|
بازنشستگي 21 استاد برجسته ديگر
دانشگاه تهران؛
اساتيد را به
خانه مي فرستند
ساناز اللهبداشتي
اعتماد ملی:
انگار رئيس دولت نهم بايد نمايندههاي رسانهها را به جشن روز خبرنگار دعوت
ميكرد تا از تصميمهايي كه در وزارتخانههاي آن دولت اتفاق ميافتد باخبر شود.
محمود احمدينژاد پنجشنبه گذشته وقتي محمود دعايي مديرمسوول روزنامه اطلاعات
از بازنشستگي 30 استاد باسابقه دانشگاه تهران ابراز نگراني كرد، آنچنان برخورد
كرد كه گويي اين اولينبار است خبري با اين موضوع اعلام ميشود. هرچند
اطلاعات مديرمسوول روزنامه اطلاعات براي رئيسجمهور تازه بود، اما واقعيتي
انكارناپذير بود كه از اول مردادماه كليد خورده است.
مديركل مديريت
نيروي انساني دانشگاه تهران در اولين ساعت روز كاري 6
مرداد ماه در مصاحبهاي
تفصيلي با خبرگزاري دانشجويان ايران با افتخار از
<صدور
حكم بازنشستگي 21 استاد
دانشگاه>
خبر داد:
<همه اين استادها
بالاي 70 سال سن
دارند و سابقه خدمت
آنها بيش از 35 سال است و دانشگاه مكلف است هر يك از اعضاي رسمي
هيات علمي كه به سن 65
سال تمام رسيده باشند را بازنشسته كند.>
تلاش براي
بازنشستگي استادهاي علوم انساني
حسن اسماعيلي
در اولين روزهاي مردادماه اين را اعلام كرد كه
نهتنها رسانهها بلكه
استادهاي برجسته دانشگاهها هم در جريان باشند كه يك ماه پيش
از آغاز سال تحصيلي
دانشگاهها به امور اداري مراكز دانشگاهي فراخوانده شوند تا
هرچه سريعتر مدارك خود
را براي بازنشستگي تكميل كنند. داستاني كه تا امروز براي 21
استاد برجسته رشتههاي
علوم انساني دانشگاه تهران، بزرگترين دانشگاه ايران؛ روايت
شده است. پيش از اين
روزنامه اعتماد در گزارشي از بازنشستگي دكتر اميرناصر
كاتوزيان، دكتر ايرج
گلدوزيان، دكتر محمود عرفاني، دكتر ابوالقاسم گرجي، دكتر محمد
آشوري، دكتر
جمشيد ممتاز، دكتر عزتالله عراقي و دكتر نجادعلي الماسي از استادهاي
برجسته دانشكده حقوق و
علوم سياسي دانشگاه تهران خبر داده بود اما امروز به همه اين
اسامي بايد 21 اسم ديگر
را هم اضافه كرد تا همان عددي را كه مديرمسوول روزنامه
اطلاعات به رئيسجمهور
يادآوري كرد، به دست آوريم. بنابر آنچه كه تا امروز شنيده
شده است، دكتر كريم
مجتهدي، دكتر علي شيخالاسلامي، دكتر غلامحسين
ابراهيميديناني، دكتر
محمدرضا شفيعيكدكني، دكتر رضا داوري، دكتر محسن جهانگيري و
دكتر ابراهيم
باستانيپاريزي از استادهاي برجسته دانشكده ادبيات دانشگاه تهران در
يك هفته گذشته به مراكز
اداري دانشگاه تهران فراخوانده شدند تا پيش از شروع سال
تحصيلي جديد وضعيت
ادامه فعاليت آنها در دانشگاه تهران مشخص شود. هرچند اين اسامي
تعداد اعلام شده به
رئيسجمهور 300 نفر] را تكميل نميكند، اما به خوبي نشان
ميدهد كه فعاليت
دانشگاهها براي تعيين تكليف استادهاي قديمي چه سرعتي گرفته
است.
اگر استادها
درخواست دهند ميتوانند تدريس كنند!
تلاش وزارت
علوم براي كاهش حضور استادهاي بنام رشتههاي علوم
انساني و البته تاكيد
وزير آموزش عالي براي استفاده مجدد از بازنشستهشدگان اثر
گفتههاي اين چند هفته
اخير محمدمهدي زاهدي و ديگر همراهانش براي ايجاد دانشگاههاي
اسلامي در سراسر كشور
را كم نميكند؛ گفتههايي كه وقتي در يك زنجيره به نام و
سابقه استادهاي
بازنشسته شده گره ميخورد، هدف اصلي اين برنامهها را به خوبي روشن
ميكند. حتي اگر هاشم
داداشپور، مديركل روابط عمومي وزارت علوم همه اين
نتيجهگيريها را تكذيب
كند و از برنامههايي صحبت كند كه به رويا شباهت دارند:
مدتي است كه
نزديك به 30 نفر از استادهاي برجسته و بنام رشتههاي
علوم انساني به مراكز
اداري دانشگاهها فراخوانده و از كار بازنشسته ميشوند، اين
برنامه بنا بر چه هدفي انجام ميشود؟
وزارت علوم
معتقد است كه عنوان بازنشستگي براي استادهايي كه تا
امروز بازنشسته شدهاند
به معناي واقعي كلمه نيست و قرار بر اين است كه از خدمات
علمي و پژوهشي آنها
همچون سابق استفاده شود.
اگر بنا بر اين
است كه از آنها استفاده شود، پس چرا تصميم به
بازنشستگي گرفته ميشود؟
مطابق قوانين
رسمي كشور سن بازنشستگي 65 سال است، هرچند اين دولت سن
بازنشستگي را به 70 سال
رسانده، اما قانون در همه مراكز دولتي اينگونه اجرا ميشود.
علاوه بر اين قرار
نيست اين استادها كنار گذاشته شوند، همه استادهايي كه بازنشسته
شدهاند همچنان
ميتوانند تا سقف 10 ساعت برنامه درسي داشته باشند.
يعني شما فكر
ميكنيد با اين تصميم وزارت علوم، برنامه تدريس اين
استادها و همچنين آموزش دانشجويان مختل نشده است؟
خير! هيچ
اختلالي ايجاد نشده و همچنان استادها ميتوانند تدريس
كنند. من براي روشن شدن
موضوع يك مثال ميزنم. زماني كه مرحوم استاد شهيدي از
اساتيد برجسته ادبيات
ايران درگذشتند، خانواده ايشان پس از مراسم درگير اقدامات
اداري بازنشستگي ايشان
شدند، به دليل اينكه اين فعاليتها در زمان حيات اين استاد
برجسته انجام نشده بود.
پس تصميم وزارت علوم براي اقدام به بازنشسته كردن اين
استادها به نفع مجموعه
اساتيد كشور است.
اما شما حضور
آنها را در دانشگاهها و مراكز علمي كم كرديد.
اصلا اين
اتفاق نيفتاده است، مطابق قانون استاديار 14 ساعت،
دانشيار 12 ساعت و
استاد 10 ساعت ميتواند تدريس كند. پس هيچيك از استادها از مراكز
دانشگاهي كنار گذاشته
نشدند.
يعني همه
استادهايي كه در اين چند سال اخير بازنشسته شدهاند همچنان
تدريس ميكنند؟ آيا دكتر حسين بشيريه در حال حاضر در دانشگاه حضور دارند؟
اين اتفاق
[تدريس در دانشگاهها] در صورتي كه خود اساتيد درخواست
تدريس را به دانشگاهها
ارائه دهند، حتما پذيرفته ميشود.
برجستهترين و
شناختهشدهترين افرادي كه در همه اين سالها در
ايران براي آموزش
فرزندان ايران تلاش كردند ناگهان با دستور خانهنشيني مواجه
ميشوند، آيا با اين شرايط به كار بازميگرديد؟
مگر كارمندي كه
30 سال سابقه فعاليت دارد و به ناگاه بازنشسته
ميشود، احساس يأس و نااميدي ميكند؟
كارمند ساده،
با پژوهشگر و استادي كه سرمايه كشور است فرق دارد.
بله! وزارت
علوم هم به ارزش اين استادها واقف است، براي همين بعد از
اعلام بازنشستگي بار
ديگر از آنها استفاده ميشود. علاوه بر اين، اساتيد بازنشسته
امكان استفاده از همه
خدمات مراكز آموزشي و پژوهشي را از دست نميدهند.
آيا وزارت علوم
براي پيشبرد اهداف خود در رسيدن به دانشگاههاي
اسلامي سعي در كنار گذاشتن اساتيد برجسته علوم انساني دارد؟
خير! كاملا
اين موضوع را تكذيب ميكنم. بازنشستگي استادها هيچ ربطي
به اسلامي شدن
دانشگاهها و يا ديگر اهداف وزارتخانه ندارد.
يعني انديشه،
تفكر، تحقيقات و موضوعات مورد بحث اين استادها دليلي
براي اعمال اين تصميم نبوده است؟
اصلا با
انديشه و تفكر اساتيد مشكلي وجود ندارد، اتفاقا وزارت علوم
معتقد است كه تكثر
انديشه در دانشگاهها و وجود اين نوع تفكرها در پويايي و بالندگي
دانشجويان اثر دارد.
تصميمي كه
گرفته شده بود
اما تاكيدهاي
مديركل روابط عمومي وزارت علوم با موضعگيريهاي اخير
نتيجهاي ديگر را
نمايان ميكند. يك روز پيش از اين مصاحبه [روز شنبه ] سيدمهدي
خاموشي، رئيس سازمان
تبليغات
اسلامي در گفتوگو با
خبرگزاري مهر از
>آغاز
فعاليت شوراي اسلامي
شدن دانشگاهها براي طراحي كلان متون درسي دانشگاهي>
خبر
داد و ابراز اميدواري
كرد <اين
طراحي كلان در شوراي اسلامي شدن دانشگاهها به
نتيجه برسد و متون درسي
به صورت هدفمند اسلامي شوند.>
البته او هدف اين سياست
را هم به طور كامل روشن
كرد: <حوزه
علوم انساني نبايد برمبناي غرب و انديشه
توليدي غرب پيش رود
بلكه بايد بر اساس انديشه دانشمندان مسلمان، آيات، روايات و
انديشه علماي خلف و
حاضر باشد، همچنين نگاه به فعاليتهاي تربيتي دانشگاه ميتواند
شاخصي براي اسلامي شدن
دانشگاهها باشد.<
----
درخشش جهاني دانشگاه شريف
گزارش نيوزويک از حيرت دانشگاهيان از چنين نمونه اي
دوشنبه 21 مرداد
1387

افشين مولوي
روز: مسؤولان دانشکده مهندسي الکترونيک دانشگاه استنفورد، وقتي در سال 2003 با گروهي از دانشجويان روبرو شدند که با نمرات بي سابقه اي از پس امتحانات ورودي دوره دکترا برآمده بودند، حسابي جا خوردند. اينکه اين جوانان پر سر و صدا آمريکائي نبودند، جاي تعجب نداشت. دانشجوياني از آسيا و ساير نقاط توانسته بودند مجوز ورود به اين دوره را درآمريکا بدست آورند. به گفته مسؤولان استنفورد، نکته شگفت انگيز اين بود که اکثريت برگزيدگان از يک کشور و يک دانشگاه خاص آمده بودند: دانشگاه صنعتي شريف در ايران!
دانشگاه استنفورد به مقصد مورد علاقه فارغ التحصيلان دانشگاه شريف تبديل شده است. بروس اي وولي، رئيس سابق دانشکده مهندسي الکترونيک اين دانشگاه مي گويد، علت اين است که در حال حاضر شريف يکي از بهترين دوره هاي مهندسي الکترونيک دنيا را در اختيار دارد. با درنظر گرفتن رقباي شريف نظير دانشگاه هاي ام آي تي، کالتک و استنفورد در آمريکا، تسينگوا در چين و کمبريج در انگلستان، اين افتخار کمي براي آن دانشگاه نيست.
اعتبار دانشگاه شريف نشان مي دهد که چگونه درحالي که اظهارات جنجالي محمود احمدي نژاد و روياروئي هسته اي او با آمريکا در دنيا خبرساز مي شود، دانشجويان ايراني در حال دست و پا کردن اعتبار بين المللي براي خود به عنوان ستاره هاي علمي هستند. اين تنها مسؤولان استنفورد نبوده اند که متوجه اين نکته شده اند. در دانشگاه هاي سراسر کانادا و استراليا که دريافت ويزا با محدوديت کمتري روبرو است، جذب دانشجويان ايراني از رونق برخوردار شده است. تعداد دانشجويان ايراني در کانادا از سال 1985 تا کنون 240 درصد رشد کرده است و در استراليا هم اين تعداد ظرف پنج سال گذشته تا 5 برابر رشد کرده و به نزديک 1500 نفر رسيده است.
ضمناً دانشجويان دانشگاه شريف و ساير دانشگاه هاي معتبر ايران نظير دانشگاه تهران و دانشگاه فني اصفهان به بازيگران مهم المپيادهاي علمي بين المللي تبديل شده و جوائز فيزيک، رياضي، شيمي و مسابقات ربوتيک را به خانه برده اند. بدليل همين موفقيت هاي اخير بود که اصفهان به تازگي ميزباني المپياد بين المللي فيزيک را به عنوان افتخاري که نصيب هيچ کشور ديگري در خاورميانه نشده، برعهده گرفت چرا که هيچيک از کشورهاي همسايه ايران از کيفيت علمي دانشجويان ايران برخوردار نيستند.
شرکت هاي فني غربي هم از قافله عقب نمانده و شروع به جذب آنها کرده اند. شرکت هاي بزرگ از گوگل گرفته تا ياهو، و نيز مؤسسات تحقيقاتي غرب به استخدام صدها نفر از فارغ التحصيلان ايراني روي آورده اند. برندگان المپيادها از جذابيت ويژه اي برخوردارند. به گزارش مطبوعات ايران، 90 درصد آنها براي تحصيلات تکميلي يا کار از کشور خارج مي شوند.
دانشگاه شريف در سال 1965 توسط پادشاه سابق ايران و درحالي که قصد تأسيس يک مؤسسه عاليرتبه علمي و فني را داشت، بنيان نهاده شد. چهارچوب آن هم مطابق با راهنماي مشاوره ام تي آي تنظيم شده و بسياري از اعضاي دانشکده هاي آن را تحصيلکرده هاي آمريکا تشکيل مي دادند. (بر اساس اطلاعات مؤسسه بين المللي آموزش، ايراني ها در دوره شاه بزرگترين گروه دانشجويان خارجي مشغول به تحصيل در آمريکا را تشکيل مي دادند.) رمز ديگر موفقيت دانشگاه شريف هم به سيستم دبيرستان ايران مربوط مي شود که دانش آموزان را با مقدمات علوم آشنا مي سازد. اين چيزي است که آمريکائي ها تا پيش از کالج و دبيرستان آنرا تجربه نمي کنند.
از طرف ديگر موفقيت ايران بازتابي از تراژدي موجود در کشور است: دانشجويان ايراني چيزي بيش از اين نمي خواهند که به محض فارغ التحصيلي از آنجا دور شوند. اين براي دانشگاه ها و شرکت هاي خارجي يک فرصت است اما از سوئي، به معناي فرار جدي مغزها از جمهوري اسلامي است. رامين فرجاد يکي از فارغ التحصيلان شريف در سال 1997 که اکنون مقام اجرائي در آکوانتيناي سيليکون ولي (منطقه اي در سانفرانسيسکو و مرکز شرکت هاي متعدد الکترونيک) است گفت براي فارغ التحصيلاني ايراني شغل کافي وجود ندارد. بدتر اينکه دانشجويان ستاره ايراني که قصد ماندن در کشور براي به راه انداختن حرفه اي را دارند، از چشم داشت مسؤولان دولتي به مزاياي آنها و مانع تراشي هاي اين افراد شکايت دارند. خيلي از ايراني ها که از پس مهاجرت به غرب بر نمي آيند، رهسپار دوبي مي شوند. همانطور که يکي از فارغ التحصيلان شريف در اين شهر بندري مي گويد: «به تحصيلات ما در اينجا به نحو مناسبي ارج گذاشته مي شود. به ما فرصت موفقيت داده شده است. در ايران، جلوي ما گرفته مي شود.»
اين مشکلات طاقت فرسا، نويد خوشي را براي آينده ايران نمي دهد. اين درست است که تعداد بيشماري از دانشجويان نخبه در سالهاي اخير شکل گرفته اند و اينکه تاريخ اين کشور مملو از کاميابي ها و چهره هائي نظير ابن سينا- برجسته ترين دانشمند دنيا در قرون وسطي-، محمد خوارزمي- کاشف الگوريتم رياضي در قرن نوزدهم- و عمر خيام- منجم و رياضيدان پرآوازه بوده است. اما اگر جمهوري اسلامي مسيرش را به زودي تغيير ندهد، تمام آن تاريخ و قابليت ها بر باد خواهد رفت.
منبع: نيوزويک
9 اوت
|