|
زندان پاسخ اندیشه نیست!
به همه نهادهای فعال حقوق بشری و
مردم آزادیخواه و انساندوست در سراسر جهان
مردم
مبارز و آزادی خواه
ایران!
فعالین سیاسی، دانشجویی٬ فعالین
جنبش زنان٬ کارگری و اجتماعی
روی سخن با همه ی مردم آزادی خواه و عدالت طلب
است.همه ی کسانی که قلبی تپنده برای برابری و
آزادی در سینه دارید٬ به پا خیزید ٬
زمان همدلی و همراهی فرا رسیده است ٬ اکنون بیش از
هر زمانی ضروریست که به پا خیزیم و فعالین دانشجویی و کارگری و زنان و همه زندانیان سیاسی را از
بند آزاد
سازیم.
دستگیری و بازداشت دانشجویان
،
فعالین
حقوق زنان و کارگران و
سایرعرصه ها در سراسر کشور ضرورت
فعالیت گسترده تر برای آزادی دانشجویان در بند و
همه زندانیان سیاسی را فراهم آورده
است. طی روزهای گذشته در دانشگاه های شهر های
تبریز ، همدان ، شیراز ، اصفهان،
کرمانشاه ، مازندران و همچین دانشکده حقوق دانشگاه
علامه تجمعاتی فراگیر برگزار گردید که به خوبی نشان از همبستگی دانشگاه های سراسر ایران
دارد. این همبستگی را
باید برای آزادی
همه
زندانیان سیاسی به کار
بست.
ما تصمیم داریم با همه ی توان خود برای آزادی
زندانیان سیایی ،
دانشجویان
، فعالین حقوق زنان و کارگران و
…
از بند تلاش
کنیم و در این راه به در دست داشتن دست همه ی دانشجویان و
مبارزان عرصه های مختلف
نیازمندیم تا همه ی زندانیان سیاسی از بند آزاد و
رها گردند.
ما جمعی از فعالین
حقوق بشر٬
فعالین عرصه های سیاسی٬ کارگری٬ اجتماعی و زنان در ایران و خارج از ایران٬
ضمن محکوم کردن هر
گونه تعلیق، اخراج، دستگیری و پیگرد دانشجویان و
فعالین سیاسی٬
زنان٬
کارگری و اجتماعی، خواهان آزادی فوری وبدون و قیدو
شرط آنان هستیم و به همین منظور سال
۱۳۸۷
را سال آزادی زندانیان سیاسی از بند
نام می نهیم و نوروز سال
۱۳۸۷
را نوروز آزادی می نامیم
،
تا بهار 1387 بهار آزادی برای همه
زندانیان سیاسی و … باشد. خواسته ما آزادی
زندانیان سیاسی ، دانشجویان زندانی ، فعالین حقوق زنان و آزادی بی قید و شرط فعالین کارگری، لغو
کمیته های انضباطی، از
بین بردن فضای نظامی و به رسمیت شناختن حق تشکلها
و نشریات دانشجوئی در تمامی
دانشگاههای ایران و متوقف کردن سانسور و سرکوب
رسانه های عمومی کشور هستیم . تمامی افراد ، نهادها و سازمانهای مدافع حقوق برابر انسانی را به این اعتراضات دعوت کرده و خود
را در قبال حقوق
دانشجویان ٬ کارگران و زنان به عنوان نماینده
شایسته مردم مسئول میدانیم.
ما امضا کنندگان زیر از همه ی انسان ها و تمامی نهاد ها درخواست
یاری و حمایت
داریم.
برای تماس با نوروز آزادی به این
سایت مراجعه کنید
http://www.azadinews.org/noroozeazadi/
اعلام
حمایت خود را به این ای - میل
ارسال کنید
noroozeazadi@gmail.com
-----
نامه دانشجویان زندانی به مناسبت سال نو
فرا رسیدن
عید خجسته و سراسر سرور نوروز ایرانیان و تحلیل
روزهای سرد زمستان و ایام پرنشاط بهار و تعویض
پوشش عریان و سرد زمستانی به جامعه شکوفه و گل و
طالب نور بهاری بر پیکر طبیعت ،
طبع آدمی را به
حسن و کلام آدمی را به
طرب میکشاند تا شادباش نوروز حامل تازگی
باشد و طراوت ببخشد و از سنت ایرانیان تقدیر
یکساله را از چند صباح آغازین حاصل نماید و به
همنشینی و همصحبتی ، همدلی رقم زند و امید پیروزی
و موفقیت را با درکنار هم بودن معنا بخشد و از
تلخی ها و سختی های دیروز در حلاوت بخشیدن به فردا
بهره برد.
جامعه ایران
در سال 86 ایام تلخی را سپری کرد ، سالی که بر
آزادی و دموکراسی بسیار جفا رفت ، اخراج اساتید و
دانشجویان از دانشگاه ، توقیف روزنامه ها و نشریات
، جمع آوری کتب از کتابخانه ها ، پر شدن زندانها
از آزاداندیشان ، تیعید اندیشمندان ، سانسور شدید
رسانه ای ، تبدیل رسانه ملی به مونولوگ حاکمیت ،
تاخت و تاز خردستیزان در ساحت علم و دانش ، حریم
دانشگاه ، محدودیت ظرفیت دموکراسی و سرکوب نهادهای
مدنی در ایران ، افزایش قدرت انحصارطلبان
اقتدارگرایان در حاکمیت ، استقبال حاکمان از جنگ و
جنگ افروزی ، افزایش تحریم ها و فشارهای بین
المللی ، نابسامانی اوضاع اقتصادی ، دامنه دار شدن
فقر و شرایط بد معیشتی مردم ، شدت یافتن فساد و
تبیعض ساختار بیمار حاکمیت تهدیدات فراوانی را
متوجه جامعه در حال گذار ما ساخت و با گوشزد کردن
خطر سقوط اخلاق ، شواهدی از فروپاشی اجتماعی و
اقتصادی را بیان مینماید ، که بی تردید ایران را
در آستانه وضعیت بحرانی قرار داده است .
سال 86 بر
حقوق انسانی چنان سخت گرفته شد که سخن از حقوق بشر
نیز خطر بسیاری میطلبید ، صدور احکام اعدام فراوان
و فشارهای بی سابقه بر فعالان زن و سرکوب فعالان
اقلیتهای قومی و دینی به بهانه های واهی تنها گوشه
ای از امور غیراخلاقی و غیرانسانی صورت گرفته بود
.
سال 86
همچنین سال تلخی برای قانونگرایی بود ، سالی که
حاکمیت سلایق در دانشگاه حرمت دانشگاه و احترام
دانشگاهیان را شکست ، به تفسیری از قانون ، امنیت
حریم شهر را اسیر تاخت و تاز خشونت طلبان ساخت و
بازداشتها قدم در وهن
قانون برداشت و احکام دستگاه قضا نمایان عدم
استقلال و اقتدار قضات و فقدان عدل قضاوت بود و
پایان سال نیز با انتصاباتی در نهاد قانونگذار و
بی حرمتی به قانون حکایت از کینه و عداوت با
قانونگرایی داشت.
لیکن افزایش
شدت و سختی بر جنبش دانشجویی بر پختگی ایشان افزود
و جریانی که بیش از هر چه به افزایش آگاهی و دانش
اندوزی احتیاج داشت در فرصت مناسبی قرار گرفت ،
فشارها بر تشکلهای دانشجویی در سال 86 چنان بی
سابقه بود که استمرار حیات فعالیت این تشکلها در
دانشگاهها ، پیروزی فعالان دانشجویی و بهترین پاسخ
به تمامیت خواهان و انحصار طلبان حاکمیت بود ،
احضارها ، تعلیق ها ، ممنوعیت ورود و بازداشتهای
بیشمار دانشجویان در سال 86 از همان ابتدای سال
چنان پردامنه و جدی آغاز گردید که حاکی از خشم
وعصبانیت فراوان حاکمیت جمهوری اسلامی از
دانشجویان بود .
بازداشتهای
دسته جمعی دانشگاههای مازندران ، پلی تکنیک ، دفتر
تحکیم وحدت ، ادوار تحکیم در نیمه نخست سال و
بازداشتهای متعدد فصل پائیز دانشگاههای سراسر کشور
تا بازداشت دسته جمعی دانشجویان تهران در اواسط
آذرماه و اواخر دیماه و بازداشتهای اسفندماه
دانشگاههای شاهرود و شیراز گوشه ای از بیش از 200
مورد بازداشت دانشجویی سال 86 بود که اندک تلخکامی
اش به درایت فعالان دانشجویی حلاوت را در امور
بعدی جنبش دانشجویی به بار آورد . گرچه برخوردهای
بسیار شدید و رفتارهای غیرانسانی و غیراخلاقی در
مورد بازداشت شدگان پلی تکنیک در اردیبهشت و خرداد
86 و تعدادی از بازداشت شدگان آذرماه چون سعید
حبیبی ، بهروز کریمی زاده و پیمان پیران صورت گرفت
، لیکن حمایتهای فراوان جنبش دانشجویی از بازداشت
شدگان و افشای شکنجه ها و فشارهای فراوان بند
امنیتی 209 مانع از بروز اینچنین رفتارهایی با
عموم دانشجویان شد که بی تردید از مهمترین دست
آوردهای سال 86 جنبش دانشجویی ، علیرغم خواست
ددمنشانه عده ای خاص در سرکوب دانشجویان ، حد و
تعدیل برخوردها و بازداشت شدگان و آزادی اکثر
دانشجویان دربند بوده است که امید است با استمرار
حمایتها و پافشاریهای دانشجویان وضعیت مطلوبتری
نیز حاصل گردد .
جنبش
دانشجویی سال 86 همچنین شاهد فعالیتها ، شعارها و
رفتارهای جدیدی در کنار آرمانها و شعارهای اخیر
جنبش دانشجویی بود که گستردگی و هدفمندی آن در
دانشگاههای مختلف بسیار نویدبخش بود و علیرغم
برخوردهای غیرعقلانی و غیرانسانی بیشمار دستگاه
حاکم توانست با استقامت خویش پوچی هدف ترکه بیداد
آزادی ستیزان و خردگریزان را نشان داده و نوید
موفقیت دانشجویان را در سال آینده دهد . موفقیتی
که بی تردید در گرو همنشینی و همصحبتی های بیشتر
گروههای مختلف دانشجویی در جهت حصول و همدلی عموم
دانشجویان در حرکت به سمت آرمانها و اهداف جنبش
دانشجویی می باشد.
بنابراین
امید است با تامل و همراهی دانشجویان با چشمانی
نقاد و ذهنی نقاد . سال نیکوتری بر جنبش دانشجویی
رود . همراهی و حرکتی که همراه شدنش با نقدهای
عالمانه و منصفانه و با بستن راه سوء استفاده
دشمنان علم و دانشگاه مسیری معقول خواهد پیمود .
امید است
زیبایی بهار و طروت نوشدن ، در سال هزار و سیصد و
هشتاد و هفت بر نسل نویی از جامعه ما باب همتی را
بگشاید تا دانشجویان بر وظیفه اصلی خویش که همانا
آگاهی بخشی است فعل تحقق بنشانند تا در مسیر تامین
امنیت و رفاه و تمامیت ارضی در لوای آزادی ،
دموکراسی ، قانونگرایی و حقوق بشر طراوت و زیبایی
را به جامعه ایران ارزانی دارند و این حال و هوای
بهاری را بامید تحویلی بهاری و استقرار زیبایی در
طول سال تعقیب نمایند در پایان نیز به نوبه خود
آغاز سال 1387 هجری شمسی را به عموم ملت ایران به
ویژه دانشجویان و آزادیخواهان تبریک میگوییم .
به امید
موفقیت و پیروزی
–
زندان اوین
احسان منصوری
مجید توکلی
احمد قصابان
-----
گزارش سالانه نقض حقوق بشر در ایران
نقض حقوق بشر همواره بالاخص در طی
سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی شاخصی جدایی ناپذیر
از تحولات و رویدادهای سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ،
اجتماعی و... در ایران بوده است . در تداوم این
روند و پس از روی کار آمدن دولت نهم در جمهوری
اسلامی روند نقض حقوق بشر که پس از دهه هفتاد به
سوی حوزه های مستقل عمومی و جامعه مدنی نشانه رفته
بود ، شکلی منظمتر یافت که یقیناً سال 1386 را
باید به عنوان یکی از سیاهترین و غم انگیزترین
سالها برای جامعه حقوق بشر ایران که سکوت سیاسی و
توامان جامعه بین الملل نیز خود دردی افزون گردیده
است دانست .
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
در تداوم پیکار خستگی ناپذیر خود با ناقضین حقوق
بشر اکنون و در طی نخستین ساعات سال 1387 گزارشی
از نقض حقوق بشر در سال 86 را به رسم عرف و قاعده
تقدیم آزاداندیشان و آزادیخواهانی که قلبشان برای
صلح و دوستی نوع بشر میتپد مینماید ، یقیناً این
مختصر گزارش دارای کمبودها و کاستی های فراوانی
است به طوریکه تنها میتوان آن را بعنوان قسمتی از
نقض حقوق بشر در ایران که توسط فعالان حقوق بشری ،
تشکلات و رسانه ها رصد و دیده بانی گشته است
خواند.
همچنین باید این گزارش را عاملی
برای توجه بیشتر به همیاری و تقویت دیده بانی
جامعه دانست .
دانشجویان
جنبش دانشجویی به عنوان یکی از
ارکان جامعه مدنی ، در سال گذشته به واسطه مهندسی
نوین سرکوب دستگاه امنیتی مورد اماج و حملات
هدفمند سیستم سرکوب قرار گرفت در این راستا بیش از
249 مورد بازداشت ، 63 مورد زندانی ، 670 مورد
احضار به کمیته انضباطی ، 30 مورد ضرب و شتم توسط
نهادهای سرکوب گزارش شده است .
کمیته های انضباطی که دادگاه های
داخلی دانشگاه محسوب می شوند بیش از 104 دانشجو را
به یک ترم تعلیق از تحصیل ، 68 دانشجو را به دو
ترم یا بیشتر تعلیق و محرومیت از تحصیل ، 50
دانشجو را ممنوع الورود و 10 دانشجو را از خوابگاه
و امکانات رفاهی محروم کرده است ، همچنین بیش از
60 نشریه دانشجویی توقیف یا لغو امتیاز گردیدند .
زنان
جنبش زنان ایران که در سالهای اخیر
با وجود تشدید سرکوب ها همچنان به سوی بلوغ و
شکوفایی در حرکت است نیز در این بین آماج سرکوب
های فزاینده ای بوده است ، سرکوب فعالین کمپین یک
میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بعنوان
سمبل مبارزات برابری طلبانه همچنان ادامه دارد ،
در سال گذشته بیش از 30 تن از فعالین این کمپین
بازداشت و با قرار وثیقه های سنگین از15 تا 45 روز
را در زندان سپری کرده اند و دادگاه های انقلاب که
به عنوان ابزار سرکوب جنبش های مختلف از سالهای
دور فعالیت داشته است در 33 مورد برای فعالین حقوق
زنان حکم صادر کرده است و آنان را به اتهامات واهی
به احکام غیر انسانی چون زندان محکوم نمود .
بیش از 10 مورد خودسوزی ، 79 مورد
تجاوز و 38 مورد صدور حکم اعدام برای زنان ایران
که از دیدبانی کاملی توسط گروه های حقوق بشری
برخوردار نیستند تا کنون گزارش شده است که بسیار
کمتر از آمار واقعی آن در جامعه است ، ضرب و شتم
و بازداشت زنان توسط نیروهای انتظامی به عنوان طرح
مبارزه با بدحجابی یکی از موارد بسیار مشهودی است
که در سطح شهرهای بزرگ بارها مشاهده شده است و
اسنادی نیز از وجود چنین برخورد های در رسانه های
آزاد انتشار یافت .
روزنامه نگاران
نقض حقوق جامعه مطبوعاتی ایران در
سال گذشته بسیار مشهود بود به طوری که گزارشگران
بدون مرز ایران را بزرگترین زندان روزنامه نگاران
در خاورمیانه لقب داد ، وجود 10 روزنامه نگار در
زندان و بازداشت 20 روزنامه نگار ، احضار 82 تن به
دادگاه مطبوعات و انقلاب ، صدور 32 مورد حکم توسط
دادگاه ها و توقیف 32 نشریه خود نشان دهنده
واقعیتی تلخی است که در سال گذشته بر جامعه
مطبوعاتی ایران رفته است .
وزارت ارتباطات و فناوری نیز در
این میان با فیلترینگ وب سایت ها نقش مهمی را در
بستن جامعه مطبوعاتی کشور داشته است و در طی سال
گذشته صدها وب سایت و خبرگزاری رسمی و غیر رسمی و
وبلاگ ها توسط این نهاد دولتی مسدود شد .
کارگران
جامعه مولد و زحمت کش کارگر در
ایران نیز همچون سایر اقشار و طبقات اجتماعی از
تجاوز حرمت شکننان و ناقضین حقوق در امان نماندند
و دوش به دوش سایر جنبش های اجتماعی مکررا و
مستمرا ناچار به پرداخت هزینه های سنگینی در راه
احقاق حقوق و در چارچوب مبارزه مسالمت آمیز خود
گشت که به استناد آمار در یک سال گذشته بیش از
2600 کارگر بدون دریافت حقوق از کار اخراج شده اند
، 2700 کارگر با دریافت حقوق از کار اخراج شدند
بیش از 80 کارگر در جریان اعتصابات و تجمعات
بازداشت شدند که 36 تن از آنان نیز مدتی در زندان
نگهداری شدند و بیش از 63 هزار تن از کارگران رسمی
و قراردادی حقوقشان ماه ها به تعویق افتاده است .
زندانیان سیاسی
وجود زندانی سیاسی نماد نقض حقوق
بشر در ایران است هر چند که زندانیان سیاسی همواره
از سوی حاکمیت با تعاریف مختلفی چون محارب ، منافق
، مفسد فی الارض و ... کتمان شده است .
در زندان های ایران بیش از 400
زندانی سیاسی ، عقیدتی و امنیتی توسط مجموعه
فعالان حقوق بشر در ایران شناسایی شده است که روز
به روز بر تعداد آنها افزوده می شود ، علاوه بر
این اسامی ، سال گذشته بیش از 500 تن از فعالین
مدنی توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بازداشت و
روانه زندان شدند که با قرار وثیقه های سنگین و
احکام تعلیقی به عنوان زندانیان سیاسی خارج از
زندان محسوب می شوند که در صورت عدم سکوت و آغاز
فعالیت مدنی به زندان ها منتقل خواهند شد .
تبعید :
تبعید زندانیان سیاسی بطور محسوسی
افزایش داشته است و زندان رجایی شهر کرج رسماً از
سوی سازمان زندان ها به عنوان تبعیدگاه زندانیان
سیاسی معرفی شده است که بیش از 50 زندانی سیاسی را
بر خلاف اصل تفکیک جرایم جهت اعمال فشار مضاعف در
بین زندانیانی با جرایمی چون قتل و آدم ربایی
نگهداری می کنند . هر چند دهها زندانی تبعیدی دیگر
نیز در سراسر کشور و دور از محل سکونت یا بازداشت
خود به سر میبرند.
شکنجه های جسمی:
از نمونه های بارز و مستند شکنجه
در سال گذشته می توان به موارد زیر اشاره کرد :
1-
قتل ابراهیم لطف الهی دانشجوی پیام نور سنندج در
اداره اطلاعات سنندج
2-
قتل دکتر زهرا بنی یعقوب ( بنی عامری ) توسط نهاد
سرکوبگر بسیج در بازداشتگاه خانگی این نهاد
3-
شکنجه معلم اعدامی ، فرزاد کمانگر
در اداره اطلاعات سنندج ، کرمانشاه و بند 209
اطلاعات تهران
4-
شکنجه سه فعال دانشجویی به نام های مجید توکلی ،
احسان منصوری ، احمد قصابان در بند 209 زندان اوین
موارد فوق از جمله موارد مستند
گشته و برجسته شکنجه جسمی در بازداشگاه های مخفی
می باشد که هیچگونه دیدبانی از سوی نهادهای حقوق
بشری و حتی قوه قضائیه بر آنها وجود ندارد .
موارد صدور حکم اعدام بر فعالین
مدنی :
همانطور که در مقدمه عنوان گردید ،
پس از روی کارآمدن دولت نهم لبه تیز تیغ سرکوب به
سوی جامعه مدنی ایران که در حال شکل گیری در حوزه
مستقل از حاکمیت بود نشانه گرفته شد ، هر چند که
زندانهای ایران ، همواره بعنوان هزینه فعالیت مدنی
در ایران تعریف گردیده است اما سال 84 با محکومیت
روزنامه نگاران ، وبلاگ نویسان و فعالان حقوق بشری
، هیوا بوتیمار ، عدنان حسن پور ، یعقوب مهرنهاد و
فرزاد کمانگر سایه مرگ را نیز به هزینه های مدنیت
در ایران افزود .
اقلیت های مذهبی
در سال گذشته اقلیت های قومی تحت
فشار مضاعفی از سوی حاکمیت قرار داشته اند در
ترکمن صحرا بیش از 300 تن از ترکمن ها به دلیل
اعتراض به قتل یک صیاد توسط نیروهای امنیتی
بازداشت شدند ، در زاهدان نیز در جریان در گیری
مردم با نیروهای انتظامی به سوی مردم بلوچستان در
میدان کوثر زاهدان تیراندازی شده و حداقل یک نفر
جان خود را از دست داد از سوی دیگر نیز در اهواز
بیش از 100 تن از مردم عرب اهواز به دلیل شرکت در
مراسم ختمی در مسجد توسط نیروهای اطلاعاتی و
امنیتی بازداشت شدند .
در سال گذشته حداقل سه عرب ایرانی
به اتهام بمب گذاری در زندان کارون اهواز اعدام
شده است و ده ها تن از جوانان بلوچ در پی فعالیت
یک گروه مسلح در مرز ایران و پاکستان به اتهامات
واهی بازداشت و با احکامی چون اعدام مواجه شده اند
،
در آذربایجان و کردستان نیز
بازداشت ، شکنجه و صدور احکام برای فعالین هویت
طلب همچون روال گذشته صادر گشته است و تنها در
آستانه روز زبان مادری در شهرستان ارومیه 5 تن از
فعالان ترک بازداشت شدند ،
اقلیت های مذهبی
اقلییتهای مذهبی از جمله بهائیان ،
مسیحیان ، دروایش گنابادی ، مسلمانان سنی ،
کلیمیان و زرتشتیان که همواره از سوی حکومت ایران
مورد تبعیض قرار داشته اند نیز وضعیت مشابه با
اقلییت های قومی ایرانی دارند .
مسیحیان همچنان از حق تاسیس کلیسای
رسمی برخوردار نیستند و پیروان این آئین در ایران
همواره از سوی حاکمیت تحت فشار قرار دارند ،
مبشران مسیحی بازداشت می شوند و فعالیت های
کلیسایی با کنترل وزارت اطلاعات هر روزه محدودتر
گشته است ، در سال گذشته حداقل 3 تن از رهبران
مسیحی بازداشت شدند و فعالیت بیش از 5 کلیسای
خانگی محدود شده است .
بهائیان ایران که بیشترین اقلییت
غیر مسلمان ایران محسوب می شوند همچنان از ابتدایی
ترین حقوق خود محرومند و تنها در سال گذشته بیش از
128 تن از دانشجویان بهایی از دانشگاه ها اخراج
شده اند و بیش از 800 دانش آموز مورد تبعیض و آزار
و اذیت قرار گرفته اند و حداقل خانه یک بهایی توسط
مامورین امنیتی تخریب شده است و صد ها بهایی نیز
با خطر خروج غیر قانونی درخواست پناهندگی کرده
اند.
مسلمانان سنی همچنان از داشتن مسجد
در اکثر نقاط ایران منجمله در تهران محروم هستند ،
در اهواز نیز برخی از آنها را با نام "وهابی"
بازداشت و روانه زندان می کنند ، در سال گذشته
حداقل 10 تن از اهل سنت به دلیل تبلیغ آئین خود در
تهران بازداشت شده اند و یک روحانی اهل سنت نیز در
خوزستان بازداشت شده است .
دراویش گنابادی نیز در سالهای اخیر
توسط نیروهای انتظامی و امنیتی تحت فشار قرار
دارند بطوری که حداقل 10 تن از ایشان در زندان
مرکزی نقده نگهداری می شوند و خانگاه های ایشان در
نقاط مختلف تخریب شده است ، اخیرا نیز حکم تخریب
یکی از مکان های مقدس ایشان در کرج توسط مرجع
قضائی صادر شده است .
اعدام
مسئله اعدام همچنان بر قوت خود
باقی است و تنها در پی افشاگری های سازمان های
مدافع حقوق بشر اعدام در ملع عام محدودتر اعلام
شده است اما همچنان قربانیان زیادی را میگیرد ، صد
ها نفر در سال گذشته اعدام شدند و در برخی هفته ها
رقم آنها از تعداد دهها تن نیز افزونتر میگردید ،
آنچه در جراید و روزنامه ها انتشار یافته است رقم
بیش از 300 نفر را نشان می دهد اما عده بسیاری نیز
بوده اند که در خفا اعدام شدند .
-----
آخرین وضعیت اعتصاب گسترده در زندان رجایی شهر کرج
قبل از بازدید آقای شمس نماینده
آقای شاهرودی در تاریخ 19/12/86 تعداد 27 زندانی
از واحد 5 زندان رجایی شهر کرج تحت عنوان "طرح
برخورد با زندانیان پر خطر" به محلهایی دربسته با
نام سوئیت در رجایی شهر منتقل گشتند ، این افراد
اعتراض خود را اعلام و بالاخص در آستانه سال جدید
خواهان بازگشت به سالنهای خود شدند . اما نیروهای
جدید الورودی به نام سیاهپوشان زندان اوین ، که
گاردی مرکب از افراد ناشناخته و پوشیده می باشند ،
وظیفه سرکوبی این زندانیان را به عهده گرفتند ، از
اینرو زندانیان مذکور اعلام اعتصاب غذا نمودند که
گزارش و اسامی آنان در گزارشات قبلی مجموعه مشروح
گردید . اما بر اساس آخرین اخبار دریافتی این
افراد مورد ضرب و شتم های شدید ، شکستگی و جراحت
ناشی از نگهداری تعمدی در زندانیانی که عداوت شخصی
با یکدیگر دارند در یک مکان و فوت گردیده اند .
آخرین گزارشات حاکی است:
1-
علی زندی به علت قطع قرصهای متادون
مورد مصرف و ضرب و شتم و اقدام به مصرف قرصهای
ناشناخته بعلت نیاز جسمی ، شب گذشته مورخه
27/12/86 در سوئیت شماره 2 فوت نموده است و جنازه
وی به مدت 5 ساعت از ساعت 7 تا 12 نیمه شب جهت
ارعاب سایر زندانیان مستقر در بند درب بسته ، در
میان آنان و در مکانی معروف به حسینیه سوئیت
نگهداری شد .
2-
حسین رفعتی نیا در پی تداوم فشارها
اقدام به قطع نمودن رگ بیضه های خود نموده است ،
وی علت اینکار را معمول بودن بریدن رگهای دست و پا
و شکستگی ها در رجایی شهر و عدم توجه مسئولین به
وضعیت آنان و اینگونه اعتراضات اعلام نمود.
3-
روز گذشته ، صلاح الدین دادخواه از
اعتصابیون مذکور، اقدام به بریدن رگهای هر دو دست
خود نموده است . نامبرده علت این عمل خود را فشار
بیش از حد ، ضرب و شتم متداوم و قطع نمودن سهمیه
قرصهای میگرن خود عنوان نموده است .
4-
جعفر براری ، از 4 روز پیش در پی
ضرب و شتم توسط گارد سیاهپوش ، هر دو پا و دست چپ
وی شکسته است و علیرغم این شکستگی برای ایجاد رعب
و وحشت نامبرده مدت 24 ساعت از درب سوئیت شماره 1
آویزان نمودند .
5-
حمید اشکش ، بعلت قرار گرفتن عمدی
در میان زندانیانی که با یکدیگر مشکل شخصی داشتند
مورد اصابت 7 ضربه چاقو قرار گرفت و به بیمارستان
مدنی کرج منتقل گردید.
6-
محمد نامدار دو روز پیش ، اقدام به
خودکشی از طریق حلق آویز مینماید که به بیمارستان
مدنی کرج منتقل و اکنون به بند 4 زندان رجایی شهر
بازگردانده شده است .
7-
اسحاق سورانی در پی ضرب و شتم گارد
زندان از ناحیه پای چپ دچار شکستگی گردیده است .
8-
علی فتح الله دوست در پی ضرب و شتم
دچار خونریزی معده گردیده واکنون در بهداری زندان
رجایی شهر بستری میباشد .
9-
مجید برزگر در پی ضرب و شتم شدید و
عدم توان نگهداری در سوئیت به بند 5 رجایی شهر
منتقل گردید.
از دست اندرکاران اجرا و پیشبرد
طرح موسوم به برخورد با زندانیان پر خطر میتوان به
آقایان هدایتی ، کردی و دفتری ، مسئولین سوئیتها
- به همراه مدیر داخلی زندان آقای خادم و آقای
خلیلی به کمک گارد سیاهپوش (نیروهای سرکوب جدید) ،
افراد مذکور در مواجه با زندانیان ، دستور و طرح
سرکوب را منتسب به شاهرودی رئیس قوه قضائیه نموده
اند .
شایان ذکر است این محل تبعیدگاه
زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران است که رسماً از
سوی آقای سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان
تهران به این منظور معرفی گردیده است .
----
حمایت دانشجویان زندانی پلی
تکنیک از
فرزاد کمانگر و فعالان
مدنی
دیر زمانی نیست که خبر تاسف آور
صدور حکم ناعادلانه اعدام عدنان حسن پور و هیوا
بوتیمار از حضور چکمه خشونت و ساحت عقلانیت خبر
داد و کینه و انتقام را بر انسانیت سوار گردانید
که خبری دیگر از خیل پرشمارتر شده احکام عجولانه
دستگاه قضاء جمهوری اسلامی ایران بر اعدام
فرزندانی دیگر از این خاک ، رنجوری خاطر در این
ایام را دوچندان ساخت .
صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر و
یعقوب مهرنهاد از فعالان مدنی جامعه ایران در این
روزها که تیغ کینه خیره سران و تندروهای حاکمیت
حریم دانشگاه را حرمت شکسته و فعالان اجتماعی به
ویژه جنبش زنان را اسیر راهروهای دادگاهها و
سلولهای زندانها ساخته است مایع تاسف و ناراحتی
مضاعف گردید .
عجیب نیست جریانی که با بازداشت
دانشجویان و فعالان اجتماعی در چند مدت اخیر چهره
ای پادگانی به نمایش گذاشته است ، نویسندگان که
سلاحشان قلم است را به جرم صاحب قلمی محارب و حامل
سلاح بداند و تفاوت سلاح جان ستان و قلم آگاهی بخش
را نداند ولی رسالت قضاوت می بایست با تکیه به روح
انسانیت و منش اخلاقی غالب فطرت آدمی ، ملاکش را
حقیقت قرار دهد و درگیر بازیهای سیاست نگردد و چه
خوب است در حالی که گزارشهای نهادهای بین المللی و
اظهارات وکلای این فعالان مدنی تاکید بر وجود
شکنجه های فراوان و فشارهای ناهنجار در طول دوران
بازداشت و طولانی این افراد بویژه فرزاد کمانگر ،
علی حیدریان و فرهاد وکیلی داشته است مسئولان
قضائی با دقت بیشتر به رسیدگی اتفاقات رخ داده می
پرداختند .
بهرحال اگرچه حقانیت امر و واقعیت
فعالیت فرزاد کمانگر و یعقوب مهرنهاد جز با آزادی
بی قید و شرط مشمول جفا است ، لیک با توجه به گفته
های وکلا ، سازمانهای حقوق بشری که رای صادره را
فاقد وجاهت قانونی دانسته اند و اندک شناخت ما از
ایشان با آرزوی آزادی هر چه سریعتر این دوستان
خواهان نقض حکم صادره و بررسی مجدد پرونده ایشان
در دادگاه صالحه و بصورت علنی و با حضور هیئت
منصفه ای صالح و عادل میباشیم که بی شک دقت و
حساسیت دستگاه قضاء ضامن سلامت و حراست از جامعه و
سیانت اخلاق و عدالت خواهد بود.
احسان منصوری
مجید توکلی
احمد قصابان
زندان اوین
– 28/12/86
-----
بيانيه عفو بين الملل در مورد انتقال آقاي عباس
لساني به زندان يزد
AI Index: MDE
13/050/2008
17 مارس 2008
UA 74/08
زنداني عقيده/ شکنجه
ايران – عباس ليساني (يا
لساني) فعال حقوق آذربايجاني هاي ايران
زنداني عقيده عباس لساني،
در تاريخ 6 مارس به زندان جديدي انتقال داده شده
تا حکم شلاق وي به تواند به اجرا در بيايد. وي هم
اکنون در خطر قريب الوقوع اين است که به شلاق که
رفتاري بيرحمانه و غير انساني و معادل شکنجه است
بسته شود. ايران يک کشور عضو ميثاق بين المللي
حقوق مدني و سياسي
(ICCPR)
است که اکيدا شکنجه را ممنوع ميسازد .
وي در حال گذراندن محکوميت
زندان 18 ماهه و 50 ضربه شلاق ميباشد که در تاريخ
15 اکتبردر مرحله استيناف مورد تائيد قرار گرفته
است. وي به دليل شرکت در تظاهرات آذربايجاني هاي
ايران در ماه مه 2006 در شهر زادگاه خود اردبيل،
عليه کاريکاتوري که در روزنامه ايراني نشر يافته و
خيلي ازآذربايجاني هاي ايران آنرا توهين آميز به
حساب آوردند، محکوم گرديده بود. وي در زندان اهر
واقع در 112 کيلومتري اردبيل نگهداري ميشد اما
اينک به زندان مرکزي يزد در فاصله 2000 کيلومتري
منتقل شده است. زندانبانان در زندان اهر از اجراي
حکم شلاق خودداري کرده بودند. اهر در استان
آذربايجان شرقي قرار دارد، جائيکه عباس لساني در
بين مردم بسيار محبوب است. در يزد تعداد کمي
آذربايجاني ايراني بوده و وي در اين منطقه فرد
شناخته شده اي نيست که اين امر مساله به اجرا در
آوردن حکم شلاق وي را آسان ميسازد. وي دوره
محکوميت زندان يکساله ديگري را که در اوت سال 2006
تصويب و بعدا در مرحله تجديد نظر به تائيد رسيده
ميگذراند. اين محکوميت در ارتباط با شرکت وي در
تجمع مسالمت آميز فرهنگي سال 2003 در قلعه بابک
بود.
وي براي اعتراض به انتقالش
به يزد اعتصاب غذا کرده است. وي معتقد است که اين
انتقال نه فقط بمنظور تسهيل اجراي حکم شلاق وي،
بلکه بخاطرمانع تراشي براي تماس مرتب با خانواده
خود ميباشد، حقي که بر اساس استاندارد هاي جهاني
حقوق بشر به همه زندانيان داده شده است. در يک
تماس تلفني که وي در 14 فوريه 2008 از زندان داشته
ميگفت که وي تحت شکنجه قرار دارد ودرست در حين اين
مکالمه تماس وي قطع شده است.
اطلاعات در مورد سابقه
موضوع
آذربايجاني هاي ايران به
زبان ترکي صحبت کرده و عموما مسلمان شيعه ميباشند.
به صورت بزرگترين اقليت در ايران، آنها عمدتا در
شمال و شمال غرب کشور و نيز در پايتخت ساکن هستند.
خيلي از آذربايجاني هاي ايران حقوق بيشتر فرهنگي و
زباني مطالبه ميکنند که از جمله شامل به اجرا در
آوردن حق مندرج در قانون اساسي کشور مبني بر آموزش
به زبان ترکي آذربايجاني ميباشد. ماده 15 قانون
اساسي ايران مقرر ميدارد “علاوه بر زبان فارسي
استفاده از زبان هاي منطقه اي و قومي نيز در
مطبوعات و رسانه هاي عمومي و همچنين براي آموزش
ادبيات اين زبان ها در مدارس مجاز است.”
اقليت کوچکي بدنبال اينست
که استان هاي آذربايجاني ايراني از ايران جدا شده
و به جمهوري آذربايجان به پيوندد.در سالهاي اخير
مقامات ايران سوء ظن نسبت به جوامع اقليت ها را که
خيلي از آنها در مناطق مرزي مستقر ميباشند، بصورت
فزاينده اي افزايش داده و قدرت هاي خارجي نظير
آمريکا و انگلستان را متهم کرده اند که نارامي در
ميان آنها را دامن ميزنند. آنهائيکه در طلب اشاعه
هويت فرهنگي آذربايجاني و حقوق زباني هستند، اغلب
به خلافهائيکه به صورت مبهمي سرهم بندي شده اند،
نظير” اقدام بر عليه امنيت کشور با ترويج پان
ترکيسم” متهم ميشوند.
استاندارد هاي جهاني حقوق
بشر نظير
ICCPR
و استاندارد هاي سازمان ملل متحد براي قوانين
حداقل براي رفتار با زندانيان، برخوردانساني با
بازداشت شدگان از جمله دسترسي به دنياي خارج،
خانواده و دوستان را مقرر ميسازد.
اقداماتی که توصیه می
شود:
لطفا درخواست های خود را هرجه سریعتر به انگليسي،
فارسی عربی، فرانسه و یا زبان خود ارسال نمائید:
اظهار نگراني از اينکه عباس
لساني به زندان يزد فرستاده شده تا حکم شلاق به
تواند در مورد وي به اجرا در آمده و از تماس وي با
خانواده اش جلوگيري شود.
اظهار نگراني ازاينکه بنا
به گزارشات، وي در زندان مرکزي يزد تحت شکنجه قرار
دارد.
اشاره به اينکه ايران کشوري
است که عضو ميثاق جهاني حقوق مدني و سياسي که
اکيدا تنبيهاتي از قبيل شلاق زدن را که معادل
شکنجه به حساب ميايد، ممنوع ميکند بوده و همچنين
اصرار به مقامات به اينکه آن بخش از محکوميت وي را
فوراتغيير دهند.
درخواست از مقامات براي
آزادي فوري و بي قيد وشرط وي با توجه به اينکه وي
زنداني عقيده بوده و صرفا به دليل ابراز مسالمت
آميز حقوق خود در آزادي بيان زنداني شده است.
رییس قوه قضاییه:
آیت اله هاشمی شاهرودی
حوذه رياست قوه قضائيه،
دفتر رياست قضائي
خيابان پاستور، خيابان ولي
عصر، جنوب سه راه جمهوري
تهران 1316814737
ايميل:
info@dadgostary-tehran.ir
در قسمت موضوع به نويسيد :
جهت اطلاع آیت اله شاهرودی
فرماندار يزد
محمد رضا فلاح زاده
دفتر فرمانداري ( حوذه
استاندار)
فرمانداري – استانداري
يزد – ايران
ravabet@ostan-yz.ir
ايميل:
رونوشت
به:
رئيس جمهور
عاليجناب محمود احمدي نژاد
رياست جمهوري، خيابان
فلسطين، چهار راه آذربايجان
تهران، جمهوري اسلامي ايران
ايميل:
dr-ahmadinejad@president.ir
از طريق وب سايت:
www.president.ir/email
رئيس پارلمان – مجلس
شوراي اسلامي
عاليجناب غلامعلي حداد عادل
مجلس شوراي اسلامي، ميدان
بهارستان
تهران، جمهوري اسلامي ايران
فاکس: 33556408 21
98
ايميل:
hadadadel@majlis.ir
و برای نمایندگی جمهوری
اسلامی در کشورهای محل زندگی تان.
لطفا درخواست را سريعا
بفرستيد. چنانچه درخواست های خود را بعد از 28
آوريل
۲۰۰۸ارسال
می کنید، با دبیرخانه سازمان عفو بین الملل یا
شعبه عفو بین الملل در کشورتان تماس بگیرید.
PUBLIC
AI Index: MDE 13/050/2008
17 March 2008
UA 74/08 Prisoner of
conscience/Torture
IRAN Abbas Lisani
(or Leysani) (m), activist for Iranian
Azerbaijani rights
Prisoner of conscience Abbas
Lisani was moved to a new prison on 6 March so
that his flogging sentence can be carried out.
He is now in imminent danger of being flogged,
which is cruel and inhuman treatment amounting
to torture; Iran is a state party to the
International Covenant on Civil and Political
Rights (ICCPR), which expressly prohibits
torture.
He is serving a sentence of 18
months' imprisonment and 50 lashes, confirmed on
appeal in October 2006 ,after he was convicted
of taking part in a May 2006 demonstration by
Iranian Azerbaijanis in his home town of Ardabil
against a cartoon published in an Iranian
newspaper which many Iranian Azerbaijanis found
offensive. He had been held in Ahar Prison,
112km from
Ardabil.
He has now been moved to Yazd Central Prison,
2,000km away. The guards at Ahar Prison had
refused to carry out the flogging sentence. Ahar
is in West Azerbaijan Province, where Abbas
Lisani is very popular; in Yazd there are few
Iranian Azerbaijanis and he is not known
locally, making it easier to have the flogging
sentence carried out. He is also serving another
prison sentence of one year passed in August
2006 and confirmed later on appeal, in
connection with his participation in a peaceful
cultural gathering at Babek Castle in 2003.
He has begun a hunger strike in
protest at his removal to
Yazd, which he believes is intended not only to facilitate his flogging, but
to prevent him from regular contact with his
family, a right accorded to prisoners under
international human rights standards. In a phone
call from prison on
14 February 2008 he said that he
was being tortured, at which point the phone was
cut off.
Abbas Lisani is the subject of
UA163/06 (MDE 13/063/2006, 8 June 2006) and
follow-ups.
BACKGROUND INFORMATION
Iranian Azerbaijanis speak
a Turkic language and are mainly Shi’a Muslims.
The largest minority in Iran, they live mainly
in the north and north-west of the country, and
in the capital, Tehran. Many Iranian
Azerbaijanis demand greater cultural and
linguistic rights, including implementation of
their constitutional right to education in
Azerbaijani Turkic. Article 15 of Iran’s
Constitution states that “the use of regional
and tribal languages in the press and mass
media, as well as for teaching of their
literature in schools, is allowed in addition to
Persian.”
A small minority want Iranian
Azerbaijani provinces to break away from Iran
and join with the Republic of Azerbaijan. In
recent years the authorities have grown
increasingly suspicious of Iran's minority
communities, many of which are situated in
border areas, and have accused foreign powers
such as the US and UK of stirring unrest among
them. Those who seek to promote Azerbaijani
cultural identity and linguistic rights are
often charged with vaguely worded offences such
as "acting against state security by promoting
pan-Turkism".
International human rights
standards, such as the ICCPR and the UN Standard
Minimum Rules for the Treatment of Prisoners
provide for humane treatment of those in
detention including access to the outside world,
family and friends.
RECOMMENDED ACTION:
Please send appeals to arrive as quickly as
possible, in English, Persian, Arabic, French or
your own language:
APPEALS TO:
Head of the Judiciary
His Excellency Ayatollah Mahmoud
Hashemi Shahroudi
Howzeh Riyasat-e Qoveh Qazaiyeh /
Office of the Head of the Judiciary
Pasteur St., Vali Asr Ave., south
of Serah-e Jomhouri, Tehran 1316814737, Islamic
Republic of Iran
Email: info@dadgostary-tehran.ir
(In the subject line write: FAO Ayatollah
Shahroudi)
Salutation: Your Excellency
Governor of Yazd
Mohammad Reza Fallahzadeh
Bureau of the Governor (Howzeh
Istandar)
Governorate (Istandar)
Yazd
Iran
Email: ravabet@ostan-yz.ir
COPIES TO:
President
His Excellency Mahmoud
Ahmadinejad
The Presidency,
Palestine
Avenue, Azerbaijan Intersection, Tehran, Islamic
Republic of Iran
Email: dr-ahmadinejad@president.ir
via website:
www.president.ir/email
Salutation: Your Excellency
Speaker of Parliament
His Excellency Gholamali Haddad
Adel
Majles-e Shoura-ye Eslami
Imam Khomeini Avenue,
Tehran, Islamic Republic of Iran
Fax: + 98 21 6 646 1746
Email:
hadadadel@majlis.ir (Ask for your message to be
copied to the Article 90 Commission)
and to diplomatic representatives
of Iran accredited to your country.
PLEASE SEND APPEALS IMMEDIATELY.
Check with the International Secretariat, or
your section office, if sending appeals after 28
April 2008.
|