بازگشت به صفحه اول

 

 
 

آنسوي اعدام ميرنهاد

آرش سيگارچيarashsigarchi.jpg
دوشنبه 21 مرداد 1387

روز: درهفته گذشته که اغلب نگاه ها به پايتخت و انتصاب سه وزير جديد دولت بود ، کمي آن سوتر در سرزمين سيستان و ‏بلوچستان، جمهوري اسلامي ايران فرصت را براي "تسويه حساب" با يکي از گروه هاي مسلح مخالف خود مناسب ديد و ‏از اين رو بود که بامداد دوشنبه گذشته، روزخبري ما روزنامه نگاران ، با خبري خاص آغاز شد:‏‎ ‎‏"يعقوب مهرنهاد ويک ‏نفر ديگر اعدام شدند" و اين در حالي بود که به گفته برخي نزديکان "قرار نبود مهرنهاد اعدام شود".‏

يعقوب ميرنهاد که بيشتر از او به عنوان فعال حقوق بشر و روزنامه نگار نام برده مي شد در حالي اعدام شد که با گردشي ‏کوتاه مي شد وبلاگي به نام او را رويت کرد. با اين حال آنچه از سوي جمهوري اسلامي به عنوان دليل و اتهام اصلي وي و ‏ديگر شخص اعدامي بيان شد، ارتباط اين دو با گروهک جند الله وابسته به "عبدالمالک ريگي" بود. ‏

در هفته هاي اخير هرچند جمهوري اسلامي ايران اعدام هاي زيادي را ترتيب داد و مي توان به اعدام 29 نفر که به گفته ‏مسوولان قضايي متهم به "قتل، تجاوز، سرقت مسلحانه و قاچاق مواد مخدر" اشاره کرد با اين حال اعدام ميرنهاد با ‏اعتراض بسياري در داخل و خارج ايران همراه شد که از جمله در روزهاي اخير کمپين بين المللي حقوق بشر اين اقدام ‏را"اقدام تروريستي" از سوي جمهوري اسلامي ناميد.‏

در سوي ديگر ، هرچند جمهوري اسلامي ايران به جز خبري رسمي که همزمان با اعدام ميرنهاد و يک تن ديگر بر روي ‏خروجي خبرگزاري ها قرار داد ، موضع گيري ديگري درباره ميرنهاد نداشت اما برخي منابع نزديک به نظام که ‏بخصوص در فضاي اينترنت فعاليت دارند ، سعي کردند با ربط دادن اين دو اعدامي با گروه "تروريستي" ريگي ، عملا ‏هرگونه دفاع از ايشان را بلاموضوع عنوان کنند حال آنکه واقعيت هايي در پس اين اعدام نهفته است که از آنها بسادگي نمي ‏توان گذشت:‏

‏1- در روزهاي اخير از "يعقوب ميرنهاد" به عنوان "اولين وبلاگ نويسي که توسط حکومت کشته شده است" نام ‏برده مي شود. در عين حال برخي که مواضعي همسو با سياست هاي جمهوري اسلامي دارند نوشته اند: "مگر آدم نمي‌تواند ‏هم عضو گروه غيرقانوني تروريستي باشد و هم روزنامه‌نگاري هم بکند. مگر کسي که وبلاگ دارد نمي‌تواند آدم بکشد يا به ‏کشته شدن کسي کمک بکند؟"‏

مطمئنا هيچ مقام و سمتي براي فردي مصونيت قضايي ايجاد نمي کند. مطمئنا اگر ثابت شود ميرنهاد جنايتکار بوده يا خوني ‏ريخته ، هرگز اينگونه بسياري براي او نمي نوشتند. به ياد بياوريد جانياني همچون غلامرضا خوشرو کوران (خفاش شب) ‏و يا سعيد حنايي که وقتي جنايت شان ثابت شد، هرگز کسي از مجازات ايشان دفاع نکرد. اما مساله همين ثابت شدن است. ‏در حالي ميرنهاد محکوم به "محاربه و فساد في الارض" شده است که هنوز مصداقي براي اين جرم او از سوي جمهوري ‏اسلامي بيان نشده است. ‏

بيان اتهام کلي "همکاري با گروهک تروريستي موسوم به جندالله به سرکردگي عبدالمالک ريگي" هرگز نمي تواند دليل ‏کافي براي مجازات يک شخص باشد. حقوق جزايي صراحت دارد که در صورت همکاري و معاونت فرد در جنايت بايد از ‏نظر مقدار و کيفيت مشخص شود. ميرنهاد اگر چه اينک بيشتر به عنوان فعال مدني و فعاليت هايش به عنوان روزنامه نگار ‏شناخته شده است اما اگر هم با گروهي مسلح همکاري داشته لازم است پاسخ داده شود چه همکاري و در چه سطحي. آيا در ‏اقدامي نظامي شرکت داشته است؟ آيا اقدامي مسلحانه انجام داده است؟

‏2- مساله ديگر که از سوي نزديکان ميرنهاد مورد تاکيد قرار گرفته است ، اعدام سريع وي به دليل پنهان نمودن ‏شکنجه هايي است که در مورد او اعمال شده. ميرنهاد در ارديبهشت 86 پس از برگزاري همايش سالانه "جوانان پرسشگر، ‏مسئولين پاسخگو" بازداشت شد و پس از ده ماه در بهمن همين سال در دادگاه به اعدام محکوم شد.همان زمان خبرنامه ‏اميرکبير گزارش داد وي ماهها "تحت بازجويي" در وزارت اطلاعات بوده است. حتي در آخرين ملاقات يعقوب ميرنهاد با ‏يکي از اقوامش در اواخر سال گذشته، "آثار شکنجه" بر سر، صورت و بدن وي آشکار بوده و وي به شدت دچار کاهش ‏وزن شده بود. به همين علت اعضاي خانواده يعقوب مهرنهاد معتقد بودند که "حکم حقيقي دادگاه، حکم اعدام نبوده و احتمالا ‏در اثر شکنجه و ضرب شتم يعقوب، مشکلي براي وي پيش آمده و براي سرپوش گذاشتن بر اين ماجرا اين حکم صادر شده ‏است تا با يک صحنه نمايشي اعدام در محوطه زندان از افشاي شکنجه هاي وارده بر يعقوب جلوگيري شود". توجه کنيد اين ‏ادعا شش ماه پيش از سوي خانواده وي بيان شده بود که البته اينک اتفاق افتاده است.‏

اين ادعا در حالي بيان مي شود که در روزهاي اخير و پس از اعدام وي ، برخي فعالان دانشجويي و مدني در سيستان و ‏بلوچستان اعلام کردند که پيش از اين از سوي مسوولين وعده داده شده بود که ميرنهاد اعدام نخواهد شد.‏

‏3- در پرونده ميرنهاد موارد نقض قانوني بيشمار است. وي در حالي ارديبهشت 1386 پس از برگزاري همايش ‏انجمن جوانان صداي عدالت بازداشت شده که اين تشکل يک تشکل رسمي و قانوني بوده است. طبيعتا براساس اصول 26 ‏و 27 قانون اساسي ، که آزادي فعاليت احزاب و تشکل ها در آن مورد تاکيد شده است ، هيچ دليلي براي برخورد با وي ‏وجود ندارد. از سوي ديگر در اصل 32 قانون اساسي تاکيد شده که "هيچ‌کس را نمي‌توان دستگير کرد مگر به حکم و ‏ترتيبي که قانون معين مي‌کند.در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذکر دلايل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهيم شود ‏و حداکثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع ‏وقت فراهم گردد." با اين حال شاهديم ميرنهاد ده ماه پس از اين به دادگاه برده مي شود. آيا اين اقدام غيرقانوني نيست؟

‏4- براساس قوانين جاري جمهوري اسلامي ، هر متهمي حق دارد که از وکيل استفاده کند و حتي اگر استطاعت ‏مالي نداشته باشد ، دادگستري ملزم است از ميان وکلاي داوطلب ، براي متهم وکيل تسخيري اختيار کند. آيا در مورد ‏ميرنهاد اين حق رعايت شده است؟

‏ قانون اساسي صراحت دارد که رسيدگي به جرايم متهمان سياسي بايد در دادگاهي علني و با حضور هيات منصفه برگزار ‏شود. هرچند هنوز لايحه جرم سياسي تعريف نشده اما در پرونده هايي چون محاکمه کرباسچي ، نوري و حتي اين اواخر ‏متهم جاسوسي براي اسراييل ، برگزاري دادگاه به شکل علني بوده است. بنابراين اين طبيعي است که اين سوال بوجود بيايد ‏که چرا در اعدام اين "همکار تروريست ها" تعجيل شد.‏

‏5- خبر اعدام ميرنهاد و يک تن ديگر در حالي روز دوشنبه در خبرگزاري هاي ايرنا و ايسنا و سايت تابناک به ‏نقل از دادسراي عمومي و انقلاب زاهدان و دادگستري سيستان وبلوچستان منعکس شد که به نوشته اين رسانه ها ، "حکم ‏صادره پس از تاييد از سوي مراجع عالي قضايي و مخالفت باعفو نامبردگان از سوي کميسيون عفو استان، در محوطه ‏زندان مرکزي زاهدان اجرا شد". ‏

هرچند تنظيم کنندگان اين خبر درصدد القاي اين مساله هستند که همه اقدامات قانوني و حتي تلاش براي کاهش احتمالي ‏احکام صورت گرفته، اما واقعيت چيز ديگري است. در اين خبر از "مخالفت با عفو" اين دو متهم "از سوي کميسيون عفو ‏استان" ، به عنوان آخرين مرجع رسيدگي به پرونده ياد شده حال آنکه به نوعي تعجيل در تنظيم خبر موجب شده همراه با ‏اشتباهاتي باشد. ‏

براساس قانون ، کميسيون عفو و بخشودگي ، معاونتي زير مجموعه حوزه رياست قوه قضاييه است که نظر نهايي درباره ‏عفو يا عدم اعطاي عفو به متهمان را بررسي مي کند. در اين ميان کميسيون هاي عفو استان در حد دبيرخانه هايي هستند که ‏پرونده و جزيياتي همچون دادنامه دادگاه هاي بدوي و تجديد نظر را براي اعلام نظر در کميسيون عفو و بخشودگي در ‏تهران ، آماده و ارسال مي کنند. در اين کميسيون که شامل اعضايي چون رييس زندان ، قاضي ناظر زندان ، نماينده ‏دادستان استان و بسته به جرم متهم نماينده اداره اطلاعات استان (براي جرايم سياسي-امنيتي) و نماينده ستاد مبارزه با مواد ‏مخدر(براي جرايم مربوطه) در آن شرکت مي کنند و نظر خود را در برگه اي پيرامون عفو نامبرده اعلام مي کنند. مطابق ‏آيين نامه کميسيون عفو و بخشودگي ، نظر نهايي در باره پرونده هاي عفو در تهران داده مي شود و حتي اگر همه اعضاي ‏کميسيون عفو استاني با عفو متهمي مخالفت يا موافقت کنند ، پرونده در تهران بار ديگر بررسي مي شود و نظر نهايي توسط ‏اين کميسيون عالي صادر مي شود. ‏

به نظر مي رسد تعجيل در اجراي مجازات متهمان به قدري بوده که تنها با اخذ صورتجلسه کميسيون عفو استان ، متهمان به ‏چوبه دار سپرده شده اند که بديهي است قوه قضاييه و بخصوص کميسيون عفو و بخشودگي مي تواند و بايد پيگير اين اقدام ‏باشد. ‏

‏6- سابقه يادآوري مي کند که اگر مدارک اندکي براي محکوميت متهم وجود داشته باشد ، جمهوري اسلامي ايران ‏از ارايه و افشاي آن خودداري نمي کند. نمونه آن برگزاري و پخش مصاحبه هاي متهمان در سالهاي اخير در تلويزيون ‏جمهوري اسلامي است. با اين حال نه تنها نظام تاکنون درمورد ميرنهاد به گفتن کليات بسنده کرده بلکه با برگزاري دادگاه ‏وي پشت درهاي بسته به نوعي بر ابهامات افزوده است. ‏

متاسفانه در سالهاي اخير برخي رفتارهاي خودسرانه در نهاد هاي امنيتي به گونه اي بوده که متهم بدون دليل بازداشت شده ‏و سپس در بازداشتگاه ، بازجويان درصدد جمع آوري مدارک برآمده اند که گاه در اين فشار به متهم براي اعتراف تحت ‏شکنجه ، شخص جان مي بازد که نمونه مشخص اين ادعا ، ابراهيم لطف اللهي، دانشجوي دانشگاه پياه نور سنندج است که ‏ديماه گذشته براثر شکنجه بازجويان درزندان به قتل رسيد و پس از دفن جسد وي ، به خانواده او اطلاع داده شد. ‏

‏7- مهمترين بخش داستان اعدام هاي اخير ، به انتقام گيري خونين جمهوري اسلامي و يک گروه نظامي مخالف از ‏يکديگر باز مي گردد. دو ماه پيش وقتي تحويل برادر عبدالمالک ريگي از پاکستان به ايران حتمي شد، اين گروه به پادگاني ‏در مناطق مرزي حمله کرد و تعدادي از سربازان وظيفه و چند نيروي کادر انتظامي را گروگان گرفت. با اين حال خيلي ‏سريع برادر ريگي به ايران تحويل شد. ‏

وزارت کشور جمهوري اسلاي که قاعدتا بايد نقش مهمي در مديريت وقايع اخير ايفا مي کرد در ماههاي اخير رييسي موقت ‏بنام مهدي هاشمي داشته که بهترين راه براي مقابله با گروه ريگي را "انتقام" يافته است. در حالي اين گروه نظامي هفته به ‏هفته از قتل تعدادي از گروگان هاي خود خبر مي داد، اين سو نيز جمهوري اسلامي دو تن را اواخر خرداد به اتهام ارتباط ‏با گروهک ريگي اعدام کرد. همچنين در ميان اعدام 29 نفر که جرايم شان مواد مخدر و قتل عنوان شد، برخي نيز از ‏کساني بودند که وابستگي به گروه ريگي داشتند. اين اعدام ها در حالي ادامه دارد که آخرين آن اعدام ميرنهاد و يک تن ‏ديگر بوده که ظاهرا دليل اعدام اين دو نيز پاسخ به گروگان کشي گروه ريگي است. ‏

----

اطلاعيه

دو دهه از قتل و عام هزاران زنداني سياسي گذشت

(اقدامات غيرانساني و آزار و اذيتي که به نام يک دولت، که  سياست برقراري برتري ايدئولوژيک را مضمون کار خود قرارداده، به شيوه‌اي سازمند نه تنها بر عليه افراد به خاطر تعلق نژادي  يا مذهبي آنان بلکه هم‌چنين بر عليه کساني که با اين سياست مخالفند، حال اين مخالفت هرشکلي که داشته باشد، صورت مي‌گيرد، جنايت عليه بشريت تلقي شده و بنابراين مشمول مرور زمان نمي‌شوند)1
با آغاز مرداد ماه تابستان سال 1367 هزاران زنداني سياسي ، وجداني و دگر انديش به جرم انديشه متفاوت بر اساس حکم حکومتي و در رويه اي ناعادلانه نه به قصد احقاق حق و رعايت عدالت که بايد اساس ماهيت وجودي حکومت باشد بلکه تنها به دليل پاکسازي جامعه از دگرانديشان و تحقق ايدئولوژي حاکم به انديشه مطلق اجتماعي به جوخه هاي مرگ سپرده شدند.
در اين رويه هزاران زنداني سياسي که تعداد دقيق آنان عليرغم گذشت دودهه زمان از اين کشتار همچنان به دليل سکوت مقامات حکومتي ايران نامشخص مي باشد بدون برگزاري دادگاه ، داشتن وکيل و تنها در عرض کمتر از دو ماه به خوجه هاي اعدام سپرده شدند ، اين رويه افرادي را که حتي مدت محکوميت آنان سپري شده بود را نيز در بر گرفت .
اکثريت مطلق اين افراد ضمن متحمل شدن شکنجه هاي جسمي و روحي در سايه سکوت ديده بانان اجتماعي به صورت دسته جمعي به قتل رسيدند و اجساد اين افراد هيچگاه به خانواده ها و بازماندگان آنان تحويل نگرديد و بسياري نيز هيچگاه حتي از محل دفن بستگان خود آگاه نگرديدند.
اين کشتار که تطبيق روشني با تعريف "جنايت عليه بشريت" دارد در سايه بي توجهي جامعه جهاني ، فعالان حقوق بشر و در روندي خاموش از اوايل دهه شصت آغاز گرديد و يقين است چنانچه واکنش هاي مناسب از سوي فعالان حقوق بشر و جوامع بين الملل در آغاز خزنده اين روند صورت ميگرفت ، فاجعه 67 هيچگاه روي نمي داد .
هر چند دودهه از قتل و عام زندانيان سياسي در ايران ميگذرد ، اين جنايت را فراموش نخواهيم کرد و تحقق عدالت و برداشتن گامي موثر براي ايجاد دموکراسي پايدار و حمايت از حقيقت حقوق بشر را در گرو مجازات عاملان اين قتل و عامها در دادگاه صالح بين المللي مي دانيم. چرا که تا زماني که ناقضان حقوق بشر و هتاکان حرمت انساني سايه عدالت را احساس ننمايند اين فجايع هر زمان امکان تکرار دارد.

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 21 مرداد ماه 1387 برابر با 11-08-2008

1-حکم صادره در دادگاه جنائي ليون، 20 دسامبر 1985

----

پنجمين نوجوان در آستانه اعدام

صدور دستور اجراي حکم براي "امير"amiramrollahi.jpg
دوشنبه 21 مرداد 1387

‏‏سارا مقدم

روز: با گرفتن دستور اجراي حکم اعدام(استيذان) از بالاترين مقام قضايي کشور، براي امير امرالهي، آمار نوجواناني که از زير ‏‏18 سالگي در انتظار اعدام به سر مي برند و اينک حکمشان در مرحله اجرا قرار دارد به پنج نفر رسيد.‏

امير امرالهي نوجواني که هفته گذشته دستور نهايي اجراي حکم اعدامش به دايره اجراي احکام دادسراي شيراز فرستاده ‏شد، با وجود اينکه در زمان ارتکاب جرم 16 ساله بود، اينک در سن 19 سالگي در آستانه اعدام قرار گرفته است.‏

محمد مصطفايي، وکيل امير اميرالهي با اعلام اين خبر درباره علت صدور چنين حکمي براي امير مي گويد: "امير مثل ‏بسياري از نوجوانان محکوم به اعدام، در يک نزاع خياباني و بدون انگيزه قبلي مرتکب قتل شد. او و دو نفر از دوستانش ‏در خيابان آزادگان شيراز ايستاده بودند که دو نوجوان ديگر از مقابل آنها عبور مي کنند. دعواي آنها دعواي بچگانه اي ‏بوده که از خيره شدن به هم شروع شده و متاسفانه بعد از گلاويز شدن، با توجه به اين که دوست امير چاقويي به همراه ‏داشته و آن را به امير داده بوده تا از خود دفاع کند، به کشته شدن يکي از آن دو نوجوان منجر شده."‏

‏ شعبه پنجم دادگاه کيفري استان در تاريخ 17 مردادماه 86 حکم به قصاص نفس امير داد که اين دادنامه در تاريخ 19 ‏مهرماه86، توسط قضات شعبه ۲۷ ديوانعالي کشور تاييد شد. ‏

وکيل امرالهي با اشاره به اينکه در دادگاه دفاع درستي از امير صورت نگرفت، به مصرف قرصهاي قوي رواني او در ‏دوران حضورش در زندان نوجوانان شيراز اشاره مي کند و مي گويد: "جا داشت که در دادرسي امير امرالهي، مساله جنون ‏ادواري او توسط پزشکي قانوني بررسي مي شد. ضمن اينکه يکي از مستشاران قضايي شعبه 5 استان فارس، به نابالغي ‏امير اشاره داشته است تا در صورت تسري سن مسووليت شرعي به مسووليت کيفري، از سوي دادگاه محترم، وضعيت ‏بلوغ و مسووليت شرعي امير مشخص شود. که اين مساله نيز بدون ارجاع وي به پزشکي قانوني مورد بي توجهي قرار ‏گرفت و در حالي که ايشان در همان روز، حکم به محکوميت امرالهي صادر کردند."‏

وي همچنين به عوامل ديگر تاثير گذار بر مرگ مقتول اشاره کرده و تاکيد مي کند: "مرحوم به دليل دير رسانده شدن به ‏بيمارستان و نيز به دليل کمبود امکانات پزشکي بر اثر خونريزي ناشي از جراحت به قتل رسيده. اما همه اين عوامل و ‏شرايط پيش از صدور حکم بايد مورد بررسي قرار مي گرفت و روشن مي شد که عامل تمام کننده چه بوده است؟ زيرا اگر ‏قتل بر اثر خونريزي و کمبود امکانات بود ، عمل متهم قتل شبه عمد محسوب مي شد."‏

با قرار گرفتن پرونده امير امرالهي در مرحله اجراي حکم اعدام، او به همراه محمد فدايي، بهنود شجاعي، ابومسلم سهرابي ‏وصغرا نجف پور، پنجمين نوجوان محکوم به اعدام در زندانهاي ايران است.‏

فعالان حقوق بشر در ايران بارها به استناد اعلاميه جهاني حقوق بشر و نيز به استناد ماده 37 کنوانسيون جهاني حقوق ‏کودک که صدور مجازات اعدام را براي محکومان زير 18 سال جايز ندانسته، به صدور و اجراي اين احکام اعتراض ‏کرده اند. با اين وصف حد اقل دو محکوم به اعدام نوجوان در سال 2008 حکمشان اجرا شده است و به گفته سازمان عفو ‏بين الملل نزديک به 150 نوجوان با حکم اعدام در زندان به سر مي برند.‏

----

در كنسرت شهرام ناظری: تقاضای کمک «عزت‌الله انتظامی»برای آزادی يک نوجوان

استادانتظامی شماره حساب 717865 بانک ملی، شعبه باغ فردوس، به‌نام مشترک كيومرث پوراحمد، پرويز پرستويی و عزت‌الله انتظامی را برای كمک اعلام كرد.

آفتاب: «عزت‌الله انتظامی» در جريان چهارمين شب كنسرت شهرام ناظری از حاضران در كاخ نياوران و مردم، تقاضای كمک به يک نوجوان اعدامی را مطرح كرد.

به گزارش سرویس هنر آفتاب، در چهارمين شب كنسرت شهرام ناظری و گروه مولوی در كاخ نياوران، شهرام ناظری اواسط برنامه رو به حاضران گفت: «آقای انتظامی در مورد يک اقدام انسانی صحبت‌هايی با شما دارند. البته وی اين صحبت‌ها را قبلا با من مطرح كرد، اما اگر توسط اين اسطوره هنر ايران زمين مطرح شود، بهتر است».
 
سپس گروه مولوی جايگاه را ترک كرد و انتظامی روی سن آمد و گفت: «وقتی شهرام داشت مي‌خواند، فكر می‌كردم وقتی سرزمين مهد هنر، فرانسه، نشان هنری -آن هم نشان درجه يک خود- را به او می‌دهد، اين نشان می‌دهد كه چه هنرمندانی اين‌جا زندگی می‌كنند». 

انتظامی كه برای دومين بار در طی اين چهار شب، در كنسرت ناظری حاضر می‌شد،‌ اظهار داشت: «وقتی كه شهرام می‌خواند، به خلسه می‌روم». 

وی سپس صحبت اصلی خود را درمورد كمک به يک نوجوان اعدامی، اين‌طور آغاز كرد كه ظاهرا پنج شش سال قبل چند نوجوان از خانه بيرون می‌روند و شوخی شوخی دعوا می‌گيرند و يكی از آن‌ها چاقو می‌كشد و ديگری را می‌كشد. 

به گفته انتظامی حالا بعد از اين سال‌ها، قاتل به سن 18 سال رسيده و قرار است اعدام شود.
وی افزود: «سينماگرانی چون كيومرث پوراحمد، اميرشهاب رضويان و پرويز پرستويی برای جلب رضايت خانواده مقتول صحبت‌هايی كرده‌اند و سرانجام قرار شد كه من صحبت‌های نهايی را با پدر و مادر مقتول انجام دهم». 

انتظامی در جريان كنسرت ديشب، با بعض و اشک به حاضران گفت: «پسرهايی كه بيرون از خانه آمدند، قصد آدم‌كشی نداشتند. آن‌ها خيلی جوانند. ظاهراً قرار است كه خانواده مقتول طناب دار را دور گردن پسر بيندازند. من به پدر مقتول گفتم تو شب می‌دانی كه فردا بايد بروی و طناب دار را دور گردن قاتل بيندازی. درحالی‌كه او هيچ وقت نيت قبلی در قتل پسرت نداشته است. بر فرض هم كه اين كار را كردی، شب چگونه می‌خواهی سر روی بالش بگذاری؟»
 
به گفته عزت‌الله انتظامی، چون خانواده مقتول فقير هستند، تقاضای ديه كرده‌اند. به‌اين ترتيب انتظامی از حاضران در كنسرت خواست هركس هرچقدر می‌تواند برای نجات اين نوجوان از اعدام كمک كند. 
 
به گزارش آفتاب، 5 صندوق در محل اجرای كنسرت شهرام ناظری در كاخ نياوران برای دريافت كمک‌های نقدی حاضران در نظرگرفته شده بود.
 
همچنين انتظامی شماره حساب 717865 بانک ملی، شعبه باغ فردوس، به‌نام مشترک كيومرث پوراحمد، پرويز پرستويی و عزت‌الله انتظامی را برای كمک اعلام كرد. 

از ديگر نكات چهارمين شب كنسرت گروه مولوی، حضور خانواده مرحوم خسرو شكيبايی بود.

 ناظری در ابتدای كنسرت گفت: «دوستان به من پيشنهاد دادند امشب خانواده مرحوم شكيبايی را دعوت كنيم و يک صندلی و گل را به او اختصاص دهيم كه من هم استقبال كردم». 
 
ناظری در سومين شب كنسرت خود در كاخ نياوران، قبل از صحبت‌های انتظامی قطعاتی از آلبوم مولوی را اجرا كرد و بعد از صحبت‌های انتظامی به تک‌نوازی با سه‌تار و تک‌خوانی پرداخت و درنهايت قطعات كردی را اجرا كرد.

 ----

صغری نجف‌پور: قربانی فقر و کار؟

صغری نجف‌پور دختری ۳۱ ساله است که ۱۸ سال از عمر خود را به اتهام قتل در زندان گذرانده و اینک در معرض اعدام قرار دارد. اتهام صغری، قتل پسر ۸ ساله خانواده‌ای است که در آن خدمتکاری می‌کرده است. صغری شرکت در قتل را رد می‌کند.

صدای آلمان: صغری نجف‌پور مدعی است که بارها مورد تعرض صاحبخانه قرار گرفته و این پدر بوده که پسر را به دلیل دیدن صحنه تعرض، به دیوار کوبیده و کشته است. صغری به دلیل عدم توانایی در پرداخت دیه ۳۰۰ میلیون تومانی و عدم رضایت مادر مقتول، در آستانه اعدام قرار دارد.

نسرین ستوده یکی از دو وکیل این پرونده، با نوشتن فراخوانی، وجدان‌های آزاد بشری و قوه قضاییه را به توجه دوباره به وضعیت صغری دعوت کرده است. نسرین ستوده در همین زمینه، به پرسش های دویچه‌وله پاسخ داد.

مهیندخت مصباح

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه