بازگشت به صفحه اول

 

 
 

شیرین عبادی: جمع آوری امضا نبايد متوقف شود بلکه باید با شدت بیشتری ادامه یابد

تغییر برای برابری: با بازداشت راحله عسگری زاده و نسیم خسروی تعداد کسانی که به جرم جمع اوری امضا تا کنون بازداشت شده اند به 15 نفر رسید. همچنین تا کنون احکام سه تن از آنها اعلام شده است که نمونه اخیر آن حکم احترام شادفر از فعالان حقوق زنان در کمپین یک میلیون امضاست. ایشان به 6 ماه حبس تعلیقی تا دوسال محکوم شده اند. با شیرین عبادی در این باب گفتگویی انجام دادیم.

سوال - به نظر شما صدور احکام سنگینی چون حبس به خاطر جمع آوری امضا به چه دلیل است و آیا این عمل جرم است؟

خوشبختانه جنبش برابری خواهانه زنان ايران به آن درجه از منطق و مشروعیت رسيده که هر انسان عادل و بي طرفي را وادار به قبول مطالبات خود مي کند تا حدي که سخت گيرترين قضات نمي توانند اين مطالبات را ناديده بگيرند و بگویند که زنان حق ندارند، یا نيمي از مردان هستند اما چون تصميم گرفته شده با زنان برابری خواه برخورد شود، از در ديگري وارد مي شوند و عنوان مي کنند این عمل اقدام عليه امنيت ملي است و چون اقدام علیه امنیت ملی يک تعريف بي در و پيکري است سعي مي کننداین را با سریشم به جرم بچسبانند حال آنکه اقدام عليه امنيت ارکان مشخص و بارزی دارد.

مهمترين مسأله از دیدگاه حقوقی عنصرمعنوی است يعني فرد بايد به قصد اقدام عليه امنيت ملی کاري کرده باشد، حتي قضاتي که چنين زنانی را محکوم می کنند به خوبي واقفند که خواسته بر حق اين زنان اين است که هوو سرشان نيايد و همان حقوقی را داشته باشند که برادرانشان دارند و اين ارتباطی با امنيت ملي ندارد. اما چرا در دادگاه قاضي صادر کننده رأی حاضر نمي شود با شهامت عنوان کند که زني به مناسبت خواسته بر حق خود محکوم به حبس و شلاق مي شود؟ علت کاملاً بديهي است. ترس و واهمه از افکار عمومي. يعني ضمن اينکه دادگاه چنين حکمي مي دهد در عين حال حاضر نيست نيت واقعي خود را بیان کند و افکار عمومي را علیه این تصمیم بشوراند بنابراين بدون اینکه اشاره ای به ماهیت جرم ادعایی حکم دادستان شده باشد و بدون اينکه در متن نهایی رأی قید شده باشد بخاطر امضا کسي دستگير و محاکمه می شود، با جمله مبهم اقدام علیه امنیت ملی سعی می کنندکه توجیهی در افکار عمومی پیدا کنند اما با چنین شیوه و عملکردی تنها حقانیت و مشروعیت مطالبات زنان را به اثبات می رسانند.

سوال: آيا به نظر شما با توجه به هزينه های به وجود آمده برای داوطلبان جمع آوری امضا و فعالین کمپین لازم است که روند جمع آوری امضا ادامه یابد یا متوقف شود؟

- نه تنها اين روش را نبايد متوقف کرد بلکه بايد با شدت بيشتري ادامه داد زيرا اين دستگيريها و احکام نشان دهنده آن است که اين حرکت بسيار تاثيرگذار بوده و از ديدگاه فرهنگ پدرسالار حاکم بر جامعه خطري احساس شده که چنين شدید برخورد مي شود اين شيوه نبايد تغيير کند زيرا مسالمت آميزترين شیوه مطالبات بر حق است و زنان در کمپين هرگز بحث سياسي ندارند و هرگز مطالبات سياسي عقیدتی خود را مطرح نمي کنند و فقط بر برابری تأکيد مي کنند و اين همان مساله ای است که حتی دولتمردان ما نیز مانند آن را قبول دارند یا حداقل در گفتار قبول دارند. اميدواريم روزی عملکرد مجلس شوراي اسلامي مطابق با گفتار دولتمردان باشد.

سوال: اخیراً سخنگوی قوه قضاییه در یک نشست خبری اعلام کرده اند که جمع‌آوري امضا ممكن است خود به خود جرم نباشد ولي گفته می شود که ممکن است تشويش اذهان عمومي‌ ایجاد کند؟

- جمع آوري امضا براي برخي از مسایل و شايد براي برخي از افراد تشويش اذهان باشد بعنوان مثال اگر شما امضا جمع کنيد که مثلاً يکي از اقوام ایرانی را بايد مورد خشونت قرار داد یا پیروان یکی از ادیان را باید مورد اذیت و آزار قرار داد، شایدجمع آوری امضا در این موارد از مصادیق تشویش اذهان عمومی باشد اما توجه کنيدجمع آوري امضا در کمپین براي آن است که زنان خواهان بازنگري در قوانين تبعيض آميز ايران هستند و چنين خواسته اي هرگز نمي تواند تشویش اذهان عمومی تلقی شودچه برسد به اینکه با مسالمت آمیزترین شیوه یعنی جمع آوری امضا عنوان شود. متاسفانه دامنه دستگیریها و خشونت علیه افرادی که با مسالمت آمیزترین شیوه خواسته های خود را عنوان می کنند روز به روز گسترش مي يابد اخيرا دو نفر از داوطلبین جمع آوري امضا دو دختر جوان به نامهاي راحله و نسيم هنگام جمع آوري امضا دستگير شدند و مطابق معمول از عبارت مبهم اقدام عليه امنيت عمومی برای آنها استفاده شده است. براي هر يک 20 ميليون وثيقه صادر شد و خانواده آنها اعلام کردند قادر به پرداخت آن نیستند.اين دختران جوان و شجاع به خانواده هايشان گفته اند حاضر نيستند کسي پا پيش گذاشته و براي آنها وثيقه بگذارد و اگر آنها حاضر بودند طرفداران جنبش برابری خواهانه در ایران آنقدر زیاد بودند که به طرفه العینی وثیقه برای آنها تهیه می شداما اين دختران جوان خود حاضر نيستند که دیگران برای آنها وثیقه بگذارند زيرا معتقدند مرتکب جرمي نشده اند. در کداميک از مواد قانون قضا جمع آوري امضا جرم محسوب مي شود کسي بايد پاسخ این سوال حقوقی منطقی را بدهد اما متاسفانه کسی حاضر نیست.

سوال : تاکنون تعدادی از فعالین جنبش زنان در ایران جوایز متعددی را به پاس فعالیتهای مدنی و مسالمت آمیز خود دریافت کرده اند شما تاثیر اهدا این جوایز را در پیشبرد اهداف جنبش زنان چگونه ارزیابی می کنید؟

- دادن جوايز به فعالان جنبش زنان به منزله تأييد حقانيت اين جنبش است اهدا جوایز بدين گونه تفسير مي شود که جهان بر فعاليتها و مبارزات بر حق زنان ايران صحه مي گذارد آنها را تقدير مي کند و مورد حمايت قرار مي دهد به نظر من باارزشترين حمايتها در جهان حمايت افکار مردم در سطح بين المللي و ملي است اين جوايز تماماً توسط نهادهاي مدني به فعالين جنبش زنان پرداخت شده است و همين مساله ارزش آنها را صد چندان مي کند و مسلماً تاثيرگذارخواهد بود زيرا باعث افرایش اعتماد به نفس زنان و دلگرمی آنها مي شود و مي دانند که دنيا آنها را فراموش نکرده است.

- با سپاس از شما

-------

گزارش آماری از روند بازداشت و احضار برابرخواهان کمپینی: 43 بازداشت طی یک سال و دو ماه

گردآوری: مریم حسین خواه

تغییر برای برابری: یک سال و شش ماه از آغاز کمپین یک میلیون امضا می گذرد. طی این مدت کمپین به مدد تلاش کنشگران برابرخواه خود در تهران، شهرستان ها و به مدد تلاش فعالانه کنشگران خارج از کشور حتی فراتر از مرزهای رسمی کشور با وجود همه فشارها، تهدیدها و بازداشت ها همچنان به پیش می رود. اعضای آن هرجا که بشود برگه امضاها از کیفشان بیرون می آورند، درباره خواسته های کمپین حرف می زنند، از تاثیر قوانین بر زندگی زنان می گویند و از مردم می خواهند برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بیانیه کمپین را امضا کرده و در این حرکت مدنی مشارکت کنند. آنها سعی دارند که در فضای عمومی شهر ، فضایی که به زنان هم تعلق دارد در قالب ارتباط چهره به چهره و گفتگو با زنان ومردان به گردآوری امضا بپردازند.

با وجود این، صدور قرار بازداشت برای 43 نفر از فعالان کمپین (از یک روز تا 5 ماه )و ابلاغ حکم حبس تعلیقی (جمعا 18 ماه )، هزینه ای است که زنان و مردان فعال در کمپین برای پیشبرد این حرکت اجتماعی پرداخته اند. این فشارها گاه حین جمع آوری امضا، گاه در پی تشکیل کارگاه های آموزشی، گاه در پی نشست های کوچک و بزرگ اعضای کمپین در تهران و شهرستان ها و گاه به دلیل فعالیت در حوزه های خبری در رسانه کمپین و ...مواردی ازاین دست رخ داده است.

24 آذر ماه 1385: زینب پیغمبرزاده / اولین بازداشت؛ جمع آوری امضا در مترو

چهار ماه از آغاز به کار کمپین گذشته است. اولین نشست سراسری اعضای کمپین در پارکینگ منزل شخصی یکی از اعضا برگزار شده، هنوز به خانه هایمان نرسیده ایم که خبر بازداشت "زینب پیغمبرزاده" می رسد. در مترو با مردم درباره کمپین یک میلیون امضا و تبعیضات قانونی بر زنان گفتگو می کرده و از آنها می خواسته بیانیه کمپین را امضا کنند که دستگیر می شود.

پس از 5 روز بازداشت در بازداشتگاه های گیشا و وزرا، اتهام زینب "اقدام علیه امنیت ملی" اعلام می شود. زینب پیغمبرزاده 29 آذر ماه، پس از بازپرسی در شعبه 14 دادگاه انقلاب با قرار کفالت آزاد می شود.

20 دی 1385: نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی/ جمع آوری امضا در مترو

کمتر از یک ماه بعد نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی هنگام جمع آوری امضا در مترو بازداشت می شوند، به خاطر بکارگیری مسالمت آمیزترین روش مدنی در احقاق مطالبات حقوقی.

نسیم و فاطمه پس از یک روز بازداشت در بازداشتگاه گیشا، آزاد می شوند.

به نظر می آید با توجه به اینکه جرمی واقع نشده، پرونده مختومه اعلام شود. اما احضاریه ای که در فروردین 1386 به دست این دو دختر دانشجو می رسد، نشان از تغییر روند بازپرسی دارد.

نسیم و فاطمه که دانشجوی دانشگاه تهران هستند، می گویند :« ما را ازحراست دانشگاه تهران خواسته بودند وقتی مراجعه کردیم گفتند از طرف پلیس امنیت برای شما احضاریه آمده است. 28 فروردین به پلیس امنیت واقع در میدان عشرت آباد مراجعه کردیم، در آنجا مجددا مورد بازجویی قرار گرفتیم سپس ما را از پلیس امنیت به دادگاه انقلاب دادیاری ویژه امنیت منتقل کردند در آنجا هم مجددا مورد بازپرسی قرار گرفتیم و تفهیم اتهام شدیم. به ما گفته شد که اتهام شما اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام است ما نیز در آخرین دفاع ازخود این اتهام را نپذیرفتیم.»

فاطمه دهدشتی ونسیم سرابندی پس از تفهیم اتهام به قید کفالت آزاد می شوند. اما در دادگاهی که 21 مرداد ماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب برگزار می شود، به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام " به 6 ماه حبس تعلیقی تا 2 سال محکوم می شوند.

13 فروردین 1386: محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز/جمع آوری امضا، پارک لاله

دستگیری 5 نفر از اعضای کمپین، خبر داغ سیزده بدر 1386 است. خبری که گمان می رود دروغ سیزده بدر باشد، چرا که گفتگو با مردمی که به پارک لاله آمده اند و کمی آنطرف تر از شما بساط ناهارشان را پهن کرده اند در هیچ کجای قانون ممنوع نشده، دعوت از آنها برای امضای بیانیه ای که خواستار اصلاح قوانین تبعیض آمیز است نیز عمل مجرمانه ای محسوب نمی شود.

با همه اینها اما، سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز، همایون نامی دستگیر می شوند. نیروهای امنیتی ابتدا این پنج نفر را به اماکن میدان نیلوفر تحویل می دهند. بازداشت شدگان بعد از ساعتی پرسش و پاسخ، به بازداشتگاه وزرا انتقال داده می شوند و شب را در این بازداشتگاه بسر می برند.

14 فروردین سه نفر از بازداشت شدگان (سارا ایمانیان، سعیده امین، همایون نامی ) با سپردن قرار التزام در دادگاه انقلاب، آزاد و ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین منتقل می شوند. انتقال این دو عضو کمپین به بند عمومی زندان اوین در حالی است که در جلسه دادگاه به بازداشت شدگان گفته می شود که با قرارکفالت آزاد می شوند .

بسیاری از وکلا در گفتگو با سایت تغییر برای برابری اعلام می کنند : « در قوانين جمهوري اسلامي و قانون جزا هيچ اشاره اي به مجرمانه بودن جمع آوري امضا نشده است و از نظر قوانين و حقوق دانان اين زنان هيچ جرمي مرتكب نشده اند.»(1) با وجود این ناهید و محبوبه 13 روز در بازداشت می مانند و در نهایت 26 فروردین ماه با قرار کفالت 20 میلیون تومانی برای هر یک از آنان، آزاد می شوند.

" اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی"اتهامی است که قبل از آزادی از زندان در بند 209 اوین به این دو عضو کمپین اعلام شد.

20 خرداد 1386 : احترام شادفر (مادر کمپینی )و همسایه او /جمع آوری امضا

دو روز قبل از سالروز تجمع اعتراضی زنان در 22 خرداد دو نفر دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضا بازداشت می شوند، این بار نوک پیکان بازداشت ها دختران جوان کمپینی را رها کرده و به سراغ مادرانشان آمده است.

ساعت یک بعد از ظهر روز 20 خرداد ماه 1386 زنگ خانه زینب (احترام) شادفر از فعالان کمپین یک میلیون امضا به صدا در می آید. یکی از همسایه هایش که در جمع آوری امضا نیز فعال است، از احترام می خواهد جلوی در برود. او که 50 سال دارد، حین جمع آوری امضا دستگیر شده است. به ماموران گفته است که دفترچه کمپین و بیانیه امضا را از احترام گرفته است.

ماموران بدون نشان دادن حکم جلب، هردوی آنها همراه خود می برند و در پاسخ به نگرانی خانواده ها اعلام می کنند که :«به دستور دادیار برای پاره ای توضیحات می روند و تا یک ساعت دیگر می آیند. نگران نباشید و نمی خواهد بیایید خودشان بر می گردند.»

با پیگیری خانواده ها مشخص می شود که آنها را ابتدا به اماکن میدان نیلوفر و پس صدور حکم 24 ساعته برای آنها، به بازداشتگاه وزرا منتقل شده اند. در شعبه ویژه امنیت دادگاه انقلاب با قید التزام آزاد می شوند. پرونده همسایه احترام بسته می شود اما 8 ماه بعد، حکم 6ماه حبس تعلیقی به مدت دو سال برای احترام وی اعلام می شود.

شعبه 13 دادگاه انقلاب اسلامی اتهام احترام شادفر را " اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلبغ علیه نظام جمهوری اسلامی در کمپین یک میلیون امضا" اعلام کرده است. علت صدور این حکم جمع آوری امضا عنوان شده است.

20 تیر ماه1386: جای مردان برابر خواه در زندان است:امیر یعقوبعلی

کمپین همچنان ادامه دارد. با تجربه هایش، با اعضای جدیدی که به این حرکت می پیوندند، با اضافه شدن هر روزه تعداد امضاها و با ادامه داشتن دستگیری ها.....

علت دستگیری ها همچنان جمع آوری امضا اعلام می شود، شیوه دستگیری ها اما یکسان نیست. پس از دستگیری مادران کمپینی نوبت به مردان برابر خواه می رسد.

20 تیرماه امیر یعقوبعلی در پارک اندیشه تهران حین جمع آوری امضا دستگیر می شود. امیر به سلول انفرادی بند 209 انتقال داده می شود و قاضی در پاسخ به مادر امیر که مگر جمع آوری امضا جرم است؟ می گوید:«امیر مرد است چکار به کار زنها دارد، برود بنشیند درسش را بخواند.»

با طولانی شدن بازداشت امیر و مشخص نشدن وضعیت وی از طرف مقامات قضایی، کمیته مادران کمپین یک میلیون طی نامه ای به ریاست محترم قوه قضائیه نسبت به بازداشت امیر یعقوبعلی و بهاره هدایت (عضو کمپین یک میلیون امضاء که همزمان با امیر به خاطر فعالیت های دانشجویی اش در بازداشت است) اعتراض کرده و خواستار رسیدگی به پرونده آنان می شود. تعدادی از مادران کمپینی 3 مرداد این نامه را به دفتر ریاست قوه قضائیه ارائه می دهند. امیر یعقوبعلی 17 مرداد ماه، پس از 28 روز بازداشت در سلول انفرادی با وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد می شود.

23 شهریور1386: بازداشت 25 نفر در کارگاه آموزشی خرم آباد

تنوع بازداشت ها از افراد بازداشت شده به شیوه بازداشت ها نیز می رسد. این بار پلیس با حمله به یک کارگاه آموزشی کمپین که در منزل شخصی یکی از داوطلبان خرم آبادی برگزار شده است، 25 شرکت کننده در کارگاه را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت می کند.

دقایقی از شروع کارگاه نگذشته است که 10 پلیس مسلح با لباس نظامی و شخصی و 3 پلیس زن با خشونت وارد خانه شده و از همان آغاز، به صاحبخانه حمله کرده و با قنداق تفنگ ولگد او را مورد ضرب وشتم قرار می دهند.

پس از یک ساعت توهین و تجسس و ضرب وشتم و ضبط وسایل شخصی، مردان را دستبند به دست از خانه خارج می کنند، زنان با فریادهای اعتراض آمیز از دستبند زدن امتناع می کنند. شرکت کنندگان در کارگاه هنگام خروج از منزل درکمال تعجب با جمعیتی رو به رو می شوند که پلیس به آنان گفته است که این افراد به خاطر " راه انداختن بساط لهو و لعب" بازداشت شده اند!

20 نفر از شرکت کنندگان در کارگاه به همراه میزبان، نفیسه آزاد، زارا امجدیان، جلوه جواهری، منصوره شجاعی و نازلی فرخی پنج عضوی که از تهران برای برگزاری کارگاه رفته اند، پس از 12 ساعت بازداشت آزاد می شوند. رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور فعالان اجتماعی خرم آباد در بازداشت نگهداشته می شوند. جرم آنها برگزاری یک کارگاه آموزشی در خانه ای کوچک و با عده ای محدود در مورد قوانین نابرابر است.

رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور پس از 3 روز در بازداشت در خرم آباد. عصر روز 25 شهریور آزاد شدند.

17 مهر 1386: بازداشت ها به کردستان رسید: روناک صفا زاده

17 مهر، روناک صفازاده از فعالان حقوق زن در سنندج در خانه اش بازداشت می شود. روناك در حالي توسط نيروهاي امنيتي بازداشت می شود كه به گفته خانواده اش روز قبل از بازداشت همزمان با روز کودک به همراه هانا عبدی فعال دیگر حقوق زنان، جشن شادی برای بچه هاي موسسه "هوراز"، در سنندج برپا كرده است. آنها در این جشن 500جزوه کمپین را تکثیر كرده و براي جمع آوري امضا به مراسم مي برند. حين جمع آوري امضا یک مامور بیانیه را از دست روناک می گیرد و فرداي آن روز نيروهاي امنيتي ساعت 7 صبح به خانه روناک و هانا عبدی مي‌روند. هانا را نمی یابند اما روناک را هنگام رفتن به سرکار بازداشت می کنند و سپس وارد خانه شده و پس از تفتيش خانه و ضبط برخي از وسایل شخصی روناک او را با خود می برند.

به گفته خانواده روناک نيروهاي امنيتي پس از تفتيش منزل، وی را به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل می کنند و برگه هاي بيانيه و 5000 دفترچه كمپين را که از خانه روناک برداشته اند با خود می برند. پس از 18 روز بی خبری از وضعیت روناک صفازاده بالاخره خبر صدور قرار بازداشت یک ماه برای روناک به خانواده وی اعلام می شود .بیش از چهار ماه از بازداشت روناک صفازاده می گذرد و آخرین خبرها حکایت از انتقال وی به بند عمومی زندان سنندج دارد.

روناك صفازاده 21 ساله،گرافیست و فعال در حوزه زنان و عضو انجمن زنان آذرمهر كردستان است.

13 آبان 1386:ادامه بازداشت ها در کردستان:هانا عبدی

پس از گذشت یک ماه از بازداشت و بی خبری از روناک صفازاده ، 13 آبان 1386 هانا عبدی فعال دیگر حقوق زنان که روز 17 مهر به همراه روناک در حال جمع آوری امضا بود، بازداشت می شود. طبق گفته خانواده او، هانا را ماموران امنیتی در خانه پدر بزرگش در سنندج بازداشت کرده اند. ماموران پس از بازداشت هانا، به خانه پدر او می روند و پس از بازرسی خانه کیس کامپیوتر هانا و چند دفترچه حقوقی کمپین را با خود می برند.

هانا 21 سال دارد، دانشجوی رشته روان شناسی در دانشگاه پیام نور بیجار است و در جمع آوری امضا برای کمپین فعال بوده است. آخرین خبر از روناک و هانا ملاقات هفته گذشته آنها با وکیلشان محمد شریف است.

در حالی پرونده روناک وهانا در مرحله تحقیقات است، به جای منابع رسمی، برخی سایت های خبری به این دو دختر جوان اتهامات امنیتی زده اند. این درحالی است که خانواده های آن دو تاکید دارند که آنها در پی جمع آوری امضا برای کمپین دستگیر شده اند.

باوجود تلاش فراوان وکلای برای به عهده گرفتن وکالت آنها، سرانجام محمد شریف توانست وکالت انها را برعهده بگیرد و با آنها ملاقات کند. شریف با اظهار نگرانی از صدور برخی احکام سنگین و استناد به اقاریر آنان که در شرایط بازجویی غیر قانونی صورت گرفته، می گوید:«متاسفانه این دو دختر جوان در شرایط انفرادی و با شکل و شیوه و نحوه غیر قانونی با اتهامات سنگینی مورد بازجویی قرار گرفته‌اند، لذا با استناد به قوانین موجود به نظر بنده این اقاریر کاملا باطل بوده و نمی تواند در دادگاه به عنوان اسناد معتبر جهت صدور حکم مورد استناد قرار گیرند. در نتیجه من در نخستین اقدام تقاضای تبدیل بازداشت و تودیع وثیقه برای آنها کردم و امیدوارم با آزادی این دو نفر تا زمان دادگاه موافقت کنند، پس از آزادی و تشکیل دادگاهی مطابق با موازین قانونی، اقاریر آنان هم معتبر خواهد بود و در آن صورت امکان محاکمه قانونی وجود دارد.»

27 آبان 1386: بازداشت یک روزنامه نگار و وب نگار کمپینی:مریم حسین خواه

تا قبل از این تمامی بازداشت های کمپین به بهانه جمع آوری امضا بود، بازداشت مریم حسین خواه، اما این روال را برهم زد.

24 آبان ماه احضاریه ای مبنی بر مراجعه به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برای او فرستاده شد و طی بازجویی هایی 26 آبان ماه، به اقدام علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از طریق سایت تغییر برای برابری(سایت کمپین یک میلیون امضا) و زنستان (سایت مرکز فرهنگی زنان) متهم شد. ادامه بازجویی به روز بعد موکول شد و 27 آبان ماه مریم حسین خواه با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی به بند عمومی زندان اوین منتقل شد.

بازداشت این عضو کمپین 45 روز ادامه داشت و در نهایت با اعلام خانواده وی مبنی بر ناتوانی از تامین این وثیقه سنگین با ضمانت بانکی 5 میلیون تومانی آزاد شد.

10 آذر 1386: بازداشت یک وب نگار دیگر کمپینی :جلوه جواهری

دو هفته پس از بازداشت مریم حسین خواه به بهانه فعالیت در سایت تغییر برای برابری، جلوه جواهری از دیگر فعالان این سایت بازداشت شد. جواهری پس از دریافت احضاریه ای از سوی دادسرای شعبه يک امنيت تهران، به دادگاه انقلاب مراجعه کرد و پس از بازجويي به اتهاماتي چون " تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سايت تغییر برای برابری " متهم شد.

قرار وثیقه جلوه 50 میلیون تومان بود که پس از تحمل 30 روز حبس در بند عمومی زندان اوین و با اعلام خانواده وی مبنی بر ناتوانی از تامین این وثیقه سنگین با ضمانت بانکی 5 میلیون تومانی آزاد شد.

25 بهمن1386:دو بازداشت دیگر برای جمع آوری امضا: راحله عسگری زاده، نسیم خسروی

25 بهمن ماه، قرار بود یک تئاتر خیابانی با موضوع تعدد زوجات در جشنواره فجر اجرا شود. چند نفری از فعالان کمپین برای تهیه گزارش و عکس از این تئاتر به پارک دانشجو(محل اجرای تئاتر) رفتند و پس از اتمام برنامه با مردم در رابطه با تعدد زوجات گفتگو کرده و از آنها خواستند بیانیه کمپین را امضا کنند.نیروهای امنیتی پارک دو نفر از اعضای کمپین را در حال جمع آوری امضا بازداشت می کنند. جرم آنها "فعالیت تبلیغی علیه نظام" عنوان می شود. نسیم خسروی و راحله عسگری زاده ، پس از دستگیری به کلانتری 129 (جامی ) و سپس به آگاهی 8 منتقل و پس از بازجویی از آنجا به بازداشتگاه وزرا منتقل می شوند.

شنبه 27 بهمن ماه، دادگاه انقلاب با صدور قرار وثیقه 20 میلیونی برای هر یک از این دو زن جوان ، آنان را راهی بند عمومی اوین می کند. راحله و نسیم هنوز در زندانند.

بیشتر بازداشت ها که با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی"صورت گرفته، به خاطر جمع آوری امضا بوده است. اما به اعتقاد فريده غيرت، عضو كانون وكلاي دادگستري، جمع آوري امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز جرم نبوده و اتهام اقدام عليه امنيت ملي در اين مورد مصداق ندارد.

به اعتقاد وی كمپين و كل اهداف آن را نمي توان عمل مجرمانه اي قلمداد كرد. هدف كمپين در بيانيه اي كه براي امضاي آن تنظيم شده روشن است و هر كسي كه شناختي از قوانين را داشته باشد متوجه مي شود كه هدف تنها تغيير قوانين در مسير برابري است و نه تغيير نظام يا مواردي كه اتهامات امنيتي را در پي دارد.(2)

شیرین عبادی نیز که وکالت بسیاری از بازداشت شدگان کمپین را بر عهده داشته نیز در پاسخ به این سوال که اگر بگویند جمع آوری امضا امنیت را به خطر می اندازد چه باید کرد؟ آیا باید سرسپرد و یک اقدام قانونی و مدنی چون جمع آوری امضا را غیرقانونی محسوب کرد؟ گفت:« اگر کسی چنین استدلال کند که بله جمع آوری چند امضا امنیت را به مخاطره می اندازد در حقیقت به نظام جمهوری اسلامی توهین کرده است و نظام جمهوری را آنقدر سست اعلام کرده که فکر می کند با جمع آوری چند امضا امنیت به مخاطره می افتد، به نظر من کسی که این فکر را اشاعه می دهد و براساس این فکر رای صادر می کند خود مجرم است و اتهام او تشویش اذهان عمومی است زیرا این فکر را به مردم القا می کند که در کشور امنیت نیست و ضریب امنیت آنقدر پایین است که با چند امضا به مخاطره می افتد دو به این طریق است که اذهان عمومی مشوش می شوند. خود این حکم، صادر کننده این حکم تشویش اذهان عمومی کرده است.»(3)

دیگر احضارهای فراقانونی در تهران و شهرستان ها

بازداشت و بازجویی اعضای کمپین به بهانه های دیگر نیز از جمله فشارهایی است که فعالان کمپین در این مدت متحمل شده اند. در کنار احضارهای پی در پی اعضای کمپین، تهدید آنها به برگزار نکردن جلسات کمپین در منازل شخصی شان و ممانعت نیروهای امنیتی از ورود به جلسات کمپین نیز مانعی دیگر در برابر این حرکت اجتماعی مدنی است که با مسالمت آمیز ترین شکل ممکن پیگیری می شود.

در تهران، نفیسه آزاد، پرستو اللهیاری، نجمه زارع، بهناز شکاریار، نسرین فرهومند و خدیجه مقدم تاکنون به خاطر تشکیل جلسات کمپین در منازل شخصی شان از سوی پلیس امنیت دعوتنامه یا احضاریه دریافت کرده و مورد بازجویی قرار گرفته اند.

شیرین عبادی این اقدامات را فراقانونی می داند و می گوید:« متأسفانه اخیراً شیوه جدیدی از نقض حقوق بشر در ایران باب شده و آن این است که روز به روز دامنه آزادی اجتماعات که مورد تأکید قانون اساسی نیز هست تنگ تر شده است. این شیوه برخورد محدود کردن هر چه بیشتر آزادی اجتماعات است که نشان از عدم توجه به مقررات قانونی خود قانون اساسی دارد.»

درکنار این احضارها براساس گزارش های رسیده از سوی فعالان حقوق زن و اعضای کمپین در شهرستان ها تاکنون فعالان کمپین در شهرهای دیگری چون اصفهان، شیراز، کرمانشاه، انزلی، رشت، همدان نیز مورد بازجویی قرار گرفته اند.

بدین ترتیب براساس آمار به دست آمده، تاکنون 43 نفر از اعضای کمپین بازداشت شده اند که جرم 15 نفر آنها جمع آوری امضا بوده است. سایر بازداشت ها به دلیل فعالیت های دیگر در کمپین بوده .اتهام تمامی آنها اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است. همچنین تا کنون حدود 6 نفر از اعضای کمپین به طرق گوناگون از سوی پلیس امنیت مورد احضار و بازجویی قرار گرفته اند.

-------

دختران اميد تنگ در دشت بيکران

نیکزاد زنگنه

تغییر برای برابری: این روزها ، هر روز که می گذرد منتظر یک خبر ناخوشایندم و هراسی غریب همخانه ام شده.دست زیر چانه و با دهانی خشک ، منتظرم صفحه ی سفید وب بالا بیاید و ببینم چند خبر دستگیری ، بازداشت و وثیقه ی دیگر صادر شده یا چند نفر پای چوبه ی دار ،چشم به طلوعی دارند که غروب آن هاست.گرچه در هر صورت این قبیل اخبار ، تلخ و اندوه زاست اما زمانی که سوژه ی خبر به نوعی عزیز تو باشد ، دنیا به چشمت تار تر می شود.

کمتر از یک هفته از آخرین دیدارمان می گذرد.نسیم خندان و پرانرژی بود و رها سرگرم عکاسی .صدایش در سرم پیچید وقتی که با مطایبه گفت: " این عکسارو می ندازم که اگه گرفتنتون ، یه عکسی داشته باشیم بزنیم رو وب." و آن لحظه در هجوم حسی تلخ و تشویش زا ، با خود فکر کردم که نفر بعدی که خواهد بود ؟...

نفر بعدی تو بودی راحله جان.تو و نسیم نازنین ، که با سلاح هنر - این شریف ترین دستاورد قریحه ی بشر - به میدان ستیز با نابرابری آمده اید.شما که بی چمداشت و از روی شعور و خلوص ، در راستای هدف متعالی "مبارزه با تبعیض جنسیتی" تلاش کردید و اینبار عفریت اسارت به جرم دگراندیشی ، روح هنرمند شمارا هدف گرفته است و ما هربار می نشینیم تا بار دگر، قرعه به نام چه کسی بیفتد.

امروز خواهران ما ، نه تنها در زندان های تهران که در شهرستان ها در بندند چون فرضیه های جدید می گوید:"زن زمانی که به خودشناسی رسیده باشد و به درک عمق تبعیضی که در حق او روا شده و کماکان می شود ، دست یابد بلاشک تهدیدی علیه امنیت اجتماعی و روانی جامعه خواهد بود."

گویا در دایره لغات این فرضیه پردازان گرامی ، "زن ، جامعه و امنیت " مفاهیمی گنگ و تعریف نشده اند.زیرا امروز همه ی اهل خرد واقفند که جامعه ی دارای زنان پویا ، آزاد ودارای حقوق کاملا برابر،مردان خوشبخت تر ، کودکان شادتر و آینده ای روشن تر خواهد داشت.امید است این جزم اندیشی ها و این مواضع خصمانه ، به زودی جای خود را به آگاهی و حمایت بدهد تا همه با همدلی و هم صدایی ، در جامعه ای امن با مردمی برابر ، زندگی را به نظاره بنشینیم.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه