نامه سرگشاده 109 تن از اساتید دانشگاه های کشور به محمود احمدی نژاد پیرامون سیاست های اعمال شده دولت در دانشگاه
چهارشنبه، 24 مهر 1387
ادوارنيوز: پس از انتشار دو نامه از سوی اقتصاددانان، یكی با عنوان نامه اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد و دیگر تحت عنوان نامه 53 نفر از اقتصاددانان نهادگرا، اینبار نوبت جامعه دانشگاهی كشور بود كه طی نامهای از سیاستهای علمی و دانشگاهی سه سال گذشته دولت نهم اظهار نگرانی كنند. نامه «اعلام نگرانی در باب سرنوشت دانشگاه و توسعه علمی كشور» توسط 109 نفر از اعضای برجسته و شناخته شده هیات علمی دانشگاههای كشور امضا شده است كه در میان این امضا نامهای آشنایی همچون مصطفی معین و جعفر توفیقی (وزیران علوم در دوران اصلاحات)، هادی خانیكی، محسن كدیور، تقی آزادارمكی، هادی طایفه، محسن كدیور، رضا فرجیدانا، علی پایا، حمیدرضا جلالیپور، ناصر فكوهی و... به چشم میخورد. آنان در سه محور درباره سیاست دولت احمدینژاد هشدار دادهاند. دانشگاهیان كشور در این نامه از تضعیف بنیانهای برنامهای و ساختاری توسعه علمی ابراز نگرانی كردهاند، نسبت به دگرگون كردن فرهنگ و كاركردهای دانشگاه هشدار دادهاند و سیاستهای دولت كه منجر به كاهش مشاركت استادان و دانشجویان شده است را مورد نقد قرار دادهاند. اما نكته مهمی كه این دانشگاهیان را بسیار نگران كرده آن است كه با سیاستهای فعلی دولت كه بهزعم آنان حاصل فاصله گرفتن از تفكر كارشناسی و مرجعیت دانشگاه در زمینه توسعه پایدار، عادلانه و دموكراتیك است، شكاف میان نخبگان و حاكمیت دامن زده شود. دانشگاهیان تاكید كردهاند تداوم این رویهها دانشگاه را به كانونی یك بعدی، تكصدایی و ناتوان از پاسخگویی به نیازهای گسترده و مسائل پیچیده توسعه همهجانبه تبدیل خواهد كرد. دانشگاهیان در این نامه اشاره كردهاند دولت سیاستهای برنامه چهارم توسعه را معلق كرده است. در این نامه پیشبینی شده بود دانشگاهها به عنوان نهادهایی مستقل از امتیازات لازم برای توسعه آموزش و توسعه سرمایه انسانی برخوردار باشند؛ امری كه با گسترش تصدیگری دولتی و نادیده گرفتن استقلال دانشگاهها و كاهش اختیارات هیاتهای امنا، در محاق رفته است. به این ترتیب به روایت دانشگاهیان در حال حاضر دانشگاه به سازمانی تابع، منفعل و نیازمند دخالت دستگاههای دولتی و تحت قیومیت نهادهای غیرعلمی بدل شده است. در این روند باز به تعبیر امضاكنندگان نامه، نادیده گرفته شدن هشدارهای دانشگاهیان موجب به حاشیه رانده شدن دانشگاهها و نخبگان، زوال سرمایه اجتماعی و آسیبپذیری جامعه ایرانی در سطوح ملی و بینالمللی شده است. امضاكنندگان همچنین درباره عواقب كمتوجهی به ضرورت آزادی علمی در فعالیتهای آموزشی و پژوهشی و ایجاد محدودیت در نقد علمی دیدگاهها، سیاستها و برنامههای موجود هشدار دادهاند. نامه 109 دانشگاهی را باید نشانهای از پویایی جامعه مدنی ایرانی و حساسیت آن در برابر سیاستهای سهساله گذشته دولت نهم تلقی كرد. آنچه میخوانید متن نامه 109 دانشگاهی ایرانی است:
مقدمه
این بیانیه به عنوان گزارش جمعی از اعضای هیات علمی از وضعیت كنونی دانشگاهها و پارهای نگرانیها در مورد بیتوجهی به گسترش زمینههای فرهنگی و ساختاری توسعه علمی كشور و عدمپایبندی به قانون برنامه چهارم درخصوص استقرار «توسعه مبتنی بر دانایی»، به دانشگاهیان و مردم فرهیخته ایران تقدیم میشود. این بیانیه همچنین هشداری است به مسوولان در مورد گسترش سطحینگری و نگاه غیرنظاممند، و اتخاذ روشهای تبلیغاتی در ارائه آمار و اطلاعات علمی، و تمركزگرایی از طریق نادیده گرفتن ضرورتهایی چون ارتقای كیفیت آموزشی و پژوهشی، افزایش مشاركت دانشگاهیان، تقویت ارزشهای حرفهای و علمی. این نوشتار همچنین بیانگر دغدغههایی است در مورد عدمرعایت حریم و استقلال علمی دانشگاه، كاهش منزلت دانش و دانشمندان و برخوردهای بعضا امنیتی كه آرامش فكری و ذهنی دانشگاهیان را با مخاطره مواجه ساخته است. در این گزارش رخدادها و روندهای نگرانكننده مربوط به وضعیت دانشگاهها و توسعه علمی كشور در سه محور زیر بیان میشود: 1) تضعیف بنیانهای برنامهای و ساختاری توسعه علمی، 2) دگرگونسازی فرهنگ و كاركردهای دانشگاه و 3) كاهش مشاركت استادان و دانشجویان.
تضعیف بنیانهای برنامهای و ساختاری توسعه علمی
1- در برنامههای توسعه سوم و چهارم، دانشگاهها به عنوان نهادهای مستقل و برخوردار از اختیارات لازم به رسمیت شناخته شدهاند و میباید زمینههای توسعه آموزشی و پژوهشی خود را به منظور پیشبرد مرزهای دانش و توسعه سرمایه انسانی برای پاسخگویی به نیازهای كنونی و ساختن آینده كشور فراهم كنند. اما گسترش تصدیگری دولتی، نادیده گرفتن استقلال دانشگاهها و كاهش اختیارات هیاتهای امنا، دانشگاهها را به واحدهای ناكارآمد تبدیل كرده و آنها را با محدودیتها و مشكلات زیادی در ارتقای كیفیت و پیشبرد برنامههای آموزشی و پژوهشی خود روبهرو كرده است.
2- برنامههای سوم و چهارم توسعه، فرصتی تاریخی برای رشد متوازن بخشهای علمی و اقتصادی كشور فراهم كرده و مسوولیت بهرهبرداری مناسب از آن را به عهده وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به عنوان نهادی اندیشهساز و چابك برای توسعه علوم و فناوری گذاشته است. اما متاسفانه برخلاف جهتگیری این برنامهها، در سالهای اخیر اتخاذ سیاستهای تصدیگرایانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باعث تضعیف اصلیترین وظیفه آن در سیاستگذاری و برنامهریزی كلان توسعه علمی شده است.
3- واگذاری برخی از وظایف و اختیارات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به طیفی از نهادهای گوناگون موجب ساختارزدایی و غیرنهادینه ساختن فرآیندهای توسعه علمی و از همگسستگی در مدیریت كلان نظام علم و فناوری شده و پویایی و انسجام لازم برای توسعه علمی را به مخاطره انداخته است.
دگرگونسازی فرهنگ و كاركردهای دانشگاه
1- در حال حاضر دانشگاه به مثابه سازمانی تابع، منفعل و نیازمند دخالت دائمی دستگاههای دولتی تحت قیمومیت نهادهای غیر علمی تلقی میشود. این رویكرد به تضعیف بنیانهای علمی و دگرگونسازی فرهنگ و كاركرد دانشگاه به عنوان نهاد مستقل علمی و مولد اندیشه خلاق و نقاد و اثرگذار بر روند توسعه كشور انجامیده است.
2- كاهش نقش دانش و ظرفیتهای كارشناسی در ساماندهی امور جامعه به امری نگرانكننده تبدیل شده است. نادیده گرفتن هشدارهای دانشگاهیان در زمینههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، موجب به حاشیه راندهشدن دانشگاهها و نخبگان، زوال سرمایه اجتماعی و آسیبپذیری جامعه ایرانی در سطوح ملی و بینالمللی شده است.
3- كمتوجهی به ضرورت آزادی علمی در فعالیتهای آموزشی و پژوهشی و ایجاد محدودیت در نقد علمی دیدگاهها، سیاستها و برنامههای موجود، نقش دانشگاه را در آفرینشهای علمی، روشنگری اجتماعی و پشتیبانی محققانه و اندیشمندانه از برنامههای توسعه تضعیف كرده است.
4- افزایش دسترسی به آموزش عالی از سیاستهای مهم كشور به ویژه در طول برنامههای سوم و چهارم توسعه به شمار میآید، ولی گسترش بیرویه جمعیت دانشجویی بدون تامین منابع و امكانات كافی در سالهای اخیر كیفیت آموزش عالی را به مخاطره انداخته است.
5- فقدان مشاركتهای سازمانیافته دانشگاهیان و نهادهای علمی، تحقیقاتی و آموزشی در سیاستگذاری، تعیین اولویتها و تخصیص اعتبارات پژوهش و فناوری، به توزیع ناشفاف این اعتبارات و كاهش اثربخشی پروژههای تحقیقاتی انجامیده است.
6- كاهش حمایت از انجمنهای علمی، تخصصی و حرفهای و ایجاد محدودیت برای آنها، باعث كاهش مشاركت این نهادها در فرآیندهای مشاوره و تصمیمسازی و گسترش مشاركتهای غیرنهادمند شده است.
كاهش مشاركت استادان و دانشجویان
1- بازنشسته كردن استادان ممتاز و نخبه كشور و ایجاد محدودیتهای اداری و سیاسی به ویژه در علوم انسانی و اجتماعی، موجب محروم ماندن دانشگاهها از استادان برجسته، صاحب فكر و مستقلی شده است كه سالها باعث افتخار و انگیزش دانشجویان بودهاند.
2- بر مبنای تجربیات دانشگاههای برتر، مدیران سطوح مختلف دانشگاهی از یكسو باید با مشاركت اعضای هیات علمی تعیین شوند و از سوی دیگر فضای دانشگاهها در برابر تحولات روزمره از ثبات و پایداری نسبی برخوردار باشند. در سالهای اخیر كمتوجهی به نقش و نظر دانشگاهیان در انتخاب مسوولان ردههای مختلف دانشگاهی به كاهش انگیزش و بهرهوری اعضای هیات علمی انجامیده و نقش دانشگاه در فرآیندهای گسترش پویایی و ثبات در جامعه را تقلیل داده است.
3- برخلاف سنتهای رایج دانشگاهی، جذب اعضای هیات علمی، از مقولهای تخصصی و اداری مستقل و در صلاحیت گروههای آموزشی و نهادهای درون دانشگاهی به یك پدیده پیچیده، متمركز و حتی خارج از اختیار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تبدیل شده است.
4- برخوردهای امنیتی و انضباطی با تشكلهای قانونی و منتقد دانشجویی و به تعطیلی كشاندن و تصرف فضاها و امكانات آنها و صدور احكام محرومیت از تحصیل برای فعالان دانشجویی، فضای دانشگاه را دچار ركود و بینشاطی كرده و مشاركت دانشجویان را در فعالیتهای فرهنگی و سیاسی كاهش داده است.
5- اعمال انواع سهمیههای جنسیتی، منطقهای، بومی و خاص در آزمونهای سراسری و محروم ساختن بعضی از متقاضیان تحصیلات تكمیلی با عنوان دانشجویان ستارهدار، برخی از متقاضیان برتر را از انتخاب رشته موردنظر خود یا اساسا از ورود به دانشگاه محروم ساخته است. ادامه این روند موجب سلب اعتماد عمومی به فرآیندهای سنجش علمی دانشجویان بر مبنای رقابت استعدادها و همچنین موجب كاهش امید به آینده در میان جوانان میشود.
پیامدها و انتظارات
نظام اجرایی كشور با فاصله گرفتن از تفكر كارشناسی و مرجعیت دانشگاه در زمینه توسعه پایدار، عادلانه و مردمسالار، شكافهای تاریخی بین نخبگان و حاكمیت را دامن میزند. در جامعه ایران، بر مبنای مطالعات دهه گذشته، دانشگاه از جایگاه معتبر اجتماعی و دانشگاهیان از بالاترین سطح اعتماد مردم برخوردار میباشند؛ اما روندها و رخدادهای نگرانكننده مورد اشاره، پیامدهای مخاطرهآمیزی در تضعیف منزلت دانشگاه به عنوان كانون تولید و اشاعه اندیشه خلاق، نقاد و توسعهگرا به همراه دارد. تداوم این رویهها، دانشگاه را به كانونی یكبعدی و تكصدایی و ناتوان از پاسخگویی به نیازهای گسترده و مسائل پیچیده توسعه همهجانبه تبدیل خواهد كرد. نخبگان علمی و دانشآموختگان دانشگاهی در شرایط محرومیت از مشاركت در فرآیندهای بهسازی جامعه، یا فاقد انگیزه و بهرهوری میشوند یا چارهای جز مهاجرت نمییابند. كاهش انگیزش یا مهاجرت حاملان اندیشه و دانش از كشور، جامعه مستعد ایرانی را از بصیرتها و نقدهای عالمانه این نخبگان فكری در جهت پاسخگویی خردمندانه به نیازها و چالشهای پیش رو محروم میسازد.
امضاكنندگان زیر، این بیانیه را به عنوان سندی از نگرانیها و هشدارهای خود در باب سرنوشت دانشگاه و توسعه علمی كشور منتشر و قضاوت در مورد محتوای آن را به عموم مردم به قشر فرهیخته و علاقهمندان به دانش، دانشجو و دانشگاه واگذار میكنند؛ اما همچنین امیدوارند مسوولان ذیربط با مشكلات و نگرانیهای موجود برخورد شایستهای داشته و در جهت رفع این نگرانیها اقدامات سازندهای را در پیش گیرند. بر این اساس، از دستاندركاران انتظار میرود كه به جای دنبال كردن شیوههای غیربرنامهای، متمركز و غیرمشاركتی كنونی، به تقویت دستاوردهای چشمگیر كشور به ویژه در دهه گذشته در زمینه توسعه علوم و فناوری و استقلال دانشگاهها بپردازند و بهخصوص سازوكارهای موثر در توسعه علمی پایدار همچون تقویت فضای مناسب فعالیتهای علمی و آزادی اندیشه نقاد و خلاق در بین استادان و دانشجویان را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند.
امضاكنندگان
1. دكترعباس بهرام، دكتر عزیز الله تاجیكاسماعیلی، دكتر سیدحسین سراجزاده، دكتر علیرضا مرادی، دكتر عباس منوچهری، دكتر سعید معیدفر، دكتر ناصر فكوهی، دكتر نعمتالله فاضلی، دكتر حمیدرضا جلاییپور، دكتر حسن محدثی، دكتر ابراهیم صالحیعمران، دكتر یعقوب موسوی، دكتر احمد افشار، دكتر سیدمحمد توكلی، دكتر حسن آقائی، دكتر مهدی كشمیری، دكتر محمدجواد منعم، دكتر مقصود فراستخواه، دكتر محمدامین قانعیراد، دكتر روزبه معینی، دكتر سیدحمید فتحی، دكتر مصطفی كریمیاناقبال، دكتر علی محدث، دكتر جواد شكراللهیمغانی، دكتر محمدباقر منهاج، دكتر مصطفی معین، دكتر جعفر میلی منفرد، دكتر رضا فرجیدانا، دكتر فخرالدین دانش، دكتر فرهاد درویش، دكتر سیداحمد معتمدی، دكتر عبدالرضا افتخاری، دكتر ناصر بورجردیان، دكتر اسدالله رضوی، دكتر عبدالحمید ریاضی، دكتر حسین عسگریانابیانه، دكتر مرتضی میرمحمد رضائی، دكتر اسماعیل قافلهباشی، دكتر محمدشفیع صفاری، دكتر عبدالجواد احمدی، دكتر علیاصغر سلطانی، دكتر سیدابوالحسن نائینی، دكتر مسعود البرزی، دكتر محمدرضا رازفر، دكتر عباس عباسی، دكتر مسعود شمس بخش، دكتر مهدی قمشی، دكتر محمدعلی وحدت، دكتر محمدرضا آقاابراهیمی، دكتر محمدعلی ناصری، دكتر ابراهیم واشقانیفراهانی، دكتر جعفر كامبوزیا، دكتر اكبر خیاط، دكتر رحیم عبادی، دكتر سیدناصر هاشمی، دكتر علی پایا، دكتر محمدهادی خوشتقاضا، دكتر مسعود صفاییمقدم، دكتر برات قبادیان، دكتر علیرضا ربیعی، دكتر محمدرضا تاجیك، دكتر جعفر توفیقی، دكتر یوسف ثبوتی، دكتر سیدصفدر حسینی، دكتر هادی خانیكی، دكتر فرهاد رحمتی، دكتر عبدالله رمضانزاده، دكتر محمدتقی صالحی، دكتر مجتبی صدیقی، دكتر غلامرضا ظریفیان، دكتر محمد ستاریفر، دكتر ناصر شمس، دكتر ابراهیم شیری، دكتر محمدجواد رسائی، دكتر علی قنبری، دكتر رضا سمیعزاده، دكتر جلال بختیاری، دكتر محسن كدیور، دكتر محمودرضا بهبهانی، دكتر غلامعلی منتظر، دكتر محمود مهرمحمدی، دكتر اقافخر میرلوحی، دكتر ابراهیم قاسمینژاد، دكتر تقی آزادارمكی، دكتر علی شكفتهراد، دكتر پرویز احسانزاده، دكتر حسن حاجقاسم، دكتر علی شكوریراد، دكتر بهروز وحیدی، دكتر رضا صراف، دكتر غلامرضا مرادی، دكتر سیدحسین حسینیان، دكتر محسن بهشتیسرست، دكتر حسن رئیسیان، دكتر ذكرالله محمدی، دكتر سیدعلی محمدموسوی، دكتر نصرالله عسكری، ذكتر صفر فضلی، دكتر حسین ایمانیه، مهندس سیدمحمدحسین پرویننیا، مهندس بهروز صحابه، دكتر سیدحسین صادقی، دكتر رضا افضلزاده، دكتر وحید احمدی، دكتر جلال بختیاری، دكتر ابوالحسن ریاضی، دكتر محمدعلی ادریس، دكتر محمدمهدی سالاریراد و دكتر سیدعلی میرحسن
منبع:کارگزاران
----
اخراج سه تن از اساتيد دانشگاه آزاد واحد انديمشک
مجموعه فعالان حقوق بشر
در ايران: بنابر گزارشات دريافتي ، سه تن از اساتيد عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد واحد انديمشک که پيشتر حمايت خود را از دانشجويان دانشگاه زنجان و تحصن آنان اعلام نموده بودند اخراج شدند.
اساتيد اخراجي به نامهاي ، آرزو رحيم خاني ، ايوب حيدري و حميد ايزدمنش از اساتيد نمونه و محبوب اين دانشگاه محسوب ميگرديند.
همچنين گزارش گرديده است ،کلاسهاي بسياري از اساتيد حق التدريسي در دانشگاه مذکور بنا به دلايل نامعلوم منحل گرديده است ، البته موضوع اخراج اساتيد مذکور نيز مورد اطلاع رساني قرار نگرفته و به دانشجويان عنوان گرديده است که آنان در مرخصي به سر مي برند.
----
دادستان زنجان: عدم اعلام حکم مددی، محکومیت دختر دانشجو، محاکمه دانشجویان به اتهام آبروریزی، تشکیل پرونده برای متحصنین، عدم احراز شکنجه کودکان در بهزیستی
سه شنبه ۲۳م مهر ۱۳۸۷
خبرنامه امیرکبیر: دادستان زنجان از تفهیم اتهام مددی، معاون دانشجویی متخلف دانشگاه زنجان، و دانشجوی دختر قربانی هوسبازی مددی و تعیین مجازات برای آن ها خبر داد و گفت: مجازات معاون سابق دانشجویی دانشگاه با توجه به موقعیت، میزان سن و مقام، سنگینتر از فرد دیگر است و دو نوع حکم صادر شده که در صورت قطعیت اعلام خواهد شد. اتهام در دو مورد برقراری رابطه نامشروع و جریحهدار کردن عفت عمومی بوده است. پرونده دانشگاه زنجان در دو بخش اتهام رابطه فردی بین دو نفر و از بین بردن آبروی فرد یا افرادی با غرضهای سیاسی و غیرسیاسی در دست بررسی است.
گل محمدی در ادامه با بیان این که گناه کردن یک بحث و افشای آن بحثی دیگر است، ادامه داد: بردن آبروی یک فرد امری ناپسند و بدتر از آن بردن آبروی بستگان فرد است و در این جریان افرادی با غرضهای سیاسی و غیرسیاسی به دنبال کشف و افشای آن در سطح استان، کشور و خارج از مرزها بودند و در این زمینه تعدادی از دانشجویان و غیردانشجویان احضار و حتی بازداشت شده و تفهیم اتهام شدهاند که هنوز پرونده آنان تکمیل نشده است و در صورت تکمیل به داداگاه ارائه میشود.
گل محمدی اشاره نکرد در ماجرای دانشگاه زنجان آبروی کدام یک از بستگان افراد درگیر در این ماجرا به خطر افتاده است. لازم به ذکر است در حوادث مشابه در دانشگاه کرمانشاه، سهند و… دانشجویان از سوی مسئولین به نشر اکاذیب متهم شدند و تخلف مدیران دانشگاه ها هیچ گاه رسیدگی نشد. اما در مسئله دانشگاه زنجان که دانشجویان به دنبال مدرکی جهت اثبات تخلفات گسترده مددی بودند در نهایت بازداشت و متهم شدند.
دادستان عمومی و انقلاب زنجان گفت: تا به امروز هیچ دانشجویی را به خاطر شرکت در تحصن و اعتراض به وقوع حادثه دانشگاه زنجان تحت تعقیب، بازجویی و حتی کسب اطلاعات قرار ندادهایم. در جریان تحصن و اعتراض نیز پروندههایی تشکیل شده و در حال پیگیری است؛ از جمله هتک حرمتهایی که ممکن است از سوی برخی دانشجویان به برخی افراد دیگر صورت پذیرفته باشد.
جالب آن که تا پیش از این اعلام می شد تنها برای چند دانشجویی که در جریان نجات دختر قربانی حادثه از دست معاون متخلف دانشگاه زنجان بوده اند، پرونده تشکیل شده است اما گویا قرار است دانشجویان معترض و متحصن نیز به دادگاه فراخوانده شوند. لازم به ذکر است طبق توافق دانشجویان با رئیس دانشگاه زنجان قرار بود برای هیچ یک از دانشجویان معترض در داخل دانشگاه مشکل انضباطی رخ ندهد اما از ابتدای سال تحصیلی جاری رئیس دانشگاه زنجان از ثبت نام واحدی، هاشمی و فیروزی جلوگیری به عمل آورده است.
جالب آن که گلمحمدی در زمینه پرونده یکی از مراکز بهزیستی زنجان در رابطه با کودکآزاری نیز حق را به جانب مدیران دولت داد و گفت: تعبیر شکنجه یا کودکآزاری در این خصوص تعبیر مناسبی نیست بلکه فردی با یک نگاه سنتی و نه از باب شکنجه، صدمهای در حد خفیف و ضعیف به کودکان وارد کرده است که پرونده در دادگاه مورد رسیدگی قرار گرفت و فرد متهم محکوم به پرداخت دیه شد.
این در حالی است که تصاویر منتشره در سایت های خبری حاکی از آن بود که کودکان چند ساله از سوی مسئولین مرکز بهزیستی زنجان به طرز وحشیانه ای شکنجه شده بودند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دادستان زنجان در ادامه افزود: هیچ گونه سوءنیتی از سوی مدیران بهزیستی در زمینه عدم گزارش این موضوع از سوی دادگاه احراز نشده است.
----
انتقال صباح نصري و هدايت غزالي به بند 209
مجموعه فعالان
حقوق بشر در ايران: صباح نصري "دانشجوي کارشناسي ارشد علوم سياسي دانشکده حقوق دانشگاه تهران" و هدايت غزالي "دانشجوي روانشناسي دانشگاه علامه" که در حدود 19 ماه است در زندان دوران محکوميت دوساله خود را ميگذرانند ساعاتي پيش به بند 209 زندان اوين که تحت مديريت وزارت اطلاعات اداره ميگردد منتقل گرديدند.
اين دو زنداني با قرار يکماهه بازداشت به اين بند منتقل شدند ، دلايل انتقال آنان به اين بند نامشخص ميباشد اما با توجه به اعتصاب غذاي بلند مدت آنان و وضعيت بد بالاخص هدايت غزالي احتمال ميرود در موضوع اعتصاب غذا و جهت تحقيقات به اين بند منتقل شده باشند. وضعيت جسمي هدايت غرالي بسيار بد و نيازمند رسيدگي پزشکي مي باشد.
----
جواد عليزاده روانه زندان اوين شد
مجموعه فعالان حقوق بشر
در ايران: جواد عليزاده دانشجوي اخراجي مقطع کارشناسي ارشد رشته حقوق بشر دانشگاه علامه در پي سخنراني در تاريخ 18 آذر سال 86(مناسبت 16 آذر) در دانشگاه تهران بازداشت و روانه بند 209 زندان اوين گرديد ، نامبرده پس از تحمل حدود دوماه بازداشت و سلول انفرادي در اين بند با قيد وثيقه 80 ميليون توماني تا زمان دادرسي پرونده آزاد گرديده بود.
پس از کمتر از يکسال از زمان بازداشت ، تعويق مکرر دادرسي و عدم رسيدگي به پرونده آقاي عليزاده موجب بروز مشکلاتي براي ايشان گرديده بود ازاينرو آقاي عليزاده در ابتداي هفته جاري به دادگاه انقلاب و شعبه مربوطه مراجعه و به نشانه اعتراض وثيقه ضمانتي خود را اصطلاحاً برميدارد ، از اينرو دادگاه حکم بازداشت ايشان را صادر و نامبرده در همان روز به زندان اوين منتقل گرديده است. آقاي عليزاده از اعضاي "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران" مي باشد که مقالات متعددي در زمينه حقوق بشر نگاشته و سابقه متعددي در زمينه همکاري با نهادهاي مدني داراست ، وي اميدوار است حداقل زنداني بودن وي موجبات رسيدگي پرونده ايشان را فراهم سازد.
----
شیوا نظر آهاری فعال حقوق بشر از ادامه تحصیل محروم شد
ادوارنيوز: در ادامه روند محرومیت فعالان دانشجویی از ادامه تحصیل در دانشگاه های سراسری، شیوا نظرآهاری فارغ التحصیل رشته عمران دانشگاه آزاد- واحد تهران جنوب- صبح امروز با مراجعه به سازمان سنجش، مطلع شد که نامش در لیست دانشجویان ممنوع التحصیل قرار گرفته و لذا امکان ثبت نام برای کارشناسی ارشد را ندارد.
نظرآهاری با اعلام این خبر گفت: سال گذشته در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کردم و مجاز به انتخاب رشته شدم، با این حال نامم در میان پذیرفته شدگان کنکور اعلام نشد.” وی ادامه داد:” در دو روز گذشته زمانی که قصد ثبت نام برای تکمیل ظرفیت کارشناسی ارشد را داشتم، با پیغامی مواجه می شدم که حاکی از عدم وجود چنین مشخصاتی در سایت سازمان سنجش بود، در حالی که من پیشتر کارنامه آزمونم را دریافت کرده و نامم در این سایت وجود داشت.
این فعال حقوق بشر می افزاید: امروز پس از مراجعه به سازمان سنجش برای پیگیری این مورد، اعلام کردند که فایل من از لیست سازمان حذف شده و باید به هیأت گزینش استاد و دانشجو مراجعه کنم. در آنجا نیز خانم منشی پس از پرسیدن نامم، لیست چند صدنفریشان را چک کردند و گفتند که شما نمیتوانید ثبت نام کنید و باید مشکلتان را با وزارت اطلاعات حل کنید.
شیوا نظرآهاری می گوید که در سازمان سنجش به او گفته اند تا زمانی که وزارت اطلاعات اجازه ندهد، او امکان ادامه تحصیل در ایران را نخواهد داشت. در سال های گذشته بسیاری از دانشجویان برتر دانشگاهها به سبب فعالیت های خود در دوران کارشناسی، از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شده اند. سازمان سنجش و وزارت علوم مشکل آنها را متوجه وزارت اطلاعات دانسته است.
تعدادی از این دانشجویان در هفته های گذشته با برگزاری تجمع های اعتراضی، خواهان بازگشت به دانشگاه و پاسخگویی مسئولان شدند. با این حال هرساله بر شمار دانشجویان محروم از ادامه تحصیل، افزوده می شود.
منبع:کمیته گزارشگران حقوق بشر
----
رنجنامه آرش شاهسوندي دانشجوي بهايي محروم از تحصيل
مجموعه فعالان
حقوق بشر در ايران: اصرار و درخواست يکي از دوستان مرا بر آن داشت تا شرح اين داستان کهنه و تکراري را دوباره بازگو نمايم. داستاني که اگرچه من و بسياري از هم کيشانم را به آن خو کرده ايم ليکن شايد براي شما خواننده ي محترم خالي از لطف نباشد. اخراج از دانشگاه اگرچه براي سايرين حادثه اي غريب و وحشتناک، که براي ما بهاييان که از آغاز تحصيل با انواع ممانعت ها و محروميت ها، تنها و تنها به جرم اعتقادمان عادت کرده ايم، چندان غريب نيست.
نگارش اين داستان اگرچه تکراري و کسل کننده است و براي من داستاني فراموش شده است اما برگ زرين ديگري بر کارنامه ي بانيان آن خواهد افزود، کارنامه اي که از فرط نمرات و صفحات درخشانش همچون مثنوي هفتاد مني مي ماند که اميدوارم کثرت اوراق آن زنگي در گوش مناديان حقوق بشر به صدا درآورد و آنان را بيش از پيش به تکاپو وادارد.
شهريور ماه هشتاد و پنج مطلع شدم پس از شرکت در کنکور سراسري در رشته ي مهندسي صنايع دانشکده ي فني مهندسي گلپايگان که آن روزها به نام صنعتي شريف و شعبه ي از آن معروف بود پذيرفته شده ام. دانشگاه همانقدر که براي همه ي همسالانم جذاب است براي من و هم کيشانم چون دژي ناشناخته بود که نزديک سي سال درهايش بروي ما بسته بود. چون روز روشن بود که گشايش درب دانشگاه هم چيزي نيست جز بازي جديد براي بازيچگان مظلومي مانند ما. حتي فکر مي کردم ثبت نام اوليه هم انجام نخواهد گرفت اما اينگونه نشد و ثبت نام بدون هيچ حرف و حديثي انجام گرفت. اگرچه پايان کار بديهي و روشن بود اما تصميم گرفتم براي اينکه بهانه اي در دست اولياي امور نباشد از هرگونه اقدامي که شايد باعث ايجاد حساسيتي گردد دوري کنم. لذا از اقامت در خوابگاه دانشجويي انصراف داده و رهسپار مهمانسراي شهر گشتم و با جديت مشغول تحصيل شدم. هوش و حواسم را فقط و فقط متمرکز درس و کتابم کردم و از هرگونه فعاليت سياسي و اعتراضي که در بين دانشجويان معمول است احتراز جستم.
آري، ترم اول با وجود تمام نگراني ها و بلاتکليفي ها، براي من با موفقيت کامل سپري شد و من به عنوان دانشجوي ممتاز شناخته شدم و البته از همه مهمتر دوستاني يافتم که بر خلاف اولياي امور رفتارشان با من مملو از انصاف و انسانيت بود و عدالتخواهي و صداقتشان بعدها بيش از پيش بر من اثبات گرديد. بهمن ماه 85 براي انتخاب واحد ترم دوم به دانشگاه مراجعه کردم که مسئول آموزش دانشکده به من اطلاع دادند که به دليل مشکلي نمي توانند انتخاب واحد مرا بپذيرند و من بايد به مسئول حراست دانشکده جناب آقاي بياتي مراجعه کنم. هماندم در دل با خود گفتم :" پس اتفاق افتاد، خداحافظ تحصيلات عاليه، خداحافظ مهندسي صنايع و خداحافظ صنعتي شريف گلپايگان."
وقتي به مسئول حراست دانشکده مراجعه کردم ايشان اظهار داشتند پرونده شما نقصي دارد که بايد بررسي و برطرف شود و رسيدگي را به فردا موکول کردند. گويا سندروم "فردا مراجعه کنيد" به شهر کوچک گلپايگان و دانشکده کوچک ما نيز سرايت کرده بود. البته اينکه چطور يک ترم کامل طول کشيده بود تا مسئولين اين دانشکده کم جمعيت که روي هم رفته 400 نفر دانشجو ندارد متوجه نقص پرونده من شدند و آن هم درست در موقع انتخاب واحد اندکي جاي تعجب داشت. قضاوتش با شما.
بالاخره بعد از چند روز مراجعه مسئول حراست به من گفتند که نقص پرونده شما مربوط به بخش مذهب است که هيچ کدام از چهار مذهب موجود را انتخاب نکرده بودم. پاسخ من نيز روشن بود، چون به هيچ کدام از مذاهب نامبرده در فرم مربوطه اعتقاد نداشتم و در نهايت بنابر درخواست ايشان در فرم مربوطه اعتقادم به ديانت بهايي را مرقوم داشتم و در نتيجه پس از چند روز ايشان از طرف رياست دانشکده آقاي دکتر اکبري به بنده شفاها ابلاغ کردند که به دليل اعتقادم به ديانت بهايي بنده ديگر حق انتخاب واحد و تحصيل در اين دانشکده را نخواهم داشت.
و اما بشنويد از ملاقات پربار من با رياست دانشکده، جناب آقاي دکتر اکبري:
اگرچه مسئول حراست قبلا از قول رياست دانشکده، دليل ممانعت از انتخاب واحد بنده را اعتقادم به ديانت بهايي عنوان کرده بودند اما ايشان در ملاقات حضوري سخني دگرگونه اظهار داشتند. حدود ربع ساعت بنده در دفتر ايشان به اقامه ي انواع ادله نقلي و عقلي و شايد هم غير عقلي پرداختم و آنچه از قوانين چه از نوع اساسي و چه غير اساسي که مي دانستم را براي ايشان بازخواني کردم که دستور شما باعث توقف انتخاب واحد بنده شده و شما بايد جوابگو باشيد اما جواب ايشان بجز اين جمله چيزي نبود :"به من مربوط نمي شود. من اطلاعي از مشکل شما ندارم. بايد به وزارت خانه (علوم) مراجعه کنيد." و البته به وزارت علوم و همچنين سازمان سنجش مراجعه کردم و راهروها و اتاق هاي بسيار را در اين ادارات پيمودم و نامه هايي که دست به دست با يک مهر و امضا و يک نامه ارجاعي ضميمه شده از جايي به جايي ديگر فرستاده ميشد تا در انتهاي اين کلاف سردرگم به جناب آقاي دکتر نوربخش مسئول گزينش استاد و دانشجو سازمان سنجش ختم شد. ايشان هم در چند نوبت ملاقات حضوري ضمن ابراز همدردي با من داغدار، اين نکته را خاطرنشان کردند که از هيچ کوششي براي مطالبه حقوق پايمال شده جوانان بهايي فروگذار نکرده اند. به راستي اين همه احساس مسئوليت، اين همه انسانيت و اين همه عدالتخواهي در بين مسئولين کدام کشور يافت ميشود؟
در نهايت هم آب پاکي را روي دستان بنده ريختند : "شما برو خونت، اگر بهبودي در وضعيت حاصل شد خودمون خبرت مي کنيم." باش تا صبح دولتت بدمد.
به هر ترتيب يک ترم تحصيل من در دانشکده فني مهندسي گلپايگان و البته در حدود يک ترم ديگر تلاش و دوندگي بين تهران و گلپايگان و در ميان راهروها و اطاق هاي وزارت علوم و سازمان هاي تابعه و مصاحبت مديران ارشد اين وزارتخانه، سپري شد و براي من خاطره اي ماند از دانشگاه و تحصيلات عاليه. تحصيلات عاليه اي که قانون اساسي کشورم وعده داده است که همه ي مردم صرف نظر از اعتقاداتشان حق بهره مندي از آن را دارند و هيچ انسان ايراني را نمي توان از آن محروم کرد. اما نه تنها غمزده و پشيمان نيستم بلکه سربلند و خوشحالم که به خاطر به دست آوردن امتياز تحصيل پاي بر روي اعتقاداتم نگذاشتم که اصلاح و اعتلاي وطن عزيزم و خدمت به آن جزء لاينفک اين اعتقاد است و من ايمان دارم که آه مظلوم عاقبت گريبان ظالم را خواهد فشرد و پروردگار عالم از ظلم احدي نگذشته و نخواهد گذشت.
آرش شاهسوندي
22/7/87
|