بازگشت به صفحه اول

 

 
 

شجاع، جوان، باتجربه • جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا از هشت مارس سال گذشته تا امسال

فعالان زن می‌گویند: سال سختی بود، اما به نگاه و روش هایی جدید رسیدیم. سختگیری‌هایی که به زنان شد، به خاطر ترس از این بلوغ و توان جنبش زنان بود. نگاهی به تجربه جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا در این سال، به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی زن.

صدای آلمان: هشت مارس سال گذشته ۳۳ نفر از فعالان زن بازداشت شدند. چیزی که همه را متعجب کرد. ولی این تازه اول کار بود. در سالی که روزهای آخرش سپری می‌شود، دستگیری، زندان، و تهدید و خشونت نسبت به زنان بی‌سابقه بود. سالی که فعالان زن را با این پرسش روبرو کرد: از این به بعد چگونه باید حرکت کرد؟ سال گذشته از این رو سال مهمی بود.

 

افقی، گسترده، چهره به چهره

 

فشار بر جنبش زنان، فشار بر فعالیت های مدنی و تعطیلی سازمانهای غیردولتی نیز بود. NGO هایی که توانمندسازی زنان یا حمایت از زنان در برابر قوانین تبعیض‌آمیز را برنامه فعالیت خود کرده بودند، از پا درآمدند. "مرکز کارورزی"، موسسه‌ی "راهی" و نهادهای دیگر یا به اتهام فعالیت علیه امنیت کشور تعطیل شدند یا به بهانه‌های "قانونی" اجازه‌ی کار به آنها داده نشد.

 

پیامد تعطیلی سازمانهای زنان و فعالیت‌های مدنی این بود که فضاهای عمومی هم یا از بین رفتند یا بسیار محدود شدند. دیگر به زنان جایی نمی‌دادند تا در آن  گرد هم آیند. در فرهنگسراها و سالنها برروی زنان بسته ماند. پروژه های توانمندسازی زنان آب رفتند.   محدودیتها به همراه تهدیدها و فشارها رسیدن به شیوه‌ها و روشهای جدیدی را ایجاب می‌کرد. محبوبه‌ی عباسقلی زاده روزنامه نگار و فعال زنان می‌گوید:

 

«همه‌ اینها باعث شد که فعالان جنبش به نحوی سعنی کنند فضاهای عمومی را جور دیگری بازتعریف کنند. در واقع می‌خواهم بگویم همه‌ این فشارهایی که روی ما بود باعث شد آن – مثلاً - استراتژی‌های ما به نوع دیگری بازسازی بشود، یکنوع دیگری سازماندهی‌مان بازسازی بشود، یکنوع دیگری نگاه بکنیم به دسترسی‌هایمان به مسایل مختلف.»

 

کمپین یک میلیون امضا، یعنی فراگیرترین حرکت زنان ایران بدون روشی متفاوت از آنچه در گذشته در جنبش زنان تجربه شده بود، امکان همه‌گیر شدن و ادامه حرکت نداشت. نوشین احمدی خراسانی آنرا جنبش عصر جدید ایران نامیده است. او در کتابش "کمپین یک میلیون امضا: روایتی از درون" می‌نویسد «مدل کمپین، مدلی "خواسته محور" است.» هرکس خواسته های کمپین را قبول داشته باشد، می‌تواند عضو داوطلب آن باشد. در کمپین نه سلسله مراتب وجود دارد، نه سازماندهی هرمی: «بنابراین هرکسی می‌تواند در حد توان خود، فقط به اندازه یک برگه امضاء یا صدها برگه، امضا جمع کند یا در کمیته ها و گروه ها به فعالیت بپردازد. ولی نقطه قوت کمپین آن است که همه این کارهای کوچک با توجه به بیانیه‌ای واحد و به منظور هدفی واحد گردهم می‌آید و به حرکتی بزرگ تبدیل می‌شود.»

او درجای دیگر می‌نویسد که کنشگران کمپین به ناگزیر به «سیاست های عمل‌گرایانه» رو آورده‌اند. به روش «گفتگوی چهره به چهره با مردم»، که «روش و حرکتی نوین در بافت جنبش زنان، یعنی آموزش و گفتگو با هدف کنش در جهت تغییر اجتماعی است دست یافته اند.»

 

خدیجه مقدم از دیگر پایه گذران کمپین می‌گوید کمپین بدلیل همین افقی بودن جای خود را در جامعه باز کرده است:

 

«کمپین خیلی رشد کرده. روشهای کمپین می‌تواند تغییر کنند، چون کمپین  ایستا نیست. سازمان نیست،  رهبری ندارد، سر ندارد. برای همین این حرکت می‌تواند به شکل‌های مختلفی پیش برود. یعنی اگر همین الان بگویند که جمع‌آوری امضا جرم است، و این حرکت ادامه پیدا نکند، نمی‌شود جلوی حرکت کمپین را گرفت. برای اینکه هزاران نفر الان دارند این حرکت را پیش می‌برند. یکی کسی دوست دارد برود توی خیابان با مردمی که نمی‌شناسد، یا در خانه‌های مردم را بزند و راجع قوانین تبعیض‌آمیز صحبت بکند و از تاثیر این قوانین در زندگی زنان بگوید. یکی دوست دارد برود با نمایندگان مجلس وارد مذاکره بشود. یکی هم دوست دارد برود توی ورزشگاهها. بهرحال روش روش آموزش چهره به چهره است، و جمع‌آوری یک میلیون امضا."

 

گفتمان، ارتباط، لابی

 

آزار زنان تنها دستگیری، زندان و تعطیل کردن سازمانهای آنها نبود. در سالی که روزهای آخرش را می‌گذرانیم لایحه‌ی "حمایت از خانواده" مطرح شد که حتی صدای اعتراض زنان اصولگرای مجلس را هم بلند کرد. زنان آنرا لایحه هوسبازی های مردانه و "لایحه تزلزل خانواده" نامیدند. سهمیه‌بندی جنسیتی دانشگاهها علنا اعلام و انجام شد، مجوز انتشار مجله زنان پس از شانزده سال گرفته شد.  و طرح امنیت اجتماعی حیثیت انسانی زنان، بخصوص دختران جوان را در خیابانها و اماکن عمومی به بازی گرفت. این ها جمع مسایل زنان را مسئله همه زنان کرد! محبوبه عباسقلی زاده می‌گوید:

 

«استراتژی دیگری که به نظر من اتفاق افتاده این هست که همه‌ی این گروهها امسال سعی کرده‌اند که به لحاظ گفتمانی هم حتا بتوانند مواضع و نگاه خودشان را نسبت به حوادثی که دارد علیه زنان اتفاق می‌افتد، واقع‌گراتر بکنند و بتوانند در مورد همه‌ی این اتفاقات فکر کنند. هرگروه سعی کرد ببیند که موضع‌اش در مورد طرح امنیت اجتماعی چیست،  در مورد سهمیه‌بندی و لایحه خانواده و چند همسری و همین مسایلی که امسال اتفاق افتاده، اعدامها و غیره، بالاخره چه موضعی دارد، و همه اینها کمک کرد به اینکه گفتمانهای موجود در گروههای مختلف در حقیقت شکل بگیرد و اگر شما به سایتهای اینها مراجعه بکنید، می‌بینید که چه گفت‌وگوهای مهمی دارد اتفاق می‌افتد.»

 

خدیجه مقدم می‌گوید ما نتوانستیم هیچوقت یک ارتباط تنگاتنگ با گروههای دیگر به وجود بیاوریم. با وجود آنکه ضرورتش را لمس می‌کنیم. اما در این زمینه هم گام‌هایی برداشته‌ایم:

 

«در ارتباط با قوانین تبعیض‌آمیز، دوستان روزنامه‌نگار ما مرتب با نماینده‌های مجلس و با کسانی که در دولت هستند راجع به کمپین صحبت می‌کنند. حتا خودشان از مجلس اعلام کرده بودند که فعالین حقوق زنان بیایند با ما صحبت کنند، بیایند با ما وارد گفت‌وگو بشوند که ببینیم چه کار می‌توانیم بکنیم. منتها بحث سر این است که میان حرف و عمل همیشه  فاصله‌ای وجود دارد. من خودم مخالف "لابی" نیستم. با نمایندگان مجلس و با قوه قضاییه برای جلوگیری از اعدام کودکانی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده‌اند "لابی" کرده‌ام.»

 

خدیجه مقدم به فعالان در کمپین اشاره می‌کند که می‌توانند حتا در حوزه‌ی علمیه بنشینند، بحث کنند، و قوانین را به‌روز کنند، و نیز به زنان "اصلاح طلب":

 

"با زنان اصلاح‌طلب ما نشستی داشتیم که همه‌شان با کمپین موافق هستند، حتا بعضی‌هاشان خودشان فرم می‌گیرند و امضا جمع می‌کنند. منتها خب همیشه آنها روش کارشان با ما فرق دارد و معمولا با چراغ خاموش حرکت می‌کنند."

 

جوان، باهویت، آگاه

 

جنبش زنان جوانتر شده و این تحول "قدیمی‌ترها" را هم آموزش می‌دهد. بیشتر دوندگی ها برای کمپین یک میلیون امضا دوندگی را دخترهای جوان می‌کنند. خدیجه مقدم در این مورد می‌گوید:

 

«درست است که ما سه نسل در کمپین داریم فعالیت می‌کنیم، مادران ما، ما و دخترانمان. واقعا سه نسل با جان و دل داریم در کنارهم فعالیت می‌کنیم. ولی واقعا بار اصلی کمپین ازابتدا بر دوش جوانان بوده. شاید ما فقط توانسته‌ایم تجربه‌هایمان را در اختیارشان قرار بدهیم، یا امکاناتمان را در اختیارشان قرار بدهیم. وگرنه این جوانها بودند که کمپین را به اینجا رسانده‌اند. و من خیلی خوشحالم که الان پروین اردلان جایزه‌ی اولاف پالمه را می‌برد و او در واقع نماینده‌ی یک نسل است، نسلی که تلاش کرده است.»

تفاوت نیروی جوان کمپین با نسلی که پس از انقلاب یا قبل از آن فعال بود زیاد است. نسلی قدیم جنبش زنان بیش از آنکه به خواستهای خودش، خودش به عنوان یک زن بها دهد، متعلق به سازمانش، گروهش، اهداف انقلابش بود. مبارزه با "امپریالیسم" برایش اهمیت بیشتری داشت. حواسش بیشتر به آرمانهای گروهی و ایدئولوژیک  بود تا مطالبات زنان. خودش، هویت اش، زن بودنش را کنار گذاشته بود تا به مسایل "مهمتر" بپردازد.

 

نوشین احمدی خراسانی در کتاب ""کمپین یک میلیون امضا: روایتی از درون" می‌نویسد: «مرسوم بوده وهست که سازمان‌ها، احزاب، جمعیت‌ها‌ و انجمن‌ها و گروههای مختلف مردمی براساس مشرب‌های عقیدتی به گرد هم جمع شوند وبه فعالیت بپردازند. همبستگی برمبنای ایدئولوژی و افکار و عقاید (چه مذهبی، یا سوسیالیستی، فمینیستی و ...) مدلی است دارای قدمت و ریشه های عمیق تاریخی که در جنبش زنان نیز مرسوم بوده است.

 

اما در جنبش یک میلیون امضا، گروه ها و افرادی گردهم آمدند، که این بار‌ براساس توافق های عقیدتی و ایدئولوژیک قرار نداشت، بلکه برپایه توافقی "خاص" و معین یعنی بر مبنای یک "خواسته" (حقوق برابر) شکل گرفت.»

 

خدیجه مقدم در رابطه با همین موضع می‌گوید:

 

«ما هویت فردی خودمان را فراموش کردیم و برای آن هویت جمعی فقط فعالیت کردیم. نسل بعد از ما به ما یاد داد که نه، ما باید همیشه خواسته‌های خودمان را به صورت مستقل هم بخواهیم و من از آنها خیلی آموخته‌ام. خوشحالم و از این بابت افتخار می‌کنم که این جوانها حتا پایه‌های تئوریک این مسایل را مطرح کردند و ما قبول کردیم و داریم کنارشان کار می‌کنیم. و نسلی که از آنها جوانتر است، یعنی می‌توانم بگویم سال ۶۰ به بعد، اینها الان به کمپین پیوسته‌اند نظرات خیلی خوبی دارند. خودشان دارند کار می‌کنند، خودشان دارند تو گروههای مختلف، با ایده‌های خیلی خوب و با خلاقیت بسیار دارند کمپین را پیش می‌برند. و این اصلا اجتناب‌ناپذیر است، برای اینکه دوسوم جمعیت‌ ما در ایران جوانها هستند. و خوشبختانه جوانهایی هم که الان توی این فضا قرار گرفته‌اند و درکمپین دارند فعالیت می‌کنند، بسیار آگاهند. و می‌بینیم که هرچقدر هم محدودشان می‌کنند، نمی‌ترسند. می‌دانند که چه می‌خواهند و بازیچه‌ی دست هیچکسی نمی‌شوند. چون راهشان بسیار مسالمت‌آمیز و به حق است. من به روشنی می‌بینم که قوانین تبعیض‌آمیز و تاثیرش روی زندگی زنان چقدر عمومی شده است."

 

زنانه، مردانه، مسالمت آمیز

 

به نظر محبوبه عباسقلی زاده جنبش زنان به طرف جوانترشدن می‌رود، و این ویژگی را نیز دارد که فضایی ایجاد کرده که زن و مرد باهم برای حقوق زن تلاش کنند. او می‌گوید:

 

« برخلاف کشورهای دیگری که معمولا موضوعات جنبش زنان و بحث‌های فمینیستی را فقط منحصر به زنها و عموما هم میانسالها هستند، در ایران اتفاقی که امسال افتاد این هست که تعداد جوانها چه دختر و چه پسر در کلیه‌ی گروههایی که توی جنبش زنان هستند افزایش بیشتری پیدا کرده.»

 

ونسرین ستوده وکیل مدافع فعالان زن معقتد است که جنبش زنان هم بلوغ فکری قابل ملاحظه ای رسیده، و هم یاد گرفته که روشی کاملا مسالمت آمیز در پیش گیرد. او می‌گوید:

 

«این جنبش نه تنها تمام خواسته‌هایش برایش روشن و واضح شد، بلکه توانست آنها را اعلام بکند و سپس در سال گذشته روش خودش را هم اعلام کرد، روشی کاملا قانونمند را در پیش گرفت که می‌خواهد با جمع‌آوری یک میلیون امضا با خواسته‌ی برابری آن را به مجلس ارائه بدهد و تقاضای تغییر قوانین را به نفع زنان بکند. در همین رابطه جا دارد که بگویم که جناح تندروی حکومت بسیار بسیار مایل است که این پرده‌ی قانونی از دست فعالان جنبش‌های مختلف گرفته بشود.

 

ما از روشهایی استفاده می‌کنیم که به موجب قوانین ایران جرم محسوب نمی‌شود. در مقابل یکسال و نیم فشاری که بر جنبش زنان وارد شد، نهایتا در هفته‌ی گذشته معاونت قوه قضاییه اعلام کرد که جمع‌آوری امضا خودبخود جرم نیست و این گام بزرگی برای جنبش زنان محسوب می‌شود. چرا؟ ما در یکسال و نیم گذشته بسیار بازداشت داشتیم، خانمها و یا آقایانی که در حال جمع‌آوری امضا بودند. بهرحال حاکمیت هم تا کجا می‌تواند مگر به یک عمل قانونی برچسب غیرقانونی بودن بزند. بنابراین جنبش به جایی رسیده است که افکارعمومی حاکمیت را مورد سوال قرار می‌دهد که آیا این عمل غیرقانونی‌ست؟ و اگر نیست، چرا باید اینهمه زندان، اینهم شلاق پشت سر خودش داشته باشد؟»

مریم انصاری

------

شش برنده نوبل به همراه بیش از ۲۸۰ سازمان و فعال حقوق زنان

ما از حقوق زنان ایران حمایت می‌کنیم

به مناسبت روز جهانی زن، ۸ مارس، شش برنده جایزه صلح نوبل به همراه بیش از ۲۸۰ سازمان و فعال حقوق زنان از سراسر جهان، با صدور بیانیه‌ای حمایت گسترده خود از فعالان حقوق برابر در ایران و نگرانی‌های جدی خود را از بازداشت و محاکمه آنان اعلام کردند. در این بیانیه از حکومت ایران خواسته شده است به اعمال فشار و اتخاذ سیاست‌های خشن علیه فعالان حقوق برابر پایان دهد.

حمایت گسترده بین‌المللی از زنان ایران در ۸ مارس

(۱۷ اسفند ۱۳۸۶) به مناسبت روز جهانی زن، ۸ مارس، شش برنده جایزه صلح نوبل به همراه بیش از ۲۸۰ سازمان و فعال حقوق زنان از سراسر جهان، با صدور بیانیه‌ای حمایت گسترده خود از فعالان حقوق برابر در ایران و نگرانی‌های جدی خود را از بازداشت و محاکمه آنان اعلام کردند. در این بیانیه از حکومت ایران خواسته شده است به اعمال فشار و اتخاذ سیاست‌های خشن علیه فعالان حقوق برابر پایان دهد.

شش برنده جایزه صلح نوبل، وانگاری ماتائی، شیرین عبادی، جودی ویلیامز، ریگوبرتا توم، بتی ویلیامز و مایرد کوریگان و صدها تن از نمایندگان سازمان‌های زنان که برای شرکت در پنجاه و دومین نشست سازمان ملل در مورد "وضعیت زنان" در نیویورک حضور دارند این بیانیه را امضا کردند.

به نوشته این بیانیه: "جنبش حقوق زنان در ایران با موانع و تهدیدهای بی سابقه‌ای روبروست. به مناسبت ۸ مارس – روز جهانی زن- ما همبستگی خود را با زنان در دستیابی به حقوق برابر و پایان دادن به تبعیض قانونمند رایج علیه زنان در ایران اعلام می کنیم. "

"کمپین یک میلیون امضا" که برای اصلاح قوانین تبعیض آمیز تشکیل شده است، همواره با فشارهای زیادی از سوی حکومت رو برو بوده است و فعالان آن بطور مستمر بازداشت و دادگاهی می‌شوند.

تاکنون ۴۳ نفر از آنان بازداشت و تعدادی تحت عنوان "اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه شده‌اند. هانا عبدی و روناک صفازاده، دو فعال این کمپین، بیش از ۵ ماه است که در سنندج در بازداشت بسر می برند. ماموران امنیتی هفته گذشته از سفر پروین اردلان، یکی از بنیانگزاران کمپین، به سوئد برای دریافت جایزه اولاف پالمه جلوگیری کردند.

در این بیانیه از حکومت ایران مصرانه درخواست شده است که: " همه محدودیت‌های آزادی بیان و تجمع مسالمت آمیز را مطابق با تعهدات ایران در پیمانهای بین المللی حقوق بشر که طبق قانون اساسی ایران نیز الزام آوراست، رفع کند."

متن کامل بیانیه را در سایت http://www.iranhumanrights.org ملاحظه کنید.

به مناسبت روز جهانی زن
ما از حقوق بشر زنان در ایران حمایت می‌کنیم


امروز، توجه جامعه جهانی بر روی فعالیت‌های هسته‌ای ایران و احتمال درگیری نظامی بین ایالات متحده آمریکا و متمرکز شده است. ما شدیدا مخالف هرگونه اقدام نظامی علیه ایران هستیم زیرا که در صورت وقوع، حاصل آن از دست رفتن جان تعداد بسیار زیادی از انسان‌ها و آسیب جبران‌ناپذیر بر امنیت مردم ایران است و منجر به بی‌ثباتی این منطقه‌ی درحال حاضر بی‌ثبات برای سال‌‌های طولانی خواهد شد. همزمان دولت ایران با استفاده از مشغله‌ی ذهنی جامعه جهانی با بحران هسته‌ای، به سرکوب هرچه بیشتر فعالان حقوق بشر و حقوق زنان در ایران می‌پردازد. آخرین مورد مثال در این باره، توقیف مجله‌ی «زنان» است، که تنها رسانه‌ی مستقل باقی‌مانده‌ای بود که مسائل زنان را مطرح می‌کرد.

جنبش حقوق زنان در ایران با موانع و تهدیدهای بی‌سابقه‌ای روبروست. به مناسبت ۸ مارس - روز جهانی زن - ما همبستگی خود را با زنان ایران در تلاش‌های آنان برای دستیابی به حقوق برابر و پایان دادن به تبعیض‌های قانونمند رایج در ایران اعلام می‌کنیم.

دولت ایران زنان را از برگزاری آزادانه مراسم روز جهانی زن، مهم‌‌ترین روز همبستگی بین‌المللی زنان، باز می‌دارد. تلاش دولت ایران برای جلوگیری از اعلام پشتیبانی از حقوق زنان، بخشی از محرومیت عمومی از حقوق بنیادی اجتماعی و اقتصادی در ایران است. ما دولت ایران را فرامی‌خوانیم که همه محدودیت‌های آزادی بیان و تجمع مسالمت‌آمیز را مطابق با تعهدات ایران در پیمان‌های بین‌المللی حقوق بشر که طبق قانون اساسی ایران نیز الزام‌آور است، رفع کند.

فعالان جنبش زنان در ایران کمپین مسالمت‌جویانه برای برابری جنسیتی به راه انداخته‌اند. «کمپین یک میلیون امضاء» به عنوان نمونه یک کمپین متکی بر توده‌ی مردم برای جمع‌آوری یک میلیون امضاء برای انطباق با قوانین ایران با قوانین بین‌المللی ضد تبعیض جنسیتی است. دولت ایران با خشونت به آزار و اذیت (و تحت تعقیب قرار دادن) فعالان کمپین ادامه می‌دهد. ده‌ها فعال زن در طی دو سال گذشته بازداشت شده و پرونده‌‌های قضایی علیه آنها تشکیل شده است. چندین نفر از آنها به احکام طولانی‌مدت زندان محکوم شده‌اند. نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به‌طور مرتب فعالان این کمپین را بازجویی می‌کنند و مورد آزار و تهدید قرار می‌دهند. ما دولت ایران را فرامی‌خوانیم که فورا به اقدامات سرکوبگرانه علیه فعالان حقوق زن پایان بدهد و با آنها همکاری کند تا ایران سرزمینی شود که زنان و مردان آن از حقوق برابر برخوردار شوند و کشوری باشد که معیارها و قوانین بین‌المللی حقوق بشر را رعایت می‌کند.

ما امضاکنندگان همبستگی خود را با زنان و همه مردم ایران که متعهد به حقوق بشر عمومی برای امروز و آینده هستند اعلام می‌داریم.
ENDORSED BY:

1. Abril, Melanie; Women’s International League for Peace and Freedom (WILPF)
2. Acuna, Helene; The Foundation for the Support of the United Nation (FSUN) Philippines
3. Aladeselu, Nosa; African Women Empowerment Guild (AWEG)
4. Alberg, G.
5. Aledesel, Hosa; African Women Empowerment Guild (AWEG)
6. Ambwaya, Leah; Street Children International
7. Anderson, Katrina
8. Antony, Prema; IPA
9. Arinola, Oluwo; Women Advancement and Youth Research Foundation (WAYREF)
10. Asselin, Ariane; Canadian Federation of University Women
11. Atashband, Mantreh; Public Health Toronto
12. Ausfor, Juya; ACC
13. Automio, German; Rode Mulhen
14. Awori, Violet; Federation of Women Lawyer Kenya
15. Awusika, Keziah; Association for African Women On Research and Development (AAWORD)
16. Azizah, Princess; the Associated Country Women of the World (ACWW)
17. Balasundaram, Nirmanusan; International Friends for Global Peace; Sri Lanka
18. Ballinger, Ann; Scottish Secondary Teachers Association (SSTA)
19. Bashola, Rinku; Adhikaar for Human Rights and Social Justice in Nepal
20. Bearis, Kara; Woman Kind Worldwide
21. Beck, Paddy; United Nation Association –UK and UNIFEM –UK Yorkshire
22. Belhassen, Souhayar; FIDH
23. Bell, Mu H. M.
24. Bello, Judith; Rochester Against War, United States
25. Berry, Virginia E.; Anglican consultative council
26. Biggadile, Maulin; International Anglican Women’s Network (IAWN)
27. Blunch, Andrea Andrea; Center for Raising Tolerance
28. Boeker, Mariou; International Alliance of Women (IAW) and Women’s International League for Peace and Freedom (WILPF)
29. Braak, Joyce E.; Institute for research on women’s health
30. Bradbury, Susn D. ; Women’s Federation for World Peace (WFWP)
31. Breeber, M. ; International Council of Jewish Women (ICJW)
32. Brock, Laura; World Federation of Mental Health
33. Broderick, Elizabeth; NARAL Pro Choice
34. Brnteino, Joe; MINADER- Angola
35. Bucur, Beverly; SI
36. Bufdiway, Hannah Odjenus; NETRIGHT (PASOAF FOUNDATION),
37. Bugajer- Gleitman, Hava – Eva; Women’s International Zionist Organization (WIZO)
38. Bulcachi, Marren Akatsa; The Eastern African Sub- regional Support Initiative (EASSI)
39. Busdachin, Marino; Underrepresented Nations and Peoples Organization (UNPO)
40. Butler, Amy; Baptist World Alliance (BWA)
41. Burrows, Vinie ; Women’s International Democratic Federation
42. Cabe, Gliny; Dalhouise Women’s Center
43. Chandler, Mary; Women Founders Collective
44. Chheti, Narbaela; Adhikaar for Human Rights and Social Justice in Nepal
45. Chmedza, Naly; WIAD – MOE
46. Chodiz, Eloenulr; Young Women’s Christian Association (YWCA) Algeria
47. Chracer; Society for Public Health Education SOPHE
48. Christle Marge; International Anglican Women’s Network (IAWN)
49. Cleary, Louise; UNANIMA International
50. Clwrdy, Selinca; NETRIGHT; the Network for Women’s Rights Ghana
51. Cobert, Shirley; League of Women Voters of UN
52. Colombo, Danielle, The Italian Association for Women in Development
53. Coman, Adrian; IGLHRC
54. Cook, Margarret
55. Corrigan, Mairead
56. Croce, Celina Della
57. d’Almeida, Massan; AAWORD/AFARD/ROFAR
58. Dainow, Susannah; McGill University
59. Daniall, Maria; Angelica Consultative Council
60. Dharmadasa, Visaka; Association of War Affected Women; Sri Lanka
61. Das, Arpita; Tarshi
62. Dastoor, Dolly; FEZANA and Zonta International
63. Davis, Barbara; Pathrenago to Peace
64. Demers, Mirlande; National Anti – Racism Council of Canada
65. Dike, Egim; Urban Justice Center
66. Dimaporo, Alianh; World Youth Alliance (WAY)
67. Disney, Ablyaol; Daphne Foundation
68. Doherty, Winfred
69. Douon, Auedh; Dalhouise Women’s Center
70. Driggers, Monica,Wellesley Centers for Women (WCW)
71. Drissi; The African Women’s Development and Communication Network (FEMNET),
72. Easter, Maud; Steering Committee of Women Against War; United States
73. Ebadi, Shirin
74. Enube, Heller; The International Alliance for Women (TIAW)
75. Erinosho, Stella; Associate for African Women Research and Development (AAWORD)
76. Ezeuko, Adiba; FIDA
77. Faizi, Rakshenda; International Federation of Business and Professional Women (IFBPW)
78. Falla, Vicky de; Conseso INTERNcional de Mujeres
79. Falah, Soraya; Kurdish Women’s Rights Committee
80. Farnan, Ashly
81. Formicola, Jiozella; European Law Student Association
82. Fountain, Knu; NYC Anti Violence Project
83. Gallagher, Meg; Maryknoln Office for Global concerns
84. Gangnly, Jian; League of Women Voters of UN
85. Gauld, Tayce;; WNC
86. Gibbs, A. ; National Council of Women of Great Britain (NCWGB)
87. Goldberg, Joan; ICJW
88. Goncaluz, Adelning; MINADER – Angola
89. Gonzalez, Jessica
90. Gopalan, Sarala; All India Women’s Education Fund Association (AIWEFA) and IFA Paris
91. Gousfoul, Aishin
92. Gratch, Sallie; Women Founders Collective
93. Griffin, Rebecca; Peace and Action West; United States
94. Grosch, Sudy; Millevelk Circle IPPI
95. Gurumo, Tumaini; WSCF
96. Hadjipopov, Donna; Pathrenago to Peace
97. Hanifa, Anberiya; Muslim Women’s Research and Action Forum; Sri Lanka
98. Harrison, Hamida; ABANTU for Development
99. Hatfield, Radene; IFHE
100. Hesse, Nana Oye; Directorate of Gender Affairs
101. Hing, Christina; International Anglican Women’s Network (IAWN)
102. Hioga, Tihlope; Center for 21st Century issues
103. Hodges, Fiona; Conservative Women’s Organization (CWO)
104. Howland, Margaret; Presbyterian Church USA
105. Howar; Kathryn; International Anglican Women’s Network (IAWN)
106. Hughes, E. ; SI
107. Hwang, Horim; World Youth Alliance
108. Ijmi, Salma; United Women Association
109. Ikoghode, Elata; Girls’ Power Initiative
110. Jamal, Abide; the GRAIL
111. Jamal, Abide; the GRAIL
112. Jaremus, Christina
113. Jemilugha, M.O.; Young Women Christian Association (YWCA)
114. Jores, Janet; Communication Workers Union (CWU)
115. Jores, Vinan; Communication Workers Union (CWU)
116. Joslyn, Shan
117. Jerez, Monuela
118. Kaimanzira, Beatrice; Zimbabwean Women Against Aids, Poverty, Violence (ZWAAPV)
119. Kamau, Irene; Action Now Kenya
120. Kamel, Azza; ElKarama movement towards a life free of violence for women across the Arab Region
121. Kamimura, Malli; UNICEF
122. Karim, Hamimah A.; Associated Country Women of the World (ACWW)
123. Karna, Meena; BWP Nepal
124. Kawbisch, M. ; OSMTH
125. Kdmujinya, Prudence, ACC
126. Keefeder, Angelia; IPPI
127. Klein, Elain; Schenectady Neighbors for Peace
128. Kohn, Taylor
129. Kouel, Narguente Yolibi; West Africa Network for Peace building – Coto d Iuorde (WANEP- CI)
130. Kurland, Heather; Metz Gilmore Foundation
131. Kuru-Utumpala, Jayanthi; Women and Media Collective, Sri Lanka
132. Lacy, Patricia E. ; United Methodist Women (UMW)
133. Lahidji, Karim; FIDH & LDDHI
134. Lahola, Peter; CWL
135. Landy, Joanne; Campaign for Peace and Democracy; United States
136. Lee, J. H. ; World Youth Alliance (WYA)
137. Lemonds, Dawn Marie; Soroptimist International
138. Liourchi, Najeh, Women Rising
139. Lissard, Kitt; WSI
140. Lotierzo, Gerald R.; Peace and Action of Central New York
141. Lurain, Helin B; ICJW
142. Lyness, Gillian; Northern Ireland Assembly
143. Maathai, Wangari
144. Macauley, Dunstanelte
145. Madunagu, Bene; Development Alternatives with Women for a New Era (DAWN); Nigeria
146. Mairs, Alice; YMCA
147. Majura, Joyce; FIDAK
148. Malusaba, Pauline; GRAIL Kenya
149. Mammadova, Ulviyya; Gender Equality and Women’s Initiatives SU
150. Manata, Vanessa; Soroptimist
151. Margi, Nathalie; Center for Women’s Global Leadership
152. Martinez, Pauloma Global Justice Center
153. Mary, Ashu
154. Maryan, Hussein; Women Advancement
155. Mashonga, Netsai; Women Coalition of Zimbabwe
156. McBroomSmall, Marcial; For our Children’s Sake Foundation (FUCS)
157. McCormack, Elizabeth; Dalhouise Women’s Centre
158. McCray, S.; Falls Women’s Centre
159. McLaugutin, Janet; Elizabeth Seton Federation
160. McManibal, Paul; PTP
161. Medcof, Alice
162. Medira, Larin; Sofei
163. Kar, Mehrangiz
164. Meior, Sunita; Breakthrough
165. Meis, Elizabeth; Dalhouise Women’s Center
166. Metro Justice Peace Action and Education, United States
167. McKinley, Bebhirn; Woman into Politics
168. Mencher, Joan; The Second Chance Foundation
169. Menchu Tum, Rigoberta
170. Mercer, Joanne; Angelica Consultative Council
171. Messier, Jennifer; Moderates for Peace
172. Miland, Brenda; United Methodist Women
173. Milgram, Rabbi Goldie; PNAI Yanchadut
174. Milice, Denise; The GRAIL
175. Minde, Elizabeth Maro; Kilimanjaro Women Information Exchange and Consultancy Organization (KWIECO)
176. Mlekwudlen, Mgozi; Young Women’s Christian Association (YWCA) Algeria
177. Mohayat, Avogal; National Network of Presbyterian College Women (NNPCW),
178. Monroy, Marimar; GIRE
179. Monteiro, Stella; MINADER- Angola
180. Moore, Aally; Voice of Women (VOW)
181. Morin, Alexandra Simard
182. Moussati, Naima; Mama Cash; The Netherlands
183. Munde, Elizabeth; Kilimanjaro Women Information Exchange and Consultancy Organization (KWIEC)
184. Mure, Mepda
185. Murtege, Kathleen J. ; Gather the Women
186. Mycenze, Lynn; Zonta International Foundation
187. Namuche, Raquel; Latino Institute
188. Nbonbo, Stephanie
189. Ndeteia, Hou
190. Nolan, Clare; Sisters of Good Shepherd
191. Nutez, Ingrid; PACERS
192. Nwanekwu, Hilds; Young Women Christian Association (YWCA) Nigeria
193. Nyamuluuo, Gloria; Oxfam – MOZ
194. Nyolea, Agnes; South Sudan Women Christian Mission for Peace
195. Nyundi, Pat; FIDA-IC
196. Ochi, Mina
197. Ochieng, Ruth; Women’s International Cross Culture Exchange (ISIS- WICCE)
198. Ohvatuuy
199. Okpalo, Chinelo; FIDA
200. Olejerneh, Christie; Gender Rights Projects
201. Oliver, Lauren J. ; Circles Work Development
202. Oliveri, R.
203. Olivid, Laurin; Venegre
204. Onyekachi, Chinonso
205. Osman, Hibany; ElKarama movement towards a life free of violence for women across the Arab Region
206. Otsuki, Rie; Women’s International League for Peace and Freedom (WILPF) Kyoto
207. Outaleb, Fatima; UAF MAROC AFUB
208. Paden, Ainua; Children in Slavery
209. Paucigion, Mary; SI
210. Paueline, SWCC
211. Peak, Constance; The Foundation for the Support of the United Nation (FSUN)
212. Perera, Sumika; Women’s Resource Center; Sri Lanka
213. Petersen, Marissa; World Federation for Mental Health
214. Pinkson – Bruke, Tia; Women’s International League for Peace and Freedom (WILPF)
215. Plunkett, Don; ULG
216. Pootchway, Hannah; NETRIGHT; the Network for Women’s Rights Ghana
217. Preze, Luisa
218. Quindiagon, M.; Tiye, International world online
219. Rahman, Mujeeb; MIC; Sri Lanka
220. Rajaa, Alaoui; UAF MAROC AFUB
221. Ramsden, Nancy; Women’s International League for Peace and Freedom (WILPF)
222. Ranjit, Luna; Adhikaar for Human Rights and Social Justice in Nepal
223. Rapoport, L. Zora; Center for Women’s Global Leadership (CWGL)
224. Read; Tracey
225. Redfield, Claire; Group Panthers Organization
226. Real Mary Jane; International Women’s Human Rights Defenders
227. Reaume, Amanda; Antigone Magazine
228. Reeiz, Susy N. ; IPPI
229. Reeves, Kei; Baptist World Alliance (BWA)
230. Ribadeneira, Nadia; Jovenes Ciudadanas
231. Riendeau, Louise; RPMHTFVVC (La Violence Sexuelle)
232. Rock, Pat
233. Rona, Bandara; Saathi Nepal
234. Rudra, Urjasi; Gender Working Group at Heler School of Social Policy
235. Russow, Joan; Voice of Women (VOW)
236. Saito, Yumeko; Women’s International League for Peace and Freedom (WILPF) Kyoto
237. Salas, Diana; Women of Policy Network
238. Salazar, Janet; The Foundation for the Support of the United Nation (FSUN)
239. Salazar, Luz; Unamima International
240. Saneda, Asuka; Women’s International League for Peace and Freedom (WILPF) Kyoto
241. Sardenberg, Cecilia Maria Bacellar; NEIM/ FFCHI Brazil
242. Scott, Marry; WCWG
243. Semler, Vicki ; International Women Tribune Center (IWTC)
244. Sheehy, Louise
245. Sherkat, Shahla
246. Shimprky, Jamel; ACC
247. Shivdas, Meena; ARENA
248. Shrentha, Ratna Laxmi; Business and Professional Women (BPW) Nepal
249. Sipory, FHP
250. Sithole, Irene; Women’s Action Group
251. Sloane, Jane; International Women Development Agency (IWDA)
252. Small, Louis; For Our Children Sake Foundation (FUCS)
253. Smith, Whitney
254. Sorensen, Johanne; Project Five – O International
255. Srea,; LTSP
256. Stall, Fight; Baptist World Association
257. Stebbing, Alyssa; International Anglican Women’s Network (IAWN)
258. Steinem, Gloria
259. Stien, Bob
260. Suttor, Jonino; WIZO
261. Swan, Kay T. ; IFHE
262. Tandoeiz, Leah; FEIM
263. Tmez, Valeria
264. Tohidi, Nayereh; California State University, Northridge
265. Topiter, Pat; International Association of Peace Messenger Center
266. Traynor, Carol; Global Action on Aging
267. Trenton, Vanessu; Dalhousie Women’s Center
268. Tricot, Christiane; European Union of Women National French Council of Women
269. Tsegba, Franciscan N.; Ngueinja Initiative for Self Help And Development (NISHAD)
270. Tsumba, Lilian; FIDA Nigeria
271. Tzaneva, Rada; Amnesty International
272. Vaisben, Michal; World Federation of United Nations Associations (WFUNA)
273. Van den Bruik, Mathilde; National council of women
274. Van Steenwijk, Margaret de Vos; International Network of Liberal Women (JNLW)
275. Weber, Linda; Baptist World Alliance (BWA)
276. Weiss, Gindi; Gray Panthers USA
277. Wellhausen, Souya; Dalhouise Women’s Center
278. Wikinson, Kristen; Feminist Alliance For International Action (FAFIA)
279. Willard, Monica; United Religious Initiative
280. Williams, Betty
281. Williams, Dolly; The National Action Committee on the Status of Women (NAC)
282. Williams, Jody
283. Winchester, Johnanne; Planet Earth Roundtable
284. Woods, Emira; Institute for Policy Studies; United States
285. Wu, Chuchun; Simply Help
286. Zeese, Kevin; Voters for Peace; United States
287. Zhong, Lu; Ohio State University
288. Zillen, Eva; Kivinna till Kivinna
289. Zinzi, Janna

-----

به مناسبت روز جهانی زن: گفت وگوی صمیمانه با دو زن کارگر

مریم زندی

پیشینبه روز جهانی زن به مبارزات زنان کارگر برای ایجاد شرایط عادلانه تر باز می گردد. این پیشینه مرا بر آن داشت که پای صحبت دو زن شاغل و کارگر ایرانی بنشینم و سهم خود را از روز 8 مارس به انعکاس مشکلات و دادن صدایی برای آنان مبدل سازم. زنان کارگری که به رغم آن که شغلی دارند و «استقلال مالی»، ولی یکی نه «حقی» در خانه دارد و نه «پولی از آن خود» و آن دیگری «کودک اش» را بدون هیچ «حقی» بزرگ می کند.

هنگامی که به صحبت های این دو زن کارگر گوش فرا می دادم به روشنی و صراحت، تاثیر نداشتن حمایت های نیم بند قانونی در مورد زنان، و تبعیض و ناروایی قوانین در زندگی آنان و نیز نقش ویران کننده مجموعه این بی عدالتی ها، را بیشتر لمس کردم. باشد که با مشارکت و آگاهی بتوانیم برای استقرار عدالت و برابری و رفع تبعیض کوشنده باشیم.

گفتگو با زهره

اولین گفتگویم را با زهره آغاز می کنم، زنی چهل ساله و متاهل و دارای سه فرزند. از او در مورد تحصیلات خودش و شوهرش می پرسم، پاسخ می دهد:

- تا مقطع دیپلم درس خوانده ام. همسرم – ابوالفضل – هم چهل ساله است و تا سوم ابتدایی درس خوانده.

_ حقوق ماهیانه تان چقدر است؟

- خودم 200،000 تومان و همسرم 250،000 تومان.

- چطور برای هزینه های جاری خانه تصمیم می گیرید؟

- راستش هر جور که همسرم صلاح بداند خرج می کنیم .

- یعنی تو در تصمیم گیری برای دخل و خرج ها نقشی نداری؟

- نه . ابدا.

- چطور و از چه موقع شروع به کار کردید؟

- هفت سال است کار می کنم. در چند جای مختلف کار کرده ام. جاهایی خیلی بزرگ و متوسط. به دلیل کمبودهای زندگی و نداشتن خرجی روزانه و مخصوصا هزینه تحصیلی بچه ها مجبور به کار شدم. چون شوهرم اعتیاد داشت و برای همین نمی توانستیم مخارج زندگی را تامین کنیم. شوهرم بیشتر پولش را خرج اعتیاد می کرد و باقی مانده آن کفاف زندگی من و بچه ها را نمی داد.

- وقتی تو هم در بیرون از خانه کار می کنی، شوهرت هم در کارهای خانه، مشارکت می کند؟

— نه خیلی، یعنی بعضی اوقات. هر وقت که دلش بخواهد. این سال ها فقط بعضی اوقات که ظرف نشسته خیلی باشد ظرف می شوید.

- شوهرت مشکلی نداشت که بیرون از خانه کار کنی؟

- نه ابدا. می گفت زن که کار کند پرو می شود. هنوز هم راضی به کار کردن من نیست. از روز اول هم با دعوا و مرافعه برای خودم شغلی پیدا کردم. خیلی کتک کاری کرد. دست بزن دارد. حتی بچه ها را علیه من شوراند. ولی خوب رفته رفته راضی شد یعنی وقتی حقوق ام را به او دادم تا او خرج کند، راضی شد و دیگر چیزی نمی گفت . ولی من فقط بخاطر مخارج بچه ها و تحصیل آن ها به سر کار رفتم.

- بچه هایت در چه مقطعی تحصیل می کنند؟

- یکی دانشجوست و دیگری دبیرستانی و آخری هم در مقطع راهنمایی درس می خواند.. انگیزه کار کردنم بخاطر تامین هزینه پسر بزرگم بود که دانشجو است. پدرشان اصلا حاضر به تامین هزینه تحصیلی بچه ها نیست و حتی اگر آنها نمرات ضعیفی داشته باشند خیلی راحت می گوید که درس نخوانید. ولی من همه آرزویم این است که بچه ها درس بخوانند و دانشگاه بروند. برای همین هم زحمت می کشم و کار می کنم.

- در محیط کار شورا دارید؟

- در محبط کاری من شورا نداریم، محیط ما کاملا زنانه است.

- در پست های مدیریتی چی؟ یعنی زنان در مدیریت هستند یا نه؟

- در پست های مدیریتی جایی که من کار می کنم هیچ زنی نیست. در رده های بالا و تخصصی همه آقایان هستند.

- راستی کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز را می شناسی؟

- بله از طریق دوستان که سر کار می رفتم با این کمپین آشنا شدم.

- نظرت راجع به قوانین تبعیض آمیز چیست؟

- در مورد زنان قوانین ناعادلانه است و معضلات زنان با این قوانین بیشتر می شود. وقتی زنی به خاطر کوچک ترین حقوق انسانی مانند نفقه مجبور به زد و خورد و فحاشی از جانب همسر خود است و شوهرش او را مورد تهدید و تهمت قرار می دهد، زمانی که زن به خاطر اعتیاد همسر مجبور می شود که خود و بچه های خود را از محیط آلوده ای که او فراهم کرده و دائما شعار می دهد که فرزندان من باید کار کنند و به تحصیل نیازی ندارند. زمانی که زن به جای تکیه گاه محکم برای بنای زندگی مستحکم پایگاه خانوادگی – همسر خود را دیواری پوسیده و تو خالی و بی ابمان و بی هدف می بیند، واقعا چه کسی به داد این زن باید برسد و آیا نباید قانون از این موجود نحیف حمایت کند؟ حقوق انسانی زنان را نمی دهند و جامعه از حق و حقوق ما مثل طلاق. حضانت. ارث. دیه و حق تحصیل هیچ پشتیبانی نمی کند. من رنانی را در این مدتی که کار می کنم، می شناسم که برای تامین مخارج فرزندانشان مجبور به تن فروشی هستند با اینکه شوهر دارند اما شوهران شان آنان را تامین نمی کنند، آن وقت اگر این زن به دست قانون سپرده شود سنگسار می شود به کدامین گناه؟ اصلا تحقیق و بررسی نمی کنند که چرا این رن مجبور به این کار شده ؟ یا علت تن فروشی دختران جوانی که در جامعه ما به وفور دیده می شود و خانواده قادر به تامین مخارج آن ها نیست. جرا برای آن ها فکری نمی کنند؟

- نظرت راجع به کمپین و فعالیت بچه های کمپین چیست؟

- به نظر من خیلی عالی است، خیلی خوب است مثل تولد طفلی است که بزرگ خواهد شد.

گفتگو با مریم

گفتگوی دیگری دارم با مریم که 37 ساله است و دارای یک فرزند. مریم اکنون دانشجوی سال دوم است. در مورد شوهر سابق اش می گوید: « همسرم _ احسان _ چهل و دو ساله بود و تا سیکل بیشتر درس نخوانده». از میزان درآمدش می پرسم، پاسخ می دهد:

- 250،000 تومان

- چند سال سابقه کار دارید؟

- هفده سال است کار می کنم. در یکی از کارخانجات تولید تلویزیون. همیشه داشتن شغل برایم مهم بود و دوست داشتم در بیرون از خانه کار کنم چون استقلال مالی را دوست داشتم. مضافا اینکه شوهرم قادر به تامین مخارج خانه نبود، برای همین وقتی پیشنهاد کار کردن را دادم، استقبال کرد. آن موقع تصورم این بود که با کار کردن ام گوشه ای از هزینه های زندگی را تقبل کنم تا زندگی مان بچرخد . اما برداشت غلط همسرم باعث شد که همه مسئولیت های زندگی به دوش من بیفتد. درحال حاضر قسط مسکن و هزینه تحصیلی تنها فرزندم همه به عهده من است. چون همسرم معتاد بود و به تدریج دیگر کاملا دست از کار کشید و رفته رفته به خانواده بی توجه شد و همه مسئولیت زندگی به دوش من افتاد.

- پس احتمالا تصمیم در مورد چگونگی خرج و مخارج را هم خودت برعهده داری؟

- راستش قبل از این که طلاق بگیرم در تصمیم گیری های مهم همیشه شوهرم دخالت می کرد. مثلا بعد از چند سال کار کردن که با فروش سهام و قرض گرفتن از مادر و خواهر و بستگان و همکاران برای خرید یک خانه کوچک اقدام کردم. کار به جنگ و دعوا کشید و شوهرم گفت چرا خانه را به اسم من نمی کنی! حتی مادر شوهرم از شهرستان پیغام برایم فرستاد که «پسر من شوهر کرده یا زن گرفته؟ چرا خانه به اسم تو باشد». حتی بعضی از بستگان خودم می گفتند یک دانگ خانه را به اسم او بکن تا دلش در زندگی خوش باشد! او می گفت «من مرد خانه هستم و باید خانه به اسم من باشد». خلاصه به خاطر اینکه از چند سال پیش من کم کم از پس انداز خودم در بانک مسکن اندک پولی داشتم و تواتسنم وام بگیرم. به او گفتم چون وام به اسم من است نمی شود خانه به اسم تو باشد! حالا خدا را شکر می کنم که به طور تصادفی خانه به اسم او نشد، چون وقتی طلاق گرفتم و من و تنها فرزندم حداقل سر پناهی داریم.

- آیا در محبط کار شورا، سندیکا یا تشکل صنفی دیگری دارید؟

- اوایل شورا داشتیم. اما در سال های بعد، کارگران و کارکنان را روزهایی که برای انتخابات از طرف اداره کار می آمدند به بهانه ای به جاهایی می فرستاند که حد نصاب به دست نیاید و انتخاباتی برگزار نشود و می گفتند ببینید این ها خودشان شورا نمی خواهند. در محیط کار فقط دو زن مدیر داریم یکی اداری و دیگری مالی.

- نظرت راجع به قوانین چیست؟

- قوانین اصلا به نفع زنان نیست و در قوانین اصلا از زنان حمایتی نمی شود. در دادگاه ها خیلی از مواقع حتی اگر ببینند که حق با زن است، باز هم به نفع مردان رای می دهند. البته من وقتی می خواستم طلاق بگیرم خیلی شانس آوردم و قاضی من مرد بسیار خوبی بود، او مرا غیابی طلاق داد زیرا شوهرم به دادگاه نمی آمد. قضیه فرزندم را نیز مسکوت گذاشت. چون خود قاضی گفت« اصلا نمی خواهد در این مورد حرفی بزنی، او که رفته، برو و بچه ات را بزرگ کن». در این چند سال حتی یک ریال برای فرزندم نپرداخته و من از نظر قانونی هیچ حقی ندارم. ولی کار می کنم فرزندم را به مدرسه غیر انتفاعی فرستاده ام کامپیوتر برایش خریده ام. کلاس زبان و ورزش می رود ولی هیچ حق قانونی ندارم. اگر روز اتفاقی برای پسرم بیافتد و احتیاج به معالجه و بستری شدن داشته باشد. هنوز هم باید بگردیم دنبال پدرش.

- آیا کمک کردی که شوهرت ترک اعتیاد کند؟

- سه سال دوندگی کردم و چندین بار همسرم را در خانه به مدت یک ماه بستری کردم. بهترین داروها و مواد غذایی را برای او تهیه می کردم اما باز هم موفق به ترک اعتیاد او نشدم. همه فامیل و خانواده ام شاهد بودند که من سعی خودم را کردم و عاقبت مجبور به جدایی شدم.

- آیا کمپین یک میلیون امضاء را می شناسید؟

- بله از طریق دوستان ام با این کمپین آشنا شده ام. بیانیه آن را هم امضا کرده ام. خوشحالم که خانم ها فعالیت می کنند. مخصوصا در مورد حق حضانت و حق طلاق.

-----

ماه مارس و روز جهانی زن

اگر خود را در مقام داوری قرار دهیم خواهیم دید که از بین مهمترین مشکلات پیچیده جهان سوم و مخصوصاً منطقه خاورمیانه و بویژه کشورهای اسلامی این منطقه که هنوز در مرحله پیش مدرنیته بسر میبرند همانا مشکل زنان است که نیمی از این جامعه ها را تشکیل میدهد . بطوریکه زنان در این کشورها شاهد تجاوز شرم آوری به حقوقشان میباشند و برخوردی مادون انسانی با آنان میشود . بدون اینکه به این نکته توجه شود که زن است که در آغوش خود ملتهای اسیر را پرورش میدهد .

همواره اساسی ترین بهانه ای که در تجاوز به حقوق زنان در کشورهای اسلامی مورد سوء استفاده قرار میگیرد همان دین اسلامی است . و به عبارتی دیگر اسلام سیاسی یا حکومتی است که بر این منطقه از جهان حاکم است.

در حالی که دین از این امر مبراست ، نمیخواهم وارد این مجادله افلاطونی شوم چونکه در حیطه مقاله نمیگنجد .ولی همه میدانند که زن در قرون اول هجری برخوردار از حقوقی بوده که الان از آن محروم است . به عنوان مثال زن در اوایل ظهور اسلام اسب سواری میکند ولی در حال و گذشته ای نزدیک در برخی کشورهای اسلامی حق رانندگی را به زن نمیدهند و یا در آن زمان زن به عنوان جنگجویی ماهر در کنار مرد میجنگد و اگر برگردیم به قرنهای قبل از اسلام خواهیم دید که برخی از زنان کشورهایی را اداره میکردند همچون زنوبیا و بلقیس و زنانی مانند آنها.

پس غیز منطقی است که زن در هزاره سوم در محرومیت شدید به سر میبرد حتی بیشتر از ماقبل هزاره اول ، سرکوب زنان امروزه در کشورهای ما بصورت خجالت آوری بیشتر میشود ، به صورتی که زن در دادگاهها در مقام شاهد به عنوان نصف مرد حساب میشود و یا اینکه در میراث خود حقی کمتر از مرد میبرد و برخی کشورها حق رای دادن به زن نمیدهند و یا حق کاندیداتوری برای زن در پست ریاست جمهوری را نمیدهند و زن نمیتواند به عنوان قاضی انتخاب شود حتی اگر تجربه ای بیشتر از مرد داشته باشد و از حق حضانت محروم است و یا حق اعتراض به چند همسری مردان را ندارد و از این قبیل موارد بسیار زیاد است . پس آیا این رفتار رفتاری نیست که مرد را بعنوان مالک زن به حساب می آورد . درجواب میگویم این رفتار از مالکیت نیز گذشته و به مرحله برده داری هم میرسد بنابراین بر زنان است که مبارزات خود را جهت دستیابی به حقوقشان ادامه دهند چونکه حق گرفتنی است و دادنی نیست .

در این راستا که ما در آستانه روزجهانی زن قرار داریم باید به رهبران جنبشهای زنان در کشورهای اسلامی آفرین گفت و به آنان اطمینان دهیم که همواره با آنها هستیم . در نوشته های خود و در نوع رفتار با زنان و خواهرانمان و هچنین با رفتار با مادران و دخترانمان ، هر آنچه در توان خود داریم به آنان یاری برسانیم زیرا که ما بر این باوریم که جامعه را نمیتوان از ارتجاع و بردگی رها کرد مگر اینکه از طریق آزادسازی زن و شکستن دستبند آنان .

روزنامه نگار زندانی محمد حسن فلاحیه زاده

بند 350 زندان اوین

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه