معلم کُرد شکنجه و به مرگ محکوم شد
سازمان ديدهبان حقوق بشر اعلام کرد که قوه قضاييه ايران بايد حکم اعدام معلم کُرد، فرزاد کمانگر را لغو کند. کمانگر در شماری از سازمانهای جامعه مدنی فعال بوده است.
|
|
(واشنگتن دی سی، ۲۷ فوريه، ۲۰۰۸) – سازمان ديدهبان حقوق بشر امروز اعلام کرد که قوه قضاييه ايران بايد حکم اعدام معلم کُرد، فرزاد کمانگر را لغو کند. کمانگر در شماری از سازمانهای جامعه مدنی فعال بوده است.
ايران امروز: مقامات مسئول همچنان موظفند درباره اظهارات کمانگر مبنی بر اينکه وی در حين بازداشت شکنجه شده است تحقيق کنند و هر ماموری را که در اين آزار و اذيت فيزیکی شرکت داشته است مسئول بدانند.
جو ستورک نایب رئیس بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر دراین باره می گوید: "پرونده فرزاد کمانگر نشانگر اين است که چگونه نقض حقوق بشر در ايران عادی شده است. کمانگر شکنجه شده، مورد محاکمه غير عادلانه قرار گرفته و هم اکنون با حکم اعدام مواجه است."
روز ۲۵ فوريه، شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب کمانگر را به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" به اعدام محکوم کرد. دادستان ادعا کرد که کمانگر از اعضای "حزب کارگران کردستان" (PKK) است.
مطابق با اظهارات وکيل کمانگر، اين دادگاه التزام های قانونی ايران را که منوط به محاکمه علنی اين قبيل پرونده ها با حضور هيئت منصفه است را نقض کرده است. وی همچنين به سازمان ديده بان حقوق بشر اظهار داشت که مقامات دادگاه درخواست ايشان برای متابعت از الزامات قانونی آيين دادرسی را به سخری گرفتند.
مقامات کمانگر را در ماه ژوئيه، ۲۰۰۶ در تهران بازداشت کرده و او را در بازداشتگاه هاي گوناگون در کردستان، کرمانشاه، و تهران نگاه داشته اند. کمانگر اظهار داشته است که در ماه اوت ۲۰۰۶، هنگام بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوين، ماموران او را به حدی شکنجه کردند که ناچار شدند وی را برای معالجه پزشکی به درمانگاه زندان منتقل کنند. کمانگر، همچنين گزارش هایی مبنی بر آزار و اذيت و شکنجه در حين بازداشت وی در شهر های سنندج کردستان و استان کرمانشاه ارائه داده است.
وکيل کمانگر به سازمان ديده بان حقوق بشر گفت اولين باری که با موکلش ملاقات کرده بود دست و پاهای او در اثر بدرفتاری ها در حين بازداشت و بازجويی می لرزيده است. کمانگر، خود جزئيات چگونگی شکنجه شدنش را در نامه اي از زندان مختصراً تقریر کرده است. ديده بان حقوق بشر يک نسخه از اين نامه را دريافت کرده است.
قبل از دستگيری، کمانگر دوازده سال در شهر کامياران به عنوان معلم کار کرده و عضو هيئت مديره شاخه محلی انجمن صنفی معلمان و يکی از گروه های محلی حامی محيط زيست بوده است. کمانگر برای ماهنامه "رويان" از نشريات اداره آموزش و پروش شهر کامياران می نوشته است. او همچنين نویسنده برای يک سازمان حقوق بشر محلی بوده که نقض شدن حقوق بشر در کردستان و استان های ديگر را مستند سازی می کرده است .
سازمان ديده بان حقوق بشر با مجازات اعدام به دليل ماهيت بی رحمانه و غير انسانی آن تحت هرگونه شرايطی مخالف است.
ستروک گفت: "اين پرونده به مقامات ايرانی اين فرصت را می دهد که نشان دهند چگونه توانايی جبران و تحقیق در مورد وضعيتی که شواهدی عمده مبنی بر محاکمه غير عادلانه و شکنجه موجود است را دارند."
برای اطلاعات بيشتر با اين شماره ها تماس بگیرید:
در واشنگتن دی سی، جو ستروک (انگليسی): +1-202-299-4925 (mobile)
در قاهره، جاسر عبد الرزاق (انگليسی و عربی): +20-10-502-9999 (mobile)
------
اجرای حکم شلاق برای چهارمین کارگر، دو کارگر دیگر در انتظار اجرای حکم شلاق
چهارمين کارگری که شلاق خورد: درد خود را گفتيم
بهروز کارونی
همزمان با اعتراض ها در ايران نسبت به اجرای حکم ۱۰ ضربه شلاق در مورد سه کارگر در سنندج، حکم مشابهی برای يک کارگر ديگر در اين شهر اجرا شده است.
پيش ازاين، برای صديق امجدی، لطيف الله کلکانی و فارس گوليان پس از احضار به شعبه اجرای حکم دادگاه سنندج، حکم شلاق به اجرا در آمده بود و صديق سبحانی، آخرين کارگری است که اين حکم عليه او به اجرا در آمده است.
اين چهار کارگر جزو ۱۳ کارگر و فعال کارگری هستند که در جريان برگزاری مسالمت آميز مراسم روز جهانی کارگر، ۱۱ اريبهشت، در مقابل اداره کار سنندج توسط نيروهای انتظامی و امنيتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
بازداشت شدگان پس از چند روز محاکمه و به ۱۱ تن از آنان به اتهام برهم زدن نظم عمومی و شرکت در تجمع بدون مجوز به تحمل ۱۰ ضربه شلاق و ۹۱ روز زندان و دو نفر هم به ۲.۵ سال زندان محکوم شدند.
صديق سبحانی در گفت و گو با راديو فردا
اين حکم در دادگاه تجديدنظر به ۱۰ ضربه شلاق و ۲۰۰ هزار تومان جريمه تغيير کرد. در اين ميان، مبلغ جريمه با توجه به مدتی که اين کارگران و فعالان کارگر در زندان بوده اند، کاهش داشته است.
در پی اجرای حکم شلاق برای صديق سبحانی، راديو فردا با وی گفت و گو کرده است:
راديو فردا: آقای سبحانی، حکم ۱۰ ضربه شلاق در چه تاريخی در مورد شما به اجرا درآمد و در زمان اجرای حکم چه برخوردی با شما شد؟
صديق سبحانی: روز پنجشنبه، دوم اسفند، از کلانتری به من خبر دادند که بايد به دادگاه بروم و خودم را معرفی کنم. من هم همان روز به دادگاه رفتم و شماره پرونده را از بايگانی گرفتم. ابتدا مبلغ ۳۵ هزار تومان مرا جريمه کردند که چون اين مبلغ پول را نداشتم، آن را قرض گرفتم. بعد از آن هم ۱۰ ضربه شلاق به من زدند. بعد هم نامه ای به من دادند که به کلانتری که حکم جلبم را داده بود بدهم تا ديگر تعقيبم نکنند.
آيا در زمان اجرای اين حکم با آن مخلفت کرديد و پاسخ آنها چه بود؟
سبحانی: من به آنها گفتم، شلاقی که به من می زنيد، فقط به من زده نمی شود. بلکه اين ۱۰ ضربه شلاق را به طبقه کارگر می زنيد. آنها هيچ چيز نگفتند و عکی العملی هم نشان ندادند.
فکر می کنيد که چرا اين حکم برای شما وساير کارگرانی که در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کرده بوديد، به اجرا در آمد؟ چنين مراسمی در تمام ايران برگزار شد و در برخی نقاط هم به طور معمول اعتراضاتی انجام می شود، اما برخوردی که با شما شده، با ديگران صورت نگرفته است. شما فکر می کنيد علتش چيست؟
سبحانی: هدف ما از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر اين بود که درد و مشکلات خودمان را به گوش مسئولان برسانيم، اما به جای آنکه مسئولان بيايند و به دردها و مشکلات ما گوش دهند، نيروی انتظامی، امنيتی و ضد شورش را برای ما فرستادند.
احساستان در باره حکمی که اجرا شد، چيست؟
سبحانی: احساسم اين است که اين يک نوع بی احترامی به طبقه کارگر است. يعنی ارزش و احترام طبقه کارگر را زير سئوال بردند.
مشکلات کارگران در ايران و از جمله در کردستان چه جيزهايی هستند که کارگران می خواهند آنها را به گوش مسئولان برسانند؟
سبحانی: طبقه کارگر در ايران فاقد تشکيلات مستقل کارگری است، نماينده ای ندارد که از حقوق آنها دفاع کند. جلو کارگر قرارداد سفيد می گذارند که امضا کند يا آنکه چک سفيد از کارگر می گيرند که هرطور که خواستند با او رفتار کنند. همين موضوعات باعث شده است که طبقه کارگر زير فشار قرار گيرد.
خود من حدود ۱۸ سال سابقه کار دارم و ماهانه ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تومان حقوق می گيرم. اين درحالی است که خود دولت،خط فقر در سال جاری را ۴۵۰ هزار تومان اعلام کرده است. پس با اين حساب، من ۶۵ درصد زير خط فقر هستم. وقتی ما می آييم و می گوييم که مشکل ما اين است و زندگی ما نمی گذرد، و می خواهيم درد و مشکلاتمان را بيان کنيم، اين طور با ما برخورد می کنند.
ما کارگران به دنبال تشکيلات مستقل کارگری هستيم که بر اساس مقاوله نامه های بين المللی ۸۷ و ۹۸ تشکيل شوند. مقاوله نامه هايی که دولت جمهوری اسلامی ايران نيز آنها را امضا کرده است. دولت بايد به اين مقاوله نامه ها عمل کند، اما نه تنها هيچ به اين تعهدات خود عمل نکرده است، بلکه حتی جلو اعتراضات کارگران را می گيرد. اصلا به دردها و مشکلات کارگران توجه نمی شود که در چه فقری دست و پا می زنند و زندگی می کنند.
در کارخانه نساجی کردستان که من در آن مشغول به کار هستم، در گذشته حدود ۷۸۰ کارگر بوديم که ۶۰۰ نفر را به بهانه های مختلف اخراج کردند و حالا که ۱۸۰ نفر هستيم که کار می کنيم، با مشکلات زيادی روبه رو هستيم.
به هر حال، تمام سعی کارگران اين است که وضعيتشان تغيير کند و از اين بی حقوقی که شامل حال آنها است، رهايی يابند و نظر من اين است که تا زمانی که کارگران تشکل يا سنديکا و يا اتحاديه مستقل خودرا نداشته باشند، از اين اسارت خلاص نخواهند شد.
در پی اجرای حکم شلاق عليه شما و سه کارگر ديگر، جو شهر سنندج و افکار عمومی در اين شهر چگونه است؟
سبحانی: افکار عمومی اين مجازات ها و شلاق زدن ها را اصلا نمی پذيرد و به آن اعتراض دارد. برای مردم سنندج، اين تبديل به معما شده است و خيلی از اين احکام ناراحتند.
------
اخباری از طرف
یاران آیت الله کاظمینی بروجردی
از طرف جمعی از
مدافعان و ظلم ستیزان رژیم استبدادی
طبق آخرین اخبار ایشان از اوایل آذر به بند 209
اوین شکنجه گاه آزادیخواهان ایران منتقل شده بود.
علت این برخورد نظام دیکتاتوری دینی با ایشان،
گویامکاتبه با شخصیتها ونهادهای بین المللی وهمچنین نشر اشعاری در افشای ماهیت نظام
ستمگر بوده است. ایشان طی 80 روز اخیر مدتی نیز در یکی از بیمارستانهای شمال شهر
بستری بوده اند ودر یک اتاق اختصاصی و توسط چند مامور مسلح حفاظت می شدند. ظاهرا طی
روزهای اخیر ایشان به بند عمومی انتقال یافتند ویک بار نیزتماس تلفنی با خانواده
داشته اند.
نزدیکان و همچنین فعالین حقوق بشر نگران وضیعت جسمی
ایشان هستند.
از کلیه انسانهای آزاده ودلسوز درخواست می شود به
حکومت وسیستم قضایی کشور فشار آورند تا امکان مراحل درمانی ایشان را فراهم شود.
چند بیت از اشعار ایشان را برای شما می نویسم
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که می
بینی از ظلم وستم بینی
ایران به درون خود ندارد خاری هر خار که می
بینی ازدیوخشن بینی
گرعدل شود حاکم، زندان نشود شخصی فرزندوطن
هرگزدربندنمی بینی
مجرم بشود نایاب گرتوبه کند قاضی و .....
این یکی از هزاران شعری است که آقای سید حسین
کاظمینی بروجردی سروده اند که پایه های دولت دیکتاتوری را به لرزه در آورده و
ازترس، ایشان را به سلول انفرادی برده اند.
جمعی از هواداران آقای سید حسین کاظمینی بروجردی
از شهرهای تبریز . همدان . مشهد . قم و......
------
آزادی سه فعال آذربایجانی به قید وثیقه های
بسیار سنگین
سعید متین پور و
جلیل غنی لو دو روزنامه نگار
آذربایجانی و علیرضا متین پور
از فعالین هویت طلب ترک آذربایجانی عصر
دیروز چهارشنبه ۸ اسفند ماه به قید وثیقه
های بسیار سنگین پانصد٬ هشتاد و صد میلیون
تومانی به طور موقت از زندان اوین تهران
آزاد شدند.
سعید متین پور و جلیل غنی به ترتیب از ۴ و
۵ خرداد ۱۳۸۶ و علیرضا متین پور برادر
سعید متین پور از ششم شهریور ۱۳۸۶ در
بازداشت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی
ایران بودند. بنابر گفته های خانواده این
فعالین هویت طلب آذربایجانی٬ آنها در طول
مدت بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات
زنجان و بند ۲۰۹ زندان ائوین تهران که در
اختیار وزارت اطلاعات می باشد٬ به شدت
شکنجه می شدند.
نگهداری طولانی مدت فعالین مدنی٬ روزنامه
نگاران٬ مدافعین حقوق بشر و دانشگاهیان
آذربایجانی در بازداشت موقت و بدون امکان
تماس با وکیل و سپس آزادی با وثیقه های
بسیار سنگین در سال ۱۳۸۶ به بالاترین حد
خود رسید.
اوائل دیماه امسال نیز٬ صالح
کامرانی وکیل دادگستری٬
عبدالله عباسی جوان استاد
دانشگاه٬ یعقوب سالکی نیا
روزنامه نگار و عضو مؤسس کمیته دفاع از
زندانیان سیاسی آذربایجان و میر
قاسم سیدین زاده روزنامه نگار
آذربایجانی بعد از ماهها بازداشت در بند
۲۰۹ زندان اوین با وثیقه های سنگین صدو
پنجاه٬ هشتاد و چهل میلیون تومانی از حبس
آزاد شدند.
مجبور نمودن فعالان سیاسی و مدنی به
پرداخت وثیقه های سنگین و به تعویق
انداختن محاکمه آنها که در بعضی اوقات تا
چند سال نیز طول می کشد٬ راهکاری است که
همواره از سوی حکومت ایران و با هدف ساکت
کردن و به انزوا کشیدن فعالان استفاده شده
است. فعالانی که اغلب حتی شغل مناسبی برای
امرار معاش ندارند.
هم اکنون دست کم هزارو پانصد فعال
آذربایجانی که تاریخ دستگیری بعضی از آنها
به ۵ سال پیش (۲۱ آذر ۱۳۸۱) نیز می رسد٬
در انتظار محاکمه در دادگاهها هستند٬ و
وثیقه هایشان هنوز آزاد نشده است. اکثر
این افراد در تجمعات و تظاهراتهای اعتراض
آمیز از قبیل مراسمهای سالانه قلعه بابک
در سالهای ۱۳۸۲- ۱۳۸۳- ۱۳۸۴- ۱۳۸۵ ٬
اعتراضات گستره اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۵ و
۱۳۸۶ ٬ تظاهرات مهرماه ۱۳۸۵ (اعتراضها به
مناسبت بازگشایی مدارس)٬ مراسمهای
بزرگداشت ۲۱ آذر و اعتراضهای روز جهانی
زبان مادری (دوم اسفند) دستگیر شده و بعد
از تحمل بازداشت موقت در بازداشتگاههای
مخفی و آشکار وزارت اطلاعات٬ به قید وثیقه
آزاد شده اند.
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬
آسمک٬ ضمن تبریک آزادی این سه فعال هویت
طلب آذربایجانی به تمامی فعالان مدنی و
طرفداران دموکراسی٬ از گروهها وجمعیتهای
مدافع حقوق بشر٬ احزاب سیاسی٬ رسانه های
جمعی و دولتهای مترقی می خواهد که در خصوص
وثیقه های سنگینی که با هدف ساکت کردن
منتقدین حکومت صادر می شوند٬ دولت جمهوری
اسلامی ایران را مورد سؤال قرار دهند.
پنجشنبه ۹ اسفند
۱٣٨۶ - ۲٨ فوريه ۲۰۰٨
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی
آذربایجان-آسمک