیتینگ های دانشجویی درخاطرخیابان های تهران قندیل بربندد. حتی قلمرو آخرین سنگرآزادی ازسیراب ساختن عطش آزادیخواهی بازمانده ، افزون بر یک ماه است که بیش از 30 دانشجوی آرزومند آزادی به جرم باور به مارکسیسم درچنبرسرد اوین گرفتارآمدند. شمار نامعلومی ازدیگر فعالان سیاسی دموکراسی طلب نیزبه جرم اندیشه لیبرال اعم ازدانشجو، کارگر، فرهنگی ، زنان و… درسلول های کهنه یا تازه ساز اما تنگ وبی روح نشسته برجای جای میهن ماه ها و سال هاست که اسیرخشک اندیشی حاکم برکشورند. ازفردای به مسلخ بردن جمعی مطبوعات مستقل دراردیبهشت 79 تا  زدن برچسب روزنامه منتقد برتارک کیهان شریعتمدار دیگرمدتها ست که دکه های عرضه جراید مشتاقان چندانی به خود ندیده است. کافه کتاب ها را که نوآوری برای شکستن یخ بازارکتاب بود پلمپ کردند. دختران وزنان که تابستان را با کابوس چند تارمو به آخررساندند زمستان را با تاوان چکمه ها آغازکردند تا دامن حکومت ایدئولوژی آغشته به نا امنی نگردد.پرونده مرگ های پرسش برانگیزدرزندان نام دکترزهرابنی یعقوب رابه لیست سیاه خود افزود تا زهرا(زیبا ) کاظمی، اکبرمحمدی ، فیض مهدوی و… آخرین نام های این فهرست جانکاه نباشند.

برف سرمای زمستانی را درعمق شهرها وروستاهای سراسرایران رسوخ داده تا فضای طبیعت با اتمسفرسیاسی ایران هم رنگ شود. دیگر کسی نام «کارتن خواب » راهم به یاد ندارد و تنها هرگاه زیرنویس تلویزیون دولتی درخواستی از شهرداری تهران برای پناه دادن به بی خانمان ها را به نمایش می آورد آنگاه مردم درمی یابند که درواقع بی پناه دیگری درخیابان های تهران از سرما جان داده است. شاید اگر انتخابات در فصلی جززمستان بود این زیرنویس ها هم ظاهر نمی شدند.

گروههای اصلاح طلب همچنان درحد تکرار درخواست دوره های گذشته خود از مردم برای داوطلب شدن به حوزه ثبت نام درفرمانداری ها مانده اند. بدون تردید فرمان بعدی آن است که مردم درپای صندوق های رای هجوم برند. هنوز معلوم نیست چطور شعار فشار از پایین چانه زنی از بالا در عمل تبدیل به فشار بر پایین پرسه زنی در بالا تبدیل شد. افسوس که برخی اصلاح طلبان از این خیال خوش فراتر نرفته اند که پس از دعوت بی حساب از مردم اکنون می توانند ناظران بین المللی را نیز برای انتخابات دعوت کنند.

اما درکشاکش این جدال های کسالت آور سهامداران قدرت در جمهوری اسلامی خبری فراسوی حکومتگران جان تازه ای بر پیکر آزادیخواهان دمید. حضور دهها تن ازنمایندگان گروه های سیاسی خارج از حاکمیت و فعالان حقوق بشر در منزل حشمت اله طبرزدی ، موضوعی که بوی تازگی ورخ داد تحولی نو در عرصه کنشگران سیاسی درون مرز می دهد. شاید اولین پرسش آن باشد که چه شد و نقطه شروع این حرکت ازکجا آغازشد؟ آن شب گرم تابستانی که اکبرمحمدی درزندان اوین جان داد وسازمان دانش آموختگان ادوارتحکیم وحدت مجلس یادبودی درمحل دفترخود برگزار کرد ونیروهای گوناگون خارج ازحکومت درآنجا گردآمدند؟ یا آن روزهای آغازین ماه مهر سال 77 که نیروهای دگراندیش دردفتراتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان به بحث پیرامون نهضت اصلاحی پرداختند. همان گردهمایی که ازیک سو برخی اصلاح طلبان مستقر در وزارت کشور حضور داریوش فروهر در آن جمع را برنتابیدند و از سوی دیگر اقتدارگرایان دفتر اتحادیه را پس از7 سال استقرار در آن محل شبانه به کمک نیروی انتظامی و… تخلیه اجباری نمودند… اما در واقع هیچ اهمیتی ندارد که نقطه آغاز این پیوند چه وقت و چگونه بود. نکته مهم آن است که نیروهای دمکراسی خواه و آزادی طلب اکنون به جایی رسیده اند که ضرورت این همبستگی ملی را از مقام شعار به عمل آورده اند. این نشانی از پایان عصر سرگرم شدن به اصلاحات درون حکومتی است. این آیتی از زایش عصر تحولگرایان است. اشتباه  اصلاحات نه درحرکت مسالمت آمیز و آرام بلکه در زاویه این حرکت بود. تفاوت تحول گرایان با اصلاح طلبان اختلاف در سمت و سوی حرکت است . اصلاحات میل به تغییر روبنایی و تحول گرایان تصمیم به تغییربنیادی دارند.پرواضح است که این همه راه نیست اما تردیدی نیست که این یک گام مهم وتاریخ ساز در فرآیند جنبش آزادیخواهی مردم ایران است. این همان شعله ای است که دانشجویان و دیگر آزادیخواهان در بند و توده های خسته ازستم می توانند به دیده امید به آن بنگرند. این شعله ای است که اکنون درقلب یخ زده تهران سر برکشیده و می تواند گرمی بخش آینده ایران باشد .

محمد مسعود سلامتی

22 دیماه 1386

http://rozane1.blogspot.com

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه