بازگشت به صفحه اول

 

 
 

نقض حقوق همه زنان در ايران

سامان رسول پور
s. rasoulpour@gmail. com

روز: در هفته اي که قطعنامه سوم تحريمهاي شوراي امنيت عليه برنامه هسته اي جمهوري اسلامي به تصويب رسيد، حقوق ‏بشر هم روزهاي ناآرامي را تجربه کرد: پروين اردلان ممنوع الخروج شد؛مرضيه مرتاضي لنگرودي به شلاق محکوم ‏گرديد؛نازي عظيما و بهمن احمدي امويي به زندان محکوم شدند و عفو بين الملل از اعدام قريب الوقوع شش زن در ‏ايران خبر داد. ‏

پروين اردلان، فعال سرشناس حقوق زنان و برنده جايزه معتبر "اولاف پالمه"، بامداد دوشنبه، در حالي که به قصد ‏دريافت جايزه اش از تهران عازم استکهلم بود، قبل از بلند شدن هواپيما ، به دستور دادستاني ممنوع الخروج شد و پس ‏از ضبط گذرنامه اش، از هواپيما بازگردانده شد و به اين ترتيب اجازه ي خروج از کشور و دريافت جايزه را نيافت. ‏‏"نسرين ستوده" وکيل پروين اردلان ممانعت از خروج موکلش را "غير قانوني" دانست و آنسوتر از مرزهاي ايران هم ‏رييس بنياد اولاف پالمه و ميزبان ناديده ي پروين اردلان از مقامات ايراني خواست تا در تصميمشان بازنگري کنند و ‏اجازه دهند تا اين زن ايراني از کشور خارج شود و جايزه اش را بگيرد. علاوه بر اين، حزب چپ در پارلمان آلمان هم ‏اطلاعيه اي صادر کرد و از مقامات آلماني خواست تا تلاش هاي ديپلماتيک براي خروج پروين اردلان از ايران را ‏بکار گيرند؛ و اين همه آنچيزي نبود که در اين هفته بر فعالان زن گذشت. ‏

دادگاهي در تهران "مرضيه مرتاضي لنگرودي" يکي ديگر از فعالان جنبش زنان را به شش ماه زندان و 10 ضربه ‏شلاق محکوم کرد. "نازي عظيما" گزارشگر "راديو فردا" هم که مدتي در ايران ممنوع الخروج بود و سپس توانست ‏از کشور خارج شود، از سوي شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران به اتهام "تبليغ عليه نظام" به يک سال حبس تعزيري ‏محکوم شد. ‏
‏ 8 مارس نزديک است و در ايران جايزه اي براي فعالان زن در کار نيست. نگذاشتند "پروين اردلان" جايزه اش را ‏بگيرد؛ "مرضيه مرتاضي لنگرودي" هم حکم شلاق نصيبش شد. پيش از او "جلوه" و "مريم" هفته ها و "نسيم" و ‏‏"راحله" روزها در بند بودند، "روناک" و "هانا"همين الان هم در کنج زندان سنندج بلاتکليفند. دهها فعال زن ديگر ‏پرونده هايي دارند و در انتظار حکمند. و شايد همه اينها و دهها مورد ديگر هديه هاي ناميموني باشند که زنان برابري ‏طلب ايراني عايدشان شده درفاصله 8 مارس پارسال و امسال. اما نه! آنطرفتر از دادگاههاي ايران، چيزي شبيه" ‏اعتبار" هم بدست آمده براي فعالان زن. و همين اعتبار است که "زنان سياهپوش" ايتاليايي را ترغيب مي کند تا "8 ‏مارس"شان را تقسيم کنند با زنان ايراني:در کنار زنان ايراني 8مارس را گرامي مي داريم. ‏

ودر همين راستا بود که در اين هفته، تداوم بازداشت، زندان، شلاق و فشار بر فعالان زن "عفو بين الملل" را برآن ‏داشت تا بيانيه مفصلي صادر نمايد و در آن به"سرکوب فعالان زنان" در ايران اعتراض کند خلاصه بيانيه عفو بين ‏الملل را چنين مي توان عنوان کرد: مقامات ايران بايد به آزار مدافعان حقوق زنان خاتمه دهند و براي از ميان برداشتن ‏قوانين تبعيض‌آميزي که اين مدافعان به دنبال تغيير آن هستند اقدامات سريعي به عمل آورند. ‏

علاوه بر اين، عفو بين الملل در بيانيه اي ديگر از صدور حکم اعدام براي شش زن ابراز نگراني کرد. به گزارش عفو ‏بين الملل ، "شهربانو ندام"، "طيبه حجتي"، "سهيلا" ، "اکرم" و "زهرا" شش زني هستند که در آستانه اعدام قرار ‏دارند. ‏

افزون بر اينها دادگاه تجديد نظر تهران، حکم شش ماه زندان براي" بهمن احمدي امويي" همکار روزنامه "سرمايه" را ‏تاييد کرد و همزمان، "سعيد متين پور"، "عليرضا متين پور"، "جليل غني لو" سه فعال آذري، پس از ماهها بازداشت با ‏وثيقه از زندان آزاد شدند. ‏

در هفته اي که گذشت، اعتراضات بين المللي به حکم اعدام براي "فرزاد کمانگر" معلم کامياراني ادامه پيدا کرد؛براي ‏آزادي"بهروز کريمي زاده" قرار وثيقه 300 ميليوني صادر شد؛نيروهاي امنيتي سه شهروند سنندجي به نامهاي"يزدان ‏فتحي"، "فرهاد شيرواني" و "مهدي شيرواني" را دستگير کردند و "بابک زمانيان" فعال دانشجويي ، به يک سال حبس ‏تعزيري محکوم شد. ‏

و در پايان هم جايزه سال 2007 حقوق صنفي "فدراسيون اصناف هلند" به "منصور اسانلو" فعال سنديکايي ايراني ‏تعلق گرفت. اين جايزه هر دو سال يکبار به کسي اهدا مي شود که "تحت شرايط سخت" و"با قبول خطرهاي امنيتي" ‏براي رسيدن به حقوق صنفي تلاش کند. ‏

-----

فعال کرد: هر روز بايد هشت مارس باشد

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

پيرامون آخرين وضعيت دو فعال دربند "روناک صفا زاده" و "هانا عبدي" و همچنين مطالبات و مشکلات زنان کرد، ‏با نگين شيخ الاسلامي، فعال زنان و روزنامه نگار سنندجي به گفتگو نشسته ايم. وي معتقد است: " صلح، آشتي، ‏دمکراسي، اتحاد و همبستگي، جوهره ي وجود زنان است؛ چيزي که طبيعت به آنها هديه داده و انها نيز بايد آن را به ‏جامعه خود هديه دهند". مصاحبه در پي مي آيد.‏

neginsheikholeslami.jpg‎‎خانم شيخ الاسلامي؛ آخرين خبري که از روناک و هانا داريد چيست؟‎‎
آنها در زندان مرکزي شهر سنندج هستند؛ در بخش نسوان. اما هنوز بلا تکليف اندو تاکنون وضعيت شان مشخص نشده ‏است. يک بار در هفته هم ملاقات دارند.‏

‎‎زمان دادگاهشان مشخص نيست؟‎ ‎
نخير.هنوز اعلام نشده است.‏

‎‎فکر مي کنيد علت ادامه بازداشت آنها چيست؟‏‎ ‎
روناک و هانا عضو انجمن آذر مهر هستند.آنها به کار مدني مشغول بودندو به راستي تنها دغدغه ي اصلي شان، مردم، ‏به ويژه زنان بودند. آنها براي ارتقاي سطح علمي زنان در روستاها، کلاس هاي آموزشي برگزار مي کردند. در اين ‏مسير طبيعي است که ديدن وضعيت زنان و کودکان کرد، در شرايطي بدون کمترين امکانات، دل آن دو را به درد مي ‏آورد و در صدد کمک بيشتر بر مي آمدند؛ تا جايي که حتي در آمد خود را ـ با اينکه از خانواده هايي متوسط بودند ـ ‏صرف خريد کتاب و کمک به زنان خود سرپرست مي کردند. آنهاباور داشتند زبان مادري در رشد اعتماد به نفس زنان ‏و کودکان بسيار مهم است پس در روستاها، کلاس آموزش زبان کردي و تاريخ زن برگزار مي کردند.‏

‎‎اما دستگاههاي قضايي و امنيتي نظري ديگر دارند و اتهاماتي نظير"فعاليتهاي تروريستي" را متوجه اين دو ‏کرده اند.واقعيت کدام است؟‎ ‎
به راستي من هيچگاه نمي توانم اين اتهامات را بپذيرم. "تروريست" کلمه کوچکي نيست و به راحتي نمي شود از آن در ‏مورد انسانها استفاده کرد. طالبان، تروريست است؛ اما آيا روناک و هانا هم تروريست هستند؟ من از شما مي پرسم و از ‏خوانندگان شما. اين اتهام به قدري خنده دار است که حتي انکار آن هم، احمقانه به نظر مي رسد. چطور دختراني که در ‏عصر ارتباطات، دغدغه ي حقوق برابر دارند و براي انسان بودن تلاش مي کنند، به دور از همه ي جذابيت هايي که ‏يک دختر جوان مي تواند خواهانش باشد، مي توانند تروريست باشند؟ آنها خواهان برابري حقوق زن و مرد بودند و ‏ازجمله کساني بودند که فعالانه براي کمپين يک ميليون امضا کار مي کردند.‏

‎‎فکر مي کنيد انگيزه دستگاه امنيتي از طرح اين اتهام سنگين عليه اين دو چيست؟‎ ‎
اين را بايد از خودشان بپرسيم زيرا هر پاسخ ما مي تواند آنها را نگران کند. ما کرد هستيم و هميشه ستمي مضاعف را ‏حس کرده ايم. البته برابري حقوق زن و مرد با خاستگاههاي فکري اينها جور در نمي آيد؛ از طرف ديگر فعالان مدني ‏در کردستان هميشه مورد اتهام بوده اند و طرح هر مسئله اي از سوي آنان اين اتهام را در پي داشته است. در حاليکه بنا ‏بر اصل 15 قانون اساسي، خواندن به زبان مادري حق همه است ولي هر کس در کردستان در اين راستا تلاش نمايد، ‏فورا اتهام سياسي بر فرق او وارد مي شود. يا هر کاري ديگر. چه اشکالي دارد ما از 8 مارس بگويم.اين هم سياسي ‏مي شود.نيروهاي امنيتي ظاهرا فکر مي کنند ايران تنها به آنها تعلق داردو ما ايراني نيستيم و دلمان براي اين سرزمين ‏و براي مردمانش نمي طپد.‏

‎‎اساسا اصلي ترين مطالبات زنان کرد ايراني، کدامها هستند؟‎ ‎
اين يک داستان طولاني است. ما ضمن تاکيد بر کمپين يک ميليون امضا دغدغه هاي ديگري هم داريم. زن کردي که ‏هيچ گونه آ موزشي ندارد و ابتدايي ترين حقوق خود را نمي شناسد چگونه مي تواند خواسته هاي کمپين را امضا نمايد. ‏ما آموزش مي دهيم، اما او مي خندد و مي گويد: فرضا ما حضانت اولاد هم داشته باشيم؛ با کدام پول مي توانيم ‏فرزندانمان را بزر گ نماييم. ما خود، خدا خدا مي کنيم همسرمان ما را طلاق ندهد چرا که بعد از طلاق، جايي براي ‏رفتن نداريم! عدم استقلال اقتصادي و نبود اعتماد به نفس و ساختار شديدا سنتي، دارد زنان کرد را خفه مي کند. آنها ‏حتي حق ابراز عقيده ندارند چه برسد به طرح خواسته هاي خود. عدم آگاهي، حتي د ر زمينه هاي بهداشتي، به ويژه در ‏زمينه مسائل زنان در روستاها، دغدغه ي همه ما است. قتل هاي ناموسي، زنان ما را به شدت تحت فشار قرار مي دهد. ‏جالب اين است که ما خود بدون هيچ کمک دولتي، خواهان کمک براي رفع اين معضلات هستيم، اما هنگامي که دست ‏به عملي مي زنيم، سياسي مي شويم، امنيتي مي شويم! پس چه کنيم؟ به ما مي گويند کاري به اين کارها نداشته باشيم ‏وبرويم خانه و مشغول شوهر داري و بچه داري خود باشيم و بعد مي بينيم در پايتخت، "همايش صلح و زن و اديان ‏الهي" هم بر گزار مي کنند.‏

‎‎همايش صلح و زن و اديان الهي؟‎ ‎
به نظر مي آمد اين همايش بايد بسيار جالب باشد زيرا ما نيز خواهان صلح بوديم خواهان آشتي؛ چرا که من بر اين ‏باورم که صلح و آشتي جوهره ي وجودي زن است و اين زنان هستند که مي توانند صلح و دمکراسي و آشتي را به ‏جامعه اي که مردان تعيين کننده سرنوشت ان هستند، تقديم کنند؛ اما به راستي در اين همايش همه چيز ديديم غير از ‏صلح.‏

‎‎چطور؟‎ ‎
باز هم وجود آقايان و صحبت از جهاد و جنگ. باز هم براي صلح، حد و مرز تعيين شد و در آنجا فهميديم، صلح نيز ‏سوگلي دارد. جالب اينکه سخنرانان به راحتي فمينيسم را هم کوبيدند.‏

‎‎در آستانه فرار رسيدن 8 مارس چه سخني براي گفتن داريد؟‎ ‎
به باور من براي زناني که از ابتدايي ترين حقوق خود محروم هستند، هر روز بايد 8 مارس باشد و اين براي کردها دو ‏چندان است چون آنها با دو نوع ستم رو به رو هستند. ما اين روز را به جنبش زنان تبريک مي گوييم واميدواريم با ‏ديگر زنان در اين روز، همصدا براي حل معضلات جامعه تلاش کنيم تا زن خوب بودن را در گوشه نشيني ندانند. ‏صلح و آشتي و دمکراسي و اتحاد و هم بستگي جوهره ي زنان است؛ چيزي است که طبيعت به آنها هديه داده و انها نيز ‏بايد آن را به جامعه خود هديه دهند. ‏

------

گرامی باد هشت مارس روز

هشت مارس روز جهانی زن را به تمام زنان ایرانی تبریک و تهنیت میگوییم و برای تلاشهای پر دوام زنان ایران  در راه احقاق حقوق و بهبود زندگی خود آرزوی پیروزی میکنیم.

ما کمسیون زنان  همبستگی ملی ایرانیان (هما) از این موقعیت و روز فرخنده استقبال کرده وبدین وسیله اعلام موجودیت میکنیم.

ما میدانیم که در شرایط کنونی ایران و تحت نظام جمهوری اسلامی، زنان ازحقوق برابر با مردان بی بهره اند. جمهوری اسلامی علیرغم شعارهای پوچ و پرطمطراق خود در بزرگداشت زن،  یکربع قرن است که با مناسبات و قوانین زن ستیز خود ، زنان را در بند تبعیض و سرکوب وحشیانه نگه داشته است. اما علیرغم  سیاست های شدیداً خشونت بار و واپسگرای این رژیم  ما نند سنگسار،  ضرب و شتم ، تحقیر و توهین ، زنان به شرایط تحمیلی رژیم  تمکین ننموده و در جهت تحقق حقوق پایمال شده خویش از پای ننشسته اند و به اشکال مختلف با این قوانین مبارزه می کنند.  کمپین یک میلیون امضا نقطه اوج این مبارزات بوده است. محدودیت و کنترل شدید فعالیتهای سیاسی  در ایران سبب شده است تا زنان عموما کارزار خود را دراشکال حقوق بشری و مدنی به پیش ببرند .

ما کمیسیون زنان همبستگی ملی ایرانیان معتقدیم که کارزارومطالبات زنان در ایران دارای جوانب مختلف سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی است  لذا براین باوریم که یکی از نیازهای تضمین برابری حقوق زنان و مردان در ایران شرکت فعال زنان در مبارزات دموکراسی خواهانه مردم و همگامی با دیگر مبارزان سیاسی اجتماعی است. از اینرو ما بیشترین تلاشهای خود را جهت جلب همبستگی تمام زنانی که برای حقوق حقه خود علیه رژیم جمهوری اسلامی مبارزه میکنند بکار میگیریم و تا شکل گیری یک جنبش همبسته و فراگیربرای استقرار دموکراسی و حقوق بشر در ایران از پا ی نخواهیم نشست.

کمیسیون زنان همبستگی بخشی  ازتشکل همبستگی ملی ایرانیان (هما) است. همبستگی ملی ایرانیان تشکلی است فراگروهی برآمده از گرایشات مختلف سیاسی و هدفش گرد آوردن اپوزیسیون دموکرات وسکولار ایران زیر یک چترواحد است. ما در راستای اهداف  همبستگی ملی ایرانیان (هما ) جهت ایجاد  پیوند بین جنبش زنان ، کارگران ، دانشجویان، فرهنگیان ، اقوام و اتنیکهای ایرانی تلاش میکنیم!

با این نگرش وهدف است که ما از کلیه زنان مبارز دعوت میکنیم تا علاوه بر همبستگی و توانیابی درونی خود ، درپیوند با سایر مبارزان دموکرات و آزادیخواه دست به دست هم دهند تا حرکت اپوزیسیون را هر چه بیشترقدرت و توان بخشند.

همچنین ما باور داریم که :

 زنان ایران پیشقراولان و پیام آوران وحدت وتحولات ایران آینده هستند و اینبارمصمم هستند سرنوشت خود رابدست گیرند و  زیر بار هیچ نوع از اشکال ستم جنسیتی نروند و در حاشیه نیزقرار نگیرند.

از اینرو سکان قدرت سیاسی ، تحولات بنیادی درآینده کشورمان در راستای تحقق دموکراسی  و تدوین قانون اساسی نوین بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر باید با حضور خلاق و شور آفرین زنان ایران هدایت شود !

 پیروز باد مبارزات زنان

همبسته باد پیوند مبارزات زنان و سایر مبارزات آزادیخواهانه اجتماعی و سیاسی در ایران

هشت مارس 2008

Hambastegi.melli@yahoo.com

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه