بازگشت به صفحه اول

 

 
 

اطلاعيۀ کانون معلمان ايران در محکوميت صدور احکام ضد انساني؛ گروگان گيري، شکنجه و صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم و نويسنده و نيز اعلام حمايت مجدد از طرح تحريم همه جانبۀ  حکومت اسلامي

هم ميهنان ارجمند؛

همکاران گرامي؛

شخصيتها و مجامع مستقل مدافع حقوق بشر 

حکومت دستنشاندۀ اسلامي، انسانهاي  تحت حاکميت خود را اسير نبرد پيروز خدعه هاي خود دانسته، با صدور و اجراي احکام ضد انساني  در خصوص آنها اقدام به باجگيري از جامعۀ انساني و اجراي مقاصد شوم و پليد خود  مي نمايد که صدور و اجراي احکام قتل هزاران انديشمند، نويسندۀ مستقل و آزاديخواه ؛ مرگ تدريجي  جامعۀ فرهنگي ميهنمان و به ويژه قشر زحمتکش معلم در حيات مشقت بار بالاخص مادي خود و سقوط ارزشهاي والاي انساني  و اينک گروگان گيري ؛ شکنجه و صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم و نويسنده  از جملۀ آنان است.

کانون معلمان ايران ضمن محکوم نمودن صدور هرگونه حکم ضد انساني؛ حمايت مجدد خود را از طرح تحريم همه جانبۀ حکومت اسلامي با هدف سرنگوني آن اعلام داشته؛ استقرار حاکميت ملي و دموکراتيک را پايان بخش صدور اين قبيل احکام دانسته؛ پايداري  آحاد هم ميهنان و به ويژه جامعۀ معلمان ميهنمان و نيز حمايت شخصيتها و مجامع مستقل مدافع حقوق بشر را انتظار دارد

کانون معلمان ايران

22 اسفند 1386

-----

يك نوجوان ديگر در آستانه اعدام

دادستان كل كشور درخواست رسيدگى مجدد به پرونده امير امرالهى را كه در سن ۱۶ سالگى به اتهام قتل عمد دستگير و به قصاص نفس محكوم شد، رد كرد. اگر رئيس قوه قضاييه جلوى اجراى حكم را نگيرد، امير امرالهى به‌زودى اعدام خواهد شد.

محمد مصطفايى، وكيل امير امرالهى:

به نام خدا
ايران امروز: دادستان كل كشور درخواست رسيدگى مجدد به پرونده امير امرالهى كه در سن ۱۶ سالگى به اتهام قتل عمد دستگير و به قصاص نفس محكوم شد را رد كرد.
با اين وصف پرونده مى بايست جهت استيذان در اجراى حكم قصاص به نظر رياست محترم قوه قضاييه برسد ايشان با توجه به اختيارتى كه دارند مى توانند اعاده دادرسى موكل را پذيرفته و مقرر نمايند پرونده مجددا در شعبه ديگرى رسيدگى شود.

در تاريخ ۲۸/۸/۱۳۸۴ حدود ساعت ۱۱:۳۰ دقيقه موكل اينجانب به همراه دو نفر از دوستان خود، به نامهاى حسن محمدى و على سلمانى در مقابل نانوايى واقع در خيابان آزادگان شيراز بوده، كه به صورت اتفاقى با مقتول آقاى محسن كاظمى و دوستش جواد وزيرى برخورد مى نمايند . با مشاهده همديگر و بحث ها و مشاجرات لفظى بينشان در گيرى ايجاد مى شود (درگيرى كاملا از روى بچگى و نا خواسته صورت پذيرفت) موكل به قصد ميانجيگرى وارد معركه شده و چون على سلمانى داراى كاردى بود آنرا از او مى گيرد تا در صورت نياز از خود دفاع كند و مهاجمين را بترساند. گويا مقتول بدون هيچ دليلى موكل را كه از سن پايينى برخوردار بود مورد ضرب قرار داده و به گونه تحريك مى كند، موكل چاقو را به او نشان مى دهد تا او را بترسان كه از او دور گردد ولى متاسفانه مقتول سماجت به خرج داده و محل را رها نمى نمايد مقتول ضربه اى به صورت موكل زده و وى نيز به وسيله دسته چاقو به آرامى به صورتش زند تا شايد برود ولى مجددا مقتول در محل مى ماند و چون همه با هم درگير بودند نا خودآگاه بى عقلى نموده زمانيكه مقتول به سمت موكل مى رود تا او را مجددا بزند چاقو را به طرف او برده و ناگهان چاقو به سمت سينه راست مقتول اصابت مى كند. موكل از ترسش فرار مى كند متعاقبا در همان روز موضوع را به پدرش در ميان مى گذارد و خود را تحويل قانون دهد . موكل به هيچ عنوان فكر نمى كرد كه چهار نفر از پنج نفر قضات دادگاه كيفرى استان فارس وى را به مرگ محكوم نمايند بدون آنكه توجه اندكى به روحيات و شرايط عقلى و موقعيت وى كنند.

صرفنظر از اينكه بر اساس كنوانسيون حقوق كودك و ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى اعدام اطفالى كه در زمان ارتكاب جرم سنشان زير ۱۸ سال بوده ممنوع است رد درخواست رسيدگى مجدد به پرونده امير امرالهى در حالى است كه ايرادات قانونى بسيارى در پرونده وجود دارد كه اجراى حكم را با شبهه جدى مواجه مى نمايد از جمله :

۱. همانطور كه يكى از مستشاران محترم شعبه ۵ دادگاه كيفرى استان نظر داده اند موكل اينجانب در زمان وقوع جرم تنها ۱۶ سال سن داشته و قدرت درك و فهمم به گونه اى نبود كه بتواند در برابر برخى مسايل بوجود آمده خود را كنترل كند بنابراين شايسته بود به نظر ايشان كوچكترين توجه اعمال مى گرديد و او را به پزشكى قانونى معرفى مى نمودند تا پزشكان متخصص تشخيص دهند كه آيا موكل در زمان ارتكاب جرم بالغ بوده يا خير چرا كه در هيچ جاى قانون مجازات اسلامى سن مسئوليت كيفرى مشخص نشده و به بلوغ شرعى اكتفا شده است و در مواد ديگرى از قانون به رافعيت مسئوليت كيفرى نابالغ اشاره شده است كه تفسير به نفع متهم ايجاب مى نمود لااقل اين خواسته مطرح و مورد رسيدگى قرار مى گرفت نه اينكه به تعجيل و در همان روز رسيدگى، حكم به محكوميت وى صادر مى گرديد. اين موضوع با عنايت به اينكه در ماهيت دعواى مطروحه تاثير بسزايى دارد حائز اهميت و از موارد غير شرعى بودن حكم صادره است.

۲. چون وضعيت مالى و معيشتى موكل و خانواده اش به گونه اى نبوده است كه بتواند از وكلاى حرفه اى دادگسترى و متخصص در اين امور استفاده كند متكى به وكيل تسخيرى شده كه متاسفانه وكيل ايشان به دليل كهولت سن و بيمارى نتوانستند موارد ابهام آور و شبهه انگيز را به درستى مطرح نمايند چرا كه وضعيت روحى و روانى موكل به گونه اى است كه در برخى از مواقع تعادل روانى خود را از دست مى دهد و اعمالى انجام مى دهد كه در حيطه اختيارش نيست بنابراين لازم و ضرورى بود كه موكل اينجانب را پزشكان پزشكى قانونى مورد معاينه قرار داده و پيرامون جنونش كه به صورت موقت به سراغش مى آيد اظهار نظر مى نمودند. مضافا به اينكه موكل زمانيكه در زندان نظام ( زندانى مخصوص اطفال زير ۱۸ سال ) بود به دليل بيمارى روانى از قرصهاى آرام بخش قوى استفاده مى كرد كه پرونده پزشكى اش موجود است ولى متاسفانه به اين نكته مهم نيز هيچگونه توجهى نشد لذا دراين قسمت نيز حكم صادره مخدوش بوده و اجراى حكم بى عدالتى در حق وى مى باشد. هر چند موكل از كرده خويش نادم و پشيمان ولى واقعيت اين است كه ايشان به هيچ عنوان قصد ارتكاب قتل را نداشته و عملى را كه انجام داده ست فارغ از توان و اراده اش بوده و عالما و عامدا مرتكب قتل نشده است.

۳. همانطور كه از شهادت شهود استنباط مى شود زمانيكه متوفى نقش بر زمين شد افراد بسيارى نزديك متوفى حضور داشتند ولى هيچ يك آنها را به بيمارستان و يا نزديك ترين مركز درمانى نبرده تا اينكه پس از ۳۰ دقيقه خودروى آمبولانس حاضر و محسن ( مقتول ) را به بيمارستان انتقال و ايشان در بيمارستان به رحمت ايزدى شتافتند در اين پرونده نكته مهم ديگرى كه حائز اهميت است اينكه مصدوم مى بايست به سرعت به بيمارستان منتقل مى گرديد كه اين عمل پس از مدت طولانى انجام شد يعنى زمانيكه خون بسيارى از متوفى رفته و بى هوش گرديد. از طرفى امكانات بيمارستانى مناسبى وجود نداشت بنابراين بازپرس و قضات محترم دادگاه مى بايست به درستى تحقيق مى نمودند كه علت تامه مرگ چه بوده است اگر علت واقعا خونريزى شديد باشد و عمل نوعا كشنده نباشد قتل ارتكابى شبه عمد بوده و حكم صادره به عمدى بودن قتل بر خلاف شرع و قانون است.
۴. بند ب ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامى مقرر مى دارد كه هر كس عملى را عامدا و عالما انجام دهد كه نوعا كشنده باشد قتل عمد است . در حالى كه محتويات پرونده و دلايل موجود در آن نشان مى دهد كه موكل اينجانب به هيچ عنوان عالما و عامدا عملى را انجام نداده است كه نوعا كشنده باشد چرا كه اگر قصدى در مورد قتل يا عمل نوعا كشنده داشت به قلب متوفى ضربه وارد مى نمود كه اين كار را نكرده و به صورت ناخود آگاه آنهم بر اثر سماجت متوفى اين اتفاق ناگوار كه وى را زندان نشين و خانواده اش را سيه پوش كرد به وقوع پيوست.

اميدوارم با توجه به ايرادات بسيارى كه در پرونده وجود دارد ، موضوع پرونده موكل مجددا مورد رسيدگى قرار گرفته تا خداى نكره خون اين پسر ۱۶ ساله به ناحق ريخته نشود .

-----

۹ ماه بلاتکلیفی بختیار رحیمی، فعال کارگری، در زندان

بختیار رحیمی عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری که در روز ۲۸ تیرماه در پی حمله افراد مسلح به منزلش بازداشت و زندانی شده بود، هم اکنون با گذشت حدود ۹ ماه از زمان بازداشتش، در بند ۲۰۹ زندان اوین و در سلول انفرادی نگهداری می شود.

اتهامات این فعال کارگری، شهر مریوان، ارتباط با گروه‌های غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده است. به گفته ی یکی از فعالان سیاسی که به تازگی از بند ۲۰۹ آزاد شده است، بختیارحیمی در طی دوران بازداشت در بند ۲۰۹ تحت فشارهای شدید روانی قرار گرفته است.

وی در طول بازداشت ۹ ماهه خود تنها یک بار به مدت ۵ دقیقه توانسته است با خانواده خود دیدار داشته باشد. این در حالی است که مطابق بخشنامه حقوق شهروندی قوه قضائیه، ” متهمان حق دارند در طول دوران بازداشت با خانواده و نزدیکان خود ملاقات داشته باشند.”

گفتنی است این فعال کارگری، پس از بازداشت ابتدا به زندان سنندج انتقال یافت و پس از ۹۵ روز حبس، به زندان اوین منتقل شد.

گفته می شود، علاوه بر این بازداشت دیگر اعضای کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری در شهرهای پاوه، سقزو اهواز، نیز از سوی نیروهای امنیتی احضار و تهدید شده اند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

----

اعتراض انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه نسبت به بازداشت سعید فیض الله زاده، فعال دانشجویی این دانشگاه

خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی با صدور اطلاعیه ای بازداشت سعید فیض الله زاده، یکی از فعالین دانشجویی این دانشگاه، را محکوم کرد. متن این اطلاعیه به شرح زیر است:

فضای دانشجویی وآکادمیک ایران سیاهترین روزهای تاریخ خود را سپری میکند،این سرکوب و قلع وقمع که تنها محدود به یک ایده و یک قشر نیست،از سرکوب اساتید با اخراج وبازنشستگی زود رس آغاز شده و تا بازداشت ،زندان و محرومیت از تحصیل موقت ودائمی دانشجویان ادامه می یابد.انقلاب فرهنگی دوم بسیار خشن تر از آنچه فکر می کردیم بر سرمان سایه افکنده ،اساتیدآزادی خواه از تدریس منع میشوند ودانشجویان دگر اندیش از دانشگاه رانده می شوند،بازداشتهای طولانی دانشجویان برای چند ماه ودر آخر وثیقه های سنگین؛پرونده پیچیده دانشجویان پلی تکنیک و.. نمونه هایی از بی لیاقتی وعدم صلاحیت مدیریت دانشگاهی بوده واستدلال مناسبی برای عدم استقلال دانشگاه و فضای آکادمیک آن است.

سعید فیض الله زاده ؛دانشجوی محروم از تحصیل که دو ترم محرومیت از تحصیل را دریافت نموده وهمچون دیگر همکلاسان خود در علامه ودیگر دانشگاههای ایران بر حقانیت خود معتقد بود؛ در ۱۱اسفند ماه بازداشت شده وبه زندان اوین میعادگاه همه آزادی خواهان منتقل شده است.انجمن اسلامی دانشگاه علامه این بازداشت غیر قانونی را همچون تمامی بازداشت های خود سرانه محکوم کرده و خواهان پایان بخشیدن به این روش بر خورد است و آزادی هر چه سریع تر سعید فیض الله زاده و تمامی دانشجویان دربند هستیم.

انجمن اسلامی دانشجویان

دانشگاه علامه طباطبایی

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه