اعدام، پاسخ معکوس
عليرضا
فيروزی
سيل گسترده اعدام های اخير، بازخوانی اعدام های دست جمعی سال ۶۷ را به همراه
دارد، اعدام هايی که بسياری بدون هيچ محاکمه ای اعدام شدند و هيچ کس از دليل اعدام
آن ها اطلاعی ندارد. در سال جاری نيز، با گذشت بيست سال از آن واقعه شوم، در تاريخ
ايران، بار ديگر آن روزگاران زنده شده است، و حال و هوای مردم را باز به همان زمان
برده است.
پس رفت های اقتصادی و سياسی و به دنبال آن هرج و مرج بيشتر در جامعه و نارضايتی
بيش از پيش مردم، همه دست به دست هم داده است، تا دولت، برای نشان دادن اقتدار از
دست رفته خود از هر روشی برای سرکوب مردم استفاده کرده و با ايجاد رعب و وحشت در
ميان آنان، قدرت نمايی ظاهری را نشان دهد. هر چند که ديگر اين نوع فعاليت های عوام
فريبانه و ايجاد وحشت های کاذب و تلقين قدرت رنگ و بويی ندارد، اما اين مورد نيز
مانند تمام فعاليت های اخير دولت، بدون هيچ نوع تفکر و بدون هيچ نوع نظر کارشناسی
صورت گرفته است. حتی اگر بر فرض محال اين اعدام ها با تشکيل محاکمه و حضور هيئت
منصفه و رای حق بوده باشد، تاثيری جز ترويج خشونت و از بين بردن قبح جنايت
ندارد.
در اين اعدام ها که با عنوان اعدام اراذل و اوباش صورت گرفته است، سوال های
بسياری نهفته دارد، سوال هايی که تنها تاريخ می تواند به آنها پاسخ دهد. ولی سوال
هايی نيز مطرح می شوند که بايد به سرعت به دنبال پاسخ آن ها گشت. سوال هايی از اين
قبيل که ابتدا اراذل و اوباش را تعريف کنيم. هنوز هيچ تعريف جامع و کاملی در اين
رابطه ارائه نشده است، و مانند بسياری از قانون های رايج در کشور تنها با نظر شخصی،
شخص قاضی اعمال می شود. و هر چه قاضی از آن قانون برداشت کند، همان است. اين مساله
بجز اينکه از نظر منطقی و عقلی، سوال برانگيز است، بلکه در عمل نيز باعث رسوايی های
بسياری مانند سنگسار تاکستان می شود.
اما به غير از اعدام دسته جمعی بيست و نه نفر پشت ديوار های زندان اوين تهران،
اعدام يعقوب مهرنهاد ، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر بلوچ، باعث تعجب جامعه و به
خصوص فعالين حقوق بشر شده است. و همچنين بازداشت دو پزشک متعهدی که بر روی ايدز،
فراگيرترين بيماری عفونی امروز دنيا تحقيق می کردند به جرم اقدام برای انقلاب
مخملی، نمو بيش از پيش برخورد سليقه ای دولت در اجرای احکام را می رساند. همانطور
که سيستم قضايی دکتر حسام فيروزی را تنها به دليل عمل به وظيفه پزشکی خود به پانزده
ماه حبس محکوم کرد. اين احکام همچنين نظر دولت نسبت به هر حرکت رو به جلو در هر
زمينه ای است، نظری کاملا منفی نسبت به هر نوع فعاليت مدنی و حقوق بشری در هر زمينه
ای و اين تنها به دليل هراس دولت، از آگاهی مردم بر ناتوانی اجرايی دولت است. کاری
که بسياری از دولت های تماميت خواه در ديگر کشور ها انجام داده اند و پاسخی در خور
نيافتند و هيچ کدام از پيش بينی های آنان روی نداد.و اين در حالی است که چندين
روزنامه نگار کرد، فرزاد کمانگر، معلم کرد و ... نيز منتظر اجرای حکم اعدام هستند.
و اگر به همين وضع پيش برويم بايد منتظر اعدام های ناحق ديگری نيز باشيم.
اين جا سوال ديگری مطرح می شود، سوالی که شايد پاسخ آن زياد دشوار نباشد، چرا
هيچ يک از حکومت های تماميت خواه، حاضر به مطالعه تاريخ نيستند؟ با اينکه اگر حتی
نگاه کوتاهی به تاريخ بياندازند و يا امروز با ديدن فيلم هايی که دو يا سه ساعت از
وقت آنها صرف آن می شود، سرانجام کارهای خود را خواهند ديد فيلم هايی از قبيل سقوط
(DOWN FALL).
اما اين زنگ خطر نه تنها برای فعالين مدنی و حقوق بشر، ايجاد ترس نمی کند، بلکه
به مثابه جنگی است که بايد در آن از کيان کشور دفاع کرد. به همين دليل سينه های
بيشتری سپر خواهد شد و اين سير، به صورت تصاعدی جامعه را در بر می گيرد، که در خوش
بينانه ترين حالت، جان بسياری در اين راه فدا می شود که می توان از اين سير به صورت
منطقی جلوگيری کرد. اما اميدواری در اين است که شايد با اين برخوردها و موضع گيری
های داخلی و خارجی، سيستم اجرايی و قضايی به فکر راه کار بيافتد و از ايجاد فجايعی
اين چنينی جلوگيری کند.
----
هشت سال زندان برای یک فعال سیاسی
کمپین بین المللی حقوق بشر
در ایران
http://www.iranhumanrights.org/farsi/khorsandi7aug2008.html
آسمان دیلی نیوز:
فعال سیاسی عباس خرسندی توسط
دادگاه تجدید نظر به هشت سال زندان محکوم شد. بنظر می رسد که تنها سند مورد
استناد در محاکمه ایشان اعتقادات سیاسی و نوشته های اینترنتی ایشان بوده است.
حکم خرسندی در تاریخ 22 تیرماه
1387 توسط شعبه 36 دادگاه انقلاب تهران تائید شد. حکم دادگاه تجدید نظر توسط
قاضی سلیمی و زرگر صادر شده است. خرسندی در حال حاضر در زندان اوین است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در
ایران اعلام کرد که "با توجه به فعالیتهای خرسندی، هیچ توجیهی برای اینکه ایشان
را طولانی مدت در زندان نگهدارند وجود ندارد. قوه قضاییه باید به این سوال پاسخ
دهد که چرا خرسندی باید 8 سال در پشت میله ها بماند."
طبق اطلاعاتی که اخیرا به
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران رسیده است، فعالیتهای خرسندی فقط بیان
عقیده های مسالمت جویانه از طریق اینتر نت بوده است و حکم صادره برای ایشان به
هیچوجه توجیه پذیر نیست.
نیروهای امنیتی لباس شخصی؛
خرسندی را در مغازه اش در فیروزکوه؛ شهری در نزدیکی تهران، در تاریخ 18 شهریور
1386 بازداشت کردند. بدنبال این بازداشت، نیروهای امنیتی به خانه ایشان یورش
برده و خانه را تفتیش کردند اما هیچ سند اتهام برانگیزی برای مصادره پیدا
نکردند.
خرسندی برای مدت سه ماه در
زندان اوین در وضعیت بدون ارتباط با دنیای خارج در بازداشت بود. بدنبال این
بازداشت، مقامات ایشان را به "اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل سازمان
غیرقانونی" متهم کردند. خرسندی پایه گذار حزب دموکرات ایران بود که فعالیتهای
آن به نشر آثار اینترنتی محدود می شد ودر این ارتباط فقط 5 نفر دیگر دیدگاههای
سیاسی شان را با هم رد و بدل می کردند.
پرونده خرسندی در 14 اسفند ماه
1386 در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران مورد برررسی قرار گرفت. قاضی صلواتی؛ قاضی
مسئول پرونده، در تاریخ 28 اسفند ماه حکم 8 سال زندان را اعلام کرد.
طبق اطلاعات، خرسندی از نظر سلامتی در وضعیت مناسبی نیست. کمپین بین المللی
حقوق بشر در ایران ازمقامات قضایی در ایران خواست که یک دادگاه علنی برای
خرسندی برگزار شود و در آن اسنادی که منجر به صدور چنین حکم سنگینی شده است،
ارائه شود.
----
نامه عفو بینالملل در مورد بهائیان بازداشتشده
سازمان عفو بینالملل در نامهای به آیتالله خامنهای و چند تن دیگر از مسئولان بلندپایه جمهوری اسلامی خواستار آزادی هفت بهایی دستگیر شده در ایران شد.
عفو بینالملل در نامه خود که ۶ اوت ارسال شده دستگیری این افراد را با انگیزه عقیدتی و سیاسی دانسته و این دستگیریها را محکوم کرد.
به گفته سازمان عفو بینالملل شش تن از دستگیرشدگان از رهبران یک گروه انجام امور مذهبی بهاییان هستند و در ۱۴ ماه مه از سوی مأموران وزارت اطلاعات دستگیر شدهاند. نفر هفتم، مهوش ثابت که منشی این گروه است از ۵ مارس در حبس بودهاست.
مقامات قضائی ایران این افراد را به اتهاماتی مرتبط با امنیت ملی دستگیر کردهاند و اظهار کردهاند که این گروه «به تشکیل سازمانی غیرقانونی که از اسرائیل و دیگر کشورها برای سرنگونی نظام اسلامی دستور میگرفته، اعتراف کردهاست.»
عفو بینالملل در نامه خود این اتهامات و اعترافات را کاملاً مردود و غلط انداز توصیف کردهاست.
دستگیرشدگان
در این نامه که خطاب به آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، غلامحسین محسنی اژهای، وزیر اطلاعات، آیتالله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه، فرستاده شده و رونوشتهایی از آن نیز به دفتر محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری و محمد جواد لاریجانی، مدیر امور حقوق بشر در ایران فرستاده شده، نام دستگیرشدگان بهایی به شرح زیر قید شدهاست:
فریبا کمالآبادی طائفی، جمالالدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلیان، وحید تیزفهم و مهوش ثابت.
بر پایه این نامه، این هفت تن هماکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران در سلولهای انفرادی بهسر میبرند و به هیچکدام از آنها حق برخورداری از مدافع حقوقی داده نشدهاست.
دین بهایی در حدود ۱۵۰ سال پیش در ایران بنیادگذاری شد و هماکنون در ایران بیش از ۳۰۰ هزار بهایی زندگی میکنند. دین آنها از زمان انقلاب ۵۷ به اینسو در قانون اساسی ایران بهرسمیت شناخته نمیشود.
----
جزییاتی
از بازداشت و سابقه فعالیت "مسعود کردپور" روزنامه نگار در کردستان
پیمان پاک مهر - روزنامه نگار در تبریز
www.tabriznews.ir
pakmehr88@hotmail.com
Tel:00989144157400
Date:1387-5-18
تبریزنیوز:
سرویس حقوق بشر: "مسعود کردپور"، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر مقیم بوکان
،
توسط نیروهای وزارت اطلاعات در منزل خود بازداشت شد.
"خسرو کرد پور" در گفتگویی تلفنی با سرویس
حقوق بشر تبریز نیوز ، با اشاره به این که چه دستگاهی حکم بازداشت برادرش
"مسعود کردپور" ، را صادر و نهاد بازداشت کننده کدام بوده گفت:برادرم "مسعود" ،
در روز پنج شنبه 17 مرداد 1387 ، برابر با روز خبرنگار در ایران ، بواسطه حکم
بازداشت صادره از سوی دستگاه قضایی بوکان توسط نیروهای اطلاعاتی وابسته به
وزارت اطلاعات ، در منزل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافته
است.
این روزنامه نگار مقیم کردستان ،
افزود:ماموران امنیتی در حالی که حکم قضایی ورود به منزل را داشتند به تفتیش
ابزارهای کار حرفه ای چون کامپیوتر ، یادداشت ها و کتاب ها پرداخته و گوشی تلفن
همراه ، کیس کامپیوتر ، پاسپورت ، تعدادی کتاب ، جزو و یادداشت را با خود برده
اند.
خاطرنشان می سازد؛"مسعود کردپور"، 37 ساله ،
روزنامه نگار ، فعال حقوق بشر ، بنیانگذار بنیاد دموکراسی و حقوق بشر کردستان
ایران ، عضو
NGO
دفاع از محیط زیست و دارای مدرک فوق لیسانس جغرافی با سابقه 21 سال تدریس در
دبیرستان های بوکان است.
وی علاوه بر آن که در سال 78 نیز بازداشت شده
بود ، اخیرا از سوی دادگاه رسیدگی به تخلفات اداری استان آذربایجان غربی به
اتهام تحریک معلمان و مصاحبه با رسانه های داخل و خارج از کشور ، به شهرستان
تکاب تبعید شده بود.
----
انتقال یک
زندانی سیاسی دیگر به سلولهای انفرادی شکنجه گاه بند 1 گوهردشت کرج
در طی هفته های
اخیر اذیت و آزارها و فشارها علیه زندانیان سیاسی در زندانهای مختلف ایران به
نحو فزآینده ای شدت یافته است و زندانیان سیاسی را در شرایط طاقت فرسایی قرار
داده است. زندانیان اسیر و بی دفاع را از شرایط اولیه زندگی محروم کرده اند.
اکثر این زندانیان که در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار بیماریهای متعدد جسمی
هستند از حق درمان برخوردار نیستند. آنها در کنار زندانیان عادی و خطرناک که
اکثرا مبتلا به بیماریهای واگیر دار هستند قرار دارند. تعداد زندانیانی که در
سلولها جا داده شده چندین برابر ظرفیت آنها می باشد ، سلولها فاقد سیستم تهویه
و امکانات سرمایی می باشد. زندانیان سیاسی از داشتن حداقل امکانات بهداشتی
محروم هستدو در هفته های اخیر با بهانه های واهی بازرسی سلولها، زندانیان سیاسی
را در ساعاتهایی بین 12:00 تا 16:00 که اوج گرما است انها را زیر آفتاب شدید
برای چندین ساعت نگه می دارند و در نهایت دست نوشته ها و حداقل امکانات موجود
در سلولها را ضبط و با خود می برند. خانواده های زندانیان سیاسی با زحمت و صرف
هزینه های زیاد سعی در تهیه حداقل امکانات برای عزیزانشان هستند ولی زندانبانان
این امکانات تحویل گرفته شده را به زندانیان سیاسی تحویل نمی دهند و موارد
متعدد دیگر.
زندانیان سیاسی
در اعتراض به این رفتارهای ضد بشری و برای رساندن فریادهای در گلو خفه شده خود
ناچارا که دست به اعتصاب غذا بزنند اما جواب زندانبانان به آنها اهانت، ضرب و
شتم و انتقال به شکنجه گاه است .
یکی از
زندانیان سیاسی بند 4 زندان گوهردشت آقای منصور رادپور که روز دوشنبه 14
مردادماه در اعتراض به شرایط غیر انسانی اقدام به اعتصاب غذا نمود ه بود، روز
چهار شنبه 16 مرداد ماه در سومین روز اعتصاب غذای خود توسط محمود مغنیان رئیس
بند 4 فرآخوانده شد. آقای رادپور وقتی که به دفتر این فرد وارد شد با کرمانی
رئیس جدید حفاظت و اطلاعات زندان و نوید خدیوی معا ون وی روبرو گردید. آنها او
رامورد ضرب و شتم و اهانت قرار دادندو سپس به دستور کرمانی و خدیوی به سلولهای
انفرادی شکنجه گاه بند 1 زندان گوهردشت منتقل نمودند.تا به حال 4 زندانی سیاسی
به این شکنجه گاه منتقل شده اند.، آقای بهروز جاوید طهرانی که بیش از 50 روز
تحت شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی در این شکنجه گاه زندانی بود و آقای
علیجان گرایی 50 ساله همراه با فرزندش محسن گرایی 34 روز است که در این شکنجه
گاه می باشد و آقای رادپور روز چهارشنبه به این شکنجه گاه منتقل گردید.
آقای منصور
رادپور 27 اردیبهشت 1386 در جاده چالوس توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد،
او 25 روز در خانه های امن وزارت اطلاعات تحت شکنجه های وحشیانه قرار داشت
و
در اثر این شکنجه های وحشیانه مامورین وزارت
اطلاعات
تعدادی از دنده های قفسه سینه اش شکسته شده و کتف او دچار آسیب جدی گردید
همچنین در اثر ضربات لگد به صورتش تعدادی از دندانهایش نیز شکسته شده.
آقای رادپور
دریک محاکمه چند دقیقه ای در شعبه 8 دادگاه انقلاب کرج بدون اینکه حق دفاع از
خود داشته باشد و بدون داشتن وکیل محکوم به سه سال زندان گردید.
فعالین حقوق
بشر ودمکراسی در ایران،نسبت به خطر جدی که متوجه جان زندانیان سیاسی، زندانی در
این شکنجه گاه هشدار می دهد و از تمامی سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات
عملی و فوری برای پایان دادن به جنایتهایی که در زندانهای این رژیم علیه
زندانیان سیاسی روا داشته می شود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
18 مرداد1387 برابر با 8 اگوست 2008
شرایط زندانیان سیاسی فوق را به سازمانهای زیر گزارش شد
1- عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر
http://hrdai.blogspot.com
http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
tel. : 0031620720193
----
بازداشت و اجراي حکم مسعود سماواتيان از متهمين پرونده آيت الله بروجردي
فعالان حقوق بشر در ايران:در ادامه بازداشت و به اجرا گزاردن احکام صادره براي متهمين پرونده آيت الله بروجردي ، صبح امروز مسعود سماواتيان ، 47 ساله ، متهم رديف دوم پرونده مذکور ، به دادسراي ويژه روحانيت احضار و بازداشت گرديد.
وي که داراي محکوميت 5 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان خرم آباد مي باشد ، جهت اجراي حکم موقتاً روانه زندان اوين گرديد. آقاي سماواتيان که جانباز جنگ و کارشناس ادبيات مي باشد ، در نيمه مهرماه 1385 به مدت 8 ماه در زندان اوين بازداشت گرديده بود ، وي در زمان بازداشت مورد بدرفتاري و شکنجه قرار گرفته بود ، بطوريکه پس از آزادي با قيد 100 ميليون تومان وثيقه مدت طولاني را در بيمارستان جهت درمان به سر برد . وي در دادگاه اوليه ابتدا به اعدام و پس از اعتراض فعالان حقوق بشر نهايتاً به 5 سال حبس تعزيري توام با تبعيد محکوم شد.
----
استمداد زني محکوم به اعدام از فعالان حقوق بشر
فعالان حقوق بشر در ايران:
هلاله محمد زاده زني محکوم به اعدام است که متهم است در سن 27 سالگي و در دفاع از خود مردي را به قتل رسانده است ، وي بيش از 8 سال است که در زندان مرکزي مهاباد به سر مي برد، نامبرده بيش از 4 سال است که در انتظار راي نهايي شعبه 15 ديوان عالي کشور مي باشد و سالها بي پاسخ ماندن و بلاتکليفي نامبرده تحت حکم اعدام ، سبب طولاني شدن حضور نامبرده در زندان و به طبع آسيبهاي روحي و جسمي به وي گرديده است .
شايان ذکر است نامبرده فاقد وکيل مدافع مي باشد و بدينوسيله استمداد خود را براي رهايي از زندان و تضمين حيات خود از فعالان حقوق بشر و وکلاي انسان دوست اعلام مي نمايد.
|