صدای آلمان: هنگام رسیدگی به پرونده قبلی منصوره شجاعی در دادگاه انقلاب به او گفته شدهبود که ممنوعالخروج نیست. به گفته نسرین ستوده وکیل شجاعی، نهاد ریاست جمهوری قانونا نمیتواند کسی را ممنوعالخروج کند ولی در مورد منصوره شجاعی برای اولین بار این اتفاق افتادهاست.
دویچه وله: خانم ستوده، گویا امروز خانم منصوره شجاعی به همراه شما قرار بوده که از ایران به مقصد دوبی به قصد یک سفر کاری خارج بشوند ، ولی بازهم مطابق هفتهی پیش که جلوی خانم اردلان را گرفتند، از خروج ایشان جلوگیری به عمل آمده است. اگر ممکن است جزییات این قضیه را توضیح بدهید.
نسرین ستوده: من به همراه موکلم بعد از اینکه تمام تشریفات قانونی برای بررسی گذرنامهی ایشان صورت گرفت و آن بخش بررسی گذرنامه را هم رد کردیم، یک آقایی آمدند جلو و گفتند من از ریاست جمهوری هستم، ایشان اجازهی خروج ندارند. اعتراض من به اینکه اساسا این کار غیرقانونی هست و شما نمیتوانید بدون داشتن حکم در دست خودتان کسی را ممنوعالخروج بکنید، متاسفانه بلاجواب باقی ماند و پاسخی که به من داده شد این بود که بررسی ما جداگانه از ادارهی گذرنامه هست و بله، سپاه پاسداران بخش دیگری را تشکیل میدهد، ما از ریاست جمهوری بخش دیگری را و ادارهی گذرنامه بخش دیگری. اعتراض من به اینکه پس هر وزارتخانهای اینجا میتواند یک میز بگذارد و راجع به ورود و خروج افراد اظهارنظر بکند، البته بیجواب باقی ماند.
گویا دیشب (۲۹ اسفند) هم تماسی با منزل ایشان یا منزل شما گرفته بودند و گفته بودند که نباید خارج بشوند، درست است؟
دیشب شخصی که خودش را مامور اطلاعات اعلام میکرد با من تماسی داشتند و اعلام کردند که من از این سفر صرفنظر بکنم. طبیعی بود که من واقعا ایشان را نمیشناختم و اطلاعی نداشتم و همچنین هیچ حکم قانونی مبنی بر اینکه من این سفر را نروم وجود نداشت. بنابراین امروز صبح اینجانب به اتفاق خانم منصوره شجاعی و اعضایی از خانوادهی خودمان راهی بودیم که در واقع با اعلام اینکه خانم منصوره شجاعی ممنوعالخروج هستند، از خروج ایشان جلوگیری به عمل آمد و بالطبع ما هم به این سفر نرفتیم.
این سفر به چه منظوری قرار بوده انجام بشود؟
این سفر به منظور پاسداشت روز جهانی زن در خارج از ایران توسط تعدادی از خانمها که جمع دوستانهای بود، داشت برگزار میشد که متاسفانه مجال تشکیل پیدا نکرد.
خانم ستوده، گویا چندماه پیش در بازجوییهایی که از خانم شجاعی در ارتباط با پروندهی قبلیشان بهعمل آمده بوده، به ایشان گفته شده بود که شما دیگر ممنوعالخروج نیستید. اگر این درست باشد، چون بازجوییها هم توسط وزارت اطلاعات صورت میگرفته است، الان هم ایشان باز توسط وزارت اطلاعات ممنوعالخروج شدهاند، این تناقض را چطور میشود توجیه کرد؟ در عرض این چندماه چه اتفاقی افتاده که ایشان مجددا ممنوعالخروج شدهاند ؟
من اصلاح میکنم، کسی که آمد جلو و گفت که شما ممنوعالخروج هستید، خودش را مامور ریاست جمهوری اعلام کرد نه وزرات اطلاعات. ارتباط این قضیه به دفتر ریاست جمهوری بر ما معلوم نیست و اساسا اینکه چگونه ریاست جمهوری میتواند جای مرجع قضایی را پر بکند، اینها در این قضیه هنوز برای ما مبهم است. در مورد اظهار خانم شجاعی، بله. طبق اظهار خود خانم شجاعی در آن بازجویی که چندماه پیش داشتند، اعلام کردند و پرسیدند که آیا میتوانند خارج بشوند و به ایشان گفته شده که میتوانند. ایشان هم قبل از اقدام برای سفرش و تهیهی بلیط، مجددا به ادارهی گذرنامه مراجعه میکنند. ادارهی گذرنامه ایشان را مجاز تشخیص میدهد برای خروج. در بررسی گذرنامه هم در همانجا، در فرودگاه، ما باهم از آن بخش مربوط به گذرنامه رد شدیم و آنطرف ناگهان این آقا آمدند و گفتند که شما حق خروج ندارید.
یعنی در حقیقت دو ارگان جدا در مورد یک نفر تصمیمگیری کردند، درست است؟
کاملا دو ارگان جدا و ارگان ریاست جمهوری اساسا صلاحیتاش برای اینکه شخصی را ممنوعالخروج بکند، قانونا برای ما روشن نیست.
خانم ستوده به عنوان وکیل خانم شجاعی برای پیگیری این قضیه قرار است که چه کاری صورت بدهید؟
حتما اعتراض قانونی خودمان را به این اقدام به مراجع ذیصلاح ارائه خواهیم داد و کار را از مجاری قانونی پیگیری خواهیم کرد. زیرا خانم منصوره شجاعی به موجب هیچ حکم قانونی ممنوعالخروج نیستند.
مصاحبهگر: میترا شجاعی
به مناسبت روز جهانی
زن روز یک شنبه 9 مارس 2008 در سنندج
درمحل خانه تشکل های غیر دولتی مراسمی
توسط جامعه حمایت از زنان و کانون
دفاع از حقوق کودکان بر گزار شد. در
جوار این مراسم نمایشگاهی از عکس های
زنان قربانی خشونت و فقر به نمایش
گذاشته شد مردم وشرکت کنندگان شهر
سنندج از محل نمايشگاه هشت مارس درمحل
مراسم با شور وشوق استقبال کردند و در
قسمتی هم عکس هایی از فعالیت های تا
کنونی جامعه حمایت از زنان به نماش در
آمد. همچنین شعارهای مختلفی هم در
کنار عکس ها نصب شده بود. مراسم با
سخنرانی ثریا محمدی در مورد اوضاع و
شرایط نگران کننده و نامناسب
امروززنان آغاز شد وی همچنین به
محدویت های فعالیت در این زمینه
اشاراتی کرد و تاکید کرد که با وجود
موانع ما تا آنجا که می توانیم تلاش
خود را در هر جایی که بتوانیم انجام
می دهیم تا از حقوق زنان دفاع کنیم.
در ادامه تاریخچه ی از 8 مارس و
مبارزات زنان در کشور های مختلف توسط
شتاو نودینیان و ثریا محمدی ارائه شد.
که مورد توجه حا ضران قرار گرفت.
بعد از آن تعدادی از حاضران صحبت هایی
در مورد مسائل و مشکلات زنان در جامعه
ایراد کردند وبه نمونه هایی از این
موارد اشاراتی داشتند.
همچنین درمورد مطالبات و مبارزات روز
هشت مارس درایران ومشکلات وموانع
فراروی جنبش زنان آزادی خواه وبرابری
طلب بحث وتبادل نظر شد . و برضرورت
کار جمعی علنی ومتشکل ، موثر و عملی
به طور جدی در دفاع از مطالبات و
خواست های زنان به شیوه های مختلف
تاکید کردند.
درادامه آمانج زمانی سخنرانی کرد
ومطالبات این دوره از جنبش زنان را
برشمرد وراهکارهای عملی برای کسب
مطالبات زنان درجامعه را تشریح کرد که
مورد تشویق حاضران قرا گرفت او همچنین
از ابعاد انسانی و مطالباتی که جامعه
حمایت از زنان در این چند سال
نمایندگی کرده اشاره کرد و گفت که اگر
شرایط به ما اجازه می داد ما در این
قامت هستیم که در ابعاد وسیعی مردم را
دور این خواست ها جمع کنیم و به نمونه
هایی از مراسم های 8 مارس در سال های
گذشته و حضور جند هزار نفری مردم در
آن اشاراتی کرد.
در ادامه شعری در مورد زنان توسط شاعر
آزادیخواه آرش کمانگر خوانده شد که
مورد تشویق حاضرین قرار گرفت او در
ادامه به سنگ ساردختر 8 ساله ای در
اهواز اشاره کرد که آن را غیر انسانی
ومتوحشانه خواند وی افزود که ما هر
کدام به عنوان سفیری که از این جلسه
بیرون می رویم باید دراشکال مختلف این
جنایت هولناک را در جامعه افشا و
محکوم کنیم و تلاش کنیم تا آنجا که می
توانیم افکار مردم را علیه جنین
جنایاتی آگاه کنیم و جامعه را به هر
شکلی از تکرار این گونه جنایات مصون
کنیم. آرش کمانگربراین نکته تاکید کرد
که جنبش اجتماعی زنان ومردان آزادیخوا
قادر است که دربرابر هرگونه تعرض وبی
حقوقی برزنان مبارزه کند وباید
درمقیاس سراسری متحد ومتشکل شود.
در پایان قطع نامه ای در 12 بند
خوانده شد و مورد تایید و تشویق
حاضرین قرار گرفت و مراسم درساعت 6:30
به پایان رساندند.
8 مارس2008
8 مارس روز اعتراض به
هر گونه نابرابریست ، روز برافراشتن
پرجم مبارزه برای رهایی انسان از
تبعیض و آپارتاید جنسی است روز طرح
کیفر خواست زنان و مردان ستم کش علیه
بی حقوقی و خشونت است امروز ما زنان و
مردان اعلام می کنیم زن انسان است و
نباید تحت قوانین تبعیض آمیز و زن
ستیز قرار گیرد و تحقیر و حقوقش
پایمال شود ما زنان و مردان شرکت
کننده در مراسم 8 مارس یکصدا و متحد
خواستار تامین مطالبات ذیل هستیم و
برای تحقق خواست ایمان با تمام توان
تلاش می کنیم.
1. تامین زندگی و مسکن مناسب برای
کودکان - دختران و زنان بی پناه و
خیابانی
2. رفع تبعیض از زنان در تمام شئونات
زندگی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی
3. پرداخت دستمزد برابر برای زن و مرد
4. حق آزادی بیان و تشکل و توقف هر
گونه سرکوب فعالین اجتماعی و نهادهای
مدنی و صنفی
5. برابری کامل زن و مرد در برابر
قانون مانند حق مالکیت ، حق شهادت ،
دیه ، حضانت ، طلاق و ارث بدون تبعیض
جنسیتی
6. لغو حکم اعدام ، سنگسار ، قصاص و
خشونت در قوانین کشور
7. فراهم آوردن زمینه های سالم جهت
کسب استقلال اقتصادی زنان و ایجاد
مراکز آموزشی رایگان
8. ایجاد امنیت شغلی و رفع کامل
مشکلات زنان کارگر و بهرمندی زنان
خانه دار و بی سرپرست از خدمات رایگان
و حق بیمه و ایجاد شرایط یکسان زن و
مرد در تمام پست های شغلی و مدیریتی.
9. رهایی از هر گونه قیود و برخورداری
از کلیه گونه حقوق انسانی در تمامی
ابعاد فردی و اجتماعی
10. ما از مبارزات کارگران در بخش های
مختلف کارگری برای تامین حقوق خود
پشتیبانی می کنیم
11. استثمار کودکان و اعدام آنان را
مغایر با میثاق بین المللی حقوق کودک
می دانیم و خواهان لغو احکام اعدام
صادره در دادگاه ههای کشور هستیم .
12. از مبارزات معلمان ، دانشجویان و
پرستاران برای تامین حقوق صنفی و
اجتماعی خود حمایت می کنم.
پرتوان باد جنبش آزادیخواهی و برابری
طلبی زنان
زنده با د 8 مارس روز جهانی زن
8 مارس2008 - سنندج
اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com
روز: ناهيد کشاوز، از فعالان کمپين يک ميليون امضابراي تغييرقوانين زنان، دانشجوي دکتراي جامعه شناسي است و مقامات متعددي درخصوص ويژگي هاي جنبش زنان به رشته تحرير درآورده. وي درگفت وگو با روز از ويژگي هاي مراسم روز جهاني زن طي روزهاوهفته هاي گذشته، رابطه با دولت و چالش هاي جنبش زنان ايران سخن گفته است. وي برخورد با فعالان اجتماعي به دليل رابطه با سازمان هاي بين المللي را تنها بهانه اي براي سرکوب حرکت هاي اجتماعي مي داند. اين گفت وگو درزير مي آيد.
گراميداشت روزجهاني زن با توجه به سال دشواري که جنبش زنان و کمپين يک ميليون امضا پشت سرگذاشت، چه تفاوت هايي با سال هاي گذشته داشت؟
البته همچنان انجام برنامه هاي مخصوص اين روز ادامه دارد. اما به هرحال ويژگي مهمش اين بود که به دليل فشارهاي پليسي و امنيتي، اين مراسم بيشتر درفضاهاي خصوصي و بسته برگزار شد. دردانشگاه هاي مختلف مراسم بود اما مي توان گفت در مقايسه با برنامه هايي که دراوائل دهه هفتاد يا دهه شصت برگزار مي شد، الان ما با گروه هاي زنان مواجه هستيم که رابطه شبکه اي باهم دارند وخواست ها ومطالبات مشخصي را دنبال مي کنند و اگر درعرصه خصوصي هم مراسم گراميداشت روز زن برگزار کنند، به آن بعد عمومي مي دهند. يعني موضوعاتي که مطرح مي کنند به فضاي رسانه اي مي آيد ودر روزنامه ها منتشر مي شود. اگر حداقل درعرصه رسانه هاي مکتوب هم محدود باشد، در عرصه رسانه هاي مجازي جاي خود را باز مي کند. بنابراين فرقش اين است که به خاطر فشارها به خانه ها برگشته اما محفل خانگي نيست. اين يک جنبش اجتماعي است که مجبور است به دليل وضعيتي که شرايط به آن تحميل مي کند، مقداري عقب نشيني کند.
خانگي شدن برگزاري مراسم روز زن و ديگر مناسبت هاي ويژه زنان چه تبعاتي دارد و آيا ممکن است به کمرنگ شدن صدايي بيانجامد که شما به هر تلاش مي کنيد آن را همچنان رسا و پرقوت نگهداريد؟
جنبشي که راه افتاده مطالبات مشخص و اورژانسي دارد. بنابراين فکر نمي کنم به اين راحتي ها متوقف شود. اخيرا که صفحات اينترنتي را مرور مي کردم ديدم سايت ادوارنيوز - يعني دانش آموختگان دفترتحکيم وحدت- ويژه نامه ايي براي هشتم مارس داشت. ديدن چنين اقدامي براي من شگفت آور وهيجان انگيز بود. يعني اين يک جنبش قدرتمندي است که نمي توان آن را ناديده گرفت. اگر شما ليست کساني که با آنها مصاحبه شده و يا دراين مورد صحبت کرده اند را نگاه کنيد، باسالهاي گذشته که اين مساله مطرح نبود، تفاوت عمده اي را مشاهده مي کنيد. سالهاي گذشته معمولا اين موضوع به صورت حاشيه اي مطرح مي شد و سياسيون حتي به نوعي تحقيرآميز ازآن سخن مي گفتند. الان توانسته حقانيت خودش را برفضاي مدني واجتماعي تحميل کند. بنابراين هرچقدر هم فشار بياورند اين جنبشي نيست که متوقف شود. شايد مجبور شود واستراتژ ي ها وتاکتيک هايش را تغيير دهد ويا درجستجوي اشکال جديدي براي مقاومت باشد ولي همچنان مانا وپايداراست.
از يک سري نيازهاي ضروري صحبت کرديد. به خاطر برخي ازاين نيازهاي اورژانس بخش هاي مختلف جنبش زنان درسال گذشته به مسئولان عالي رتبه مراجعه کرد ودرخواست هايي را مطرح کرد که درچند مورد هم جواب مثبت گرفت، برخي از احکام متوقف شد و به هرحال رابطه متفاوت ازسالهاي پيش بود. به نظرشما چطور مي شود اين رابطه موثر با مسئولين را نهادينه کرد وبر استحکامش افزود؟
حرکت جنبش بايد نشان بدهد که راه هاي نهادينه شدن اين ارتباط چگونه است. اما فکر مي کنم کمپين يک ميليون امضا وجنبش زنان، اگر بتواند مطالباتش را خيلي قدرتمند در جامعه مطرح وعمومي کند، سياسيون هم ناگزير هستند که اين جنبش را ببينند ومطالبات آن را ناديده نگيرند. من سوالي که هميشه از خودم مي پرسم اين است که چرا آيت الله صانعي که درسالهاي دهه شصت رييس ديوان عالي کشور بوده اند، اين بحث هايي که امروز درمورد حقوق زنان مي کنند را آن زمان انجام نمي دادند؟ چرا آيت الله رفسنجاني که دودوره رييس جمهور کشورمان بوده اند هرگز ازبرابري ديه زن ومردم صحبت نمي کردند اما دراين يک سال ونيم اخير که درواقع جنبش زنان مهرش را برتحولات سياسي اجتماعي ايران زده از آن سخن مي گويند؟ حتي افرادي از گروه هاي اصول گرا مانند خانم مريم بهروزي از مطالبات حقوقي زنان صحبت مي کنند. من خودم به عنوان يک کنشگر کمپين يک ميليون امضا فکر مي کنم که جايگاهمان اين است که بتوانيم مسائل را درعرصه عمومي مطرح کنيم وسياستمداران را وادار کنيم که به ما توجه کنند. هر فردي بايد فکر کند چطور مي تواند اين خواست ها را به پيش ببرد و درجهت برابري خواهي گام بردارد. اين راه تا حدي پيموده شده است. افرادي از جنبش زنان با نمايندگان صحبت کرده اند ومي بينيم که درمراسم دانشگاه تهران افرادي مانند خانم بهروزي و خانم کولايي دعوت ومسائل مطرح و به آنها گفته مي شود که چرا مثلا درموارد مختلف بي توجهي کرديد؟ حالا خانم مريم بهروزي ممکن است که بگويد اسلام همه چيز به ما داده و ما با جنبش زنان به شکل غربي اش هيچ نيازي نداريم، ولي درنهايت صداي جنبش زنان را شنيده و از برابري ديه سخن مي گويد وتصريح مي کند که چند همسري درشرايط موجود درست نيست. اگر جنبش زنان تلاشش را با وجود فشار زياد به عمومي کردن مطالبات در سطح جامعه متمرکز کند و در برابرفشارها هم مقاومت کند، امکان يک رابطه موثر وجود دارد.
با توجه به اينکه ليست احزاب مختلف منتشر شده ومعلوم است خانم هاي کانديدا چه کساني هستند، آيا اعضاي جنبش زنان تلاش کرده اند که با اين افراد وارد گفت وگو شوند ومطالبات وخواست هاي زنان را با آنها درميان بگذارند تا وقتي که وارد مجلس شدند، بتوانند آنها را پيگيري کنند؟
من خودم اطلاعي ندارم. با توجه به رد صلاحيت گسترده که شامل زنان کانديدا هم مي شد، من کانديداي خيلي معروفي نديدم که به مطالبات زنان پيش ازاين توجه کرده باشند. اما احتمالا حرکت هايي هست. يک آقاي يک موضوعي را مطرح کرده بود که بياييم با سازماندهي اين زنان را به مجلس بفرستيم. اما من خودم با وجود اين وضعيت ردصلاحيت هاي گسترده کانديدايي نمي شناسم که بخواهم به آن راي بدهم.
طي سالهاي گذشته وبه خصوص بعد از روي کارآمدن آقاي احمدي نژاد، بدبيني خاصي نسبت به حمايت سازمان هاي بين المللي از حرکت هاي اجتماعي داخل کشور وجود داشته وهرگونه رابطه شفاف با سازمان هاي معتبر هم با نگراني مفرطي همراه بوده است. تا چه مقدار اين نگراني منطقي است واز چه نقطه اي به شکل بهانه ايي مطرح مي شود که به وسيله آن با حرکت هاي مردمي برخورد بشود؟
به نظرم بهانه است. به هرحال درقرن بيست ويکم ديگر اين امکان پذيرنيست که کسي بگويد حقوق بشربه او مربوط نيست وکسي نمي تواند درمورد حقوق بشر کشورهاي ديگر صحبت کند. اين جايزه هايي که داده مي شود يک جور نشان مي دهد که جنبش زنان توسط نهاد هاي بين المللي وافکار عمومي کشورهاي ديگر ديده مي شود. موضوع اين نيست که ماجرا بحث بين دولت هاست. مثلا جايزه اي که به خانم پروين اردلان توسط بنياد اولاف پالمه داده شده است، دهنده اش يک نهاد دولتي نيست. اين نشان دهنده اين است که افکار عمومي سوئد نسبت به تحولات حوزه زنان در ايران حساس است. به نظرمن هميشه آنهايي که ابزار سرکوب دستشان است خودشان ازهمه تريبون ها استفاده مي کنند که حرفشان را بزنند اما خط قرمزهايي دور اعضاي جنبش هاي مدني و مثلا جنبش زنان ايجاد مي کنند که اينها را از هرگونه ارتباطي محروم وايزوله کنند. همان طور که ما حساس هستيم به اتفاقاتي که درکشورهاي منطقه وحتي کشورهاي غربي مي افتد وفکر مي کنيم مسائل مشترکي داريم، جنبش هاي اجتماعي ديگر کشورها هم همين نگاه را دارند. اگر تاريخ جنبش زنان را درايران نگاه کنيم مي بينيم اولين گروه هاي زنان نامه مي نوشتند به انجمن هاي زنان درکشورهاي غربي ومسائلشان را توضيح مي دادند. در سال 1311 ما بين فعالين زنان ايراني وفعالين منطقه ايي مانند عراق ومصروسوريه ارتباط داشتند. بنابراين اين تنها يک بهانه براي سرکوب است وفعالين مدني نبايد فريب اين بحث ها را بخورند و در دام ايدئولوژي هايي بيافتند که هرگونه ارتباط با جنبش هاي ديگر را به ابزار امپرياليست شدن تلقي ميکنند. ما ناچاريم ازاين ارتباط استفاده کنيم تا بدين وسيله از همکاران ما درکشورهاي يادبگيريم و بتوانيم تجربه هايمان را منتقل کنيم وهم اينکه در برابريک دولت سرکوبگر پناهي نداريم..
خط قرمز چنين رابطه اي کجاست؟
مخاطب چنين رابطه اي دولتها نيستند بلکه جنبش زنان درکشورهاي ديگر است. دولت ما هم مي تواند به نقض حقوق بشر به جاهاي ديگر دنيا اعتراض مي کند، ديگر کشورها وازجمله آمريکا هم چنين کاري مي کنند. اما نمي توان يک بام ودوهوا ديد.
فکر مي کنيد درمجلس جديد کورسوي اميدي وجود دارد که بتوانيد مطالبات خود را با نمايندگان جديد مطرح کنيد؟
به نظرم درمجلس هفتم هم که درمقايسه با مجلس ششم خيلي محافظه کاربود، برخي ازمطالبات کمپين يک ميليون امضا مطرح شد. اگر جنبش مطالبات خود را عمومي کند همه اينها ناچارند به آنها توجه کنند. گرچه درمجلس هفتم موضوع لايحه حمايت ازخانواده مطرح شد – که عقب گردي به هشتاد، نود سال پيش بود- ولي درواقع مطالباتي هم مطرح شد. من اين را به گسترده شدن اين مطالبات وتلاش هاي فعالان زنان ربط مي دهم وتغييرات جامعه درسي سال گذشته.
فکر مي کنيد مهمترين برنامه اي که کمپين مي تواند دردستور کارداشته باشد چيست؟
جنبش زنان گام مهم خود را برداشته و آن اينکه توانسته خواست هاي شفافي را مطرح وآنها را عمومي کند. اگر بتواند اين خواسته ها را بيشترعمومي کند وضمن شناخت ضعف ها از پتانسيل ها استفاده نمايد وحرکت خودش را به پيش ببرد، مهمترين فعاليت پيش رويش خواهد بود.
کاستي هاي جنبش زنان را درچه مي بينيد؟
فکر مي کنم مهمترين مشکل ما، مشکل امنيتي است. مهمترين مشکل درک غلط دولتمردان ايراني است که خواسته زنان را سياسي مي کنند و امنيتي مي بينند. در دو سال گذشته ما حتي دريک سالن عمومي نتوانسته ايم يک برنامه اجرا کنيم. روز به روز فضا بسته تر مي شود. مطبوعات زنان که صداي زنان است خاموش شده. مهمترين تريبوني که زنان داشته اند که ماهنامه زنان بود، لغو مجوز شد. ازسوي ديگر با فيلترينگ مداوم روبروهستيم. فشارهاي بيروني منجر به فشارهاي دروني هم مي شود. اين قدر بايد سعي کنيم که بحران ها را بگذرانيم که نمي تواند خيلي به چيزي که لازمه يک جنبش نيرومند است وآن همانا مطرح کردن چالش ها وجستجوي راه حل براي غلبه برآنها توجه زيادي کند. اگر چه از سوي ديگر نکات مثبتي هم وجود دارد. از جمله انقلاب اينترنتي که همه مرزها را پشت سرگذاشته است. اگر بتوانيم با ديد روشن ونگاه باز بتوانيم از اين امکانات استفاده کنيم ومقاومت کنيم به حداقل برابرحقوقي دست پيدا خواهيم کرد. چون اين مسائل اورژانس است واينها بايد به اين موضوعات پاسخ بدهند. گروه هاي زيادي از زنان وجود دارند وآنها بايدجواب بدهند به خشونتي که قانون پشت آن است. بايد جواب بدهند به اتفاقاتي که درزير پوست جامعه اتفاق مي افتد. ضمن اينکه شرايط دشوار است اميدوار هستم و مطمئنم که جنبش زنان مي تواند به خواسته هاي خود برسد.