روز:
ديپلماسي "تهاجمي" جمهوري اسلامي که پيش از اين به عنوان اصلي راهبردي در مواجهه با فشارهاي بين المللي از سوي مقامات عاليرتبه ي نظام اعلام شده بود گويا تنها به چالش تهران و غرب بر سر برنامه هاي هسته اي حکومت ايران منحصر نمي شود. به کارگيري ديپلماسي تهاجمي در زمينه ي پرونده ي قطور نقض حقوق بشر در ايران را بايد تازه ترين فقره از "تهاجم" سازمان يافته ي حکومت ايران به ارزشها، قوانين و هنجارهاي بين المللي دانست، اينگونه است که در سال نو آوري و شکوفايي، محمد جواد لاريجاني دبير ستاد حقوق بشر قوه ي قضاييه در اظهار نظري بديع ضمن دفاع صريح از اجراي مجازات سنگسار، اعلام کرد که "رجم يا همان سنگسار با هيچ يک از اسناد بين المللي حقوق بشرکه دولت ايران به آنها متعهد است مخالفتي ندارد". به نظر شما اين اظهار نظر جناب محمد جواد لاريجاني را بايد نقد کرد و براي او استدلال آورد که "نخير آقاجان بنا به فلان ماده از بهمان سند بين المللي اجراي سنگسار مخالف حقوق بشر و به مثابه نقض تعهدات بين المللي دولت ايران است" آيا چنين استدلالي در او اثر خواهد کرد؟ آيا اگر دهها سند حقوق بشري را رديف کني و مطابق آنها تک تک به ايشان و امثال ايشان ثابت کني که مطابق اسناد حقوق بشري مجازات سنگسار بر خلاف حقوق، حيثيت، شان و کرامت انساني است ايشان زير بار خواهند رفت؟ اگر فکر مي کنيد چنين است پس بدانيد که هنوز عمق و معناي "ديپلماسي تهاجمي" را درک نکرده ايد!
با اين حال جهت خالي نبودن عريضه و تنها به عنوان نمونه مي توان "دبير ستاد حقوق بشر قوه ي قضاييه ي جمهوري اسلامي" را به ماده ي 5 اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و بند 2 از ماده ي ششم ميثاق حقوق مدني و سياسي و ماده ي 7 همين ميثاق ارجاع داد:
"احدي را نمي توان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انساني يا موهن باشد" [ماده ي 5 اعلاميه]
"در کشورهايي که مجازات اعدام لغو نشده است. حکم مرگ فقط بايد براي مهمترين جنايات آن هم بنا بر قانون لازم الاجرا در زمان ارتکاب جرم صادر شود"[بند 2 از ماده ي 6 ميثاق]
"هيچ کس نبايد در معرض شکنجه يا رفتار تحقير آميز و مجازات غير انساني و وحشيانه قرار گيرد" [ماده ي 7 ميثاق]
اينها تنها بخشي از عبارات اسناد بين المللي حقوق بشر بود که مطابق آن سنگسار مجازاتي غير انساني محسوب مي شود، اسنادي که اتفاقا ً به امضاي دولت ايران هم رسيده است. با اين حال مثال زدن هزار عبارت ديگر هم چاره ي کار نخواهد بود چرا که به دنبال پرونده ي هسته اي و مسائل مربوط به خاورميانه اکنون فرمان ديپلماسي "تهاجمي" و "طلبکارانه" در زمينه ي "اتهام تقض حقوق بشر" نيز صادر شده و اظهارات دبير ستاد حقوق بشر قوه ي قضاييه تازه از نتايج سحر است! به زودي با تئوري پردازي هاي حقوقي ايشان و همفکرانشان در باب خلاف حقوق بشر نبودن مجازات اعدام براي مرتد- که در پيش نويس قانون مجازات جديد به آن تصريح شده- نيز مواجه خواهيم شد.
آيا واقعا امثال آقاي "دکتر" لاريجاني که از "ديپلمات هاي برجسته" و "فرنگ ديده"ي جمهوري اسلامي محسوب مي شوند در ته دلشان" سنگسار انسانها" را "موافق حقوق بشر" و به لحاظ "اخلاقي" قابل دفاع مي دانند؟ گاهي فکر مي کنم اين دست اظهار نظرها تنها به منظور خرد کردن اعصاب فعالين مدني صورت مي گيرد و گرنه عباراتي از قبيل "ايران آزاد ترين کشور دنياست" يا "سنگسار مخالف حقوق بشر نيست" از فرط خلاف واقع بودن رسوا تر از آنند که گويندگانشان ندانند. اکنون بايد پرسيد که فعالين بخت برگشته ي حقوق بشر در ايران متقلب هستند يا امثال گويندگان اين سخنان که با اصرار و الحاح مي خواهند " قير" را به جاي "ماست" به خورد مردم دهند؟
مسلما ً اطلاعات آقاي لاريجاني به لحاظ موقعيتي که درون نظام داشته و دارند در مورد وضعيت اسفناک زندانها، شکنجه ي متهمين به وسيله ي ماموران امنيتي و انتظامي، توهين و تحقير در حق زنان و جوانان به بهانه ي حفظ امنيت اجتماعي، اعدامهاي بي ضابطه و دادرسي هاي ظالمانه بسيار بيشتر از امثال راقم اين سطور است با اين حال گويا ايشان به عنوان" دبير ستاد حقوق بشر قوه ي قضاييه ي جمهوري اسلامي" هيچ مشکلي در قوانين و رويه هاي حقوقي جاري در ارتباط با حقوق بشري شهروندان ايراني نمي بينند؛ ظاهرا ً در تمام اين مدت آيت الله هاشمي شاهرودي رييس قوه ي قضاييه دور از چشم آقاي لاريجاني و دادستان هميشه بيدار تهران - سعيد مرتضوي- با صدور برخي آيين نامه ها واظهار نظرهاي انتقادي در مورد وضعيت حقوق شهروندي در محاکم و زندانها در حال نشر اکاذيب و تبليغ عليه نظام بوده است وگرنه اوضاع حقوق بشر در ايران به قول معروف گل و بلبل است تازه جمهوري اسلامي بنا به تجارب درخشانش در اين زمينه به ديگر کشورهاي اسلامي هم مشاوره مي دهد.
باشد آقاي لاريجاني! حق با شماست. چرا که در منطق قدرت نامشروع و غير پاسخگو "ا َلحق لمن غَلبََ " ولي به ياد داشته باشيد که شايد- فقط شايد- روزي فرا برسد که مجبور به "پاسخگويي" باشيد. پرسش اينجاست که آيا در آن روز هم به همين فصاحت از "سنگسار انسانها" دفاع خواهيد کرد؟ اگر آري پس بسم الله؛ اين گوي و اين ميدان براي اينکه ثابت کنيد چه مسلمان ثابت قدمي هستيد همين حالا با هما هنگي دوستانتان دستور دهيد که يکي از محکومين به سنگسار براي اجراي حکم در ملا عام از زندان به ميدان آزادي منتقل شود. بعد ضمن دعوت از اصحاب رسانه هاي داخلي و خارجي جهت پوشش اين "حجت عدالت اسلامي" به عزت الله ضرغامي – خلف بر حق برادرتان در سازمان صدا و سيما- امر کنيد تا از شبکه هاي جهاني سيماي جمهور اسلامي، که به حمدالله کم هم نيستند، مراسم اجراي عدالت در" ام القراي جهان اسلام" را مستقيما ً براي تمام دنيا پخش کند. مسلما ً حضور تمام مقامات عاليرتبه ي نظام در اين مراسم با شکوه موجب امتنان و خوشوقتي "امت اسلام" خواهد بود. فقط آقاي لاريجاني فراموش نکنيد که اولين سنگ را بايد شما با دستان خودتان به سوي آن انسان فرو رفته در گودال سنگسار پرتاب کنيد. راستي آن فرموده ي اميرالمومنين(ع) را که به خاطر مي آوريد؟ مي دانيد که کدام را مي گويم؟!