حمیدرضا خادم
چندی پیش خبری در خبرگزاری ها به نقل از سخنگوی قوه قضاییه منتشر
گردید که به باور من یکی از بزرگترین و پرافتخارترین پیروزی های
چند سال اخیر فعالان مدنی و حقوق بشری در برابر حاکمیت مستبد دینی
و ناقض حقوق بشر، در ایران بود .
آقای جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه در
نشست خبری خود با اشاره به دو مورد عفو و همچنین چند مورد تخفیف
مجازات سنگسار گفت :
این حکم در مورد تمام کسانی که به
آنها صادر شده، موقوف الاجراست.
در چند سال اخیر که فعالان مدنی،
سیاسی و حقوق بشری بصورت مجزا ، اما با هدفی مشترک و مشخص در ایران
و حتی در خارج از ایران اقدام به تشکیل نهادهای حقوق بشری و فعالیت
گسترده و بدون توقف در اطلاع رسانی و اعتراض به حاکمیت جمهوری
اسلامی ، در جهت جلوگیری از نقض حقوق بشر و رفع فشار بیشتر بر ملت
ایران بخصوص فعالان سیاسی ، مدنی ، دانشجویی ، صنفی و زنان نمودند
. حاکمان برقدرت نشسته جمهوری اسلامی که دائما در خفا و آشکار،
اقدام به شکنجه، شلاق ، اعدام و ده ها مورد نقض حقوق شهروندی افراد
می نمودند در اغلب آن که اطلاع رسانی و اعتراض به شکلی گسترده توسط
این نهادها صورت گرفت ناگزیر به عقب نشینی شدند و اگر نگاهی به
آمار و مدت زمان زندان در ایران بیاندازیم به شکل غیر قابل تصوری
این زمان کاهش یافته است .
کسانی که از ابتدای انقلاب حتی تا
انتهای دهه هفتاد توسط حاکمیت و با اتهام های مختلف بازداشت می
شدند اغلب در بی خبری به حبس های طولانی، مجازات های سنگین و اعدام
محکوم می شدند ، اما فشار این نهادها در چند سال اخیر باعث گردیده
که طول زندان و بازداشت به شکل چشم گیری کاهش یافته ، اعدام سیاسی
به حداقل ممکن رسیده و حاکمیت به واسطه این فشارها که با بیانیه ها
و حمایت های نهادهای بین المللی بر قدرت آن افزوده می شود ناگزیر
گشته برای این افراد تنها پرونده سازی نموده و بازداشتهایی که
هیچگاه تمامی ندارد ، اغلب در کمتر از دو ماه با قرار وثیقه و
کفالت به پایان برسد . هر چند آثار مخرب و کوبنده همین چند ماه و
حجم پرونده و اتهامات سنگین و بی اساس در موارد اندکی این افراد را
منفعل می سازد ولی آزاد شدن ظاهری آنان از بند و حبس ، خود گامی
بزرگ است و نشانه عقب نشینی حاکمیت در برابر این فشارهاست .
با توجه به اینکه قوانین حاکم در
ایران اغلب برگرفته از فقه اسلامی می باشد و لازم الاجراست ، توقف
حکم سنگسار نیز می تواند بیانگر شدت تاثیر اعتراضات و فعالیت های
نهادهای مدنی و حقوق بشری باشد .
در شهریور ماه 1360 زمانی که جبهه
ملی ایران به حکم اعدام و لایحه قصاص اعتراض نمود آیت الله خمینی
طی سخنانی ، برای اولین بار در تاریخ ایران گروهی را مرتد خواند و
بواسطه این سخنرانی تمامی اعضای جبهه ملی ایران بازداشت و تحت
شکنجه شدید قرار گرفتند . شادروان دکتر اردلان از رهبران جبهه ملی
ایران در آن زمان در بیان آن لحظات می گفت : فضایی در ایران
حاکم بود که پس اعلام ارتداد جبهه ملی و بازداشت اعضای آن،
زندانبانان و بازجویان ما را با چشمانی بسته و بوسیله اسلحه به
سلول هدایت می کردند تا تماس بدنی با ما نداشته باشند !
به باور من اگر در آن زمان تظاهرات
چند صد هزار نفری جبهه ملی ایران با وجود همین فضای دینی و
انقلابی فراگیر می شد و تمام مردم و احزاب سیاسی از این موضع
پشتیبانی می کردند در طول این سه دهه ایران هرگز شاهد اعدام های
سیاسی و کشتار دسته جمعی هموطنان نبود. همانهایی که امروز عملکرد
جبهه ملی ایران را در اوایل انقلاب به نقد می کشند در آن زمان یا
سکوت کرده و یا به پشتیبانی از روحانیون برخواستند .
امروز حاکمان جمهوری اسلامی که به
صورتی کاملا مشهود گرفتار بحران اقتدار و سلطه بر ملت ایران شده
اند که برای نمایش قدرت با تبلیغات گسترده ، جوانان این کشور را
بازداشت نموده و با اتهامایی با عنوان اراذل که در هیچ جای قانون
اساسی این رژیم وجود ندارد و یا با اتهام های واهی و غیر مستند ،
اقدام به اعدام های دسته جمعی نموده تا نگاه ها را گمراه و سرپوشی
بر بحران اقتدار خود گذارد .
اعدام کودکان زیر هجده سال که ناقض
تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی است همچنان ادامه دارد و ایران در
صدر اعدام کودکان در جهان می باشد .
همچنان نیز بازداشت دانشجویان، زنان
و فعالان سیاسی و مدنی ادامه دارد ولی با شرایطی که اینک با تلاش
فعالان حقوق بشری بوجود آمده است و تاثیر بسیار مثبت آنرا در عقب
نشینی حاکمان مستبد و تمامیت خواه جمهوری اسلامی می بینیم، ضروریست
برای عقب راندن هرچه بیشتر آنان و رعایت حقوق بشر فعالان مدنی و
حقوق بشری این بار با قدرت بیشتر با تشکیل کمپینی گسترده این
حاکمان را تحت فشار قرار داده تا بواسطه آن و فشار نهادهای بین
المللی دیگر شاهد چنین رفتارهای قرون وسطایی در ایران نباشیم .