بازگشت به صفحه اول

 

 
 

وضعیت نامناسب بازداشت شدگان پارک ملت

محبوبه کرمی در ملاقات: ما را به دلیل کبودی های روی بدن آزاد نمی کنند

سه هفته از بازداشت شماری از شهروندان تهران در حوالی پارک ملت می‌گذرد. این عده که تعداد آنها تا ۵۰۰ نفر عنوان می‌شود، طی حمله ماموران انتظامی و امنیتی به یک تجمع اعتراضی دستگیر شده‌اند. این تجمع به دعوت یک شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای تشکیل شده بود و گفته می‌شود بسیاری از بازداشت‌شدگان، رهگذر و بی‌خبر از ماجرا بوده‌اند. محبوبه کرمی، روزنامه‌نگار و فعال مدنی از جمله این افراد است.

صدای آلمان: هوشنگ پوربابایی وکیل محبوبه کرمی هنوز امکان رویت پرونده، اطلاع از اتهام و دیدار با موکل خود را نیافته است.

خانم مساعدی، مادر محبوبه کرمی به تازگی عمل جراحی کرده و توان حرکت و رفت و آمد در هوای گرم تهران را ندارد. پدر محبوبه نیز بسیار سالخورده و مبتلا به آلزایمر است. تنها برادر محبوبه کرمی توانسته است روز ۱۱ تیرماه ملاقات کوتاهی با او داشته باشد.

 

چگونگی دستگیری

 

محبوبه به برادر خود در روز ملاقات گفته است:

«وقتی اتوبوس از تجریش به حوالی پارک ملت رسید، چند نفر با چماق به شیشه‌های اتوبوس کوبیدند و‌خواستند درها را باز کنند.  راننده داد و فریاد کرد که مسافر دارم. آنها اعتنا نکردند و به زور وارد شدند. همه لباس شخصی بودند. من نشسته بودم و دیدم که ماموران به آقای مسافری که در گوشه‌ای از اتوبوس  بود، حمله کردند و با چماق به سرش کوبیدند. اعتراض کردم که نزنید، نکنید! این که کاری نکرده است. اینجا بود که آنها شروع کردند به زدن خود من و بیرون کشیدنم از اتوبوس.»

 

خانم مساعدی ادامه می‌دهد که دخترش در ملاقات گفته است که برای ماموران روشن شده، «ما هیچ‌کاره بوده‌ایم اما به دلیل این‌که تن اکثرمان کبود است و نمی‌خواهند دیگران اینها را ببینند، ما را آزاد نمی‌کنند».

 

محبوبه کرمی در این مدت سه تماس کوتاه تلفنی با خانواده‌اش داشته و به مادرش از جمله گفته است: «مرا از اتوبوس که بیرون می‌کشیدند، یک لنگه کفشم در آمد.  کیفم پرت شد یک گوشه. مانتوم را کشیدند و پاره کردند.  مدتی مرا بدون کفش، روی خیابان می‌کشیدند و می‌بردند».

 

آن گونه که محبوبه کرمی در ملاقات عنوان کرده، در بند ۲۰۹ اوین، به همراه ۹ نفر دیگر در یک سلول به سر می‌برد. خانم مسنی در میان آنهاست که آسم دارد و روز نخست دستگیری به دلیل کم‌هوایی سلول و استرس، وضعیت خطرناکی پیدا کرده بوده.

 

خانم مساعدی به دویچه‌وله می‌گوید:

«دخترم تعریف کرده که حرف‌های توهین‌آمیز می‌زنند. بازجو به او گفته، (می‌خواهیم) ببریم تو را معاینه کنیم. برادرش اینقدر ناراحت شده که نمی‌داند چه کند. گناه دختر من چه بوده، جز این ‌که از خودش شرف نشان داده و از کسی که داشته چماق می‌خورده، دفاع کرده است؟»

 

هوشنگ پوربابایی، وکیل محبوبه کرمی تا کنون موفق نشده وکالتنامه خود را به دادگاه انقلاب ارائه دهد و با موکل خود ملاقات داشته باشد. پوربابایی به دویچه‌وله می‌گوید: 

«از اتهام برابر قانون به موکلم، اطلاع ندارم اما بنا بر گزارش‌هایی که از طریق دوستان و خانواده خانم کرمی به من داده شده، ظاهرا اتهام ایشان اقدام علیه امنیت ملی است، ولی این نمی‌تواند مستند باشد».

 

وکیل مدافع اجازه "دخالت" ندارد

 

به گفته هوشنگ پوربابایی نحوه دستگیری خانم کرمی خلاف قانون است چرا که طبق شواهد موجود، جرمی اتفاق نیفتاده و بازداشت، کاملا تصادفی بوده است. این وکیل دادگستری در مورد بی‌اطلاعی محض خودش از این پرونده می‌گوید:

«اساسا دادگاه انقلاب اعتقاد دارد که وکیل نمی‌تواند در مراحل مقدماتی دخالتی داشته باشد. ما هم تعبیرمان این است که عدم دخالت وکیل به معنای عدم اطلاع نیست. ما با ماده ۱۲۸ آیین دادرسی کیفری مواجهیم که دخالت وکیل را در تحقیقات مقدماتی ممنوع می‌کند. ولی در سال ۸۱ قانون حفظ حقوق شهروندی در مجلس تصویب شد که بند سه آن می‌گوید، دادسراها مکلفند نسبت به پذیرش وکیل اقدام کنند.  این بند، هم به معنای دخالت است و هم به معنای اطلاع!  ولی اگر دادگاه انقلاب بازهم به تعبیر خودش به ماده قانون آیین دادرسی استناد کند، بازهرچند وکیل حق دخالت در امور تحقیقات را ندارد، ولی اجازه دارد کنار موکلش باشد، اطلاع کافی از نوع و دلایل اتهام داشته باشد تا بتواند در اجرای همان ماده ۱۲۸،  تذکرات قانونی را به قاضی برای کشف  واقع و اجرای قوانین بدهد. ما تاکنون با توجه به این توضیحات نتوانسته‌ایم در جریان پرونده باشیم.».

 

خانم مساعدی، مادر محبوبه کرمی نیز می‌گوید:

«می‌خواهم های های گریه کنم... نه برای دخترم، بلکه برای کشورم!  هیچکس جوابی نمی‌دهد. من عمل کرده‌ام. مریض هستم و نمی‌توانم راه بروم. تلفن کردم به شعبه دو به ‌آقای موسوی که بازپرس پرونده است. گفتم من ۴۵ سانت جای عمل دارم. شکمم راپاره کرده‌اند. به من بگویید که دخترم چه کرده که این کارها را با او کرده‌اید. گفت بیایید اینجا. گفتم آقا من شکمم پر از بخیه است و نمی‌توانم حرکت کنم. گفت باید حضوری حرف بزنیم. آخر هم قطع کرد. این چه مملکتی است؟ ما کجای دنیا داریم زندگی می‌کنیم؟»

 

محبوبه کرمی ۴۰ سال دارد و دانشجوی رشته زبان است. او به برادرش در ملاقات روز ۱۱ تیر گفته است که در بازجویی، صحبت از وثیقه برای آزادی کرده‌اند.

مهیندخت مصباح

----

اعمال وحشیانه یک شکنجه گر علیه زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

آسمان دیلی نیوز: بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج، روز سه شنبه 11 تیر ماه فردی به نام اسماعیلی افسر نگهبان زندان گوهردشت کرج به سلولی که آقای جاوید طهرانی در آن زندانی است یورش برد.

اسماعیلی به بهانۀ اینکه حکم انتقال و اجرای اعدام زندانیانی که روز چهار شنبه تعدادی از آنها اعدام شدند گم شده و این حکم را آقای جاوید طهرانی برداشته است به سلول زندانیان سیاسی یورش برد و تمامی وسائل ایشان را مورد بازرسی قرار داد. اسماعیلی در حین بازرسی حداقل وسائل که توسط خانواده آقای طهرانی تامین شده بود را تخریب و حتی دشک خواب او را به گونه ای پاره کرد که دیگرامکان استفاده از آن نبود.اسماعیلی با کینه و فریادهای وحشیانه خود می گفت: اگر این نامه گم بشه شاید اینها را نتوانند منتقل کنند ، اعدام آنها یک هفته عقب می افته.

اسماعیلی از شاگردان لاجوردی که معروف به جلاد اوین است بوده و در شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی شخصا شرکت داشته و این اعمال غیر انسانی را جزء افتخارات خود می داند. اسماعیلی همچنین از نزدیکان شکاری رئیس قبلی زندان گوهردشت که در شکنجه و جنایت علیه زندانیان سیاسی و همچنین بد رفتای با زندانیان عادی در این زندان مشهور می باشد.شکاری رئیس قبلی زندان گوهردشت کرج دختران و زنان دستگیر شده را به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برای سوء استفاده جنسی صادر می کرد.این فرد به جرم قوادی و صادر نمودن دختران به کشورهای عربی خود در زندان گوهردشت بسر می برد. البته در دفتر حاج کاظم رئیس فعلی زندان می باشد و به عنوان دستیار این فرد می باشد.

اسماعیلی افسر نگهبان زندان گوهردشت وقتی که آقای جاوید طهرانی را به دلائل واهی به سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت منتقل می کردند ، این فرد در حین انتقال و در سلواهای انفرادی خود، آقای جاوید طهرانی را مورد شکنجه وحشیانه قرار داد و شکنجه ها به حدی بود که آقای جاوید طهرانی قادر به راه رفتن نبود و پاسدار بندها با زیر بغل گرفتن ایشان او را به بهداری زندان منتقل کردند. اسماعیلی نسبت به زندانیان سیاسی و بخصوص آقای جاوید طهرانی کینه حیوانی دارد و به هر طریقی سعی دارد که او را تحت فشار قرار دهد.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه