بازگشت به صفحه اول

 

 
 

اتحاديه اروپا: اعدام ها در ايران، اهانت به کرامت انسانی

اتحاديه اروپا از ايران خواسته است مجازات اعدام در اين کشور را بی درنگ متوقف کند.

راديو فردا: رياست دوره ای اتحاديه اروپا روز سه شنبه ضمن ابراز نگرانی از افزايش شمار اعدام ها در ايران، به دار آويخته شدن ۲۹ نفر را در  روز يکشنبه در زندان اوين محکوم کرده است.

 فرانسه رياست دوره ای اتحاديه اروپا از ايران خواسته است مجازات اعدام در اين کشور را بی درنگ  متوقف کند.

در اطلاعيه اتحاديه اروپا آمده است که تصميم مسئولان جمهوری اسلامی به اعدام جمعی اين افراد و در مرکز توجه رسانه ها قرار دادن اين اعدام ها «اهانت آشکار به کرامت انسانی است.»

 اين اطلاعيه می افزايد:  مجازات اعدام نمی تواند مبنای عادلانه ای برای سياست مبارزه با جرائم باشد و تاکنون شواهدی وجود ندارد که حاکی از تاثير بازدارنده اين گونه مجازات باشد، در حالی که اگر اشتباهی در محکوميت به مرگ متهمان رخ داده باشد، ديگر راهی برای جبران آن وجود نخواهد داشت.

سعيد مرتضوی، دادستان تهران، در گفت و گويی به ايرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، شمار کسانی را که روز يکشنبه گذشته، ششم مرداد، در زندان اوين به دار آويخته شدند، سی نفر اعلام کرده بود.

سازمان عفو بين المللی در تازه ترین گزارش خود درباره اعدام در جهان اعلام کرده است که ايران رتبه دوم را  در تعداد اعدام ها در سال گذشته داشته است. در سال ۲۰۰۷  در ايران دست کم ۳۱۷ اعدام شده اند اين در حالی است که در چين ۴۷۰ نفر اعدام شده اند.

احکام جديد اعدام پس ازآن اجرا شده اند که اتحاديه اروپا جمعه گذشته در بيانيه ای اجرای مجازات اعدام در ايران را محکوم کرده و خواستار توقف بی درنگ اجرای اعدام شده بود.

سازمان های مدافع حقوق بشر مانند سازمان عفو بين الملل نيز بارها اجرای مجازات اعدام در ايران را محکوم کرده اند و می گویند مجازات اعدام راهکاری موثری برای کاهش جرم نیست.

این در حالی است که سعيد مرتضوی  گفته است: اجرای حکم اعدام اين محکومان، «در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی و مبارزه بی امان با سوداگران مرگ و مواد مخدر صورت گرفت.»

در سپتامبر سال ۲۰۰۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثريت آراء قطعنامه ای را تصويب کرد که بر اساس آن مجازات اعدام بايد برچيده شود. اين در حالی است که در ايران همچنان مجازات اعدام اجرا می شود.

به گزارش عفو بين الملل، تعداد اعدام ها در ايران، در سال ۲۰۰۶ دست کم ۱۷۷ نفر بوده که در سال ۲۰۰۷ به ۳۱۷ نفر افزايش يافته است.

سياست اعدام در جمهوری اسلامی همواره مورد انتقاد گروه های حقوق بشری در جهان بوده است.

----

«وضعیت حقوق بشر در ایران بدتر می شود»

اعدام ها در ایران طی سال جاری به شدت افزایش یافته است.

راديو فردا: گزارش سه سازمان غیر دولتی ایرانی درباره وضعيت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ايران در سيزدهمين نشست ساليانه نهادهای ملی و سازمان های غير دولتی در کوالالامپور مطرح شد.

در اين گزارش که توسط کانون مدافعان حقوق بشر، سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحکيم وحدت) و سازمان حقوق بشر کردستان تهيه شده، به عمده ترين موارد نقض حقوق بشر در ايران اشاره شده است.

سيزدهمين نشست ساليانه نهادهای ملی حقوق بشر کشورهای آسيا و اقيانوسيه روز هفتم مرداد ماه ۱۳۸۷ در کوالالامپور با شرکت ۲۰۰ نفر از نمايندگان نهادهای ملی و سازمان های غير دولتی حقوق بشری و نمايندگانی از دفاتر مختلف سازمان ملل متحد آغاز به کار کرد.

نمايندگان کانون مدافعان حقوق بشر و سازمان حقوق بشر در کردستان در اين نشست حاضر شدند، اما دولت ايران مانع خروج عبدالله مومنی، نماينده سازمان ادوار تحکيم وحدت، از ايران شد.

گزارش نقض حقوق بشر در ايران

سازمان های غیر دولتی تهیه کننده این گزارش گفته اند: «گزارش وضعيت حقوق بشر در ايران به هيچ وجه نمی تواند بيانگر همه موارد نقض حقوق بشر باشد، و تنها ارائه تصويری از وضعيت حقوق بشر در ايران است.»

در اين گزارش آمده است:« ايران رتبه اول را در اعدام افراد زير ۱۸ سال دارد. حداقل ۱۴۰ نفر به خاطر خطاهايی که ادعا می شود قبل از سن ۱۸ سالگی مرتکب شده اند، در انتظار اعدام به سر می برند که اين امر نقض تعهدات اين کشور در قبال پيمان حقوق کودک است.»

  • «در مجموع برخورد با فعالين جنبش زنان از يک سو و تداوم اعمال قوانين تبعيض آميز عليه زنان از سوی ديگر، بيانگر کارنامه منفی و غيرقابل قبول دولت ايران در قبال حقوق زنان است.»

نویسندگان گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران

 یکی از نمونه هایی که در این گزارش ذکر شده، اعدام يک نوجوان ۱۶ ساله کرد به نام محمد حسن زاده  در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۸ به خاطر جرمی  است که در سن ۱۴ سالگی مرتکب شده بود.

به استناد اين گزارش، طی سال گذشته در موارد متعددی احکام اعدام برای روزنامه نگاران و فعالين مدنی صادر شده است که از آن جمله می توان به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر، عدنان حسن پور و يعقوب مهر نهاد اشاره کرد.

اين گزارش به موارد متعدد و پر شماری از نقض حق آموزش اشاره کرده و افزوده است: «اقليت دينی بهايی  بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی (که جايگاه قانوني اش مورد ترديد جدی حقوقدانان است) به طور کلی از حق آموزش عالی و تحصيل در دانشگاه ها محرومند و در سال ۱۳۸۶ تعداد ۱۲۸ دانشجوی بهايی شناسايی و اخراج شدند.»

بر اساس اين گزارش، محروميت دائم از ادامه تحصيل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا نيز «کاملا نهادينه» شده است.

گزارش وضعيت حقوق بشر در ايران همچنین خبر می دهد در سال ۱۳۸۶، در ۲۶ رشته و در سال ۱۳۸۷ در ۳۲ رشته تحصيلی، سهميه بندی جنسيتی اعمال شده است و محروميت موقت از تحصيل دختران در دانشگاه ها علاوه بر عقيده به خاطر نوع پوشش نيز بيشتر اعمال می شود.

قوانين موضوعه جمهوری اسلامی ايران نيز براساس اين گزارش، «بيانگر اعمال تبعيض شديد عليه زنان» است.

در این گزارش به مواردی چون «نابرابری ديه زن و مرد و نابرابری های موجود در حقوق و تکاليف زناشويی و خانوادگی» اشاره شده است.

گزارش در بررسی روند اعمال فشار بر فعالان جنبش زنان به مواردی چون فيلتر شدن مکرر سايت های فعالان امور زنان، توقيف مجله زنان، ۱۵۸ مورد بازداشت فعالان جنبش زنان و صدور نزديک به يک ميليارد و ۶۰ ميليون تومان وثيقه و کفالت برای آنان و صدور ۲۹ و نيم  سال حبس قطعی و تعليقی اشاره کرده است.

نویسندگان گزارش نوشته اند: «در مجموع برخورد با فعالين جنبش زنان از يک سو و تداوم اعمال قوانين تبعيض آميز عليه زنان از سوی ديگر، بيانگر کارنامه منفی و غير قابل قبول دولت ايران در قبال حقوق زنان است. کارنامه ای که با هيچ يک از استانداردها و موازين بين المللی سازگار نيست.»

«محدودیت علیه اقلیت ها»

در بررسی حقوق قوميت ها نيز در این گزارش، ليست کاملی از بازداشت و احکام زندان برای فعالان قوميت ها آمده است.

براساس اين گزارش، «کردها، ترک ها، بلوچ ها و اعراب خوزستان طی سال های اخير با محدوديت های فزاينده ای از سوی حکومت مواجه شده اند.»

  • «از بين نيروهای منتقد، دانشجويان از سوی دولت با بيشترين فشارها مواجه بوده اند و نه تنها تشکل های دانشجويی آنان منحل شده اند، بلکه تجمعات مسالمت آميز آنها مورد تهاجم های خشونت بار قرار می گيرد.»

گزارش وضعيت حقوق بشر در ايران

 بنا بر گزارش وضعيت حقوق بشر در ايران، از بين نيروهای منتقد، دانشجويان از سوی دولت «با بيشترين فشارها» مواجه بوده اند و نه تنها تشکل های دانشجويی آنان منحل شده اند، بلکه تجمعات مسالمت آميز آنها مورد تهاجم های خشونت بار قرار می گيرد.»

براساس این گزارش، «در حال حاضر ۳۰ دانشجو همچنان زندانی هستند.»

به استناد گزارش وضعيت حقوق بشر در ايران، فعالان کارگری «با فشارهايی اعم از احضار، بازداشت و شلاق و زندانی شدن» مواجه هستند.

در گزارش آمده است: «در اين ميان، فشارو تلاش برای سرکوب سنديکای کارگران شرکت واحد از سال ۱۳۸۴ تاکنون، نمونه ای بارز از تلاش دولت برای جلوگيری از فعاليت سنديکاهای کارگری است. اکنون مدت هاست منصور اسانلو، رهبر اين تشکل مستقل کارگری، در زندان به سر می برد و ساير اعضای اين سنديکا از جمله ابراهيم مددی نيز بارها بازداشت شده اند.»

اين گزارش اعلام می دارد: «حق داشتن تشکل های مستقل» از جامعه کارگری ايران سلب شده است و «حق اعتصاب کارگران در ايران از سوی حکومت جمهوری اسلامی به رسميت شناخته نمي شود.»

نویسندگان گزارش همچنين از «حملات مکرر خشونت باردر طول سال های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ به تجمعات ۵۰۰۰ کارگر مجتمع نيشکر هفت تپه که فقط در يک دوره منجر به بازداشت ۲۰ کارگر و دادگاهی شدن پنج کارگر و يک روزنامه نگار شد که اخبار اعتصاب آنها را منتشر می کرد» خبر داده اند.

علاوه بر اين، در حالی که دولت ايران، خط فقر را ۶۰۰ هزار تومان اعلام کرده، «حداقل دستمزد کارگران از سوی وزارت کار و امور اجتماعی، ۲۱۹ هزارتومان تعيين شده است.»

اين گزارش نوشته است: «وضعيت حقوق بشر در ايران به هيچ وجه مطلوب نيست. بخش زيادی از اين عدم مطلوبيت به خاطر قوانين بد و بخش عمده ای نيز به دليل عدم حاکميت قانون است.»

گزارش در پایان تاکيد دارد: «وضعيت حقوق بشر در ايران به گونه اي است که می توان به صراحت از نقض سازمان يافته و نهادين حقوق بشر سخن گفت. ضمن اينکه در ايران اساسا هيچ نوع نظام حمايتی برای جبران خسارت قربانيان نقض حقوق بشر وتضمين اجرای حقوق بشر وجود ندارد. بيم آن می رود که در صورت عدم توجه جامعه بين الملل، اين وضعيت وخيم تر از اين نيز بشود.»

----

شبنم دو هفته دیگر اعدام می شود

سهیلا وحدتی

از ايران امروز

‏‏شبنم دوسال پیش ازدواج کرد.‏
او عاشق شوهرش بود، ولی ۴ ماه پس از ازدواج به جرم «شوهرکشی» دستگیر شد و دوسال گذشته را در زندان ‏رجایی شهر به سربرده است.‏

وکیل شبنم می گوید که شبنم «اقرار» کرده و اقدامات ما نتیجه ای ندارد!‏

قاضی اجرای احکام به خانواده شبنم گفته است که حتی اگر خمینی هم بیاید اینجا نمی تواند حکم او را عوض کند! یا ‏باید رضایت بگیرید یا اعدام می شود. هیچ راهی ندارد!‏

برادر مقتول می گوید که شماها درد مرا نمی دانید! نمی دانید که برادرم چگونه کشته شد و جسدش در بیابانها ‏انداخته شد! این افکار انساندوستانه را برای خودتان نگه دارید! و دیگر از آن سر دنیا به من زنگ نزنید!‏

خانواده شبنم می گویند که شوهرشبنم به او نگفته بوده که همسراولی دارد و شبنم همسر دوم اوست!‏
می گویند که شوهر شبنم در رشته زیبایی اندام بوده و او را به شدت کتک می زده، و زنهای دیگر را توی خانه ‏می آورده. به او می گفته که تو را بخاطر ثروت و جهیزیه ات گرفتم و طلاهای او را فروخته و برای خوشگذرانی ‏به دبی رفته ... و با زنی دیگر به شمال رفته ...‏

جریان قتل چنین بوده که شبنم در نوشیدنی شوهرش که برای زیبایی اندام مصرف می کرده تعدادی قرص خواب آور می ریزد تا او از ‏خانه بیرون نرود. ولی شوهر بهرحال با او درگیر می شود و شبنم با قمه چند ضربه به او می زند بدون آنکه به ‏نتیجه کارش و یا اقدام بعدی فکر کند. سپس بناچار جسد را به کمک فردی دیگر به بیابان برده و در آنجا رها می ‏کند. اما هم او و هم همسر دیگر مقتول هر دو دستگیر و بازجویی می شوند و شبنم به قتل اعتراف می‌کند.‏

اکنون:‏

شبنم الان آخرین روزهای زندگی را - احتمالا در یک سلول انفرادی در زندان اوین - بسر می برد و قرار است ‏چند روز دیگر اعدام شود.‏

وکیل شبنم راغب نیست که در مراسم اجرای اعدام حضور داشته باشد و مطمئن نیست که الان شبنم در کدام زندان ‏است گرچه می داند که در انفرادی است و قرار است که در یک روز چهارشنبه اعدام شود. ایشان امیدی به نجات ‏جان شبنم ندارد، و به نظر می رسد که هرگز امیدی نداشته چون شبنم «اقرار» کرده و تنها راه را جلب رضایت ‏خانواده مقتول می دانسته که در یکی دو تماس با آنها موفق به اینکار نشده است. وکیل شبنم سن دقیق او را نمی ‏داند و می گوید که ۳۲ یا ۳۳ سال دارد و حدس می زند که میزان تحصیلات شبنم زیر دیپلم است. ‏

قاضی اجرای احکام روشن کرده است که دست دستگاه قضائی در این پرونده بسته است زیرا که در پی هرقتل، ‏گویا بطور «طبیعی»‌ و «تغییرناپذیری» یک قصاص خواهد بود! و به آنها اطمینان داده است که کار دستگاه ‏قضائی هم اجرای همین قصاص است و بس. ‏

برادر مقتول هیچگونه احترامی برای «حق زندگی»‌ شبنم ندارد و در عوض، حق کشتن و قصاص را برای خود و ‏خانواده اش به رسمیت می شناسد. اگر با او از گذشت و عفو صحبت کنید، انگار که می خواهید «حق» او و ‏خانواده اش را در کشتن شبنم از دستش بربایید!‏

خانواده شبنم آشفته و پریشان می پرسند آیا امیدی هست!؟

جریان قتل چنین است که شبنم قرار است صبح روز چهارشنبه ۲۳ مردادماه در زندان اوین به دار آویخته شود.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه