|
رجایی شهر در
آستانه درگیری
بنابر آخرین گزارشات دریافتی
پس از انتقال بابک دادبخش به بند
مخوف 5 زندان رجایی شهر . جهت اعمال فشار ، ساعاتی
پیش نام زندانیان سیاسی فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی
جهت تبعید به بند 6 زندان قرائت گردید. این
انتقال که با مخالفت و اعتراض شدید سایر زندانیان
سیاسی مواجه گردیده است وارد فازی دیگر شده است.
هم اکنون زندانیان سیاسی مستقر در
فرعی 2 با مقاومت در برابر خواسته های غیرانسانی
حفاظت زندان از طریق بستن درب واحد، حاضر به
تحویل زندانیان سیاسی جهت تبعید خواسته شده نشده
اند و خواستار حضور رئیس زندان جهت ارائه توضیح
گشته اند . پیرایش جانشین رئیس زندان و ذبیحی
افسرنگهبان اندرزگاه 2 جهت مذاکره با زندانیان
سیاسی معترض در محل حضور پیدا نمودند اما زندانیان
ضمن غیر قانونی خواندن تبعید زندانیان سیاسی و
پایان دادن به اعمال فشارهای اخیر پافشاری می
نمایند .
هم اکنون گارد زندان به حالت آماده
باش در آمده است و فضای بند مذکور نیز ناآرام
گزارش گردیده، هر لحظه بیم درگیری فیزیکی و یورش
به زندانیان سیاسی می رود.این مجموعه پیشتر با
ارائه گزارشی مستند از جنایات در زندان رجایی شهر
تبعیدگاه و مسلخ زندانیان سیاسی را افشا نمود و
اکنون نیز بدینوسیله حمایت خود را از مقاومت
زندانیان سیاسی و خواسته های برحق آنان اعلام می
نماید.
-------
وضعیت وخیم محمود صالحی، فعال کارگری در کردستان
محمود صالحی،
فعال کارگری که اینک دوران حبس خود را می گذراند
به بخش قلب بیمارستان توحید سنندج منتقل شد.
طی دیداری که
همسر محمود صالحی با وی داشته، اذعان داشته که
نقشه ی پنهانی برای قتل من در بیمارستان در جریان
است. همچنین طبق خبرهای رسیده، دادستان دادگستری
کردستان آزادی محمود صالحی را مشروط به تائید پزشک
قانونی می داند. اما در نامه ای که پزشک قانونی به
دادگستری استان کردستان ارسال نموده، آمده است: با
وجودی که نامبرده 10 درصد کارایی کلیه داشته و
دارای مشکل قلبی است، اما قادر به تحمل دوران
باقیمانده محکومیت خود می باشد.
اما نکته مهم
این است که محمود صالحی تاکید کرده که نقشه قتل وی
در حال انجام است.
-------
بیانیه شماره ۱ انجمن اسلامی امیرکبیر در خصوص ادامه حبس غیرقانونی سه دانشجوی این دانشگاه: در صورت تداوم این ظلم، سکوت را خواهیم شکست
خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) در پی گذشت یک ماه از صدور قرار وثیقه برای سه عضو این انجمن، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، و عدم آزادی این سه دانشجو بیانیه شماره یک خود را صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:
و مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین
بار دیگر همچون همیشه تاریخ بشری خورشید حقیقت از پس ابرهای تیره و تار بهتان و فریب رخ بنمود و سیاهی دلق های مدعیان دروغین صلاح و تقوا را بر همگان آشکار ساخت. همگان پی بردند که در پس این چهره های ظاهرالصلاح مدعی دینداری و تقوامداری چه زهدفروشی و آخرت سوزی، و چه ذهن های تاریک اندیش و چه قلب های عاری از انسانیت و به دور از آدمیتی پنهان شده است.
آری، سخن از تبرئه مظلومانه سه یار دربندمان، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهنی است که اکنون نزدیک به ۹ ماه از انتشار و جعلشان می گذرد و به تعداد همین ماه ها سه آذر اهورایی مان را به بهانه کذب انتشار این نشریات در پس زندان می بینیم. پروژه ای که از ابتدا برای مرعوب کردن جنبش دانشجویی و زمینه سازی برای سرکوب دانشجویان منتقد و بالاخص ریشه کن کردن انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک، این قلب تپنده جنبش دانشجویی ایران، طراحی و اجرا شد. پروژه ای کثیف و به غایت غیراخلاقی که کلید خورد تا اقتدارگرایان تمامیت خواه به بهانه توهین به مقدسات امکان آغاز پروژه انقلاب فرهنگی دوم را بیابند، اما با مقاومت سرفرازانه دانشجویان همه دانشگاه های کشور و نیز یاران بیگناه دربندمان بدل به علم رسوایی طراحان و مجریان آن گردید تا ما بر این حکم تاریخ و عقل بیش از پیش ایمان بیاوریم که سرانجام زمستان فریب و دروغ زنی می گذرد و لکه ننگ بر دامن اهرمن صفتان و خردگریزان خواهد ماند.
همان گونه همگان مطلعند مطالبی موهن ذیل لوگوی جعلی ۴ نشریه دانشجویی نزدیک به انجمن اسلامی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ماه سال جاری در دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتشر شد. علیرغم آن که از لحظه پخش این نشریات، انجمن اسلامی و مدیران مسئول این ۴ نشریه، نشریات را جعلی دانسته و از مطالب مندرج در آن تبری جستند، اما در پی جوسازی های مسموم و مکرر برخی جریانات وابسته به نیروهای اقتدارگرا ۸ نفر از دانشجویان عضو انجمن اسلامی به اتهام مشارکت در انتشار این نشریات دستگیر و روانه زندان شدند. پس از گذشت چندین ماه ۵ نفر از دانشجویان با قید وثیقه از زندان آزاد شدند و ۳ نفر از آن ها در بازداشت ماندند.
در شهریورماه دادسرا با صدور کیفرخواست برای این ۳ دانشجو، مقدمات تشکیل دادگاه ایشان را فراهم نمود. بلافاصله پس از آن پرونده برای رسیدگی به شعبه ۶ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی بابایی، ارسال شد و قاضی مربوطه بدون توجه به محتویات پرونده، مدارک، شواهد و قرائن موجود و همچنین دفاعیات متهمین و وکلای ایشان، توکلی، قصابان و منصوری را به اتهام «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» از طریق «انتشار ۴ نشریه موهن» به ترتیب به ۳، ۵/۲ و ۲ سال حبس تعزیری محکوم نمود. این حکم با اعتراض دانشجویان و وکلایشان برای تجدیدنظر به شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر ارجاع شد و در حال حاضر این بخش از پرونده در این شعبه در حال رسیدگی است.
دادگاه انقلاب همچنین با اعلام عدم صلاحیت در رسیدگی به اتهام اصلی یعنی توهین به مقدسات، پرونده را به دادگاه عمومی ارجاع داد. ادامه رسیدگی به اتهامات این سه دانشجو از آبان ماه در شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی آغاز شد و عاقبت دادگاه متهمین را از کلیه اتهاماتی که به این نشریات مربوط می شد، تبرئه کرد و «جعلی بودن نشریات را پذیرفت». دادگاه همچنین در خصوص اتهام «نشر اکاذیب» از طریق «ایراد اتهام به بسیج و نیروهای امنیتی در خصوص جعل ۴ نشریه موهن» متهمین را به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. دانشجویان هفته گذشته نسبت به حکم ۴ ماه حبس، صادره توسط شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی، اعتراض کردند. البته جای این سوال مطرح است که تاوان اتهام زنی به این سه دانشجو که حاصلش تحمل نه ماه زندان در سخت ترین شرایط برای آنان بود را چه کسی می پردازد؟
از آن جا که این دانشجویان از اتهامات اصلی، انتشار نشریات موهن، تبرئه شده بودند و در زمان ابلاغ حکم دادگاه عمومی بیش از دو برابر محکومیتی که این دادگاه برایشان در نظر گرفته بود در بازداشت موقت بودند، قاضی با تبدیل قرار بازداشت آن ها به قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی مقدمات آزادی این سه دانشجو را فراهم آورد تا رسیدگی به بخش دیگر پرونده که در شعبه ۴۴ در حال تجدیدنظر است، به پایان برسد. صدور قرار وثیقه در تاریخ ۲۸ آذرماه به دانشجویان و وکلایشان ابلاغ شد و خانواده سه دانشجو در تاریخ ۴ و ۵ دی ماه وثیقه مورد نظر را به دادگاه ارائه کردند. در پی آن و در همان تاریخ قاضی پرونده به صورت کتبی و شفاهی دستور آزادی این سه دانشجو را صادر کرد. اما هم اکنون با گذشت نزدیک به یک ماه از صدور دستور آزادی این دانشجویان توسط قاضی و پیگیری مستمر خانواده های ایشان، دادیار زندان در رویه ای بر خلاف نص صریح قانون از پذیرش دستور قاضی سر باز می زند و به دلایل واهی از آزاد نمودن دانشجویان خودداری می کند.
اگر تا دیروز اقتدارگرایان با نفوذ در دستگاه های اجرایی و قضایی بر اعمال غیرمنصفانه خود در متهم نمودن دانشجویان و حبس و زنجیر نمودن ایشان ردایی از شرعیت و درد دین، و بر سیاه بازی ها و سیاست بازی های خود لباسی از قانون می پوشاندند، گذشت یک ماه از صدور دستور آزادی دانشجویان توسط دستگاه قضایی و عدم اجرای این دستور، بار دیگر پرده از این واقعیت برمی دارد که اراده ای قاهر، خارج از روال حقوقی و قانونی، از ابتدا در این موضوع وجود داشته که تنها هدفش معرفی نمودن دانشجویان بیگناه به عنوان مجرمان اصلی است. پس از سیر پرونده در مجرای حقوقی و فقدان هر گونه مدرک محکمه پسند برای محکوم نمودن دانشجویان و اثبات بیگناهی ایشان، این جریان ناکام از نیل به مقصود و مطلوب خویش این بار به صورت کاملا فراقانونی اراده خویش را به کار انداخته و در عملی بی سابقه دانشجویان بیگناه را همچنان در محبس نگاه داشته است تا به تمام نهادهای قانونی نیز نشان دهد که صاحب قدرت قاهر و اراده صائب چه کسی است.
طنز زمانه ما این است که در همه حال و در جای جای دنیا اصل بر برائت متهم است، مگر خلافش اثبات شود. اما در خصوص پرونده دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از همان ابتدا اصل بر گناهکاری بود و از دانشجویان خواسته می شد بیگناهی خود را اثبات کنند. خوشبختانه تلاش بی وقفه وکلا و خانواده ها و همچنین ایستادگی و مقاومت ستودنی سه یار دبستانی در زندان و هزاران یار دبستانی دیگر در بیرون از زندان و در دانشگاه های ایران موجب شد بیگناهی دانشجویان به اثبات برسد. این طنز تلخ آن گاه تلخ تر می شود که پس از اثبات بیگناهی، نه تنها نهادهای مسئول به اعاده حیثیت فرد بیگناه برنمی خیزند که از تداوم حبس و زجر او نیز دست برنمی کشند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به عنوان نهادی که از ابتدای برپایی این غائله در نوک پیکان حملات و اتهام زنی جریانات اقتدارگرا قرار داشت، این حق را برای خود محفوظ می دانست که پس از صدور حکم برائت به یکایک اتهاماتی که در این مدت افراد و جریانات مختلف بر علیه آن و اعضای انجمن مطرح نمودند، پاسخ گوید و به رسوا نمودن این مدعیان دروغین شریعت بپردازد. اما ترجیح داد حال که در روالی قانونی و حقوقی بیگناهی این انجمن و اعضایش به اثبات رسیده، در فضایی به درو از جنجال و هیاهو مسائل باقی مانده در این پرونده حل و فصل گردد. انجمن اسلامی امیرکبیر خار در چشم و استخوان در گلو حتی بر تداوم لجن پراکنی برخی عملگان گوش به فرمان جریانات اقتدارگرا پس از صدور حکم تبرئه نیز چشم فروبست و از بازگویی حقایقی که از «نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش» خودداری نمود. علاوه بر این، انجمن اسلامی امیرکبیر از کلیه فعالین و تشکل های دانشجویی سراسر کشور نیز درخواست کرد از ابراز همدردی و حمایت از دانشجویان مظلوم این دانشگاه خودداری نمایند تا این داستان شوم در آرامش کامل به پایان برسد.
اما گذشت یک ماه از صدور حکم برائت و صدور دستور آزادی ۳ آذر اهورایی و در مقابل عدم آزادی این دانشجویان و بعضا تداوم روند اتهام زنی توسط برخی جریانات سیاسی نشانگر وجود و اعمال اراده ای فراقانونی، غیرقضایی و سیاسی در پرونده ای قضایی است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همان طور که در مدت یک ماه گذشته اجازه نداد از سخن گفتن این انجمن فرد یا جریانی به نفع مقاصد خویش سوء استفاده نماید، اجازه هم نخواهد داد که سکوت آن توسط تمامیت خواهان مصادره به مطلوب شده و مورد بهره برداری قرار گیرد. انجمن اسلامی پلی تکنیک نگه داری طولانی مدت دانشجویان در زندان را امری بر خلاف کلیه قوانین موجود در ایران می داند و این مسئله را ظلمی مضاعف در حق ۳ دانشجوی بیگناه می داند. ظلمی که در صورت تداوم به هیچ وجه از سوی جریانات دانشجویی عدالت طلب و آزادیخواه سراسر کشور بدون پاسخ نخواهد ماند.
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)
۱ بهمن ماه ۱۳۸۶
-----------
اقدامات جمهوری اسلامی/ ضرورت يکپارچگی
مسعود مجيری
(روزنامه نگار)
پيشتر از اين در اخرين نوشته خود
نوشتم که رژيم اسلامی موضع گيری جديدی عليه انقلاب
نرمی که از سوی محالفين به راه افتاده اتخاذ کرده
است و موج تازه ای از دستگيری ها و بگير و
ببندهايی به راه انداخته است.
در اين سطور قصد ان دارم که پيرامون اتفاقات اخير
و برنامه های در دست اقدام نظام امنيتی با پيوند
زدن ان به گذشته ای نه بسيار دور و نه چندان نزديک
بپردازم.
اعمال فشار و شکنجه وکشتار و دفن کردن مخالفين توسط
رژيم اين روزها مرا به ياد دهه ۶۰ يعنی بين
سالهای ۵۹ تا ۶۸ می اندازد. ان سالها رژيم بسياری
از جوانان اين مرزو بوم را به قتل رساند و به دست
مزدوران خلف و ناخلفش در گورهای انفرادی و دست
جمعی دفن کرد . در اين ميان هم افراد ساده لوح
بسياری بودند که فرزندان خود را به دست اين خون
اشامان تحويل دادند اما ديگرهرگز نه
روی فرزندانشان را بلکه حتی
اجسادشان را هم نديدند.
پيرامون اين افراد چند نمونه از ان
را در سالهايی که در ايران بودم به رشته تحرير
دراوردم و به صورت مخفيانه به چاپ رساندم.
در اين جا به يکی دو نمونه تنها اشاره کوچکی می
کنم
رضا امام جمعه زاده از اتفاق يکی از اخوندزاده ها
بود. پدرش ملای ساده ای بود که پسرش رضا را به
اتهام همکاری با سازمان مجاهدين خلق به جلادان
خمينی(ان عارف مسلک هميشه معروف ) سپرد تا بدين
صورت نزد امام انقلاب ارج و قرب نصيبش گردد و از
سوی ديگر حجره ای در بهشت را به نام خود کند. جسد
اقا رضا هرگز تحويل خانواده داده نشد بلکه او را
شبانه در قبرستان محل دفن کردند و خانواده را خبر
دادند که می توانند خاک قبر را زيارت کنند اگر چه
شايد جسدی ان زير خاک نباشد و يا اگر هست از ان تن
چه باقی مانده بود ايا؟ و يا چه بلايی بر سر جسم
امده بود که نبايد هيچ کس می ديد. خانواده را
تهديد کردند که مبادا هرگز به صرافت نبش قبر
بيفتند.
حاج محمد جواد شيروانی از طايفه
شيروانيهای بزرگ اصفهان که وی را در خيابان ربودند
. از حاجيان بود و در ميان بازريان معروف. بعدها
جوانی از خويشاوندان وی دبير يکی از دروس من در
دبيرستان شد. ان موقع ها از سرنوشت حاجی خبری
نبود. ماجرا را که با او گفتم تعجب کرد و البته
بسيارش را او به طور مفصل برايم تعريف کرد.
حاجی به اوين که منتقل شد هرگز بيرون نيامد حتا
جای مزارش را هم به همسرش نگفتند. سالها همسرش به
اميد زنده بودن شوهر به تران رفت و امد کرد به درب
اوين مراجع کرد و هرگز پاسخی نشنيد. اواخر دهه
هفتاد بود که خبردار شدند که وی را در درون اوين
به خاک سپرده اند.
از اين دسته می توان بسار اشاره
کرد چه شايد اگر بخواهيم همه را جمع اور کنيم نمی
توان ادعا کرد که همه باشد و شايد با اين وجود
کتابها گردد.
نگاهی بيندازيد به بازگشت به اصل جمهوری اسلامی
ولايی در طی اين دو سال و د ور باطلی که اين رژيم
می زند و البته امنيت اجتماعی (بخوانيد امنيت نظام
و رهبری) که ان روزها به عهده کميته چی های
خاکستری پوش بود و امروز به دست نيروهای مزدور
لجنی پوش و سياه پوش نقابدار.
سرکوب از سوی نيروهای ذی ربط که از سوی دولت به ان
بودجه های سنگين اختصاص داده شده و سخنان اخير
تئوريسين های اين دولت ان چنان که اذعان کرده اند
اين سرکوبها و اين حمايتها از موج سرکوب به واسطه
پول نفت از انان موجب جلوگيری از ايجاد انقلاب
رنگين می شود، در حقيقت اين تصور و اين چراغ خطر
را نشان ميدهد که اين حرکتها به سمت سرکوبهای
روزهای پس از انقلاب ننگين پيش می رود.
اين سرکوبها تنها شامل دستگيری و
زد و خوردهای خيابانی نبود و نيست بلکه چيزی فراتر
از ان است. چنانکه پيشتر هم نوشته بودم پس از نشست
تئوريسين های دولتی و اين نتيجه گيری که بايد پول
و هزينه بيشتری صرف نيروهای سرکوبگر گردد اکنون
طرح های ديگری ازامنيت اجتماعی به راه افتاده و
البته بر سر راه است. تصور اينکه کشتارهای ديگری
در راه است نويسنده اين نوشتار را نيز پريشان و
اندوهگين می سازد اما متاسفانه اين چنين است.
جمهوری اسلامی با همه ارکانش جنايات هميشگی خود را
ادامه داده و ميدهد چه رئيس جمهورش خندان باشد و
اهل گفتگو و چه اهل جنگ وجهاد. در قبال اين نظام
که وصله ناجوری است بر پيکر اين کره خاکی ما چه
بايد بکنيم؟
البته پيشگيری از اين گونه جنايات
در نظامی که ايين ان بر پايه خون است و خداوندگارش
شمشير است بسيا دشوار است، از سوی ديگر دوران به
استقبا ل مرگ شتافتن گذشته است زيرا که زندگی
همچنان زنده است
اما تنها راهی که هست يکپارچگی
ميان ماست که نمی خواهيم که بميريم و نمی خواهيم
که در زير خفت وذلت نظام اسلامی حاکم باشيم. با
احترام به انديشه های تمامی طيفهای ازاديخواه مخلف
رژيم، لازم است اعتراضات مدنی و قيامهای دانشجويی
يکپارچگی اش را حفظ نموده و پرچم برابری خواهی و
برابری طلبی را همه با هم در دست بگيريم.
شايد اين سطور جای ان نباشد اما من
که خود برادرم را در اين راه از دست داده ام بسيار
متاثرم برای خانواده ان هموطن و عزيز و يار
دبستانی که در سنندج به طرز سالهای خون و وحشت به
تن خاک سرد پرده شد.
قصد ندارم که پيرامون اعتراضات
دانشجويی که به طور خطی و حزبی برگزار شد سخن
برانم اما همين نکته بس که: من اگر ما نشويم
تنهاييم.
سخن از اتحاد راندن و در عوض هر چه
بيشتر فاصله گرفتن از يکديگر تنها شادکا می اش
برای نظامی است که سالها کوشيده تفرقه بيندازد و
حکومت کند.
برای ما که نه قدرت دولتی داريم و
نه راهی به جز مبارزه ، و تنها قدرتمان و تکيه مان
بر مردم رنج ديده و ستم کشيده از حکومتهای مستبد،
تنها همبستگی و همگامی ست که نسيم فريادهايمان را
به طوفان خشم تبديل می سازد برای ويرانی بنای ظلم
و جنايت.
برای ما که گذشته مان هميشه در
استبداد گذشته و اکنونمان به چنگ گرگ صفتان گرفتار
است تنها اينده می ماند که تغيير وچگونگی اين
اينده صد البته بسته به تصميم امروز ماست ونه
سرنوشتی و تقديری که برايمان رقم بزنند.
البته پيشگيری از اين گونه جنايات
در نظامی که ايين ان بر پايه خون است و خداوندگارش
شمشير است بسيا دشوار است، اما غير ممکن نيست . می
توان از تکرار جنايات نظام دينی پیشگيری
کرد به شرطی که در راه پر خطر وپراز فراز و نشيب
دست يافتن به ازادی تک و تنها نمانيم که طعمه
درنده خویان و کفتاران خونخوار نظام جنايت پيشه
نگرديم.
مسعود مجيری (روزنامه نگار)
-----------
احضار محمد هاشمی و آرش حاندل دو تن از بازداشت شدگان ۱۸ تیر۸۶ به دادگاه انقلاب
محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت و آرش خاندل عضو انجمن اسلامی دانشگاه لرستان به دادگاه انقلاب احضار شدند.
احضار این دو فعال دانشجویی در خصوص پرونده تشکیل شده برای ایشان در پی بازداشت در روز ۱۸ تیرماه ۸۶ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی می باشد.
هوشنگ پوربابایی، وکیل این دانشجویان، اظهار داشت: در پی احضار محمد هاشمی و آرش خاندل صبح امروز به همراه موکلانم در شعبهی بازپرسی دادسرای امنیت حاضر شدیم و آخرین دفاع از موکلانم اخذ شد.
وی افزود: اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی به موکلانم تفهیم شد اما آنها این اتهام را رد کردند.
گفتنی است در ۱۸ تیرماه ۸۶ نیروهای امنیتی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم متحصن در برابر دانشگاه پلی تکنیک را بازداشت کرده و متعاقب آن با حمله به دفتر سازمان ادوار تحکیم حاضرین در آن محل را نیز بازداشت نمودند.
احضار فعالان دانشجویی عضو دفتر تحکیم وحدت به دادگاه، ادامه بازداشت ده ها دانشجوی چپگرا و عدم آزادی دانشجویان تبرئه شده دانشگاه پلی تکنیک در حالی صورت می گیرد که با اعلام نتایج بررسی صلاحیت های انتخاباتی، فضای کشور در فضای رسانه ای ناشی از انتخابات قرار گرفته است.
-----------
احضار ۷ فعال دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به کمیته انضباطی
خبرنامه امیرکبیر: در پی موج جدید احضار گسترده دانشجویان در دانشگاه های مختلف به کمیته های انضباطی، روز گذشته ۷ نفر دیگر از فعالین دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به کمیته انضباطی احضار شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر پگاه حمزه ای، هیوا مجیدزاده، مرتضی مساکنی و حسام سلامت در میان ۷ دانشجوی احضار به کمیته انضباطی هستند. سه نفر از احضارشدگان به کمیته انضباطی نخواستند نامشان منتشر شود.
گفتنی است در هفته های قبل زینب پیغمبرزاده و سحر رضازاده، از فعالین دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به کمیته انضباطی احضار شده بودند. پیغمبرزاده پیش از این حکم قطعی «محرومیت از تحصیل به مدت یک سال» از کمیته انضباطی دریافت کرده بود.
پیش از این نیز در دانشگاه تهران احسان دولت شاه، آرش پهلوان، رضا نگه داری، علی هاشمی، کیوان امام وردی، سلمان یزدان پناه، میلاد عزیزی، حافظ رستمی و سارا کرمانیان به کمیته انضباطی احظار شدند و این کمیته برای سلمان یزدان پناه حکم دو ترم محرومیت از تحصیل و برای رضا نگه داری، محمدکریم آسایش و حمید ملک زاده یک ترم محرومیت از تحصیل صادر کرده بود.
مدیریت دانشگاه تهران در اقدامی غیرمسئولانه به احضار گسترده و صدور احکام سنگین انضباطی برای فعالین دانشجویان این دانشگاه در آستانه امتحانات پایان ترم پرداخته است. ۷ دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران درست زمان برگزاری امتحانات پایان ترم این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شده اند.
-----------
انتساب اتهامات «عجیب و مضحک» به دانشجویان توسط کمیته انضباطی دانشگاه شیراز
خبرنامه امیرکبیر:
کمیته انضباطی دانشگاه شیراز اتهام سه نفر از چهار دانشجویی که سه هفته پیش به این کمیته احظار شده بودند اعلام کرد. عناوین اتهامی این دانشجویان در نوع خود جدید و عجیب است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر ناهید افراسیابی، حمدالله نامجو و سحر یزدانی پور صبح دیروز با حضور در کمیته انضباطی لیست اتهامات خود را دریافت کردند.
اتهامات ناهید افراسیابی، مدیر مسوول نشریه رهگذر، از سوی کمیته انضباطی به این شرح اعلام شده است: فیلم برداری با دوربین هندی کم از تجمع غیر قانونی، تحریک و هدایت دانشجویان در تجمع ۱۴ و ۱۸ آذرماه و ایجاد اغتشاش علیرغم تعهد کتبی، اظهاراتی مبنی بر حضور در تجمع غیرقانونی «با اعتقاد و ایمان قلبی» و «عدم هراس و پذیرش هر گونه برخورد»، همکاری و هماهنگی در خصوص آمدن پدر روزبه صف شکن در تجمع غیرقانونی دانشجویی، «حضور بر روی سن» توام با «تحریک احساسات دانشجویان» بدون هماهنگی با مسوولان در جشنواره نشریات دانشجویی، انتشار شماره ۴ نشریه رهگذر «به صورت سیاه»، درج مطالب کذب و ایجاد فضای تهدید و ارعاب در راستای تشویش اذهان عمومی، «تهیه پلاکارد، دستنوشته و پوستر تحریک کننده» و… .
حمدالله نامجو، مدیر مسوول نشریه متن، به: تحریک دانشجویان در تجمع غیر قانونی ۱۴ و ۱۸ آذرماه با نشر اکاذیب و تهدید مسوولان دانشگاه و ایجاد بلوا و اغتشاش علیرغم تعهد کتبی، ادعای دروغ مبنی بر ضرب وشتم و قرار دادن اسلحه بر روی شقیقه آقای میرحسینی ( دانشجوی بازداشتی)، ادعای دروغین دیگر در روز یکشنبه ۱۸ آذرماه با حضور در تجمع غیر قانونی دانشجویان مبنی بر این که قاضی مرتضوی طی تماس با دادگاه انقلاب شیراز عنوان نموده که به آقای میر حسینی نه اجازه ملاقات با احدی داده شود، نه تفهیم اتهام گردد و نه آزاد شود «علی رغم اطلاع رسانی مسوولین دانشگاه در خصوص تبعات نشر این خبر کذب»، تهدید به «عدم اجازه تردد اتوبوس های دانشگاه» و «حضور دانشجویان در کلاس» و… متهم شده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر اتهامات سحر یزدانی پور، مدیر مسوول نشریه قاصدک، نیز این چنین اعلام شده است: «تحریک احساسات دانشجویان» در جشنواره نشریات دانشجویی، هماهنگی در خصوص آمدن پدر روزبه صف شکن در تجمع غیر قانونی دانشجویی، تحریک و هدایت دانشجویان در تجمع ۱۴ و ۱۸ آذرماه. اتهامات اسماعیل جلیل وند، مدیر مسوول نشریه عصیان و چهارمین دانشجوی احضار شده، هنوز به وی اعلام نشده است.
گفتنی است سه هفته قبل از احضار این دانشجویان به کمیته انضباطی این چهار نفر به اداره اطلاعات و دادگاه انقلاب شیراز نیز احضار شده بودند و بنا بر همین مساله فعالین دانشجویی شیراز اعتقاد دارند که این احضارها از سوی کمیته انضباطی با توصیه و هماهنگی نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه انجام شده است.
-----------
تهدید یکی از فعالان
حقوق
زنان در مهاباد
خانم " نسرین روراست" از فعالان
حقوق زنان که در تداوم فعالیتهای مدنی خود سابقاً
در چندین مرحله از سوی دستگاه امنیتی مورد
بازخواست و بازجویی قرارگرفته بود . در روزهای
اخیر از سوی افراد ناشناس جهت دست برداشتن از
فعالیتهای خود مورد تهدید قرار گرفته است . این
تهدیدات که در قالب تعقیب و تماس و تهدید به قتل
صورت میگیرد از هفته جاری و با به نمایش گزاردن
سلاح گرم افراد تعقیب کننده رنگی دیگر یافته است.
همچنین همسر این فعال حقوق بشر نیز بدلیل آنچه که
پایان بخشیدن به فعالیتهای انسانی همسر خود میباشد
تحت فشار دستگاه امنیتی قرار دارد.
سرکوب و اعمال فشار بر فعالان مدنی
و حقوق بشر در ایران موجی از نگرانی را در افکار
عمومی داخلی و خارجی برانگیخته است و نهادهای
مدافع حقوق بشر در اطلاعیه و ارتباطات خود به کرات
از دولت جمهوری اسلامی احترام به قوانین و معاهدات
انسانی الزام آور امضاء شده را خواستار شدند اما
جمهوری اسلامی همچنان بی تفاوت به اعتراضات افکار
عمومی همچنان به سرکوب مدافعان حقوق انسانی ادامه
میدهد.
-----------
استمداد زندانیان
عراقی محبوس در ایران از افکار عمومی و مدافعان
حقوق بشری برای رهایی خود
تعدادی اتباع
عراقی که تنها اتهام آنان از سوی مراجع قضائی ورود
غیرقانونی به ایران اعلام گشته بود و بدون داشتن
مترجم و وکیل مدافع در دادگاه انقلاب محکوم گشته
بودند حتی با سپری نمودن ایام محکومیت غیر قانونی
خود ، بعضاً چندین سال است که درزندان به سر
میبرند . این افراد حدود 2 سال از ایام محکومیت
خود را در بند 209 زندان اوین سپری نمودند و اکنون
در زندان رجایی کرج در شرایط غیرانسانی چشم امید
به مدافعان انسانیت و آزادی دارند . گفته میشود
دستگاه امنیتی به قصد بهره برداری
سیاسی ، از آزادی این افراد جلوگیری می نماید .
اسامی افراد
فوق به شرح ذیل اعلام میگردد :
1-
احمد عبدالله احمد (دوسال و نیم
محکومیت داشته است و اکنون چهار سال است که در
زندان به سر میبرد – بند 2)
2-
جبار حسن عبدالکریم (دوسال و نیم
محکومیت داشته است و اکنون چهار سال است که در
زندان به سر میبرد – بند 2)
3-
محمد عزیز احمد (دوسال و نیم
محکومیت داشته است و اکنون چهار سال است که در
زندان به سر میبرد – بند 4)
4-
آمانج احمد عبدالله (دوسال و نیم
محکومیت داشته است و اکنون چهار سال است که در
زندان به سر میبرد – بند 4)
5-
یاسین عبدالله احمد (دوسال محکومیت
داشته است و اکنون سه سال و نیم است که در زندان
به سر میبرد – بند 2)
6-
محسن حسن علی (دوسال محکومیت داشته
است و اکنون سه سال است که در زندان به سر میبرد –
بند 2)
7-
محسن شوان حارس (دوسال محکومیت
داشته است و اکنون چهار سال است که در زندان به سر
میبرد – بند 2)
8-
زانا عبدالمحمد محمد (دوسال
محکومیت داشته است و اکنون چهار سال است که در
زندان به سر میبرد – بند 2)
9-
محمد عبدالمحمد محمود (دوسال
محکومیت داشته است و اکنون چهار سال است که در
زندان به سر میبرد – بند 2)
10-
سردار یاسین عبدالله (دوسال و نیم
محکومیت داشته است و اکنون سه سال و نیم است که در
زندان به سر میبرد – بند 4)
11-
فرهاد جمال رشید (دوسال محکومیت
داشته است و اکنون چهار سال است که در زندان به سر
میبرد – بند 4)
|