|
ما کجا هستیم؟
شهباز نخعی
چهارشنبه, 06 شهریور 1387
گردونه ی جنایت و کشتاری که از نخستین روزهای پس از 22 بهمن ماه
1357 ـ اگر نه پیش از آن در جنایاتی چون زنده کباب کردن بیش از چهار صد نفر در
سینما رکس آبادان ـ در بام مدرسه علوی به گردش درآمد تاکنون هرگز از حرکت باز
نایستاده است.
در این نزدیک به سی سال، با تفاوت و شدت و ضعف هایی، بسیاری از
ما ـ که نام انسان و ایرانی یا "انسان ایرانی" را یدک می کشیم ـ در برابر حرکت
جنون آمیز این گردونه ی جنایت و کشتار سرخم کرده و سکوت پیشه نموده ایم. هر یک
از ما تسلیم پیشگان و سکوت کردگان برای این کار خود بهانه ها و توجیه هایی نیز
داریم: "سری را که درد نمی کند، دستمال نباید بست"، "زبان سرخ سر سبز می دهد بر
باد"، "آنها که آورده اند، هر گاه زمانش رسید، خودشان هم می برند"، "در کف شیر
نر خونخواره ای ـ غير تسلیم و رضا کو چاره ای" و . . .!
در برابر ما بسیاران تسلیم شده و سکوت کرده، شمار اندکی نیز ـ
که اکثریت قربانیان گردونه ی جنایت و کشتار را تشکیل می دهند ـ به بهانه ی از
دست دادن جان خود یا تحمل شکنجه های طاقت فرسا در زندانهای مخوف نظام ولایت
مطلقه فقیه، هرگز ننگ تسلیم و سکوت را نپذیرفته اند.
یکی از این گروه، که هم اکنون در چنگال دژخیمان حکومت جنایتکار
و خونریز ولایت فقیه اسیر است، "ابوالفضل جهاندار" نام دارد. او که مدیر
تارنمای خبری پویانیوز و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت دانشجویی است، اخیرا
نامه ای از زندان اوین به بیرون فرستاده که حاوی نکات پندآموزی است اگر چه ممکن
است برای برخی از ما بسیاران ملال انگیز نیز باشد، زیرا آینه ای در برابرمان می
گیرد و وادا مان می کند که خود را در آن بنگریم. ابوالفضل جهاندار در بخشی از
این نامه می نویسد: "می گویند سکوت کن، باز هم سکوت کن، حقیقت را فدای مصلحت
کن، مصلحت در سکوت است، اما من معتقدم سکوت فراموشی می آورد. سکوت کردن گاهی
اوقات دروغ گفتن است. دروغ گفتنی بزدلانه و ریاکارانه. می خواهم درد مشترک
انسان های دربند را فریاد کنم."
ابوالفضل جهاندار پس از آنکه تجربه های خود در سلول انفرادی
زندان، رفتار بازجویان و انواع شکنجه های جسمی و روحی را شرح می دهد، می نویسد:
"وقتی توجه می کنی می بینی از هر قوم و ملیت و از هر صنف و شغلی چند نفری قبل
از تو وارد سلول شده اند، از کرد، ترک، بلوچ گرفته تا روزنامه نگار، دانشجو،
معلم، حقوقدان، نماینده مجلس، از تمام اقشار، جرمشان اما اندیشیدن است و
اندیشیدن جرم، باید قلم در خون خویش زنی و از آزادی و دالت بنویسی. . . شاید به
جرم نفرت از اسارت و استبداد باید این وضعیت را تحمل کنم. شاید به خاطر این که
آزادی و عدالت را حق همه می دانستم. شاید به خاطر این که نتوانستم مثل میلیونها
. . . هموطنم، نفرت از ظلم را به سکوت تبدیل کنم!"
این "تبدیل نفرت از ظلم به سکوت" با ملایم ترین تعبیر چیزی جز
چشم پوشی دانسته و ارادی از شأن انسانی نیست. این تازه در صورتی است که
ابوالفضل جهاندار "بی تفاوتی" را با "نفرت" اشتباه نگرفته باشد. کمترین تبعات
چشم پوشی از شأن انسانی این است که در سی سال گذشته، نظام جنایتکار و خونریز
آخوندی با موفقیت توانسته است بدون پرداخت هزینه سنگین به کشتار و خونریزی و
شکنجه و پایمال کردن ابتدایی ترین حقوق انسانی ادامه دهد.
بخش بزرگی از بهای سنگینی که کسانی که آگاهاهانه پا به میدان
مبارزه گذاشته اند، تاکنون پرداخته اند و هم اکنون نیز می پردازند، بی تردید
ناشی از ترس، بی تفاوتی یا آنچنان که ابوالفضل جهاندار می گوید: "دروغ گفتن
بزدلانه و ریاکارانه میلیونها . . . هموطن" است. اما بخش دیگری نیز وجود دارد و
آن ناگاهی بسیاری از این "میلیونها . . . هموطن" است. ناآگاهی از این که ترس،
تسلیم و سکوت در برابر حکومتی چون نظام ولایت مطلقه فقیه کارساز و چاره کار
نیست همچنان که روز به روز شمار فزاینده تری از همان "میلیونها . . .
هموطن" با گوشت و پوست و استخوان تجربه می کنند، بازماندگان نهایی همین ها
خواهند بود که چوب و پیاز را با هم می خورند: هم به خواری و ذلت ترس و تسلیم و
سکوت تن می دهند و هم در نهایت بدتر از آنچه که از آن ترسیده اند بر سرشان
خواهد آمد!
تا به امروز، حکومت جنایتکار و خونریز ولایت فقيه با تمام قوا
کوشیده است تا از سویی شمار اندک مبارزان را از توده مردم جدا کند و از سوی
دیگر جلوی به هم پیوستن همان شمار اندک را نیز بگیرد تا به راحتی بتواند آنها
را یک به یک از بین ببرد. در این رویکرد، تاکنون حکومت آخوندی کمابیش موفق
بوده، اما نشانه هایی حاکی از این هستند که این روند در حال دگرگونی است و
مبارزان دلاوری که در برابر نظام می ایستند و سنگین ترین بها را هم میپردازند،
کم کم دارند می آموزند که حتی یک گروه با شمار اندک، با همدلی و به هم پیوستن
توان کارهایی را دارند که آن "میلیونها . . . هموطن" از انجام آن ناتوانند.
یکی از نشانه های این همدلی و بهم پیوستن ـ حتی در زیر ضربه های
شکنجه و چوبه دار ـ را می توان در گزارش "شبکه حقوق بشر کرد" یافت: بنابر این
گزارش، بیش از 80 نفر از زندانیان سیاسی و مدنی کرد به اعتصاب غذای سراسری
پیوستند. در این اعتصاب غذای سراسری، 40 نفر از زندانیان سیاسی و مدنی کرد در
زندان ارومیه، 13 نفر در زندان مرکزی سنندج، 8 نفر در زندان اوین و 15 نفر در
زندان مهاباد و دیگر شهرها از روز سه شنبه 5 شهریور ماه اعتصاب غذای نامحدودی
را آغاز کرده اند. هدف از این اعتصاب غذا واداشتن حاکمیت به اعتراف به هویت
سیاسی و مدنی این زندانیان ... تجدید نظر در اعدام دسته جمعی زندانیان و توقف
فوری اجرA 7ی احکام اعدام کلیه زندانیان سیاسی و مدنی و پایان دادن به شکنجه و
نقض های مکرر حقوق بشر در کردستان است. هشت تن از فعالان مدنی و دگراندیش کرد
که به اعدام محکوم شده اند، عبارتند از:
1ـ عدنان حسن پور (روزنامه نگار)
2ـ هیوا بوتیمار (روزنامه نگار و فعال مدنی)
3ـ فرزاد کمانگر (فعال حقوق بشر و فعال مدنی)
4ـ انور حسین پناهی (معلم)
5ـ فرهاد وکیلی (فعال مدنی)
6ـ علی حیدریان (فعال مدنی)
7ـ ارسلان اولیایی (فعال مدنی)
8ـ حبیب الله لطیفی (دانشجو، فعال مدنی)
شبکه حقوق بشر کرد اظهار امیدواری می کند که در روزهای آینده
شمار بیشتری از زندانیان به اعتصاب غذای سراسری بپیوندند. چنین باد.
نشانه ی دیگر از رویش جوانه های همدلی و همبستگی، از خواب بیدار
شدن نسبی نهادهای بین المللی مد فع حقوق بشر است. یکی از معتبرترین این نهادها
سازمان عفو بین الملل است که این هفته به مناسبت بیستمین سالگرد کشتار زندانیان
سیاسی ـ که از شهریور 1367 آغاز و تا بهمن ماه همان سال ادامه یافت و در جریان
آن چندین هزار زندانی که برخی از آنان دوره محکومیت خود را نیز سپری کرده
بودند، کشته شدند ـ بیانیه ای منتشر کرده است.
در این بیانیه، عفو بی الملل خواستار به محاکمه کشاندن کسانی که
مسئول "قتل عام زندانیان" بوده اند شده و تاکید می کند که در مورد جنایاتی از
این قبیل، صرف نظر از زمان ارتکاب، هیچ مصونیتی نباید وجود داشته باشد. عفو بین
الملل می گوید: کسانی که مسئول این کشتار بودند باید تحت تعقیب قرار گیرند و
براساس استانداردهای بین المللی و دادرسی های عادلانه محاکمه شوند. این افراد
در صورتی که مجرم شناخته شوند باید به نح8 8ی متناسب با خصوصیت بسیار سنگین این
جنایات، ولی بدون حکم اعدام یا کیفرهای بدنی، مجازات شوند.
همبستگی و همدلی زندانیان سیاسی و مدنی کرد و بیانیه سازمان عفو
بین الملل، نشانه هایی دلگرم کننده هستند اما، آیا ما به عنوان یکی از
"میلیونها . . . هموطن" ی که ابوالفضل جهاندار از آن سخن می گوید، نباید از خود
بپرسیم که در این بزنگاه ما کجا هستی8 5؟!
----
انور ساعد موچشی
دانشجوی کرد در شهر سنندج دستگیر شد
انور ساعد
موچشی 29 ساله دانشجویی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه،شهید بهشتی
تهران همراه با یعقوب ساعد موچشی روز پنج شنبه 14.6.1378 در منزل مسکونی خود
در شهرسنندج توسط نیرهای اطلاعات دستگتیر شدند و به مکان نامعلومی انتقال
داده شدند. این در حالی بود که انور دوشب میزبان دکتر فرهاد پیربال از شعرا و
نویسندگان کردستان بود و شب قبل از دستگیری از طریق تماس تلفنی تهدیدش کرده
بودند که خط قرمز را گذرانیده است .انور ساعد موچشی ڕوزنامه نگار و عضو هیئت
تحریریه هفتهنامه توقیف شده،کرفتو،بود انور همچنین از اعضای انجمن،راه سبز
و دفاع از محیط زیست سنندج است، انور یک روزنامه نگار موفق ،فعال مدنی است که
به تحصیل اهتمام میورزید،تاکنون از سرنوشت انها هیچ اطلاعی در دسترس نیست.
هم
اکنون در زندانهای ایران چندین دانشجوی کرد زندانی میباشند که از حکم اعدام
گرفته تا احکام سنگین برای انها صادر گشته.
1.حبیب الله
لطیفی. فعال مدنی،حکم اعدام
2.هانا عبدی
فعال حقوق زنان،5 سال و حکم و تبعید
3.علی شاکری دو
سال و شش ماه حکم
4.یاسر گلی
5.هدایت غزالی
دو سال حکم
6.صباح نصری دو
سال حکم
7.روناک صفا
زاده
8.خضر رسول
مروت
9.سالار یاره
احمد اندریاری
arezandaryari@gmail.com
----
انتقال ساسان بابايي به زندان مرکزي سنندج
فعالان حقوق بشر
در ايران:
ساسان بابايي معلم کامياراني که در شهريور ماه سال 1385 بازداشت و نهايتا به اتهام همکاري و ارتباط با احزاب کردي به 5 سال حبس تعزيري محکوم و به زندان مرکزي سنندج منتقل گرديده بود . در تاريخ 21/4/87 به دليل کشف نامه اي از وي در زندان که در حمايت از فرزاد کمانگر نگاشته بود به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديد.
آقاي بابايي در طي 49 روز انتقال خود هيچگونه تماسي با خانواده نداشته است و بي خبري مطلق از سرنوشت وي منجر به تردد مکرر خانواده ايشان به ستاد خبري و دادگاه انقلاب در شهرهاي سنندج و تهران گرديد. آقاي بابايي که تمام مدت 49 روز را در سلول انفرادي به سر برده بود به علت حمايت از فرزاد کمانگر مورد شکنجه و بدرفتاري نيز قرار گرفته است . وي روزجاري به زندان مرکزي سنندج منتقل گرديد.
|