|
سپاس
مهندس عباس امیرانتظام، قدیمی ترین زندانی
جمهوری اسلامی از مردم
حضور و اقامت طولانی در زندانهای جمهوری اسلامی، آماده
نگاه داشتن کیف زندان حتی در اتاق عمل، راه رفتن با برگه مرخصی
استعلاجی، نفس کشیدن زیر نگاه (ذره بین) زندانبانان، جسم و جان مرا سخت
می آزارد.
اگر نبود عشق به ایران و ایرانی، تحمل این وضعیت بی معنی
بود. اما لبریز شدن از عشق و احترام هموطنان جوهر حیات را چنان پر
طراوت و شاداب می کند که من خود را آزادترین فرد جهان می بینم و این
چنین است که در ورای زخم ها و دردها می مانم و می ایستم.
طی ماه
های گذشته چندین بار در آستانه عمل حساس و بزرگ قلب قرار گرفتم و هر
بار به دلایل پزشکی عمل به فرصت دیگری موکول شد. تا اینکه در هفته
گذشته استفاده از دارو به جای عمل توصیه گردید.
بهانه
اصلی انتشار این نامه قدردانی و سپاسگزاری از همه کسانی است که طی این
مدت با پیامهای صمیمی و زندگی بخش خود مرا قرین لطف و محبت قرار داده و
زندگیم را سرشار از جوانه ها و شکوفه های حیات و شادابی
نمودند.
من در
مقابل عظمت این ملت بزرگ هیچ کلامی برای بیان پرمایه ترین و زیباترین
احساس خود ندارم. جز اینکه با خورشید این عشق، خرامان و پای کوبان از
میان یلدای زندان بگذرم، با این امید که در سپیده دم آزادی در میان اشک
شوق پیروزی رها شوم.
هموطنی که
تا دیروز با هیاهوی « مرگ و اعدام گردد» همراه بود، با کنار رفتن سایه
ها برایم آرزوی تندرستی و شادابی می کند و این سعادت بزرگی است. کسانی
که در روزمره گی سیاسی دیروز به فاصله گرفتن از من افتخار می کردند،
امروز در حلقه دوستان خوب من قرار گرفته اند و این اوج زیبایی است که
من قادر به تصویر رنگ و روح آن نیستم.
من عاشق
ایرانم و برای سرافرازی و شادابی فرزندان ایران، پرداخت هیچ هزینه ای
را گزاف نمی دانم.
من
خدمتگذار هر ایرانی آزاده و شرافتمندی هستم که با تمام وجودش برای
سربلندی و سرافرازی ایران می کوشد.
با همدلی
و همفکری امروز می توان و باید فردا را ساخت. گرفتار شدن و دست و پا
زدن در حرف و حدیث های کهنه ما را به فردای روشن و شاداب نمی رساند.
نسل امروز با تمام توان برای ساختن فردا باید تلاش نماید. و آنگاه در
فضای آرام و بی التهاب به داوری عملکرد پدران خود در مدیریت و هدایت
ایران بپردازد. فقط در ایران آزاد و دموکراتیک می توان از داوری شتاب
زده نسبت به دیروز جلوگیری نموده و با مهربانی و گذشت نسل جدید، بر زخم
های کهنه مرحم گذاشت و دعواهای گذشته را در مسیر صواب و صلاح فیصله
داد.
من در
ورای گرد و غبار و هیاهو و جنجال های سیاسی دیروز از اینکه امروز مورد
توجه و علاقه ی نسل جدید و تک تک هموطنانم از چهار گوشه جهان و ایران
قرار گرفتم به خود می بالم. من در این بارگاه پر بار عشق، هیچ برگی از
گذشته همراه ندارم. من در همراهی با نسل فردا ضرورت ها و الزامات امروز
را می بینم و مسوولیت خود را در پیوند امروز با فردا بسیار سنگین و جدی
می دانم.
همه شما
عزیزانم را که برایم آرزوی تندرستی نموده اید صمیمانه در آغوش می گیرم
و در اشتیاق دیدارتان لحظه شماری می کنم.
عباس امیر
انتظام
تهرات ـ
۱۰ تیر
۱۳۸۷
|