بازگشت به صفحه اول

 

 
 

"نه گفتن" به سکوتasiehamini.jpg

آسیه امینی

روز: در حالی که 280 فعال زن و سازمان مدافع حقوق زنان ، 8 مارس امسال را به روز همبستگی با جنبش زنان ایران اعلام ‏کردند و با وجود این که اعلام این همبستگی جهانی توسط شش نوبلیست، در بیانیه ای منتشر شده است، قعالان جنبش ‏زنان دیروز، 8 مارس 2008(1386) را در خانه ماندند و در هیچ فضای عمومی و در هیچ مراسم جمعی حضور نیافتند! ‏

اگر چه تعطیلی رسمی روز 18 اسفند (8مارس) و اعلام عزاداری برای اما هشتم شیعیان در این روز، بهانه ای برای ‏برگزار نشدن مراسم عمومی در 8 مارس بود، اما واقعیت ملموس تر این است که فشار بی اندازه به فعالان زن و هزینه ‏هایی که برای فعالیتهای قانونی شان پرداخت کرده اند، باعث شد که آنها در خانه ماندن را به رفتن به فضایی که دیگران ‏را دچار هزینه و هراس می کند، ترجیح دهند. چرا که امکان این حضور به طور طبیعی و غیر خشونت آمیز وجود نداشته ‏است. و در واقع این ترجیحی است که به آنها تحمیل شده است.‏

نویسنده این مقاله، دستکم در این چند سالی که در مراسم مختلف 8 مارس شرکت کرده است، رنگی از شادی در آن ندیده ‏است و بیش از هر چیز این روز برای جنبش زنان ایران عجین شده با بازخوانی پرونده های یک ساله شان و تکرار و ‏تداوم اعتراض هایی که به حقوق نابرابر می کنند. این روز برای ما بیش از جشن و سرور، در بهترین شرایط، تریبون ‏آزادی به همراه آورده است تا از انجا سخنان زنانه ای را بشنویم که معمولا در روزهای دیگر کمتر فرصت راهیابی به ‏فضاهای عمومی را به دست می آورند. و در بدترین شرایط هم یا کتک خورده ایم و تارانده شده و توهین شنیده ایم و یا ‏مثل امسال محروم شده ایم از این که حتا دور هم باشیم و تریبونی و سخنرانی که نه، گپی بزنیم از آنچه گفتنی داریم!‏

آیه یاس نخوانم! در خانه ماندن ما اما امسال دو حسن بزرگ داشته است. اول این که در این روز خاص، در خانه نماندیم ‏که تقدیس سکوت کنیم یا به آن تن دهیم. آنچه رخ داد این بود که زنان، آگاهانه 8 مارس را به روزهای همسایه اش حواله ‏داده اند.‏

‏ واقعیت این است که اگرچه در این روز خاص ، مراسمی در فضای عمومی و حتا محفلی برگزار نشد، اما محفل های ‏زنانه، روزهای قبل از 8 مارس و بعد از 8 مارس را برای برگزاری مراسم 8 مارس، قرق کردند. درواقع گروه های و ‏انجمن های مختلف زنان، از مراسمی عمومی مثل مراسم اهدای تندیس صدیقه دولت آبادی و بزرگداشت سیمین بهبهانی ‏در 13 اسفند (3 مارس) گرفته تا مراسم دفتر تحکیم وحدت دو روز قبل از 8 مارس ، از جشن های کوچک و خانگی ‏بعد از این روز گرفته تا میزگردی که در آن چندین فعال زن حضور داشتند و به بررسی مسائل و چالش های پیش روی ‏جنبش زنان پرداختند، از مراسم نیمه عمومی انجمن تلاشگران سلامت گرفته تا نشست تحليلي موفقيت زنان از 8 مارس ‏سال گذشته تا 8 مارس امسال در جبهه مشاركت و ... همگی نشان داد که 8 مارس امسال در ایران، علی رغم نداشتن ‏فضای عمومی در این یک روز، حیاتش را در روزهای پیش و پسش ادامه داده است.‏

حسن دوم این در خانه ماندن یک روزه اجباری، فعال شدن بخش غیر میدانی جنبش زنان و نوشتن و مستند سازی وقایع ‏یک سال گذشته، توسط فعالان زن است. درواقع امسال، 8 مارس امسال برای فعالان جنبش زنان ، مراسمی واقعی در ‏دنیای مجازی بوده است. ‏

سایت دفتر تحکیم وحدت (ادوارنیوز) به مناسبت 8 مارس امسال، ویژه نامه ای مطول منتشر کرد که در آن بسیاری از ‏فعالان مدنی و اندیشمندان ، دانشجویان، فعالان زن و روزنامه نگاران به بیان نظراتشان درباره این روز و البته به این ‏بهانه تحلیل وضعیت موجود و جنبش زنان ایران پرداختند. ‏

در میان نویسندگان این ویژه نامه، نام هایی چون بابک احمدی،‎ ‎مرتضی مردیها، مسعود بهنود، محمد جواد غلامرضا ‏کاشی، منیژه حکمت، نوشابه امیری، مهرداد درویش پور، ابراهیم یزدی، محمد ملکی، فریبرز رییس دانا، فریبا داووی ‏مهاجر، نسرین ستوده، ناهید کشاورز، کورش زعیم، سیامک طاهری، محمد جم، ابراهیم امینی، نرگس محمدی، فریده ‏ماشینی، سهیلا وحدتی، احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی، علی جمالی، رشید اسماعیلی، علی ملیحی، بهاره هدایت، فخرالدین ‏حیدریان، آمنه شیرآفکن، حسن اسدی زیدآبادی، بهاره هدایت، سعید قاسمی نژاد، امیر حسین علوی، روزبه کریم، لیونا ‏عیس قلیان، عسل اخوان، ویدا خسروی، یوحنا نجدی، رضا جعفریان دیده می شوند. شاید در کمتر مراسم میدانی، امکان ‏شنیدن و خواندن این همه تحلیل و نظر درباره روز جهانی زن باشیم.‏

همچنین سایت مدرسه فمینیستی به مرور مراسم هشت مارس در دو استان اذربایجان شرقی (تبریز) و کردستان پرداخت و ‏نیز در مقاله ای جداگانه، با عنوان بازنگری، به تحلیل شرایط موجود و ارتباط جنبش زنان با شرایط اجتماعی و سیاسی ‏نشست. این سایت همچنین برگزار کننده میزگردی با موضوع سوالهای پیش روی جنبش زنان بود.‏

‏ پروین اردلان که از دریافت جایزه اولف پالمه در سوئد و مراسمی به همین مناسبت در استکهلم بازداشته شد، پیام و ‏تحلیلش را به این مراسم به صورت مکتوب منتشر کرد و به این ترتیب میزبان مجازی بسیاری از هموطنانش شد که ‏امکان حضور در آن مراسم نداشتند.‏

خبرنامه امیرکبیر نیز در گزارش تحقیقی مبسوطی آنچه در یک سال گذشته به فعالان زن و مسائل زنان در جامعه ایرانی ‏نیز جنبش دانشجویی گذشته ، از اخبار سیاه اعدام و قتل و سنگسار گرفته تا برخورد فیزیکی و امنیتی با فعالان زن را ‏منتشر کرده است. ‏

سایت میدان نیز در ویژه نامه 8 مارسی خود، در حوزه سازمانهای مدنی غیر دولتی، بازنگری وقایع و اخبار حوادث ‏مربوط به زنان، فعالیت های فرهنگی، طرح امنیت اجتماعی عکسهای سال گذشته و ... به مرور و تحلیل وقایع نشست. ‏زمانه از رسانه های زن، نوشت و سایتهای دیگری چون روز ، گویا، ایران امروز و ... انتشار اخبار و مطالبی در این ‏حوزه را از چند روز قبل از 8 مارس آغاز کردند.‏

نوشتن از نوشته های مکتوب درباره 8 مارس در این مجال نمی گنجدو یک مقاله تحقیقی می طلبد. قصد من فقط این بود ‏که بگویم در خانه ماندن امروز، نه فقط عرصه عمومی را از ما نگرفت، بلکه فرصتی داد تا هم این روز را در هفته ای ‏به این نام مستحیل کنیم و هم مستند نگاری 8 مارس در ایران و قایع پرخبر سال گذشته را ممکن کرد.‏

‎چرا نه؟‎

‏ تلاش فعالان زن در پاسداشت روز 8 مارس، برای تکریم زن بودن نیست. بلکه برای تکریم تلاش و مبارزه برای ‏دسترسی به حقوق انسانی است. این وجه ممیز "روزهای زن نام" ی است که در آن، تنها به پاس یا به یاد تولد یا مرگ ‏زنانی تاریخ ساز، به تکریم زنان پرداخته می شود .‏

اما آنچه همواره در نقد و ایراد منتقدان یا مخالفان بزرگداشت این روز شنیده و خوانده می شود، ناظر به این است که این ‏روز از آن ما نیست. اقتباس از غرب است و ... این نقد که از جنبه بومی نبودن وجه تسمیه این روز، قابل تامل است، اما ‏از نظر دور داشته است که تنها ویژگی برجسته و قابل پذیرش 8 مارس برای فعالان زن- نه فقط در ایران، که در همه ‏کشورهای دیگر نیز، خودجوشی حرکتی جمعی و زنانه است برای دستیابی به حقوقی تضییع شده شان. از سویی ، این ‏روز روز همبستگی جهانی زنان است. و مثل هر روز جهانی دیگری ، برای تقویت روح همبستگی در مردمی است که ‏فارغ از رنگ و نژاد و بوم، برای بهتر زیستن، تلاش می کننند. ‏

موضوعات و حقوقی در زمینه زنان، حقوق بشر، صلح، کودکان، محیط زیست و ... موضوعاتی هستند که امروز دامنه ‏گسترده تری را نسبت به مرزهای جغرافیایی در برگرفته اند و نامیده شدن روزهایی به این نامها یادآور دو ویژگی تلاش و ‏همبستگی، برای نیل به این حقوق انسانی نوع بشر است. و چگونه می شود آنها را ارزشهای انسانی که دائم شعار آنها از ‏رسمی ترین تریبون های داخلی شنیده می شود، دور دانست؟ ‏

درواقع برگزاری مراسمی در این روز، تنها پاسداشت زنان کارگری که در آن سوی گیتی در چنین روزی به حقوق برابر ‏در کار و موقعیت اقتصادی رسیدند، یا حق رای یافتند یا منزلت اجتماعی شان را ترقی دادند، نیست. بلکه همه اینها بهانه ‏ای است که زنان در این روز به مرور و بازخوانی تلاش خود و خواهرانشان در سالی که گذشت ، و سالهایی که گذشت، ‏بنشینند و به شرایط نابرابر موجود "نه" بکویند. در واقع تفاوت ما با زنان غربی در مراسم 8 مارس همین است. این روز ‏برای انها روز بزرگداشت و جشن و سرور است و برای ما روز "نه" گفتن. در واقع مخالفتی هم که با این روز و ‏مراسمی که زنان به این مناسبت برگزار می کنند، می شود از همین روست. زیرا اصولا توان و تمایلی برای شنیدن ‏اعتراض یا حتا نقد وجود ندارد.‏

اما صدایی که وجود دارد اما شنیده نمی شود چه نتیجه ای در بر خواهد داشت جز اینکه بلندتر خوانده شود؟ و این، اتفاقی ‏است که امسال بیش از هر سالی در 8 مارسی که گذشت، رخ داد. اگر سالهای پیش برگزاری این روز محدود به مراسم ‏فعالان زن بود، امسال برخی از گروه های سیاسی نیز خود را مکلف به پرداختن به این روز کردند. 8 مارس ، هر سال ‏بیش از سال پیش در دانشگاه ها شناخته می شود. و این مقاومت اگر ادامه یابد ، همین نقل چهره به چهره چه در دنیای ‏واقعی و چه در دنیای رسانه ای، این روز را به مردمی که شاید روز زن را جز در تکریم یک روزه و هدیه دادنی به این ‏بهانه، نمی شناسند، به گونه ای دیگر باز شناسد.‏

زنان ایران در 8 مارسی که گذشت، "فضایی از آن خود" نداشتند. فضایی واقعی که در آن بتوانند حتا در حد سرود خوانی ‏و سخنرانی از مسائل خود بگویند. اما فضایی از آن خود ساختند که در ان به "نه" ، هم نه گفتند.‏

-----

جنبش زنان در سال گذشته: سال زندان برای همه

بیژن یگانه

راديو فردا: يک سال پيش روز زن در حالی سپری شد که تنها ۵ روز مانده به آن ۳۳ تن از فعالان حقوق زنان در ايران طی تجمعی آرام مقابل دادگاه انقلاب تهران بازداشت و به اوين منتقل شدند.

بازداشت گروهی فعالان حقوق زنان واکنش های اعتراضی گسترده ای در داخل و خارج از ايران به دنبال داشت. لوئيز آربور کميسيونر حقوق بشر سازمان ملل يکی از کسانی بود که به اين دستگيری اعتراض کرد.

اسامی ۳۳ نفری که سال گذشته بازداشت شدند

مقام های ایران، بعد از اين اعتراضات اغلب بازداشت شدگان را به تدريج آزاد کردند اما در اين ميان شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده تا آخرين روزهای اسفند در بازداشت ماندند.

پس از آن، برگزاری مراسم روز ۸ مارس سال گذشته در ميدان بهارستان با خشونت نيروی انتظامی مواجه شد. در اين تجمع که ۱۸ اسفند ماه ۸۵ مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار شد، مارال فرخی، گيتا احمدی، مونا فياض بخش٬ ناهيد نوروزی و سمانه مراديانی بازداشت و چند روز بعد آزاد شدند.

جنبش زنان در زندان

در طول سال 1386 بازداشت فعالان حقوق زنان ادامه یافت. 

محبوبه حسين زاده و ناهيد کشاورز به همراه سعيده امين، سارا ايمانيان و همسرش همايون نامی ۱۳ فروردين ۸۶  در پارک لاله و به هنگام جمع آوری امضا برای کارزار جمع آوری يک ميليون امضا بازداشت شدند. حسين زاده و کشاورز پس از بازداشت به زندان اوين منتقل شده و مدتی را در بازداشت سپری کردند.

بهاره هدايت دبير کميسيون زنان سازمان دانشجویی ادوار در ۱۸ تير بازداشت شد. او پس از يک ماه بازداشت در بند ۲۰۹ اوين  در تاریخ ۱۷ مرداد ۸۶ آزاد شد.

شهناز غلامی، فعال اجتماعی نيز اواسط مرداد  بازداشت و يک ماه بعد با قرار وثيقه آزاد شد.

سپيده پورآقايی فعال حقوق بشر و  از اعضای «کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر» در ۱۸ شهريور ۸۶ در منزلش واقع در کرج بازداشت و به بند ۲۰۹ اوين منتقل شد. او ۱۰۸ روز بازداشت بود و بخشی از دوره بازداشتش را در سلول انفرادی سپری کرد. سپيده پور آقايی در ۴ دی ماه آزاد شد.

همچنين ۲۵ نفر از فعالان کمپين يک ميليون امضاء در جريان برگزاری کارگاه آموزشی خرم آباد در اواخر شهريور بازداشت شدند.

نفيسه آزاد، زارا امجديان، جلوه جواهری، منصوره شجاعی و نازلی فرخی به همراه ۲۰ تن از فعالان حقوق زنان خرم آباد يک روز در بازداشت بودند، اما رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسيم پور که در همين کارگاه بازداشت شده بودند ۳ روز در بازداشت ماندند.

در ۱۷ مهر ماه روناک صفار زاده فعال حقوق زنان  در سنندج بازداشت شد. اتهام او در ابتدا توزيع جزوه کمپين يک ميليون امضا اعلام شد اما پس از چند ماه رسانه های نزديک به دولت چند اتهامات امنيتی هم به او وارد کردند.

در ۱۳ آبان  نيز ۸۶ هانا عبدی فعال ديگر حقوق زنان که روز ۱۷ مهر به همراه روناک اقدام به توزيع جزوه تغيير برای برابری در سنندج کرده بود، توسط ماموران امنيتی در خانه پدر بزرگش در سنندج بازداشت شد.

جمهوری اسلامی ایران، اتهام منجر به بازداشت اغلب فعالان اجتماعی زنان بازداشت شده را«اقدام عليه امنيت ملی» و «تبليغ عليه نطام» عنوان کرده است.

اين بازداشت شدگان با گذشت نزديک به ۶ ماه از دستگيری همچنان در بازداشت به سر می برند.

مريم حسين خواه روزنامه نگار و فعال حقوق زنان در ۲۷ آبان ۸۶ به اتهام نگارش مقالاتی در سايت «تغيير برای برابری» و «زنستان» پس از چندبار احضار و بازجويی دستگير و روانه زندان شد.

جلوه جواهری فعال حقوق زنان نيز در ۱۰ آذر ۸۶ به اتهامی مشابه بازداشت شد. او و مريم حسين خواه در اوايل دی ماه با سپردن وثيقه ۵ ميليون تومانی تا هنگام محاکه آزاد شدند.

راحله عسگری زاده و نسيم خسروی دو تن از ديگر فعالان حقوق زنان نيز در ۲۵ بهمن ۸۶ هنگام جمع آوری امضا در حاشيه اجرای يک تئاتر در پارک دانشجوی تهران بازداشت شدند و بعد از گذشت سيزده روز از زندان آزاد شدند.

طی يک سال گذشته در کنار بازداشت های گسترده فعالان حقوق زنان، شمار قابل توجهی از آنان نيز در تهران و شهرستان ها از سوی نهادهای امنيتی احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند که از آن جمله می توان از نفيسه آزاد، پرستو اللهياری، نجمه زارع، بهناز شکاريار نسرين فرهومند، خديجه مقدم، جلوه جواهری، ميرم حسين خواه در تهران نامبرد که برخی از آنان از سوی «پليس امنيت» و برخی ديگر از سوی «معاونت امنيتی دادستانی تهران» احضار شدند.

جمهوری اسلامی ایران، اتهام منجر به بازداشت اغلب فعالان اجتماعی زنان بازداشت شده را«اقدام عليه امنيت ملی» و «تبليغ عليه نطام» عنوان کرده است.

زندان و شلاق برای توقف زنان

يک سال گذشته از سوی ديگر سال برگزاری محاکمات گسترده و صدور احکام سنگين زندان برای فعالان حقوق زنان در ايران بود.

نوشين احمدی خراسانی، پروين اردلان، سوسن طهماسبی، بهاره هدايت، شهلا انتصاری، فريبا داوودی مهاجر، عاليه اقدام دوست، بهاره هدايت، دلارام علی، آزاده فرقانی، ژيلا بنی يعقوب، احترام شادفر، فاطمه دهدشتی، نسيم سرابندی، زينب پيغمبرزاده، مريم ضيا، مريم ميرزا، النازانصاری، نسرين افضلی، زارا امجديان، رضوان مقدم، فريده انتصاری، ناهيد انتصاری، آسيه امينی، آزاده فرقانی، مرضيه مرتاضی، سارا  لقايی، ساقی لقايی، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده و مرضيه مرتاضی لنگرودی برخی از فعالان حقوق زنان هستند که يک يا تمام جلسات محاکمه آن ها برگزار شده و برای تعدادی از آنان نيز حکم زندان صادر شده است.

اولين حکم زندان برای فعالان حقوق زنان در سال ۱۳۸۶ روز چهارشنبه ۲۲ فروردين ماه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران اعلام شد.

براساس اين حکم آزاده فرقانی، دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و از متهمان پرونده تجمع زنان در ميدان هفتم تير تهران، به تحمل ۲ سال حبس که به مدت پنج سال به حالت تعليق در‏می‏آيد، محکوم شد.

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب علت صدور چنين حکمی را اقدام عليه امنيت ملی از طريق شرکت در تجمع روز ۲۲ خرداد سال ۸۵ در ميدان هفت‏تير تهران عنوان کرد و در مورد اتهام ايجاد بلوا وی را تبرئه کرد.

پس از آن چهارشنبه ۲۹ فروردين نيز شعبه ۶ دادگاه انقلاب سوسن طهماسبی، ديگر فعالان حقوق زنان را به اتهام شرکت در يک تجمع اعتراضی به شش ماه زندان تعزيری و ۱۸ ماه زندان تعليقی محکوم کرد.

شعبه ۶  دادگاه انقلاب تهران در همان روز فريبا داودی مهاجر يکی ديگر از فعالان حقوق زنان را به تحمل ۴ سال حبس که سه سال آن به حالت تعليق در می آيد محکوم کرد. بهاره هدايت هم از سوی شعبه ۶ دادگاه انقلاب به ۲ سال حبس تعليقی محکوم شد.

برخی از اين زنان از اتهام «سرپيچی از دستور نيروی انتظامی» و«اخلال در نظم عمومی»تبرئه شدند اما در اين ميان مرضيه مرتاضی لنگرودی يکی از فعالان حقوق زنان به زندان محکوم شد.

سه شنبه ۴ ارديبهشت ۸۶ نيز شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران، با صدور احکامی نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان هر يک را به تحمل ۳ سال زندان که ۶ ماه آن تعزيری و دو سال و نيم آن تعليقی است، محکوم کرد.

فاطمه دهدشتی و نسيم سرابندی نيز که دی ماه ۸۵ مدتی را در بازداشت گذراندند، ۲۱ مرداد ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه و به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت تبليغی عليه نظام» به ۶ ماه حبس محکوم شدند.

شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب احترام شادفر يکی ديگر از فعالان حقوق زنان را نيز به ۶ ماه حبس تعليقی محکوم کرد.

شهلا انتصاری يکی ديگر از فعالان حقوق زنان نيز از سوی دادگاه انقلاب نيز به سه سال حبس دوسال و نيم حبس تعليقی تا ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزيری محکوم شد.

در کنار صدور چنين احکامی سری دوم محاکمات زنان طی يک سال گذشته برای ۳۳ فعال حقوق زنانی که در ۱۳ اسفند سال گذشته در جريان تجمع مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند برگزار شد.

برخی از اين زنان از اتهام «سرپيچی از دستور نيروی انتظامی» و«اخلال در نظم عمومی»تبرئه شدند اما در اين ميان مرضيه مرتاضی لنگرودی يکی از فعالان حقوق زنان به زندان محکوم شد.

در ۱۰ اسفند ۸۶ اعلام شد که مرضيه مرتاضی لنگرودی از فعالان حقوق زنان زنان از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب به شش ماه زندان محکوم شده است. دادگاه انقلاب اين بار علاوه بر زندان خانم مرتاضی لنگرودی را به ۱۰  ضربه شلاق نيز محکوم کرده است.

اجرای اين احکام که قرار بود در اوين مورد برای دلارام علی فعال حقوق زنانی که دوشنبه ۱۱ تيرماه ۱۳۸۶ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به دو سال زندان،۱۰  ضربه شلاق محکوم شد در آبان ما تا آستانه اجرای چنين احکامی پيش رفت اما به دنبال اعتراضات گسترده داخلی فعلا متوقف شد.

اتهام براندازی به زنان

صدور احکام زندان برای فعالان حقوق زنان طی يک سال گذشته با اعتراض های داخلی و بين المللی مواجه شده است با اين حال جمهوری اسلامی نه تنها روند بازداشت، احضار و محاکمه زنان را متوقف نکرده بلکه در ماه های اخير بر ابعاد آن افزوده است.

  • «سياست جديد دشمن برنامه ريزی برای جنبش های گوناگون تحت پوشش جنبش زنان و جنبش دانشجويان است».

وزیر اطلاعات

سه شنبه ۱۶ مرداد ۸۶ غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی برای اولين بار، رسما جنبش زنان را در کنار جنبش دانشجويان به عنوان «برنامه تازه دشمنان» خواند و جنبش زنان را يکی از سه طرح براندازی حکومت اسلامی ايران معرفی کرد.

محسنی اژه ای گفت: «سياست جديد دشمن برنامه ريزی برای جنبش های گوناگون تحت پوشش جنبش زنان و جنبش دانشجويان است».

اين اتهامات از سوی فعالان حقوق زنان رد شده وآنان تاکيد کرده اند که به صورت «علنی» و «مسالمت آميز» و با هدف «تغيير قوانين تبعيض آميز در مورد زنان» فعاليت می کنند.

در جديد ترين مورد از اين اقدام ها نيز پس از اعلام اهدای جايزه سال ۲۰۰۷ بنياد اولاف پالمه به پروين اردلان، مقامات امنيتی از سفر او به سوئد برای شرکت در مراسم دريافت اين جايزه جلوگيری کرده و خانم اردلان را ممنوع الخروج کردند.

-----

قوانین مناقشه برانگیز ایران درباره زنان


بی بی سی: با وجود تنوع در نامگذاری روز زن، حقوق زنان در ایران یکی از جدی‌ ترین مباحث مورد انتقاد مدافعان حقوق بشر است.

مرجان سی ساله دانشجوی رشته گرافیک دانشگاه تهران با نامناسب خواندن وضعیت زنان در ایران ازاین تنوعها به عنوان مناسبتهای شکلی یاد می‌ کند: "ما در ایران روزهای گوناگونی را به اسم روز زن جشن می‌ گیریم اما از رعایت حقوق زنان خبری نیست، در واقع حکایت ما مصداق ضرب‌المثل آفتابه و لگن هفت دست، شام و نهار هیچی است".

نزدیکی هشتم مارس به ۲۴ اسفند، روز انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از‌ سویی و سختگیریهای مسئولان برای برگزاری مراسم بزرگداشت این روز از سوی دیگر، بهانه ا‌ی شد برای نگاهی به قوانینی در ایران که همواره برای طیف‌ گسترده ‌ای از زنان این کشور مناقشه ‌‌‌برانگیز بوده است.

حجاب اجباری

مریم هیجده ساله در حالی که چادر مشکی تمام بدنش را پوشانده با گروهی از دوستانش در گوشه ‌ای از پارک اندیشه‌ تهران واقع در خیابان شریعتی مشغول درس‌ خواندن است، او با وجود آنکه از محجبه بودنش بسیار راضی به نظر می‌ رسد، قانون حجاب اجباری را غیرضروری می‌ داند: "به نظر من باید به خانمها این امکان را بدهند که حجابشان را براساس عقیده‌ شان و به طور آزادانه انتخاب کنند".

برای بسیاری، حجاب اجباری تنها قانونی برای پوشاندن بخشی از بدن یا موی سر نیست بلکه در واقع قانونی برای اعمال محدودیتهای بیشتر بر زنان است.

ندا ۳۲ ساله و فیلمساز مستند در حالی که زیر چشمی ماشین گشت ارشادی را که به آرامی از کنارش می‌ گذرد، زیر نظردارد، حجاب اجباری را قانونی برای حذف زن از جامعه قلمداد می کند: "اگر من این امکان را داشتم که یک قانون را از مجموعه قوانین کشوری حذف کنم آن قانون، حجاب اجباری بود چون پوشاندن مو یا بدن ظاهر این قانون است ولی در اصل این راهی برای زیر ذره بین قرار دادن و کنترل همه‌ جانبه رفتار زنان محسوب می‌ شود".

 مریم با وجود آنکه از محجبه بودنش بسیار راضی به نظر می‌ رسد می گوید باید به خانمها این امکان را بدهند که حجابشان را براساس عقیده‌ شان و به طور آزادانه انتخاب کنند"

با نگاهی که وحشت را بوضوح می ‌توان در آن دید ماشین گشت ارشاد را دنبال می ‌کند و با حالتی عصبی گوشه روسری اش را بین انگشتانش می‌ پیچاند و حرفهایش را این گونه ادامه می ‌دهد: "وقتی حجاب اجباری باشد یعنی تعدادی هم باید مأمور شوند تا به من (به عنوان زن) بگویند چی درست است و چی نادرست و این اهرمی گزینشی خواهد شد که افراد با سلیقه ‌ها و عقاید مختلف رفتار و خواست ما را کنترل کنند و درصورت عدم سازگاری‌، محدود یا حذفمان کنند، در واقع به نام ایجاد امنیت برای ما تولید نا امنی می‌کنند و مدام ما را از تصویر موهومی که از رنگ سفید و سبز با دو تا چراغ بزرگ که در شهر آرام می ‌چرخد و همه چیز را زیر نظر دارد (ماشین گشت ارشاد) در هراس می‌ گذارند".

سرپرستی کودکان

از دیگر قوانینی که زنان، بخصوص مادران را طی این سالها نگران کرده قانون حضانت (سرپرستی) اطفال است خانم حدوداً پنچاه ساله ‌ای که برای خرید عید همراه دختر و دامادش به خیابان آمده با اشاره به اینکه طبق قوانین جمهوری اسلامی حق سرپرستی فرزندان فقط تا هفت سالگی با مادر است حرفهایش را این گونه ادامه می ‌دهد: "این قانون در حال حاضر به یکی از راههایی مبدل شده که مردان می‌ توانند با توسل به آن همسرانشان را زیر فشار قرار دهند در حالی که به عقیده من بهتر است این حق به هر دو طرف داده شود".

طلاق

طلاق نیز از جمله مواردی محسوب می‌ شود که تنگناها و محدویتهای بسیاری برای جامعه زنان ایجاد کرده و همواره مورد اعتراض طیف وسیعی از زنان جامعه است، هرچند مجلس ششم در سال ۱۳۸۱ بر ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی که منحصراً حق طلاق را به مردان واگذار می ‌کند، اصلاحیه ‌ای نوشت اما همچنان روح این ماده قانونی، ناظر بر حمایت از مردان به نظر می ‌رسد.

دختر جوانی که با نامزدش در حال انتخاب حلقه ازدواج است با اشاره به برخی راههای قانونی که حق طلاق برابر را برای زنان فراهم می‌ آورد داشتن این حق را یکی از حقوق ابتدائی زنان برمی ‌شمرد: "خیلی بهتر بود اگر حق طلاق همان طور که به مرد داده شد به زنان هم داده می ‌شد، البته زنان می ‌توانند حق طلاق را جزء یکی از شرایط ضمن عقد بگذارند اما این باعث می‌ شود در همان ابتدای ازدواج زوجهای جوان با بحث و گفتگوهای زیادی روبرو شوند".

ارث

 پوشاندن مو یا بدن ظاهر قانون حجاب اجباری است ولی در اصل این راهی برای زیر ذره بین قرار دادن و کنترل همه‌ جانبه رفتار زنان محسوب می‌ شود

ندا

برابر نبودن حقوق زن و مرد در قانون حتی در زمینه ‌های مادی از جمله ارثیه یکی دیگر از موضوعات مناقشه ‌برانگیز میان زنان به حساب می ‌آید.

دختر جوانی که خود را کارمند یکی از ادارات دولتی معرفی می‌ کند به این نابرابری معترض است: "به نظر من قانون ارثیه که در آن مردان دو برابر زنان ارث می‌ برند قانون مناسبی نیست بهتر است در جامعه زنان و مردان به یک میزان از ارث برخوردار بشوند".

سمتهای کلیدی

داشتن حقوق مدنی برابر با مردان درخواست بسیاری از زنان در جوامع آزاد است، مطابق برخی تفاسیر که از قانون ایران می شود نیمی از جامعه یعنی زنان از داشتن حقوقی مانند تصدی پستهای کلیدی کشور محرومند.

مریم، دانشجوی دانشگاه تهران با گروهی از همدوره ‌ایهایش در حالی که همگی روسری سفید به سر دارند از یک هفته قبل از هشتم مارس تصمیم گرفتند با پوشیدن روسری سفید به استقبال این روز بروند.

او که در حال بحث راجع به حقوق زنان است می گوید: "به عقیده من یکی از تبعیضهایی که بین زن و مرد در قانون اساسی آورده شده محروم کردن زنان از احراز پستهای مهمی همچون ریاست جمهوری یا قضاوت است".

سفر به خارج

در قوانین ایران زنان و دختران برای سفر به خارج از کشور باید از همسر یا پدرشان کسب اجازه کنند، گرچه مجلس ششم تلاشهای بسیاری انجام داد که در برخی موارد از جمله اعزام به خارج دخترانی که بورس دانشگاهی دریافت می کنند این قانون لحاظ نشود اما به دلیل مخالفت‌ شورای نگهبان این قانون همچنان پابرجا ماند.

نسرین بیست ساله که یکی از صمیمی ‌ترین دوستانش به خاطر این قانون از ادامه تحصیل محروم شده عقیده دارد: "قانونی که به مردان اجازه می‌ دهد در مورد سفر همسر یا دخترانشان تصمیم بگیرند بسیار ناعادلانه و به دور از قوانین جامعه مدرن است".

لایحه حمایت از خانواده

در این میان، فرستادن لایحه "حمایت از خانواده" از دولت به مجلس هفتم در سال گذشته نیز باعث مخالفت برخی از زنان شد، لایحه ‌ای که به استناد ماده ۲۳ آن، مردان برای ازدواج مجدد تنها نیازمند اثبات توانایی مالی به دادگاهند.

دانشجوی ۲۱ ساله‌ ای که در رشته مددکاری دانشگاه علامه طباطبائی درس می ‌خواند تصویب و اجرای چنین قانونی را برای جامعه بسیار نامناسب و ناعادلانه می داند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه