بازگشت به صفحه اول

 

 
 

روایتی از هشت مارس و ماه اسفند

شیرین مومنی

مدرسه فمينيستی: اگر به تاریخ هشت مارس و مبارزات پیگیر زنان و مردان آزادی طلب و برابری خواه نگاه کنیم، به وضوح پیداست که هیچ جامعه ای نمیتواند آزاد و انسانی باشد و داعیه پیشرفت و فلاح و توسعه داشته باشد، مگر اینکه موضوع برابری انسانها و حقوق زنان عملا در زیربنای قانونی و حقوق مدنی آن کشور قرار گیرد.

هشتم مارس سال 1906 زنان کارگران نیویورک و شیکاگو به برگزاری تظاهرات آرام دست زدند . اما با برخورد شدید پلیس مواجه شدند. این زنان که عمدتا کارگران کارخانجات نساجی و پس از پایان کار در سالنی اجتماع کردند ، با حملۀ خشونت بار پلیس مواجه شدند و تعداد زیادی از آنان کشته و زخمی و دستگیر شدند. همچنین گروه زیادی نیز اخراج شدند. سال بعداز آن در سالگرد حمله پلیس نیویورک به زنان ، تظاهرات وسیعی در نیویورک انجام شد که طی آن زنان کارگر زیادی ضمن یادبود آن روز، به زیادی ساعات کار ، حقوق کم ، بهره کشی از کودکان و نداشتن حق رای برای زنان ، اعتراض کردند. تظاهرات آن سال هم سرکوب شد. اما حرکتهای مانند آن در سال های بعد ادامه پیدا کرد و از مرزهای آمریکا به اروپا رسید.

در سال 1910 کلارا زتکین از زنان مبارز، انقلابی و آزادی خواه و برابری طلب آلمانی در کنگره بین المللی زنان پیشنهاد داد تا هر سال روز 8 مارس به نام روز جهانی زن نامیده شود . این پیشنهاد یکسال در محافل مختلف مورد بررسی قرار گرفت و سر انجام به تصویب گروهها و کشورها رسید و رسما 8 مارس روز جهانی زن نامیده شد.

حال باید ببینیم در آن سالها یا پیش از آن اوضاع زنان کشور ما چگونه بوده است.

کشور ایران با تاریخی مستند بر کشف آثار باستانی، قدمت 7500 ساله و با آثار فرهنگی و نوشتاری به خط و زبان آن دوران ، تاریخی برابر با 3700 سال ، یکی از پیشروان فرهنگ برابری زن و مرد بوده است. نزدیکی زمان 8 مارس با روز 29 بهمن به تاریخ خورشیدی و 5 اسفند به تاریخ زرتشتی (سپندارمزدگان) را می توان به فال نیک گرفت و فرصتی برای یکصدائی بیشتر با زنان جهان دانست . در باور ایرانیان باستان اسفندارمز یا همان اسفند، "امشاسپندسپندارمز" نگهبان و "ایزد بانوی زمین سرسبز" و نشان و نمادی از باروری و زایش است. همچنین در فرهنگ اساتیری و دیگر باورهای ایرانی، نخستین زن و مرد جهان به نام مشی و مشیانه از ریشه دوگانه گیاهی به نام "مهرگیاه" و از دل زمین به وجود آمده و آفریده شده اند و زمین و نگهبان آن سپندارمز، مادر نخستین زمین دانسته میشده. پس هستۀ بنیادین زمین "امشاسپند" مادینۀ مهرورزی، عشق راستین، زایندگی، ازخودگذشتگی و پروراندن است و نشانگر نقش زن و مادر در اندیشه و باور ایرانیان باستان است. از همین خواستگاه است که واژه های زیبا و دل انگیزی همچون زبان مادری ، مادر طبیعت ،مام میهن و سرزمین مادری به وجود آمده و فراگیر شده است.

تعلیماتی که آن زمان در این سرزمین پهناور (چه بر پایه دین و چه بر تربیت فرهنگی) داده شده ، چنان تاثیری داشته که با وجود حملات بسیار کشورهای اطراف و یا قدرتهای آن زمان به خاک و مردم و فرهنگ این سرزمین آریائی، بخصوص بعد از تضعیف روحیه مردمانش که با حمله اعراب و درپی آن یورش مغول صورت گرفته بود، هرگز این روحیه و فرهنگ بطور مطلق از بین نرفت چرا که ایران کشوری است که در دوران هخامنشیان دارای رئیس خزانه داری زن (آریا میدخت) بوده، در دوران ساسانیان سلطنتی به ریاست زنی به نام پوراندخت را تجربه کرده است، و آتوسا مادر خشایارشاه نخستین زن شاعر و ادیب ایرانی و مشوق سواد آموزی به خط و زبان آن دوران برای ایرانیان بوده است. این تعلیم و تربیت ریشه ای دارای چنان خواستگاه محکمی بوده که درهمان دورانی که زنان در آن سوی آبها در تلاش و مبارزه جهت برابر خواهی بودند ، درکشور ما نیز حرکتهای حق طلبانه بسیاری جریان داشته "در سال 1307 یعنی 79 سال پیش بانو سکینه پری در رشتۀ جراحی سرطان شناسی تخصص گرفت. یا در سال 1314یعنی 72 سال پیش حق ورود زنان به دانشگاه داده شد.مسلما این اجازه، بدون تلاش زنان در آن دوران نبوده. در سال 1968 یعنی 40 سال پیش دکتر مهرانگیز منوچهریان برندۀ جایزۀ صلح حقوق بشر سازمان ملل شد."

پس روز زن برابر است با روز برابری خواهی ، روز عدالت جوئی ، روز استحکام جایگاه زن به عنوان همسری یگانه برای شوهرش ، مادری دلسوز و مهربان برای فرزندان پاکش ، و یاوری صدیق و درستکار برای همراهانش در راه باروری فرهنگی و اقتصادی و سیاسی در کشورش.

اما دراین دوران می بینیم با وجود تمامی این نشانه ها و خیلی بیشتر از اینها ، زنان مورد ستم و استثمار قرار میگیرند و هنوز همگی آنان از زبان یکی از پیش روهای فرزانه، شاعری آزادیخواه ، سیمین بهبهانی فریاد بر میآورد که :

لاف ز برتری کم زن

سنگ برابرت هستیم

تیر به ما چه میباری

نیمه ی دیگرت هستیم

خالق این جهان مارا

واسطه کرد در خلقت

حرمت ما نگه میدار

از دل خود اگر پرسی

همدل و همسرت هستیم

حق طلبانه همراهیم

زنده و شادو برپاییم

گام بزن بیا باما

ما ، همه، یاورت هستیم

حق حیات کاملتر

گرچه به کام شیر اندر

مطلب ماست، باورکن

طالب باورت هستیم

نظم جهان فردا را

همت و همدلی باید

دست به دست ما بسپر

یار دلاورت هستیم

هستند زنان و مردانی که معنا و مفهوم حقیقت و زیبایی واقعی زندگی را در وجود برابری و مساوات بی چون و چرای زن و مرد میدانند و اعتقاد دارند تا زمانی که زن دربند تفکرات تبعیض و نیمه بودن بر مبنای جنسش شمرده میشود هیچ انسانی نخواهد توانست برخوردار از آزادی و روزی بر از هستی وجود خود دراین دنیای آفریده شده توسط یک خدای واحد باشد.

-----

آدم شدی...؟ نع

آخرین سروده سیمین بهبهانی

11 اسفند 1386

مدرسه فمينيستی: کافه مونث آستانه برگزاری روز جهانی زن را به عرضه برگزیده هایی از ادب، فرهنگ، هنر، و تجارب زنانه اختصاص داده است. کی توان گزیده گویی وعده داد و بی نام سیمین آغاز کرد که چنین می گوید:

- آدم شدی ؟ نشدی، نع!

بس کن ز هرزه دویدن

تا آن بهشت خیالی

درجازدن، نرسیدن!

هرجا که معرکه دیدی

رفتی وجامه دریدی

حاشا کرامت برگی

پوشای جامه دریدن!

تا آستانه پیری

جان کنده ای که نمیری

یک دم بمیر! که سخت است

زهرمدام چشیدن

رامت نکرده سواری

برگرده زخم که داری

ای اسب فاخرمیدان

حیف ازتوبارکشیدن!

************

- آدم شدم، نشدم، نع!

چون گوسفند به مرتع

خواندم ترانه "بع بع "

کردم نشاط چریدن....

ازگله گرگ بسی خورد

وزمانده دزد بسی برد

من گرم دنبه تکانی

دیدم چنان که ندیدن

قصاب می رسد ازراه

درمشت تیغه ی خون خواه

من سرنهاده به درگاه

آماده بهربریدن

کو آن نماد دلیری

آن شیردرخورشیری

خورشیدازپس پشتش

برکرده سر به دمیدن ؟

شیطان شدن خوشم آید

آتش مزاج که باید

برخاک سجده نکردن

غیرازخدا نگزیدن

-----

انتخاب پسران، دردسر دختران

ویداخسروی
میدان: پس از طی فراز ونشیب هایی که از سر طرح اعمال جنسیتی در مجلس شورای اسلامی گذشته تا کنون بحث های متعدی درچون وچرایی ابهامات آن شکل گرفته تا جایی که بالاخره مرکز پژوهس های مجلس و رئیس سازمان سنجش حاضر به توضیح بیشتر در این باره شدند. در این رابطه ذکر چند نکته درنقد این طرح به نظر می آید:
۱- اگر بپذیریم حل این مساله اجتماعی با این طرح مصوب مجلس کار درستی است ، پیاده سازی آن به وسیله ی رایانه وبرنامه های نرم افزاری خود مساله ی مهم تری است که ضرورت نظارت دقیق برآن بر هیچ اهل فنی پوشیده نیست ،چه بسا سازمان سنجش در اجرای آن با ابهامات زیادی روبرو خواهد بود .زیرا ورود یک آیتم جدید در انتخاب دانشجو معادلات قبلی را به طور کلی زیر و رو خواهد کرد و مساله را نه به ضرر جنسیت خاصی که ممکن است به ضرر هردو جنس تمام کند.
۲- بدیهی است اصل قضیه که گرایش بیشتر دختران به داشتن تخصص را نشان می دهد ،مساله ی بدی نیست،چه بسا در گزارشات زیادی که از اوائل انقلاب در دولت های مختلف اعم از سازندگی ، اصلاحات، اصولگرا و… شنیده ایم ،همواره آمار صعودی زنانی که به سمت تحصیلات عالیه رفته اند را از مفاخر خود اعلام داشته اند و برایشان یک ژست سیاسی محسوب می شد،بنابراین به نظر می رسد همه ی این دولت ها به سمتی حرکت کرده اند که امکانات وتسهیلات آموزش عالی را برای دختران ایجاد کنند .بنابراین با تصویب چنین قانونی این سیاست جمهوری اسلامی از بدو انقلاب تا کنون، زیر سئوال می رود.
۳- ضرورت وجود پژوهش های گسترده و هم اندیشی اساتید وصاحبنظران نسبت به دلایل گرایش بیشتر دختران به داشتن آموزش عالی مساله ی بی اهمیتی نیست ،چه بسا تاکنون هم بسیاری از اندیشمندان حوزه های مختلف اقتصاد، جامعه شناسی ،روانشناسی و… در این رابطه سخن ها گفته اند.اما جای این سئوال است که پرسیده شود: پسران به جای داشتن تحصیلات عالی و تخصص کدام روش وشغل را برای زندگی خویش انتخاب می کنند؟مشاغل تولیدی ،سرمایه گذاری ، بازار ، فروش و…؟ کدام یک از این مشاغل جز حرف تولید دانش و تکنولوژی است؟مگر تحصیلات عالی نمی تواند آنان را ارضا کند ؟ نقص سیستم دانشگاهی وآکادمیک ما چه بوده است که این قشر اجتماع به جای انتخاب آن به سمت دیگری تغییر مسیر داده است؟آیا با تصویب چنین قانونی سیستم دانشگاهی و آموزش عالی ما اصلاح خواهد شد؟ اگر پس از مدتی هم دختران از رفتن به این سمت سرباز زنند آیا ما با کمبود نیروی انسانی متخصص و از سویی عدم تولید دانش در مرزهای خودمان روبرو نخواهیم بود؟
۴- و از همه مهم تر وقتی پسران از رفتن به دانشگاه خودداری می کنند، آیا باید دختران تاوان چنین انتخابی را بدهند؟
در یک نتیجه گیری کلی، تغییر و اصلاح سیستم آکادمیک، اهمیت کاربردی و نه شعاری بر تحقیقات و تحصیلات عالی، نهادینه کردن تخصص به جای هر گزینه ی دیگری اعم از جنسیت و…، ایجاد تسهیلات معیشتی برای متخصصین حوزه های دانشگاهی از راه حل های بلند مدت اما معقول تر به جای راه های کوتاه اما نامعقول چنین مساله ی اجتماعی است.

-----

پروين اردلان ، هنگام خروج از كشور براي شركت در مراسم اهداي جايزه اولاف پالمه ممنوع الخروج شد

تغيير براي برابري: پروين اردلان كه بامداد امروز ، براي شركت در مراسم اهداي جايزه اولاف پالمه ، عازم استكهلم بود ، پس از انجام تشريفات قانوني خروج از كشور و سوار شدن به هواپيما ، با حكم دادستاني از هواپيما پياده شد و پس از آن نيز گذرنامه وي ضبط شد .

وي در گفتگو با تغيير براي برابري گفت : من نه ممنوع الخروج بودم و نه هنگام كنترل گذرنامه در اين زمينه صحبتي با من شد ، اما بعد از آن كه سوار هواپيما شدم ، اسمم از بلندگوي هواپيما اعلام شد و با آمدن ماموران فرودگاه ، به كادر پرواز اير فرانس گفته شد كه من ممنوع الخروج هستم و نمي توانم از ايران خارج شوم . وي اضافه كرد ، پس از ضبط گذرنامه ، به من برگه اي داده شد كه طبق آن بايد طي روزهاي آينده ،براي رسيدگي به وضعيت ممنوع الخروجي ام به اداره كل امور گذرنامه نهاد رياست جمهوري مراجعه كنم .

بنياد مستقل و غير دولتي اولاف پالمه ، قرار بود در تاريخ 6 مارس جايزه سال 2007 خود را به پاس تلاشهاي برابري خواهانه در جنبش زنان به پروين اردلان اهدا كند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه