سه نوجوان دیگر زیر اعدام
وکیل ۱۷ نوجوان محکوم به اعدام، خبر از وضعیت سه نوجوان محکوم به اعدام در اصفهان میدهد. به گفته مصطفایی، در قانون مجازات اسلامي، سن مسئوليت كيفري اطفال مشخص نشده است و با استناد به تعهدات بینالمللی ایران، صدور اعدام به خاطر جرایم زیر۱۸ سال نادرست است. قانون قصاص یکی از ایرادهای عمده لایحه مجازات است که باید تصحیح شود. |
|
-----
فرزاد کمانگر تنها يک
معلم بود عاشق محرومترين دانش آموزش
يک فعال حقوق بشري که حرمت انسانها را تقوي
خود نمود ، بالاخص وضعيت زنان را سند مسجل نقض
حقوق بشر خواند، معتادان را بيماراني نيازمند
دانست و به همت خود صدها بيمار را درمان نمود
، روزنامه نگاري بود که از واژه عشق قلم
فرسائي مينمود ، او روحيه لطيف خود را در
حمايت از محيط زيست و طبيعت پيرامونش متبلور
نمود ، خشونت را محکوم مينمود.
اما اکنون سرکوبگران بيش از 19 ماه است که او
را به جرم دگرانديشي و حق طلبي به مسلخ برده
اند، شکنجه هايي قرون وسطايي نموده اند که
انسانيت را توان بازگو نمودنش نيست .
در 2 دقيقه و 20 ثانيه او را بدون هيچ مدرکي ،
پس از ماهها شکنجه ، تنها در تداوم پشت پرده
هاي سياسي به مرگ محکوم نمودند ، فرزاد
قهرمانانه و سرافراز در بيدادگاهش سرود خواند.
آزادگان ، به نام انسانيت و به نام آزادي با
امضاي اين اعتراضيه که به افکار عمومي ، رسانه
ها ، سازمانهاي مدافع حقوق بشري و تشکلات
قضائي جمهوري اسلامي ارسال خواهد گشت . لغو
حکم غير انساني اين آزادمرد آزادانديش و آزادي
بي قيد وشرطش را خوستار شويد.
-----
به نام آزادی
تاریخ : 13/12/1386
با درود
کمپین نجات فرزاد
کمانگر معلم ، فعال حقوق بشر و روزنامه نگار محکوم
به اعدام به روز شد
آخرین مطالب را در این کمپین
میخوانید :
-
بيانيه کانون نويسندهگان کردستان
ايران در حمايت از فرزاد کمانگر
-
بيانيه جمعي از مدافعان حقوق بشر
کردستان در حمايت از فرزاد کمانگر
-
نامه از چه کو کمانگر- نمايشنامه
نويس کرد
-
نامه زيباي يک معلم زن به همکار در
آستانه اعدامش فرزاد کمانگر
-
دادخواهيم اين بيداد را ... /
نوشته اي از کاوه کرمانشاهي
-
اطلاعيه مطبوعاتي فدراسيون بين
المللي جامعه هاي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق
بشر در ايران در اعتراض به صدور حکم اعدام سه فعال
کرد
-
بابا آب داد !؟ / نامه اي از
فرزاد کمانگر به دانش آموزانش
-
گزارش بي بي سي از حکم فرزاد
کمانگر و مصاحبه با خليل بهراميان وکيل مدافع وي
-
براي مقاومتهاي فرزاد کمانگر /
نوشته اي از کاني بوتان (روزنامه نگار کرد)
-
بيانيه ديدبان حقوق بشر در رابطه
با صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر
و مطالبی دیگر به همراه تصاویر ،
"از رسانه ها " و اسامی دوره 5 روزه اول حامیان
فرزاد کمانگر
برای دفاع از این معلم آزاده با
کمپین نجات وی همراه شوید ، دوستان گرامی لطفاً
مطالب مربوطه خود را برای درج در کمپین به آدرس
کمپین ارسال نمائید.
با احترام
کمیته پیگیری آزادی فرزاد کمانگر
Email :
Farzad.kamangar@gmail.com
Campaing :
http://www.f-kamangar.hra-iran.org/
-----
درخواست حمایت و
اقدام اضطراری در
جهت
تلاش برای نجات زندانیان از اعدام و
شکنجه در
ایران
به : همه
سازمانها ، شخصیتها ، نهادهای مدنی و مدافعین حقوق
بشر درسراسر جهان
-
دبیرکل سازمان ملل متحد
-
کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد
-
عفو بین الملل
-
کمیته حقوق بشر اتحادیه اروپاه
-
سازمان دیده بان حقوق بشر
-
پزشکان بدون مرز
-
احزاب وسازمانهای سیاسی و رسانه
های جمعی
برای نجات جان
فعالین مدنی وزندانیان سیاسی که توسط جمهوری
اسلامی تحت شکنجه قرارگرفته اند ومحکوم به اعدام
شده اند تلاش کنید!
دستگاه مخوف
اداره اطلاعات وامنیت درایران بساط شکنجه و اعدام
را گسترش داده است. نیروهای امنیتی برای سرکوب
فعالان مدنی وسیاسی بیرحمانه ترین شکنجه ها را
بکار میگیرند. نیروهای امنیتی ودادگاههای انقلاب
اسلامی زندانیان را شلاق می زنند، زندانیان
راشکنجه روانی وجسمی می کنند، زندانیان را تحقیر
میکنند ومورد تجاوز قرارمی دهند. خانواده زندانیان
را مرعوب می کنند، ازگرفتن وکیل برای زندانیان
هنگام بازپرسی وتحقیق تا مرحله صدور حکم ممانعت
میکنند.
اگر زندانیان
تحت شکنجه بازجویان حرفه ای اداره اطلاعات جان
سالم بدر ببرند با اتهامات کذایی و پاپوش سازی
آنها را به محاکمه پشت درهای بسته میکشانند،
زندانیان وفعالین مدنی رادردادگاه های فرمایشی چند
دقیقه ای محاکمه میکنند وبرای آنها حکم اعدام صادر
مینمایند.
سیستم اطلاعاتی
و دادگاههای انقلاب مصداق بارز دستگاه ترور، توطئه
، شکنجه واعدام هستند. ترور فعالین مدنی ، منتقدین
ومخالفین سیاسی روالی است که به قدمت عمر جمهوری
اسلامی ادامه داشته ودارد.
وزارت اطلاعات
وامنیت ودادگاههای انقلاب مجریان اعدامهای دسته
جمعی دهه شصت، قتلهای زنجیره ای ، ترور مخالفین در
داخل وخارج از ایران، زندانی کردن وشلاق زدن
فعالان کارگری، شکنجه وزندانی کردن دانشجویان،
سنگسارکردن زنان واعدام کودکان ونوجوانان هستند.
مسولین حکومت
اسلامی بانی سرکوب آزادیهای اساسی شهروندان ،
خشونت، شکنجه ونقض حقوق بشرهستند.
سکوت دربرابر
این بی عدالتی ونقض آشکار حقوق بشر توسط حکومت
اسلامی، کمک به اجرای سناریوی جنایات رژیم است!
مدافعین حقوق
بشر؟!
آیا صدای
مادران وپدران را درمقابل زندانهای ایران می
شنوید؟
آیا میدانید که
تعدای از فعالان مدنی وزندانیان سیاسی بدستور
دادگاههای انقلاب در زندان اوین، قزل حصار، رجایی
شهر، دیزل آباد کرمانشاه ، زندان ارومیه، زندان
خرم آباد، زندان تبریز وارومیه، زندانهای گیلان و
مازندران، زندان سنندج و مهاباد، زندان زاهدان
واصفهان ودیگر بازداشتگاهای حکومت اسلامی شکنجه می
شوند؟
آیا تقلا وشیون
ما دران برای ملاقات با عزیزان دربندشان را می
شنوید؟
آیا میدانید
دانشجو ابراهیم لطف الهی را سرجلسه امتحان
بازداشت میکنند و چند روز بعد جسدش را زیر باری از
خاک وسیمان بدور ازچشم خانواده اش دفن میکنند؟
آیا میدانید
پاسداران شکنجه گر به کودکان و زنان دربند تجاوز
میکنند؟
آیا می دانید
حق گرفتن وکیل را ازخانواده زندانیان برای دفاع از
فرزندانشان که درپشت میله های زندان بسر می برند
سلب کرده اند؟
آیا می دانید
با زور وشکنجه زندانیان را به اعتراف علیه خود
وادار میکنند؟
آیا می دانید
زندانیان را چهل وهشت ساعته بصورت قپانی وکتف بسته
بشکل واژگونه برای گرفتن اعتراف آویزان می کنند؟
آیا میداند
زندانی را با شک الکتریکی، شلاق ، کتک کاری وضرب
وشتم شکنجه میکنند؟
آیا میدانید در
قانون دادگاه انقلاب مخالفت سیاسی ومدنی با حکومت
اسلامی عناد ومفسد فی ال ارض محسوب می شود واین
قانون شامل حال هر کسی ازکانان شکنجه ودستگاه
مخوف امنیت ایران میگذرد می شود؟
آیا میدانید
انسانهایی که شغلشان معلمی بوده ، دانشجو بوده
اند، کارگر بوده اند و چیزی جز حقوق اساسی
واجتماعی خود را طلب نکرده اند امروز دردادگاههای
انقلاب به جرم محاربه و اقدام علیه امنیت ملی به
اعدام محکوم شده اند؟
اگر صدای گریه
وفریاد مادران را می شنوید اگر از رنج همنوعان
خویش متاثر هستید، اینها انسانهای قربانی خشونت
وشکنجه جمهوری اسلامی هستند. چشمانتان را بروی این
حقیقت تلخ نبندید به این ستمگری اعتراض کنید.
خانواده
زندانیانی که هم اکنون تحت شکنجه هستند و
فرزندانشان محکوم به اعدام شده اند،تقاضای کمک
واستمداد کرده اند وخواسته اند که برای نجات جان
فرزندانشان تلاش کنید!
فرهاد حاجی
میرزایی فعال مدنی براثر شکنجه از ناحیه کمر وکتف
ودست راست به شدت آسیب دیده است وازملاقات با
خانواده اش محروم است، فزراد کمانگر معلم وفعال
مدنی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی پس از یک دوره
طولانی شکنجه وآزار به اعدام محکوم شده اند. علی
کانتوری ، بهروز کریمی زاده تحت شکنجه هستند
وجانشان درخطر است.
برای نجان جان
این زندانیان اقدام عاجلانه وتلاش همه جانبه ضروت
دارد.
ازهمه شما
وهمه انسانهای آزاده جهان می خواهم ازکمپین تلاش
برای نجان جان این زندانیان حمایت کنید.
آزاد زمانی- سخنگوی انجمن دفاع از
زندانیان سیاسی وحقوق بشرایران
سه شنبه 7 اسفند ماه 1386
-----
داد
خواهيم اين بيداد را...
كاوه
كرمانشاهی
kavehkermanshahi@gmail.com
از شنیدن خبر لغو حكم اعدام عدنان
حسنپور چنان ذوقزده و شادمان میشوم كه برای
لحظهای همه چيز را فراموش میكنم. فراموش میكنم
آن بسيار كسانی را كه به ناحق محكومند به زيستن در
گوشهی زندان يا كه در بازداشتگاه صدور حكمی به
يقين ناعادلانه را به انتظار نشستهاند. فراموشم
میشود كه در فاصلهی ۱۸۱۷ كيلومتری از شهری كه در
آن زندگی میكنم، در زاهدان، چنين حكم
غيرمنصفانهای برای يعقوب مهرنهاد هم صادر شده،
همميهن بلوچی كه سالهاست او را به واسطهی
فعاليتهای
NGOیاش
دورادور میشناسم. و چه زود به ياد میآورم اينها
را و چه كوتاه است عمر ذوقزدگی و شادمانی و
فراموشیام.
هنوز چند روزی از شنيدن خبر لغو
حكم عدنان نگذشته كه خبرگزاریهای برونمرزی و
سايتهای اينترنتی خبر محكوميت فرزاد كمانگر (معلم
كاميارانی و فعال حقوق بشر) به اعدام را كه طی يك
محاكمهی هفت دقيقهای (به همراه دو تن ديگر از
فعالان سياسی كُرد به نامهای فرهاد وكيلی و علی
حيدريان كه آنها نيز هر كدام به تحمل ۱۰ سال حبس
و اعدام محكوم شدهاند) توسط دادگاه انقلاب صادر
شده منتشر میكنند. آری باز هم اعدام، نامش هم
سنگين است چه رسد به حكمش. هر قدر هم كه به
بركت نظام اسلامی و هميشه انقلابی برایمان عادی
شده باشد شنيدن و خواندن اخبار صدور و اجرای احكام
اعدام و ديدن فيلم و تصاوير و يا حتی اجرای
وقيحانهی آن در خيابانها و ميادين شهر (البته
پيش از آنكه ممنوع كنند اين مورد اخير را) اما
انسان را به حكم انسانيتش سكوت جايز نيست در برابر
اينچنين بيداد و حكم به ستاندن حق حيات آدمی به
رأی دادگاه هفت دقيقهای! پس اينك اين مائيم كه به
حكم انسان بودن و انسان زيستن داد خواهيم اين
بيداد را...
رنجنامهی فرزاد را كه از وضعيت
خود در زندان نگاشته و چندی پيش انتشار بيرونی
يافت برای چندمين بار میخوانم و با خوانش هر
بارهاش صدای فريادهایش هنگام فرود آمدن مشت و لگد
و شلاق بر پيكرش در گوشم میپيچد و مو بر بدم راست
میشود. سعی میكنم بنا بر روايات فرزاد تصاويری
از آنچه را كه بر او گذشته در ذهنم شبيهسازی كنم
اما دشوار است به تصوير كشيدن اوج قساوت و شقاوت
مشتی انساننما كه چنين ددمنشانه بر انسانيت
میتازند و در آزردن جسم و روان فرزاد گوی سبقت
را از يكديگر میربايند. تهران از كرماشان و
كرماشان از سنندج...
مرحبا به اين همه پايداری و
استقامتت ای بزرگمرد كه آميختی آن را با حس جسارت
آنگاه كه حكم مرگت را پيش رويت گذاردند و به جای
امضای آن سرود جاودانگی سر دادی و داغ شكستن و سر
نهادن به رأی دادگاهی بدون هرگونه وجاهت قانونی را
بر دلشان نشاندی. و اينك اين مائيم كه همصدا
با تو سرود آزادگی سر میدهيم و داد خواهيم اين
بیداد را...
شنيدهام به گاه ملاقات با مادر
شرم داشتهای از رودررويی با او چرا كه خود را
لايق به ديدار با دايه خانمت نديدهای در آن
وضعيت! شرم را نشستن بر آن سيمای زيبايت نارواست
كاك فرزاد كه شرم نه شايستهی تو كه سزاوار
آنانیست كه ماههاست به ستم در بندت كردهاند و
به شكنجه و تحقير آزردهاند تن و روانت را. راستی
آن جسم و جانت، آن بير و باورت از جنس چيست ای
برادر كه نه شكنجههای فيزيكی و نه فشارهای روانی
و نه حتی حكم مرگت را توان آن نبود تا به زانويت
درآورند و در هم شكنند آن اراده و ايمان را؟! به
جای نوشتن توبهنامه قلم در دست میگيری و برای
شاگردانت مینويسی و اينبار نيز نه از خود كه
برای آنان میگويی و ای خوشا به حال آن
دانشآموزانی كه در مكتب چون تو آموزگاری خواندن و
نوشتن را فرا گرفتند و الفبای آزاد زيستن را مشق
كردند. و مگر نه اينكه معلم هميشه نزد ما نماد
ايثار است و از خود گذشتگی، سمبل آگاهی است و
عدالت. پس اينك اين مائيم آموختگان در مكتب
آموزگارانی چون تو كه عدالت را فرياد میزنيم و
داد خواهيم اين بيداد را...
اميد دارم كه اين حكم ناعادلانه در
پی اعتراضات مدنی و كوششهای حقوق بشری لغو خواهد
شد... پس همه با هم برای لغو حكم اعدام فرزاد و
يعقوب و ...
-----
جفا بر کلیساهای ایران (آزار و اذیت مسلمانان
مسیحی شده در ایران)
نقض حقوق بشر در ایران در طی سالهای اخیر و پس از
روی کار آمدن دولت احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی
ایران به شدت رو به وخامت گرائیده است ، سرکوب
اقلیت های مذهبی یکی از موارد نقض حقوق بشر در
ایران است
از جمله آنها می توان به سرکوب دراویش گنابادی و
حملات سازمان یافته به خانگاه های آنان اشاره داشت
و یا بازداشت آیت الله کاظمینی بروجردی و یارانش
که تحت انواع شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته
اند و یا بسیاری از مسلمانان سنی که به دلیل تبلیغ
هم اکنون در زندان بسر می برند .
اما در این میان اقلیت مسیحی در ایران از زمان روی
کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی در سال 57 همواره تحت
فشارهای فزاینده حکومتی قرار گرفته است و دستگاه
های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی بسیاری از
هموطنان مسیحی را در طول دوران حیات خود بقتل
رسانده است که از جمله ایشان می توان به افراد زیر
اشاره کرد.
شهدای کلیساهای ایران
1-
ارسطو سیاح 30 بهمن سال 1357 در شیراز به قتل
رسید.
2-
بهرام دهقانی اردیبهشت سال 1359 در اصفهان به قتل
رسید.
3-
سید حسین سودمند آذر 1368 در زندان مشهد به جرم
ارتداد اعدام شد.
4-
مهدی دیباج در 3خرداد 1373 در کرج به قتل رسید.
5-
هایک هوسپیان مهر
29 دی ماه 1372 در تهران به قتل رسید.
6-
طاطاوس میکائیلیان
8 بهمن ماه 1372 در تهران به قتل رسید.
7-
روانبخش یوسفی 7 مهر ماه 1375 در ساری به قتل
رسید.
8-
قربان تورانی آذر ماه 1384 در شهر گنبد به قتل
رسید.
بازداشت مبشران و اعضای کلیساهای ایران در سالهای
اخیر
اقلیت مسیحی در ایران به دو بخش تقسیم می شوند که
بخش عظیمی از آنها مسلمانان مسیحی شده می باشند که
از اسلام به مسیحیت گرویده اند و بخشی دیگر از
اقلیت های قومی آشوری و ارمنی می باشند که در
ایران زندگی می کنند.
اگر چه در سالهای اخیر فردی از اقلیت مسلمان مسیحی
شده به جرم ارتداد از اسلام اعدام نشده است اما
وجود چنین قوانینی همواره یکی از ابزار تهدید
هموطنان مسیحی بخصوص مبلغان و میسیونر ها بوده است
.
برخی از موارد بازداشت هموطنان مسیحی در طی سالهای
اخیر به قرار زیر می باشد :
1-
يکي از متوليان کليساي در گرگان به دليل اعتقاد به
مسيحيت بازداشت و روانه زندان گرديد او در دوران
بازداشت مورد بازجويي ها مستمر قرار داشت.
2-
آقاي دکتر مهرداد همراه با همسر و فرزند 8 ساله اش
از اعضاي کليساي همدان توسط مامورين وزارت اطلاعات
دستگير و روانه زندان شد .
3-
در 15 ارديبهشت سال 83 چهار تن از اعضاي کليساي در
شهرستان چالوس توسط مامورين دستگير و در دادگاه
هاي انقلاب تنکابن احکامي چون اعدام را دريافت
کردند که با اعمال فشار سازمان های حقوق بشری با
قرار وثیقه از زندان آزاد شدند.
4-
بازداشت بیش از 80 تن از رهبران کلیسایی در تاریخ
19 شهریور 83 در کلیسای در شهرستان کرج
5-
يک خانواده مسيحي از کليساي در چالوس همراه با دو
فرزند 13 ساله و 18 ساله خود دستگير و به زندان
وزارت اطلاعات در تنکابن منتقل شدند .
6-
فرشته ديباج دختر کشيش مهدي ديباج در تاریخ 4 مهر
ماه 85 در کليساي خانگی مشهد به همراه همسرشان
آقای منتظمی بيش از دو هفته در زندان وزارت
اطلاعات تحت بازجويي قرار داشتند آنها هم اکنون از
کشور ممنوع الخروج هستند .
7-
آقاي قانع از کليساي خانگي در سنندج که بارها مورد
تهديد وزارت اطلاعات قرار گرفته بود در سال 85
بازداشت شد .
8-
همسر يکي از هموطنان مسيحي در شاهين شهر دستگير و
به زندان منتقل گرديد او در زندان تحت بازجويي
قرار داشت و در حين بازجويي مورد شکنجه هاي فيزيکي
قرار گرفت و در اثر اين شکنجه ها و شدت جراحات
روانه بیمارستان شد.
9-
خانم شيرين صادق خانجاني
،
آقاي بهروز صادق خانجاني و حميد رضا طلوعي نيا به
همراه چند تن از اعضای کلیسای خانگی درتهران 19
آذر ماه سال 85 توسط مامورین وزارت اطلاعات
بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شدند .
10-
آقایان بهنام و بهمن ایرانی از اعضای کلیسایی
خانگی در کرج در 19 آذر ماه 85 توسط مامورین وزارت
اطلاعات بازداشت شدند .
11-
آقايان شاهين تقي زاده ، يوسف نور خاني ، ماتياس
حق نژاد ، پرويز خلج زماني ، محمد بلياد ، پيمان
سالا روند ، سهراب صيادي
از اعضای کلیسای خانگی در رشت در 19 آذر ماه سال
85 توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شدند .
12-
بازداشت سه تن از رهبران کلیسای جماعت ربانی مرکز
در تهران در پائیز 86 که منجرب تعطیلی جلسات
تعلیمی در این کلیسا شد .
لازم
به توضیح است مامورین وزارات اطلاعات در اکثر
موارد از مبلغان و مسیونر های مسیحی به عنوان
جاسوس ، عامل امپریالیسم امریکا و انگلیس یاد می
کند با تهدید از ایشان می خواهد که کلیساهای خانگی
را تعطیل نمیاند و از فعالیت مذهبی خود دست
بردارند و یا در صورت ادامه آن گزارشاتی را به
صورت هفتگی به ایشان ارائه دهند و تعداد کسانی که
به مسیحیت میگرایند را به ایشان ابلاغ نمایند در
برخی موارد از مسیونر ها خواسته شده است که دین
خود را در بین دروایش ، بهائیان و پیروان سایر
ادیان و آئین ها تبلیغ نمایند .
موارد تهديد ، فشار، ممنوعیت ها و محدودیت ها بر
کلیساها
1-
شناسایی ایمانداران : فیلم برداری و عکس برداری از
ورود و خروج به کلیساها ( توسط مامورین وزارت
اطلاعات در یکی از کلیساهای خانگی تهران ) و در
برخی موارد با دستگیری رهبران کلیساها از آنان
خواسته می شود از افراد ایماندار در کلیساهای خود
یک لیست به صورت هفتگی به ایشان بدهد . ( کلیساهای
رشت ، کرج )
2-
حمل کتاب مقدس : داشتن و حمل بیش از یک کتاب انجیل
جرم است و افراد مذکور به جرم تبلیغ دین مسیحیت
بازداشت می شوند.
3-
جلوگیری از ورود و چاپ کتاب در ایران : از ورود و
چاپ کتاب هاي مذهبي ممانعت مي کنند و يا کساني که
در چاپ اين کتاب ها نقش دارند دستگير مي شوند (
بازداشت هموطنان مسیحی در تهران به جرم پخش آیه
هایی از انجیل و پلمپ شدن چاپخانه ) ،
4-
تهدید تلفنی : افراد فعال در کلیسا ها مورد تهديد
تلفني قرار مي گيرند ( پخش صدای گلوله در پشت تلفن
یکی از ایمانداران در تهران )
5-
عدم برقراري ارتباط با اقشار مختلف جامعه : وزارات
اطلاعات از ارتباط شبانان کلیساها با جوانان و
دانشجویان جلوگیری میکند و از یکی از شروط آزادی
ایشان پس از بازداشت عدم ارتباط با اقشار مختلف
جامعه می باشد .
6-
یورش به کلیساها و بازداشت دستجمعی ایمانداران و
تعطیل نمودن کلیساهای خانگی
7-
عدم پذيرش افراد بازديد کننده مسلمان و شرکت در
جلسات کلیسایی
8-
ضبط لوازم کلیسایی از جمله کتاب های مذهبی ، سرود
نامه ها ، اورگ ، گیتار و لوازمی که جهت پرستش در
کلیساها مورد استفاده قرار می گیرد.
9-
جلوگیری از تعمید نو ایماینان : در سالهای گذشته
بسیاری از هموطنان مسیحی جهت انجام برخی از امور
کلیسایی از جمله تعمید در آب مجبور به خروج از
ایران شدند تا در کشور دوم همچون ترکیه و یا
ارمنستان به امور مذهبی خود بپردازند زیرا که
تعمید مسلمانان مسیحی شده در ایران ممنوع است .
10-
جلوگیری از ورود ایمانداران تعمید نشده به کلیسا :
وزارت اطلاعات با دستگیری و بازداشت رهبران
کلیسایی از آنها می خواهد که از ورود ایمانداران
تعمید نشده جلوگیری کنند و آموزش و تعلیم این
افراد جرم محسوب می شود .
11-
جلوگیری از برگزاری جشن کریسمس که هر ساله به صورت
سیستماتیک در اکثر کلیساهای خانگی و ساختمانی
اعمال می شود در سال گذشته که در شهر های مختلف در
آستانه کریسمس با یورش به کلیساها و بازداشت
تعدادی از رهبران کلیسایی از برگزاری جشن کریسمس
در کلیساهای خانگی رشت ، تهران و کرج جلوگیری شد ،
در سال جدید میلادی (2008) نیز مامورین وزارت
اطلاعات از برگزاری جشن کریسمس که توسط جمع کثیری
از ایرانیان مسیحی با هماهنگی انجمن آشوریان در
تالار ویلیام دانیل متعلق به انجمن آشوریان تهران
قرار بود برگزار شود با قطع کردن برق این تالار از
برگزاری آن جلوگیری به عمل آورد.
همچنین عده کثیری از هموطنان مسیحی از رشت نیز که
قصد شرکت در جشن سال نو میلادی (2008) در تهران را
داشتند از سوی مامورین وزارت اطلاعات از خروج
ایشان از شهر جلوگیری شد و تنها یک ساعت آن هم با
مقاومت رهبران کلیسای اجازه یافتند در کلیسای
خانگی مراسم خود را برگزار نمایند.
12-
جلوگیری از برگزاری جلسات تعلیمی کتاب مقدس که از
امور کلیسایی در اکثر کلیساها می باشد ( کلیسای
جماعت ربانی تهران پائیز 86 )
لازم به توضیح است که کتاب های مذهبی مربوط به
مسیحیت در ایران به صورت محدود چاپ می شود و در
هیچ یک از کلیساهای ساختمانی شهرستان ها یافت نمی
شود و ایمانداران جهت خرید کتاب می بایست به تهران
مراجعه کنند و از کلیسای ساختمانی ( جماعت ربانی
تهران ) خریداری کنند ، کتاب فروشی ها اجازه فروش
کتاب های مسیحی را ندارند و در صورت مشاهده پلمپ
می شوند.
کلیساهای ساختمانی در ایران بسیار محدود می باشد و
فقط در شهرهای بزرگی چون تهران ، اصفهان ، شیراز
مسیحیان ( ارمنی ، آشوری ) حق داشتن کلیسای
ساختمانی را دارند که آن نیز با محدودیت های در
روزهای خاص چون کریسمس مواجه است و کشیش های مسیحی
حق ترویج دین خود را ندارند و همواره از سوی وزارت
اطلاعات تحت کنترل می باشند.
این گزارش مستند و جمع آوری گردیده از سوی مجموعه
فعالان حقوق بشر در ایران تنها برخی از محدودیت ها
و فشارهایی می باشد که از سوی دستگاهی امنیتی
جمهوری اسلامی بر کلیساها و هموطنان مسیحی اعمال
شده است مطمئنا این گزارش مستند به تنها برخی از
موارد مشهود اشاره کرده است از اینرو از کلیه
هموطنان اعم از مسیحی و غیره می خواهیم که در
تکمیل هر چه بیشتر آن به ما یاری رسانند .
|